English – دری : D
3503 of 64884 words
d اروین یالوم · جروم دیوید سالینجر · د · دوایت آیزنهاور · دیوید وارک گریفیث · فرانکلین دلانو روزولت
da تریستان دا کونا · تریستان دکونا · رمز داوینچی · لئوناردو داوینچی
dab آهسته زدن · تپ · تاب خوردن · قالب · پیچیدن
daba دباء البیعة
dabashi حمید دباشی
dabble نم زدن
dabs سفرهماهي دمزرد · ماهیان لیماند
dachshund داشهوند
dacnusa داکنوزا · داکنوزا سیبیریکا · داکنوزای سیبریایی
dacoit پاکستان
daconil داكونيل · کلروتالونیل
dacrycarpus داکریکارپوس
dacryodes داکریودس · داکریودس ادولیس · داکریودس اکسلسا
dactuliophora داکتولیوفورا
dactyl انگشت · رقم
dactylella داکتیلهلا
dactylifera فنیکس داکتیلیفرا · نخلهاي خرما
dactylis جنس علف باغ · جنس پنجهک · داکتیلیس · داکتیلیس گلومراتا · علف باغ
dactylitis ورم انگشت
dactylium داكتيليوم · هیپومیسس
dactyloctenium جنس علف پنجهای · داکتیلوکتنیوم
dactylogyridae داکتیلوژیریده
dactylogyrus داکتیلوژیروس
dactyloides بوکله داکتیلوییدس · تریپساکوم داکتیلوییدس · علف گاما
dactylon سينودون پولهوانسياي · سینودون داکتیلون · علف باهاما · علف برمودا
dactylopiidae داکتیلوپیایده
dactylopius داکتیلوپیوس
dactylopteriformes داکتیلوپتریفورمس
dactylopterus داکتیلوپتروس
dactylorhiza جنس غدهانگشتی · داکتیلوریزا
dacus داکوس · استرومتا تريوني · استرومتا كوكوربیتائه · باکتروسرا اولئائه · باکتروسرا تریونی · باکتروسرا دورسالیس
dad بابا · باباجان · پاپا · کشیش ناحیه · پدر · باب
dada دادائیسم · باباجان · پاپا · کشیش ناحیه · بابا · پاپ
daddy عنکبوتهای خرمن · دروگر · بابا · باباجان · پاپا · کشیش ناحیه
dadfar رنگین دادفر سپنتا
dadforuz دادفروز گشنسبان
dadman رحمان دادمان
dadra دادرا و ناگار هاویلی
dae جواهری در قصر
daedal متخصص
daedalea ددالئا · ددالئا کوئرسینا
daedalus دایدالوس
daei علی دایی
daemon روح پلید · نیمه خدا · دیو · شیطان
daemonorops دمونوروپس
daffodil برواق · نرگس زرد · نرگس
daffodils جنس نرگس · نارسیسوس · نرگسها · گلهاي نرگس
daft دفت پانک
dag کپهداغ
dagerman استیگ داگرمن
dagestan داغستان
dagestani داغستانی
dagger خنجر · دستۀ خنجر · دشنه · کارد · خنجر زدن
daggers خانه خنجرهای پران · زهر چشم
daghestan داغستان
dagobert داگوبرت سوم · داگوبرت یکم
dagon داجون
dagwood پنیر
dahae داها
dahila گن کوکب
dahl رولد دال · سیر
dahlia جنس کوکب · داهلیا · کوکب · گل کوکب
dahliae ورتيسيليوم داهليه · ورتیسیلیوم داهلیائه
dahmer جفری دامر
dahomey بنین · جمهوري خلق بنين · داهومي
dahuk دهوک
dahurian لاريكس داهوريكا · لاریکس گملینیای
dahurica لاريكس داهوريكا · لاریکس گملینیای
daidzein دایدزئین
daikokuten دایککوتن
daikon دایکون
dailamites دیا لمه
daily استرزاق · باروزه · دريافت قابل تحمل روزانه · دریافت قابل پذیرش روزانه · رزاق · روزافزون
daimon روح پلید
daintiness شیکی · مشکل پسندی
dainty رسمی وخشک · سلیقه دار · مشکل پسند · چیز لذت بخش · خیلی محتاط · لذیذ
dairies لبنیاتسازیها
dairy بهداشت شير · بهداشت لبنی · بهرهدهي لبني · تجهیزات لبنیاتسازی · تعاونیهای لبنی · توليد لبنيات
dais منب · جعبه صابون · کرسی خطابه · منبر · منقار · خوازه
daisy گل مرواريد · گل مروارید · داودی · گل آفتابگردان · گل داودی
dajjal دجال
dakahlia دقهلیه
dakhiliyah منطقه داخلیه
dakhini زبان دکنی
dakota دانشگاه ایالتی داکوتای شمالی · دانشگاه داکوتای شمالی · داکوتای جنوبی · داکوتای شمالی · داکوتایی · ساختمان داکوتا
dakshayani ساتی
daktulosphaira داكتولوسفايرا · داكتولوسفايرا ويتيفوليائه · فيلوكسرا واستاتريكس · فيلوكسرا ويتفوليائه · ويتئوس ويتيفوليه · فیلوکسرا
dal جانتا دال · دریاچه دال
dalai دالایی لاما
dalasi دالاسی گامبیا
dalasis دالاسی گامبیا
dalbergia آبنوس سنگال · جنس شیشم · دالبرژیا · دالبرژیا اولیوری · دالبرژیا رتوزا · دالبرژیا سیسوئو
dalbergioides سرخچوب · سرخچوب اندامن · پتروکارپوس دالبرژیوییدس · پدواك اندامن
dalbulus دالبولوس · دالبولوس مایدیس
dale دره کوچک · درۀ کوچك · دره · بازه · خلیف · ماهور
dalecarlian سوئد
dales بازه · خلیف · دره · وادی
dallas دالاس · دالاس ماوریکس
dalliance طنازی · غمزه · کرشمه · دلبری
dallis ارزن باتلاقی · داليس گراس · چمن پایابی · پاسپالوم دیلاتاتوم
dalloway خانم دالووی
dally سرسری گرفتن · عشقبازی کردن
dalmatia دالماتیا
dalrympleana اوکالیپتوس دالریمپلئانا
dalton جان دالتون
dalí سالوادور دالی
dam آب بند · برغ · برغاب · بنداب · سد · سد بستن
dama آهوی حنایی · داما داما · گوزن زرد · آهوی زرد · خانم · بانو
damage آستانههاي صدمه اقتصادي · آسيبهاي تابش · آسیب · آسیب رساندن · آک · بيماري ناشی از تابش
damaged آفتاب خورده · باران دیده · باران رسیده · ريشه دار · زیان دیده · زیان زسیده
damages عرضحال خسارت دادن · غرامات جنگی · غرامت کشیدن · ارتجاع · تاوان · خاسر
damaging حشرات زیانبار بذر · حشرات زیانبار میوه · حشرات زیانبار گل · مخل · بذرخوارها · افساد
damalinia دامالینیا
damars دامارها · صمغ سندروس · کوپالها · کینوها · کینوهای صمغدار · رزینها
damascena گل محمدی · پرونوس انسیتیتیا · پرونوس ايتاليكا · پرونوس داماسنا
damascene دمشقی · شامی
damascus دمشق · دمشق الشام · شمشیر آبدار · دمشقی · شام
damask حریر گلدار · دبیقی · قناویز · پرند · پرنیان · گل محمدی
damasus دامازوس
damavand شهرستان دماوند · کوه دماوند
dame دانشگاه نوتردام · مادر روز گر · کدبانو · بانو · دختر دهقان · عروسک
damghan دامغان · شهرستان دامغان · نبرد دامغان
damien دیمین هرست
damietta دمیاط · دمیاطی
daminozide دامینوزید · ديمتيلآمينوسوكسيناميك اسيد
damma ضمه · پیش
dammara آگاتيس لورانتيفوليا · آگاتیس دامارا
dammars دامارها · صمغ سندروس · کوپالها · کینوها · کینوهای صمغدار · رزینها
damme ژان کلود ون دم
damming سد بندی
dammini ايگزودس دامينياي · ایگزودس اسکاپولاریس
dammit لعنتی
damn بلعنت خدا نمی ارزد · لعنتی · لعنت · بی برگ · سر در گم · اهمیت دادن
damnable لعنتی
damnation لعن
damned اهل جہتم · اهل جہنم · اهل دوزخ · جہنمی · دوزخی · رجیم
damnosum سیمولیوم دامنوزوم
damoiselle خدمتکار
damon جایزه یادبود دیمون نایت · مت دیمون
damosel خدمتکار
damozel خدمتکار
damp اطاق مرطوب · دلمرده کردن · رطوبی · مرطوب · مرطوب کردن · نم
dampen دلمرده کردن
damper خفه کن · شال گردن · كوره · کوره
damping مرگ گیاهيچه · گياهچهميري پيشرويشي · گیاهچهمیری · میرایی
dampish نم
dampness مرطوبی · نمناکی · نمی · نم · نمسار · زغار
dams اثرات مادري · سدها · سدهای خاکی · مادري · والدين ماده · ويژگي مادري
damsel آسيابكها · سنجاقكها · سنجاقکیان · خدمتکار · ناجوربالیان
damson آلوچه · اجاس · الو
damsons آلوچهها · گوجهها · آلوها
dan دان · دن براون · دن فلاوین
danaus دانوس · دانوس پلکسیپوس · شهریار · پروانههاي علفشير · سلطان
dance برفشاندن دست · ته دانسان · داء الرقص · دانس · دست افشاندن · دست برافشاندن
dancehall دانسینگ
dancer رقاص · رقصنده · دست انداز · دست زن · شارخوار · لولی
dances با گرگها میرقصد · راقص · رقصنده
dancing دست افشان · رقص کنان · وشتن · دست زنان · رقص · رقص شمشیر
dancingparty مجلس رقص
dandelion قاصدک · قاصدی · گل قاصدی · تاراگزاکوم کوکساگیز · قاصدك روسي
dandelions تاراگزاکوم · جنس قاصدک · جنس گل قاصد · قاصدكها
dander خشم وغضب
dandiacal جلف
dandruff بهق · شوره سر · شورہ سر · شوره
dandy خود ساز · خوش تیپ · جلف · مزلف · کج کلاه · خوش لباس
dandyish شیك · خود ساز
dandyism جلفی · شیک پوشی · خود سازی · شیکی
dane دانمارکی
daneshvar سیاوش دانشور · سیمین دانشور
danger استره لیسیدن · بیم جان · تروريسم · حشل · خطر · در معرض خطر گذاشتن
dangerless بیخطر
dangerous بیداء · جانبازی · خطر ناك · خطرناک · خطره گاه · خطیر
dangerousness خطرناکی
dangers آفات
dangi تقویم دانگی
dango دانگو
daniel دانیال · دانیال لیبسکند · دانیل بارنبویم · دانیل برنولی · دانیل د لئون · دانیل پرل
daniela دانیلا چیکارلی
danielle دانیل پلتکا
danish دانماركى · دانمارکی · کرون دانمارک · زبان دانمارکی · کرون
danishmends دانشمندیان
dank مرطوب
danseuse رقاصه
dante دانته آلیگیری
danthonia دانتونیا · علف والبي
danube دانوب · رودخانه دانوب · ماهی آزاد دانوب
daoud محمد داود خان
daphne جنس برگبویی · جنس مازریون · دافنه
daphnia دافنیا · دافنیا مگنا · دافنیا پولکس
dapple لکه کوچک · خال · رگه
dappled خال خالی
daqiqi دقیقی
dar دارالسلام
darab داراب
darabont فرانک دارابونت
darband دربند
dardanelles داردانل
dare جرأت بخرج دادن · جرأت کردن · جرات کردن · جسارت کردن · فرض كردن · نفس کشیدن
daredevil بی باک
darfur دارفور جنوبی · دارفور شمالی
dargah درگاه
dargwa دارقینی · دارگوا
dari دری · دری زرتشتی · فارسی دری
daric دریک
daring سرانداز · فاتڭ · متجاسر · متہور · با تهور · با جرأت
daringly متہورانه
darius داریوش · داریوش خنجی · داریوش سوم · داریوش یکم · کتیبه داریوش در سوئز
dariush داریوش شایگان · داریوش صفوت · داریوش فروهر · داریوش مهرجویی · هتل بزرگ داریوش · داریوش
dark انجل دارک · انرژی تاریک · تاریك · تاریک · تم · دیجور
darkblue سرمه ای
darkcolored سبزچرده · شبرنك · سبزه
darken تاریك شدن · تاریك کردن · تاریک شدن · تبره کردن
darkinjung آسترالیا
darkling در تاریکی · در تیرگی · خرچسنه · جعل
darkness تاریکی · تیرگی · دجاء · دجیت · دلس · دلست
darknesses ظلمات
darko دانی دارکو
darling دلارام · دلنواز · رود دارلینگ · عزیزم · جگر گوشه · فریبا
darmian شهرستان درمیان
darmstadtium دارمشتاتیم · دارمشتادیم · دارمشتادیوم
darn ژدن · لعنتی · رفو کردن · لعنت
darned بی برگ · سر در گم
darnel گندم دیوانه · تلخه · تلخك
darner رفو گر
darning رفو · رفو گری · سنجاقک
darren حماسه دارن شان
dart تند راه رفتن · حرکت تند · دارت · سرعت داشتن · زوبین · نقل مکان کردن
darter تیر انداز
darting رمی · جہنده
dartmouth کالج دارتموث
dartre قوباء
dartrous سودایی · قوبائی
darussalam برونی دارالسلام · وقت برونئی دارالسلام · برونئي دارالسلام · بروني
darvish درویشخان
darvishian علیاشرف درویشیان
darwin داروین · چارلز داروین
darya آمو دریا · آمودریا · جیحون · سيردريا · سیردریا · فرهاد دریا
daryoush داریوش آشوری · داریوش همایون
das سرمایه
dash تمامخط · خط تیره · خط تیره کشیده · خط ربط · خط موجدار · سهچهارمخط
dashboard داشبورد · گل گیر
dashed منقوط
dasheen كوكويام · گوشفیل
dashing به سرعت باد · متموج · تصادم · مصادم · ناامیدی · یاس
dashkasan داشکسن
dashtestan دشتی
dashti دشتی · علی دشتی
dasineura داسینورا · داسینورا براسیسه
dassault داسو فالکن · میراژ
dastakert داستاکرت
dastard نامرد
dastardliness بیغیرتی · نامردی
dastardly بیغیرت ـ بی غیرت · نامرد
dasyatis داسیاتیس
dasycarpa ماشك روسي · ماشك سيبريايي · ماشك گلخوشهاي · ماشک زمستانی · ويسيا داسيكارپا · ویسیا ویلوزا
dasycarpum آسر داسيكارپوم · آسر ساکارینوم · افراي سفيد · افراي نرم · افراي نقرهاي · افرای قندی
dasychira داسیکیرا
dasyclados سالیکس داسیکلادوس
dasyneura داسینورا
dasystachyum آگروپيرون داسيستاكيوم · الیموس لانسئولاتوس
dasytricha ايزوتريكا · تتراهيمنا · داسيتريكا · هولوتریکیا
data اشیاه داده ای همکاری · اطلاعات · اعتبار داده ها · اكتساب دادهها · انتقال داده ها · بازيابي دادهها
databank پایگاه دادهها
databanks بانك دادهها · دادگانها · پایگاه دادهها
database بانک اطلاعات · بانک اطلاعات اینترنتی فیلمها · برنامه کاربردی از نوع پایگاه اطلاعات · دادگان · پایگاه اطلاعات · پایگاه اطلاعاتی صندوق پستی
databases بانك دادهها · دادگانها · پایگاه دادهها · بانک اطلاعات · دادگان
datagram قرارداد دادهنگار کاربر
datalogy انفورماتیک
datasheet نمای ورقه داده ها · ورقه داده ها
datatac دیتاتک
date بردی · تاريخ درخواست · تاریخ انقضا · تاریخ نہادن · تمره · خرما
dated مورخ
dateless بی انتها · نامناسب
dates تمر · خرماخرك · خرماها · رطب · پنك · غوره
dating تعیین تاریخ رادیوکربن
datiscaceae داتیسکاسه
dative اعطایی · حالت مفعولی
datum داده · حس
datura جنس تاتوره · جنس داتوره · داتورا · داتورا آلبا · داتورا استرامونیوم · داتورا اينرميس
daub لک · خط اتحاد · عیب
dauber کثافت کار
daubing کثافت کاری · اندود
daubledealer گندم نمای جو فروش
dauci آلترناریا دائوسی
daucus جنس زردک · جنس هویج · دوکوس · دوکوس کاروتا · هویج خودروی
daughter ابنة · بنت · توران دخت · خاتون جنت · خاتون قیامت · خاتون محشر
daughters فرزند ماده · فرزندهای ماده · بات
daunt رام کردن · هراس کردن
dauntless بی باك ـ بیباك · سرانداز · پرجرات · با جرات · بی محابا · نترس
dauntlessly بی باکانه
dauphin گرازدریاءی
davachi دوهچی
davainea داوینئا
davaineidae داوینهایده
davar علیاکبر داور
dave دیو بروبک
davenport دونپورت · تخت
david خاتم سلیمان · داود · داوود · داوید آلفارو سیکهایروس · داوید بن گوریون · داوید ساسونی
davies همنوايى
davis آنجلا دیویس · جفرسون دیویس · مایلز دیویس · وقت دیویس · پتی دیویس
davy بستر اقیانوس · هامفری دیوی
daw زاغچه · کلاغ · زاغی
dawdler کند کار
dawing سپیده
dawkins ریچارد داوکینز
dawlatova منیژه دولت
dawn خیط ابیض · دم صبح · سحر · سحرگاهان · سپیده · سپیده دم
dawning سپیده دم
dawood سنن ابوداود
day از امروزیك هفته · اسفند · اسفندار · اسفندارمذ · اندرجاه · ایام متبرکه
dayak حزب بومیان سارواک · دایاک
dayan موشه دایان
dayblind اخفش · روز کور
dayblindness روز کوری
daybook دفتر روزنامه
daybreak سحر · طلوع خورشيد · طلوع فجر · سپیده · فجر · سپیده دم
daycare كودكستان · کودکستان
daydream رویا دیدن · افکار پوچ · خیال خام
daydreaming افکار پوچ · خیال خام
daykundi ولایت دایکندی
daylength دوره نوري · طول روز · نوردورگی
daylight تغییر ساعت تابستانی · روز روشن · روشنی روز · نور آفتاب · نور خورشید · وقت تابستانی آتلانتیک
daylilies جنس زنبق دشتی · زردسوسنها · سوسنهاي زرد · همروکالیس
days اوائل · ایام · ایام عاشورا · بازگشت صدروزه ناپلئون · برگشته ایام · بیشتر روزها
daysman میانجی
dayspring فجر
daystar ستاره بامداد · ستاره صبح · زهره · خورشید
daytime روز · روشنی روز · مدت روز · هنگام روز · روز روشن
dayton دانشگاه دیتون · دیتون
daze گيج كردن · بلاهت · ابهام
dazo كولئوس اسكولنتوس · كولئوس دازو · پلکترانتوس اسکولنتوس
dazomet دازومت
dazzle خیره کردن
dazzled خیره چشم · خیره · خیره شدن
dazzling زرق و برق · خاطف · خیرگی · خیره کننده · مشتعل · دریده
daşoguz استان داشاغوز
dbe اتیلن دیبرومید
dc جریان برق مستقیم · کنترل کننده حوزه · منطقه کلمبیا
dce تجهیزات ارتباط داده ها
dcmo کربوکسین
dcmu دیورون
ddr آلمان شرقي · جمهوری دموکراتیک آلمان
ddt ددت · ديكلروديفنيلتريكلرواتان
ddup دیکلرووس
de آرتور دو گوبینو · آفريقاي غربي اسپانيايي · آلفونس دولامارتین · آنتوان دو سنتاگزوپری · آنتونیو ده الیویرا سالازار · الکسیس دوتاکویل
deacidification اسیدزدایی
deacon شماس
dead آهنگ عزا · اموات · انجمن شاعران مرده · اهل قبور · بایگانی راکد · بحر المیت
deaden کر کردن · دلمرده کردن · سر کردن
deadening یبوست · احاله به محال · تعلیق به محال · ناراضی · خسته کننده · کج خلق
deadhead مهمان
deadline فرجه · ضربالعجل
deadliness کوشندگی
deadlock پات · گیر
deadly بلادون · ذعاف · ذفاف · ذفیف · زهر قاتل · زهر هلاهل
deadpan بی حالت · نارسا · پوست کلفت · فريباميز
deadwood مردهچوب · چوب مرده · بته
deaf اصم · بی مغز · دستگاه تلفن ناشنوایان · صاغر مار · صم · ناشنوا
deafen کر کردن · کر شدن
deafening رعد اسا · صاعقه وار
deafness صمم · نا شنوایی · کری
deal اجحاف کردن · رفتار كردن · پرشیر · چوب صدویر · چوب صنوبر · کج باختن
dealbata آكاسياي نقرهاي · آکاسیا دآلباتا · حساسه · گیاه حساس
dealer انتیك چی · خرده فروشی کردن · سقط فروش · طیوری · قزاز · معاملهگر
dealership آژانس
dealing بار خانه فروشی · بدمعاملگی کردن · برده فروشی · خوش معامله · سرو کار · سمساری
dealings بیحسابی کردن · ریا کاری
deals معامل
deamination آمینزدایی · دآمیناسیون
dean جیمز دین · ریش سفید ـ ریشسفید · سرکرده · شیخ السفرا · بزرگتر
deanship ریشسفیدی
dear اخوی مقامی · ارجمند · برادر عزیز ـ برادر جان · خانم جان · سال گرانی · عزیز
dearest مورد علاقه · انگبین · شهد · محبوب
dearie محبوب
dearly عزیز
dearness ارجمندی · عزیزی · غلا · گرانی
dearth خشك سالی · عدد کم · قحط · قحط و غلا · قحط وغلا · كميابي و گرانی
deary محبوب
death ابویحی · اجل معلق · احتضار · ارتجال · از سرما مردن · بازجذب جنيني
deathbed بستر مرگ
deathlike مرگبار · مرگ وار
deathly مرگ وار · هری پاتر و یادگاران مرگ · مرگبار
deathrate مرگ ومیر · بشریت
debacle بطری شراب · شکست مفتضحانه · ناکامی · افتضاح
debar محروم کردن · مانع شدن · برگرداندن · دفع کردن
debarking پوستزدايي درخت · پوستكني شيميايي درخت · پوستگیری از درخت · پوستکنی
debarment ممانعت
debaryanum پیتیوم دباریانوم
debaryomyces دباریومیسس
debase پست کردن · بلااثر کردن · تباه شدن · فاسد شدن · ناپاک ساختن · بی حرمتی کردن
debased جازده · معمولي
debasement جعل و تزویر · استحاله · تنزل
debasing خوار کننده
debatable مورد دعوا · قابل بحث
debate تعمد کردن · عمدا انجام دادن · مذاکرات پارلمانی · مناظره کردن · کنکاش کردن · بحث
debater مناظر · مناظره کننده
debauch بلااثر کردن · تباه شدن · فاسد شدن · ناپاک ساختن · بی حرمتی کردن · تباه کردن
debauched افسار گسیخته · هرزه
debauchee بدعمل · جنده باز · خلیع العذار · فاجر · افسار گسیخته · فاسق
debaucher غاصب
debauchery بد عملی · تردامنی · جندخ بازی · شہوت پرست · فجور · فسق
debbie دبرا هری
debeaking نوکچینی
debenture حواله دولتی · سہام قرضه · سہم قرضه
debentures اسہام قرضه · سہام قرضه
debian دبیان
debilis گراسیلاریا دبیلیس
debilitate ناتوان کردن · سست کردن
debilitating معجز
debility ضعف و ناتوانی · ناتوانی · وهن · تکسر · سستی · ضعف اخلاق
debit برك بدهکار · حساب بدهی · ستون مدبون
debitor بدهکار · ستون بدهکار · مدیون
deblossoming تنكسازي گل · شکوفهزدایی · تنكسازي
debonair مودب · شاد
debonaire مودب · شاد
deboned گوشت بیاستخوان · گوشت استخواندار · گوشت لخم
deboning استخوانزدايي · بیاستخوانسازی
debonnaire مودب
deborah دبوره
debrief پرسش کردن
debris خرده سنگ · سنگ نتراشیده · قلوه سنگ · باقی مانده · ریزه · اشغال
debs یوجین دبس
debt استهلاك بدهي · بازپرداخت بدهيها · بدهکاری · بدهی · بدهی خارجی · بدهی خصوصی
debtor بده کار ـ بدهکار · دین دار · قرض دار · مدیون · نیشك · بدهکار
debtors اصحاب دیون
debts دیون عمومی · زیربارقرض · قرض داشتن · قروض · گرفتار قرض · استهلاك بدهي
debug تصحیح خطاعا · تهى کردن
debugger تطهير كننده
debussy کلود دبوسی
debut اغاز کار · شروع به کار کردن
debye پیتر دبیه
dec دسامبر
decade دهساله · دهه · مدت ده ساله
decadence انحطاط · تنزل · زوال
decadency انحطاط · تنزل
decadent منحط
decades اعشار
decaffeination کافئینزدایی
decagon ده ضلعی · دهضلعی · ذوعشرة اضلاع
decahedron ده سطحی
decal عکس برگردان
decalcomania عکس برگردان
decameron دکامرون
decamethrin دكامترين · دلتامترین
decamp ازمیدان در رفتن · کوچ کردن · کوچیدن · دررفتن · گریختن
decamping کوچ
decampment کوچ
decandra فيتولاكا دكاندرا · فیتولاکا آمریکانا
decane سرکرده
decanoic اسید كاپريك · دكانوييك اسيد · دکانوئیک اسید · کاپریک اسید
decant ظرف بظرف کردن
decanter تنك · مینا · تنگ
decanting سرریزکردن
decapitate گردن زدن · سربریدن
decapoda دهپایان · دهپاییان · دکاپودا
decapolis سۇرىي · سۈرىيە · سوریه
decapterus دکاپتروس
decarboxylase گلوتامات دکربوکسیلاز
decarboxylases آلدئيد ليازها · آلدولازها · دكربوكسيلازها · كربوكسيلازها · كربوكسيليازها · هيدراتازها
decay اختلالات انباشتگي · بيماريهاي انباشتگي · بيماريهاي پسبرداشت · تجزیه شدن · فاسدشدن · متلاشی شدن
decayed کرم خوردن · کرمو · رمیم · گندیده · ضائع · ضایع
deccan دكن · كنف دكن · هیبیسکوس کانابینوس
decease مرگ · هلاک شدن · ناگهان ناپدیدشدن · تلف شدن · مردن · موت
deceased مرحوم · متوفی · شخص متوفی · مرده · رفته
decedent شخص متوفی
deceit اورند · اوند · حیله · خدعه · ستاوه · فریب
deceitful خادع · دغا باز · دغلی کردن · دو رو و دورنك · سیاه کار · غادر
deceitfully مزورانه · جازدن
deceitfulness دغا بازی · دوال بازی · سیاه کاری · فریب سازی · نیرنك سازی · دغلی
deceivable فریب خور · گول خور ـ گولخور
deceive اورندیدن · فریفتن · کرشیدن · کریسیدن · بازی دادن · دغا زدن
deceived بازی خوردن · خائب · خر شدن · دغا خوردن · رنك شدن · فن خوردن
deceiver غشاش · غلط فرما · غادر · فریب ساز · گولزن · جربز
deceiving ختل · دجل · نادان فریب · جادوفریب · فریبا
decelerate کند ساختن
deceleration کاهش سرعت
december دسامبر · کانون اول
decemlineata سوسك سيبزميني · سوسك كلرادو · لپتینوتارسا دساملینئاتا
decency حیاء ـ حیا
decenful آپاردی
decennary دهساله · دهه
decennium دهساله · دهه
decent خوش آیند · خوش نما · پاك دهن · بانزاکت · بس · بسنده
decently خوش زبان
decentralisation عدم تمرکز
decentralization تمرکززدایی · عدم تمرکز
decentralize غیر مرکزی
deception ادهان · فریب · فریب خوردگی · نیرنك · نیرنگ · گول
deceptive غلط فرما
decibel دسیبل
decide تصمیم گرفتن · جازم شدن · رفع كردن · فیصل دادن · مصمم شدن · حکمیت کردن
decided رأی ما بر این قرار گرفت · قرار شدن · خاتمه یافتن · مصمم
decidedly البته
deciding تصميمگرفتن · تصمیم گیری · جازم · جزم · فاصل · تصمیمگیری
decidua سياهكاج اروپايي · لاريكس اروپئا · لاریکس دسیدوآ
deciduous برگریز · تودههاي جنگلي مختلط · جنگلهاي خندانشونده تابستاني · جنگلهاي شمالي و برگريز · جنگلهاي چندگونه · جنگلهای تابستانی برگریز
deciliters دسیلیتر
decilitres دسیلیتر
decimal اعداد دهدهی چینی · اعشار متناوب · اعشاری · دهدهی · ممبز اعشار · کسر اعشاری
decimals اعشار
decimate خراب كردن · تبديل کردن به نقد · خنثی نمودن · نابود کردن · خاموش کردن
decimeter لیتر
decimeters دسیمتر
decimetre دسیمتر · لیتر
decipher کشف کردن
decipherment رمز گشایی · استخراج
decision اخذ تصممیم · تصممیم گرفتن · تصميم · تصمیم · تصویب نامه · حتم
decisions تصمیم
decisive برهان قاطع · جنك قطعی · جازم · رأی قاطع · فاصل · برهانی
decisiveness قاطعیت
decius دقیانوس
deck تجهیزات ماهیگیری عرشهای · تزیین نمودن · صفحۀ کشنی · عرشه · کشتیدم · آرایش کردن
deckchair بانوج
decker جنيفر دكر
declaim دکلمه کردن · رجز خوانی کردن
declamation رجزخوانی
declaration اظهار نامه · اعلامیه استقلال ایالات متحده آمریکا · اعلامیه جهانی حقوق بشر · اعلان جنك · عرض داشت · ورقۀ اظهارنامه
declarative اخباری · جملۀ اخباری · اظهاری · اعلانی
declaratory اظهاری · اعلانی · تکلیف
declare اعلان جنك دادن · اعلان کردن · تجویز کردن · جانشین کردن · حلال کردن · روشنگری
declared اظهار شده · اعلان شده · شناسایی شده · قلمدادی · قلمداد · مجوز
declares توحید گو
declaring تجویز · قطع رابطه
declension تصریف · زوال
declinable قابل انصراف · قابل صرف · معرب
declination زیغ · زوال
decline ترقی معکعو کردن · رو بزوال گذاردن · روز بیگاه · زوال جنگل · سن یأس · قبول نکردن
declined معرب
declining انصراف
declivity فراز و نشیب · نشیب · پاشیب · سرازیری · شیب · سراشیب
deco آرت دکو
decoction نخود آب · جوشانده
decoding رمز گشایی
decollate سربریدن · گردن زدن
decoloration رنگزدایی
decoloratus بوفیلوس دکولوراتوس
decolorization رنگزدایی
decompose خاک شدن · ضایع شدن · تجزیه شدن · تجزیۀ کردن · متلاشی شدن · منحط شدن
decomposed متلاشی
decomposition کون و فساد · تجزيه · تجزيه گرمايي · فروزينگي شيميايي · فروزینگي گرمايي · قلب وتحریف
deconcentration تمرکززدایی
decontamination آلایشزدايي پرتوزا · آلودگيزدايي شيميايي · آلودگیزدایی پرتوزا · زهرزدايي · سمزدایی
decor دکور · آئین
decorate آذین بستن · آرا کردن · آراستن · افرندیدن · زینت کردن · پیرایه بستن
decorated نو آیین · پیراسته · ایواز ـ ایوازه · متحلی · کوپله · مقرنس
decorates پیراینده
decoration آئین · آذین · آرایش · آرایشگری · تزئین کاج · تزیین
decorations نقش و نگار · آئین
decorative تزیینی · دفتر با جلد سخت · صدفهاي تزييني · كاربردهاي زينتي · کاربردهای تزیینی · گياهان تزييني
decorator زیب گر · مطرز · آرایشگر · پیراینده · مزین
decorous سزاوار
decortication پوستهكني · سبوسگیری · پوستگیری شيميايي · پوستگیری · پوستزدايي درخت · پوستكني شيميايي درخت
decorum حسن سلوك · بی همه چیز
decouple جدا کردن
decoy تله · دام · هیلجۀ بلدر چین · پادام · پرمشت · بدام انداختن
decrease منقصت · میزان کاهش · کاهش جمعیت · نقصان · کاهش · تقلیل یافتن
decreased نقصان پذیرفتن · کاستنی · کاهیده
decreasing نمودار نزولی
decree فرمان · قضا · تصویب نامه · توقیع · حکم کردن · حکمی
decrees احكام · قانونگذاری · حقوق
decrement میزان کاهش · كاهش
decrepit فرتوت · پبر زال · دیرینه روز · دیرینه سال · زر · زال
decrepitude فرتوتی · هرم
decrescent نقصان پذیر · کاهنده
decriable رقت انگيز
decrial تقبیح
decry رسوا کردن · تقبیح کردن
decrypt آشکار ساختن · گشودن رمز
decryption رمز گشایی · رمزگشایی
decumana سيتروس دكومانا · سيتروس ماكسيما · سیتروس گراندیس
decumbens براکیاریا دکومبنس · دیژیتاریا دکومبنس · علف سورينام · علف پانگولا
decuple ده برابر
decurion ده باشی
decurrens آکاسیا دکورانس · لیبوسدروس دکورانس · آكاسيا دكورانس موليس · آکاسیا میرنسیای
decussate یکی در میان
decussation تقاطع
dede دده قورقود · ددهقورقود
dedicate اهدا نمودن · نذر کردن · هدیه کردن · تقديس كردن · خاص کردن · نیاز کردن
dedicated اختصاصی · نذری · وقف شده
dedication اهداء · هدیه · بیعت · تابعیت · کتیبه
dedicatory تقدیمی
deduce استنباط کردن · تفریق کردن · استنتاج کردن · کم کردن
deduced مستنبط · منتحر
deduct موضوع کردن · کسر گذاشتن · کم کردن · تفریق شدن · مضایقه داشتن · نگاه داشتن
deducting خرج دررفته
deduction استنتاج · برهان لمی · تفریق
deductive فلسفه استقرائی
dee دی · د
deed بنچاق · ترده · خط آزادی · خیرة · رهن نامه · صلح نامه
deeds حسنات · طیبات · مبرات · نامۀ اعمال · افعال · خیراتی
deem خیال کردن · سلاح دانستن · صلاح دیدن · لازم دانستن · پنداشتن · انديشيدن
deemed لازم آمدن · لازم شدن
deenanath پنیستوم پدیسلاتوم
deenar دینار
deep بناور · تعمق کردن · خاکورزی عمیق · خو ن جگر · دامپروری با بستر عمیق · دریاکش
deepen رخنه كردن · گود کردن
deepfelt درست كار
deepfreeze منجمد کننده · یخدان
deeply استقصا کردن · خو ن جگر خوردن · خو ن خوردن · خو ن دل خوردن · دلخون · عمیقانه
deepness عمق · ژرفا
deepsighted ژرف بین · ژرف نگاه
deer آهوی زرد · شکارچی گوزن · گوزن · گوزن زرد اروپایی · گوزن کوچک · آهوي سپيددم
deeringiana لوبياهاي مخملي اوسئولا · لوبياهاي مخملي فلوريدا · موكونا پروريانس يوتيليس · موکونا دیرینژیانا
deet دیاتیلتولوآمید
def دف لپارد
deface از شکل انداختن
defaecation اجابت مزاج · تصفيهكردن · دفع مدفوع · پاکیزهسازی
defalcate حیف و مبل کردن · دستبرد زدن به · کسر کردن · اختلاس کردن
defalcation دستبرد · کاغذبری · اختلاس
defalcator مختلس
defamation بدنامی و رسوایی · پرده دری · افترا · تهمت یا افترا · سعایت · ناسزاگویی
defamatory پرده دریدگی
defame بدنام کردن · بی آبرو کردن · افتراء زدن · هتاکی کردن · هتك شرف كردن · شرف کسیرا بردن
defamed بد نام · بی آبرو · مفتضح · پرده دریده
defamer پرده بر نداز · هتاك · پرده دار
defatting چربیزدایی
default بنا به پیش فرض · ترتیب پیشفرض یونیکد · حکم غیابی · حکم غیابی صادر کردن · دکمه پیش گزیده · غیابی
defeafed روبہزیمت نهادن · هزیمت یافتن
defeasance شکست
defeat شکست · شکست دادن · شکست فاحش · غلبه کردن · مغلوب ساختن · مغلوب کردن
defeated انگ انداختن · شکست خورده · منہزم · شکست خوردن · مغلوب · عوج
defeatism یاس و بدبینی
defeats شکست
defecate بدار زدن
defecation اجابت مزاج · دفع مدفوع
defect ده آك · شکسته بسته · عوار · كاستی · نقیصه · نکته ضعف
defection ترک آیین · ترک خدمت · دل کندن · ارتداد · خیانت
defective جذب ناقص رودهای · سو ء جذب و مادهسازی · علتی · عینباك · سوء جذب · فعل ناقص
defectiveness معلولیت · معیوبی
defects عیوب · نقایص چوب · نواقص · معایب · بيماريهاي وراثتي · معوج شدن
defence مکانیسمهای دفاعی · وقایه · اثبات بیگناهی · دفاع · معترض · مكانيسمهاي مقاومت
defenceless بی باعث · بی پشتیبان
defend تدافع کردن · صیانت کردن · هوا خواهی کردن · تحریم نمودن · دفاع کردن · حمایت کردن
defendant مدعی علیه · مظنون · طرفین متخاصمین · متهم
defended محمی · عاصم
defender حامی · خفیر · دین پرور · مجیر · مدافع · مدافع ویندوز
defending حفظ الغیب · تحصن · مدافعه · دفاع
defense تدافع · دفاع · دفاع غیر نظامی · مكانيسمهاي مقاومت · نیروهای دفاعی اسرائیل · واكنشهاي دفاعي جانوری
defenseless بی پشتیبان
defensive اتفاق تدافسی · تدافعی · دفاعی · پدافندی · آلومونها · ترشحات دفاعي
defer عقب انداختن · از سرباز کردن · تن دردادن · مطرح کردن · تسلیم شدن
deference حرمت · خوشخویی · تسلیم · اجابت
deferment تاخیر · تعویق
deferral تاخیر · تعویق
deferred غقب افتادن · فوتی
defiance دعوت به جنگ · مبارزه طلبی · هوی اول · مبارز طلبی · رجزخوانی · اعتراض
defiant مظنون
deficiencies فقر غذايي · فقر ماده معدنی · فقر پروتئينی · كمبودهاي كاني خاك · كمبودهاي مغذي خاك · کمبودهای خاک
deficiency بیماریهای فقر غذایی · نقص · نقص ایمنی · کمبود ايمنيشناختي · کمی · احتیاج
deficieney زلل
deficient دارای کمبود · طفیف · ناکارا · خادع · غيركافی · ناقص
deficiently بطور ناقص
deficit بخس · جاخالی · لت خوردن · کسر درآمد · کسر عمل · کمبود آب خاک
defilade استحکامات تدافعی
defile تنجیس نمودن · شعب · لگدمال کردن · پلید کردن · درب · ملوث کردن
defiled ملوث · پلید
defilement تنجس
defiles دست نخورده
defiling تنجیس · لوث
definable تعریف پذیر
define تعریف کردن · محدود کردن · مشخص کردن
defined مشخص
definite بیع قطع · تصریح شده · قرار قطعی · قطعی · معلوم · معین
definitely جزم · عزم جزم کردن · عزم خودرا جزم کردن
definiteness صراحت · قطعیت
definition تعریف · تعریف انواع در سند · تعریف نوع نوشتار · پرونده تعریف کننده فرم · تعریف و توصیف
definitions تعاریف · حدود
definitive معین کننده · قطعی
definitively اخیرا
deflated سرافکنده
deflation انقباض پولی · تقلیل قیمتها · فروکش
deflect منعطف کردن · برگرداندن · دفع کردن · کج کردن
deflection انکسار · پریشان گویی · تفریح
deflexion انکسار · پریشان گویی · تفریح
defloration ازالۀ بکارت · افتراع · تصرف دختر
deflower ازاله بکارت کردن از · برداشتن ـ بردن ـ گرفتن · بکارت · دختر کی کسی رابردن · فنا کردن · زیان رساندن
defluxion ریزش · زکام
defoaming کفزدایی · مواد ضد کف · مواد كفزدا
defoliants برگزداها · بيبرگكنندهها · ساقهكشها
defoliate برگ ریختن
defoliating برك ریز
defoliation بیبرگشدگی · ريزش برگ
deforestation انهدام جنگل · جنگل بری · جنگلزدایی · قطع اشجار · قطع درختان جنگلی
deform بدشکل کردن · تحريف شده · تحريف كردن · ناقص کردن · از شکل انداختن
deformans تافرینا دفورمانز
deformation دگردیسی
deformed بدشکل · دفرمه · بدترکیب · تحريف شده
deformity بدترکیبی · بدشکلی · خلقت ناقص · بدریختی
defragmentation پیوند تکه ها
defrandation تقلب
defraud مغبون كردن · کلاه سر کسی گداشتن · کلاه کسیرا برداشتن · فریب دادن · کلاهبرداری کردن · تقلب کردن
defraudation کلاه برداری · غبن
defrauder دلال دارو · متقلب · گوش بر · کلاه بردار · قاچاقچی
defrauding غلول · گوش بری
defray پرداختن
defrayal قسط
defrayment قسط
defrosting يخزدايي · آبشدن یخ
defruiting تنكسازي ميوه · میوهزدایی
deft کاردان · چابک · چالاک · متخصص
defunct ازبین رفته · تمام شده · مرده
defunt متوفی
defy سر باز زدن · مقاومت کردن با · سرپیچی · نافرمانی · رد کردن
deg درجه
degage جدا
degassing گاززدایی
degen تیغ · شمشیر
degeneracy استحاله ردیه · انحطاط · بداخلاقی · تباهی · تعفن · فساد
degenerate ناخلف · واگذاردن · افسار گسیخته · فاسد کردن · هرزه · بدتر کردن
degeneration بيماري چربي زرد · تباهی چربی · فروزینگی چربی · فساد تدریجی · فساد نژاد · استحاله ردیه
degenerative فاسد کننده
deghati رضا دقتی
deglupta اوکالیپتوس دگلوپتا
deglutition عمل بلع · قدرت بلع
degradation تجزيه · تجزيه گرمايي · تخريب زيستمحیطی · تخریب زمین · تخریب محیط زيست · تنزل
degrade تنزل دادن · خفت دادن · ارزان شدن · خود را خوار شمردن · خود را کوچک کردن
degraded افسار گسیخته · هرزه
degrading ترذیلی · ترذیل · خوار کننده
degree اربابي · حکیمی · درجة · درجۀ تفضیلی · درجۀ صفت · درجۀ عالی
degreening سبززدایی
degrees آهسته آهسته · درجات · درجات سه گانۀ صفت · درجه بدجه · مدارج · مراتب
degumming صمغگیری
degust لذت بردن · مزه مزه کردن
degustation مزه مزه
dehghan شقایق دهقان
dehisce شکفتن
dehiscence شکوفایی · انفجار
dehiscent شکوفا
dehkhoda علیاکبر دهخدا · لغتنامه دهخدا
dehorning شاخبری
dehradun هند · هندوستان
dehulling پوستهكني · سبوسگیری
dehumidification رطوبتزدايي محيط زیست · کنترل رطوبت · آبزدايي · خشكاندن غله · خشكاندن مصنوعي · نمزدايي فراورده
dehydratase كربونيك انيدراز · کربنات دهیدراتاز
dehydrate خشک کردن
dehydrated خوراك دام · دامخوراكهاي آبزداييشده · دامخوراكهاي مايع · غذاها براي جانوران · مواد تغذيه دام · مواد خوراكي
dehydration آبزدايي اسمزي · آبزدایی · اتلاف غیر طبیعی آب · اتلاف فیزیولوژیک آب · خشکاندن اسمزی · خشکیدگی
dehydrators آبزداها · خشككنهاي سينيدار · كورهها · خشککنها
dehydroepiandrosterone آندروژنها · دهيدرواپيآندروسترون · پراسترون
dehydrogenase الکل دهیدروژناز · ایزوستیرات دهیدوژناز · سوکسینات دهیدروژناز · فسفوگلوکونات دهیدروژناز · لاکتات دهیدروژناز · مالات دهیدروژناز
dehydrogenases آسكوربات اكسيداز · آسكورباز · اكسيدازها · الكل اكسيدوردوكتاز · تيروزينازها · دهيدروژنازها
dei اپوس دئی
deification تالیه
deified تاله
deify خدا دانستن
deightoniella دیگتونیلا
deign تمکین کردن · قدم رنجه کردن
deioces دیاکو
deiquat دیکوآت
deism خداپرستی
deist خداپرست
deistic خداپرست
deity الوهیت · ایزد · ربوبیت · فنا ناپذیر · لامکان · الهيات
deiven بجان آمدن · بجان رسیدن
dejagah اشکان دژاگه
deject افسرده کردن · افسردن · ترسانیدن
dejected افرده خاطر · افسردن · افسرده دل · دل افتاده · دلمرده · زبون
dejectedness نژندی
dejection افسردگی · تخلیۀ امماء · دلمردگی · سرافکندگی · پژمردگی · مدفوع
dejeuner غذای مفصل · ناهار
del آلساندرو دلپیرو · تیرا دل فوئگو · سانتیاگو دل استیرو · پیناردلریو
delacroix اوژن دولاکروا
delal پل دلال
delaram دلارام علی
delation سخن چینی · نمامی
delator خبربر · غماز
delaware دانشگاه دلاویر · دلاواری · دلاور · دلاویر · رودخانه دلاویر
delay امهال · باز ماندگی · بتاخیر انداختن · بتعویق انداختن · بطوء · بعہدۀ تعویق انداختن
delayed آزمونهاي ايمنيشناختي · ايمنيسنجي · ايمنيسنجی افزايش تاخيري · ايمنيسنجیهاي لايه نازك · بتعویق افتادن · بعہدۀ تعویق افتادن
delaying ابطاء · مماطله · تعویق
delbrueckii لاکتوباسیلوس دلبروکیای
delecration محظوظیت
delectable لذت بخش · لذیذ · خوشمزه
delectation حظ نفس · حظ · شوق · لذت
deledda گراتزیا دلدا
delegacy نمایندگی · هیئت نمایندگی · هیات نمایندگان · نماینده
delegat مبعوث
delegate نماينده · نمایندگی دادن · نمایندگی کردن · واگزاری · توکیل · مبعوث کردن
delegated مبعوث · موکل · گماشته
delegatensis اوکالیپتوس دلگاتنسیس
delegates هیئت مأمورین · وکلاء
delegating هیئت نمایندگی · هیات نمایندگان · نمایندگی
delegation نیابت · هیئت نمایندگی · هیات نمایندگان · وکالت · توکیل · نمایندگی
delete جستجوی حذف · حذف نرم · حذف کردن · پاک کردن سخت · کلید حذف
deletion حذف
deleuze ژیل دلوز
delfan شهرستان دلفان
delftware هلند
delhi دلی · دهلی · دهلی نو · شاه جهان آباد
delia اريواايشيا براسيسه · اريوايشيا · اريوايشيا فلوراليس · دليا براسيسه · دلیا · دلیا آنتیکوا
deliberate تأمل کردن · تحری · غور کردن · تعمد کردن · رأی زدن · شور کردن
deliberately تأنی کردن · با انتخاب · با مشورت
deliberateness ترسل · متانت
deliberation سنگین دست · استشاره · تأمل · مداوله · کنگاش · تدبیر
deliberative شوروی · مجلس مشاوره
delicacy نکته بینی · لطافت · چیز لذت بخش · شیکی
delicate حور پیکر · لطیف · نازك اندام · پری پیکر · گل اندام · بلورین اندام
delicately سایه نشین · سرخوش · نازپرور · نازپرورد · نازپرورده · با ناز
delicateness نازکی · لطافت · نزاکت · ظرافت
deliciosa اکتینیدیا دلیسیوزا · فيلودندرون پرتوسوم · مونسترا دلیسیوزا · کیوی
delicious خوش خوراك · خوشمزه · خوشمزه بود · صورت با زبان آب افتاده · لذیذ · خوش مزه
delight باسلق · حظ · خوشی · راحت الحلقوم · راحتالحلقوم · ربوخه
delighted محظوظ · مشعوف
delightful دلفروز · بهشتی · شہی · لذت بخش · لذیذ
delightsome لذیذ
delignification لیگنینزدایی
delijan شهرستان دلیجان
delilah ساحره
delimbing هرس شاخههای خشک
delimit محدود کردن
delimitate محدود کردن
delimitation تحدید حدود · سرحد
delimiter مرزبند
delineate نقش زدن · نماي كلي · نگار کردن · ترسیم کردن · رسم کردن · محدود کردن
delineation تخطیط · ترسیم · تسطیر · خطکشی · طرح
delineator رسام
delinquency فتور و سستی · غفلت
delinquent رفتار بزهکارانه · سر رسیده · بقایای مالیاتی · سر به هوا · غفلت پیشه · غفلت کار
deliquium مث · غش · سنکوپ · توقف
delirious سرسامی · هذیان داشتن · هذیانی · بی عقل
delirium جنون خری · داءالخمر · سرسام · هذیان · سرسامی · هذیان گفتن
deliver ایراد کردن · تحویل دادن · تخلیص کردن · خلاص کردن · رهاندن · رهایی دادن
deliverable قابل تحویل
deliverance استخلاص · خلاص · رهایی · وارستگی · خلاصی · سفینۀ نجات
delivered بار نهادن · خلاص شدن · رستگار · رستگار شدن · نجات يافتن · وارستن
deliverer رهایی بخش · منجی · نجات دهنده
delivering تخلیص
delivery اعلاميه وضعيت دريافت · بلاغ · تحویل کرفتن · صف تحویل · صف تحویل صندوق پستی · ماشین حملونقل
dell دل · بازه · خلیف · دره · وادی
delon آلن دلون
delonix دلونیکس · دلونیکس رژیا · شعلهنام
delos دلوس
delphacidae دلفاسیده
delphi دلفی
delphinapterus دلفیناپتروس · دلفیناپتروس لئوکاس · نهنگ بلوگا · ماهی خاویار
delphinidin آنتوسیانیدینها · دلفينيدين · سيانيدين · مالويدين · پلارگونيدين
delphinium جنس زبان پسقفا · دلفینیوم
delphinus دلفینوس · دلفین
delta استانهای دلتا · خاکهای دلتا · دلتا · دلتا آماکورو · دلتا ایرلاینز · دلتا گودرم
deltamethrin دلتامترین · دكامترين
deltas دلتاها
deltoid سه گوش · مثلثی
deltoides صنوبر شرقی · پوپولوس دلتوییدس
delude اغفال کردن · افسون کردن
deluded مغرور شدن · سغبه
deluding تسول · اغفال
deluge دریا بار · غرق کردن · بارندگی زیاد · قبل از طوفان · طوفان · گردباد دریایی
delusion توهم · توهم خدا · فریفتگی · تسول · سرابستان · غلط کاری
delusive برات بریخ · غلط انداز · در باغ سیز نشان دادن · غلط کار · غلط فرما
deluxe تجملی
delve کاویدن · کندن · کاوش کردن
delvinë دلوینه
dem جمهوري دموكراتيك خلق الجزاير · الجزایر
demagogic عوام فريب · عوام فریب · عوام فریبانه
demagogical عوام فريب
demagogically عوام فریبانه
demagogy عوام فریبی
demand آبياري متناوب · آبیاری درخواستی · اشباع آب · اقتضا کردن · اوژولیدن · بيلان آب
demanding خواستار · مبرم · طاقت فرسا · طالب · مطالبه
demarcation خط فاصل · سرحد
demarche بخشدار
dematium کولتوتریکوم دماتیوم
demean خود را خوار شمردن · خود را کوچک کردن
demeaning تحقیر آمیز
demeanor سلوك · اخلاق
demeanour اطوار
dementedness جنون · دیوانگی
dementia دمانس · زوال عقل · عته · جنون · دیوانگی
demerit عدم لیاقت
demersal ماهیگیریهای تهزیای
demesne تملک زمین
demeter دمتر · دیمیتیر
demetrius دمیتری
demi دمی مور
demigod نیمه خدا
demijohn روغن دان · قرابۀ بوریا بوش · کپ · کپچه
demilitarise غیرنظامی کردن · خلع سلاح کردن
demilitarize خلع سلاح کردن · غیرنظامی کردن
demineralization کانیزدایی
demir دمیر دمیرکان
demirkan دمیر دمیرکان
demise وفات یافتن · وفات · فوت
demiurge الهيات · ایزد · بغ · اهریمن
demobilise غیر فعال کردن
demobilization اتحلال تجہیزات قشونی
demobilize بحالت صلح در آوردن · غیر فعال کردن
democracies مردمسالاری · جمهوری
democracy جنبش حقوق بشر و مردمسالاری · جنبش مردمسالاری سوسیال · حکومت ملی · دمو کراسی · دموکراسی · ديكتاتوري
democrat دمو کرات · دموکرات · طرفدار حکومت ملیٰ · عضو حزب دموکرات
democratic آلمان شرقي · ائتلاف دموکراتیک · اتحادیه دموکرات مسیحی آلمان · الجمهورية الجزائرية الديمقراطية الشعبية · جمهوري خلق سومالي · جمهوري دموكراتيك خلق يمن
democrats حزب دموکرات مسیحی · دموکراتهای متحد
democritus دموکریت
demodex دمودکس · دمودکس کانیس
demodicidae دمودیسیده · چربیکنگان
demographic انفجار جمعيت · انفجار جمعيتي · تغيير جمعيت · دینامیک جمعیت · پویایی جمعیت
demography جمعیتشناسی · دموگرافی
demoiselle خدمتکار
demolish تخریب نمودن · منهدم کردن يا · پودر کردن · ویران کردن
demolished منہدم
demolisher هادم
demolishing هادم
demolition تخریب · ویرانی · انهدام · ويراني
demolitor ميكروگاستر دموليتور · میکروپلیتیس دمولیتور
demon دیوزاد · روح پلید · شتابگر · غول بیابانی · دیو · شیطان
demonetise بی اعتبار کردن · تنزلپیدا کردن
demonetize بی اعتبار کردن · تنزلپیدا کردن
demoniac دیو دار · دیوی · دیوسار · جنی · شيطانی · دیوانه
demoniacal شيطانی · شوریده · آشفته · شیطانی
demonism اعتقاد بدیو
demonocracy مردمسالاری · جمهوری
demonolater دیو پرست
demonolatry دیو پرستی
demonology مبحث دیو
demons خوافی · دیوبند · دیوسار · بتبوت رساندن
demonstrability اثباتی
demonstrable بدون مناقشه · بدون مباحثه
demonstrate اثیات کردن · حالی کردن · مدلل کردن · تصديق کردن · نمایان کردن · نمایش دادن
demonstrated مبرهن · مدلل · حالی
demonstrating مدل
demonstration مزارع مدلي · مزارع نمونه · مزارع پژوهشی · نمایش کشاورزی · برهان · تبرهن
demonstrations براهین · دلائل
demonstrative اثبات كننده · اثبات کننده · اسم اشاره · صف اشاره · صفت اشاره · برهانی
demonstratively نمایشکارانه
demonstrator معترض
demonym نام اهلیت
demoralisation تضعیف روحیه
demoralise افسرده کردن · بلااثر کردن · تباه شدن · ناپاک ساختن · بی حرمتی کردن · تباه کردن
demoralization تضعیف روحیه · افساد
demoralize افسرده کردن · بلااثر کردن · تباه شدن · ناپاک ساختن · بی حرمتی کردن · تباه کردن
demoralized دلسرد
demos جمہور
demospongia دموسپونژیا
demosthenes دموستن · دموستنس
demote نزول مرتبه · خود را خوار شمردن · خود را کوچک کردن
demotic معروف
demotion تنزل رتبه · فروريختن
demountable رفع شدني
demur استثنا قائل شدن · تردید رای · مهلت خواستن · اعتراض کردن · اعتراض · معترض
demure موقر
demurral تردید رای · معترض
demurrer معترض · تردید رای
demyelination التهاب عصب · بيماريهاي طناب نخاعي · بيماريهاي عصبشناختي · بيماريهاي مغز · رقصاک · ميلوآنسفاليت
den شاعر شیرخوار در دخمه سنگی · لانه · برخ · غرین · نهانگاه · کنام
denali پارک و منطقه حفاظت شده ملی دنالی
denar دینار مقدونیه
denari دینار مقدونیه
denarius دینار
denary اعشاری · دهدهی
denationalization خصوصیسازی
denaturation تقليب · دناتورهشدن · واسرشتی
dency حیاء ـ حیا
dendranthema دندرانتما · دندرانتما موریفولیوم · دندرانتما گرانديفلورا · كريزانتموم موريفوليوم
dendriform درختی
dendrite سنك مشجر
dendriticum ديكروسليوم لانسئولاتوم · دیکرسلیوم دندریتیکوم
dendrobium دندروبیوم
dendrocalamus دندروکالاموس · دندروکالاموس استریکتوس
dendrochronology دارزمانشناسی
dendroctonus دندروکتونوس · دندروکتونوس تربرانس · دندروکتونوس روفیپنیس · دندروکتونوس فرونتالیس · دندروکتونوس میکانس · دندروکتونوس پسودوتسوگائه
dendrodochium دندرودوکیوم
dendroid درختی
dendroidal درختی
dendrolimi تریکوگراما دندرولیمی
dendrolimus دندرولیموس · دندرولیموس اسپکتابیلیس · دندرولیموس پونکتاتوس
dendrometry اندازهگيري درخت و توده جنگلي · درختسنجي · سنجش جنگل · قطرسنجی درخت · اندازهگیری جنگل
dendrorhous فافیا رودوزیما · گزانتوفيلوميسس دندروروس
dene بازه · خلیف · دره · وادی
deng دنگ ژیائوپینگ
deniable قابل انکار
denial انکار هولوکاست · انکاری · سرپيچی · تکذیب · دریغ · رانش
denier جاحد · مکذب
denigrate تحقیر نمودن · کم ارزش کردن · کوچک شمردن · بد نام کردن · بدنام کردن
denigration افترا · بدنامی و رسوایی · تهمت یا افترا · سعایت
denim جین
denis دنیس دیدرو
denitrificans پاراکوکوس دنیتریفیکانس
denitrification نیتروژنزدایى
denizen ساکن · مقیم
denkard دینکرد
denmark دانمارك · دانمارک · دنمارک · پادشاهي دانمارك
dennett دنیل دنت
dennis دنیس · دنیس ریچی · دنیس کوسینیچ
denomination تسمیه · وجه نسمیه · نام گذارى · وجه تسمیه · نامگذاری · تعيين خاستگاه ثبتشده
denominationalism فرقه گرایی
denominations نام گذارى
denominator برخه نام · کو چکترین مخرج مشترك · کوچکترین مخرج مشترك · مخرج
denotation تفکیک · معنی و مفهوم
denotational صريح
denotative تفکیکی
denote علامت گذاردن · معنی دادن · نشان دادن · دلالت کردن · فاش کردن · مشخص کردن
denoting دلالت · دال · وند · حالیه
denotive تفکیکی
denouement نتیجه عمل · نتیجه نمایش · پایان نمایش
denounce تقبیح کردن
denouncement اتهام
dense ثخین · چگال · ضخیم · کند ذهن
denseness انبوهی · غلظت · چگالی · تراکم
densification فشردگی
densiflora كاج سرخ ژاپني · پینوس دنسیفلورا · کاج ژاپنی
densitometry دانسیتومتری · چگالیسنجی
density تراكم گياهي · تراکم جمعیت · تراکم دام · تراکم چرای مجاز · تراکم کاشت · تکاثف
densonucleosis ويروس دنسونوكلئوز · دنسوویروس
densovirus دنسوویروس · ويروس دنسونوكلئوز
dent تورفتگی · ذرت دندانهای · تماس · دندانه
dental دندانسازی · دندانی · پوسیدگیهای دندانی · ابریشم خام · دندان پزشکی · دندانساز
dentata درخت شاهبلوط آمريكايي · كلوسنا ويلدنووياي · کاستانئا دنتاتا · کلوسنا دنتاتا · کوارکوس دنتاتا
dentate مسنن · مضرس · کنگره دار · دندانه دندانه
dentation نبت دندان
dentatum ازوفاگوستوموم دنتاتوم
dentatus استفانوروس دنتاتوس
dentex ماهی سیم دریایی
denticle دندانه
denticles دندانكهاي پوستي · فلسهاي ماهي · فلسها
denticulate رباط منشاری · منشاری · مضرس
denticulation راستۀ دندان
denticulatus آناریکاس دنتیکولاتوس
dentifrice خمیردندان · خمیر دندان
dentin عاج دندان
dentine عاج دندان
dentist دندان ساز · دندانساز · دندانپزشک · زاسنادند
dentistry دندان سازی · دندان پزشکی · دندانپزشکی · دندانسازی
dentition عمل دندان در آوردن · اسنان · دندانها · نبت دندان
dentures دندان برساخته
denudate عاری ساختن · برهنه کردن
denude برهن کردن · عریان کردن · عاری ساختن · برهنه کردن
denuded تجرد
denuding جرد · تجرید
denumerable قابل شمارش
denunciate جاي خالي را تبليغ كردن
denunciation اتهام
denver دانشگاه دنور · دنور · دنور ناگتس
deny حاشا زدن · حاشا کردن · نفی کردن · تکذیب کردن · خاك بر لب مالیدن · منکر شدن
denying کافر ماجرا · ترك عقیده · جاحد · مکذب · کف
denzel دنزل واشنگتن
deobstruents مفتحات
deodar سدر مقدس · سدروس دئودارا · صنوبر هندي
deodara سدر مقدس · سدروس دئودارا · صنوبر هندي
deodorant دئودورانت
deodorization بوزداييكردن · بوزدایی
deodorizing بوزدایی · بوزداييكردن
deois دئوییس · دئوییس فلاوپیکتا
deontic پروانگی · اذن
deoxycortone آلدوسترون · داكسيكورتون · مینرالوکورتیکوییدها
deoxynivalenol داكسينيوالنول · ومیتوکسین
deoxyribonuclease داکسیریبونوکلئاز
deoxyribonucleic داكسيريبونوكلئيك اسيد · دیانای
deoxyribonucleosides داکسیریبونوکلئوزیدها
depart اختلاف پیداکردن · دم روی کول گذاشتن و رفتن · رخت بربستن · رخت بستن · نهضت کردن · هجرت کردن
departed رفتگان · روحش شادیاد · مرحوم · گذشته ها · قدیمی · شخص متوفی
departer رونده
department اداره انطباعات · اداره پلیس لس آنجلس · ادارۀ اطلاعات · ادارۀ دخانیات · ادارۀ سجل احوال · اعضای اداره
departments دوائر
departs ذاهب
departure حركت · رفتگی · سوز فراق · شدگی · صعود هواپیما · عزیمت
depectinization تصفیهسازی · زلالسازي
depend دل بستن · منوط بودن · وابسته بودن · اعتماد کردن · شرط بستن
dependability قابلیت اطمینان · اعتبار
dependableness قابلیت اطمینان
dependance عدم استقلال · اعتیاد · وابستگی
dependants تا بعین
dependence وابستگی · عدم استقلال · اعتیاد · تعلق · تبعیت · اعتماد
dependencies جزاير ساندويچ جنوبي · جورجياي جنوبي · كشورهاي غيرمستقل جزاير فالكلند · مالويناس · توابع · جزایر فالکلند
dependency تزریق نیازمندی · منسوبیت · متعلقه · عدم استقلال · اعتیاد · وابستگی
dependent زراعت مستقل از زمين · منوط · موقوف · موکول · نامعلوم · نان خور
depending تا چه پیش آید · بالاتمام · منوط · موکول · موقوف · میلی
depersonalisation زوال شخصیت
depersonalise بی شخصیت کردن
depersonalization زوال شخصیت
depersonalize بی شخصیت کردن
depict رسم کردن · شرح دادن · نقش کردن · نگار کردن · مجسم کردن
depiction طرح
depilatory نوره · نوره کشیدن · واجبی
deplete مصرف کردن · خوردن
depletion تهیسازی آب · تهیسازی خاک · تهیسازی منابع · حفره ازن · فرسايش ازن · فرسايش لايه ازن
deplorable اسفناك · رقت آمیز · زار · جنایی
deplorableness زاری
deploration عزاداری
deplore متالم شدن · رقت آوردن · رقت کردن · تاسف خوردن · سوگواری کردن
deploy گسترش
deployment گسترش
deplumate پرریخته
deplumation پرریزی
depolymerization تجزيه · تجزيه گرمايي · فروزينگي شيميايي · فروزینگي گرمايي · فروزینگی · وابسپارش
depone خلع کردن · عزل نمودن · معزول کردن
deponent تصدیق کننده
depopulate کم جمعیت کردن
depopulated ویران
depopulation کم شدن جمعیت مناطق روستایی · مهاجرت از روستا به شهر
deport سلوك کردن · ادب نگاه داشتن · حامل بودن
deportation دفع
deportee اخراج شده
deportment علانیه · اطوار
deposal خلع · عزل
depose خلع کردن · عزل نمودن · عزل کردن · معزول کردن
deposed مخلوع
deposer تصدیق کننده
deposit بول خودراپیش او · ته نشین · ته نشین شدن · در بانك گذاشتن · صندوق تابوت · قراردادن
depositary امانت دار · امانت کار · صندوق تابوت · امانت داری · سپرده
deposited امانتی · مودوع · سپرده
depositing ایداع · تودیع
deposition باران اسيدي · بارش اسيدي · تنکمه اسيدي · رسوب اسید · مه اسيدي · مهدود
depositor امانت گدار
depository امانت خانه · صندوق تابوت · گنجینه · سپرده
deposits سپردههای بانکی · نظامهای بانکداری · بانکداری
depot ایستگاه راه آهن · بازخانه · مخزن مهمات · مرکزبازرگانی · چربي انبارگاه · چربي بدن
depp جانی دپ
depradation ترکتازی
deprading ترکتاز
depravation بداخلاقی · تباهی · تعفن · فساد
deprave فاسد کردن · بلااثر کردن · تباه شدن · ناپاک ساختن · بی حرمتی کردن · تباه کردن
depraved بد نفس · در خطا · فاسد · فاسد الاخلاق · ویار · اسهال نوزاد جانوران
depravity فساد · مفسدت · مفسده · گمراهی · شر · بداخلاقی
deprecate بد دانستن · قبیح دانستن · ناراضی بودن از · پست شمردن
deprecation استغفار · دادخواست
depreciate مستهلک کردن · بد دانستن · قبیح دانستن · ناراضی بودن از · پست شمردن · کساد کردن
depreciated بنجل
depreciation كاهش بها · پستي · کاهش بها · کسر شأن · استهلاك داراييها · عمل موهن
depredation ستمگری
depress افسردن · افسرده کردن
depressant داروی مسکن
depressaria دپرهساریا
depressed بیدل · افرده خاطر · افسردن · افسرده دل · دل افسردگی · دل شکسته
depressing مکب · ناشاد
depression افت درونزادگیری · خفض · خوابیدگی · ركود اقتصادي · فرورفتگی · مك
depressions فرونشینیهای جوی
depressive افسرده کننده
depressor خافض
deprivation حرمان · فقدان غذا · محدوديت غذايي · محروميت خوراكي · محروميت غذايي · محرومیت آب
deprive بیجان کردن · جان گرفتن · محروم کردن · غضب کردن · کچل کردن · تحریم نمودن
deprived افتادن از · بلا نصیب · محروم · مسلوب
depriving حرمت · تحریم
depth ازته قلب · برای سرش گشاد است · دو قد آدم آب دارد · طناب خور · عمق · عمق بذر
depths از اعماق دل
depurate تهى کردن
deputation نمایندگی · هیئت نمایندگی · هیات نمایندگان · وکالت
depute نماينده · نمایندگی دادن · وکالت دادن
deputies مجلس مبعوثان · وکلاء
deputy قائم مقام · مجلسی · معاون نخست وزیر مالزی · نائب · نایب · نایب مناب
deputyship نیابت
deracination قلع و قمع
deraeocoris درئوکوریس
derail از خط بیرون افتادن
derailed از خط بیرون افتادن
derakhshan حسین درخشان
derange برهم زدن · کار را برهم زدن
deranged مختل
derangement اختلال مشاعر · اخلال · انقراض · اختلال · عدم توازن
deranging اخلال · مخل
derbent دربند
derby دربی · شهرآورد · دائم الخمر
derderian ویگن
dered اندرواژ · اندروای · اندروا
derelict خانه متروک · زمین غیرمزروعی · زمین متروک · زمین واگذاشته · سرزمين بلااستفاده · سرزمين رهاشده
dereliction فتور و سستی · ترک · قصور
deress رخت شور · رخت شوی
deride استهزا کردن · تمسخر کردن
derision استهزاء · سخره · سخریه · نضحیك · ریشخند · استهزا
derisive لغو
derisory مزخرف · نامعقول · ناپسند · یاوه · عبث · مضحک
derivation اشتقاق · تبار
derivations مشتقات
derivative اسم مشتق · اشتقاقی · رادع · ماخوذ · مشتق · کلمۀ مشتق
derivatives اسیدهای سيناميك · اسیدهای كوماريك · تركيبات آليفاتيك · سوكسامتونيوم · شلكنندههاي ماهیچه · عوامل بيحركتساز
derive سرد بردن · منتفع شدن · استخراج کردن · تفریق کردن · کم کردن
derived اشتقاق یافتن · مترتب · مشتق · متفرع
dermacentor درماسانتور · درماسانتور آلبیپیکتوس · درماسانتور آندرسونی · درماسانتور واریابیلیس
dermal دندانكهاي پوستي · فلسهاي ماهي · فلسها · جلدی
dermanyssidae درمانیسیده
dermanyssus درمانيسوس گالينه · درمانیسوس · درمانیسوس گالینائه
dermaptera درماپترا · پوستبالان · پوستبالیان · گوشخيزكها
dermatitis التهاب پوست · درماتیت · بيماري كچلي · درماتوفيتوز · درماتومیکوزها · درماتیت قارچی
dermatobia درماتوبیا · درماتوبیا هومینیس
dermatology درماتولوژی · علم امراض جلدی · آلوپسي · اگزانتم · درماتوز · دیسکراتوز
dermatomycoses بيماري كچلي · درماتوفيتوز · درماتومیکوزها · درماتیت قارچی · كچلي
dermatonomus درماتوفيلوس درماتونوموس · درماتوفیلوس کنگولنسیس
dermatophagoides درماتوفاگوييدس فارينه · درماتوفاگوییدس · درماتوفاگوییدس فارینائه · درماتوفاگوییدس پترونیسینوس
dermatophilus درماتوفيلوس درماتونوموس · درماتوفیلوس · درماتوفیلوس کنگولنسیس
dermatophytosis بيماري كچلي · درماتوفيتوز · درماتومیکوزها · درماتیت قارچی · كچلي
dermatosis امراض جلدی · آلوپسي · اگزانتم · درماتوز · دیسکراتوز · سبوره
dermestes درمستس · درمستس ماکولاتوس · سوسكهاي پوست
dermestidae پوستسوسکان
dermis ادمه · روپوست جانوري · ميانپوست · پينه
dermochelyidae چرملاكپشتيان
dermochelys درموکلیس
dermoptera اسلوتها · بيدندانيان · توبوليدنتاتا · جفتسمان · خرطومداران · خرگوشسانان
derogata سیلپتا دروگاتا
derogate خفت دادن · تحقیر نمودن · کم ارزش کردن · کوچک شمردن
derogation عمل موهن
derogatory تحقیرآمیز · خفت آمیز · خفت آور · تحقیر میز
derrick جرثقیل · دکل کشتی
derrida ژاک دریدا
derringer توپ
derris دريس · دریس · دریس اندیکا · روتنون
dervish خرقه پوش · دده · درویش · درویشانه · عباپوش · دلق پوش
dervishes بنداق · کفنی
des دیموین · آفت نشخوارکنندگان کوچک · استاندارد سری کردن داده ها
desai کیران دسای
desailly مارسل دزایی
desalination نمكزدايي از آب · نمكزدايي خاك · نمکزدایی آب · کنترل درجه شورى
desalinization نمكزدايي خاك · کنترل درجه شورى
desalting نمکزدایی · نمکزدایی آب · نمكزدايي از آب · نمكزدايي خاك · کنترل درجه شورى
desam حزب تلوگو دسام
descant نوعی آواز
descartes رنه دکارت
descend نازل کردن · هبوط کردن · پائین رفتن · فرود آوردن · پائین آمدن · پایین آمدن
descendant توری · مصطفوی · نسل · جغتایی · زادگان · علوی
descendants آل · ابناء · احفاد · سادات · نسل بشر · اخلاف
descendent زادگان · نسل
descending صعود و نزول · فرودی · منہبط · هابط · هبوط · نازل
descensus پایین افتادگی · سقوط
descent انتساب · سیدودت · عرب متعربه · عرب مستعربه · تنازل · حلول
deschamps دیدیه دشان
deschampsia جنس مویینگیاه · دسکامپزیا
describe تصویر کردن · زابیدن · وصف کردن · تشریح کردن · توصیف نمودن · ترسیم کردن
described اتصاف
describer وصاف
describing صفت
description آردیاف · تشریح · تشریح نباتات · توصیف · خارج از وصف · زائد الوصف
descriptions اوصاف
descriptive ترسیمی · تشریح علمی · توصیفی · هندسۀ ترسیمی · تشریح نباتات · صفت توصیفی
descriptor توصیف گر · توصیفگر امنیت · واصف
descry جاسوس بودن
desecrate سخت عصبانی شدن · بی حرمتی کردن
desecration توهین به مقدسات · بدزبانی · کفر
desegregation یکپارچگی · ائتلاف · انضمام
desensitization تحمل ايمني اتخاذی · تحمل ايمني مصنوعي · حساسيتزدايي ايمني · حساسيتزدايي ايمنيشناختي · سركوب ايمني اختصاصي · سركوب ايمني غيراختصاصي
deseret دیسرتی
desert آتاکاما · بادیه · بادیه نشین · برزن · بیابان · بیابان تار
deserted خلیع · سرراهی · معدول
deserter تارك · مرتد · فراری
deserters رافضه
desertification بيابانیشدن · بیابانزایی
desertion ترک خدمت · فرار · دل کندن · ترك
desertization بيابانیشدن · بیابانزایی
desertorum آگروپیرون دسرتوروم · تريتيكوم دسرتوروم · چمن گندمی بیابانی
deserts بیابانها
deserve سزاوار بودن · شایستگی داشتن · استحقاق داشتن · لایق بودن · سزیدن
deserving سزا وار · سزیدن · لائق · مستحق · مستوجب · شایان
deservingness استحقاق · شایستگی · لیاقت
desiccant مجفف
desiccants رطوبتگیرها · عوامل خشكاندن
desiccate بایر · خشک کردن · خشکانیدن · لم یزرع · خشکاندن · خشک
desiccated دامخوراكهای خشك · علوفههای رطوبتگیریشده · نارگیل رطوبتگیریشده · بایر · لم یزرع · خشک
desiccation تجفیف · تشریق · آبزدایی · اتلاف غیر طبیعی آب · اتلاف فیزیولوژیک آب · خشکیدگی
desiccative مجفف
desiccator مجفف
desiderius دزیدریوس اراسموس
design ابزار آزمايشی · الگوی طرح · برنامه ريزي · تعمد · حالت طراحی · دیزاین
designate مقدر شدن · نشان دادن
designating مشت افشار · نوری · عمانی · سببی · کابلی
designation تعیین خاستگاه · تعيين خاستگاه ثبتشده · تعيين خاستگاه حفاظتشده · تعيين خاستگاه كنترلشده · نامگذاري خاستگاه · نامگذاري خاستگاه كنترلشده
designative صريح
designed تعمدی · نقش بستن · کلاسی · عمدی
designedly با انتخاب · با مشورت
designer خیاطخانه زنانه · غذاهاي مفيد · رسام · طراح · غذاهای سالم · معمار
designing طراحی · طرح ریزی
designs اغراض · نقش و نگار · نقش انداختن · گل کاری · گلکار
desinfection گندزدايی
desirability شرایط مطلوب · مرغوبیت · مطلوبیت
desirable دلچسب · دلچسپ · دندان گیر · مرغوب · مستحب · مطلوب
desirableness شرایط مطلوب
desircus مشتاق
desire آرزو كردن · ابتغاء · اتوبوسی به نام هوس · ارزو · از خدا خواستن · استفہام کردن
desired بوصال رسیدن · مرجو · مشئہی · منبغی · بر وجه مطلوب · متمنی
desires خام طمعی · شہوات نفسانی · هواجس · هوس رانی · کام دادن · کامروایی
desiring طلبگاری · خواهان
desirous آرزو مند · راغب · شائق · شایق · مشتہی · ولوع
desirously آرزو مندانه
desist خدارا خوش نمیاید دست بردار · امتناع کردن · باز ایستادن · دست بر داشتن · دست برداشتن از · نهی
desistance دستکشی · تعطیل · ترك
desisting منصرف · تنازل · دستکشی · کف
desk آماده کمک · میز تحریر · سر میز · ميز کشودار · میز · استقبال
desktop حوزه صفحه نمایش · رایانه میزی · صفحه نمایش · پروتکل صفحه نمایش از راه دور · کامپیوتر رومیزی
desmanthus دسمانتوس · دسمانتوس ویرگاتوس · كوآي كوتوله · ميموزا ويرگاتا
desmedipham دسمدیفام
desmodium دسمودیوم · دسمودیوم استریژیلوزوم · دسمودیوم انتورتوم · دسمودیوم اوالیفولیوم · دسمودیوم اونسیناتوم · دسمودیوم دیسکولور
desmodus خفاشان · خفاشها · خفاشهاي خونآشام · خفاشهاي ميوهخوار · دسمودوس
desmond جان دزموند برنال · دزموند ده سیلوا
desmoscolecidae دسموسکولسیده
desmoscolex دسموسکولکس
desolate حزین · خالی از سکنه · ویران · پباب · توحیش · خراب
desolateness ویرانی
desolation خرابی · خراب
desolventizing حلالزدايي · برداشت حلال
desorption واجذبی
despair امكان ناپذيرى · امید بریدن · دست از جان شستن · دل از جان بر داشتن · قطع امید · قنوط
despairing قانط · قنیط · مأیوس · قنوط · ناامید
despatch ارسال داشتن · ارسال کردن · ابلاغ رسمی · ارسال · محموله
despatched روانه
despatching ایفاد · گسیل
desperado از جان گذشته
desperate دست ازجان شسشه · ناامید · همسران ناامید · یؤوس · از جان گذشته
desperately مایوسانه · شوریده
desperateness شوریدگی
desperation نومیدی · یاس
despicable نفرت انگیز · زبون · بدبخت · زشت
despicableness زبونی
despirited ژکفر
despise بخاك افکندن · تہاون کردن · حقیر داشتن · حقیر شمردن · خوار داشتن · خوار شمردن
despised خواری کشیدن · مستحقر · حقیر · خوار
despising احتقار · استحقار · تہاون · ذأب · حقارت · تحقیر
despisingly باستحقار · تحقیرانه
despite علیرغم · با اینکه · با وجود · استغنا · حقارت · تحقیر
despoil غارت کردن · غنيمت · جستجو کردن
despoilation یغما · تاراج · چپاول
despoiler کفن دزد · مهاجم
despoilment یغما · تاراج · يغما
despoliation یغما · تاراج
despond تنگدل شدن · دلسرد شدن
despondence غمگینی · افسردگی · حزن
despondency تنگدلی · دل سردی · دلگرانی · زاری · اوقات تلخی · دلمردگی
despondent اوقات تلخ · تنگدل · دلم تنك است · دلم گرفته است · دل افتاده · دلمرده
despot سلطان ظالم · حاکم مطلق · ظالم · ستمگر
despotic جابر · متحکم · مطلق العنان · استبدادی · طرفدار استبداد · مستبد
despotical جابر
despotically مستبدانه
despotism استبداد · حکومستبده · حکومت استبدادی · حکومت ستمگرانه · حکومت مطلقه · ظلم وستم
desquamate پوسته پوسته شدن
dessert انگورهای دسری · دسر · دندان مز · شيرينی · پس غذا · تنقل
desserts دسرها · پیغذا
destination سرمنزل مقصود · مقصد · هدف کره ماه · پرونده مقصد · بمنزل رسیدن · گل کردن
destine مقدر شدن
destined زیارتی · مقدر
destinies مقدرات
destiny آبشخور · تقدير · دهر · سرنوشت · سرنوشت ملی · نصیب
destite لات
destitute اشقیا · بی برك ونوا · بی سروسامان · بی پاو سر · بینوا · خشك اندام
destitution بینوایی · خصاصت · عسرت · لاتی · فلاکت · فقر
destoning بیهستهسازی میوه · جداسازي بذر از ميوهها · جداسازي هسته
destroy اتلاف کردن · از بین بردن · برباد دادن · تباهانیدن · تخم چیزیرا بر انداختن · خراب کردن
destroyed تباهیدن · رمبیدن · عیب کردن · سرنگون · فانی شدن · مضمحل
destroyer الوقت سیف · مخرب · ناو شکن · نابود کننده · تباه کار · مفسد
destroying ابارة · قلعه خراب کن · تخریب
destructans سيلندروكارپون دستروكتانس · نکتریا رادیسیکولا
destructible زوال پذیر · خلل پذیر
destruction انهدام · انهدام جانوران · بهلاکت رساندن · بهمرگي · دبار · سرنگونی
destructiva دیسکولا دستراکتیوا
destructive بید کش · تقطیر تخریبی چوب · تند بار · تیشه بریشه خود زدن · خانمان نگون کن · زغالش چوب
destructor دیتیلنکوس دستروکتور · فيتوفاكا دستروكتور · مایهتیولا دستروکتور · مگسهای گندمخوار · پرونوسپورا دستروکتور · آکولوپس لیکوپرسیسی
desuetude ترك عادت · عدم استعمال
desugaring قندزدایی
detach جدا کردن · دل برداشتن · دل کندن
detachable جدایی پذیر · رفع شدني
detached منفك · منفک شدن · جدا · منفصل · پرت
detachment جریده · شرذمه · جدایی
detail از نقیر و فطمیر · با جزئیات · بجزء · بروجه تفصیل · به تفصیل گفتن · تفصیل
detailed از قرار تفصیل ذیل · بتفصیل ذیل · برآورد ریز · دارای جزئیات · سرح و بسط · صورت جزء
detailing شرح دقیق
details تفصیل دادن · دقت گیر · شاخ وبرك دادن · وقت گرفتن · جزئیات · گذارش ـ گزارش
detain معطل کردن · بازداشتن
detained باز ماندن · معطل
detainer تصرف عدوانی
detainment معطلی · بازداشت
detect مکشوف کردن
detectable يافتنى
detection تشخیص حرارت فحلی · تشخیص فحلی · شناسايي شيمينورتابي · شناسايي فروزندگي · شناسایی آتشسوزی · شناسایی ماهی
detective تأمینات · دزدگیر · مفتش تامینات · مفتشی · پلیس مخفی · پلینسن مغفی
detector حسی · دروغ سنج · ردیاب · حساس
detectors آشكارسازهاي كربن دياكسيد · آشكارسازها · نقشهبردار موضوعي · وسایل امنیتی · حسگرها
detent شیطانك
detente تشنج زدایی
detention باز داشت · بازداشت · باز ماندگی · بازداشتگاه · بازداشتگاه موقت · توقیف
deter تحذیر کردن · بازداشتن · منصرف کردن · دلسرد کردن
deterge تنظیف کردن · تنقح کردن · تنقیه کردن · پاک کردن
detergent پاک کننده · منقی · سازنده
detergents شويندهها · عوامل فعال سطحي · سورفکتانتها · آكريفلاوين · آنتیسپتیکها · باكتريایستانها
deteriorate بدتر کردن · خراب کردن · واگذاردن
deteriorated عیب کردن
deterioration فساد غذا · تباهی · تخريب زيستمحیطی · تخریب محیط زيست · زوال خاك · زوال زيستمحیطي
determinable قابل تعیین
determinant دترمینان · جازم · مشخص کننده
determinate قطعی
determination بازشناسي گونه · تعيين جنس · تعيين جنسیت · تعيين گونه · تعیین جنسیت · تعیین سن
determinative جازم · مشخص کننده
determine تصميم گرفتن · قصد کردن · کمر بستن · رفع كردن · اراده کردن · معین کردن
determined برآن · عامد · مصمم · کار از كار گذشت · اجباری · مشخص
determiner مشخص کننده · تصمیم گیرنده
determining مشخص کننده · تصمیم گیرنده · جازم
determinism جبر گرایی · فلسفه جبرى
determinist جبری
deterrence منع · منع کننده
deterrent بازدارنده · منع کننده · مانع شونده · پاگیری · امتناع
deterrents آنتیفیدانتها · بازدارندههاي غذايي · خوراكبازدارندهها · مهاركنندههاي غذايي
detest نفرت کردن · کراهت داشتن · کینه ورزیدن · فرار کردن · بیزار بودن · نفرت داشتن
detestability مکروهیت · منفوریت
detestable تشنیع · مکروه · کریه · کریه المنظر · زننده · ملعون
detestableness مکروهیت
detestation انزجار · عمل شنیع · کراهت · اکراه · بیزاری · نفرت
dethrone خلع کردن
dethroned مخلوع
dethronement خلع
detomidine داروهای ضد درد · ديتوميدين · مدتوميدين
detonate منفجر شدن
detonating منفجر · چاشنی
detonation انفجار · بیرون ریزی
detonator چاشنی
detour انحراف
detoxicants سمزداها · آنتاگونيستهاي نارکوتیک · پادزهرها
detoxification دفع مسمومیت · سمزدایی · سمیتزدایی متابولیک · آلودگيزدايي شيميايي · زهرزدايي
detraction کسرشان · توهین
detractor بدگو · عیبجو
detractory خفت آمیز · خفت آور
detribalisation اسکان
detribalization اسکان
detriment گزند · زیان · ضرر · خسارت
detrimental خسارت آمیز · زیان آور · زیان داشتن · گزند رسان
detrital آواری
detrition خراش
detritus ریزه · خرده سنگ · سنگ نتراشیده · قلوه سنگ · باقی مانده
detroit دیترویت پیستونز · فرودگاه متروپولیتن وین کانتی دیترویت
deucalion دئوکالیون
deuce دولو · العیاذ بالله · بد نقشی · نویسنده مزدور · شماره دو · دو
deuced بی برگ · سر در گم
deuterium دئوتریم · دوتریوم
deuteromycotina بلاستوميستها · دوترومیکوتینا · سلوميستها · قارچهاي ناقص · هيفالز · هيفوميستها
deuteronomy تثنیه · سفر تثنیه · سفر
deuterophoma دوتروفوما · دوتروفوما تراکیفیلا · فوما تراكيفيلا
deutsche مارک آلمان
deutzia دئوتزیا
dev گورو نانک
devaluate مستهلک کردن
devaluation کاهش ارزش پول · كاهش بها
devalue مستهلک کردن
devanagari ارقام دوناگری · دوناگری · زبان مراتی · ماراتی · مراتی · هندى
devastans آمراسکا دواستانس
devastate تخریب نمودن · ویران کردن · پایمال کردن
devastated کوفته
devastation پا یمالی · اتلاف · خراب · تخریب
develop استنتاج کردن · توسعه دادن · شاخ وبرك دادن · نشو · نشو و نما يافتن · وسعت دادن
developed كشورهاي صنعتي · پرورش یافتن · کشورهای توسعهیافته · بالغ · جهان سوم · كشورهاي كمتر توسعهيافته
developer توسعه دهنده
developing جهان سوم · كشورهاي كمتر توسعهيافته · كشورهاي كمترين توسعهنيافته · كشورهاي كمترين توسعهيافته · ناحيه كمتر توجهشده · نواحي حاشيهاي
development اختلالات تكويني · اقتصاد كينزي · اونتوژنز · اونتوژني · بانکهای توسعه · برنامه عمران سازمان ملل متحد
developmental مراحل تكامل گياهي · مراحل تکامل جانوری · مراحل تکاملی · مراحل تکوین گیاهی · مراحل تکوینی · مراحل تکوینی جانوری
developped توسعه یافتن
deviance کج رفتاری · ضلالت · خبط
deviant بالنوکزنی · رفتار منحرف · رفتار ناهنجار · رواننژنديها · شرارتها · منحرف
deviate احراف ورزیدن · از موضوع خارج شدن · گریز زدن · اختلاف پیداکردن · منحرف ساختن · بضلالت افتادن
deviated راه ببراه · بیراهه · بیراه · منحرف
deviates منعدل
deviation اعتساف · انحراف · انحراف معیار · عدول · بیرسمی · زیغ
device افزاره · دستگاه اشاره گر · دستگاه تلفن ناشنوایان · دستگاه جانبی · دستگاه ورودی · رسانه جانبی
devices ایامدی · دستگاه چاپگر و تصویر سازی · وسایل امنیتی · آشكارسازهاي كربن دياكسيد · ابزار مهار · افسارها
devil ابلیسانه · اهرمن · اهل جهنم · خناس · دویل می کرای · دیو
devilfish هشت پا
devilish اهریمن خو · خناسی · دیوسان · شیطان خیال · شیطان صفت · شیطانی
devilishness اهریمن خوبی · دیو کرداری · خناسی · دیوی · شیطنت
devilkin شیطانك
devillike اهریمنی · شيطانی
devilment بد ذاتی · وسوسه شیطانی · نابکاری · شرارت · رندی · فتنه
devilpeppers روولفیا
devilry فتنه · بد ذاتی · وسوسه شیطانی · نابکاری · شرارت · رندی
devils یادبود ملی برج شیطان
deviltry فتنه · بد ذاتی · وسوسه شیطانی · شیطنت · نابکاری · شرارت
devilworship دیو پرستی
devious غیر مستقیم · فريباميز · منحرف · مورب
devise تتبع کردن · تنظیم کردن · طرح ریزی کردن · اختراع کردن · پیشگویی · چاپ زدن
deviser مخترع · کاشف
devisor مور
devitalise از کار انداختن
devitalize از کار انداختن
devoid فاقد · گم
devoll استان دوول
devolution تفویض اختیارات · فساد تدریجی · واگذاری · انتقال
devolve واگذاردن · بدتر کردن
devolvement تفویض اختیارات
devon دوان
devote فدا کاری کردن · فدا کردن · مستقر شدن
devoted اخلاصمند · جان سپار · جان فشان · جان نثار · علاقمند · فدا کار
devotedly بارادت · فدا کارانه · مخلصانه
devotee فدا کار · فدایی · سالك · مجاهد · مخلص · مرید
devotion اخلاصمندی · تعبد · جان سپاری · جان فشانی · جان نثاری · حق پرستی
devotional عبادتی · فداکارانه
devour اوباشتن · درانیدن · لمباندن · دراندن · حرص زدن · بلعیدن
devoured اوبار · خورده
devouring مردم در · طماع
devout اتقیاء · خدا مشرب · سائح · سایح · عابدانه · قانت
devoutly عابدانه · زاهدانه
devoutness تنسك · دینداری · تزهد · تعبد · پارسایی · زاهدی
devshirme دوشیرمه
dew افشک · بشک · شبنم · شبنم زدن · طل · ژاله
dewar جیمز دیوئر
dewberries توتهای کوهی
deweller اهل البادیه · اهل بادیه
dewevrei كوفئا ديوورهاي · کوفئا اکسلسا
dexamethasone دگزامتازون
dexchlorpheniramine دکسکلرفنیرامین
dextenty شگرفی
dexter در طرف راست
dexterity تردستی · دستبازی · سبکدستی · مہارت · دستکاری · دستبرد
dexterous خفیف الید · دستباز · سبك دست · تردست · ماهر · کاردان
dexterously ماهرانه
dexterousness سبکدستی
dextranase دکستراناز
dextrans دکسترانها
dextrin صمغ نشاسته
dextrins دکسترینها · سيكلودكسترينها · فسفودكسترينها
dextrose دكستروز · گلوکز · گلوکوز
dextrous کاردان · چالاک
dey دیماه
deylam دیا لمه
deylaman دیلمی
deylamite دیلمی
dez سد دز
dezful دزفول
dha دوکوساهگزائنوئیک اسید
dhabi ابوظبی
dhaid ذید
dhaka داکا
dhal كاژانوس انديكوس · لوبياهاي كنگويي · لوبياي سوداني · نخود كنگويي · کاژانوس کاژان
dharma چرخ دارما
dharuk سیدنی
dhivehi زبان دیوهی
dhofar ظفار
dhol دهل
dhu ذی الحجه · ذی القعده · ذیحجه · ذیقعده
dhuhr نماز ظهر
diab عمرو دیاب
diabetes بوال · بیماری قند · ديابت شيرين · دیابت · دیابت ملیتوس · ذیابیطوس
diabetic دولابی
diabolic ابلیسی · شیطان صفت · شیطانی · شيطانی
diabolical ابلیسانه · خناسی · شيطانی
diabolism شیطانپرستی · شیطنت
diabrotica دیابروتیکا · دیابروتیکا اسپسیوزا · دیابروتیکا اوندسیمپونکتاتا · دیابروتیکا باربری · دیابروتیکا بالتئاتا · دیابروتیکا لونژیکورنیس
diacetyl دیاستیل · بياستيل
diacetylmorphine هروئین
diachasmimorpha بیوسترس لونژیکوداتوس · دياكاسميمورفا لونژيكوداتا
diachrysia دياكريزيا اوريكالسئا · پلوزيا اوريكالسئا · تیسانوپلوزیا اوریکالسئا
diachylon دیا کلیون · مشمع دیا کلیون
diacodion شربت خشخاش
diacodium شربت خشخاش
diacrisia دیاکریزیا
diacritic نشان تشخیص
diacritical معجم · نشان تشخیص
diadegma دياكما اوسروفاگوم · دیادگما · دیادگما سمیکلوزوم
diadem نیمتاج · اکلیل · دیهیم · دیہیم
diadromous ماهیان ترارونده · ماهيان بالارونده · ماهيان فرورونده
diadromus دیادروموس
diaeresis ادغام
diaeretiella دياارتيلا راپه · دیاارتیلا · دیاارتیلا راپائه
diagnose تشخیص دادن · حکمت کردن
diagnosing تشخیص
diagnosis آزمودن كاركردي · تشخلیص مرض · تشخیص · تشخیص آبستنی · تشخیص آزمایشگاهی · تشخیص افتراقی
diagnostic آزمون تشخیصی · تشخیصی · فنون تشخيصي · نشانه بیماری · آزمايش باليني
diagnostician متخصص تشخیص امراض
diagnostics تشخیص امراض · علائم مشخصـۀ مرض · علم تشخیص امراض · عیب یاب ویندوز
diagonal اریب · قطر چهار گوش · مورب · قطر
diagonally بطور اریب
diagram خط هندسی · شکل هندسی · شکل کشیدن · نمودار شعاعی · نمودار فازی · نمودار هرتسپرونگ راسل
diagramming برنامه ریزی
dial برنامه شماره گيري · بوق آزاد · تماس توسط نام · شماره گیری کردن
dialect بخارایی · زبان کردی · زنگباری · لحجه · لهجه · گویش
dialectic گویشی · منطقی
dialectical گویشی · منطقی
dialectician اهل مناظره
dialectics منطق
dialectology علم بحث
dialer شماره گیر
dialeurodes دیالورودس
diallate دیآلات
diallel تجزیه و تحلیل دوآللی · تلاقي دوآللي
dialog جعبه گفتگو · محاوره نمایی · محاوره
dialogue محاوره · سوال و جواب · مکالمه · گفت و شنود · گفتگو
dialysis تراکافت · دياليز · دیالیز
diam قطر دایره · ضخامت
diamante پولک · منجوق
diameter رشد شعاعي · رويش شعاعي · رویش قطری · قطر ارتفاع برابر سينه · قطر برابر سینه · قطر دایره
diameters اقطار
diametrical قطری
diamond الماس · الماس تراشیدن · الماس تراشیده · الماس خونین · الماس فلامك · الماس مصنوعی
diamonds اوراوا ردز · ابر مرد · جوهر · نقطه
diana دایانا کرال · دیانا · پرنسس دیانا
diane دایان کیتن
dianoetic روشنفکر · استدلالی · برهانی
dianthi فوزاريوم آلبدينيس · فوزاريوم اكسياسپوروم پيسي · فوزاريوم الاييديس · فوزاريوم ديانتي · فوزاريوم رادیسیس لیکوپرسیسی · فوزاريوم رافانی
dianthoviruses دیانتوویروسها
dianthus جنس قرنفل · جنس میخک · جنس گل میخک · دیانتوس · دیانتوس کاریوفیلوس · ميخكها
diapason دوشاخه
diapause دیاپوز
diaper لول · پوشاک بچه · پوشک · دستمال سفره · چموش · دستمال
diaperinus آلفیتوبیوس دیاپرینوس
diaphania دیافانیا · دیافانیا اندیکا · دیافانیا نیتیدالیس
diaphanous حریری · نازک
diaphoresis عرقریزش · تعریق · عرق بدن · عرق ریزی · کارسخت
diaphoretic خوی آور · معرق
diaphorina دیافورینا · دیافورینا سیتری
diaphragm حجاب حاجز · دیافراگم · برسام
diaporthales دياپورتالها · دیاپورتالز
diaporthe دياپورته سوجائه · دیاپورته · دیاپورته فازئولوروم · دیاپورته هلیانتی · فوموپسيس سوجائه · فوموپسيس هليانتي
diaprepes دیاپرپس · دیاپرپس ابرهویاتوس
diapriidae دیاپریایده
diaries دفتر خاطرات کفش قرمز
diarrhea اسهال · برنیش · دیسانتری
diarrhetic اسهالی
diarrhoea اسہال کردن · روتاويروس گوساله · روتاویروس اسهال گوساله · پستیویروس اسهال گاوی · اسهال · دیسانتری
diarrhœa ریغ زدن · شکم رفتن · شکم روش · ریخو · ریغو
diarthrosis مفصل متحرك
diary خاطرات یک کشیش روستا · دفتر خاطرات · دفتر خاطرات روزانه · دفتر خاطرات زن خدمتکار · تاریخچه
dias بارتولومئو دیاس
diaspididae دیاسپیدیده
diaspora تفرق · پراکندگی
diastase جوهر بزاق
diastases آمیلازها · دياستازها
diastole حرکت انبساطبه قلب · دیاستول
diathesis استعداد بیماری · مزاج
diatomaceous کیاسلگور · دیاتومیت
diatomic دارای دو جوهر فرد
diatomite دیاتومیت · کیاسلگور
diatoms باسیلاریوفیسه · دياتومهها
diatraea دیاترئا · دیاترئا ساکارالیس · دیاترئا گراندیوسلا
diatraeae لیکسوفاگا دیاترئائه
diatribe سخن سخت · زخم زبان · غرش
diatrypales دياتريپالها · دیاتریپالز
diaveridine دياوريدين · كربارسون · كلوپيدول · كوكسيديوستاتها · مواد ضد کوکوسی
diaz کامرون دیاز
diazinon دیآزینون
diazotrophic باكتريهاي ديازوترونيك · باكتريهاي شورهساز · باكتريهاي گرهك ريشه · باکتریهای تثبیتکننده ازت · ديازوتروفها · باکتریهای تثبیتکننده نیتروژن
diazotrophs باكتريهاي ديازوترونيك · باكتريهاي شورهساز · باكتريهاي گرهك ريشه · باکتریهای تثبیتکننده ازت · ديازوتروفها · باکتریهای تثبیتکننده نیتروژن
diazotrophy دیازوپروری
dibaj دیباج
dibber بذر کاری
dibble بیلچه با غبانی · بذر کاری
dibbling بذركاري مستقيم · نشاكاري · بذرافشانی مستقیم
dibenzofurans ديبنزوفورانهاي چندکلردار · دیبنزوفورانها
dibothriocephalus ديبوتريوسفالوس · دیفیلوبوتریوم
dibrom ديبرم · نالد
dibromide اتیلن دیبرومید
dibër دیبر
dicalcium دیکلسیم فسفات
dicamba دیکامبا
dicaprio لئوناردو دیکاپریو
dice تاس · سر سکه · کعبتین · اشتالنك · سرپیچ · شش وبش
dicentrarchus دیسانترارکوس · دیسانترارکوس لابراکس
dichanthium دیکانتیوم · دیکانتیوم آنولاتوم
dichapetalaceae دیکاپتالاسه
dichelobacter دیکلوباکتر · دیکلوباکتر نودوسوس · باكتريوييدس نودوسوس
dichlobenil دیکلوبنیل
dichlofluanid دیکلوفلوانید
dichlorodiphenyltrichloroethane ددت · ديكلروديفنيلتريكلرواتان
dichlorophen اكسفندازول · اكسيكلونازيد · بوناميدين · بيتيونول · داروهاي كرمكش · داروهای ضدكرم
dichloropropene دیکلروپروپن
dichlorprop دیکلرپروپ
dichlorvos دیکلرووس
dichocrocis دیکوکروسیس
dichotomiflorum پانیکوم دیکوتومیفلوروم
dichotomy ثنویت · دوگانگی · همزادی
dichromate پتاسیم دیکرومات
dichromatic دورنگ · دورنگه
dichrostachys دیکروستاکیس · ميموزا سينرئا
dick دیک باتون · دیک چینی · زیدوعمر · فیلیپ کیندرد دیک · کیر · آلت تناسلی مرد
dickens چارلز دیکنز · نویسنده مزدور
dickey زوج یا زوجه
dickie زوج یا زوجه
dickinson امیلی دیکنسون
dicksplat آب منی · آب کیر · منی
dicky پیش سینه · زوج یا زوجه
diclofop دیکلوفوپ
dicoccoides تریتیکوم دیکوکوییدس · گندم دودانه
dicoccum تریتیکوم دیکوکوم · گندم لری · گندم دودانه
dicofol دیکوفول
dicot گیاهان دو لپه
dicotyledon دولپهایها · گیاهان دو لپه
dicotyledonous دو فلقه · دولپه
dicotyledons دولپهایها
dicoumarol ديكومارول · ضد انعقادها · مهاركنندههاي لختهشدگي
dicrocoeliidae دیکروسلیایده
dicrocoelium ديكروسليوم لانسئولاتوم · دیکرسلیوم · دیکرسلیوم دندریتیکوم
dicrotic مطرقی · نبض مطرقی
dicrotophos دیکروتوفوس
dictate نسخه نوشتن · تجویز کردن
dictation املا · تلقین · دیکته · فرمایش
dictator دیکتاتور · دیکتاتور بزرگ · شخص توانا · فرمانروای مقتدر · خودکامه · فرمانروای مطلق
dictatorial طرفدار استبداد · ستمگرانه · مستبدانه · مطلق · مغرور
dictatorially آمرانه
dictatorship دیکتاتوری · دموکراسی · ديكتاتوري · فدراليسم · ناسيوناليسم · پوپوليسم
diction بیان · حسن انتخاب لغت · طرز بیان · مژدگانی · گویه · درازگویی
dictionary ترتیب فرهنگ لغت · حمله فرهنگ لغات · خصوصیت لغت نامه · رجوع کرد بفرهنك · فرهنگ · فرهنگ لغت
dictum اظهار نظر قضایی · صدور رای · گفته
dictyocaulidae دیکتیوکولیده
dictyocaulus دیکتیوکولوس · دیکتیوکولوس آرنفیلدی · دیکتیوکولوس فیلاریا · دیکتیوکولوس ویویپاروس
dictyoneura براکیاریا دیکتیونورا
dictyopharidae دیکتیوفاریده
dictyoptera دیکتیوپترا
dictyosomes دیکتیوزومها
dictyosteliomycetes جلهزيان · ديكتيوستليوميستها · فيتوساركودينا · قارچهاي اينفريور · قارچهاي مخاطي · كپكهاي مخاطي
dictyostelium دیکتیوستلیوم · دیکتیوستلیوم دیسکوییدئوم
dicyma ديسيما · هانسفوردیا
dicyphus دیسیفوس · دیسیفوس تامانینیای
did او در این عوالم نبود · بد کاری کردید · دلش خنك شد · قصدم این نبود · هیچ در فکرش نبودم · هیچ در فکرم نبود
didactic تعلیمی · شعر ادبی یا اخلانی
didactics فن تعلیم · تدریس · تعلیم
diddle فریب دادن · کلاهبرداری کردن · تقلب کردن · طعمه کردن · قربانی کردن
diddler قلم زن
diddy ریز · ذره
didee پوشاک بچه · پوشک
didelphimorphia صاریغ
didelphis ديدلفيس · ديدلفيس مارسوپياليس · پوسومها · اپوسومها
diderot دنیس دیدرو
didier دیدیه دشان
dido دایدو
didymascella دیدیماسلا
didymella ديديملا بريونيه · ديديملا ملونيس · دیدیملا · دیدیملا آپلاناتا · دیدیملا بریونیائه · ميكوسفرلا سيترولينا
didymosphaeria دیدیموسفریا
die آرزو بگور بردن · اجل رسیده · از دنیا رفتن · از قید حیات رستن · از گرسنگی مردن · برحمت ایزدی پیوستن
dieback سرخشکیدگی · سرخشکیدگی جنگل · آسیبشناسی جنگل
died تلنگش در رفت · جانش پلب رسید · زهرا ام ترکید · زهره ام بدرید · خاقانی · سوزنی
dieffenbachia دیفنباخیا · دیفنباکیا
diego دیهگو ریورا · دیهگو ولاسکز · دیهگو گارسیا · دیگو · دیگو آرماندو مارادونا · دیگو گارسیا
diehard پر استقامت · اهل سنت
diehliomyces دیههلیومیسس
dieldrin دیلدرین
dielectric ثابت ديالكتريك · جدا کننده · خواص دیالکتریک · عایق کننده · مقره
diem نگو دین دیم
diencephalon مغز میانجی
dieresis ادغام
dies پیش مرك
diesel دیزل · روغن دیزل · موتور دیزل
diet ارزيابي تاريخچه رژيم غذايي · انتخاب غذا · بررسي تغذيهاي رژيم غذايي · برنامه غذایی · ترجيحات دامخوراكی · ترجيحات رژيمي
dietary ارزش تغذيهاي · ارزش خوراکی · ارزش رژيمي · ارزش پرواري · ارزيابي تغذيهاي خوراكها · ارزيابي تغذيهاي غذاها
dieter دیتر هالروردن
dieterich دیتریش بوکستههود
dietetic غذاهای رژیمی · غذاهاي باليني
dietetics علم رژیم غذایی
diethion دياتيون · اتیون
diethylnitrosamine دياتيلنيتروزآمين · نیتروزآمینها
diethyltoluamide دیاتیلتولوآمید
dietrich مارلنه دیتریش
diets رژيمهاي غذايي كالريمحدود · رژيمهاي كمكالري · رژيمهاي كمپروتئين · رژيمهاي كمچربي · رژیمهای انرژیمحدود · رژیمهای غذایی درمانی
dietzgen جوزف دیتزژن
difenacoum دیفناکوم
difenzoquat دیفنزوکوآت
differ اختلاف داشتن · تفاوت داشتن · فرق داشتن · فرق کردن · تفاوت کردن · سلیقه ها مختلف است
difference اختلاف · تغایر · تفاضل · تفاوت · فرق · فرق گذاشتن
differences اختلافات ژنتيكي · تفاوتهاى زادي · تفاوتهاي دودمانی · تفاوتهاي سویهای · تفاوتهاي گونهاي · تفاوتهای زيستشناختي
different تفاوت کردن · حلوای تر ـ حلوای برنج ـ حلوای شکر الخ · شتی · طور دیگر · متباین · متفاوت
differentia وجه امتیاز · علامت
differential تجزیه گرمایی تفاضلی · تشخیص افتراقی · تشخیص دهنده · تفاضلی · حساب فاضله · دیفرانسیل
differentiation اختلالات تمایز جنسی · تمايز بافت · تمايزیابی جنسي · تمايزیابی سلول · تمایز جنسی · تمایز سلول
differentiator ممیز
differently مرتبسازی کانا به صورت متفاوت
differs هیچ فرقی با آن ندارد
difficile کلوستریدیوم دیفیسیل
difficully بیزحمت
difficult بدرام · برفنج · تعسیر · تنگیاب · حصین · دشوار
difficulties اشکال تراشی · اشکال تراشیدن · اشکال کردن · تضییقات · حلال مشکلات · رفع موافع کردن
difficulty اشکال · بصعوبت · دشواری · سختي · عسر · فین فینی
diffident کمرو
diffraction پراش · انکسار
diffuse آلودگي منتشر · از هم گذشتن · افاضه کردن · ضیا باشیدن · ضیا گستردن · فائض شدن
diffused منتشر · ریختگی
diffuser منتشر کننده
diffusing ضیا پاش · مشك فشان · نوربخش · نورافشان
diffusion آزمونهاي انتشار ژل · آزمونهاي ايمونوديفيوژن · آزمونهاي رسوب ژل · افاضت · افاضه · انتشار
diffusor منتشر کننده
diflubenzuron دیفلوبنزورون
difolatan ديفولاتان · کپتافل
difussa بابونه زرد
dig برکندن · حفر كردن · حفر کردن · درکندن · فتاریدن · فرکندن
digby شاهماهيان دريايي · ماهي ساردين · شاهماهیان
digenea دوکامیان
digest تصدیق کاربری · حلاجی کردن · دیر هضم · دیر گوار · هضم كردن · براندن
digesta محتويات دستگاه گوارش · گواردهها
digested زود گوار · زود گوارا · سریع الہضم · گواریدن · گوارا شدن
digester خلاصه کننده
digesters دیکهای هاضم
digestibility قابليت هضم حقيقي · قابليت هضم ظاهري · قابلیت هضم · هضمپذیری · گوارایی
digestible تعادل پروتئين · سلولوز قابل هضم · فیبر قابل هضم · مجموع مواد غذایی قابل هضم · نشاسته قابل هضم · نیتروژن قابل هضم
digesting هضم · حلاجی
digestion تخمير سيرابي · زمان گذر · هض · هضم · هضم بيهوازي · هضم رابع
digestive اختلالات گوارشی · بیماریهای دستگاه گوارش · جذب رودهاي · جذب گوارشي · جنبدگي رودهاي · جنبدگي لوله گوارش
digger بیلدار · جوینده طلا · حفار · حفر کننده · کاونده · بیل هیدرولیکی
diggers خیشهای شخم چرخشی · گاوآهنهای شخم چرخشي
digging انتهار · سنگر بندی · نبش قبر · حفاری · نبش · کاوش
diggings حفریات · محل حفر · حفاری
digimon دیجیمون
digit رقم · رقم دودویی · کلید رقم دو · کلید رقم سه · کلید رقم شش · کلید رقم صفر
digital الگوریتم امضای رقومی · امضای دیجیتال · انگشتی · ایدیاسال · تصویر دیجیتالی · جوهر دیجیتال
digitalin گل انگشتانه
digitalis انگشتانه زرد · انگشتانه سرخ · جنس انگشتانه · جنس گل انگشتانه · دیژیتالیس · دیژیتالیس پورپورئا
digitalise رقمی کردن
digitalize رقمی کردن
digitaria جنس پنجهکلاغی · ديژيتاريا آدساندانس · دیژیتاریا · دیژیتاریا اریانتا · دیژیتاریا اسکالاروم · دیژیتاریا اکسیلیس
digitate پنجه ای · پنجه
digitatum پنیسیلیوم دیژیتاتوم
digitiform انگشتی
digitise رقمی کردن
digitize رقمی کردن
digits ارقام اوریهای · ارقام بالیایی · ارقام بنگالی · ارقام تامیلی · ارقام تایلندی · ارقام تبتی
diglycerides مونو و دیگلیسریدها · اسیلگلیسرولها · ديگليسريدها · گليسريدها
diglyphus ديگليفوس ايزهآ · دیگلیفوس · دیگلیفوس انترمدیوس · دیگلیفوس ایزئا
dignatary عالى مقام
dignified باوقار · بلند مرتبه · بلند پایه · جلیل القدر · ذو القدر · ذیشأن
dignitaries رؤساء
dignitary عالی رتبه · سربزرك · شخص بزرگ · صدر نشین · عالى مقام · عالی مقام
dignities معالی
dignity اجلال · برفره · توقر · جاه · جاه و جلال · ذیجاه
digor دیگوری
digoxigenin دیگوکسیژنین
digress اواره بودن · اواره کردن · منحرف شدن · پرت شدن · پریشان گفتن · از موضوع خارج شدن
digression پریشان گویی · بحث جزئی · مقاله ضمیمه · پرانتز · انحراف · گردش
digressive استدلالی · برهانی
digs محل حفر · حفاری
dihaploidy دیهاپلوییدی
diheteropogon دیهتروپوگون · آندروپوگون آمپلكتانس
diheterospora دیهتروسپورا
dihydrochalcones دیهیدروکالکونها
dihydrogen سولفید هیدروژن
dihydroxyphenylalanine ديهيدروكسيفنيلآلانين · دوپا
dihydroxysuccinic اسید تارتاريك · تارتراتها · ديهيدروكسيسوكسينيك اسيد · تارتاریک اسید
dihystera هلیکوتیلنکوس دیهیسترا
dii نپتون · ژوپيتر
diifusion نورافشانی
dike خاکریز · سد بستن · سدآب · سد · بست · درخت بلوط
dikegulac دیکگولاک
dilapidate فاسدشدن
dilapidated خرابه · فکسنی · متزلزل · مخروبه
dilatable قابل اتساع · قابل انبساط
dilatation اتساع · انشراح · نفخ
dilatatum پاسپالوم دیلاتاتوم · ارزن باتلاقی · داليس گراس · چمن پایابی
dilate متسع کردن · گشاد کردن · باد کردن · بزرگ کردن
dilated متسع · منبسط · مبسوط
dilation اتساع
dilatometry ابعادسنجی
dilatoriness طفره
dilatory تاخیری · سپوزگار · ورمی · دلگیر · کند · کهنه
dildar دلدار
dildo کیر مصنوعی · کانادا
dilemma برهان قاطع ذوحسین · وضع دشوار · مسئله غامض · حیص بیص · تحیر
dilepididae دیلپیدیده
dilettante غير حرفه ای · کم تجربه · ناشی
dili دیلی
diligence سعی و کو شش · سعی و کوشش · مجاهدت · پشت کار · پیشه و هنر · کوشش پیوسته
diligent جاهد · در حال پيشرفت · ساعی · سخت کوش · مجد · پشت کاردار
diligently حاهدانه · مجدانه · متتبع · تتبع کردن
dilijan دیلیجان
dill شبت · شبق · شوید
dilleniaceae دیلهنیاسه
dillonii دوليكوس ديلونياي · ویگنا ابلونژیفولیا
diluents رقيقکنندههاي مني · حفاظت منی
dilute بی مرق · ترقیق نمودن · رقیق کردن · زیپو · رقیق
dilution ترقیق · نقوع · آنالیز ایزوتوپ · رديابهاي پرتوزا · محلول · نشاندارسازی ايزوتوپ
dim تار کردن صفحه · تارکردن · سہا ـ سہى · غبار آوردن · غبار دار · کم نور
dimension بعد زمان · بعد سوم · بعد چهارم · سطح بعد · خواص · مساحت
dimensions ابعاد · ابعادثلا ثه · ابعادسه گانه · سه دوری · جسامت
dimercaprol اتيلنديآمينتترااستيك اسيد · ديمركاپرول · عوامل کیلیتکننده · نيتريلوترياستيك اسيد · پنيسيلامين
dimethoate دیمتوآت
dimethyl دیمتیل سولفید
dimethylaminosuccinamic دامینوزید · ديمتيلآمينوسوكسيناميك اسيد
dimethylhydrazine دیمتیلهیدرازین نامتقارن
dimetridazole آميكارباليد · داروهاي ضد تريپانوزومي · داروهای ضد پیشزیانی · ديمتريدازول · ديمينازين · سورامين
diminazene آميكارباليد · داروهاي ضد تريپانوزومي · داروهای ضد پیشزیانی · ديمتريدازول · ديمينازين · سورامين
dimini اقلال
diminish تقلیل دادن · تقلیل یافتن · کوچك کردن · نقصان پذیرفتن · تحقیر نمودن · کم ارزش کردن
diminishable نقصان پذیر
diminished نقصان پذیرفتن · کاهیده · نازل
diminishing تصغیر · تنقیص · کاهنده · کاستنی
diminuation تصغیر
diminuta هیمنولپیس دیمینوتا
diminution تقلیل · خردگی · تنقیص · کاهش · کاست
diminutive اسم تصغیر · اسم مصغر · تصغیر کردن · مصغر · کوچک
dimity دمیاطی
dimmed غیر قابل دسترسی
dimmer تیره کننده
dimness تاری · کلات · کم نوری · کندی چشم · بینوری · قی گرفتگی
dimocarpus افوريا · افوريا لونگانا · دیموکارپوس · دیموکارپوس لونگان · نفليوم لونژما · نفليوم لونگاتا
dimona دیمونا
dimorphism دوریختی جنسی
dimple چاه زنخدان
dimpled چاه زنخدان
din تندر · جوش و خروش · دهاده · طنین افکندن · غلغل · طنطنه
dinar دينار · دینار اردن · دینار الجزایر · دینار بحرین · دینار تونس · دینار صربستان
dinars دینار اردن · دینار الجزایر · دینار بحرین · دینار تونس · دینار صربستان · دینار عراق
dinawar دینور
dine ناهار خوردن · شام خوردن
diner واگن رستوران
dinero جیفه دنیا · مال حرام · مال دنیا · کاهو · استفاده نامشروع · خمیر
dinette غذای گرم
ding تماس · شماطه · دندانه · پوشال
dingdong دنگ دنگ
dinghy قایق پارویی
dingo دینگو
dingy ملالت انگیز · نامرغوب · پریشان کننده · کرم خورده · تسلی ناپذیر · دلتنگ کننده
dinh نگو دین دیم
diniana اپينوتيا دينيانا · زیرافرا دینیانا
diniconazole دینیکونازول
dining اتاق ناهار خوری · واگن رستوران
dinitramine دینیترامین
dinitrocarbolineum دينيتروكربولينئوم · متيل دينيتروفنول
dinitrogen تثبيت ازت · تثبیت دینیتروژن · دی نیتروژن مونوکسید · تثبیت نیتروژن · دینیتروژن پنتاکسید
dinitrophenol دينيتروكربولينئوم · متيل دينيتروفنول
dinka دینکایی
dinky کوچولو
dinmohammadi سیروس دینمحمدی
dinner شام · ناهار · شام دادن · لباس رسمی · چاش · چاشت
dino دینو بوتزاتی
dinocap دینوکپ
dinoflagellates اكسيموناديدا · اوگلنيده · تاژكدارها · تاژکداران · ديوتاژكداران · ساركوماستيگوفورا
dinophyceae دینوفیتا · دینوفیتها · دینوفیسه · دیوجلبکیان · دیورستیان
dinophysis دینوفیسیس
dinophyta دینوفیتا · دینوفیتها · دینوفیسه · دیوجلبکیان · دیورستیان
dinosaur دایناسور · دایناسورها
dinosaurish غير مستعمل
dinosaurs دایناسور · دایناسورها
dinoseb دینوسب
dint از بس · از بس ـ از بسکه · گودی · زور
dinteri ويگنا دينتري · ویگنا لوباتیفولیا
dinucleotide نیکوتینآمید آدنین دینوکلئوتید فسفات
diocese اسقفی
diocletian دیوکلسین
dioctophymatidae دیوکتوفیماتیده
dioctophyme دیوکتوفیمه
diode دیود
diodotus دیودوت یکم
dioica اورتیکا دیوییکا · پيمنتا افيسيناليس · پیمنتا دیوییکا · گزنه دوپایه
diomus دیوموس
diomède برنار دیومد
dion سلن دیون
dionysius دیونیسیوس
dionysus دیونوسوس · دیونیسوس
diopsidae دیوپسیده
diopsis دیوپسیس
dioptidae دیوپتیده
diorama شهر فرنگ · منظره
diorism تعریف
dioristic مشخص
diorite خاکهای دیوریتی
dioryctria دیوریکتریا · دیوریکتریا آماتلا
dioscorea ديوسكورئا آكولئاتا · ديوسكورئا باتاتاس · دیوسکورئا · دیوسکورئا آلاتا · دیوسکورئا اسکولنتا · دیوسکورئا اوپوزیتا
dioscoreaceae تمیسیان · دیوسکورئاسه
diose الهه
diosgenin دیوسژنین
diospyros جنس خرمالو · خرمالوي آمريكايي · خرمالوي ژاپني · ديوسپيروس كينانسيس · دیوسپیروس · دیوسپیروس ابهناستر
dioxide آشكارسازهاي كربن دياكسيد · افزايش غلظت كربن دياكسيد · سولفور دیاکسید · غنیسازی کربن دیاکسید · كربونيك اسيد · نیتروژن دیاکسید
dioxides دياكسيدها · مونوكسيدها · اکسیدها
dioxins دیاکسینها
dip سرازیری تند · سقوط سنگین · فرو رفتن · گودال عمیق · توختن · شیرجه
diparopsis دیپاروپسیس · دیپاروپسیس کاستانئا
dipensation معافیت
dipeptides اليگوپپتيدها · ديپپتيدها · موكوپپتيدها · نوروپپتيدها · پليپپتيدها · پپتيدهاي ساختگي
dipetalonema دیپتالونما · دیپتالونما رکوندیتوم · آکانتوکیلونما ویتئا · ديپتالونما ويتئائه
diphenamid دیفنامید
diphenyl بیفنیل · ديفنيل
diphosphate آدنوزين ديفسفات
diphtheria خناق باغشاء کاذب · دیفتری · ورم حلق باغشاء کاذب · گلو درد · خناق
diphtheritis ورم حلق باغشاء کاذب
diphthong مصوت مرکب · ادغام
diphyllobothriidae دیفیلوبوتریایده
diphyllobothrium دیفیلوبوتریوم · ديبوتريوسفالوس
diphysa دیفیزا
dipladenia دیپلادنیا
diplectrum دیپلکتروم
diplocarpon دیپلوکارپون
diplodia دیپلودیا · دیپلودیا پینئا · بوتريوديپلوديا تئوبرومه · بوتریودیپلودیا تئوبرومائه · ديپلوديا تئوبرومائه · ديپلوديا مانيوتيس
diplodinium آنتودينيوم · اسپیروتریشیا · اوفريوسكولكس · ديپلودينيوم
diplodus دیپلودوس
diploid دوبرابر
diploids ديپلوييدها · دیپلوییدی
diploidy دیپلوییدی · ديپلوييدها
diploma دیپلم · پوست گوسفند · منشور · دانشنامه · گواهینامه
diplomacy دیپلماسی · سیاست مداری · سیاستمداری · سیاست مداری کردن · نکته بینی · زمامداری
diplomat ديپلمات · دیپلمات · سیاستمدار
diplomatic دیپلماتیک · سیاست مدار · هیئت سفراء · هیئت نمایندگان سیاسی · سفارت
diplomatical دیپلماتیک
diplomatically از روی سیاست · ازراه سیاست · سائسانه
diplomatique هیئت سفراء · هیئت نمایندگان سیاسی
diplomatist دیپلمات · سیاستمدار · کار پرداز
diploperennis زئا دیپلوپرنیس
diplopia دوبینی
diplopoda دوپاییان · دیپلوپودا · هزارپايان
diploptera دیپلوپترا · دیپلوپترا پونکتاتا
diplostomidae دیپلوستومیده
diplostomum دیپلوستوموم · دیپلوستوموم اسپاتاسئوم
diplotaxis جنس دورج · دورج سفید · دورج هرز · دیپلوتاکسیس · دیپلوتاکسیس تنوییفولیا
diplozoidae دیپلوزوییده
diplozoon دیپلوزون
diplura دودمیان
dipole دو قطبی
dipper گاومیش
dipping ارتماس · غوطهورسازيهاي پسبرداشت · غوطهورسازی · غوطهورسازیهای ذخيرهای
diprion دیپریون · دیپریون سیمیلیس · دیپریون پینی
diprionidae دیپریونیده
dips غوطهورسازيهاي پسبرداشت · غوطهورسازی · غوطهورسازیهای ذخيرهای
dipsacaceae تشنهکاهیان · تیره خواجهباشی · تیره طوسک · دیپساکاسه
dipsaci دیتیلنکوس دیپساسی
dipsomania جنون الکل
dipsomaniac آدم مست · الکلی
dipstick کالیبر
dipswitch دیپ سوئیچ
diptera دوبالان · دوبالیان · مگسها · مگسهاي حقيقي · مگسهاي دوبال
dipteral دوستونی
dipterocarpaceae دیپتروکارپاسه · دیپتروکارپها
dipterocarps دیپتروکارپاسه · دیپتروکارپها
dipterocarpus دیپتروکارپوس
dipterous دوبال · دوباله
dipteryx دیپتریکس · دیپتریکس اودوراتا · كومارونا اودوراتا · لوبياهاي تانكا
dipylidium دیپیلیدیوم · دیپیلیدیوم کانینوم
diquat دیکوآت
dirac پاول دیراک
dire ترسناک · دهشتناک · ناگوار · وحشتناک
direct اداره کردن · ارائۀ طریق کردن · امانی · بازاریابی مستقیم · بازی رایانهای اکت آف وار · بذرافشانی مستقیم
directed اهتداء · جهش جهتدار · مصلحت آمیر · مہتدی · جهش القایی
directing هدایتی · دلالت
direction ارشاد · جانب · رژی · زیس · سو · سوی
directional هدایتی
directions اازهردو طرف · از در و دیوار · جہات · رهنمود · قله · شش جہت
directive رهنمود · هدایتی
directives رهنمود · قله
directly بلا واسطه · رأسا · یك راست
directness خلوص
director جایزه اسکار بهترین کارگردانی · رئیس اداره · رژیسور · مقام محترم ریاست · ریاست کردن · متعهد
directorate مقام مدیریت · هیئت مدیره · شوراي اداري · هيئت اجرايي
directors مقام مدیریت · هیئت مدیره · رؤساء · شوراي اداري · هيئت اجرايي
directorship رئاست · مدیریت · ریاست
directory دایرکتوری افتان · دایرکتوری فعال · دفتر تلفن · دیرکتوار فرانسه · فهرست ریشه · فهرست مجازی
directress مدیره
direful دهشتناک · ناگوار · وحشتناک
dirge سرود عزا · شعر عزا · نماز میت · نوحه · نوحه سرایی · فاتحه
dirham درهم مراکش · درهم
dirhams درهم مراکش
dirhodum متوپولوفیوم دیرودوم
dirichlet یوهان پیتر گوستاو لوژن دیریکله
dirie واریس دیری
dirigible کشتی هوایی · قابل هدایت · هواایست
diriyah درعیه
dirk خنجر
dirofilaria دیروفیلاریا · دیروفیلاریا ایمیتیس
dirphya دیرفیا
dirt خاک و خل · صاحب مرده · فضلة · قاذورات · هار · وسخ
dirtied موسخ · گہی
dirtily بکثافت
dirtiness توسخ
dirty غساله · غیر سالم · فژغند · فژه · ناپاك · نجس کردن
dirtying توسیخ
dis پرده دریدگی
disability از کارافتادگی · عدم قابلیت · ناتوانی · نقص · عجز
disable از کار انداختن · از یا انداختن · امتیاز دادن · زله کردن · ناتوان ساختن · ناتوان کردن
disabled اشخاص معلول · افراد معلول · عاجز · ناتوان · وامانده · کنترل از کار افتاده
disablement از کارافتادگی · عدم قابلیت · ناتوانی · نقص · عجز
disaccharides ديساكاريدها · الیگوساکاریدها
disaccord عدم رضایت · عدم قبول · عدم موافقت · مخالف بودن · مغایر بودن · موافق نبودن
disaccustom ترك عادت دادن
disaccustoming ترك عادت
disadvantage وضع نامساعد · ضرر
disadvantageous بی صرفه · زیان داشتن
disaffect غریبه بودن · انتقال دادن · منحرف کردن
disaffected بی محبت · بی میل · متمرد · سرکش · ناراضی
disaffection بی محبتی · بی میلی · بیمیلی · ناارامى · غربت · بیگانگی
disaggregation انفساخ
disagree اختلاف کردن · مخالف بودن · مخالفت کردن با · مغایر بودن · موافق نبودن · نساختن با
disagreeable بدمزه · نامرضی · نامطبوع · نامقبول · ناپسند آمدن · ناپسندیده
disagreeableness سنگینی
disagreeing ناموافق
disagreement عد م رضایت · عدم موافقت · ناساز گاری · اختلاف · اختلاف عقیده · مغایرت
disallow بازداشتن از · قائل نشدن · وتو کردن · ممنوع کردن · منع کردن · بازداشتن
disallowance سرپيچی
disallowed حرام
disambiguation ابهامزدایی
disanimation دل
disappear مفقود کردن · از مین بردن · غائب شدن · غیب شدن · فحط شدن · نیست کردن
disappearance تلاشی
disappeared غیبش زد · نابود · ناپدید · منعدم · مفقود
disappearing زائل · زایل · اضمحلال
disappoint برقاب دادن · دل کسیرا شکستن · سر کسیرا بی کلاه گداشتن · مأیوس کردن · مایوس کردن · ناکام کردن
disappointed امید بزیدن · تلخ کام · تہیدست · دست خالی برگشتن · دشت شستن · صورت ناامید اما با خیال راحت
disappointedly مایوسانه
disappointing دلشکن · یاس آمیز · حرمت
disappointment تہیدستی · خیبت · ناامیدی · نومیدی شکست · تلخ کامی · حرمان
disapprobation عدم تصویب
disapproval عد م رضایت · عدم تصویب · عدم رضایت
disapprove ناپسند شمردن
disapproved نامقبول
disarm ترك سلاح کردن · خلع سلاح کردن · غیرنظامی کردن
disarmament خلع سلاح
disarmed اسلحه چین
disarming خلع سلاح
disarmment ترك سلاح
disarrange به هم زدن · مختل کردن · درهم کردن · مغشوش کردن
disarranged نامرتب · مغشوش · درهم
disarray اغتشاش · صف بہم زدن
disarticulate منفصل شدن
disassemble به هم ریختن · مجزا کردن
disassociate جداکردن · نفاق انداختن
disassociation گسستگی
disaster بلا · شامت · مصیبت · ویل · آفت · بیچارگی
disasters حوادث · حوادث بشرساخت · حوادث دستساخت · حوادث طبیعی · حوادث كشاورزي · آفات
disastrous فجیع · مهم
disavow منکر شدن
disavowal سرپيچی · انکار
disband منحل کردن · برهم زدن · متفرق کردن
disbanded منحل
disbandment انحلال · برهم خوردگی
disbelief بی اعتقادى · دودلی · تردید · شبهه · شک · شکاکی
disbelieve باور نکردن · بی اعتبار ساختن · دروغ پنداشتن
disbeliever غیر مومن · کافر
disbelieving کافر کیش · کم باور
disbolically ابلیسانه
disbudding غنچهکنی · شاخبری · قوچ · بزدل · گوسفند
disburden راحت کردن
disburdened راحت شدن · سبکبار
disburse پرداختن
disbursement خرج
disc خیشهای دیسکی · سیدی · صفحه فستوس · فروافتادگي ديسك بينمهرهاي · قرص زرین · لوح فشرده
discant نوعی آواز
discard دور افکندن · دور انداختن · طرد کردن
discarded دور افتادن
disceptation منازعه · بحث و جدل · هم ستیزی
discern باتمیز · جدا کردن · انتخاب کردن
discerned ممیز
discerner ممیز
discerning باتمیز · حق بینی · حقیقت شناس · خاکبیز · خدابین · دیده ور
discernment باز گشا · دیده وری · صلاحدید · قوۀ تمیز · مجمع تشخیص مصلحت نظام · بی تمیزی
discerp جدا کردن · بریدن
discharching تعزیل
discharge بیرون انداختن · بیرون کردن · حق گذاردن · خارج کردن · دبى · سر عت انزال
discharged مفروع
discharging ایفاء · ابراء ذمه · انفصال
disciple تلمیذ · مرید · مریدانه · مشاء · پیرو · کوچك ابدال
discipleship ارادت · تلمذ · مریدی · شاگردی · پیروی
disciplinable تربیت پذیر · تعلیم بردار · تعلیم پذیر
disciplinal اصلاح کننده
disciplinarian انضباطی
disciplinary انتظامی · محکمه اداری · محکمۀ اداری · انضباطی · اصلاح کننده
discipline انتظام · تادیب کردن · حسن انتظام · مراقبت و تنبیه · تأدب · تا نباشد چوب تر فرمان نگیرد کاووخر
disciplined با انضباط · بااتنظام · مدرب
disclaimer رفع کننده ادعا و مسئولیت · سلب مسؤولیت · پيمان شكني · نسخ
disclose دل خودرا خالی کردن · صدازدن · بروز دادن · فاش کردن
disclosed انکشاف · کشفی
discloser واجد
disclosing افشاء · کشف
disclosure بی پرده گویی · مکاشفت · مکاشفه
disco وجد · خلسه
discoidalis بلابروس دیسکوییدالیس
discoideum دیکتیوستلیوم دیسکوییدئوم
discoideus سیتونا دیسکوییدئوس
discolor دسمودیوم دیسکولور
discoloration بدرنگی · تغییر رنگ · دگرفامی · رنگرفتگی
discombobulate سرمست کردن · مغشوش کردن
discombobulated خجالت زده · شرمسار
discomfort ناراحتی · زحمت
discommode ناراحت کردن
discomposure اضطراب
disconcert لاجواب کردن · مشوش کردن · سراسیمه کردن
disconcerted خودرا از تا انداختن · خجالت زده · شرمسار
disconfirmation مشاهده
disconnect قطع کردن ارتباط · گسستن · قطع کردن · گسیختن · جدا کردن
disconnected بی ارتباط · بیربط · بی ضبط و ربط · مختل شده · نامربوط · گسسته
disconnectedness فصل
disconnection گسیختگی · فصل
disconsolate تسلی ناپذیر · محنت زده · ملالت انگیز · پریشان کننده · دلتنگ کننده
disconsolateness حزن
disconsolation غمگینی
discontent سخط · عد م رضایت · عدم رضایت · ناراضی
discontinuation مفاصله
discontinue ادامه ندادن · بس کردن · متارکه کردن · موقوف شدن · دست کشیدن
discontinued باد خوردن
discontinuing متارکه
discontinuity ناپیوستگی
discontinuous فرایندهای ناپیوسته · ناپیوسته
discord آشوب انگیز · بی آهنگی · عدم توافق · نفاق · تنافر · ناساز گاری
discordance عدم توافق · ناسازی · اختلاف
discordant بی آهنك · بی اتفاق · خارج آهنك · خارج از مقام · ناساز · مباین
discount تخفيف · پیش خرید · تخفیف
discounted درآمد نقدي · گردش نقدي تنزيلي · گردش نقدینگی
discourage دلسرد کردن · تحذیر کردن · توی ذوق زدن · افسردن · بازداشتن · سست کردن
discouraged دل باخته · نالۀ سرد · آه سرد · دلمرده · سر خوردن · دلسرد
discouragement دل سردی · دلمردگی · یاس
discouraging یاس آمیز
discourse بحث کردن · جدل کردن · دیسکورس · رشتۀ صحبت را گم کردن · سخن گستر · قدرت استقلال
discourteous بی ادبانه · خارج از نزاکت · ناصواب
discourtesy بی احترامی
discover آشکار کردن · استکشاف نمودن · اکتشاف کردن · کشف کردن · کشفی · مکشوف کردن
discoverable قابل تحقیق
discovered استکشافی · مستحدث · منکشف · انکشاف · پیدا شدن یا مجرف
discoverer كاشف · کاشف · کشاف · یابنده · مخترع
discoveries کشفیات
discovering کشف
discovery استکشاف · اکتشاف · اکتشاف تغذیه · فضاپیمای دیسکاوری · يافتن · يافته
discredit بی اعتباری · عدم اعتبار · باور نکردن · بی اعتبار ساختن · دروغ پنداشتن · بی اعتبار کردن
discreet باخرد · بااحتياط · کتوم · حصور
discreetness حزم · نکته بینی · ملاحظه · احتیاط
discrepancy تغایر · تفاوت · اختلاف · عدم موافقت
discrepant متناقض
discrete جدا
discretion صلاحدید · احتیاط · حزم · ملاحظه
discretional احتیاطی
discretionary خط تیره اختیاری · فهرست کنترل دسترسی احتیاطی · احتیاطی
discriminable قابل تمیز
discriminant آمار به عنوان علم · بهترين پيشبينيكننده خطي نااريب · تجزيه و تحليل آماري · تجزيه و تحليل رگرسيون چندگانه · تحليل احتمال · تحليل برگشت
discriminate استثناگذاردن · تبعیض کردن · فرق گذاشتن
discriminating فاروق · نافذ · تیزبین · کرکننده
discrimination تبعیض · تبعیض قیمت · تبعیضات نژادی · خصوصیات نژادی · تبعیض نژادی · قوۀ ممیزه
discriminative مفرق · ممیزه · باز گشا · قضایی · ممیز
discriminatory ترجیحی · ممتاز · متعصب
discs خراشدهندهها · ديسكها · دیسکها · ماشینهای شخمزنی و علف هرزکنی · کشتگرها
discula دیسکولا · دیسکولا دستراکتیوا
disculpation برائت ذمه
discursive برهانی · استدلالی
discus دیسک · هالیوتیس دیسکوس
discuss سوال جواب کردن · مباحثه کردن · بحث کردن
discussion مباحثه · مباحثه شبکه · گروه گفتگو · گفت و گو · داخل مذاکره شدن · بحث
discussions مذاکرات مجلس · مذاکرات · اخلاقیات
disdain استغنا · استغنا کردن · استغناء · اهانت کردن · عار · ناز کردن
disdainful تحقیر میز
disdainfully باستحقار
disease آبله فرنك · آزار · اختلالات روانی · بادرنگ · بازپيدايي بيماريها · براورد بيماري
diseased صاحب درد · دردناك
diseases اختلالات گياهي · استخوانآسيبي · التهاب استخوان · التهاب انگوره · التهاب عصب · التهاب لگنچه
disembarrass فارغ کردن
disembarrassing تجرید
disenable ناتوان ساختن · از کار انداختن
disencumber رها کردن · حل کردن
disencumbered سبکبار
disencumbrance سبکباری · باربرداری · تخلیص
disengagable رفع شدني
disengage فارغ کردن
disengaged بیکار · فارغ
disengagement متارکه روابط
disentangle رها کردن · حل کردن
disentangling تجرید
disequilibrium رانش ژنتيكي · فراواني ژن · موازنه ژنتيكي · ناهمسنگي · ژنتیک جمعیت
disestablish بهم زدن
disesteem بی اعتباری
disesteemed بی اعتبار
disfavor غضب کردن
disfavored مغضوب
disfavour بی التفاتی · بی التفاتی کردن · بیمیلی
disfigure بدشکل کردن · لکه دار کردن · از شکل انداختن
disfigured بدشکل
disforestation قطع درختان جنگلی
disfranchise از حق انتخابات محروم کردن
disfunction عدم کار
disgorge ریختن · قی کردن · مریض شدن · استفراغ کردن
disgorgement برگشت خون · برگشت
disgrace افتضاح آور · بی آبرویی · بی سیرت کردن · بی عصمت کردن · بیحرمت کردن · بیشرفی
disgraced ازبام افتاد · بیحرمت · تہتك · خفت کشیدن · طاسش · فضیح
disgraceful فضاحت آمیز · فضیحت آمیز · فضیحت آور · افتضاح آور · بیشرفی · فضیح
disgracefully بافتضاح · بی شرفانه
disgracing تجریس · تفضیح · ترذیلی · تشنیع · توهین آمیز
disgregation پراكندگی · انتشار
disgruntle غمگین کردن
disguise تبدیل قیافه · تلبیس · لباس مبدل · نهان داشتن · لباس مبدل پوشیدن · مبدل کردن
disguised بيكاري پنهان · لباس مبدل پوشیدن · متنکر · کمکاری · مبدل
disguising تنکیر
disgust اظهار تنفر کردن · بیزار کردن · بیزاری · متنفر کردن · منزجر کردن · کسل کردن
disgusted ضجور · بیزار · منزجر
disgustful نفور
disgusting بوی نفرت
dish بشقاب کوچک · دیش · زیر گلدانی · طاس کباب · طعام گذاردن · نواله
dishabille شلوغی
disharmonious ناسازگار
dishclout قاب دستمال
dishearten دلسرد کردن
disheartenment غمگینی · یاس
dished مقعر
dishes اطعمه · از حلوا حلوا گفتن دهن شیرین نمیشود · ظروف · لوت
dishevel زلف پریشان کردن · پریشان کردن · کالیدن
dishevelled آشفته موی · زلف پریشان · طرۀ پریشان · ژولیدن · ژولیده · ژولیده موی
dishevelling کا کل افشانی
dishonest بی دیا نت · بی دیانت · دغل · شلتاق · شلشاق کردن · متقلبانه
dishonestly متقلبانه · کج باختن
dishonesty بی دیانتی · عدم امانت · نادرستی · کجبازی · تقلب
dishonor نکول · نکولی · نکولی نوشتن · کم حرفتی · بی عدالتی کردن · بی عصمت کردن
dishonorable صحبت وقيح · نادرست
dishonored بی شرافت · روسیاه
dishonoring نکول · هتك
dishonour بی احترامی کردن · بیعزتی · ننگ · اذلال کردن · بی آبرویی · بیحرمت کردن
dishonourable بیعزت · بیناموسی · بیحرمت
dishonoured بی احترام · بیشرف ـ بی شرف · بی آبرو · بیحرمت
dishorning شاخبری
dishware بدل چینی
dishwasher ماشین ظرفشویی
dishwater غساله
disillusioned سر خوردن
disincentive منع کننده · منع
disinclination عدم تمایل · بی میلی · اکراه
disinclined بى ميل
disinfect دفع عفو نت کردن · رفع عفونت کردن · ضد عفونی کردن
disinfectant داروی ضد عفونی · دافع عفونت · ضد عفونی · ضد باکتری
disinfectants گندزداها · آكريفلاوين · آنتیسپتیکها · باكتريایستانها · زدايندههاي شير · شویندههای پستان
disinfection انگلزدايي خاك · عفونتزدایی خاک · گندزدايي آب · گندزدایی · گندزدایی خاک · دفع عفونت
disinfestation انگلزدايي موجودات زنده · دفع حشرات · ريشهكني آفت · مديريت آفت · انگلزدايي خاك · انگلزدايي فراوردههاي انباري
disinflation کاهش تورم
disingenuous استادانه · صنعتی
disinheritance عاق نامه
disintegrate تجزیه شدن · متلاشی شدن · منحط شدن · فاسدشدن · پوسیدن
disintegrated وادادن
disintegration تغییر اجتماعی · توسعه اجتماعي · فروپاشي اجتماعي
disinter نش کردن
disinterest بی حسی · بیطرفی
disinterested بی طمع · بی علاقه · بیغر ضانه · بیغرض · حقانی
disinterestedness بی طمعی · بیعلاقگی · بیغرضی
disinterment نبش قبر
disinvestment اتلاف سرمایه
disir تدوینگر · ویرایشگر
disjoin فصل کردن
disjoined منفصل
disjoint منفصل شدن · جداکردن · نفاق انداختن
disjointed در رفته · مختل شده · گسیخته · تارو مار · متفرق · پراکنده
disjunction تفرقه · فصل
disjunctive فصلی
disjuncture فصل
disk بیماریهای دیسک بینمهرهای · تقسیم بندی لوح فشرده · دیسک سخت · دیسک ویدیویی دیجیتال · دیسکت · فلاپی
diskette گرده کوچک · فلاپی دیسک · مسخره وار · نرم
disking خراش زمين · خاکورزی
disks ديسكهاي بينمهرهاي · ستون مهرهای · مهرهها · ستون مهرهها · خراشدهندهها · ديسكها
dislike دوست نداشتن · بغض · بیزار بودن · اکراه · تنفر · فرار کردن
dislocate از جادررفتن · جابجا کردن
dislocated جابجا شدن · جابجا · در رفته · منفك
dislocation خلع مفصل · دررفتگی · تغيي
dislocations جابجاشدگيها · دررفتگیها
dislodge راندن
disloyal بیوفا · سست پیمان · غیر صادق · نمك بحرام · بدعہدی کردن
disloyalty بی وفایی · خیانت
dismal منحوس · ملالت انگیز · پریشان کننده · تسلی ناپذیر · دلتنگ کننده
dismantle باخاک یکسان کردن · تراز کردن · به هم ریختن · مجزا کردن · عقب نشينى کردن
dismay ترسانیدن · بهت وحیرت · به هراس انداختن · هول دادن · وحشت زده شدن · وحشت زده کردن
dismember جزء جزء کردن · عضو از عضو سوا کردن
dismiss آزاد کردن · اخراج کردن · بیکار کردن · جواب کردن · دك کردن · شولای کسیرا بافتاب گذاشتن
dismissal اخراج · عزل · خلع · چتایی · انفصال
dismissed بیرون رفتن · بیکار شدن · مرخص
dismissing تطلیق
dismission گسیل · چتایی
dismount پیاده شدن · جداكردن · پیاده کردن
dismountable رفع شدني
dismounting تنازل · نازل
dismutase سوپراکسید دیسموتاز
disney دیزنی · شرکت والت دیزنی · والت دیزنی
disneyland دیزنیلند · هتل دیزنیلند
disobedience سرپیچی · عدم اطاعت · نافرمانی
disobedienee روگردانی
disobedient روگردان · سخن ناشنو · سرپیچی کردن · عاق · نافرمان · سرزن
disobey سر تافتن · سرپیچیدن · نافرمانی کردن · سر کشیدن · تمرد کردن
disoblige ناراحت کردن
disobliging بی التفات · بی عنایت · نامهربان · نامہربان · بی التفاتی
disonycha دیسونیکا
disorder آشوبناك · اختلال · اختلال دوقطبی · اختلال شخصیت · اختلال مزاج · اخلال کردن
disordered مخبط · مختل · مختل شده · گسیخته · تارو مار · متفرق
disorderliness بدقلقی · چموشی · آشفتگی · بی نظمی · اغتشاش
disorderly بی انتظام · بی انضباط · بی ضبط · غیر منظم · درهم برهم کردن · بی ترتیب
disorders اختلالات · اختلالات ادراری · اختلالات انعقاد خون · اختلالات بینایی · اختلالات تعادلی · اختلالات تغذیهای
disorganization انحلال
disorganize منحل کردن
disorganized جنون جوانی · منحل
disorgnized انحلال پذیرفتن
disorient بهم خوردن
disorientate بهم خوردن
disown نشناختن · پرمخیدن · منکر شدن
disowning نفی · انکار
dispar بيد كولي · لیمانتریا دیسپار · میکوپلاسما دیسپار
disparage بی اعتبارکردن
disparagement انکار فضیلت · کم حرفتی · عمل موهن
disparaging اغماز · توهین آمیز
disparity عدم شباهت · اختلاف
dispassion بی حسی · خشکی
dispassionate بیغر ضانه · بیغرض
dispatch ایفاد داشتن · روانه کردن · گسیل کردن · ذبح کردن · کلك کسی را کندن · ابلاغ رسمی
dispatches مخابر
dispatching ایفاد
dispel برطرف کردن
dispensary دواخانه · داروخانه
dispensation داد بخشی · عدم شمول · صرف نظر · پخش
dispense باطل شدن · دست از دامن کسی کوتاه کردن · رهاشدن از · صرف نظر کردن · معاف شدن از · دور چیزیرا قلم کشیدن
dispenser حسیب · نسخه پیچ · عابر بانک
dispensers توزیعکنندههای دامخوراک · توزیعکنندههای دامخوراک جامد · توزیعکنندههای دامخوراک مایع
dispensing دادبخش · صرف نظر · منصرف · انصراف
dispersa پوكسينيا تريتيسينا · پوكسينيا ديسپرسا · پوكسينيا روبيگو ورا · پوکسینیا رکوندیتا
dispersal پاشیدگی بذر · پراکندگی
dispersants پاشندهها
disperse متفرق کردن · پاشاندن · پاشانیدن · پراکنده کردن · برطرف کردن · پراکندن
dispersed از هم ریختن · از هم یاشیدن · متشتت · پراگنده · شتی · هبا
dispersedness تفرق
dispersers پاشندهها
dispersing تشتیت
dispersion افشانش الكتروستاتيكي · تشتت · تفرق · درخشش اپالی · ضريب شکست · فرانمايي
dispersions سوسپانسيونها · پاشندگیها
dispersive خاکهای پاشنده
dispersus آلورودیکوس دیسپرسوس
dispirit افسرده کردن
dispirited دل افسرده · دلسرد · دل افسردگی · دل شکسته · افسرده · دژم
dispiritedness بیدلی · افسردگی
displace زندان کردن · امکان داشتن · جابجا کردن · قدرت داشتن
displaced جابجا شدن · جابجا
displacement قلع و قمع
display بورد نمایشی اضافی · بورد نمایشی خارجی · بورد نمایشی کمکی · نمایش دادن · نمایش دهنده · نمایش نام
displease دلتنگ کردن
displeased دل آزرده · سرگران · درهم شدن · دلگران · دلگیر · بید ماغ
displeasing کدورت آمیز · ناپسند آمدن · نامقبول
displeasure اغبرار خاطر · خاطر آزاری · دلگیری · غبار خاطر · دلگرانی · سخط
disponsi لیگوس دیسپونسی
disport رقاصی کردن · سرگرم کردن · مشغول کردن
disposable قابل عرضه · پوشاک بچه · پوشک
disposal دفع پسماند درخت · دفع پسمانده
dispose برگذار کردن · فروختن · جابجا کردن
disposed خنده رو · قہرو · متمایل · متعظ · جابجا شدن · مستعد
disposition بلبل مزاج · جبلت · خیم · دسیعه · روشن نہاد · روشن گہر
dispositions شمائل · شمایل
dispositive منطوق الحكم
dispossess بی بہره کردن · خلع ید کردن
dispossessed دربدر · بی بهره
dispossession خلع ید · سلب مالکیت · طرد
dispraise هجو کردن
disprasising هجو
disproof دلیل رد · رد
disproportion عدم تناسب
disproportional بی تناسب
disproportionate نامناسب
disprove خلاف گفتن
disproved رد کردنی · قابل رد · رد نکردنی · غیر قابل رد
disprover پاسخ رد
disputable قابل تردید · مورد دعوا · قابل بحث
disputant مناظر
disputation بحث و جدل · ستیزه · مباحثه · مذاکرات پارلمانی · منازعه · مشاجرة
disputatious حجتی · ستیزه جو · متنازع فیه
disputative ستیزه جو · متنازع فیه
dispute تجادل · تنازع کردن · جدال کردن · خویسه · داورى كردن · غرغشه
disputed متنازع
disputer جادل
disputing متنازع
disqualification سلب صلاحیت · عدم صلاحیت · فاقد صلاحیت قضایی · عدم قابلیت
disqualify اماده ساختن · بیمار ساختن · مردود کردن
disquiet ناآرامی
disquieted بيقرار · پریشان
disquieting از عاج
disquietude کند و کوب · تاسه · تشویش · کیك در تنبان یا شلوار · کیك در پاچه · تشویش خاطر
disquisition تفحص · مقاله · رساله
disregard عدم رعایت · بی التفاتی کردن · حقیر داشتن · حقیر شمردن · بی التفاتی · صرف نظر
disrelish تنفر
disrepair احتیاج به تعمیر · نیازمند تعمیر
disreputable بی ناموس
disrepute عدم اعتبار
disrespect بی احترامی · بی اعتنایی · سوء ادب
disrespectful بی احترام · بی اعتنا
disrupt منقطع کردن
disruption وفقه جفتگیری · دررفتگی · تعلیق
disruptive متلاطم · یاغی
diss توهین کردن به
dissatisfaction عدم رضایت · ناخرسندی · نارضایتی · سرگرانی · عد م رضایت · شکایت
dissatisfied بد دماغ · شکایت مند · ناراضی
dissatisfy ناراضی کردن
dissect تشریح کردن · کالبدشکافی کردن
dissected ترک خورده
dissection تجزیه
dissemble تزویز کردن · ریا کردن · ماسک زدن · بهانه کردن · وانمود كردن · وانمود کردن
dissembler آب زیرکاء · با ریا · دو زبان · ریاکار · سالوس · منافق
dissembling نیرنگ
disseminate پخش کردن · بخشنامه صادرکردن
disseminated گسترده
dissemination اشاعه اطلاعات · تبذیر · انتشار · بذر · انتشار گزينشي اطلاعات · نیمرخهای اطلاعات
dissension اختلاف عقیده · عدم موافقت
dissent نفاق داشتن · فرق داشتن · اختلاف داشتن · تفاوت داشتن · مخالف بودن · مغایر بودن
dissenter معتزل · معاند
dissentient ناموافق
dissentious نفاق افکن
dissertate جدل کردن · بحث کردن
dissertation رساله · پایاننامه · تز · رساله دکتری · پایان نامه · مقاله
disservice ازار
dissidence اختلاف رای
dissident ناموافق · بدعت اميز · معاند
dissimilar نابرابر · ناجور
dissimilarity عدم تجانس · تفاضل · تفاوت · فرق
dissimilitude عدم تشابه
dissimulate تقیه کردن · وانمود كردن
dissimulation تزویز · منافقت · گرگی · بی غش وغل · بی غل و غش · توریت
dissimulative باریا
dissimulator با ریا · مداهن · سالوس · مزور
dissipate تفریط کردن · تنذیر کردن · کیر سگ زدن · اوژولیدن · برباد دادن · تلف کردن
dissipated برباد رفتن · برباد فنا رفتن · پراگنده · افسار گسیخته · هرزه · پراکنده
dissipation تفریط · تبذیر · اسراف · تلف · انحلال · تفرق
dissociable تفکیک پذیر · غیراجتماعی · قابل تفکیک · گوشه گیر
dissociate جداکردن · نفاق انداختن
dissociation تفکیک · گسستگی · تجزیه
dissolute بند گسیخته · بی رسن · مہار گسسته · هرزه · فاسد الاخلاق · فحاش
dissoluteness بی اختیاری · فجور
dissolution انحلال · فروپاشی · حلشدگی · برخاست · اسراف
dissolve آب کردن · برهم زدن · منحل کردن · فسخ کردن
dissolved اکسیژن محلول · برهم خوردن · بہم خوردن · انحلال پذیرفتن · تحلیل رفتن · منفسخ
dissolvent حل مسئله · حل کننده · گدازنده · محلل · حل · حلال
dissolver حلال · حل مسئله · حل کننده · گدازنده · محلل · حل
dissolving اذابت · اذابه · حلشدگی · خمیر حلشونده · حل مسئله · حل کننده
dissonance بی آهنگی · ناسازی · اختلاف عقیده · تنافر · عدم توافق · عدم موافقت
dissonant بی آهنك · خارج آهنك · ناسازگار
disstria مالاکوسوما دیستریا
dissuade منصرف کردن · تحذیر کردن · بازداشتن
dissuaded منصرف
dissuading زاجر
dissuasion انصراف · منع
dissymmetry عدم تقارن · عدم تعادل · عدم توازن
distaff نفوذ زنان
distance آموزش از راه دور · از نزدیك · تدریس از راه دور · دور داشتن · راه دور · راه طی کردن
distances ابعاد
distant بعید · تباعد · دور دست · قاصی · متباعد · دور
distaste بیرغبتی · انزجار · کین · ناسازگاری · نفرت · بیزاری
distasteful بدمزه
distemper ویروس دیستمپر · پنلوکوپنی · ويروس بيماري كارس
distend بادکردن · باد کردن
distending نفاخ
distension نفخ · اتساع
distention نفخ · اتساع
distich بیت · دوبیتی · مطلع · چند قلو · یک بیت شعر · زوجی
distiches ابیات
distichlis دیستیکلیس · دیستیکلیس استریکتا · دیستیکلیس اسپیکاتا
distichum ارزن باتلاقی دوطرفی · تاکسودیوم دیستیکوم · سهچکهواش · هوردئوم ديستيكوم · هوردئوم ساتيووم · هوردئوم هگزاستيكوم
distichus فيلانتوس ديستيكوس · فیلانتوس اسیدوس
distil عرق کشیدن · فرو چکیدن · ژوشیدن
distill تقطیر کردن · چكاندن · چكانیدن · چکاندن · چکانیدن
distillate تقطیر · عرق
distillation تقطيرکردن · تقطیر · تقطیر تخریبی چوب · زغالش چوب · چكیدگی · تصعید
distilled آب مقطر · مقطر · آراك · برانديها · جين · رمها
distiller آبکار · تقطیرکننده · دستگاه تقطیر · شیرڭ چی · عرق کش
distillery آبکاری · رسومات · کارخانه تقطیر
distilling صنعت تقطیر · تقطيرکردن · تقطیر · تقطیر مکرر
distillment تقطیر
distinct بائن · باین · جلی · متباین · متفاوت · متمایز
distinction تفکیك · خاصگان · یقه چرکین · ارجمندی · تشخص · علی السویه
distinctions نکته سنجی · نکته شناسی · موشکافی · موشکافی کردن
distinctive مشخص · ممتاز · خصوصيات · کیفیت
distinctiveness رشته اختصاصی · اختصاص · تخصص
distinctly تفکیکا
distinctness شمردگی
distinguish تفکیك نمودن · تمیز دادن · معرکه کردن · امتیاز دادن · تشخیص دادن · برجسته کردن
distinguished تشخص · رجال · سرافراز · سربلند · علمای اعلام · مبرز
distinguishing ارتسام · فارق · مفرق
distort پیچ دادن · کش آوردن · کش دادن · پیچاندن · بدشکل کردن · تاب برداشتن
distorted رگ برگ شدن · كج و كوله · معدول · گنك
distortion تافتگی · سوء تعبیر · عوج · کجی
distract پریشان کردن
distracted آشفته حال · آشفته خاطر · سربه هوا · شوریده حال · واله · کراشیدن
distraction کراش · شیدایی · حواس پرتی · پریشانی
distrain گرو کشی · گرو کشیدن
distraint اکراه و اجبار · توقیف اموال · گروکشی · تماشا
distrait سربه هوا
distraught پر کار · کار برده · ناراحت
distress درماندگی · کاسه تنگی · اکراه و اجبار · بیص · توقیف اموال · دلفگاری
distressed تیره روز · شکسته حال · مضطر · پریشان حال · اوقات تلخ · شوریده حال
distressful کاسه تنڭ · مسبب ناراحتی · غمزده
distressing مسبب ناراحتی · غمزده
distributary انشعابی · شعبه رود · پخش کننده
distribute توزیع کردن · منقسم کردن · بخش کردن · حصه دادن · پخش کردن · بخشنامه صادرکردن
distributed توزیع شده · شناسایی رمز عبور توزیعی · مقسوم
distribution بیاسدی · تامين آب · توزيع · توزيع تجاري · توزيع طبيعي · توزیع
distributions توزيع
distributive توزیعی
distributor حصه بخش · قاسم · قسام · میراب · تخصیص دهنده · دادبخش
distributors توزیعکنندههای کود شیمیایی · توزیعکنندههای کود مایع
district استان الباسان · استان اورشلیم · استان تلآویو · استان تیرانا · استان جنوب · استان حیفا
districts فهرست استانهای اسرائیل · فهرست ساتراپیهای هخامنشیان · اقطار
distro توزیع
distrust اعتماد نداشتن · بى اعتمادى · بی اعتمادی · عدم اعتماد
distrustful بدگمان · ظنین · بدبین · مشكوك
distrustfulness بى اعتمادى · بی اعتمادی
distubance خرخشه
disturb منغص کردن · پژولیدن · تبره کردن · مضطرب کردن · مشوش کردن · کالیدن
disturbance اضطراب خاطر · بلوا کردن · تخلل · آشوب · شغب · بلوا
disturbances آشفتگی جوي · آشفتگیهای جوی · بهمخوردگيهای جوي · فتنه انگیزی · فتنه جو
disturbarce فتنه الگیز
disturbed آشفته ام ـ آشفته ای ـ آشفته است الخ · دیستربد · منغص · همزده · کالیدن · اضغاث احلام
disturber شہر آشوب · مخل
disturbing از عاج · تکدیر · مخل · مسبب ناراحتی · غمزده
distyle دوستونی
disul دیسول
disulfoton دیسولفوتون
disunion بی اتفاقی · عدم اتفاق · نفاق · تفرقه
disunite جداکردن · نفاق انداختن
disunited فروریختن · از هم ریختن
disuse متروکه · عدم استعمال · موقوف كردن
disused غير مستعمل · منسوخ · مهجور · متروکه · موقوف · کهنه
dit تقریر
ditch حفرة · حفره · زهکشی نهر روباز · مغاك · پاکیزهسازی نهر آب · کندك
ditchers شیارسازها · نهرکنها
ditches زهكشهاي اتصالي · زهكشهاي اصلي · زهكشهاي برونريز · زهكشهاي جمعكننده · زهكشهاي حايل · زهكشي تقاطعي
diterpenes ديترپنها · دیترپنوییدها
diterpenoids دیترپنوییدها · ديترپنها
ditheist ثنوی
dither حالت اضطراب · لرزیدن
dithiocarbamates تيوكرباماتها · ديتيوكرباماتها · فنيلكرباماتها · متيلكرباماتها · کرباماتها
ditmar جایزه دیتمار
ditto ایضا · بشرح فوق · علامت · هم · نیز · همچنین
ditty تصنیف · رنڭ
ditylenchus دیتیلنکوس · دیتیلنکوس دستروکتور · دیتیلنکوس دیپساسی
dium تنبور
diuraphis دیورافیس · دیورافیس نوکسیا
diuresis پيشابكردن · ادرارکردن · پرادراري
diuretic مدر · مدر بول
diuretics مدرها · داروهای دیورتیک · كلروتيازيد
diurnal حرکت روزانه · روزانه · روزی یک بار · مربوط بهروز · آهنگ روزانه · آهنگ شبانهروزي
diuron دیورون
diuturnal بادوام
div الهيات
diva خواننده زن
divagate اواره بودن · اواره کردن · پریشان گفتن · سرگردان شدن · پرت شدن · منحرف شدن
divagation پریشان گویی · بحث جزئی · مقاله ضمیمه · پرانتز
divan دوظرفیتی · دیوان · تخت
divaricated واگرا
divaricatum ریبس دیواریکاتوم
dive تفحص کردن · شیرجه · شیرجه رفتن · غوطه · غوطه خوردن · فرو رفتن
divehi مالدیوی
diver اسفرود · غواص · غواصی کردن · پسربچه
diverge اختلاف پیداکردن · واگرا · تغییر کردن
divergence مبانیت · اختلافات ژنتيكي · فاصله ژنتیکی · واگرايي ژنتيكي · عزیمت · عدم موافقت
divergens بابزیا دیورژنس
divergent انتخاب واگرا · واگرا · متباعد · متباین
diverging واگرا
divers غواصان · مرغهای غواص
diverse شتی
diversely چند جور
diverseness تنوع · گوناگونی
diversicaudatum گزیفینما دیورسیکوداتوم
diversicolor اوکالیپتوس دیورسیکولور
diversification تنوعبخشی · تنوعبخشی تولید · تنوعبخشی فراورده · تنوعبخشی محصولات زراعی · گوناگونی · اختلاف رنگ
diversified مختلف
diversifolia آنونا دیورسیفولیا · ايلاما · تیتونیا دیورسیفولیا
diversify گوناگون ساختن · پهن کردن
diversion کنارگذاری زمین · کنارگذاشتن زمین · تفریح · تفنن · خلق مجدد · تنزه
diversionist اوراقچی
diversions ملاهی
diversity ناهمگني ژنتيكي · گوناگوني ژنتيكي در گونه · گوناگوني ژني · گوناگونی ژنتیکی · زیستگوناگونی · گوناگوني بومسازگان
divert از صرافت انداختن · تفتن کردن · سرگرم کردن · مشغول کردن
diverticulum کوره راه
diverting ملہی
dives اوکالیپتوس دیوس · نعناع فلفلي پهنبرگ
divested مسلوب · محروم
divide آب بخش کن · آب پخش کن · افراز کردن · تربیع کردن · تقسيم کردن · تقسیم کردن
divided انقسام · بند بند · بهره بهره · تقسم · تقسیم شده · قسطی
dividend سود سهام · سودسهام · سہم از مناقع · مقسوم
divider پرگار تقسیم · قاسم · قسام
dividers جداکننده
dividing تثلیت · تسبیع · تسدیس · رشتهکوه جداکننده · تخمیس · تنصیف
divination علم غیب · غیب گویی · غیبگویی · فال بینی · کہانت · رسالت
divine از غیب خبردادن · الهی · الہام ربانی یا الہی · توفیق المی · توفیق ربانی · خدا پرستی
diviner غیبگو · کاهن · کاهنه
diving آب بازی · غواصی · غوص · غوطه ور · غوطه وری · ماهیگیری با غواصی
divinity خالقیت · رب النوع · لاهوت · الوهیت · خدایی · ربوبیت
divisibility قابلیت تقسیم
divisible بخش پذیر · قابل تقسیم · قابل قسمت · قسمت پزیر
division افراز · اقتسام · بخش · تقسيم هستهاي · تقسیم · تقسیم سلول
divisional تقسیمی
divisions تقسیمات · احزاب
divisive نفاق افکن
divisor بخشیاب · بزرگترین مقسوم علیه مشترك · بزرگترین مقسومعلیه مشترک · مزرگترین مقسوم علیه مشترك · مقسوم علیه
divorce خلعی · طلا قی · طلاق · طلاق دادن · طلاقنامه · آزاد کردن
divorced اعتداد · طالق · طالقه · طلاقگرفته هستم · مرد بیوه · مطلقه
divorcement طلاق
divorcing تطلیق
divulage فاش کردن
divulge اشاعه کردن · افشاء نمودن · بازگون کردن · برملا کردن · بروز دادن · جامه نیا کردن
divulged اشتهار یافتن · افشاء شدن · بخیه برروی کارافتاد · برملا افتادن · درز کردن · فاش
divulgence افشاء
divulging تسمیع · تشہیر · ابراز · انتشار
divvy شکافتن
divx دایو اکس
diwali دوالی · دیوالی · دیپاولی
diwan دیوان
diwani خط دیوانی
dixie دیکسی
diyala استان دیاله
diyarbakır دیاربکر
dizin دیزین
dizziness دوار سر · سرگیجه · گیجی
dizzy دروا · دیزی گیلیسپی · منڭ · گیج · گیج شدن · سرگیجه
djakarta جاکارتا
djalili امید جلیلی
djangirov الدار جانگیروف
django جنگو راینهارت
djawa دجاوا · جاوا
djawadi رامین جوادی
djebar آسیه جبار
djelfa استان جلفه
djenné جنه
djerba جربه
djibouti ايساس · جمهوري جيبوتي · جیبوتی · سرزمين آفارس و ايساس · سرزمين سومالي فرانسوي · سرزمين فرانسوي آفارس و ايساس
djiboutian فرانک جیبوتی
djinn تناسلی
djinni تناسلی
djinny تناسلی
djivan ژيوان گاسپاريان
djorkaeff یوری یورکائف
djoser جوزر
dki جاکارتا
dl دسیلیتر
dm دیابت شیرین · چغار · دسیمتر · مرض قند
dmitri دمیتری شوستاکوویچ · دیمیتری دونسکی
dmitry دمیتری
dms دیمتیل سولفید
dna اینترون · تاگسازي ژن · داكسيريبونوكلئيك اسيد · دیانای · رونويسي ژن · مضاعفشدن ژن
dnase داکسیریبونوکلئاز
dnbp دینوسب
dnc دينيتروكربولينئوم · متيل دينيتروفنول
dnieper دنیپر · بلاروس · بیلوروسی
dnoc دينيتروكربولينئوم · متيل دينيتروفنول
dnpo دینیتروژن پنتاکسید
do آلورکا دو ریباتژو · آلکاسر دوسال · آنگرا دو هروئیسمو · احترام کردن · احترام گزاردن · از آشنایی شما خوشوقتم
doable امکان پذي
doberman دوبرمن
dobermann دوبرمن · دوبرمن پینچر
dobra دوبرای سائوتومه و پرنسیپ
dobras دوبرای سائوتومه و پرنسیپ
dobrich استان دوبریچ · دوبریچ
doc دانشجوی طب · پزشک
docent نمایشگاه
docile حرف شنو · حرف گوش کن · سخن شنو · سربراه · سربرخط · منقاد
docility حلم · سلیمی
dociostaurus دوسیوستوروس
dock بار انداز · بارانداز · جایگاه اتصال · جتی · ریباس · کارگر بارانداز
docked نوار ابزار جاسازی شده · کلی · ابتر · دم بریده
docker کارگر بارانداز
docket برنامه زمانی · مواد موردبحث
dockhand کارگر بارانداز
docking جایگاه استقرار · بتر
dockworker کارگر بارانداز
dockyard تعمیرگاه کشتی
docosahexaenoic اسید دوكوزاهگزاانوييك · دوکوزاهگزاانوییک اسید · دوکوساهگزائنوئیک اسید
docosanoic بهینیک اسید
docs گوگل داکز
docteur دکتر پاسکال
doctor بعدازمردن سہراب داروی بیہوشی · حکیم · حکیمی · دكتر · دکتر · دکتر میخواهم
doctorate درجه دکتری · عنوان دکتری · دکتر
doctoress حکیم خانم
doctorow ادگار لورنس دکتروف
doctors دكترها · پزشکان
doctress طبیبه
doctrinaire اصولی · متعصب
doctrination القاء
doctrine اصول · دکترین · دکترین ترومن · دکترین سیناترا · دکترین شوک · دکترین مونرو
doctrines اقتصاد كينزي · تئوریهای اقتصادی · دكترينهاي اقتصادي · ضرايب افزايش · قوانين اقتصادي · مكتبهاي اقتصادي
docudrama مدرکی · مستند · سندی
document استسناد · بازرس اسناد · تعریف انواع در سند · تعریف نوع نوشتار · دست آویز ـ دستاویز · دسترس پذیری بهبود یافته اسناد
documental مستند · سندی
documentary ایدفا · فیلم مستند · مستند · سندی · مدرکی
documentation سندداری · مجوز مستندات آزاد گنو · مستندات · گردآوری و ارائه مدارک
documents اوراق · سند های من · اسناد
dodder افتمون · افتیمون · افرهنج · کشوث · تلو تلو خوردن · جنس سس
dodecagon دوازده ضلعی
dodecahedron دوازده سطحی
dodecane دودکان
dodecanoic اسید لوريك · دودكانوييك اسيد · لوریک اسید
dodecoic لوریک اسید
dodecylic لوریک اسید
dodge برای کسی گربه رقصاندن · داج · تمجمج · تمہید کردن · جا خالی دادن · دامن دوختن
dodger دور سرگردان
dodging اجتناب · پرهیز · احتراز
dodgy روباه صفت · شیطنت آمیز · موذی · نیرنگ آمیز · پر تزویر · پر حیله
dodine دودین
dodo سنگواره · فسیل
dodoma دودوما
doe آهو ماده · گوزن ماده · فرد معمولی
doer فعال مایرید · فعال مایشاء · هریر · کننده · بدعمل · فاعل
does این دلیل نمیشود · حکایتی نیست · خانه بیزار · خانۀ قاضی گردو بسیاراست اما شماره هم داود · خیالی نیست · عیب ندارد
dog تفته · جنس رز · جنس نسترن · جنس گل سرخ · دل سگ · ساندویچ سوسیس
dogbane خانق الکلب · سك کش · پیاز حضرتی · پیاز سك
dogberry زغال اخته
dogdays باحوراء · ایام بلود
doge دوجه
dogfish سك دریایی · سگ ماهی · سگماهی · كوسهسگماهيان · كوسهشكاريماهيان صاف · كوسهگربهماهيان
dogg اسنوپ داگ
dogged استوار · لجوج
doggedness لجبازی · ثبات قدم · سرسختی · استقامت · پافشاری · اصرار
doggerel بند تنبانی · شعر بد
doggish سك صفت · سك میش · سڭ دل · سگسار
doggishness سك صفتی · سڭ دلی · سك منشی · سگی
doggy تولهسگ · هاپو · سگ
doghouse كلبه · کلبه
doglike کلبی
dogma اصول عقاید · انگاشته · عقیده دینی · پایه تفکر · مرام
dogmatic جزمی · لاهوت نظری · کوته فکر
dogmatism تعصب
dogmatist اصولی · متعصب
dogme جايگاه
dogon افريقا · افریقا
dogri دوگری
dogrib دوگریب
dogs سگسار · سگها · سگهای شکاری · سگهای نگهبان · سگهای گله · مثل سك و گربه بودن
dogsbody شغال
dogshit نوعی قمار
dogtooth دندان نیش
dogville داگویل
dogwood زغال اخته
dogwoods جنس ال · جنس زغالاخته · جنس شفت · زغالاخته · سياهتوسكاها · کورنوس
doha دوحه
doing تبرع · زمین بوس · فوت کاسه گری · افراط کردن · تاوب · متعمد
doings افعال · کردارها · کرده ها
dokhtar قلعه دختر
doldrums منطقه رکود · ایستایی · رکود
dole ماتم
doleful غم انگیز · غم فزا · غم فزای · حزین
dolefulness غمگینی
dolichodoridae دولیکودوریده
dolichopodidae دولیکوپودیده
dolichos دوليكوس آگزيلاريس · دوليكوس بيفلوروس · دوليكوس ديلونياي · دوليكوس سوجا · دوليكوس كاتجانگ · دوليكوس مينيموس
dolichovespula دولیکووسپولا
doll آدمك · عروسك باز · عروسک · ماتروشکا · دخترک · عروسك
dollar دالر · دختر میلیون دلاری · دلار · دلار استرالیا · دلار امریکا · دلار باربادوس
dollars دلار استرالیا · دلار امریکا · دلار باربادوس · دلار باهاما · دلار برمودا · دلار برونئی
dolls عروسکهای ژاپنی · عروسك بازی
dolly عروسک · قزلآلاي جويباري · قزلآلاي درياچهاي · قزلآلای سالمون · ماهیان آزاد شکمسرخ · دخترک
dolomite دولومیت · سنك آهك
dolor سوگ
dolorific مویه
dolphin دلفين · دلفین · دلفین پوزهبطری · ماهی یونس · دلفین پومپانو · دلفینماهی
dolphinfish دلفین پومپانو · دلفینماهی · ماهی یونس
dolphins دلفینها
dolphy اریک دلفی
dolt حوله داغ · خنگ · ابله
doltish احمقانه
dolycoris دولیکوریس
domain تعیین کننده دومین جهانی · خالصۀ انتقالی · دامنه اینترنتی · دامنه مقبول · سیستم نام دامنه · فهرست حوزه های مسدود شده درجه یک
domains املاك خالصه · اراضی خالصه · خالصجات
dombeyi نوتوفاگوس دومبئی
dome گنبد · شنب · قبه · گنبذ · رشته فرنگی · باقلا
domenech ریمون دومنک
domestic اهلی · بازارهای داخلی · بازرگانی داخلی · باغهای خانگی · تجارت خانگی · تجارت داخلی
domestica مالوس دومستيكا · موسکا دومستیکا · مگسهاي خانگي · پرونوس دومستیکا · پيروس مالوس · كوركوما دومستيكا
domesticate رام کردن
domesticated پرندگان اهليشده · ماکیان
domestication اهليكردن جانور · اهلیکردن · بومیکردن گیاه · تأنیس · اهلیت
domesticity اهلیت
domesticum لانسیوم دومستیکوم
domesticus آکتا دومستیکوس
domicile اقامتگاه · محل اقامت · مسکن دادن · مقر · خانه
domiciled مقیم
domiciliate منزل گزیدن · خانه نشین شدن · مسکن دادن
domiciliation محل حفر · حفاری
dominance تسلط داشتن · حاکمیت · غلبه · تحرك اجتماعي · رفتار بازي · رفتار جمعي
dominant حکم فرما · رايج · متعادل · مسلط · مسلط شدن · چیره
dominantly حاکمانه
dominate استاد شدن · تسلط کردن · قاطع بودن · مسلط بودن
dominated درختان غالب · ردههای درخت
dominating بی چون وچرا · دارای برجستگی · استبدادی · صعودی · دارای اختیار
domination استیلا · تحکم · تسلط · استیلاء · سلطه · تفوق
domineer تحکم کردن · ستم کردن
domineering تحکم آمیز · تحکم · متحکم
domingo سانتو دومینگو · پلاسیدو دومینگو
domini دوران مشترک · میلادی
dominica دومینیک · دومینیکا · ریزوپرتا دومینیکا · سوسك دانه غلات
dominican جمهوری دومینیکال · جمهوری دومینیکن · پزوی جمهوری دومینیکن
dominie آموزاننده · آموزگار · معلم · استاد
dominion قلمرو · ملکوت · جبروت · فرمان روایی · فرماندهی · ناحیه
dominique استروس کان · دومینیک دو ویلپن · کنیز زیبا
dominium مالکیت
dominoes دومینو
don اقا · دان کیوپت · دن آرام · دن کیشوت · دون ژوان · برتن کردن
donald دانلد کنوت · دونالد بارتلمی · دونالد رامسفلد
donate هدیه دادن · هبه کردن
donation داشن · دهش · موهوبه · بخشش کردن · صلح نامه · موهبت
donax دوناکس
done آفرین · انجام شده · خود کرده · غائبانه · غایبانه · منت دار
donee موهوب له
donetsk جمهوری خلق دونتسک · دونتسک
dong دانگ ویتنام · گرزه · کیر
donger گرزه · کیر
dongola دنقلا
donjon سیاه چال
donkey الاغ · هالو · خر · سر سخت · دجال
donkeys اكوئوس آسينوس · الاغها · خرها
donkeywork جان کنی
donna خواننده زن
donnie دانی دارکو
donor جانوران دهنده · دهنده · بخشنده
donovani لیشمانیا دونووانی
donskoi دیمیتری دونسکی
donus دونوس
donut مته کار · وزنه
doob سينودون پولهوانسياي · سینودون داکتیلون · علف باهاما · علف برمودا
doocot كبوترخانه
doodad اسمش · فلان چیز
doodle دستمالی · سروصدا کردن
doogh دوغ
doohickey اسمش
doojigger اسمش
doom فنا · تقدير · حکم مجازات · سرنوشت بد · رستاخیز · ضل
doomed محکوم بفنا · مقدر · رجیم · ملعون
doomsday دمار · روز حساب · روز رستاخیر · روز قیامت · محشر · نفرین ابدی
door تق · جای در · حتی الباب · حلقه بر در زدن · حلقه وار · در
doorbell زنگ اخبار
doorjamb چهارچوب
doorkeeper دربازکن · دربان · دهانه رودخانه · فاپوچی · حاجب · دروازه بان
doorman دربان · دروازه بان · دهانه رودخانه
doormat ناتوان · ضعیف
doorpost چهارچوب
doors درها · دورز · شش دری · ابواب · خارج از منزل
doorway جای در · در
dooryard حیاط منزل
doos سوراخ کس · واژن · مهبل
dopa دوپا · ديهيدروكسيفنيلآلانين
dopamine دوپامین · دانایی · تعلم · یادگیری
dope دارو دادن · داروی مخدر · صدای کوتاه
dopey ابلهانه · نابخرد · گیج شده · جاهل · نادان · احمق
doping دوپینگ · زورافزایی
doplic كيري
dopy ابلهانه · نابخرد · گیج شده · جاهل · نادان · ترسو
dorado حوت الاحمر · ماهی زرین
doran عباس دوران
dorcas جبیر
doris دوریس لسینگ · خوش حال · گی
dorm خوابگاه
dormancy خفتگی · شکنندههای خفتگی · قطع خفتگی · کمون · انيدروبيوز · رکود
dormant خوابیده · سست
dormice سيگمودون · كاپيبارا · موشهاي زمستانخواب · جوندگان
dormitory خوابگاه
dormouse زباب · موش صحرائی
doronicum درونج
dorood دورود
dorosoma دوروسوما
dorsal سل نخاع · ظہری · پشتی
dorsalis آئدس دورسالیس · باکتروسرا دورسالیس · داكوس دورساليس · رسیلیا دورسالیس · سیرتوتریپس دورسالیس
dorsata آپیس دورساتا
dorsey تامی دورسی
dorsum ظهر · ظہر · منطقه كمري · پشت
dorud شهرستان دورود
dory ماهي دوري · ماهی پشتطلایی · قایق پارویی
doryalis آبريا · دورياليس · دوویالیس
dorylaimidae دوریلایمیده
dorylus دوریلوس
dosage ابرژنها · اثرات دوزاژ · بيشدوز · تعیین مقدار مصرف · دوز كشنده · دوز موثر میانه
dosalan دوسلان
dose دارو خوراندن · كمك · ابرژنها · انگاره · بيشدوز · تعیین مقدار مصرف
doses مقادیر
dossier دوسیه · سوابق · پرونده
dost دوستمحمدخان
dostoevsky فئودور داستایوسکی
dostum عبدالرشید دوستم
dot سویدا · لوزی نقطهدار · نقطه گذاری کردن · نقطه گذاشتن · پنده · نقطه
dotage خرفی · خرافات · ضعف پیری · خرف · پیری
dotard خرفت · خرف
dote خرف شدن
dothidea بوتریوسفریا دوتیدئا
dothideales دوتیدئالز · آسترينالز · دوتيدئالها · دوتيورالز · كاپنوديالز · كتوتيريالز
dothiorales آسترينالز · دوتيدئالها · دوتيورالز · دوتیدئالز · كاپنوديالز · كتوتيريالز
dotriacontanoic لاکروئیک اسید
dots تعداد نقاط در هر اینچ · نقطه گذاری کردن
dotted خال خال ـ خال خالی · ذال معجمه · ستاره شش پر · معجم · منقوط · نقطه دار
dotting ترقیم · تعجیم · ذبر · نقطه گذاری
dottle پستانک
double تضعیف کردن · جمع منتہی الجموع · جمعالجمع · جہل مرکب · حلقه مجعد دوبل · دفتر داری مترادف
doubled تضاعف · مثنی · دو تاشدن · دولو · دوتا
doubledistilled دو آتشه
doublefaced دو روه · دورنك
doubles جفتی
doublet جواهر بدل · جواهرات قلب
doublets جفت آوردن
doubling اضعاف · تقطیر مکرر · تضعیف
doubly دوبار · دومرتبه
doubt ارتیاب · اشتکاك · اشکل · بشك افتادن · بشك انداختن · تردید
doubter شکاك
doubtful دوبشك · رائب · شبہه ناك · شکی · شکیات · مشکوك
doubtfulness شک و تردید · عدم تحقق · ناپایداری زندگی · بلاتلکیفی · شبهه · شک
doubting تشکك · شکاک · ارتیاب · کم باور
doubtless بلا تردید · بی شائبه · بی شبهه · بیحرف · بیشك · لاریب
doubts شکوك · تردید داشتن
douce شیرین
douche حمام دوش
dough تیرك زدن · تیرڭ زن · خمیر · خمیر سرشتن · زواله · غنده
doughnut دونات · مته کار · وزنه
doughs خمیرها · خميرهاي ترش · عوامل ورآوری · ورآور شیمیایی
doughy خمیری
douglas مایکل داگلاس · مکدونال داگلاس · کرک داگلاس · نراد دوگلاس · پسودوتسوگا تاكسيفوليا · پسودوتسوگا دوگلاسياي
douglasii بلوط آبي · کوارکوس دوگلاسیای · نراد دوگلاس · پسودوتسوگا تاكسيفوليا · پسودوتسوگا دوگلاسياي · پسودوتسوگا منزیازیای
doum نخل داوم · هیفنه تبایکا
doumed اجل رسیده
dour بدخلق · استوار · عبوس · کدر · اخمو · کج خلق
douro میراندا دودوئورو
douse غسل دادن
doux یادداشت عاشقانه · نامه عاشقانه
dove فاخته · قمری خانگی · كبوتر · موسی کو تقی · کالوج · کبوتر با کبوتر باز با باز
dovehouse كبوترخانه
dover دوور · لاسكار · ماهيان حلوا · حلواماهیان · ماهی پولاک
dovyalis دوویالیس · آبريا · دورياليس
dower جهیزیه · مهریه
dowery جهیزیه · مهریه
dowlatabadi محمود دولتآبادی
dowling بریجت داولینگ
down از رو بردن · از روی شلختگی · از کار افتادن · از کمر افتادن · اشاره به پایین · افسرده کردن
downcast پريشان · دل افسرده · دل افسردگی · دل شکسته
downer تب شير · نشانگان داونر · فلج ناقص زایمانی · داروی مسکن
downfall زوال · سقوط · بارش
downfallen منکوب
downflow ریزش
downgrade تنزیل کردن · خود را خوار شمردن · خود را کوچک کردن · کم ارزش کردن
downhearted افرده خاطر · افسرده دل · افسرده · دل افسرده · دل افسردگی · دل شکسته
downheartedness غمگینی
downhill سرازیر · سرازیری
download دانلود · نسخه برداری · بارگیری
downloader نسخه بردار تروا
downpour بارندگی زیاد · گردباد دریایی · سیل · فواره
downright محض · کاملا · صرفا
downs تپهها · درههاي مرتفع · فراز و فرود · كوهها · كوهپايهها · نواحي كوهستاني
downspout زهکشی
downstairs پایین
downstream پایین رود
downswing رکود اقتصادی · رکود بازار · نزول
downtown قسمت مرکزی شهر
downtrodden پایمال
downturn رکود اقتصادی · رکود بازار · نزول
downward دروا · سرنگون
downwards اندرواژ · اندروای · اندروا
downy سفيدكهاي كركي · سفيدكهاي پودري · کرکی · سفیدکها
dowry اصداق · جہیز · دست پیمان · جهیزیه · مهریه
dowse غسل دادن
dox حنیف
doxastic فرضی
doxie داشهوند
doxology سرود نیایش · تسبیح
doxy صیغه · متعه · موله · مول
doyen سرکرده · بزرگتر
doyle آرتور کانن دویل · رادی دویل
doze چرت زدن · کند شدن · چرت
dozen دو جین · دوازدهی · دوجین · دوازده عدد · یک دوجین · دوازده
dozens قراص
dozer بولدوزر
dozers بولدوزرها · تجهیزات خاکبرداری
doğubeyazıt دغو بایزید
dpi میزان کردن نقطه در هر اینچ · تعداد نقاط در هر اینچ
dr دکتر نو · دانشجوی طب · پزشک
drab سبز زیتونی · سنجابی · سلیطه · محزون · ملالت انگیز · پریشان کننده
dracaena خون سیاوشان · دراسنا
drachm درم · درهم
drachma دراخمای یونان · درم · درهم
drachten دراختن
draco دراکو مالفوی · اژدها
dracontium فیل گوش
dracula دراکولا
dracunculidae دراکونکولیده
dracunculus آرتمیزیا دراکونکولوس · دراکونکولوس · فیل گوش
dradgery خرحمالی
draft آب نشین · اسب بارکش · برات دار · لاشۀ برات · مسوده کردن · مینوت
draftee سرباز وظیفه
drafting دوپرگار · طراحی
draftsman نقشه کش · رسام
drag عقب افتادن از · لك و لك کردن · آشفته کردن · چنگك · افتادن · کشیدن
dragged کشیده
dragger کرجی ماهیگیری
dragging دانه کش · لك لك · لك و لك · اختلاج · کشان کشان
dragoman ترجمان · دیلماج · ترگمان
dragon اژدرها · اژدها · برغمان · تنین · ثعبان · روز اژدها
dragonflies آسيابكها · سنجاقكها · سنجاقکیان · ناجوربالیان
dragonfly تصنيف هجائی · سنجاقک
dragonslayer اژدهاکش
dragoon اسوار · سواره نظام
drain بالوعه · خشکید ن · خيشهاي زهكشي · زهکش · زهکشی کردن · فرار مغزها
drainage آب زهکشی · تجهیزات زهکشی · حوضه آبریز · زهكشي زيرزميني · زهكشي لولهاي · زهكشی لولهاي
draining دریاکش · زهكشهاي اتصالي · زهكشهاي اصلي · زهكشهاي برونريز · زهكشهاي جمعكننده · زهكشهاي حايل
drainpipe زهکش
drains زهكشهاي اتصالي · زهكشهاي اصلي · زهكشهاي برونريز · زهكشهاي جمعكننده · زهكشهاي حايل · زهكشي تقاطعي
drake اردك نر · مرغابی نر · نیک دریک · اردک · اژدها · واژه
drakes لپر · آناس · اردكهاي بالغ نر · كايرينا · اردکها
dram درام ارمنستان · درم · درهم · جرعه
drama درام · نمایشنامه
dramatic شعر نمایشی · روش نمایش · نمایشنامه · هنر تاتر · تماشاخانه · موثر
dramatics روش نمایش · هنر تاتر · تئاتر · تماشاخانه
dramatise بزرگ کردن
dramatist نمایشنامه نویس · پیس نویس
dramaturgy روش نمایش · هنر تاتر · تئاتر · تماشاخانه
drams درام ارمنستان
dramshop مشروب فروشی
drang تلاطم
drape جدار · دیوار · پرده
draper ماهوت فروش · هل دریپر
drapery بزازی · ماهوت فروشی · جدار · دیوار · پرده
drastic مسهل شدید
draught اسبهای بارکش · جانوران بارکش · زراعت با جانوران بارکش · غرت · غورت · نوشانوش
draughts تجرع · جرعه جرعه نوشیدن · چکرز · جنگ نادر
dravida آنا دراویدا مونترا کاژاگام سراسری هند
dravidian دراویدی · زبان دراویدی
draw آختن · آهنجیدن · باز کشیدن · بالا کشیدن · برات کردن · برخیدن
drawback بی فایدگی · اشکال · زیان
drawbar ميله
drawbridge دریچه متحرک · پل متحرك · پل متحرک
drawee محال علیه
drawer خانه کش · کشو · زرکش · نقشه کش · کشنده
drawers بند زیر جامه · دراور · زیر جامه · زیرشلواری · سترپوش · پا جامه
drawing اشیاء نقاشی · بوم نقاشی · تطیر · جالب نظر وقت · سالن پذیرایی · طناب کشی
drawingroom اطاق یذیرائی
drawl کشیده حرف ردن · کشیده حرف زدن
drawn منجر · وسایل حمل و نقل جانوران · کش آمدن · کشیده شدن · صف بسته · مجذوب
drawplate حدیده
drawstring طناب کشی
dray اسب بارکش · کامیون
dread رعب · سہمیدن · مخافه · مہابت · رمیدگی · سہم
dreaded دهشتناک · ناگوار · وحشتناک
dreadful بیمگاه · سہمناك · سہمگین · مہیب · هولناك · وحشت انگیز
dreadfulness سہمگینی · هولناکی
dreadnaught لباس بارانی
dreadnought لباس بارانی
dreads مارگزیده از ریسمان · میترسد
dream امید واهی · بخواب دیدن · خواب دیدن · در خواب دیدن · در عالم خواب دیدم · دریم ثیتر
dreamcatcher کابوسگیر
dreamer خواب بین
dreaming خواب دیده
dreamland عالم خواب · عالم رویا
dreams اضغاث احلام · خواب تعبیر کن · خیالات خام · معبری · گزارش گر · یعبیر گو
dreamweaver دریمویور
dreamworld عالم رویا
dreamy رویایی · خواب بین · سکسی
drear ملالت انگیز · پریشان کننده · تسلی ناپذیر
dreariness وحشت تنهایی · بی مزگی · وحشت
dreary دلتنگ کننده · وحشت انگیز · ملالت انگیز · پریشان کننده
drechslera اکسروهيلوم تورسيكوم · دركسلرا ترس · دركسلرا تورسيكا · درکسلرا · هلمينتوسپوريوم ترس · هلمينتوسپوريوم تورسيكوم
drechsleri فیتوفتورا درکسلری
dreckley بزودی
dredge تنقیه کردن
dredger فرش كن · لاروب · کشتی شن کش
dredgers لایروبها
dredges لایروبها
dredging لاروبی · لایروبی · لاروب · لایروبها
dree تحمل كردن
dregs ثفل · درد کش · دردانه · دردی کش · رجاله · سعیط
drench خیس کردن · خیساندن · غسل دادن
drenched باران دیده · خیس · خیس شدن
drenthe اوتركت · اوريجسل · زيلند · فريزلند · ليمبرگ · پادشاهي نترلند
drepane درپانه
drepanopeziza درپانوپزیزا
drepanosiphum درپانوسیفوم
dresden درسدن · کانادا
dress خلعت · رخت پوشیدن · قصب بستن · لباس تمام رسمی · لباس عروس · لباس ماتم
dressed سرخ پوش · جامه پوش · پیراسته · طبیخ · ملبس · درست شدن
dresser مرهم نه · مزین · دفترخانه · کمد
dresses البسه
dressing اکتساء · تسمین · جراحت بندی · حفاظت بذر · درصد لاشه · رب دشامبر
dressingroom رخت کن
dressings رويهپاشي ذخيرهاي · رویهپاشیهای آغازگر · رویهپاشیهای اصلاحی · رویهپاشیهای دورهای · رویهپاشیهای سالانه · رویهپاشیهای نگهدارنده
dressmaker خیاط زنانه · خیاطه · دوزنده
dressmaking خیاطی
dressy خود ساز
drew درو بریمور
drexel دانشگاه درکسل
dreyfusia دریفوزیا · دریفوزیا پیسئائه
drib مقدار کمی · یک قطره · خرد
dribble دریبل · چکیدن · اظهارخوشحالی کردن · چکه · چکه کردن
driblet مقدار کمی · یک قطره
dried آبپنیر خشکشده · تپاله · جف القلم · خرماخرك · خشکبار · خشکه بار
drier خشك کن
driers آبزداها · خشككنهاي سينيدار · كورهها · خشککنها
drift بادراندگي افشانکی · بادراندگی ذرات ریز · اظهار کردن · اواره شدن · دراشتباه بودن · غلط بودن
drifter اوباش
drifting اوباش
drill درل · مانور · مانور دادن · مشاقی کردن · مشق دادن · تحصیل
drilled سوراخ دار
drilling تجهیزات حفاری · حفاری برای آب · ردیفکاری بذر · متهها · مشاقی · بذركاري مستقيم
drills ردیفکارهای بذر · تجهیزات حفاری · متهها · مشاق
drink آب خوردن · آشامیدن · استسقاء · اسقاء · تاته سر کشیدن · تشنه هستم
drinkable قابل شرب · اشامیدنی · نوشیدنی · نوشيدنی · مشروب · نوشابه
drinker آشامنده · دریاکش · نوشنده · پیاله پیما · پیاله کش · گسارنده
drinkers تجهیزات آبشخوری
drinking آب آشامیدنی · آب خوردني · آب قابل شرب · اکل و شرب · اکل وشرب · باده پیمای
drinkingbout بشکن بشکن
drinkingvessel جرعه دان · جرعه ریز · مشربه
drinkmoney دستاران
drinks آشاميدني شكلاتي · آشامیدنیهای ملایم · خمریات · درد کش · دردی کش · می آشام
drip تغذيه از راه بيني · تغذيه با لوله · تغذيه قطرهاي · رنگ چکان · ريزآبياري · قطره قطره چکیدن
dripping اشك کباب · جزغال
dris آزمودن كاركردي · شناخت بيماري · تشخیص
drive آوارء کردن · انتقال دهنده سریال سریال عمومی · بگریه در آوردن · تاراندن · جا کردن · جاده مالهالند
drivebay قفسه گرداننده
drivel لیر · اظهارخوشحالی کردن · گلیز
driven بگریه در آمدن یا افتادن · در گریه شدن · رانده · قافیه اش تنگ شد · مستاصل · مندفع
driver درشکه چی · راننده · راننده تاکسی · ستوربان · گرداننده · گرداننده دستگاه
drives غم جدید غم کہنه را برداز یاد
driving ذب · رانش · شورا درشکه · مگس برانی · میخکوبی · کجك
drizzle باران ریز · ترشدن · ریزباران · مرطوب شدن · نم نم باران · نمنم باران
drizzling نم نم باران
drogue لنگر کشتی
droll مضحك · هزال · تقلید · مسخره · مسخره آمیز
drollery اویون · مسخرگی · مضحکه · کمدی
dromaius شترمرغ استرالیایی
drome فرودگاه
dromedaries شترهای یککوهانه · كاملوس درومداريوس
dromedarii هیالوما درومداریای
dromedarius كاملوس درومداريوس · شترهای یککوهانه
dromedary شتر جمازه · شترجمازه · هیون · شتر · گوشت شتر · گوشت شتر يككوهانه
drone زنبورهاي عسل نر · سخن یکنواخت · هواپیمای بدون سرنشین · پهپاد · زنبورهای نر · زنبور عسل
drones زنبورهای نر · زنبورهاي عسل نر
droning سخن یکنواخت
drool اظهارخوشحالی کردن · بزاق · حرف توخالی · حماقت محض · تف · خوی
droop لگن دستشويي · آویزان شدن · افکندن · خم شدن · پژمریدن · پژمردن
drooping پژمرده · خوابیده · سنگفرش
drop اسقاط کردن · افتانیدن · دایرکتوری افتان · رشحه · رها کردن خطوط · ستاره ریختن
dropcurtain پردۀ نمایش
droplet قطره کوچک · قطره
droplets قطرههای عرق
dropout دانشآموز
dropped چكیده · چكیدگی
dropper قطره چکان · پیاده کننده تروا
dropping اسقاط · سقوط جفن · قطره چکان · قطر
droppings مدفوع حیوانات · سرگین · فضولات ماكيان · کود · مدفوع
drops تر با قطرات باران · قطره قطره سیل گردد وانگهی دربا شود · نم نم · چكچك · چکچك
dropsical استسقائی · مستسقی · استسقاء گرفته
dropsy آب آوردن · استسقاء گرفته · استسقاء · استسقائی · خیز
dropwort شوکران آبی
droseraceae دروسراسه · شبنمیان
droshky درشکه
drosophila دروزوفیلا · دروزوفیلا سوباوبسکورا · دروزوفیلا سیمولانس · دروزوفیلا ملانوگاستر · دروزوفیلا ویریلیس · دروزوفیلا پسودواوبسکورا
drosophilidae میوهمگسان
dross اقلیمیا · بخجد · تفاله · تفالۀ آهن · داشخار · داشخال
drought استرس خشکی · بی آبی · تحمل به خشكي · تنش آبي · تنش خشکی · تنگی
droughty کم آب
drouth تنگی · خشک سالی · تشنگی · خشکسالی
drove رمه · گله · ازدحام
drover گله بان
drown غرق شدن · غرق کردن
drowned غرق · غرق دریا · غرق شدن · غریق · مستغرق · غرقه
drowning استغراق · خفگی
drowse کند شدن · چرت زدن · غنودن · چرت
drowsiness خماری · خواب آلودگی · پینکی · کسالت خواب · سنه · فرناس
drowsy خواب آلود · خواب آلوده · فرناس
drscheme دکتر اسکیم
drubbing بسیار عظیم · لیس
drudge جان کن · خر حمالی کردن · ماشین حفاری · شاگرد دکان · کارگر غیر ماهر · حمالی کردن
drudgery جان کنی · حمالی مفت · سك دوی
drudging سك دو · جان کن
drudgingly بجان کنی
drug آلرژنها · آلرژیهای دارویی · اثرات ثانويه · اثرات سوء دارو · اثرات غير هدف · اداره مواد غذائی و داروئی ایالات متحده آمريکا
drugget گلیم پشمی
druggisf داروشناس
druggist داروگر · داروفروش · دواساز · داروساز
drugs داروها · داروهای عصبگرا · مکیفات · داروهاي دامپزشكي · شيميدرمانگرها · فرآوردههاي دارويي
drugseller دو افروش
drugstore استگوبیوم · داروخانه · سوسك داروخانه · دواخانه · داروسازی
druidism راه
drum بالابان · بشکه نفت · تبیر ـ تبیره · تمبک · تنبك · تنبك زدن
drumbeat صدای سم اسب · ضربه طبل · صدای طبل
drumhead پرده صماخ
drumlike طبلی
drumlin خاکهای دراملین
drummer بالابانچی · تبیره زن · تنبورزن · دهل زن · طبال · طبل زن
drummondii فلوکس دروموندیای
drumplayer شرب گیر · ضرب زن
drums بشكه · ماهیان قارقاری
drumstick چوب طبل یا نقاره
drunk بزمان · خرمست · خمار · خيسيده · ریان · سرمست
drunkard دایم الخمر · مستانه · خمار · میخواره · آدم مست · رند
drunken زمانی برای مستی اسبها · خماری · عربده · مست · مستانه · هرزگی
drunkenness سرمستی · سکر · سکرة · سکره · مستی · مستی و راستی
drupal دروپال
drupe شفت · نيامكها · ستهها · میوه
druse درزی
drusean درزی
dry با تلمبه خشك انداختن · باطری خشک · تاجزني درخت · تشنه شدن · تغذیه خشک · حشیشة
dryad عروس جنگل
dryers خشککنها · آبزداها · خشككنهاي سينيدار · كورهها
drying آبزدايي · آبکاهی · آبگيري در حالت انجماد · اقفال · خشكاندن تصعيدي · خشكاندن خورشيدي
dryland دیمکاری
drylands زمينهاي خشك · زونهای خشك · مناطق خشک
dryness یبس · بی آبی · خشکی · تحمل به خشكي · مستعد خشكي · مقاومت به خشکی
dryobalanops بروني تيك · دریوبالانوپس
dryocosmus دریوکوسموس · دریوکوسموس کوریفیلوس
dryomyzidae دریومیزیده
dryopteris دریوپتریس
dshk دوشکا
du سیرک عجایب · كفل · صورت غذا
duad دوبیتی · چند قلو · یک بیت شعر · زوجی · زوج · دو نفری
dual اقتصادهای دوگانه · زادهاي چندمنظوره · نژادهاي دو منظوره · دوگانگی اقتصادی · مثنی · نژادهای چندمنظوره
duala دوآلایی
dualism دوگانگی اقتصادی · دویی · شرڭ · اقتصادهای دوگانه · زندقه
dualist ثنوی · زندی · زندیق
dualistic ثنوی
dualists ثنویه
duality زوجیت · ثنویت · دوگانگی · همزادی
dub ملقب کردن · چرب کردن
dubai برج دبی · دبی · دوبی
dubbing دوبلاژ · دوبله
dubiety شک و تردید · عدم تحقق · ناپایداری زندگی · بلاتلکیفی · نامعلومی
dubious مشکوک · مشتبه · مشتبه کردن · مشکوك · ملتبس
dubiousness التباس · شک و تردید · عدم تحقق · ناپایداری زندگی · بلاتلکیفی · شبهه
dubius آمارانتوس دوبیوس · بيتيلنكوس دوبيوس · تاناسیموس دوبیوس · تیلنکورنکوس دوبیوس · مساعد
dublin دوبلین · سالمونلا دابلین · خرچنگ نروژی
dubliner ایرلند
dubnium دابنیم · دوبنیوم
dubé مارسل دوبه
duchamp مارسل دوشان
duchess بانوى دوک · دوشس
duchy دوک نشین · لوکزامبرک · لوکزامبورگ
duck آب کوپیل · اردك · اردك ماده · اردک · علیل وناتوان · مرغابی
duckbil رامك خالدار
duckbill ارنی ترنگ · نوکاردکی · رامك خالدار
duckbilled اورنیتورنکوس · پلاتيپوس
ducking غوطه
duckling بچه اردک · جوجه اردک
ducks آناهایم داکس · اردکها · اردکهای مرمری · لپر · كايرينا موسكاتا · آناس
duckweed عدسك آبي · عدسکیان · لمناسه · ولفيا
ducky محبوب
duct رامجت · لوله اب · مجرا · خط لوله · تكههاي پير · دستگاه لنفاوی
ductile لوله شو
ductless غدد آندوکرین · غدد بيمجرا · غدد درونریز
ducts آبراهههاي بین سلولي · كانالهاي بینیاختهای · مجاري رزين · مجاري صمغ · مجاری صفراوی · کانالهای رزين
ductule لوله کوچک · مجرای کوچک
ductulus لوله کوچک · مجرای کوچک
dud بمب · نارنجک
dude شخص · کج کلاه
duds رخت و پخت · جامه · ملبوس
duduk نرمهنای
due از حد گذشتن · بموقع خود · بوقت خود · حق الناس · حق کسیرادادن · خوش حساب
duel جنك تن بتن · دوئل · دوئل کردن · دوول · دول · مبارزت
duelist مبارز
duenna گیس سفید
dues انبارداری · خوش حسابی · بقایا · طلبکاری کردن · قروض
duet دو نفری · دوبیتی · چند قلو · یک بیت شعر · زوجی · زوج
duff هوموس خام · هیلاری داف · لاشبرگ سطح جنگل · پسماند درخت
duffer جنس بنجل
dug فرکنده · پستان کاو · کندگی · نوک پستان · کنده · بریده
dugongs دوگانگها · گاو دريايي
dukan دریاچه دوکان
duke دانشگاه دوک · دوک · دوک الینگتون · دیوید دوک · دوک بزرگ
dulce مانيلا تاماريند · پیتهسلوبیوم دولسه · کرفس
dulcify شیرین شدن
dulcimer سنتور · سنطورزن
dulcin دولسین
dulcinea محبوبه
dulcis اسپوندیاس دولسیس · پرونوس دولسیس · اسپوندياس سيتهرئا · تاپيوكا · جاتروفا دولسيس · جاتروفا مانيوت
dulcitol دولسيتول · گالاکتیتول
dulcorate شیرین شدن
duliness ثفل سامعه
dull آلا · بازار سست · بازار کساد · بطی الانتقال · خام طبع · رنك خفه
dullard حوله داغ
dulles جان فاستر دالس · فرودگاه بینالمللی دالس واشینگتن
dullness خام طبعی · نافہمی · کم فہمی · کند ذهنی · کند فہمی · کودنی
duly بجزا رساندن · بسزا رسیدن · بطور بایسته · بقرار واقع · قصاص کردن · مکافات کشیدن
duma دوما
dumb ابکم · بکم · بی سخن · بیزبان · بیصدا · دبنگ
dumbarton کنفرانس دامبارتن اوکس
dumbass خوراک سگ · زن کثیف · بی کله · لاک پشت دریایی
dumbbell دمبل
dumbfound مبہوت کردن · لال کردن · مات کردن · متحیر شدن · بهت زده کردن · بیهوش کردن
dumbfounded مدهوش · واچرتیدن · مات
dumbledore آلبوس دامبلدور
dumbness بیزبانی · زبان بستگی · لالی · لال بازی · گنگی · خرس
dumbstruck مبہوت
dumbwaiter آسانسور
dumetorum دیوسکورئا دومتوروم · يام تلخ آفريقايي · يام خوشهاي
dummy راحتی بخش · پستانک · صلح جو
dumont دومون دورویل
dumosa کوارکوس دوموزا
dump کامیون کمپرسی · تخلیه کننده · واژگون کننده · زباله
dumper کامیون کمپرسی · تخلیه کننده · واژگون کننده
dumping ارزانفروشی · بازارشکنی · دامپينگ
dumpling منتو
dumps غمگین
dumpster دامپستر
dun ارتباط شبکه ای تلفنی · دیزه · سمند · حنایی · رشا · زجر دادن
dunaliella دونالیلا · دونالیلا ترتیولکتا
dunbar بانی دانبار · اسکاتلند
duncan دانکن دوم اسکاتلند
dunce سست ریش · خنگ · بی کله · لاک پشت دریایی · احمق
dunch عصرانه
dundee داندی
dunderhead بی کله · لاک پشت دریایی
dune تل شنی · تلماسه · خاکهای تلماسه · ریگ روان · ماهور
dunes تلماسهها
dung اسپخول · تپاله · زبل · زبیل · سرگین · سوسکهای سرگین
dunga دونگا
dungbeetle سوسك سرگین خور
dungeon دزدام · رندان تاریك · سیاه چال · سیاهچال · محبس · گریچه
dungheaps دمن
dunghill زبلدان · سرگین دان · مزبله · بنه
dunkeld سياهكاج دورگه · لاریکس ارولپیس
dunkirk نبرد دونکرک
dunnage توشه · چمدان
duo دو نفری · دوبیتی · چند قلو · یک بیت شعر · زوجی
duodecimal اثنی عشری · دوازده تایی · دوازدهم
duodecyl اكتيل گالات · دئودسيل گالات · پروپيل گالات · گالاتها
duodecylic لوریک اسید
duodenalis ژيارديا لامبليا · ژیاردیا دوئودنالیس
duodenum اثناعشر · دوازدهه · معاء اثنی عشر · ايلئوم · راستروده · روده كور
duorarum پنئوس دئوراروم
dupe آدم فریب خور · دستخوش · خر کردن · چلمن · گول خور ـ گولخور · ساده لوح
duped خر شدن · رنك شدن · گول خوردن · سغبه
dupery تزویز · فن · تقلب
duplex مضاعف · دولا
duplicability قابلیت تکثیر
duplicate المثنی · کپی کردن · تکثیر · تکرار · رونویسی · رونوشت
duplication تکثیر · تکرار · مضاعفشدن ژن · همانندسازي ويروسي · تضعیف · همانندسازی
duplicity تزویر · دو رویی · دورنگی
dupreziana کوپرسوس دوپرزیانا
dura ام الغلیظ · سختشامه · شامهگان · نرمشامه · پرده مننژ · مننژها
durability دیرپایی · ماندگاری · مقاومت · پایایی · پایندگی · پایداری
durable شلاق خور · مخلد · پایا · بادوام · دیرپا · دیرپای
durableness دوام
duran دورن دورن
durand خط دیورند
durango دورانگو
durant ویل دورانت
duration بقاء · دیمومت · طول مدت · طول مدت شیردهی · طی · غیبت صغری
durative بادوام
durban دربن
duress رفتار خشن وتند · محکمی · اکراه · سفتی · شدت
durian خارگیل · دوریان · درخت زباد · دوریو زیبتینوس
during اتلاف گرما طي فراوري · تہجد · در مدت عمر · شب زنده دار · بیتوته کردن · گرمای زاید
durio درخت زباد · دوریو · دوریو زیبتینوس
durkheim امیل دورکیم
durmast بلوط بيپايه · بلوط جنگلي · سفیدمازو · كواركوس سزيليفلورا · کوارکوس پترئا
durra آندروپوگون سورگوم · ارزن سفيد هندي · ذرت خوشهاي شيرين · ذرت خوشهاي غلهاي · ذرت خوشهاي قندی · ذرت خوشهای جارويي
durrani احمدشاه ابدالی · درانی · خلاصه تاریخ افغانستان
durum تریتیکوم دوروم · گندم الجزایری · گندم ماكاروني · گندم سخت
dushanbe دوشنبه
dusk دخش · شهر در غروب · شکارچیان غروب · سرشب · غروب · هنگام غروب
duskiness غسق
dusky نیمه روشن · گرگ ومیش · تاریک · تیره و مبهم · سبزه تند · سیاه چرده
dust تراب · تربت · خاك · خاك اره · خاکه · خاکه زغال
dustbin سطل خاکروبه · سطل زباله
duster چوب پر · گردگیر · ردای بلند · طوفان شن · گرم باد
dusters گردپاشها
dustin داستین هافمن
dustiness اغبرار
dusting گردپاشی · گرد گیری
dustlike گردی
dustman خاك روبه بر · خاکروبه کش · رفتگر
dustpan خاک انداز
duststorm طوفان ریگ
dustup پرخاش · دعوی · دعوا
dusty خاك آلود · خاك آلوده · داستی اسپرینگفیلد · روی کتابها گرد نشسته است · غبار آلود · غبار آلوده
dusun مالیزیا · مالزی
dutch جمهوري سورينام · زبان هلندی · شبدر سك · شل · فلمنك · فلمنکی
dutcher هلندى
dutchland هلند
dutchman هلندى
dutiable گمرك بردار
duties شوهری · واجبات · وظایف · گمرك بستن · گمرك صادرات · تعرفهها
dutt سانجی دات
duty بالای چشم ما · بی گمرك · ترك وظیفه · تکلیف · حس و ظیفه شناسی · حق گذاردن
duvall رابرت دووال
duvdevan یگان دودیوان
duvet لحاف
dv ویدیو دیجیتال
dvd دیویدی · دیویدی
dwarf جمینیویروس کوتولگی گندم · ستاره کوتوله سرخ · كوتوله · لوتئوویروس کوتولگی زرد جو · ويروس كوتولگي زرد جو · ويروس كوتولگي گندم
dwarfing كوتولگي · کوتولگی
dwarfish قد کوتاه · قد کوتوله · قصیر · پست قد · کوتوله
dwarfism کوتولگی · كوتولگي
dwarflike ریز
dwarfs کوتولهها
dweeb پرکار · کارگر زحمتکش
dwell ساکن شدن · ماوی گرفتن · مقام کردن · مکان گرفتن · نشیمن کردن · اقامت کردن
dweller مکین · نشیننده · دوزخی · دیار · غارنشین · ساکن
dwelling بومکند · جایگه · خلد آشیان · منزل · اقامت · برزن
dwellingplace نشیمن گاه
dwellings اقامتگاهها · خانهسازی · خانهسازی روستایی · خانهها
dwight دوایت آیزنهاور
dyad دوبیتی · چند قلو · یک بیت شعر
dyane سیتروئن ژیان
dybbuk دیبوک
dye خضاب · رزیدن · رشتن · رنگ زنی · رنگينه · صباغ
dyed خضیب · رزیده · نگارین · رنڭ زده · رنڭ کرده · جوهری
dyeing رنڭ رزی · صبغ
dyer رنڭ رز ـ رنگز · رنگرز · رزیده · صباغ
dyera دیرا · دیرا کوستولاتا
dyes رنگها · رنگهاي آزو
dyestuff جوهر آبی · جوهر قرمز · جوهری · رنگينه
dyeweed ورس
dying جوانمرك · خمود · دارم میمیرم · محتضر · توفی · مردنی
dyke چینه کشیدن · برغ · برغاب · بنداب · خاکریز · آنگادا
dyked زمينهاي گرفته شده از دريا · زمین بهسازیشده
dynamic برنامهريزى بازگشتي · برنامهريزى درجهدوم · برنامهريزى عدد صحيح · برنامهريزي رياضياتي · برنامهريزي غيرخطي · برنامهريزي واكنشي
dynamics جنرال داینامیکس · دینامیک گازها · پويايي خاك · پویایی جمعیت · مکانیک خاک · انفجار جمعيت
dynamism قدرت تحرک · پویایی · زور · نیرو
dynamite دینامیت
dynamization پویاسازی
dynamo دينام · دینام · دینامو · موتور خانه
dynamometers قدرتسنجها
dynastic دودمانی
dynastical دودمانی
dynasty ال · دودمان · سرسلسله · سلاجقه · سلجوقیان · سلسله
dyne دین
dysaphis دیسافیس · دیسافیس پلانتاژینئا
dysautonomia دیساتونومی · بدكاري خودمختار · بيماري علفي · ديساتونومي اسبي · ديساتونومي سگي · ديساتونومي گربهاي
dyschondroplasia استخوانآسيبي · التهاب استخوان · التهاب پيرااستخوان · بيماريهاي اسكلتي · بيماريهاي نخاعي · بیماریهای استخوان
dyscrasia ردائت مزاج
dysdercus دیسدرکوس · دیسدرکوس سینگولاتوس · دیسدرکوس کنیژیای
dysecoea ضعف سامعه
dysentery اسهال خوني · اسهال خونی خوکی · التهاب ايلئوم · التهاب روده · ذوسنطاریا · زحیر
dysfunction بدكاري خودمختار · بيماري علفي · ديساتونومي اسبي · ديساتونومي سگي · ديساتونومي گربهاي · سوءعمل
dysgenesis ميانجنسيتی · نرمادگي كاذب · اختلالات تمایز جنسی
dyskeratosis آلوپسي · اگزانتم · درماتوز · دیسکراتوز · سبوره · سلوليت
dyslexia خوانشپریشی
dysmenorrhea قاعدگی دردناک
dysmenorrl عسر الطمث
dysnomia دیسنومیا
dysosmia ضعف شامه
dyspepsia بد هضمی · رودل · سوء هضم · سوعهاضمه · ضعف هاضمه · عدم هضم
dyspeptic غمگین
dysplasia دشرویش لگن · دیسپلازی · دیسپلازی هیپ
dyspnea تنگی نفس
dyspneal بی جان
dyspneic بی جان
dyspnoea بیدمی · خفگي · اختلالات تنفسی · خفگی
dyspnoeal بی جان
dyspnoeic بی جان
dyspnœa عسر النفس
dysprosium دیسپروزیم
dysproteinaemia آگلوبولینمی · اختلالات پروتئین خون · دیسپروتئینمی · كمپروتئينخوني · كمگاماگلوبينخوني · ميوهموگلوبينخوني
dysproteinemia آگلوبولینمی · اختلالات پروتئین خون · دیسپروتئینمی · كمپروتئينخوني · كمگاماگلوبينخوني · ميوهموگلوبينخوني
dysregulation دشتنظیمی · احتباس مايعات بدن · تشنجها · سنكوپ · اغما · رعشه
dystaxia رعشۀ عضلات
dystopia ویرانشهر
dystopian ویرانشهری
dystrophy بيماري عضله سفيد · دشپروردگی عضلانی · دیستروفی عضلانی · دیستروفی ماهیچهای · سوء نغذیه
dysuria عسرالبول
dytiscidae دیتیسیده · شیرجهسوسکان
dyula دایولایی
dzongkha جونخایی · دزونگخا · دزونگنخا
dzor وایوتسجور
déjà دژا وو · دژاوو
dönitz کارل دونیتز
dürer آلبرشت دورر
düsseldorf دوسلدورف
düziçi دوزیچی
Dictionary data from PanLex , licensed CC0 1.0 . Persian (pes-000) expressions joined to English glosses through shared PanLex meaning ids, senses ranked by the number of corroborating meaning groups, glosses longer than 6 words dropped, and an English-to-Persian index added.