English – دری : H
2626 of 64884 words
h جورج هربرت واکر بوش · رابرت گدارد · مرکز سمفونی مورتون میرسون · هربرت جرج ولز · هلاكو · پیتر گیلمور
haakon هاکون پنجم نروژ
habakkuk حبقوق · حبقوق نبی
haberdasher خرازی فروش
haberdashery خرازی فروشی · خزازی
habermas یورگن هابرماس
habibullah حبیبالله کلکانی · حبیباللهخان
habiliment لباس زیبا
habit بدآموخنه · بر سبیل · ترك عادت موجب مرض است · ترك عادت کردن · دربت · رشدگرایش بالاروندگی
habitable آباد · قابل سکنی · مسکون · آباد کردن
habitant ساکن · اهل
habitat اصلاح زیستگاه · بخش مسافران · جای اصلی · زیستگاه · محل سکونت · مسکن طبیعی
habitation حق سکنی · جایگه · اقامت · سکونت · جایگاه · مقر
habitations اماکن
habitatioon ماوا ـ ماوی
habitats زیستگاهها
habits عادات تغذیهای · عادات نوشیدن · همبو · خصائل · خوشخو ـ خوشخوی · رفتار نوشيدن
habitual دایم الخمر · علیلی · گریه کن · شعاری · عادتی · مالوف
habitually لگدنداز · پف پفو · بدقمار · دایم الخمر · دستکج · نماز خوان
habituate سکونت کردن · اشنا شدن · عادت دادن · معتاد ساختن · انس گرفتن
habituated معتاد
habituation تعوید · عدم استقلال · اعتیاد
habitude عادت روزانه · عادت
habitus هیکل
habrobracon براکون · ميكروبراكون · هابروبراكون
habronema هابرونما
habronematidae هابرونماتیده
haccp نقطه کنترل بحرانی تجزیه و تحلیل خطر
hachn نور هاچن
hachure اژ · هاشور
hacienda ملک
hack هک کردن · خودروی · سرفۀ خشك · نفوذ کردن · یابو · نق نقو
hackberry داغداغان
hacker هکر
hackle شانۀ کتان · متلاشی کردن · شانه
hackles خشم وغضب
hackman جین هکمن
hackney درشکه کرابه ای
hackneyed مبتذل
hacksaw ارۀ آهن بر
had بد آمد · برمن رحمش نیامد · کان لم یکن · خون گرفته
hadassah مرکز درمانی هداسا
haddock روغنماهی کوچک · ماهي اسكرود · ماهي هداك گازگير · ماهي ژيبر · ماهی هداک · ناخدا هادوک
hades هادس · جہنم · عالم اموات · جهنم · دوزخ
hadhramaut حضرموت
hadi هادی ساعی · هادی پاکزاد
hadid زها حدید
hadith حدیث
hadj حج
hadji حاجی
hadron برخورددهنده هادرونی بزرگ · هادرون
hadrut هادروت
haecceity ماهیت · چیستی
haem پورفیرینها
haemagglutination آزمونهای خونهمچسبی · آزمون كومبس · آزمونهاي آنتيگلوبولين · آزمونهاي خونهمچسبي غير فعال · آزمونهاي مهارسازی خونهمچسبي · تستهای هماگلوتیناسیون
haemagglutinins آگلوتینینها · هماگلوتينينها
haemanthus همانتوس · همانتوس آلبیفلوس
haemaphysalis همافیزالیس · همافیزالیس لونژیکورنیس · همافیزالیس پونکتاتا
haematine مادۀ ملونه خون
haematobia شاخمگسها · ليپروزيا ايريتانس · هماتوبیا · هماتوبیا ایریتانس
haematobium شیستوزوما هماتوبیوم
haematocele التهاب حشفه · بيماريهاي بيضهاي · هماتوسل · بیماریهای تناسلی نر
haematococca نکتریا هماتوکوکا
haematocrit خونسنجه · هماتوکریت
haematological اختلالات انعقاد خون · اختلالات خون · اختلالات خونشناختی · هموفيلي · پورپوراي ترومبوسيتوپنيك · هموفیلی
haematology خونشناسی · خونشناسي
haematoma خونروي · خونريزش · خوندماغ
haematophagy خونخواری · تغذيه با خون
haematopinus هماتوپینوس · هماتوپینوس سوییس
haematopoiesis خونسازی · اختلالات خونسازی · اختلالات مغز استخوان · اختلالات میلوپرولیفراتیو · تشكيل خون · سرخگويچهسازي
haematopoietic ویروس نکروز هماتوپویتیک
haematopota هماتوپوتا
haematopus مرغهای صدفخوار
haematoxenus هماتوكسنوس · تیلریا
haematozoa خونزيان · پيشزيها · پیشزیان
haematuria خون شاشی · خونادراری · خونمیزی · هماچوری
haemobartonella آناپلاسماتاسه · اژيپسيانلا · ریکتزیالز · سيتوستها · كولزيوتا · نئوريكتزيا
haemocytes سلولهاي خون · سلولهای خون
haemodoraceae همودوراسه
haemodynamics انتقال غذا در جانوران · جريان خون · ديناميك خون · گردش خون مويرگ · گردش خون
haemoglobin هموگلوبین
haemolysins همولیزینها
haemolysis خونکافت · همولیز · تحمل ايمني · تشكيل پادتن · خونكافت ايمني · رقابت ايمني
haemolytica پاستورلا همولیتیکا
haemonchus همونکوس · همونکوس پلاسهای · همونکوس کونتورتوس
haemophilia هموفیلی · اختلالات انعقاد خون · اختلالات خون · اختلالات خونشناختی · هموفيلي · پورپوراي ترومبوسيتوپنيك
haemophilus هموفيلوس اكيژنيتاليس · هموفیلوس · هموفیلوس سومنوس · هموفیلوس پاراگالیناروم · هموفیلوس گالیناروم · هيستوفيلوس اويس
haemoproteins هموپروتئينها · پروتئنخوني · پروتئين سرم · پروتئينهاي پلاسما · پروتئینهای خون
haemoproteus هموپروتئوس
haemorrhage خون آمدن · خون ریزی · خونریزی · خونروي · خونريزش · خوندماغ
haemorrhagic سپتیسمی خونریزیدهنده · ویروس سپتیسمی خونریزیدهنده
haemorrhoid بواسیر
haemosporida آدلئيدا · ايمريدا · هموسپوريدا · کوکسیدیا
haemostasia توقف خونریزی
haemostasis توقف خونریزی · خونايستي · فیزیولوژی خون
haemulon همولون
hafez حافظ
hafnia هافنیا
hafnium هافنیم · هافنیوم
haft دسته دار
hafte آخر هفته
hag چك و چانه · جادوگ · حادوگر · ساحره · نابغه
haganah هگانا
hagar هاجر
haggai حجی
haggard رام نشده · قوش دشت طولك · نحیف · استخوانی
haggis گدک · گیپا
haggle چك وچانه زدن · چون و چرا کردن · چانه زدن · چانه
haggling چون و چرا · چانه
haghpat هاغپات
hagia ایاصوفیه · ترکیه
hagiography تاریخ انبیا · تذکرهنویسی · قصص الاولیاء · تذکره
hagiology ادبیات مقدس · تاریخ مقدس · قصص الاولیاء
hagrid روبیوس هاگرید
hague لاهه
haha ها ها
haida هایدایی
haifa استان حیفا · حیفا · دانشگاه حیفا · فرودگاه بینالمللی حیفا · هیفا وهبی
haik هایک هوسپیان مهر
haiku هایکو
hail تگرك بارید ن · تگرڭ · تگرگ · سگنجه · طوفان تگرگ · یخچه
hailstone دانه تگرگ · سنك چه · تگرڭ · تگرگ
hailstorm تگرگ
haim سلیمان حییم
hainan هاینان
hainault آنتورپ · برايانت · فلاندر شرقي · فلاندر غربي · لوكزامبرگ · ليژه
hair آدم بلوند · آشفته موی · بزموی · بیگودی · جانی خانی · زلف پریشان
hairbreadth يك سر مو
haircut سلمانی · آرایشگاه
haircutting ماشین موزنی
hairdo آرایش مو · گیسوپوش
hairdresser آرايشگر · سلمانی · سبکی · پیراینده
haired زلف دار · کرکین
hairless بیمو · کچل کردن · کچل
hairlike باریک · ظریف
hairpiece مصنوعی
hairpin سنجاق مو · پیچ تند · گیره مو
hairs تارهای ریشه · تارهای کشنده · تارهای گیاهی · موهاي برگ · پشم
hairsack غرار
hairsbreadth شارب
hairsieve الك
hairsplitting موشکافی
hairspring فنر ساعت
hairstyle مدل مو · آرایش مو · گیسوپوش
hairstylist سبکی
hairtail غلافماهي · قمهماهی · يخماهي
hairy پر مو · پشمالو · پشمالود · کرکین · ماشك روسي · ماشك سيبريايي
haiti جمهوري هائيتي · هائیتی
haitian حزب کارگران هائیتی · هائیتیایی · گورد هائیتی
haitorei قانون هایتورهای
haj حاجیعلی رزمآرا · حج
hajar مسجد هاجرخاتون
haje افعی
haji حاجی
hajiabad شهرستان حاجیآباد
hajibeyov عزیر حاجی بیگف
hajigabul حاجیقبول
hajj حج
hajjaj حجاج
hajjarian سعید حجاریان
hajji حاجی · حاجی بکتاش والی · حاجی واشنگتن
hake ماهی پولاک · چارچوب
hakes اردكماهي دريايي · ماهیان هیک
hakimi حکیم الملک
hakka هنگ کنگ · هنگکنگ
hakkâri استان حکاری · حکاری
hal هل دریپر
halabja حلبچه
halal حلال
halbard ناچخ
halbardier تبر دار
halberd ناچخ · تبرزین · خشت
halbert ناچخ
halcyon روز آرام
hale بی نقص · خوش بنیه · دل زنده · سالم · سوی دیگربردن · ناگزیر کردن
haleakala پارک ملی هالیاکالا
haleakalā هالئاکالا
haleh هاله اسفندیاری
haleidoscope گلنما
halepense سورگوم هالپنس · قياق
halepensis كاج حلب · پینوس هالپانسیس · پينوس هالپانسيس بروتیا · پینوس بروتیا
haley هالی جوئل آزمنت · هیلی بنت
half بالمناصفه · برادر ناتنی · تایچه · جوال · دو و نیم · ساعت یک و نیم
halfback هافبک
halfbeaks اردكماهي ساري · ماهي درازپوزه · ماهي ساري · ماهي پوزهسوزني · ماهيان نيمنوك · نيزهماهي
halfbrother برادر اندر
halfcooked نیم پخته
halfpast ساعت چہار و نیم است
halfsize نیمه
halfslaughtered نیم بسمل
halfway بینا بین · نصفه کاره · نیمه راه
halfwidth نیمعرض
haliaetus عقاب دریایی
halibut سپرماهي گرينلند · سپرماهی نیوفاندلند · قلابماهيان · كفشكماهي آبي · كفشكماهي دورگه · كفشكماهي سياه
halicarnassus آرامگاه هالیکارناسوس
halichoerus فوكا · كالورينوس · هاليكروس · فکها
halictus هالیکتوس
halifax هالیفاکس
haliotis هالیوتیس · هالیوتیس دیسکوس
halite نمک طعام
halitosis بوی بد دهان · تنفس بدبو
hall آنی هال · بارگاه · تالار ورودی · تالار کارنگی · دیوان خانه ـ دیوانخانه · سالن موسیقی
hallelujah هلهلویا · تسبیح
hallervorden دیتر هالروردن
halley ادموند هالی
halliburton هالیبرتون
hallmark انگ · علامت تجارتی
halloo یاالله · هالو · هی
hallow مقدس کردن · ویژه کردن
hallowed متبارك
halloween هالووین
hallows هری پاتر و یادگاران مرگ
halloysite آلوفان · ايليتها · ايموگوليت · مواد معدنی رسی · هالوییزيت · پاليگورسكيت
hallucination توهمات · تجسم · توهم · اغفال
hallux شست پا · شست
hallway تالار ورودی · کریدور
hallyday جانی هلیدی
hallyosite گل محلاتی
halm پوشال
halmich رگینا هالمیش
halo خرمن ماه · خرگاه ماه · سابود · سراچۀ آفتاب · سراچۀ ماه · شاتورد
halocarbons كلروفلوئوروكربنها · هالوكربنها · هيدروكربنهاي فلوئوردار · هيدروكربنهاي كلردار · هيدروكربنهاي هالوژنه · هیدروکربنهای هالوژندار
halogen ترکیبات هالوژن آلی
halogenated هیدروکربنهای هالوژندار · كلروفلوئوروكربنها · هالوكربنها · هيدروكربنهاي فلوئوردار · هيدروكربنهاي كلردار · هيدروكربنهاي هالوژنه
halogens هالوژنها
halonen تاریا هالونن
halophytes شوررستها · هالوفیتا · هالوفیتها
haloragidaceae هالوراژیداسه
halothane هالوتان
haloxon اكسفندازول · اكسيكلونازيد · بوناميدين · بيتيونول · داروهاي كرمكش · داروهای ضدكرم
haloxyfop هالوکسیفوپ
halstedii پلاسموپارا هالستدیای · پلاسموپارا هليانتي
halt اوطراق کردن · ایست · رخت افکندن · رخت نہادن · لنگ کردن · آبخورد
halter رشمه · اکروبات · بی رسن · ربقه · قیاد · متعادل کننده
halterata مگاسلیا هالتراتا
haltere اکروبات · متعادل کننده
halting غیر مداوم · توقف گاه · متوقف · آبخورد · شکسته · افلیج
haltingplace نفس کش · بار انداز
halva حلوا
halvarine الئومارگارين · هالوارين · مارگارین · کره نباتی
halve دونیم کردن
halved سقیق
halves دو نصف · دو نیم کردن · نصف کردن · نصفا نصف · نصفین · تنصیف
ham حام · پشت زانو · ژامبون · گوشت ران خوك
hama استان حمات · حمات · شهرستان حمات
hamadan همدان · همدانی
hamadān استان همدان
hamamelidaceae عنبریان · هاماملیداسه
hamamelis عنبرهاي سايل · هاماملیس
haman هامان
hamas حماس
hamata استیلوسانتس هاماتا · هديزاروم هاماتوم · هديزاروم پروكومبنس
hamatum تریکودرما هاماتوم · هديزاروم هاماتوم · هديزاروم پروكومبنس · استیلوسانتس هاماتا
hambali حنابله
hamburg هامبورگ
hamburger همبرگر · هامبورگ
hamdollah حمدالله مستوفی
hame بربند
hamedan باشگاه فوتبال پاس همدان
hamedani ستار همدانی
hameroff ستوارت همروف
hamid حامد · حامد کرزی · حمید · حمید استیلی · حمید تقوایی · حمید دباشی
hamilton توماس کورسی همیلتون · همیلتون · ویلیام همیلتون · برمودا
hamite حامی
hamitic حامی
hamlet دهکده · هملت · روستا
hammad سهیر حماد
hammer داس و چکش · داس وچکش · ضربت زدن · مطرق · مطرقه · چكش
hammered چكش خوردن
hammerhead بی کله
hammock بانوج · تپه کوچک · ننو · نوک تپه · پرندک · بادرنگ
hammurabi حمورابی
hammy پرگوشت
hampei استفانودرس هامپئي · هیپوتنموس هامپئی
hamper مانع شدن · مختل کردن · سبد
hampshire دانشگاه نیوهمپشر · نیو همشایر · نیوهامپشایر · نیوهمپشر
hams ران خوك · ژامبونها
hamshahri روزنامه همشهری
hamster صورت همستر · موش بزرگ · همستر · كريستوس · مزوكريستوس · هامستر طلايي
hamsters هامسترها · كريستوس · مزوكريستوس · هامستر طلايي
hamstring پی زانو
hamza حمزه رابرتسون · همزه
han سلسله هان · شو هان · هان · هان سادهشده · هان سنتی
hanafi حنفی
hanbal حنبل · حنبلی · حنابله
hanburyi گارسینیا هانبوریای
hand ارابه دستی · از طرف ديگر · از یک سو · ازطرف دیگر · اوچ وپس · ای ول
handbag کیف دستی · کیف دوشی · کیف زنانه
handball هندبال
handbarrow خاك کش
handbell زنڭ · زنگ اخبار
handbill بخشنامه
handbook رساله
handcart گاری · ارابه · دوچرخه
handclasp دست
handcraft هنر دستی · کاردست · صنعت دستی
handcuff بخو · دستبند
handcuffed مغلول
handcuffs دست بند
hande هانده ینر
handel گئورگ فریدریش هندل
handful تنی چند · مشت نمونه خرواراست · مشتواره · مشتی · یک مشت پر · مشت
handfuls مشت كردن · مشت مشت
handgrip قبضه شمشیر
handgun از پهلو · اسلحه کمری · سلاح کمری · تپانچه · کمری · اسلحه گرم
handicap از کارافتادگی · امتیاز دادن · عدم قابلیت · ناتوان ساختن · بازدارنده · مانع شونده
handicapped اشخاص معلول · افراد معلول · عاجز · ناتوان
handicraft صنعت بازو · صنعت دستی · بافندگی دستی · مهارتها · هنردستي · کاردست
handicrafts صنایع دستی · صنایع یدی · بافندگی دستی · مهارتها
handicraftsman صنعت کار · صنعت گر
handiness شخص مفید · امکان نزدیکی · قابلیت وصول · وسیله وصول · دسترسی
handing تداول
handiwork دستکار · صنعت دستی · کاردست
handkerchief دستارچه · دستمال · مندیل · دستار · دستمال گردن
handle دسته · دستگیره · دستگیره اندازه کردن · عروة لوثقی · عروه · فنجان و نعلبکی
handlebar دسته دو چرخه
handled درست شدن
handler اداره کننده رویداد
handles دستههاي جاروب · چوبدستيهاي قدمزدن · چوبها · چوبدستیها
handless بی دست
handling بارگيري · بررسی · تخليه بار · جابجايي کپهای · جابجایی هوایی · زیانهای جابجایی
handlining ماهیگیری نواری
handlock بخو · دستبند
handmade دستی · دستباف · مصنوع دست
handmaid خادم · خدمتکار · بنده
handmaiden خادم · خدمتکار
handout مطلب مطبوعاتی · نوبت بازی · جزوه
handpressed دست افشار
handrail نرده
hands ایادی امرالله · تعداد کارگر · دست بالا زدن · دست بالا کردن · دست بدست دادن · دست بوسی
handsaw دست اره · دستره
handscrew پیچ سربطری · پیچ لیموناد
handsel دستلاف · دشت دادن · دشت کردن · سرچراغی · پیش مزد · دشت
handset گوشی
handshake دست دادن · دست
handshaking تحصیل · دست · آموزش
handsome خجیر · خوش قیافه · خوشتیپ · شاهد پسر · حسان · خوش خط
handsomeness قشنگی
handsone فغستان
handspike اهرم
handstamp مهر لاستیکی
handstand بالانس · معلق
handwheel چرخ دستی
handwork صنعت دستی · کاردست · دستکاری
handwrite دستخط کردن
handwriting دستخط · دستنویسی · خوشنويسی · رسم الخط · سایه دست
handy در دسترس · سہل الاستعمال · دستی · سودمند
handycraftsman افزارمند · صنعتکار · صنعتگر
hang آویختن · آویزان کردن · آویزاندان · آویزانیدن · آگستن · بجہنم
hangar اشيانه هواپيما · پناهنگاه · حفاظ
hangdog شرمگین · گناهکار · بزهکار · مقصر · مجرم
hanged دروا · مصلوب
hanger جالباسی
hangeul هانگول
hanging آونگان · آویخته · آویزان · باشنك · باغهای معلق بابل · تورفتگی معلق
hangings کاغذ چسباندن · کاغذ اطاق · کاغذ دیواری
hangman جلاد · دار بازی · مامور اعدام · دژخيم · دژخیم · خناق
hangnail ریشۀ ناخن · ریشه ناخن
hangout مراجعه مکرر · پاتوق · مرمت · تعمیر
hangover خماری
hangs کوچه روشن کن و خانه تاریك کن
hangul جستجو با صامت اول هانگول · هانگول
hanif حنیف قریشی
hanin روژه هنن
haniyeh اسماعیل هنیه
hank کلافه · کلاف کردن · تاثیر · داستان قص · کلاف
hanker میل داشتن · حرص زدن · مناسب بودن
hankering شوق وافر
hankey دستمال · دستار · دستمال گردن
hankie دستمال · دستار · دستمال گردن
hanks تام هنکس
hanky دستمال · دستار · دستمال گردن
hanna ویلیام هانا
hannelore هانلوره رونش
hannibal هانیبال
hanoi هانوی
hanoun بیت حانون
hanover هانوفر · هانوور
hans جایزه هانس کریستین آندرسن · هانس بته · هانس کریستین آندرسن · هانس کریستین اورستد
hansenula هانسهنولا · ويليوپسیس
hansfordia هانسفوردیا · ديسيما
hanssen رابرت هانسین
hantaan ويروس هانتاآن · ويروس پوئومالا · هانتاویروس
hantavirus هانتاویروس · ويروس هانتاآن · ويروس پوئومالا
hanukkah حنوکا
hanunoo هانونویی
hanzō هاتوری هانزو
haoma هوم
haora هند
hap به انجام رسیدن · خطور کردن
haphazard اللهبختی · برحسب تصادف · هچلهف · لا ابالی · اتفاقی
hapla ملوییدوژینه هاپلا
hapless رقت انگیز
haplobasidion هاپلوبازیدیون
haplochromis هاپلوکرومیس
haplodiplosis هاپلودیپلوسیس
haploid نیم دانه
haploidic نیم دانه
haploids هاپلوييدها · هاپلوییدی
haploidy هاپلوییدی · هاپلوييدها
haplomethods روشهای تکلادی
haplosporidium هاپلوسپوریدیوم
haplothrips هاپلوتریپس
haplotype هاپلوتیپ
happel ورزشگاه ارنست هاپل
happen اتفاق افتادن · دزدیکه آخر شب میزند سر شب بزند · رخ دادن · پیشامد کردن · بوقوع آمدن · حادث شدن
happened گذر افتادم · گذرم افتاد · از قضا · قضا را · از اتفاق · برحسب اتفاق
happening واقع · کثیر الوقوع · حدوث · رویداد · وقوع · کینونت
happenings وقوعات · اتفاقات · حوادث
happens گاماست
happenstance وقایع اتفاقی
happier اسعد
happiest اسعد
happily خوش گذراندن · سعاد تمندانه
happiness خرسندی · خوشبختی · خوشحالی · شاد کامی · فرخی · مسعودیت
happy انوشه · ای ول · بخاور · برهنه خوشحال · تولدت مبارک · جشن پسح پیروز
haptens هاپتنها
haptic لامسهای
haqq اهل حق
harai هارای گوشی
haraiva هریوا
haraka ارزن كودو · پاسپالوم اسکروبیکولاتوم · پاسپالوم كومرسونياي
harald هارالد یکم
haram حرام
harandi محمدحسین صفار هرندی
harangue یاوه سرایی · بیهوده گویی
harare هراره
harass ستوهیدن · بستوه آوردن · مستاصل کردن · قمش گذاشتن · کچل کردن · عاجز کردن
harassed عاجز شدن · عاجز ماندن · ستوه
harassment ازار · ستوه · اذیت
harat زوزن · هراتی
harbinger بشارت دهنده · بشارت رسان · منادی · قاصد · جلودار · گفتن
harbor بندرگاه · شهر ساحلی · پرل هاربر · لنگر گاه · لنگرگاه · بندر
harbors بندرها · بندرگاهها
harbour لنگرگاه · پل بندرگاه سیدنی · بندر · بندرگاه · شهر ساحلی · پناهگاه
harbours بنادر · بندرگاهها · بندرها
hard الانتظار اشدمن الموت · الياف ساختاري · الیاف سخت · باضرب · بد نعل · بدرکاب
hardboard تخته تراشهاي · تخته فشاري · تختههاي پولكي · تختههای خردهچوب
hardcopy رونوشت
hardcore هاردکور
harden انگبینه · سخت کردن · سفت کردن · سخت شدن
hardened خشف
hardening تخشن · مقاومسازی · تصلب · تصلب شرائین
harder اشد · الانتظار اشدمن الموت
hardest اشد
hardhearted دل سخت · سنگدل
hardihood تجاسر · جرات · جلادت · پردلی
hardiness استقامت به سرما · استقامت در زمستان · مستعد سرما · مقاومت به سرما · تحمل سرما · مقاومت به فاکتورهای آسیبرسان
hardly کم
hardmouthed بد دهنه
hardness خارایی · دقت زیاد · سختی آب · صلابت · تخشن · صعوبت
hardouin ژولز مانسارت
hardpan خاک سفت · زمین سفت
hardscrabble سخت مشغول
hardship سختی · صدمه کشیدن · ریاضت کشیدن · سختی کشیدن · عسر · مرارت
hardships رنج بردار · رنج بردن · رنج دیدن · رنج کشیدن · سختی کش · سختی کشیده
hardware آهن الات · خرابی سخت افزار · رابط سخت افزار · سختافزار رایانهای · سختافزار کامپیوتری · ظروف آهنی
hardwood چوب جنگلی · چوب سخت
hardworking رنجبر · سختکوش · خستگی ناپذیر · رنج بردار · رنج کش · زحمت کش
hardy توماس هاردی · متہور بیجہت · پرطاقت · گادفری هرلد هاردی · دیو جان · دیو دل
hare خر گوشی · خرگوش صحرایی · بچه خرگوش · خرگوش · خرگوش بچه · دراز گوش
harebrained خفیف العقل
hareem حرمسرا · اندرون · حرم
harelip لب شکری
harelipped لب شکری
harem حرم · حریم · سرای · حرمخانه · حرمسرا · اندرون
harengus کلوپئا هارنگوس
hares خرگوشهای صحرایی · لپوس
harghty نفاخ
hari ماتا هاری · هریرود
haricot ژاژومک · لوبياهاي بوتهاي · لوبياهاي خوراكي · لوبياهاي رونده · لوبياهاي سبز · لوبياهاي سفيد
hariri رفیق حریری
harissa هریسه
hark استماع کردن · نجوا کردن · گوش دادن به · گوش کردن به · شنیدن · هی
harken استماع کردن · نجوا کردن · گوش دادن به · گوش کردن به · شنیدن
harlem رنسانس هارلم
harlequinade مسخرگی · بی معنایی · فریبکاری
harlot روباه در کوخرد · سیهه · فاحشه · قحبه · لکاته · لولی
harlotry فاحشگی · فحشا · تنفروش · روسپیگری
harlow هارلو شپلی
harm مضرت رساندن · آسیب · عیب ندارد · گزند · گزند رساندن · خلل رساندن
harmala پگانوم هارمالا
harmed گزند یافتن
harmful آزارنده · آفات حشره · حشرات آسيبرسان · حشرات زيانآور · حشرات مضر · خراستر
harmless بی آزار · بی اذیت · بی گزند · بیضرر · کم آزار · بیخطر
harmlessness بی آزاری · بی اذیتی
harmonia هارمونیا · هارمونیا آکسیریدیس
harmonica سازدهنی · زنبورک
harmonicon ساز دهنی
harmonious خوش آهنك · هارمونیک · هم آهنڭ · هم آواز · سازگاربودن · همساز
harmoniousness توافق صدا · هم صدایی · هم آهنگی
harmonise جورکردن
harmonium ارغنون
harmonize هم آهنگ کردن · جور شدن
harmonopis متوافق
harmony هارمونی · هماهنگی واکهای · نامآوا · آهنك · کشف اللغات · وفاق
harness اوستام · دهنه · يوغها · یراق اسب · لجام زدن · کنترل کردن
harold تئودور میمن · هارولد رابینز · هارولد پینتر
harp بلبان · زنبورک · بربط · ترغیب کردن · سازدهنی · چنك
harpalus هارپالوس
harper استیفن هارپر · بربط زن · بربط نواز · رود زن · چنك زن · چنگی
harpies هارپویای
harpist چنك زن
harposporium هارپوسپوریوم
harpsichord هارپسیکورد
harpy شیطانه
harquebus شمخال
harquebusier شمخال چی
harrier سنقر
harriet هریت بیچر استو
harris اد هریس · ریچارد هریس
harrisburg هریسبورگ
harrison بنجامین هریسون · بنیامین هریسون · جورج هریسون · هریسون فورد · ویلیام هنری هریسون
harrow بتکن · مسلفه · کلوخشکن · خاك کش
harrowing جان آزار · جانخراش · چنگزنی
harrows چنگکهای دیسکی · کلوخشکنها
harry دبرا هری · زیدوعمر · فهرست طلسمهای هری پاتر · لخت کردن · مجموعه داستانهای هری پاتر · هری
harsh درشت خو · درشت خوی · درشت خویی · سخن تلخ · فظ · کریه الصوت
harshly تندی کردن · خشونت کردن · درشتی کردن · تشدد کرذن · تغیر کردن
harshness عنف · فظاظت · کلفتی · دقت زیاد · زقتی · زمختی
harsin هرسین
hart گوزن نر · حیوان نر
hartford هارتفورد
hartmannella هارتمانلا
hartshorn جوهر نشادر
haruki هاروکی موراکامی
haruspex پیامبر
harvard دانشگاه هاروارد · هاروارد
harvest برداشت · برش پایانی · حصاد · درو · دستاورد · شاخص برداشت
harvester درو گر · کمباین
harvesters برداشتگرهای میوه · دروگرها · دروگرهای علوفه · دروگرهای محصولات بذری · دروگرهای محصولات ریشهای · دروگرهای مرکب
harvestfish لیزماهی
harvesting برداشت آب · دفعات برداشت · زمان برداشت · زیانهای برداشت · برداشت · بسامد برداشت
harvestman عنکبوتهای خرمن · دروگر
haryana هاریانا
harzianum تریکودرما هارزیانوم
has الله وردی · انبره · بسمع مبار کش نرسیده است · جف القلم · خداوند نعمت · رفته است
hasan حسن تقیزاده · حسن صالحی · حسنآباد
hasanak حسنک وزیر
hasanbeyli حسنبیلی
hasard کیف ما اتفق
haschisch بنگ
hash قیمه · قیمه کردن · هش · حشیش · بنگ · خورش
hashanah روش هشانا
hasharon رمت هشارون · هد هشارون
hashed قیمه
hasheesh بنگ · حشاش · حشیش
hashem هاشم آغاجری
hashemi اکبر هاشمی رفسنجانی
hashemian وحید هاشمیان
hashemite دانشگاه هاشمی · پادشاه هاشمی اردن · اردن
hashim هاشم احمدزاده
hashish بنگ · حشیش
hasht هشتبهشت
hashtgerd هشتگرد
haskell زبان برنامهنویسی هسکل
haslet دل و جگر خوك
hasp چفت و رزه · چفت کردن · چفت
hassan اوزون حسن · حسن خسروشاهی · حسن رشدیه · حسن رودباریان · حسن عباسی · سید حسن مدرس
hassani میرعماد حسنی
hassium هاسیم · هاسیوم
hassle دردسر · مایه زحمت
hast رفته ای
haste تبادر · تکتاز · شتابندگی · عجله · عجله کار شیطان است · ماحضر
hasten تعجیل کردن · پیشد ستی کردن · شتاباندن · شتابانیدن · پیشی گرفتن · عجله کردن
hastened معجل
hastening استعجال · تکتاز · تعجیل
hastily باسرعت · باشتاب · باعجله · بتعجیل · بسرعت · تعجیلانه
hastiness تندخویی · عجولی · شتابکاری · حدت · دست پاچگی
hasty باد کردار · بادره · بلاتصور · دست پاچه · سر عت انزال · سرعت انزال
hat افسر ارشد ارتش · ردهت · شاپو ملون · کاسک · کلاء آفتاب گردان دار · کلاه
hatami علی حاتمی · لیلا حاتمی
hatamikia ابراهیم حاتمیکیا
hatch جوجه ازتخم در آوردن · هاشور · هاشور متقاطع · بیضه پرورد ن · دریچه · اژ
hatchability خاصيت جوجهآوري · خاصیت جوجهآوری تخم مرغ
hatchback هاچبک
hatched جوجه ها از تخم در آمدند
hatchel شانۀ کتان · متلاشی کردن · شانه
hatcheries ساختمانهای جوجهکشی · تخمسراهاي ماهي · مزارع پرورش ماهی
hatchet تروریست مزدور · تیشه · تیغ بخاك · ساتور · یخی · تبر
hatchetman تبر دار
hatching افراخ · جوجه از تخم بیرون آمده · خروج از تخم · تفریخ · دریچه · اژ
hatchway گام تند
hate از تو نفرت دارم · بیر غبت شدن · بیزار بودن · دشمن داشتن · سخنرانی تنفر · نفرت داشتن
hated منفوریت · مکروه
hateful تنفر آمیز · تنفر آور · دموق · هودر · نفرت انگیز
hatful توده کاه · سیل کلمات · کوهستانی · سیلاب
hathaway برکشایر هاتاوی
hatikvah سرود ملی اسرائیل
hating متنفر · نفور
hatmaker کلاهدوز
hatmaking کلاه دوزی
hatred بغض کردن · ضغینه · نفرت · حقد · دشمنی · کینه
hatshepsut هتشپسوت
hatter کلاه دوز · کلاهدوز
hattori هاتوری هانزو
hattusa خاتوشا
haughtily بامناعت · متکبرانه · کله خر
haughtiness باد سری · بادو دم · بزرك منشی · تجبر · مکابره · نخوت
haughtly گردن فراز
haughty باد در آستین انداختن · باد در سر داشتن · بادسر · تکبر آمیز · تکبر نمودن · غراب شدن
haul حمل کردن · شل و سفت کردن · هل دادن · راننده کامیون · کشیدن · کشش
hauler کشتی کش · رفتگر · راننده کامیون
haulier راننده کامیون
hauling ترابري چوب جنگل · حمل چوب جنگل · یدککشی چوب · مبادله
haulm برگزداها · بيبرگكنندهها · ساقهكشها · ساقه · کزل · پوشال
haulms تهساقهها · ساقههاي ماشورهاي · ساقهها
haumea هائومیا
haunch كپل
haunt پاتوق · مراجعه مکرر · مرمت · تعمیر
haunter خراباتی · فلاش
haunting خراباتی
hausa هوسیایی · كولئوس اسكولنتوس · كولئوس دازو · پلکترانتوس اسکولنتوس
hausen ماهی خاویار
hautboy سرغین · سرغینه · سورنای · سرنا · سورنا
hauteur بزرگ منشی · تکبر · خودبینی · شدت عمل · گردن فرازی · نخوت
hava هاوا ناگیلا
havana هاوانا
havardii کوارکوس هاواردیای
have آشوب کردن · ادعای غبن کردن · استکتاب کردن · انعکاس پیدا کردن · انگشت بدندان گزیدن · با یك دست دو هندوانه برداشتن
haveli دادرا و ناگار هاویلی
haven پناهگاه · واحه · پناهندگی · بندرگاه · شهر ساحلی · لنگرگاه
haversack کولبار · کوله بار · چنته · کوله پشتی
havilland دیهاویلند تایگرمات
having آداش · آسوده خاطر · آشفته موی · استخدامی · افرازرخ · افسرده مهر
havoc جرح · ضرب وشتم · خرابی
haw به دست چپ · خفجه · فرمان حرکت دادن · چیز بی ارزش
hawaii دانشگاه هاوایی در مانوا · هاوائی · هاوایی · پارک ملی آتشفشانهای هاوایی
hawaiian اهل هاوايی · هاوائیایی
hawk بالگرد بلک هاوک · قوش دشت طولك · شاهین · قوش · کبوتر با کبوتر باز با باز · کند همجنس با همجنس پرواز
hawkbell زنگل ـ زنگله · زنگوله
hawker دست فروش · هاریکن · هاکر هایند · پیله ور · بازبان · دوره گرد
hawking استیون هاوکینگ · دوره گردی · تنخنخ · شكار با شاهين
hawkins جنیفر هاوکینز · جک هاوکینز · کلمن هاوکینز
hawks آتلانتا هاوکز · ترسانندههاي پرنده · ترقهها · قوشها · قوشهای مصنوعی · مترسكها
haworthia هاوورتیا
hawser رسن
hawthorn نلک · به دست چپ · خفجه · چیز بی ارزش · ایکاش · بهار جوانی
hawthorns کراتگوس
hay تاتنور کرم است بایدنان یخت · تب یونجه · علف خشک · یونجه خشک · کاه مکی · گورگیا
haya آلش · زان · ممرز
hayaa وادی الحیاه
hayao هایائو میازاکی
hayedeh هایده
hayek سلما هایک
hayes روترفورد بیر چارد هیس
hayfield راغ · چمن زار · علفزار · مرغزار
haylage علوفه سیلویی نیمهخشک
haymaking تهیه علف خشک
hayreddin بارباروس خیرالدین پاشا
hayrick پیچ خوردگی
hayseed برزگر
haystack پیچ خوردگی
hazara هزاره
hazard مخاطره · نقطه کنترل بحرانی تجزیه و تحلیل خطر · خطر · به خطر انداختن · قمار · قمار کردن
hazarding قمار بازی
hazardous سر در کف · پرخطر · خطیر · قماری · منڭ
hazards خطرات بهداشتي · مخاطرات اقليمي · مخاطرات بهداشتی · مخاطرات شغلی · مخاطرات هوایی · اختلالات شغلي
haze مغموم بودن · نزم · پاتوی کفش کسی کردن · گرفته بودن · ابهام · سر بسر کسی گذاشتن
hazel فندقی
hazelnut فندق
hazelnuts فندقها
hazels جنس فندق · عنبرهاي سايل · هاماملیس · کوریلوس · فندقها
hazfi جام حذفی
hazhir عبدالحسین هژیر
hazm ابن حزم
hcb بنزن هگزاكلريد · هگزاكلر · هگزاكلران · هگزاكلروبنزن · هگزاكلروسيكلوهگزان
hch بنزن هگزاكلريد · هگزاكلر · هگزاكلران · هگزاكلروبنزن · هگزاكلروسيكلوهگزان
hdd دیسک سخت
hdmi زبان نشانه گزاری دستگاه دستی
he آئکه · آب از دستش نمی چگد · آید · از تو حرکت از من برکت · ازبام افتاد · ازعہده اش برتمر آید
head با سر · برسرزدن · بسردرآینده · بعد بالایی اسکن · توی سر کسی زدن · در حال صحبت
headache دردسر · زر زرکشدبی زری دردسر · سردرد · سرمدرد دمیکند · صداع · تصدیع دادن
headband شیرازه · نیمتاج
headcarpet سرانداز
headdress آرایش سر · روسری زنانه · کله پوش · آرایش مو
headed دنبك · اکانتوسفالا · تنبك · خاربرسران · خارسران · كرمهاي خاربرسر
header سرصفحه پیام · سنگ سردر · شاه تیر · سر صفحه · شیرجه · کتیبه
headfirst عجول
headgear آرایش سر · روسری زنانه · آرایش مو
headgehog قنفذ
headines گیرندگی
heading خوشهروی · سرستون · عنوان · صدر
headland دماغه
headless بی بزر گتر · بی سالار · بیسر
headline تیتر یک · تیتر
headlong باسر · با سر · عجول · گرم راندن · سراسیمه
headman پیشوا · جلاد · رئیس قبیله · سالار · قائد
headmaster ناظم مدرسه · مدیر
headmistress خانم رئیس · خانم مدیر
headphone حالت مجازی سازی هدفون · سمعک · اوا · تلفن
headquarters ایستگاه کلانتری · مرکز پلیس · نیروی زمینی ارتش اسرائیل · اداره مرکزی · دفتر مرکزی · سر فرماندهی
heads دلاکان که بیکار میشوند سرهمد یگر رامیتراشند · رؤس · رؤوس · عالى مقام
headscarf روسری · دستار
headshrinker روان پزشک · روانپزشك
headsman جلاد
headspring اصل وسرچشمه · منبع خبر · سرچشمه
headstall کلگی · افسار
headstone سنگ قبر · سنگ يادبود · سنگ پی · سنك زاویه · سنك قبر · سنك مزار
headstrong ساخته لگام · سرسخت
headword فرهنگنامه · دانشنامه
heady بی اعتنا · بی ملاحظه
heal التیام دادن · بهبود دادن · شفا دادن · کل اگر طیب بودی سرخود دوانمودی · گوشت نوبالا آوردن · التیام ناپذیر
healed پیوند خورده · ملتحم
healer شافی · شفا دهنده
healing التیام · التیام پذیر · مداوا · مداوات · معالج · التئام
health احوال پرسی · استمزاج · بهبودی · بهداشت تولید مثلی · بهداشت جانور · بهداشت جنگل
healthful صحت بخش
healthiness تندرستی
healthy تندرست · خوش آب وهوا · سالم · قابل احترام · نسبتا خوب · محترم
heap توده · جاش · خاڭ توده · خره · ریڭ توده · ریڭ پشته
heaped برف انبار · متراکم
hear اسماء · اصفا کردن · شنواندن · شنوانیدن · شنیدن · گوش گرفتن
hearable رسا · مسموع
heard بسمع مبار کش نرسیده است · بگوش رسندن · جزایر هیرد و مکدونالد · جزیره هرد و جزایر مک دونالد · ناشنیدنی · گوشزد
hearer سمیع · شنونده · مستمع · مامور رسیدگی · گوش دهنده
hearing اصغاء · تیز گوش · ثفل سامعه · حس سامعه · حق نیوش · سامعه
hearingly سمعا
hearings محاکمات
hearken فیوشیدن · گوش گرفتن · نجوا کردن · گوش دادن به · گوش کردن · گوش کردن به
hearkening اجابت
hears سمیع
hearsay افواه · تواتر · سخن افواهی · شنیده · مسموعات · شایعه
hearse نعش کش · عماری
heart از اعماق دل · از بر · از بر کردن · از بر کزدن · از برداشتن · از حفظ
heartache بار دل · اندوه بسیار · غم زیاد · غصه · اندوه · حزن
heartbeat بازه ضربان قلب · ضربان قلب · یک ان · یک دم · یک لحظه · ان
heartbreak اندوه بسیار · غم زیاد · غصه · اندوه
heartbreaking الم آور
heartburn سوزش قلب · سوزش معده · درد قلب · وجع قلب
heartburning جگر سوز · حسادت
hearten دل دادن · جسور کردن · جرأت دادن
hearth گلخن · زندگی خانگی · کانون · اجاق · آتشگاه
heartily از دل وجان · بادل وجان · باطنا · صمیمانه · از دل و جان · ازته قلب
heartiness حضور دل
heartless بی عاطفه · بیدل · دل باخته · سنگدل · دل سخت
heartlessness بیدلی
heartrending جان سوز
hearts الباب · دو قلب · قلب چرخان · مغز درخت خرما · مغز سوخ خرما · درون پرور
heartsease بنفشه فرنگی · استراحت · صفا
heartsore دلفگاری · سوختگی
heartthrob تپش قلب
heartwood درونچوب · میانچوب
hearty دل زنده · باطنی · قلبی · صمیمی
heat آسیبپذیری به گرما · اتلاف گرما طي فراوري · استرس گرمايي · انتشار حرارتی · بازیابی گرما · تابش گرمايي
heated تافته
heater بخاری
heaters تجهيزات گرمايش · گرمکنندهها
heath خلنك زار · هیت لجر · خنك · گون
heathen بت پرست · خارج مذهب · قومی · كاف · كافر · نژادی
heathenish کافر کیش · قومی · نژادی · بت پرست
heathenishly کافرانه
heathenism آیین کفار · پگانیسم · کافری · الحاد
heather خلنگ · ورسک · ستاره مرداب · کالونا ولگاریس
heathland خاکهای خلنگزار · زمینهای مردابی · خلنگزار · خلنگسارها
heathrow فرودگاه هیثرو
heating تسخین · گرمایش · گرمکردن خاک · تجهيزات گرمايش · شوفاژ · نفت سیاه
heats کوره تاب · علاقه مند
heave غلپیدن · ضربان داشتن · نفس نفس زدن · تاب برداشتن · دم کشیدن
heaven الخضراء · بام مسیح · دیہور · زمان و زمین · سماء · سپهر
heavenly درگاه الہی · درگاه حق تعالی · سماوی · شمشیر آسمانی · فراز آباد · مینو سرشت
heavens بام خضراء · رواق بی ستون · رواق سیمگون · سفرۀ آسمان · سمرات · سپہر
heavily دلیف · گران بار ـ گرانبار · گرانباری
heaviness سنگینی · گزافی
heavy ایکس مشکی · باران دستیاب · باران سنگین · باران شتاب · باران شدید · بهعلاوه
heavyhearted غمگین
heavyset قطور
heavyweight وزن ششم · بدنه کشتی · لاشه کشتی · وال · نهنگ
heayy گران سنڭ
heb شعیب
hebb کوردئوکسیا ادولیس
hebdomad شماره هفت · عدد هفت
hebdomadally هفته به هفته · هفتگی
hebe هبه
hebeclada آكاسيا استولونيفرا · آکاسیا هبکلادا
hebei حبه · هوپای
hebeloma هبهلوما
hebephrenia جنون جوانی
hebephrenic جنون جوانی
hebetate کند کردن
hebetor براکون هبهتور
hebetude کند ذهنی
hebraeum آمبلیوما هبرئوم
hebraic عبرانی
hebrew اعداد عبری · تقویم عبری · دانشگاه عبری اورشلیم · زبان عبری · عبرانی · عبرانیت
hebrews عبرانیان
hebrides وانوآتو
hecate هکاته
hecatomb آفت · ترسناك
hecatonchires هکاتونخیرها · هکاتونکایر
heckle متلاشی کردن
hectare هکتار
hectares هکتار
hectic تب استخوانی · تب دق · تب لازم · تب دار · دق کردن · دق
hectogram صد گرم
hectoliter صد لیتر
hectoliters هکتولیتر
hectolitre صد لیتر
hectolitres هکتولیتر
hectometer صد متر
hectometre هکتومتر · صد متر
hectopascals هکتوپاسکال
hector هکتور · هکتور برلیوز · تحکیم کردن · تشر زدن · قلدری کردن · عتاب کردن
hecuba هکابه
hedayat صادق هدایت
hedeoma پونه
hedera جنس عشقه · هدرا · هدرا كاناريانسيس · هدرا هلیکس · پاپتيال · پاپیتال
hederacea ايپومئا هدراسئا · فاربیتیس هدراسئا
hedge آن سوی پرچین · خاربست · پرچین · پرچین کردن · پرچینبرها · سیاج
hedgehog ارمجی · جوجه تیغی · جوجهتیغی · خارپشت · خورکا · سونیک
hedgehogs خارپشتها
hedgemustard اشم · جنفج · قدومه
hedger مرتد
hedgerow گیاهان پرچینی · زراعت راهرویی · كشت مخلوط پرچيني · كشت منطقهاي · کشت راهرویی
hedges پرچینها
hedging گیاهان پرچینی · پرچین
hedin سون هدین
hedonism لذتباوری
hedya هدیا
hedyeh هدیه تهرانی
hedylepta هدیلپتا
hedysarum علف ترنجبین · هديزاروم هاماتوم · هديزاروم پروكومبنس · هدیزاروم · هدیزاروم کوروناریوم · استیلوسانتس هاماتا
heed اعتنا کردن · از کسی حساب بردن · اعتنا · اعتناء · تحرز · ملاحظه کردن
heedful متوجه · پرهیز کردن · ملتفت
heedless بی اعتنا · بیمحل · ساهی · پشم دانستن · غافل · بی ملاحظه
heedlessnes بی اعتنایی
heedlessness عدم تعمد · بی مبالاتی · بی ملاحظگی · سرسختی
heedlsss بی اعتنایی کردن
heehaw عرعر
heel شلخته · نعلکی · پاشنه · پاشنه نخواب · پاشنه کف · پاشنه کفش
heeled سیخدار
heelpiece نعل · نعلکی
heels از روی شلختگی · شلخته وار · پاشنه را ورکشیدن · پاشنههای بلند · دو زانو نشستن
heer هورا کشیدن
hefner هیو هیفنر
heft بخش عمده
heftiness بخش عمده · نیروی عضلانی · تار وپود · رگ وپی · پرواری · وتر
hefty قابل احترام · نسبتا خوب · محترم
hegel هگل
hegelians هگلیهای جوان
hegemony برترى · سلطهگری · فرادستی · هژمونی · تفوق · برتری
hegira هجرت · مهاجرت دسته جمعی
hegirae هجری قمری
heholder پاسبان
heidarieh مسجد حیدریه قزوین
heidegger مارتین هایدگر
heidelberg هایدلبرگ
heidi هایدی کلوم
heifer ماده گوساله · گوساله ماده · گوسالۀ ماده · تلیسه · ماده گاو · گوساله
heifers گوسالههای ماده
heifetz یاشا هایفتز
height ارتفاع · ارتفاعا · بلندا · علو شان · قد · قدپا
heighten بلندکردن · زیاد کردن · بالا بردن · افزودن
heights شکیل اونیل
heil درود بر پیروزی
heilbronn هایلبرون
heilongjiang هايلونكيانگ · هایلونژیانگ
heilungkiang هايلونكيانگ · هایلونژیانگ
heine هاینریش هاینه · هاینه
heineken هاینکن
heinlein رابرت آنسون هاینلاین
heinous شنیع
heinousness سبعیت · بیرحمی · قساوت · قساوت قلب
heinrich فریدریش هاینریش یاکوبی · هاینریش آلبرتز · هاینریش بل · هاینریش شوتز · هاینریش هاینه · هاینریش هرتز
heir توریث · جانشین کردن · میراث بو · میراث خوار · میراث خور · وارث
heiress وارث
heirless بی واث · بی وارث ـ لاوارث · لاوارث · وارثه
heirloom ته خانه
heirs صاحب مرده
heisenberg ورنر کارل هایزنبرگ
heist سرقت · سرقت مسلحانه کردن
hejar عبدالرحمن شرفکندی
hejaz حجاز
hejazi آرش حجازی · ناصر حجازی
hejira سنۀ هجری · هجری · مهاجرت دسته جمعی
hejirah تاریخ هجری
hekmat منصور حکمت · منیژه حکمت
hekmatyar گلبدین حکمتیار
held جریان داشتن · شرکتی · محبوب القلوب · مشاع · فراچنك · مشترك
helen هلن · هلن کلارک · هلن کلر
helena سنت هلن · هلنا · پوند سنت هلن
helenium راسن
helhsh جہنمی
helianthemum هلیانتموم
helianthi آلترناریا هلیانتی · دیاپورته هلیانتی · فوموپسيس هليانتي · پوکسینیا هلیانتی · پلاسموپارا هالستدیای · پلاسموپارا هليانتي
helianthus جنس آفتابگردان · هلیانتوس · هلیانتوس آنوئوس · هلیانتوس توبروسوس · گلهاي آفتابگردان
helical طوماری · مار پیچ · پیچاپیچ · حلزونی
helichrysi براکیکودوس هلیکریزی
helicobacter هلیکوباکتر · هلیکوباکتر پیلوری
helicobasidium هلیوکوبازیدیوم
heliconia هلیوکونیا
heliconiaceae تیره موز · موزاسه · موساسه · هليوكونياسه · موزیان
helicopter بالگرد · هلیکوپتر · چورلکه · هليکوپتر
helicopters بالگردها · هلیکوپترها · چرخبالها
helicotylenchus هلیکوتیلنکوس · هلیکوتیلنکوس دیهیسترا · هلیکوتیلنکوس مولتیسینکتوس
helicoverpa هليوتيس آرميژا · هليوتيس زئا · هلیکوورپا · هلیکوورپا آرمیژرا · هلیکوورپا زئا
heligmonellidae هلیگمونلیده
heligmosomidae هلیگموزومیده
heligmosomoides نماتوسپيروييدس · هلیگموزوموییدس · هلیگموزوموییدس پلیژیروس
heliocidaris هلیوسیداریس
heliogabalus کیش
heliopa اسکروبیپالپا هلیوپا · گنوريموشما هليوپا
heliopolis بعلبك
helios هلیوس
heliothidis هترورابدیتیس هلیوتیدیس
heliothis هلیوتیس · هلیوتیس سوبفلکسا · هلیوتیس ویرسانس · كلوريدئا · هليوتيس آرميژا · هليوتيس زئا
heliothrapy معالجه باآفتاب
heliothrips هلیوتریپس
heliotrope درختك دانا · ارغوانی روشن · گل آفتاب پرست
heliotropium هلیوتروپیوم
heliport فرودگاه بالگرد · فرودگاه هلیکوپتر
helium هلیم · هلیوم · گاز هلیوم
helix هدرا هلیکس · هلیکس · هلیکس آسپرسا · هلیکس پوماتیا · پرواز گوش · هدرا كاناريانسيس
helke هلکه ساندر
hell جحیم · جهنم · جہنم شو · درك اسفل · دروازههای جهنم · دمندان
hellcat جادوگ · حادوگر · نابغه
hellebore بیخ کازران · خربق · دورس · کندش · باریقون · کندس
hellebores جنس خربق · خربقها · هلهبوروس · گل سرخ كريسمس
helleborus جنس خربق · خربقها · هلهبوروس · گل سرخ كريسمس
hellen هلن
hellenic هلنی · جمهوري يونان · یونان
hellenism یونانیت
heller اهل جهنم · ساکن جهنم
hellfire هلفایر
hellion اهل جهنم · ساکن جهنم
hellish ناری · خبیت
hellmuth شعبان
hello سلام · سلام دنیا · سلام علیکم · سلام و خوشآمدی · ظهر بخیر · عصر بخیر
hellula هلولا · هلولا اوندالیس · هلولا فیدیلئالیس
helm اهرم سکان · سکان
helmand استان هلمند · دریاچه هامون · هیرمند
helmet زره خود · زره کلاه · كلاه خود · مغفر · کلاه ایمنی · کلاه ایمنی ورزشی
helmetflower عرقچین
helminth کرم امعاء
helminthiasis عفونتهاي سستودي · كرمزدگي · ورمينوز · کرمزدگیها
helminthic دافع کرم · کرم انداز · کرمی
helminthology کرمشناسی
helminthoses کرمزدگیها · عفونتهاي سستودي · كرمزدگي · ورمينوز
helminthosporium اسپونديلوكلاديوم آتروويرنس · هلمينتوسپوريوم آتروویرنس · هلمينتوسپوريوم گرامينئوم · هلمینتوسپوریوم · هلمینتوسپوریوم سولانی · دركسلرا ترس
helminths كرمهاي انگلي · کرمها
helms سوزان هلمز
helmsman سكان گير · سکان گیر · سکاندار
helmut هلموت اشمیت · هلموت یاهن
helobiae هلوبيه · هلوبیائه
helopeltis هلوپلتیس · هلوپلتیس آنتونیای
helotiales هلوتيالها · هلوتیالز
help ابتهال · استظہار کردن · استغاثه · استغاثه کردن · استمداد · استمداد کردن
helped توفق
helper خدمات یاریگر مزرعه · مدد رس · مغیث · پہلودار · بانی خیر · صاحب خیر
helpers انصار
helpful خشك نہاد · وسیله ساز · کار ساز · مفید
helping اسعاف · مغیث · مواسی · کار گشایی · امداد · ممد
helpless بیچاره · بیچارگان · درد بی درمان · درمانده · لاعلاج · علاج ناپذیر
helplessness ناگزیری · درماندگی · لاعلاحی · کم زوری · ناچاری · بیچارگی
helps اعوان · از تو حرکت از من برکت
helquist برت هلکویست
helsing ون هلسینگ
helsinki هلسینکی
helve دستۀ تبر · دسته دار
helvella هلولا
helvetia سوئیس · سویس
helveticus لاکتوباسیلوس هلواتیکوس
helvetii هلوتیها
helvétius کلود آدرین هلوسیوس
helú کارلوس اسلیم
hem سجاف کردن · سینه صاف کردن · فرآویز · لبکی · سجاف · لبه
hemagglutination آزمون كومبس · آزمونهاي آنتيگلوبولين · آزمونهاي خونهمچسبي غير فعال · آزمونهاي مهارسازی خونهمچسبي · آزمونهای خونهمچسبی · تستهای هماگلوتیناسیون
hemagglutinins آگلوتینینها · هماگلوتينينها
hemarthria علف ليمپو · همارتریا
hematemesis استفراغ خون · قی خونی
hematic دموی
hematidrosis عرق خونی
hematite کلیه · گرده
hematocele دمل خونی · دمل دموی · کورك خونی · التهاب حشفه · بيماريهاي بيضهاي · هماتوسل
hematocrit خونسنجه · هماتوکریت
hematogenesis تولید خون
hematological اختلالات انعقاد خون · اختلالات خون · اختلالات خونشناختی · هموفيلي · پورپوراي ترومبوسيتوپنيك · هموفیلی
hematology خونشناسی · خونشناسي
hematoma دمل خونی · دمل دموی
hematophagy تغذيه با خون · خونخواری
hematopoiesis اختلالات خونسازی · اختلالات مغز استخوان · اختلالات میلوپرولیفراتیو · تشكيل خون · خونسازی · سرخگويچهسازي
hematopoietic ویروس نکروز هماتوپویتیک
hematozoon کرم خون
hematuria بول الدم · تبول خونی · خون شاشی · خونادراری · خونمیزی · هماچوری
hemera همرا
hemeralopia روز کور · روز کوری
hemerobiidae همروبیایده
hemerobius همروبیوس
hemerocallis جنس زنبق دشتی · زردسوسنها · سوسنهاي زرد · همروکالیس · زنبق رشتی · گل زنبق رشتی
hemicaranx همیکارانکس
hemicellulose همیسلولوز
hemichromis همیکرومیس
hemicrania میگرن
hemicrany درد نصفه سر · دردنصف سر · میگرن
hemicycle نیم دایره
hemicycliophora همیسیکلیوفورا
hemileia همیلیا · همیلیا واستاتریکس
hemileuca هميلوكا اوليويه · همیلوکا · همیلوکا اولیویائه
hemin هیمن
hemingway ارنست همینگوی
hemionus استرآهو · اودوکویلئوس همیونوس
hemiplegia فلج ناقص · فلج نصف بدن · نيمهفلج · همیپلژی · پافلجي · فلج
hemiptera نیمبالان · نیمبالیان · همیپترا
hemipterus کارپوفیلوس همیپتروس
hemirhamphus همیرامفوس
hemisphere نیم کره · نیمکره · نیمکره جنوبی · نیمکره شرقی · نیمکره شمالی · خاور
hemispherical نيم كره اي
hemistich مصرع
hemitarsonemus هميتارسونموس لاتوس · پلیفاگوتارسونموس لاتوس
hemlock شوکران · تسوگا · تسوگا هتروفیلا · تسوگا کانادنسیس · شوكران · شوكران شرقي
hemmed حاشیه دار
hemming لبه دوزی
hemocardiorrhagia سکتۀ قلبی
hemoglobin هموگلوبین
hemolysis خونکافت · همولیز · تحمل ايمني · تشكيل پادتن · خونكافت ايمني · رقابت ايمني
hemophilia هموفیلی · اختلالات انعقاد خون · اختلالات خون · اختلالات خونشناختی · هموفيلي · پورپوراي ترومبوسيتوپنيك
hemophilus هموفیلوس
hemophobia خونهراسی
hemopoiesis تشكيل خون · خونسازی · سرخگويچهسازي · سفیدگویچهسازی
hemoptysis تف خونی · خلط خونی · نزف الدم ریه · نقث الدم
hemorrhage خون رفتن · سیلان دم · نزف الدم بحرانی · نزف الدم دماغ · نزف الدم · نزف الدم امعاء
hemorrhagic نزفی · سپتیسمی خونریزیدهنده
hemorrhoid باسور · بواسیر
hemorrhoidal حکۀ بواسبری · بواسیری · خون بواسیری
hemorrhoids بواسیری · بواسیر
hemostasia بستن خون · وقفه در جریان خون · توقف خونریزی
hemostasis هموستاز · خونايستي · فیزیولوژی خون · توقف خونریزی
hemostatic خون بند · قابض
hemp توباموویروس موزاییک کنف بنگالی · زمردگیا · شاهدانه هندی · ويروس موزاييك كنف بنگالي · کنب · کنف
hen بوغلمه · بوقلمون ماده · مرغ تخم کن · مهمانی زنانه · جوجه مرغ · مرغ خانگي شاخدار
henan استان هنان · هینان
henatriacontanoic اسید هنتریاکوتیلیک
henatriacontylic اسید هنتریاکوتیلیک
henbane سیکران · بنگ دانه · هیوسیاموس نیجر
hence از اینجا است که · جلابی · حاتم · پسین فردا · بدینسان · مثلا
henceforth از حالا ببعد · از این ببعد · از این بیعد · از این پس · از حالا · ازاینجا
henchman مرید
hencoop سراچه · مرغدان · قفس
hend نفوذ
hendecagon یازده ضلعی · یازده گوشه
hendecanoic آندسیلیک اسید
henderson هندرسون
hendersoni آئدس هاندرسونی
hendersonula هاندرسونولا
hendrix جیمی هندریکس
hendurabi هندرابی
henequen خنجری · آگاو لتونائه · هنيكن سالوادوري
henfish مرغماهي · ماهی آژخدار
hengam جزیره هنگام
hengameh هنگامه مفيد
hengelo هنگلو
henhouse قفس
henna بوته حنا · حنا · حنا بستن · حنا نہادن · حنا گذاشتن · حناء
henosepilachna اپیلاکنا · اپیلاکنا ویژینتیوکتوپونکتاتا · هنوسپيلاكنا · هنوسپيلاكنا ويژينتيوكتوپونكتاتا
henri آنری پوانکره · هانری بکرل · هنری والون
henrietta هنریتا سوان لیویت
henrik نیلس هنریک آبل · هنریک ایبسن
henry تیری آنری · هانری سوم · هانری چهارم · هانری کربن · هانری یکم · هنری دیوید تورو
hens مرغهای خانگی · مرغهاي خانگي تخمگذار · مرغهای تخمگذار · دجاج
henselae بارتونلا هانسلائه
henson ماتیو هنسون
hensparrow صعوه
hentai هنتای
hentriacontanoic اسید هنتریاکوتیلیک
hentriacontylic اسید هنتریاکوتیلیک
heod دیلدرین
hepa فیلتر هپا
heparana پاندمیس هپارانا
heparin هپارین
hepatalgia قولنج کبد · قولنج کبدی · درد کبد
hepatic امراض کبد · جگری · جگری رنگ · درد کبد · مقوی جگر · کبدی
hepatica جگرواش · فاسیولا هپاتیکا · کاپیلاریا هپاتیکا
hepaticae بریوفیتا · بریوفیتها · جگرواشها · خزهرستیان · خزهها · هپاتيكها
hepatitis التهاب کبد · تورم کبد · هپاتیت · ورم کبد · ورم کبد یا جگر · ویروس هپاتیت اردک
hepatocystis هپاتوسیستیس
hepatology مبحث کبد · زهره دان · مراره
hepatopancreas كبدـپانکراس
hepatoscopy معاینۀ کبد
hepatosis التهاب كيسه صفرا · سيروز كبدي · هپاتوزیس · بیماریهای کبد
hepatotoxins توکسینهای کبدی · سموم کبدی
hepatozoon هپاتوزئون
hepburn کاترین هپبورن
hephaestus هفایستوس
hephthalite هفتالیان
hepialidae هپیالیده
heptachlor هپتاکلر
heptachord هفت تار · هفت سیمه
heptad مسبع · هفت نت · هفتمین
heptadecanoic هپتا دکانویک اسید
heptadecylic هپتا دکانویک اسید
heptagon ذوسعة اضلاع · هفت ضلعی · هفت ماهه · هفت گوش · هفت گوشه · هفتضلعی
heptagonal هفت گوش · هفت گوشه · هفت ضلعی
heptahedral هفت سطحی
heptahedron هفت سطحی
heptamerous هفت تایی · هفت جزئی · سباعی · مسبع
heptangular هفت گوش · هفت گوشه
heptanoic هپتانویک اسید
heptaphyllous هفت برڭ · هفت برگه
heptastich هفت بیتی
her با او حرف بزن · شخصا · شکمش بالا آمد · علیا جناب · علیا حضرت · منہا
hera هرا
heracles هراکلس · هرکول
heracleum جنس گلپر · هراکلئوم · هراکلئوم اسفوندیلیوم · هراکلئوم سوسنووسکی · هراکلئوم لاناتوم
heraclitus هراکلیتوس
herald جارچی باشی · قاصد · جارچی · منادی · سلام کردن · مبشر
heraldry متعلق به منادى
heraldship منادی گری
herat دانشگاه هرات · هرات · ولایت هرات
herb اسپرم · بیخ شب بو · حشیشة · حشیشه · گیاه دارویی · چایهای گیاهی
herbaceous واشها · گیاهان زینتی علفی · گیاهان علفی · گیاهی · بوته
herbaceum پنبه معمولی · گوسیپیوم هرباسئوم
herbage بقل · محصولات زراعی علفی · گياهان علفي · خصب · شاخ وبرك · شاخ وبرگ
herbal چایهای گیاهی · گیاهی · گیاه نامه · گیاهدرمانی · درمان گياهي · گیاهان دارویی
herbalism گیاهان دارویی
herbalist عشاب · گیاه جمع کن · گیاه شناس · گیاه فروش
herbaria نمایشگاههای گیاهی
herbart جان فردریش هربارت
herbarum استمفيليوم بوتيريوسوم · پلئوسپورا هرباروم · کلادوسپوریوم هرباروم · آسكوكيتا پينودلا · فوما هرباروم · فوما مدیکاژینیس
herbary گیاه زار
herbert هربرت اسپنسر · هربرت مارکوزه · هربرت هوور
herbes جعفری
herbicidal خواص تخمكکشی · خواص جوندهكشي · خواص حشرهكشي · خواص علفكشي · خواص قارچكشي · خواص كنهكشي
herbicide مواد محافظ به علفکش
herbicides علفکشها · كشندههاي علف هرز · چمنكشها
herbicola اروینیا هربیکولا
herbiferous گیاه دار
herbivora حیوانات علف خوار · حیوانات علفخوار
herbivore گیاه خوار · گیاهخوار
herbivores جانوران علفخوار · علفخوارها
herbivorous علف خوار · جانوران علفخوار · حیوانات علف خوار · علفخوارها · گیاه خوار
herbology گیاهان دارویی
herborist گیاه جمع کن
herborium مجموعۀ گیاهان خشك
herborize گیاه جمع کردن
herbs بقولات · رستنیهای پختنی · رسنيهاي پختني تازه · گياهان پختنی خشكشده · ادویهها · رستنيهاي دارويی
herby گیاه دار
hercegovina بوسنی و هرزهگوین · جمهوري بوسني و هرزهگوين · هرزهگوين
hercule هرکول پوآرو
herculean بسیار دشوار · بسیار نیرومند · خایۀ غول شکستن
hercules برج هرکول · رستم · زانوزده
hercyniae ژيلپينيا هرسينيه · ژیلپینیا هرسینیائه
herd رمه · فسیله · مديريت گله · پاده · گله · گوباره
herder گله بان
herds رمهها · گلهها · گلههاي گاو شيري · گلههاي گاو گوشتي
herdsman رمه بان · رمه چران · گاو چران · ستوربان · گاوران · گله بان
here ایدر · اینجا · اینجا شروع کنید · باینجا · بدینسو · لبیك
hereafter از حالا ببعد · از این ببعد · از این پس · منبعد · نسل اینده · بعد از این
hereditament ارثيه · فرستاده شده · ميراث
hereditary مرض موروثی · میراثی · ارثی · خانمان · وراثت · اختلالات ژنتیکی
heredity وراثت · توارث ژنتیکی
hereinbelow ذیلا
herero هریرویی · آنگولا
heresy بدعت · فاسد عقیده · مسلک خاص · هرطقه · الحاد · رخنه در دین پا عقیده
heretic اهل بدعت · رافضی · مبتدع · رافض · مرتد · مبدع
heretical بدمذهب
heretofore قبل از این · پیش از این
hereunder ذیلا
herewith بدین وسیله
hergé هرژه
heritability وراثتپذیری
heritage ارث · مرده ریك · میراث · میراث جهانی یونسکو · مخلفات · ارثيه
heritor وارث
herman هرمان گورتر
hermann هرمان مینکوفسکی · هرمان هسه · هرمان گورینگ · پارک هرمان
hermaphrodite خنثی · نرموك · سابوره
hermaphroditic خنثی
hermaphroditism نرمادگی · هرمافرودیتیسم · دوجنسی
hermes هرمس · هيرميز
hermione هرمیون گرنجر
hermit ترك دنیا کردن · خانه فروش · خلوت گزیده · درون نشین · زاویه نشین · زن تارك دنیا
hermitage ترك دنیا · گوشه عزلت · زاهدی
hermite ذوالنون · خلوت گزین
hermits ابدال
hermodactyle سورنجان
hermonthica استریگا هرمونتیکا
hermosillo هرموسیو
hermêle هرمیله
hernandiaceae هرناندیاسه
hernia باد فتق · فتق · فتق بندی · مفتوق · هرنی · غر کردن
hernial فتقی · فنق دار
herniation فتق
herniotomy عمل فتق
hero باسل · دلیری کردن · شیر مرد · قهرمان پرستی · قهرمان کوچک · هرو و لئاندر
herod دشت شمر را از یشت بسته است · شمر جلو دارش نمیشود · هیرود
herodotus هردوت · هرودوت
heroes گردان
heroic شعر حماسی · کاوه · حماسه · دلیر · نیو
heroically قہرمانانه · پہلوانانه · دلیرانه · رستمانه
heroin هروئین · هرويين
heroine شیرزن · پهلوان
heroism شجاعت اخلاقی · قہرمانی · کند آوری · یلی · رستمی · قهرمانی
heron حقار · حواصل · ماهیخوار · هوقار · حواصیل · مرغ حق
herons حواصیلها · بوبولكوس ايبيس · نيكتيكوراكس نيكتيكوراكس
heroísmo آنگرا دو هروئیسمو
herpes تب خال · تبخال · زونا · قوباء · آتش پارسی · سيتومگالوويروس
herpestes هرپستس · خدنگها
herpesviridae سيتومگالوويروس · هرپتوويريده · هرپسويروسها · هرپسویریده · ويروس اردكمرگي · ويروس هرپس سيمپلكس
herpesvirus هرپسويروس طیور · هرپسویروس اسبی · هرپسویروس بزی · هرپسویروس بوقلمون · هرپسویروس خوکی · هرپسویروس سگی
herpetology خزندهشناسی
herpetoviridae سيتومگالوويروس · هرپتوويريده · هرپسويروسها · هرپسویریده · ويروس اردكمرگي · ويروس هرپس سيمپلكس
herpotrichoides سركوسپورلا هرپوتريكوييدس · پسودوسرکوسپورلا هرپوتریکوییدس
herrenvolk نژاد برتر
herring شاه ماهی · شگماهي درياچهاي · شگماهي پشتكبود · ماهی دودی · ماهی سفید · شاهماهی آمریکایی
herrings شاهماهیان · شاهماهیان گرد · شاهماهيان دريايي · ماهي ساردين
herschel ویلیام هرشل
herself خودش
hersh سیمور هرش
hership غارت کردن
hershko افرام هرشکو
hertz هاینریش هرتز · هرتز
hervey جزاير هاروي · جزایر کوک
herzegovina بوسنی هرزگووین · بوسنی و هرزهگوین · بوسنی و هرزگوین · جمهوري بوسني و هرزهگوين · هرزهگوين · هرسك
herzl تئودور هرتسل
hesa آذرخش
hesen حسن زیرک
heshvan حشوان · مرحشوان
hesitance درنگ
hesitancy عدم تمایل · درنگ · اکراه · بی میلی
hesitant مشكوك
hesitate بی میل بودن · لكنت داشتن · مردد بودن · مولیدن · معطل ماندن · یکدل و دو دل بودن
hesitating دلدل کنان · مردد
hesitatingly اندیدن
hesitation تامل · حرکت نوسانی · تأمل · تأنی · عدم تمایل · دو دلی
hesper ستارۀ مغرب
hesperides هسپریدس
hesperidin آپيژنین · ايزوفلاونها · بيوفلاونوييدها · سيليمارين · فرمونونتين · فلاونها
hesperidum کوکوس هسپریدوم
hesperiidae فردوسبیدان
hesperus عطارد · لیگوس هسپروس · برجیس · ناهی
hessaby محمود حسابی
hesse ایالت هس · هرمان هسه · هسن
hessian فيتوفاكا دستروكتور · مایهتیولا دستروکتور · مگسهای گندمخوار
hestia هستیا
hestitating متذبذب
heston چارلتون هستون
heterakidae هتراکیده
heterakis هتراکیس · هتراکیس گالیناروم
heterobasidion هتروبازیدیون · هتروبازیدیون آنوسوم · فومس آنوسوس
heterobranchus هتروبرانکوس
heterocampa هتروکامپا
heterochromatin ناجورکروماتین · هتروکروماتین
heterochromosomes كروموزومهاي غير جنسي · ناجوركروموزومها · کروموزومها
heterochthonous خارجه
heterocyclic ترکیبات ناجورحلقه · ترکیبات هتروسیکلیک
heterodera نماتود كيست سويا · هترودرا · هترودرا آونائه · هترودرا تریفولیای · هترودرا شاکتیای · هترودرا کاروتائه
heteroderidae هترودریده
heterodoxy مسلک خاص · ارتداد · الحاد · کفر
heterogeneity تنوع · ناهمگني ژنتيكي · گوناگوني ژنتيكي در گونه · گوناگوني ژني · گوناگونی · گوناگونی ژنتیکی
heterogeneous مختلف الجنس · ناهمگن · متباین · ناجور
heterogenous ناهمگن · متباین
heterologous ايمنسازي فعال · ايمنسازي متقاطع · ایمنسازی هترولوگوس · ایمنیانگیختگی اختصاصی پادگن · تحريك ايمني اختصاصي · تقويت ايمني اختصاصي
heteromorphic مختلف الشکل
heteronomy دگرمختاری
heteronychus هترونیکوس · هترونیکوس آراتور
heteropeza هتروپزا
heterophyidae هتروفیایده
heterophylla آروكاريا اكسلسا · آروکاریا هتروفیلا · تاببوییا هتروفیلا · تسوگا هتروفیلا · شوكران غربي
heterophyllus آرتوكارپوس انتگرا · آرتوكارپوس انتگريفوليا · آرتوکارپوس هتروفیلوس
heteropneustes هتروپنوستس
heteropogon نيزهعلف · هتروپوگون · هتروپوگون کونتورتوس
heteropsylla هتروپسیلا · هتروپسیلا کوبانا
heteroptera ساسها · ناجوربالان · ناجوربالیان · هتروپترا
heterorhabditidae هترورابدیتیده
heterorhabditis هترورابدیتیس · هترورابدیتیس باکتریوفورا · هترورابدیتیس هلیوتیدیس
heterosexual دگرجنسگرا · هتروسکسوئل
heterosexuality بازتاب فحلي · دگرجنسخواهی · دگرجنسگرایی · دگرخواهی جنسی · رفتار جفتگيری · رفتار فحلي
heterosides هتروزيدها · گلیکوزیدها
heterosis بنیه دورگه · دورگه نیرومند · دگرینگی · زادگیری دگرینگی · هتروزیس
heterosporium هتروسپوريوم · کلادوسپوریوم
heterostrophus بيپولاريس مايديس · دركسلرا مايديس · هلمينتوسپوريوم مايديس · کوکلیوبولوس هتروستروفوس
heterotis هتروتیس
heterotrophy تغذیۀ غیر طیبعی
heterozygotes ناجورتخمها · هتروزیگوتها
hetfield جیمز هتفیلد
hetiotrope گل آفتاب گردان · گل آفتاب پرست
heuristic اکتشافی · کشف کننده
hevea كائوچوی پارا · هوهآ · هوهآ برازیلیانسیس · کائوچوی بالاتا · کائوچوی طبيعي · کائوچوی هوهآ
hewer قطع کننده
hewn تراشیده
hex مسحور شدن · افسون کردن · جادوگر
hexachlor بنزن هگزاكلريد · هگزاكلر · هگزاكلران · هگزاكلروبنزن · هگزاكلروسيكلوهگزان
hexachloran بنزن هگزاكلريد · هگزاكلر · هگزاكلران · هگزاكلروبنزن · هگزاكلروسيكلوهگزان
hexachloride بنزن هگزاكلريد · هگزاكلر · هگزاكلران · هگزاكلروبنزن · هگزاكلروسيكلوهگزان
hexachlorobenzene بنزن هگزاكلريد · هگزاكلر · هگزاكلران · هگزاكلروبنزن · هگزاكلروسيكلوهگزان
hexachlorocyclohexane بنزن هگزاكلريد · هگزاكلر · هگزاكلران · هگزاكلروبنزن · هگزاكلروسيكلوهگزان
hexaconazole هگزاکنازول
hexacosanoic سروتیک اسید
hexadecanoic اسید پالميتيك · هگزادكانوييك اسيد · پالمیتیک اسید
hexadic شش تایی
hexagon سداسی الاضلاع · شش ضلعی · شش گوش · شش گوشه · ششگوش · ششگوشه
hexagonal شش طرفی · شش جہت · شش ضلعی · ششگوش · ششگوشه
hexahedral شش سطحی
hexahedron سداسی الوجوه · شش وجهی · شش سطحی
hexamerous سداسی
hexametric شش وتدی · سداسی
hexanchiformes ششکمانیان · هگزانکیفورمس
hexanchus هگزانکوس
hexanoic هگزانوییک اسید · اسید هگزانوييك · ايزوكاپروييك اسيد · كاپروييك اسيد · هگزانوئیک اسید
hexapetalus آرتابوتريس اودوراتيسيموس · آرتابوتريس اونسيناتوس · آرتابوتریس هگزاپتالوس
hexaphosphate اسيد فيتيك · اسید فيتيك · اينوزيتول هگزوفسفات · فیتیک اسید
hexaploids هگزاپلوييدها · هگزاپلوییدی
hexaploidy هگزاپلوییدی · هگزاپلوييدها
hexapod شش پا
hexastichum هوردئوم ديستيكوم · هوردئوم ساتيووم · هوردئوم هگزاستيكوم · هوردئوم ولگار
hexazinone هگزازینون
hexitols هگزيتولها · پليالكلها · پليهيدريك الكلها · پلیالها
hexokinase هگزوکیناز
hexosamines استيلگلوكوزآمين · اوسامين · قندهای آمینه · قندهای آمینو · هگزوزآمينها · گالاكتوزآمين
hexoses تريوزها · هگزوزها · پنتوزها · مونوساکاریدها
hey هلا · برگردد رنگت · هی
heydar حیدر بابایه سلام · حیدر علی اف · حیدر یغما · حیدرقلی
heydarieh تربت حیدریه
heyday ریعان جوانی · ریعان شباب · به به · شکوفه
heydrich رینهارد هایدریش
hezbollah انصار حزبالله · حزبالله لبنان
hezekiel حزقیل
hg اینچ جیوه · جیوه · صد گرم · میلیمتر جیوه
hhdn آلدرین
hi سلام · درود · هالو
hiatus وقفه
hibernal زمستانی
hibernate بیهوشی موقت · خواب زمستانی · هایبرنیت
hibernation زمستان خوابی · زمستانخوابی · زمستانگذرانی طبیعی · پاک کننده پرونده نیمه فعال
hibernian ایرلندی
hibiscus ترشك جاماييكايي · جنس بامیه · كنف دكن · هیبیسلوس روستلاتوس · هیبیسکوس · هیبیسکوس اسکوآموسوس
hicap هایکپ
hiccough اسکرك · سکسکه · سکسکه کردن · هكہك · هكہك كردن · فواق
hiccoughing سکسکه · فواق
hiccup هکه · هکک · سکسکه · سکسکه کردن · فواق
hich سروش لشگری
hick جان هیک · نفهم · برزگر
hickeli آبيس هيكهلي · آبیس رلیژیوزا · نراد مقدس
hickories جنس گردوی گرمسیری · گردوي آمريكايي · کاریا
hicoriae اوتترانيكوس هيكوريه · اوتترانیکوس هیکوریائه
hid تواری · مکنوز · نہان · نہفته · خزیده · متواری
hidalgo هیدالگو
hidden راز نہفته · راز پنہان · متن پنهان · مضمر · مکنون · مکنونات
hide عقابین · ناپدید کردن · نهفتن · پنہان شدن · اخفاء کردن · جانوران تولیدکننده پوست
hideaway نهانگاه
hidebound سنت گرای · کوته نظر · اهل سنت
hidedresser پوست تراش
hideki هیدکی یوکاوا
hideous استنبه · بد هیئت · ستنبه · کراهت انگیز · کریه المنظر · زشت
hideousness فظاعت · قباحت · کراهت منظر · قبح
hideout نهانگاه
hides پوستها · چرمها و پوستها
hiding اضمار · خسف · کتمان
hidrosis تعرق غیر طبیعی · تعریق · عرق بدن · عرق ریزی · کارسخت
hie زود رفتن
hiemalis بگونیا هیمالیس · موکور هیمالیس
hierarch اسقف بزرگ · رئیس روحانی · کشیش ارشد · شیخ · کشیش اعظم · سرپرست
hierarchical فهرست هرمی
hierarchy سلسله شبههمگاه رقمی · سلسله مراتب · سلسلۀ مراتب · گروه فرشتگان نه گانه · سلسله
hieratic کاهنی مصری
hieroglyph حروف تصویری · خط صورتی یا تصویری · خط هیروگلیف
hieroglyphic حروف تصویری · خط هیروگلیف
hieroglyphs هیروگلیف آناتولی · هیروگلیف مایایی · هیروگلیف مصری
hieroglyphus هیروگلیفوس
hieroxestidae هیدوکسستیده
higest بالانشین
higginbotham جوان هیگینبوتهام
higgle چانه زدن
higgs بوزون هیگز
high آلمانی علیای باستان · آلمانی علیای سوئیس · آلمانی علیای میانه · آلمانی معیار سوئیس · آلمانی معیار میانه · ارقام پرمحصول
highball قطار سریع السیر
highbinder بپا
highbrow عالم ودانشمند
highbrowed عالم ودانشمند
highbush زغالاخته آبي بوتهبلند · زغالاخته آبي بوتهكوتاه · زغالاخته آبي چشمخرگوشی · زغالاختهها · سياهكيلهها
highchair صندلی
higher آموزش عالی · ارفع · استیناف دادن · دانشگاه علمی آزاد · هیربد · اعلی
highest احترامات فائقه را نقدیم میدارد · اعلی علیین · حائز خدا کثر مزایده شدن · علیون · علیین · ارفع
highgate گورستان هایگیت
highjacker دزد سرگردنه
highland دور از دریا
highlander جبلی
highlands جبل · زمینهای مرتفع · تپهها · درههاي مرتفع · كوهها · كوهپايهها
highlife ولخرجی · اسراف
highlight پررنگ · اطمینان دادن به · برجسته کردن · تاكيد كردن · روشن
highly بزرك زاده · عجب کردن · تعریف
highmost اعلی علیین
highness بسمع مبار کش نرسیده است · جناب اشرف · علویت · والا حضرت · والاحضرت · حضرت
highschool مدرسه متوسطه · دبیرستان
hight گفته شدن
hightail گم شدن
hightoned بلند آواز
highwater روز جشن · مد دریا
highway بزرگراه · بزرگراه گمشده · راه بریدن · راه بند · راه زدن · راه شوسه
highwayman سالوك · دزد سرگردنه
highways طرق وشواری
hijab حجاب
hijacker دزد سرگردنه
hijra هیجرا · هجرت
hiker ولگرد
hikmet ناظم حکمت
hilare آکروسترنوم هیلاره
hilarious خنده دار · مضحک
hilariousness سرگرمي
hilarity سرگرمي · شادی و نشاط · شوق وشعف · نشئه · کامیابی
hilarius هیلاریوس
hilary هیلاری داف · هیلاری سوانک
hilbert داوید هیلبرت
hiligaynon هیلیگاینونی · هیلیگاینونی
hill اکمه · تپه · جو هیل · خاکهای تپهای · ریچموند هیل · سایپرس هیل
hillary ادموند هیلاری · هیلاری · هیلاری کلینتون
hilling کپهکاری · خاكدادن پاي گياه
hillock بردنك · برندك · هذلول · اکمه · تپه کوچک · نوک تپه
hills آگورا هیلز · بورلی هیلز · دور شدن از · تپهها · درههاي مرتفع · زمینهای مرتفع
hillside دامنه کوه
hillsides زمین شیبدار
hilltop قله
hilly تپه دار · تپه ماهور · کوهسار
hilo علف گاوي · پاسپالوم کونژوگاتوم
hilsa هیلسا
hilsah هیلسا
hilt دسته شمشیر · دستۀ خنجر · قبضة · قبضه · شوشکه
hilton پاریس هیلتون
him از او خوشم نمیاید · از کسی حساب بردن · ازاو بمن فیض رسید · الصبر مفتاح الفرج · او بامن خوب است · او حق بگردن من دارد
himachal هیماچال پرادش
himachali هیماچالی
himalaya هيماليا · هیمالایا · منطقه هیمالیایی
himalayan منطقه هیمالیایی · هيماليا · درخت ارز · سدر لبناني · سدر لبنانی · سدروس لیبانی
himalayas هیمالیا
himmler هاینریش هیملر
himself حرفش دو تاشد · خودش رقت · خیال اورا برداشته است · خیال برش داشته است · خودش · سوگند شکن
himyar حمیر
hinayana هینهیانه
hind عقبی · هاکر هایند · جفتك انداختن · جفتك زدن · مؤخره · گوزن ماده
hinder جلوگيرى کردن · دشوار کردن · عایق شدن · متعرض شدن · معارض شدن · معترض بودن
hinderance بازماندگی · بازدارنده · مانع شونده · پاگیری · امتناع · منع کننده
hindered باز ماندن · باز ماندگی · پا بست
hinderer برکم
hindering حاجز · حجب · عوق · مزاحمت · کارشکنی · مزاحم
hindermost عقب ترین · دورترین
hindhead قمحدوه
hindi فیجی هندی · هندى · هندی · هندی فیجیایی
hindmost عقب ترین · دورترین
hindquarters ترک اسب · خناق
hindrance عائق · پا گیر · بدون مزاحمت · بلا مزاحمت · عایقه · عوق
hindu جات · هندو · هندوکش
hinduism آئین هندو · هندوئیسم · هندوگرایی · هندوییسم
hindustan هندوستان
hindustani هندوستانی
hinge لولا · محور · مفصل · پلک چشم · پلک
hinnies استرها
hinny قاطر پوزکی
hint اندازه کم · مقدار کم · نمار · ایماء · رنگ کم · ایما
hinted مرموز
hinterland مناطق داخلی کشور
hints رموز
hip تہیگاه · خفچه · دشرویش لگن · دیسپلازی هیپ · جنس رز · جنس نسترن
hipbone استخوان لگن خاصره
hiperman هایپرمن
hipogaea آراشیس هیپوژئا
hipparchus جغرافيدان
hippeastrum هیپئاستروم
hippelates هیپلاتس
hippie علاقمندی غیرعقلا
hippo آگوستین قدیس · اسب آبی · کرگدن
hippobosca خرمگس · سگمگسان · ليپوپتنا · مگسهاي شپشي · هيپوبوسكا · پسودولنكيا
hippoboscidae سگمگسان · ليپوپتنا · مگسهاي شپشي · هيپوبوسكا · پسودولنكيا
hippocampus اسبهاي دريايي · هیپوکامپوس
hippocastanaceae اسببلوطیان · هیپوکاستاناسه
hippocastanum اسکولوس هیپوکاستانوم · شادار · شاهبلوط اسبي
hippocrateaceae تیره شمشاد · تیره گوشوارک · سلاستراسه · شمشادیان · هيپوكراتئاسه
hippocrates بغراط · بقراط
hippocratic بقراطی
hippocratism طب بقراطی
hippodamia هیپودامیا · هیپودامیا کونورژنس
hippodrome اسپریس · مضمار · میدان اسب دوانی · اسپرز · اسپرس
hippoglossoides هیپوگلوسوییدس
hippoglossus هیپوگلوسوس
hippophae سنجد تلخ · هیپوفائه
hippopotamus اسب آبی · کرگدن
hippopotamuses هیپوپوتاموسها
hippospongia هیپوسپونژیا
hippuridaceae هیپوریداسه
hippy علاقمندی غیرعقلا
hips قطن
hira غار حرا
hirae آنتروکوکوس هیرائه
hiragana هیراگانا
hirah نعمان
hiram عملیات حیرام · هیرام بینگهام
hirame پارالیکتیس اولیواسئوس
hiratsuka جاپان · ژاپن
hircine بزمانند · بزی
hircus كاپرا هيركوس · بزها
hire اجیری · خرید اقساطی · مزدور کردن · کرایه ای · اجاره · اجیر کردن
hired اجیر · اجیرانه · مزدور شدن · مطرب · نواحه · نوحه گر
hireling بازنشسته · مزدور · اجیر
hirer مستأجر · مكاری
hiri موتویی هیری · هیری موتو
hiring استیجار
hirneola اوریکولاریا · هيرنئولا
hiroshima استان هیروشیما · هیروشیما
hirschioporus هیرشیوپوروس
hirschmanniella هیرشمانیلا · هیرشمانیلا اوریزائه
hirsi آیان حرصی علی
hirst دیمین هرست
hirsuta آلنوس هیرسوتا · ماشک معمولی · ویسیا هیرسوتا · دوليكوس ژاپونيكوس · پوراريا لوباتا · پوكسينيا هيرسوتا
hirsute کرکین
hirsutella هیرسوتلا · هیرسوتلا تومپسونیای
hirsutum لیکوپرسیکون هیرسوتوم · گوسیپیوم هیرسوتوم
hirsutus اليونوروس هيرسوتوس · لازیوروس هیرسوتوس
hirtellum ریبس هیرتلوم · سفرس
hirtum تریفولیوم هیرتوم · تريفوليوم هيسپيدوم · شبدر مودار · شبدر گل سرخ
hirudina ديوهها · زالوها · زالوییان
hirudinea ديوهها · زالوها · زالوییان
hirudinean زالو
his امیدش برآمد · امیدش نا امید شد · با کسی طرف شدن · بجہت خاطر او · بذاته · برای سرش گشاد است
hispaniola جزیره هیسپانیولا
hispid مودار
hispida بنينكاسا سريفرا · بنینکاسا هیسپیدا · دیوسکورئا هیسپیدا · كدوي سفيد · كدوي مومي · یام تلخ آسیایی
hispidulus سیتونا هیسپیدولوس
hispidum تريفوليوم هيسپيدوم · تریفولیوم هیرتوم · شبدر مودار · شبدر گل سرخ
hiss صدای مار · فیش کردن · هو کردن · فیش · اظهار تنفر · فش فش
hissing فش فش
hist خاموش
histamine هیستامین
histeridae بازیگرسوسکان · هیستریده
histidine هیستیدین
histocompatibility سازگاری بافتی · سيستم سازگاري بافتي ماژور · کمپلکس سازگاری بافتی ماژور
histocytological تحلیل بافتسلولشناختی · تحليل سلولشناختي
histologists بافتشناسان · زیستشناسان · كالبدشناسان
histology بافتشناسي جانوري · بافتشناسي گياهي · بافتشناسی · بافتهای جانوری · بافتهای گیاهی
histomonas هیستوموناس
histone هیستون
histones هیستونها
histopathology بافتآسیبشناسی · هیستوپاتولوژی
histophilus هموفیلوس سومنوس · هيستوفيلوس اويس
histoplasma هیستوپلاسما
historian بیہقی · تاریخ نویس · تاریخدان · تاریخ دان · راوی · مورخ
historians خداوندان اخبار
historical آثار تاریخی · تاریخی · جنبههاي تاريخي · نقلی · تاریخ · چامه
historioghrapher وقایع نگاری
historiographer تاریخدان · وقایع نویس · وقایع نگار · تاریخ نویس · مورخ
history باستان نامه · تاريخ مصر عربی · تاریخ · تاریخ آلاسکا · تاریخ اردن · تاریخ اروپا
histosols هیستوسولها
histrion بازیگر · هنرپیشه
histrionic مربوط به نمایش
histrionics اجرا نمایش · ظاهرسازی · تئاتری · نمایش
hit تیرخورده · تاثير · دارت · تبرش بسنك خورد · ذبح کردن · مصاب
hitch شلوار بالا کشیدن · سربازگیری · سکته داشتن · مانع حرکت شدن · بازماندگی · لنگی
hitchcock آلفرد هیچکاک
hitched قرین شدن · عروسی کردن
hitchens کریستوفر هیچنز
hitches قلابهای مالبندی
hitchhike اتواستپ کردن
hither این سو · بدین سو · اینجا
hithertofore تابحال
hitler آدولف هیتلر · آلویس هیتلر · آنگلا هیتلر · مرگ هیتلر · هیتلر · ویلیام پاتریک هیتلر
hitman دزد مسلح · تفنگدار
hitting خازق
hittite زبان هیتی · هیتی
hiv اچآیوی · ویروس نقص ایمنی اکتسابی · ايدز · عفونتهاي ويروس كمبود ايمني انسان · ویروس کمبود ایمنی انسانی
hive تجهیزات کندو · شيرههاي شان عسل · فراوردههای کندو · كندوداري · مدیریت کندو · ذخیره کردن
hives کندوها · کهیر · زنبورستان · كندوهاي حصيري · كندوهاي زنبور · خارش
hiving مهاجرتهاي دسته زنبور · گلههاي زنبور · حرکت دستهجمعی · كندوداري · مدیریت کندو
hl هکتولیتر · صد لیتر
hm صد متر
hmf هيدروكسيمتيلفورفورال
hmong همونگ
ho شهر هوشیمین · مین فونگ هو · هو شی مین · هوشیمینسیتی · روسپی
hoagie زیر دریایی · هواپیمای بمب افکن
hoagy هوگی کارمایکل · زیر دریایی · هواپیمای بمب افکن
hoar سرما ریزه · موسفید
hoard احتکار کردن · گنج · انباشتن · ذخیره کردن · اندوخته · انبار کردن
hoarded اندوخته
hoarder محتکر
hoarding اذخار · تمول · احتکار
hoarfrost ژاله
hoariness سفید مویی
hoarse صدای گرفته
hoarseness باز شدن صدا · گرفتگی صدا
hoary سفید · سفید مو
hoax فن
hoaxer شیاد
hob جنی · وصله
hobbes توماس هابز
hobble مانع حرکت شدن · کلاف کردن · سکته داشتن · کلاف · بخو · زنجیر
hobbler لنگ
hobblingly سیخ سیخ
hobby مرکز هنرهای نمایشی هابی · کار ذوقی · کار تفریحی · اسب چوبی · ترمتای · کار جزیی
hobbyhorse اسب چوبی · کار تفریحی · کار ذوقی
hobgoblin جنی · لولو
hobnail میخ نعل
hoc روبه جلو · شبکه ویژه · ویژه · پس از این
hoceima حسیمه
hock اوفه · ختمی · مفاصل خرکوشی · پشت زانو · رهن دادن
hockey فدراسیون بینالمللی هاکی روی یخ · لیگ ملی هاکی · هاکی · هاکی روی چمن · هاکی روی یخ · چوگان بازی
hockle بزاق
hod ناوه · هد هشارون · جازغالی
hodgepodge درهم آمیختگی · مرصع · خرت و پرت
hodja خواجه
hodman ناوه کش
hodotermes هودوترمس
hodotermitidae هودوترمیتیده
hoe بن کن · کج بیل · بیل زدن · بیل
hoeing کجبیلزنی
hoes کجبیلها · تجهیزات کنترل علف هرز · كجبيلهاي وجينكردن · وجينكنها
hoeveni لپتوباربوس هوهنی
hoferi ایکتیوفونوس هوفری
hoffman داستین هافمن · شیعه
hoffmann ارنست هوفمان · فلیکس هوفمن
hofstra دانشگاه هوفسترا
hog خوك · خوک پرواری · تب خوكی كلاسيك · وبای خوکی · ويروس تب خوكی كلاسيك · ويروس وباي خوك
hogback سوار
hogeschool آموزشگاه · دانشكده · کالج
hogfish ماهي تاتوگ · ماهي كونر · ماهي پوزهخوكي · ماهیان راس
hogg خوک پرواری · گراز · خوک
hogget خوک پرواری · گراز · خوک
hoggets قوچهای اخته
hoggs میشها · قوچهای اخته
hogs خوكهاي ريزمونه · سنجابها · خوک
hogwarts هاگوارتز
hogwash حرف چرند
hohenstaufen اشتاوفر
hoi قوم · مردم
hoist بیرق بلند کردن · علم برافراشتن · علم برکشیدن · عمل بالا بردن · عمل کشیدن · هچ کردن
hojjatieh حجتیه
hokey ساختگی
hokkaido هوکایدو
hokkaidō هوکایدو
hokum خارج از منطق
hokusai هوکوسای
holarctic منطقه تمامشمالگانی
holcus هولکوس · هولکوس لاناتوس
hold احترام کسی را نگاهداشتن · اطناب كردن · امانت نگهداشتن · باز گرفتن · جلسه کردن · جلو خرج را کرفتن
holden هولدن کالفیلد
holder شمعدان · مارافسای · کنتور گاز · دارنده · کشتی کوچک
holding استسناد · حائز · در گفتگو · دو زن دست در دست · دو مرد دست در دست · شرکت مرکزی
holdings علاقجات
holds برات دار · مستعصم
hole انجیردن · ثقبة · ثقبه · زندان تاریک · سوراخ · سوراخ روباه
holes غربالیها · مسام · مسامات · خروق · سوراخ دار · سوراخ سوراخ
holi هولی
holiday بیلی هالیدی · تعطیل · ده روز مرخصی · روز تعطیل · مرخصی · مرخصی گرفتن
holidaymaker جهانگرد · مسافر
holidays گذران تعطیلات در مزرعه · حنوکا
holies قدس الاقداس
holiness تقدس بخراج دادن · قداست · قدسیت · قدوسیت · تقدس · قدس
holing سوراخکن
holl استیون هال
holla هلا
holland زنو · هلند نو · هلند · فلمنك · اوتركت · اوريجسل
hollands زنو
hollensis کولیکوییدس هولنسیس
holler عربده · نعره کشیدن
hollies ایلکس · درختان راج
hollo هلا · جیغ زدن · نعره کشیدن
hollow اجوف · اسلیپی هالو · توخالی · توپر · غرو · میان تہی
hollowbrained کله پوك
hollowing تجویف
hollowness پوکی · عدم صمیمیت
holly بادی هالی · خاس · راج · ایلکس اکوییفولیوم · بلوط سبز · جنس بلوط همیشهسبز
hollyhock ختمی درختی
hollyrock گل خطمی فرنگی
hollywood هاليوود · هالیوود · پیادهروی شهرت هالیوود · کانادا
holm سندیان · راج
holmes ادوین هولمز · الیور وندل هلمز · شرلوک هولمز · کیتی هلمز
holmii تورولوپسیس هولمیای · كانديدا هولمياي
holmium هولمیم · هولمیوم
holocaust انکار هولوکاست · قتل عام · هولوکاست · کشتار همگانی
holocene هولوسین
holocephali خرگوشماهي · شيمراها · شیمریفورمس · ماهيان هامسر · موشماهي · کیمریفورمس
holocyclus ایگزودس هولوسیکلوس
holodeck تحصیل · آموزش
hologram سند اصیل
holograph سند اصیل · نسخه خطی · کتاب خطی · دستخط · نوشته
holography تمامنگاری
holophytic همجنس خوار
holosericea آکاسیا هولوسریسئا
holothurian حلزون دریایی
holothurians بش دمر · درياخيارسانان · خیارسانان دریایی
holothuroidea دریاخیارسانان
holotrichia ايزوتريكا · تتراهيمنا · داسيتريكا · هولوتریکیا
holotype نمونه شاخص
holozoic بیگانه خوار
holster جلد هفت تير · جلد · قبل
holy آل عبا · اسپنتا · اماکن متبرکه · اماکن مقدسه · امپراتوری مقدس روم · امپراطوری مقدس روم
homa هما ارجمند
homage زمین بوس · تعظیم کردن · خسروپرست · کرنش کردن · تعظیم · کرنش
homam همام تبریزی
homarus هوماروس
homayoun داریوش همایون
home اقتصاد خانواده · امور داخلی · برگه نخست · تریلی · جایگاه حیوانات · حضر
homearrest نظربندی
homecoming عازم میهن · ورود به خانه
homeland میهن · وزارت امنیت داخلی ایالات متحده آمریکا · وطن · زادبوم · مادر میهن · کشور اصلی
homeless بی آشیان · بی خانمان · بی خانه · بی سامان · بی ماوی ـ بی ماوا · بیخانمان
homelessness بی سامانی · دربدری
homelike خودمانی · خانگی
homely بی آلایش · خودمانی · خانگی
homemade خانه بافت · خانگی
homemaker كدبانو
homeoboxes جورجعبهها · هومئوباکسها
homeopathy تداوی بمثل · جوردرمانی · علاج بمثل · مشابهدرماني · معالجه بمثل · همسان درمانی
homeostasis همایستایی · هومئوستاز
homeothermy اتلاف گرماي موجودات زنده · تعادل گرمايي بدن · تنظيم دماي بدن · توليد گرماي فيزيولوژيكي · عرقكردن · گرمازايي
homeotic جهش هومئوتیک · ژنهای هومئوتیک
homeowner مالک خانه
homer هومر · کبوتر جلد
homeroom کلاس درس · کلاس
homes خانهها · اقامتگاهها · خانوارها · خانهسازی
homesick دلتنگ برای وطن
homesickness دلتنگی برای وطن · دلتنگی
hometown دز · شارستان · شهرستان · زادگاه · شهر
homework تکلیف خانه · مدرسه مقدماتی · مشق
homey خودمانی
homeyra حمیرا
homicide آدم کش · مردم کش · مردم کشی · قتل
homily موعظه
hominian جنس انسان
hominid جنس انسان
hominis درماتوبیا هومینیس
hominivorax کوکلیومیا هومینیوراکس
hominy اش ترخنه دوغ · تر خنه دوغ
hommos خاک درخت
homo ادم · انسانها · موجودات انساني · هومو ساپيانس · انسانی · آدمیزاد
homocentric متحد المرکز · هم مرکز
homochromatic همرنگ · یکرنگ · تک رنگ
homocysteine هوموسیستئین
homoeocarpa اسکلروتینیا هومئوکارپا
homoeopathy جوردرمانی · مشابهدرماني · همسان درمانی · همساندرمانی · هومئوپاتی
homoeosoma هومئوسوما · هومئوسوما الکتلوم · هومئوسوما نبوللوم
homoerotic همجنسباز
homoeroticism غرابت
homogencity تجانس
homogeneity هم جنسی · همجنسی · جنسیت
homogeneous یك جور · تجنیس · همجنس
homogeneousness هم جنسی · همجنسی
homogenization هموژنیزهشدن · همگنسازی
homogenized شیر هموژنیزه · شیر همگنشده
homologise برابر شدن با · مطابق شدن
homologize برابر شدن با · مطابق شدن
homologous متشابه
homona هومونا
homonym متشابه · همنام
homonymous همنام
homonymy تجنیس
homophile همجنسباز · انسان
homophobia هوموفوبیا
homophonous هم صدا
homoptera همبالان · همبالیان · هوموپترا
homopteran هم بال
homopterous هم بال
homoserine آمينواسيدها · آمینو اسیدها · هوموسرين · اسیدهای آمینه
homosexual همجنسگرا · هموسکسوئل · کونی · مفعول · خراب
homosexualism غرابت
homosexuality همجنسگرایی · بازتاب فحلي · دگرجنسخواهی · دگرخواهی جنسی · رفتار جفتگيری · رفتار فحلي
homothermy اتلاف گرماي موجودات زنده · تعادل گرمايي بدن · تنظيم دماي بدن · توليد گرماي فيزيولوژيكي · عرقكردن · گرمازايي
homotonous هم صدا
homozygotes جورتخمها · هوموزیگوتها
homs حمص
homy خودمانی
honan هینان
honarmand محمدرضا هنرمند
honcho سرکارگر · شخص مهم
honckenya کلاپرتونیا
honda هوندا
hondo پیسئا جزنسیس
honduran لمپیرای هندوراس
honduras جمهوري هندوراس · حزب کمونیست هندوراس · هاندوراس · هندوراس · بلیز · هندوراس بريتانيایی
hone تیغ تیز کن · عالی ساختن · تکمیل کردن
honecker اریخ هونکر
hones متدین
honest با دیانت · درست کردار · درستکار · درستکارانه · راستان · راستکار
honestly پاك رو · درستکارانه · والله · منصفانه
honestness دیانت · درستکاری
honesty بار کج بمنزل نمبر سد · تا مار راست نشود توی سوراخ نمیرود · درستکاری · دیانت · راستکاری · صحت عمل
honey انگبین · انگبینه · انگوین · تولید عسل · زنبورهاي عسل نر · زنبورهای عسل
honeybee زنبور عسل · زهر زنبور عسل · زهرهاي زنبور · پرگنههاي زنبور عسل · پرگنههای زنبور · کلنیهای زنبور
honeybees زنبورهای عسل
honeyberry داغداغان
honeycomb سانۀ عسل · سعفۀ شہدیه · شان · شان عسل · شعفۀ شہدیه · شہددان
honeycombs شانهای عسل · شانهاي عسل آغازگر · شانههاي عسل · لانههاي زنبور · ورقهاي موم
honeydew عسلک
honeyed شہد آمیز · شہد دار · معسل · عسلی · شکری
honeylike عسلی
honeylocust ليلكي · گلديشيا · گلدیتزیا
honeymoon ماه عسل · ماه عسل رفتن
honeymooner تازه ازدواج کرده · تازه داماد
honeysuckle پیچ امین الدوله · لونیسرا · پيچ امينالدوله
hong دلار هنگکنگ · هنگ کنگ · هنگکنگ · هنگکنگ · وقت تابستانی هنگکنگ · وقت عادی هنگکنگ
honiara هونیارا
honk جار زدن · قی کردن
honkey مایل به سفید
honkie مایل به سفید
honky مایل به سفید
honkytonk شیرجه
honolulu هونولولو
honor احترام کردن به · تشرف حاصل کردن · تفخیم · توقیر · توقیر کردن · خلعت
honorable آقابان عظام · باآبرو · تنویه · ذوالاحترام · ذکر · ذی عزت
honorably محترمانه · تنویه
honorarium حق الزحمه · حق القدم · حق الوکاله
honorary افتخاری · جایزه اسکار افتخاری · شهروند افتخاری ایالات متحده آمریکا · فخری · سراپا
honored تشرف · شرفیاب · مرجب · تشرف حاصل کردن · شرفناڭ · مفخر
honorific افتخار آمیز · تجلیلی · توقیری
honoring تبجیل · تشریف · معز · تفضل
honorius هونوریوس
honoré انوره دو بالزاک
honour احترام کردن · احترام گزاردن · اعزاز · اکرام · اکرام نمودن · بافتخار
honourable با افتخار · کمپانی هند شرقی بریتانیا · اماجد · اکرم · بزرگوار
honouring اعظام · اعزاز · اکرام
honrse خرخری
honshū هونشو
hood رابینهود · شنل قرمزی · طیلسان · کاپشن · باشلق · برکی
hooded تاجدار
hoodoo افسونگر · جادوگری · بت
hoodwink برف باریدن
hooey حرف مزخرف · حرف توخالی · چرت و پرت
hoof سم · سپل · ظلف · پای کوبیدن · کفرگ زدن · کفشك
hoofed سم دار
hook آکج · به قلاب انداختن · به قلاب وصل كردن · جا لباسی · قزن قفلی · قلاب
hooka حقه
hookah قلیان · قلیون · نارگیله · نی پیچ · تنبوشه · غلیان
hookahsnake نی پیچ
hooke رابرت هوک
hooked قلابدار · میخ سرکج · قلاب مانند
hooker کلاهبردار
hooligan شخص خشن
hoop حلقه زدن به · آروکاریا کانینگهامیای · تنبور · چتبر · چنبر
hoopla زیر جلدی
hoopoe بوبو · تاج هد هد · شانه بسر · شانه سر · شانه سرك · شانهبسر
hoopoo شانه بسر · هدهد
hoops بازی بسکتبال
hooray مرحبا · هورا
hoori حورالعین · حوراء
hooshang هوشنگ سیحون
hoot بوق زدن · جیغ کشیدن · دادزدن · صدای جغد · هوکردن · هو
hooter سوت ماشین · هوچی · بوف · جغد
hooting هو
hooton جوزف تیلور
hoover هربرت هوور · جارو برقی
hooves سمها
hop خمل · رازک · لی لی کردن · شبدر رازكي · مدیکاگو لوپولینا · يونجه سياه
hopafully آرزو مندانه
hope امي · امید · امید بستن · امیدوار بودن · امیدواری · باب هپ
hopea هوپئا
hoped مرجو
hopeful امیدوار · حاجتمند · امیدوار بودن · آرزو خواه · نوید دهنده · آرزو مند
hopefulness آرزومندی · توقع
hopei هوپای · حبه
hopeless بیدرمان · بیدوا · لاعلاج · مأیوس کردن · ناامید · علاج ناپذیر
hopelessly ناامید
hopelessness نا امیدی
hopes باد سنج · خام طمعی · خیالات خام · ناامیدی · یاس · آمال
hoping ترجی · ارتجاء · رجاء
hopkins آنتونی هاپکینز · دانشگاه جانز هاپکینز · مریلند
hoplocampa هوپلوکامپا
hoplochelus هوپلوکلوس · هوپلوکلوس مارژینالیس
hoplolaimidae هوپلولایمیده
hoplolaimus هوپلولایموس · هوپلولایموس اندیکوس · هوپلولایموس کولومبوس · هوپلولایموس گالئاتوس · بازيرولايموس انديكوس · بازيرولايموس كولومبوس
hopper ناودان آسیاب · پایه گذار
hoppers زنجرههاي گياهي · فولگوروییدئا · درازدمیان · كفحشرات · كفخسترها
hopping لی لی · آبجوسازی · خيساندن مالت · مالتسازي
hopple کلاف کردن · کلاف
hops رازکها · رازک
hopscotch ریڭ قلعه · لیلی
hora پنزه
horace هوراس مککوی
horae هورای
horal ساعتی
horary ساعتی
horde ایل وتبار · گروه بیشمار · گروه
hordei پوکسینیا هوردهای · اوستيلاگو آونائه · اوستيلاگو تريتيسي · اوستيلاگو نودا · اوستيلاگو هوردهاي · اوستیلاگو سژتوم
hordein زئين · هوردئين · گليادين · پرولامینها
hordeiviruses هوردهایویروسها
hordeolum گل مژه
hordeum جنس جو · هوردئوم · هوردئوم اسپونتانئوم · هوردئوم ایرگولار · هوردئوم بولبوزوم · هوردئوم جوباتوم
horehound حشیشة الکلب
horenound فراسیون
horiana پوکسینیا هوریانا
horizon افق · افق حسی · افق رویداد · افق مرئی · حدود صلاحیت · خافق
horizons آفاق · ريختشناسي خاك · حافقان · خافقین · مشخصههای ریختشناختی خاک
horizontal افقی · بارفیکس · ترازی · خط افقی · سطح افقی · سیلوهای افقی
horizonte برزیل
hormisdas هورمیسداس
hormizd هرمز چهارم
hormonal کنترل هورمونی · تنظيم هورموني · كنترل درونريز
hormone آنالوگهای هورمون جواني · آنتاگونیستهای هورمون · سوماتوتروپين گاوي · همسانهای هورمون جوانی · هورمن · هورمون
hormones هورمون لاكتوژن جفتي · هورمونها · هورمونهاي آزادكننده هيپوتالاموسي · هورمونهاي بندپایان · هورمونهاي حشره · هورمونهای آدیپوکینتیک
hormozgān هرمزگان
hormuz تنگه هرمز · جزیره هرمز · هرمز
horn بورو · بوق · خامه زن · شاخ · شاخ آفریقا · شاخ زدن
hornbeam آگوش · کرزل · جنس اولس · جنس لور · جنس ممرز · ممرز
hornbill منقارشاخی
hornbills نوکشاخیها
horned شاهبوف · غوچ · شااخدار · شاخدار
horner جیمز هورنر
hornet زنبور سرح · زنبور درشت · زنبور
hornets نیو اورلئانز هورنتز · زنبوران · زنبورها · زنبورهاي درشت
horney کارن هورنای
horns خنده شرورانه · شاخ شیطان · شاخها · قرنین · عقب نشاندن · عقب نشینی کردن
hornswoggle کلاهبرداری کردن
horntail زنبورهاي دمشاخي · سیرکس
horny شهوتی · قرنی · شاخی
horologe وقت نگهدار
horologium ساعت
horology ساعت سازی
horoscope رصد بستن · زایچه · زیج · طالع · طالع دیدن · زایجه
horoscopes رصد بند
horoscopy رصد بندی · طالع بینی
horowitz آنتونی هوروویتس
horr حر
horrent خارخار
horribilis خرس خاکستری · فلفل نمکی · خاکستری
horrible مخوف · هائل · سہمناك · بیرحم · موحش · افزاع
horridness ترسناکی
horridus تریکوسیروکالوس هوریدوس
horrific ناگوار · افزاع
horrify به هراس انداختن · وحشت زده شدن · وحشت زده کردن · هول دادن
horrifying بیرحم · موحش
horripilation فراشا · قشعریره
horror دهشت · زهرۀ کسیرا بردن · فراخه · لرزه ناك · مور مور · خوف
horrors داءالخمر
horse اردکماهی زرهپشت · اسب · اسب الخی · اسب بارکش · اسب تازی · اسب دریایی
horseback با اسب · سر سواری · سوار · سواره · گردش و مسافرت · سوار اسب
horsecar واگن اسبی
horseflesh خانواده اسب · گوشت اسب
horseflies آهومگسها · اسبمگسها · خرمگسان · سگمگسها
horsefly خرمگس
horsehair موی اسب
horselaugh قاه قاه خنده
horseman ارتیشدار · باد سوار · بدسوار · شاه سوار · اسب سوار · فارس
horsemanship اسب سواری · سوار خوبی · مربوط بسواری · سواری · فراست
horsemeat خانواده اسب · گوشت اسب
horsemen خیل
horsemint اسبنعناع · منتا سيلوستريس · منتا لونژیفولیا · پونه یکرنگ
horsepower اسب بخار
horseradish ترب کوهی · جنس گز روغنی · مورینگا
horses اسبها · اسبهاي نر · اسبهای بارکش · اسبهای سواری · رائض · رایض
horsesaddle رحاله
horseshit نوعی قمار
horseshoe خرچنگهای نعلی · نعل · نعل اسب · پساهنك · فعلی · کفش
horseshoer دام پزشک
horsetail اکوییستوم · اکوییستوم آرونس · جنس دماسب · دماسب · دماسب دشتي · توغ
horsewhip تنبیه کردن · شلاق
horsfeldii اوکرستا هورسفلدیای
horsie اسپ
horst هورست کوهلر
hortensia هورتانزیا · هیدرانژئا
hortensis آتریپلکس هورتانسیس · اسفناج باغي · اسفناج كوهي · اسفناج وحشي · بنفشه سه رنگ · ساتورژا هورتنسیس
horticultural خاکهای بستانکاری · گياهان باغ كوهستاني · گياهان باغبانی كوهي · گیاهان باغی سنگی · صفات زراعي · نشانويژگيهاي محصول زراعي
horticulture بستان کاری · تخصص باغبانی · باغبانی · باغبانی علمی · باغبانی کردن
horticulturist بستان کار
hortorum شمعدانی معمولی · پلارگونیوم هورتوروم
hosain حسین سناپور
hosanna هلهله · حمد
hose شلنگ
hosea هوزیا
hosei دوليكوس هوزهاي · لوبياهاي ساراواك · ویگنا هوزهای
hoshyar هوشیار زیباری
hosier جوراب فروش
hosiery جوراب فروشی
hosni حسنی مبارک
hospice خستهخانه · منزل
hospitable غریب نواز · مہمان نواز
hospital بیمارستان · بیمارستان خطرناک · بیمارستان روانپزشکی · بیمارستان نمازی · دارالشفاء · شفا خانه
hospitality حق نمك · غریب نوازی · مہمان نوازی · نمك گیر
hospitals بيمارستانهاي دامپزشكي · بیمارستانهای جانوری · بيمارستانها · خدمات بهداشتی
hossein امیرحسین صادقی · امینالله حسین · حسین الهی قمشهای · حسین امانت · حسین درخشان · حسین رضازاده
hosseini خالد حسینی · شهاب حسینی
hosseinian روحالله حسینیان
hosseiniyeh حسینیه ارشاد
host تحمل به آفات · مستعد آلودگی انگلی · مقاومت به آفات · مقاومت ميزبان به آفات · مہمان دار · میزبان
hosta سوسنهاي بارهنگي · فونكيا · هوستا
hostage گروگان · گرو · گروکان
hostel شبانه روزی جوانان · مسافرخانه · مهمانخانه · هتل · مهمانسرا
hostelry مسافرخانه · مهمانخانه · هتل
hostess مهماندار هواپیما · میزبان
hostile بیمارستان خطرناک · دول متخاصمه · متخاصم · دشمنانه
hostilely خصمانه · از روی دشمنی
hostility خصومت · سو نیت · عداوت · عدوان · دشمنی
hostler مهمانسرا
hostmanii ایریانترا هوستمانیای
hostryinge تماشا
hosts ميزبانهاي جايگزين · میزبانها · میزبانهای تناوبی · میزبانهای واسطه · ميزبانهاي شناساگر · گیاهان شناساگر
hot آبروت کردن · آبگرم معدنی فردوس · آتش مزاجی · آدم از گر ماخفه میشود · اوروت کردن · تفته
hotak میرویسخان هوتک
hotaki محمود افغان
hotbed تخته پہن · سرچشمه
hotchpotch خرت و پرت · مجموعه محصولات
hotdog تفته · ساندویچ سوسیس · سوسیس · داشهوند
hotel غریب خانه · مسافر خانه · مہمان خانه · هتل · هتل بزرگ داریوش · هتل دیزنیلند
hotelkeeper مہمانخانه دار
hotfoot زود رفتن · سراسیمه
hotheaded تندخو · زود خشم
hothouse عشرتکده · گلخانه · گرمخانه
hothouses گرمخانهها · گلخانهها
hotness داغی
hotshot هنرشناس · زبر دست
hottempered تند طبع
houellebecq میشل ولبک
hough پشت زانو
hoummos خاک درخت
hound افغان هاند · تازی بچه · پاپیچ شدن · سگ · پاپی شدن · توله
hounds کاری بکن بہر ثواب نه سیخ بسوزد نه کباب · تازی بان · سگهای شکاری · سگماهی · كوسهسگماهيان · كوسهشكاريماهيان صاف
hour از روی ساعت · الساعه · در ظرف یك ساعت · دیر وقت · ربع ساعت · ساعت
hourglass ساعت ریگی · ساعت شنی · ساعت شنی با شن روان
houri حور پیکر · حوری · حور مثال · حورمانند · حور
houris حورالعین · حور
hours دیر خوابیدن ودیر برخاستن · زمان كار · ساعات اداری · ساعات فراغت · ساعات کار · ساعتها
house آوارء کردن · اثاث البیت · اسباب کشی · اشتاوفر · اپرا هاوس سیدنی · ایتگین
houseboat خانه قایقی
houseclean خانه تکانی کردن
housecoat لباس خانه · لفاف
housecricket دونیشه
housefly مگس
houseguest مهمان
household جانوران دستآموز خانگی · حشم · خانه پرداز · دستآموزها · مصرف خانوار · پسماندههای خانگی
householder مالک خانه
households خانوارها · خانهها
housekeeper كدبانو · سرایدار
housekeeping اداره منزل · خانه داری · خانه پردازی · کد بانویی
houseleek بیش بهار
housemaid خادمه · خدمتگزار · مستخدمه
houseman اهل خانه · مرد خانه · مستخدم خانه · انترن
houseor سرایداری
houseporter سرایدار
houses بیوت · دیران · پرورشگاههای قارچ خوراکی · مرغداری · دیار · ساختمانها
housetop پشت بام
housewarming مهمانی منزل مبارکی
housewife جزدان · زن خانه دار · قولق · كدبانو · گیس سفید
housewives خانهدارها · همسران ناامید · کدبانوها
housework اداره منزل · اقتصاد خانواده · خانهداري · علم خانهداري
houshang هوشنگ مرادی کرمانی · هوشنگ گلشیری
housi شال نمد
housing آلونكهاي دام · اصطبلهاي خوك · تعاونيهاي مسكن · خانه آلونكي · خانه جانور · خانه جانوران
housings زین پوش
houston دانشگاه هیوستون · هوستون · هیوستون استیوارت چمبرلین · هیوستون راکتز · ویتنی هوستون
hout افریقای جنوبی · جنوب افریقا · آفریقای جنوبی
hovd وقت تابستانی خوود · وقت خوود · وقت عادی خوود
hovedstaden هوودستادن
hoveida امیر عباس هویدا
hovel آلونك · کاز · کپر · كلبه · کاشه · کریچ
hovenia هونیا
hover بالا نگهداشتن · پرپر زدن · نوسان کردن · تاب خوردن
hovercraft هواناو · هاورکرافت
hovhannes هوانس تومانیان
hovsepian هایک هوسپیان مهر
how از آشنایی شما خوشوقتم · از کجا · بنام ایزد ـ بنامیزد · بچه طریق · بچه وجه · بیچون وچرا
howard جان هوارد · دانشگاه هوارد · هاوارد فاست · هاوارد کارتر · هوارد باسکرویل · هوارد زین
howardula هوواردولا
howbeit علي رغم · بااینوجود
howdy هالو
howe وقت تابستانی لردهو · وقت عادی لردهو · وقت لردهو
however هر قدر · هرچقدر · اما · اگر چند · با این حال · لکن
howitzer هویتزر · خمپاره
howl زنوییدن · زوزه کش · زوزه کشیدن · ناله و زاری · شیون کردن
howler چیز جالب
howlet یاپالاق
howling زنویه · زوزه · زوزه کش · ناله و زاری
howness چگونگی
howseover هرچقدر
howsoever هر قدر · علي رغم
hoxha انور خوجه
hoy اهی · دوبه · قایق باری · کرجی · کبریت · گیرانه
hp اسب بخار
hpa هکتوپاسکال
hplc کروماتوگرافى مايع با عملكرد بالا · کروماتوگرافى مايع با فشار بالا
hrabal بهومیل هرابال
hrach هراچ
hrachya هراچیا
hrawi الیاس هراوی
hrazdan هرازدان
hristo هریستو استویچکوف
hrough سال آزما
hryvnia هریونیای اوکراین · گریونا
hryvnias هریونیای اوکراین
hsi زيزانگ · هسي تسانگ · تبت
html اچتیامال · زبان علامت گزاری ابر متن
http کوکی · پروتکل انتقال ابرمتن · آپاچی
hu هو
hua هوآ گوئوفنگ
huanacus لاما هواناكوس · لاما گوانيکوئه · گواناکوها
huang هوانگ هو · چین شی هوانگ
huave مکزیک
huayna هوآینا پیچو
hub توپی چرخ · قطب · مرکز فعالیت · مرکز · توپی
hubble ادوین هابل · تلسکوپ فضایی هابل · زمینه فراژرف هابل · زمینه ژرف هابل
hubbly قلیان
hubbub غلغله · غلغل · بلوا · هنگامه
hubby شوهر · نر
hubcap قالپاق
hubei هوبای · هوپاي
hubris ادعا
hubub سرنڭ
hucho هوکو
huckabee مایک هاکبی
huckleberry ماجراهای هاکلبری فین
huckster دوره گرد · خرده فروش · پیله ور · چانه زدن · فروختن
hud هود
huddle ازدحام · ازدحام کردن
hudson خلیج هادسن · رودخانه هادسون · هادسون
hue بالای سیاهی رنگی نیست · فام · چرده · رنڭ · رنگ · تعقیب قاتل
hueless بیرنگ
huelva هوئلبا
huesca هوئسکا
huff قهر کردن · تغیر
huffish رنجیده · دلخور
huffy تند غضب · زود رنج · تند طبع
hug بغل کردن · بغل گیری · در آغوش گرفتن · در کنا گرفتن · بغل گرفتن
huge سترك · کلان · کوه پیکر · حجیم · سترگ · عظیم الجثه
hugeness سترگی · کلانی
hugging بوس و کنار · بغل کردن
hugh هوگو · هوگو کاپه · هیو هیفنر
hughes سارا هیوز · هوارد هیوز
hugo جایزه هوگو · هوگو چاوز · ویکتور هوگو
hugs جنبش آغوش مجانی · معانق
hui هوئی
huidobrensis لیریومیزا هوییدوبرانسیس
hulagu هولاکوخان
hulk بدنه کشتی · لاشه کشتی · متلاطم شدن · قاطع بودن · مسلط بودن · وال
hull قشر بستن · بدنه · خفتاندن · خفتانیدن · کانادا
hulling پوستهكني · سبوسگیری
hullo هالو
hulls پوستههاي شلتوک برنج · پوستههای برنج
hulu هولو سلانگور
hum زمزمه کردن · وز
human اعلامیه جهانی حقوق بشر · انسان جایزالخطاست · انسانی · اکولوژی انسانی · بنی آد م · بومشناسی انسانی
humane بامروت · مروتی · خلیق
humaniform اشكار
humanise انسان شدن · انسانی کردن
humanism ادبیات وفرهنگ · انسانگرایی · اومانیسم · بشر دوستی · بشریت
humanistic علوم انسانی
humanitarianism بشر دوستی
humanities علوم انسانی
humanity بشریت · جنایت علیه بشریت · مردمی · مروت · انسانیت · انسانیت کردن
humanize انسان شدن · انسانی کردن
humankind نوع انسان · جنس بشر · مردمی · آدمی · خاکزاد
humanness مردانگی
humanoid شبیه انسان
humans هنر نبرد · انسانها · موجودات انساني · هومو ساپيانس · نوع انسان · آدمیزاد
humate كودهاي دامي · کودهای شیمیایی آلی
humbaba هومبابا
humble جبین سایی · خاشع · خاضع · خاك مال · خاکسار · خاکسان
humblebee زنبور درشت · زنبورعسل
humbled ذلیل · زبون
humbleness سرکوچکی · افتادگی · تواضع · ذلت · فروتني · قنوع
humblesse فروتني
humbling توضیع · تحقیر آمیز · خاشع
humbly تواضع کردن · حقیرانه · عاجزانه · عبیدانه · فروتنانه · ذره صفت
humbug حماقت محض · حرف توخالی · فن
humdrum بی تنوعی · سر خر · همانی · یکنواخت · یکنواختی
hume دیوید هیوم
humectants نمگیرها
humective مبرد
humeral عضدی
humeralis سیتونا هومرالیس
humerus استخوان بازو · استخوان عضله · استخوان درشتني · استخوان ران · استخوان زند زبرين · استخوان كتف
humic اسیدهای هوميك · مواد گیاخاکی · هوموس · هوموس شيرين · هومیک اسیدها · هيومين
humicola هومیکولا
humid آب و هوای مرطوب · اقليم نمدار · اقلیم مرطوب · زونهای مرطوب · فصل باراني · فصل مرطوب
humidicola براکیاریا هومیدیکولا
humidity تری · رطوبت · رطوبت نسبی · کنترل رطوبت · رطوبتزدايي محيط زیست · مرطوبی
humidness تری · رطوبت · نم
humile لینهپیتما هومیله · آيريدوميرمكس هوميليس
humiliate خاك مال کردن · شکسته نه می کردن · بخاك مذلت نشاندن · تخفیف کردن · تذلیل کردن · درویشی کردن
humiliating تخشع · موهن · اهانت آمیز · تحقیر آمیز · مکب · تحقیر
humiliation کسر نفس · تخشع · تذلیل · زبونی · غم وغصه · الم
humilis آيريدوميرمكس هوميليس · استیلوسانتس هومیلیس · لینهپیتما هومیله
humility افتادگی · تذلل · تواضع · خاکساری · خشع · خشوع
humin مواد گیاخاکی · هوموس · هوموس شيرين · هيومين · گياخاك فاسد · گیاخاک
hummer بخاری
humming زمزمه · وز
hummingbird مرغ مگس خوار · مرغ مگس یاقوتگردن · مرغ مگسخوار
hummingbirds پرندگان مگسی
hummock تپه کوچک · نوک تپه · پرندک
hummus خاک درخت · حمص
humor خلط بلغمی · خلط دموی · خلط زجاجی · خلط سودئی · خوبی طیع · رطوبت زجاجی
humoral ایمنی هومورال · بلغمی · خلطی
humorist فکاهی نویس
humorous فکاهیات · فکاهی
humors اخلاط چہارگانه · لطائف و ظرائف
humour اوقات تلخی · بد خویی · بلغم · لطافت طبع · بی حواس ـ بیحواس · بیحواسی
humourist بذله گو · فکاهی نویس
humours اخلاط · اخلاط چہارگانه
humous خاک درخت
hump غوز · قوز · قوزی · کوهان · گوژ · حدبه
humpback قور · گوژپشت · قوزی · ماهي آزاد شاهي · ماهي آزاد كوژپشت · ماهي آزاد گرمباد
humpbacked تحدب · قوزش درآمد · قوز دار · قوز پشت · قوزی · گرده ماهی
humped کوهان دار · بوس انديكوس · گاو زيبو · گاو كوهاندار · زیبو · قوز دار
humperdinck اینگلبرت هامپردینک
humphrey هامفری بوگارت
humphry هامفری دیوی
humplock تپه
humuli فورودون هومولی · پسودوپرونوسپورا هومولی
humulus جنس رازک · هومولوس · هومولوس لوپولوس · رازک
humus خاک درخت · گیاخاک · مواد گیاخاکی · هوموس · هوموس شيرين · هيومين
hun آتیلا
hunan هونان
hunble غریبانه
hunch اشراق · درک مستقیم · دریافت ناگهانی · شهود · بصیرت · فراست
hunchback قور
hunchbacked گرده ماهی
hundred بازگشت صدروزه ناپلئون · تیرست · جنگ صدساله · دویست · سیصد · صد
hundredfold صد برابر
hundredleaved صد برك
hundreds کرورها · میات
hundredth صدم · صدمی · صدمین · صدیك · یک صدم · جشن صد ساله
hundredweight قنطار
hung معلقه · غرافگنده
hungarian جمهوري خلق مجارستان · حزب کارگران مجارستان · حزب کمونیست مجارستان · زبان مجاری · فورینت مجارستان · مجار
hungary مجارستان · هونگاری · جمهوري خلق مجارستان
hunger از گرسنگی مردن · اعتصاب غذا · گرایش · گرسنگی · بياشتهايي · سيري
hungriness عطش · تشنگی · قحطی
hungry جوعان · گرسنه · گرسنه هستم · گرسنهام · آدم گرسنه ایمان ندارد · خاوی البطن
hunker سرپا ایستادن · چمباتمه زدن · دولا شدن
huns هون
hunt شكار · شکار زدن · شکار کردن · شکاریدن · شکردن · صید
hunted شبالنك · شکار شدن · شکاری
hunter بشگر ـ بشگرد · رابین شکارچی جادوگر · شکارچی گوزن · نخچیر زن · گورگیر · جان شکر
hunters شکارچیان غروب
hunting سگهای شکاری · شکار · کینیا · تازیها · شكار · شکارگاه
huntingpanther فہد
huntington ساموئل هانتینگتون
huntsman تازی بان · شکارچی
hupa هوپا
hupei هوبای · هوپاي
hura هیورا
hurairah ابوهریره
hurdle شمشیربازی · مانع
hurdles حصارها · حصارکشی · چپرها
hurghada غردقه
hurl شلیک کردن · پرت کردن · پرتاب کردن · نداختن · لگد · پرت
hurling پرتاب
hurlwind گردباد
huron دریاچه هیوران · دریاچه هیورون
hurrah هورا · هورا کشیدن · مرحبا
hurrahs هورا کشیدن
hurrians هوریها
hurricane تندباد · توفند کاترینا · دوله · زوبعه · عاصفه · هاریکن
hurricanes توفندها · تيفونها · ديوبادها · چرخندها · چرخهبادها · سیکلونها
hurried شتابی · معجل · مستعجل
hurriedly تعجیلانه · مستعجلا · باعجله
hurriedness شتابندگی
hurry استعجال · شتاب کردن · شتابیدن · عجله کردن · تعجیل کردن · زود باش
hurrying شتابان · مبادرت · مسارعت · استعجال · تعجیل
hurt آسیب دیدن · درد کشیدن · صدمه زدن · ضرر · مضرت · آسیب رساندن
hurtful آزار رسان · آزارده · آزارنده · زیان آور · گزند رسان · موذی
hurting بر خورنده · صدم
hurtle پرت کردن · جهش کردن · پرتاب کردن
husayn حسین · سلطان حسین بایقرا
husband زن و شوهر · شو · شوهر · شوهری · شوی · شی
husbandman شخم کار · دهقان · سرپرست خانه · فلاح · کشتکار · کشاورز
husbandry تجهيزات محصوركردن دام · تجهيزات مراقبت دام · تجهیزات دامپروری · دامداري · دامپروري بدون ميكروب · دامپروري كوچي
husbandsman دهکشاورز
hush حرف نزدن · خپ · حق السکوت · خاموش شدن · خاموشی · ساکت
hushang هوشنگ · هوشنگ ابتهاج
hushed مات و مبهوت
hushing فش فش
husk دندان فبل · کاکنج · سبوس · شلتوك · کلش · شالی
husked شلتوك · چلتوك · شالی
husking سبوسگیری · پوستهكني
huskless برهنه
husks پوستهكني · پوستهها · پوستههای برنج · پوستههای کاکائو · سبوسگیری · پوستههاي شلتوک برنج
husky خشک
huso هوسو · ماهی خاویار
huss سگماهی · كوسهسگماهيان · كوسهشكاريماهيان صاف · كوسهگربهماهيان
hussein حسینی · سید حسین خمینی · طه حسین · صدام حسین
husserl ادموند هوسرل
huste زود باش
hustle کلاشی کردن · پويا نمايي · شلوغ کردن · تنه زدن · طوفان ناگهانی · سراسیمگی
hustler کلاهبردار · کلاش
husák گوستاو هوشاک
hut باران گیر · کلبه · آلونك · کاز · کازه · کپر
hutch جعبه
hutches قفسها · لانهها
hutchison کی بیلی هاچیسون
huwala هوله
huxley آلدوس هاکسلی
huygens کریستین هویگنس
hvac شوفاژ
hyacinth آبرود · آسمانجونی · اسمنجونی · سنبل · سنبل ایرانی · سنبلستان
hyacinthaceae تیره سوسن · لیلیاسه · هياسينتاسه · سوسنیان
hyacinths جنس سنبل · جنس کلاغک · سنبلها · سوسنهاي تاكي · موسکاری · هیاسنتوس
hyacinthus جنس سنبل · سنبلها · هیاسنتوس
hyadaphis هیادافیس
hyaena کفتار
hyaenas كفتارها · کفتاران
hyaenidae كفتارها · کفتاران
hyakki گازو هیاکی یاکو
hyalinipennis اکسیکارنوس هیالینیپنیس
hyaloid خلط زجاجی · رطوبت زجاجی · غشاء زجاجی
hyalomma هیالوما · هیالوما آناتولیکوم · هیالوما درومداریای
hyalophora هیالوفورا · هیالوفورا سکروپیا
hyalopterus هیالوپتروس
hyaluronic اسید هيالورونيك · هیالورونیک اسید
hyatoid دیدانی
hyblaea هیبلئا · هیبلئا پوئرا
hyblaeidae هیبلهایده
hybomitra هیبومیترا
hybrid ارقام دورگه · هیبریدها · پروتئینهای هیبرید · گل اطلسی دمان اژدر · گل خورشیدی · اکدش
hybridise پیوند زدن
hybridism اختلاط جنسیس
hybridization دورگهگيري خودبهخودي · دورگهگيري مصنوعي · دورگهگيري نوكلئيك اسيد · دورگهگيري پيكري كل · دورگهگيريكردن · دورگهگیری
hybridize پیوند زدن
hybridizing دورگهگيري مصنوعي · دورگهگيريكردن · دورگهگیری · دورگگیری · هیبریداسیون
hybridomas هیبریدوماها
hybrids دورگهها · دورگههای پیکری · ارقام دورگه · دورگههاي سيتوپلاسمي · سیتورگهها · هیبریدها
hybridum تریفولیوم هیبریدوم · شبدر دوررگه · شبدر دورگ · تريفوليوم هيبريدوم ساوينون · تریفولیوم نیکرسانس · شبدر رطوبتپسند
hybridus پتازیتس هیبریدوس
hydatid کیست هیداتیک · اکینوکوکوس · كيست هيداتيد · هيداتيدوز
hydatidosis هيداتيدوز
hydatigena تنیا هیداتیژنا · سيستيسرکوس تنوييكوليس
hyde هاید پارک
hyderabad حیدرآباد
hyderbolic هذلولی
hydra مار باریک · هودرا · هیدرا
hydracarina هيرههاي آبزي · کنههای آبزی
hydrachnellae هيرههاي آبزي · کنههای آبزی
hydragog مدر
hydramnios هیدرآمنیوز
hydrangea هیدرانژئا · گل ادریس · هورتانزیا
hydrangeaceae هیدرانژئاسه
hydrargyria مرض زیبقی
hydrargyric مرض زیبقی
hydrargyrum جیوه
hydratases آلدئيد ليازها · آلدولازها · دكربوكسيلازها · كربوكسيلازها · كربوكسيليازها · هيدراتازها
hydrate هیدرات · خوابآورها · داروهاى بیحسی موضعي · داروهای هوشبر · كلرال هيدرات · ليدوكائين
hydration آبپوشی
hydraulic آبفشاری · اهرمهاي هیدرولیک · خواص هیدرولیکی خاک · رسانندگي هيدروليكي خاك · رسانندگی هيدروليكي · سازههای هیدرولیک
hydraulics جر میاه · رفع میاه · هیدرولیک کشاورزی · حركتشناسي سيالات · مکانیک سیالات · هیدرولیک
hydrazide مالئيك هيدرازيد
hydrazides هیدرازیدها
hydrellia هیدرهلیا · هیدرهلیا فیلیپینا · هیدرهلیا گریزئولا
hydride هیدروکسید
hydrilla هیدریلا · هیدریلا ورتیسیلاتا
hydrobiology آبزیستشناسی · هیدروبیولوژی
hydrocarbon ترکیبات هیدروکربن · هیدروکربن
hydrocarbons استيرن · كلروفلوئوروكربنها · هالوكربنها · هيدروكربنهاي فلوئوردار · هيدروكربنهاي كلردار · هيدروكربنهاي هالوژنه
hydrocele ادره · استسقاء خایه
hydrocephalus استسقای سر
hydrocharitaceae آبزیوریان · هیدروکاریتاسه
hydrochloric اسید هيدروكلريك · جوهر خسك · جوهر نمک · هیدروکلریک اسید
hydrocortisone كورتيزول · كورتيزون · كورتيكوسترون · هيدروكورتيزون · پردنيزون · گلوکوکورتیکوییدها
hydroculture كشت آبي · کشت آبی · آبکشت
hydrocyanic اسید هيدروسيانيك · هيدروژن سيانيد · هیدروسیانیک اسید · پروسيك اسيد
hydrodynamics هیدرودینامیک
hydrofol بهینیک اسید
hydrogen آب اکسیژنه · سولفید هیدروژن · غلظت يون هيدروژن · مولد الماء · هیدروژن · هیدروژن سولفید
hydrogenated روغنهاي هيدروژنه · چربیهای هیدروژنه
hydrogenation هیدروژناسیون · هیدروژندارشدن
hydrogeology آبزمینشناسی · زمينآبشناسي · هیدروژئولوژی
hydrography آبنگاری · هیدروگرافی
hydroid مرجانی
hydrolagus هیدرولاگوس
hydrolases آمید هیدرولازها · آنزيمهاي ليپيدكافتي · فسفريك مونواستر هيدرولازها · كربوكسيليك استر هيدرولازها · ليپازها · هیدرولازها
hydrological چرخه آب · چرخه آبشناختی
hydrologists آبشناسان
hydrology آبشناسی · هیدرولوژی
hydrolyases آلدئيد ليازها · آلدولازها · دكربوكسيلازها · كربوكسيلازها · كربوكسيليازها · هيدراتازها
hydrolysate آبكافتكردن پروتئين · شربتهای گلوکوز · پروتئینهای آبکافتشده
hydrolysis آبکافت · آبکافت آنزیمی · هیدرولیز آنزیمی · اسيدكافت · قنديشدن · هیدرولیز
hydrolyzed آبكافتكردن پروتئين · پروتئینهای آبکافتشده
hydromel شہداب
hydrometeor باران
hydrometeorology هیدرومتئورولوژی · آبهواشناسي · بارش مايع · روز بارش · رژیم بارش · شدت بارش
hydrometra استسقاء رحم · استسقاعرحم · بيماريهاي زهدان · فروافتادگي رحم · هیدرومترا · بیماریهای رحم
hydromorphic خاكهاي هیدرومورف · خاکهای آبریختی
hydronym دریاچه
hydropathy معالجه باآب
hydrophila اروموناس هیدروفیلا
hydrophilicity قدرت آبخواهي · قدرت آبگریزی
hydrophobia بیماری هاری · خوف از آب · داء الکلب · کلاب · گزید گی سگ هار · گزیدگی سگ هار
hydrophobicity قدرت آبگریزی · قدرت آبخواهي
hydrophyllaceae آبدوستیان · هیدروفیلاسه
hydropic دوای استسقا · استسقائی · مستسقی
hydroponics آبکشت · هایدروپونیک · كشت آبي · کشت آبی · زراعت
hydropower آبتوان · نیروی آب
hydrops استسقا · خیز
hydropsy استسقاء
hydrostatic فشار هيدرواستاتيك · منگنه آبی · فشار
hydrostatics علم آب
hydrosulfuric سولفید هیدروژن
hydrotaea هیدروتئا · هیدروتئا ایریتانس
hydrotherapeutics معالجه با آبہای معدنی
hydrothorax استسقاء صدر
hydrotropism آبگرايي · بساوشگرايي · حركت تنجشي · زمينگرايي · شيميگرايي · نورگرايي
hydroxamic اسیدهای هيدروگزاميك · هیدروگزامیک اسیدها
hydroxide سدیم هیدروکسید · کلسیم هیدروکسید · آمونيوم هيدروكسيد · آمونیاک · پتاس
hydroxides هیدروکسیدها
hydroxidooxidonitrogen نیتراس اسید
hydroxipropylmethyl اتيلسلولوز · فراوردههای سلولوز · متيل سلولوز · هيدروكسيپروپيل سلولوز · هيدروكسيپروپيلمتيل سلولوز
hydroxyanisole هيدروكسيانيسول بوتيلهشده
hydroxybenzoic اسیدهای فنلی · اسیدهای فنولی · فنلیک اسیدها · هيدروكسيبنزوييك اسيدها · گالوتاننها · فنولیک اسیدها
hydroxycinnamic اسیدهای سيناميك · سینامیک اسیدها · مشتقات سيناميك اسيد · هيدروكسيسياناميك اسيدها
hydroxyfluorine فلوركول · فلورنول · هيدروكسيفلوئورين كربوكسيليك اسيد
hydroxylamine هیدروکسیلآمین
hydroxylation هیدروکسیلاسیون · هیدروکسیلدارشدن
hydroxymethane فرومیک اسید
hydroxymethanone فرومیک اسید
hydroxymethylfurfural هيدروكسيمتيلفورفورال
hydroxyproline هیدروکسیپرولین
hydroxypropyl اتيلسلولوز · فراوردههای سلولوز · متيل سلولوز · هيدروكسيپروپيل سلولوز · هيدروكسيپروپيلمتيل سلولوز
hydroxysuccinic اسید ماليك · هيدروكسيسوكسينيك اسيد · مالیک اسید
hydroxytoluene هيدروكسيتولوئن بوتيلهشده
hydrozoan مرجانی
hydrus آبمار
hyena کفتار
hyenas كفتارها · کفتاران
hygiene بهداشت · بهداشت دامپزشکی · بهداشت شير · بهداشت لبنی · بهداشت مواد غذایی · بهداشت گوشت
hygienics بهداشت · حفظ الصحه
hygienist متخصص بهداشت
hyginus هیجینوس
hygrometer نم سنج
hygrometers رطوبتسنجها · رطوبتسنجهاي حرارتي
hygroscopicity احتباس آب · نمگیری
hyicus استافیلوکوکوس هیکوس
hyksos هیکسوس
hylastes هیلاستس
hyle فروهر
hylemya هیلهمیا · دلیا آنتیکوا · دلیا پلاتورا · دلیا کوارکتاتا · فوربيا آنتيكوآ · فوربيا كواركتاتا
hylemyia هیلهمیا
hylesia هیلهزیا
hylobates میمون دراز دست · هیلوبات
hylobius هیلوبیوس · هیلوبیوس آبیهتیس · هیلوبیوس پالس
hylocereus هیلوسرئوس · هیلوسرئوس اونداتوس
hylotrupes هیلوتروپس · هیلوتروپس باجولوس
hylurgopinus هیلورگوپینوس · هیلورگوپینوس روفیپس
hymen بکری · پرده بكارت · پرده بکارت · پردۀ بکارت · دخترکی
hymenachne هیمیناکنه
hymenaea هیمنئا · هیمنئا وروکوزا · هیمنئا کورباریل
hymeneals جشن عروسی · عروسی
hymenella هيمنولا · هیمنلا
hymenia هیمانیا
hymenocallis هیمنوکالیس
hymenogastrales هيمنوگاسترالها · هیمنوگاسترالز
hymenolepididae هیمنولپیدیده
hymenolepis هیمنولپیس · هیمنولپیس دیمینوتا · هیمنولپیس نانا
hymenopenaeus هیمنوپنائوس
hymenoptera نازكبالان · نازکبالیان
hymenula هيمنولا · هیمنلا
hymie پر زرق وبرق · عبرى
hymn سرود خواندن · سرود روحانی · یسنا · گاتا · سرود
hymnal سرودی · سرودنامه
hymnary سرودی
hymnbook سرودی
hymns مناجات کردن
hyodysenteriae ترپونما هیودیسانتریه · سرپولينا هيوديسانتريه · سرپولینا هیودیسانتریائه
hyoid عظم لامی · لامی
hyoideum لامی
hyointestinalis کامپیلوباکتر هیوانتستینالیس
hyopneumoniae ميكوپلاسما هيوپنومونيه · میکوپلاسما هیوپنومونیائه
hyorhinis میکوپلاسما هیورینیس
hyoscyamine آلکالوییدها · اسكوپولامين · افدرين · روكهفورتين · ميموزين · هيوسيامين
hyoscyamus بنگ دانه · جنس بنگدانه · هیوسیاموس · هیوسیاموس نیجر · سیکران
hyostrongylus هیوسترونژیلوس · هیوسترونژیلوس روبیدوس
hyosynoviae میکوپلاسما هیوسینوویائه
hyote مریلند
hypallage کنایۀ صریح
hyparrhenia هیپارنیا · هیپارنیا روفا
hypatia هیپاتیا
hype زیر جلدی
hypena هیپنا · هیپنا اسکابرا · پلاتيپنا · پلاتيپنا اسكابرا
hyper اچتیامال
hypera فيتونوموس · هیپرا · هیپرا ملس · هیپرا پوستیکا
hyperacidity زیادی اسید
hyperactive فوق العاده فعال
hyperaemea غلبۀ خون
hyperaemia پرخونی · احتقان
hyperalimentation بيشبود تغذیه · پرخوراكي · تغذیه بیرویه
hyperaspis هیپراسپیس · هیپراسپیس راینهوالی
hyperbola قطع زائد · هذلولی
hyperbole صنعت اغراق · مبالغت · مبالغه · اغراق · بالاخوانی · غلو
hyperbolic بالابرده · مبالغه آمیز
hyperbolize مبالغه کردن
hypercalcaemia هیپرکلسمی · پرکلسیمخونی
hypercalcemia هیپرکلسمی · پرکلسیمخونی
hyperchlorhydria اختلالات گوارشی · اسهال نوزاد جانوران · بداشتهایی · فزونی ترشح کلریدریک اسید · ناگوارش · يبوست
hypercholesterolaemia هیپرلیپمی · هیپرلیپیدمی · پركلسترولخوني · پرليپوپروتئينخوني · پرگليسريدخوني · پرلیپیدخونی
hyperemia تجمع خون · کثرت یا تجمع خون · تراکم دم · پرخونی · احتقان
hyperfunction اختلالات فانکشنال · اختلالات فيزيولوژيكي · اختلالات کارکردی · بدکاری · فيزيوپاتولوژي · كاركرد غيرطبيعي
hyperglycaemia ازدیاد قند خون · افزایش قند خون · هیپرگلیسمی · پرقندخونی
hyperglycemia هایپرگلایسمی · ازدیاد قند خون · افزایش قند خون · هیپرگلیسمی · پرقندخونی
hypericaceae هزارچشميان · چکهییان · کلوسیاسه · گوتیفرائه
hypericum هیپریکوم · هیپریکوم پرفوراتوم · گياه سنت جانز
hyperimmune آنتيسرم · سرم بيشايمن · سرمدرماني · سرم ایمنی
hyperion هوپریون
hyperkalemia هایپرکالمی
hyperlink پیوند صفحه ها
hyperlipaemia هیپرلیپمی · هیپرلیپیدمی · پركلسترولخوني · پرليپوپروتئينخوني · پرگليسريدخوني · پرلیپیدخونی
hyperlipidaemia پرلیپیدخونی · هیپرلیپمی · هیپرلیپیدمی · پركلسترولخوني · پرليپوپروتئينخوني · پرگليسريدخوني
hyperlipoproteinaemia هیپرلیپمی · هیپرلیپیدمی · پركلسترولخوني · پرليپوپروتئينخوني · پرلیپیدخونی · پرگليسريدخوني
hypermarket هایپرمارکت
hypermarkets سوپرمارکتها
hypermastigida اكسيموناديدا · اوگلنيده · تاژكدارها · تاژکداران · ديوتاژكداران · ساركوماستيگوفورا
hypermetropia دوربینی
hypermetropy دوربینی
hypernatremia هایپرناترمی
hyperomyzus هیپرومیزوس
hyperopia دوربینی
hyperoplus هیپروپلوس
hyperostosis نمو غیر طبیعی
hyperparasites هیپر پارازیتها · چندانگلها
hyperparasitism فزونانگلی · هیپرپارازیتیسم
hyperphagia اختلالات اشتها · اختلالات خوردن · جوع · ويار
hyperplasia بیشرویش · هيپرپلازي
hyperprolific جانوران بیشزا
hypersensitivity واكنش توبركولين · پرحساسيتي به واسطه سلول · پرحساسیتی · پرحساسیتی تأخیری · پرحساسیتی فوری · آلرژنها
hypertension فشار خون بالا · پرفشاري خون ريوي · پرفشاري خون شرياني · پرفشاری خون · افزایش فشار خون · بیماری فشار خون
hypertext پروتکل انتقال ابرمتن · زبان علامت گزاری ابر متن · اچتیامال
hyperthermia فزوندمایی · نشانگان فزوندمايي بدخيم · هیپرترمی · نشانگان تنش خوکی · گرمازدگی
hypertriglyceridaemia هیپرلیپمی · هیپرلیپیدمی · پركلسترولخوني · پرليپوپروتئينخوني · پرلیپیدخونی · پرگليسريدخوني
hypertrophy هیپرتروفی
hypha ریسه
hyphae نخينهها · هاگ مولد · میسلیوم
hyphaene نخل داوم · هیفنه · هیفنه تبایکا
hyphales بلاستوميستها · دوترومیکوتینا · سلوميستها · قارچهاي ناقص · هيفالز · هيفوميستها
hyphantria هیفانتریا · هیفانتریا کونئا
hyphen خط تیره اختیاری · فاصله گذار · نیمخط · خط ربط · خط تیره · بریدگی
hyphochytriomycetes اواميستها · كيتريديوميستها · هيفوكيتريوميستها · ماستیگومیکوتینا
hyphomycetes بلاستوميستها · دوترومیکوتینا · سلوميستها · قارچهاي ناقص · هيفالز · هيفوميستها
hypnogenesis ایجاد خواب
hypnos هوپنوس
hypnosis هیپنوتیزم
hypnotic هیپنوتیزم
hypnotise هیپنوتیزم شدن
hypnotism تنویم مصنوعی · خواب مغناطیسی · هیپنوتیزم
hypnotize هیپنوتیزم شدن
hypo عامل محرک
hypoblast درون پوست
hypocalcaemia هیپوکلسمی · کمکلسیمخونی
hypocalcemia هیپوکلسمی · کمکلسیمخونی
hypocaloric رژيمهاي غذايي كالريمحدود · رژيمهاي كمكالري · رژیمهای انرژیمحدود
hypochlorous هیپوکلرو اسید
hypochondria حالت افسردگی · مراق · خاصره · مالیخولیا
hypochondriacus آمارانتوس لوكوكارپوس · آمارانتوس هیپوکوندریاکوس
hypochondriasis حالت افسردگی · مالیخولیا
hypochondrium تہیگاه
hypocondria شراسیف
hypocondrium آبگاه
hypocotyls زیرلپهها
hypocreales هيپوكرئالها · هیپوکرئالز
hypocrisv تلبیس
hypocrisy خشك مقدسی · دورنگی · دورویی · ریا · ریا کاری · ریاکاری
hypocrite اهل نفاق · تزویز کردن · ریا کردن · زراق · زردگوش · زرق فروش
hypocritical خشك مقدس · درون دار · ریائی · باریا · ریا کاری · زرق فروش
hypocritically جا نماز آب کشیدن · ریا کارانه · خشك مقدس · باریا
hypoderma هیپودرما · هیپودرما بویس · هیپودرما لینئاتوم · ادماژنا
hypodermic تحت الجلدی · زیرپوستی · عامل محرک
hypodermis زیر پوست · تحت الجلد
hypoeritical خوش ظاهر وبد باطن
hypogaea آراشیس هیپوژئا
hypogammaglobulinaemia آگلوبولینمی · اختلالات پروتئین خون · دیسپروتئینمی · كمپروتئينخوني · كمگاماگلوبينخوني · ميوهموگلوبينخوني
hypogammaglobulinemia آگلوبولینمی · اختلالات پروتئین خون · دیسپروتئینمی · كمپروتئينخوني · كمگاماگلوبينخوني · ميوهموگلوبينخوني
hypogastric تحت البطنی
hypogea آراشیس هیپوژئا
hypogeous زيرزمين
hypoglossal تحت اللسانی · زیرزبانی · عصب زیر زبان
hypoglycaemia هیپوگلیسمی · کمقندخونی
hypoglycemia هیپوگلیسمی · کمقندخونی
hypogynous تحت المبیض
hypomagnesaemia کممنیزیمخونی · كزاز علفي
hypomagnesemia كزاز علفي · کممنیزیمخونی
hypomyces هیپومیسس · داكتيليوم
hyponatremia هیپوناترمی
hyponitrous دی نیتروژن مونوکسید
hyponomeuta هيپونوموتا · یپونوموتا
hyponomeutidae هيپونوموتيده · یپونوموتیده
hypophosphataemia هیپوفسفاتمی · کمفسفاتخونی
hypophosphatemia هیپوفسفاتمی · کمفسفاتخونی
hypophthalmichthys كپور نقرهاي · هیپوفتالمیکتیس · هیپوفتالمیکتیس مولیتریکس · آريستيكتيس
hypophysis غده صنوبری · هیپوفیز · آدنوهيپوفيز · غده هیپوفیز · نوروهيپوفيز · هيپوفيز
hypoplasia هيپوپلازي · کمرویش
hypoproteinaemia آگلوبولینمی · اختلالات پروتئین خون · دیسپروتئینمی · كمپروتئينخوني · كمگاماگلوبينخوني · ميوهموگلوبينخوني
hyporhamphus هیپورامفوس
hyporhodium سولانوم هیپورودیوم
hyposensitization تحمل ايمني اتخاذی · تحمل ايمني مصنوعي · حساسيتزدايي ايمني · حساسيتزدايي ايمنيشناختي · سركوب ايمني اختصاصي · سركوب ايمني غيراختصاصي
hyposoter هیپوسوتر · هیپوسوتر اگزیگوائه
hypostasis اقنوم
hypotension كمفشاري خون · فشار خون
hypotenuse وتر
hypotenuses اوتار
hypothalamic هورمونهاي آزادكننده هيپوتالاموسي · هورمونهای آزادکننده
hypothalamus مخچه · هيپوتالاموس · چليپاي بينايي · بصل النخاع · مخ
hypothec رهن
hypothecate رهن گذاردن · گرو گذاشتن · گمان بردن
hypothenemus استفانودرس هامپئي · هیپوتنموس · هیپوتنموس هامپئی
hypothermia هیپودرمی · کمدمایی · سرمازدگی
hypotheses فرضیات
hypothesis فرض سحابی · فرضیه · نگره · فرض · ظن · حدس
hypothesise رهن گذاردن · گرو گذاشتن · گمان بردن
hypothesize رهن گذاردن · گرو گذاشتن · گمان بردن
hypothetic فرضی
hypothetical فرضی
hypovirulence كمويشناكي · نابيماريزايي · ويشناكي · گندزايي · توانایی بیماریزایی
hypovirulent بیماریزاهای کمویشناک
hypovitaminoses فقر ویتامین · كمويتامينيها · کمبودهای ویتامین
hypoxanthine هیپوگزانتین
hypoxia آنوکسی · بیاکسیژنی · شرايط بياكسيژني · شرايط كماكسيژني · كماكسيژني · كمبود اكسيژن
hypoxic آنوکسی · بیاکسیژنی · شرايط بياكسيژني · شرايط كماكسيژني · كماكسيژني · كمبود اكسيژن
hypoxidaceae هیپوکسیداسه
hypoxis هیپوکسیس
hypoxylon هیپوکسیلون · هیپوکسیلون سرپنس · هیپوکسیلون ماماتوم · هیپوکسیلون مدیترانئوم
hypsilophodon هیپسیلوفدون
hypsipyla هیپزیپیلا · هیپزیپیلا گراندلا
hypsometers فرازسنجها · فشارسنجهای هوا · فشارنگارها
hyptis هیپتیس · هیپتیس اسپیسیژرا
hyracoidea اسلوتها · بيدندانيان · توبوليدنتاتا · جفتسمان · خرطومداران · خرگوشسانان
hyrax خرگوش كوهی
hyrcania هیرکانیا · جرجان · گرگان · طبرستان
hyrcanian طبری
hyssop حسل · زوفا
hyssopus هیسوپوس · زوفا
hysteralgia درد رحم
hysterectomy در آوردن رحم · رحمبرداری · زهدانبرداری · هیسترکتومی
hysteria اختناق رحم · هیجان زیاد · هیستری · تشنج · سرسام · هذیان
hysteriales آسترينالز · دوتيدئالها · دوتيورالز · دوتیدئالز · كاپنوديالز · كتوتيريالز
hysteric باد رحم
hysterics اختناق رحم
hysteritis ورم رحم
hysterotomy جراحی رحم · خزع رحم
hystrene بهینیک اسید
hystrichopsyllidae هیستریکوپسیلیده
hyuarx برماسیل · هيوآركس
hyōgo استان هیوگو
hz هرتز
háy گیولا های
háček دریای بالتیک
häkkinen میکا هاکینن
häyhä سیمو هایها
höß رودلف هس
hülya هولیا آوشار
Dictionary data from PanLex , licensed CC0 1.0 . Persian (pes-000) expressions joined to English glosses through shared PanLex meaning ids, senses ranked by the number of corroborating meaning groups, glosses longer than 6 words dropped, and an English-to-Persian index added.