English – دری : A
5099 of 64884 words
a آ · آ پوستریوری · آب از دستش نمی چگد · آب بندی · آب نشین · آب که از سر گذشت چه یك نیزه چه صدنیزه
aa ملایم سازی خطوط · اسید آراشیدونیک
aach آخ
aachen آخن · مملکت المان · آلمان
aachenosaurus آخنوسور
aaiún العیون
aal لایه سازگاری ماشین تحویل دار خودکار
aalen آلن
aalicious خبیت
aaliyah عالیه
aardvark خوک خاکی · مورچه و مورچهخوار · خوك خاكی
aardwolf کفتار
aaron هارون · هارون سیشانوور · پور عمران
ab آبانبار · آب · بطنی · شکمی
aba آبسيسيك اسيد · عبا
ababa آدیس آبابا
abaca آباکا · کنف مانیلا
abacinate کورکردن
aback جاخوردن · غافلگیرشدن · یکه خوردن
abacus چرتكه · چرتکه
abad حسنآباد · خرمآباد · کلارآباد · کنیسه یوسف آباد
abadan آبادان · عبادان
abadeh آباده · شهرستان آباده
abaisance رامی
abakan آباکان · اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی · اتحاد شوروی
abalone گوش دریا
abalones دریاگوشها · گوشدریاها
abamectin آبامكتين · آورمکتینها
abandon آزادی از قیود · به حال خود رها کردن · بی خیالی · بیخیالی · بیقیدی · ترك دادن
abandoned دور افتادن · رزده · زمین غیرمزروعی · زمین متروک · زمین واگذاشته · سرزمين بلااستفاده
abandoning تارك · خذل · خذلان · واگذاری
abandonment ترک خدمت · فرار · متروکیت · تخلیه · ترك · دل کندن
abandons تارك
abap آباپ
abarticulation مفصل متحرک
abasa عبس
abase اذلال کردن · اهانت کردن به · بخاك مذلت نشاندن · تذلیل کردن · خوار کردن · خود را خوار شمردن
abased خاك برسر · خاك بسر · غرافگنده
abasement اذلال · ترذیل · خاڭ برسری · خاڭ بسری · خواری · خواری کشیدن
abash دست پاچه کردن · شرمنده کردن · خجالت دادن · شرمسار شدن
abashed خجالت زده · شرمسار · غرافگنده
abashedness شرم زدگی
abashment شرم · آشفتگی
abasing تذلیل · خفض
abatage ويراني
abate تخفیف دادن · رفع نمودن · فروکش کردن · کسر کردن · کم شدن · خفیف شدن
abatement تخفيف · تخفیف · كاهش · وقفه · کاهش
abattoir دکان قصابی · سلاخ خانه · فراوردههاي اسب پير · فراوردههاي جانبي كشتارگاه · فراوردههاي فرعي كشتار · فراوردههاي فرعي لاشه
abattoirs كشتارگاهها · کشتارگاهها
abaxial پشتی
abba آبا
abbacy مايملك
abbas بندر عباس · شاه عباس یکم · شهرداری بندر عباس · عباس امیرانتظام · عباس دوران · عباس زریاب خویی
abbasi حسن عباسی · رضا عباسی · عباسی
abbasian خانه عباسیها
abbasid عباسیان · عباسی
abbasides بنی عباس
abbass عباس و پسران
abbasside مامون · عباسی
abbassides معتصم بالله · معتضد بالله · عباسیان
abbe ابه
abbey دیر خانه · راهب خانه · کلیسای وستمینستر · خانقاه · صومعه · دیر
abbot رئیس دیر · رئیس راهبان · راهب بزرگ · رييس دير
abbreviate ایجاز نمودن · قصر کردن · مختصر کردن · بهم فشردن · کوتاه کردن
abbreviated مخفف
abbreviating اختصار
abbreviation اختصار · اقتصار · قصارت · ایجاز
abbreviations مقطعات
abbreviatory اختصاری
abbreviatus دیاپرپس ابرهویاتوس
abbruch ويراني
abc عباس کیارستمی · الفبا · علوم مقدماتی
abcess خراج
abcs علوم مقدماتی · الفبا
abd عبدالرحمان صوفی
abdel جمال عبدالناصر
abdest آبدست · وضو
abdi اکبر عبدی
abdicate کناره گیری کردن · انکار کردن
abdicating رافض · رفض
abdication استعفا · اعتزال · اعتزالا · ترك تاج و تخت · ترك ساطنت · كناره گيري
abdolah قادر عبدالله
abdolhossein عبدالحسین تیمورتاش · عبدالحسین زرینکوب · عبدالحسین هژیر
abdolkarim عبدالکریم سروش
abdollah عبدالله شهبازی · عبدلله نوری · میرزا عبدالله فراهانی
abdolmalek عبدالمالک ریگی
abdomen بطن · شکم · معده · کم
abdomens بطلون
abdominal آبستني برونزهداني · آبستني شكمي · آبستني لولهاي · بطنی · حاملگی برونرحمی · شکمی
abdon عبدون
abduct ربودن · چیزی یاکسیرا بر داشتن و فرار کردن · دزدیدن · قاپیدن · اختلاس کردن
abducting مبعد
abduction ادم ربايى · اختلاس
abductor بچه دزد · دور کننده · رباینده
abdul تونکو عبدالرحمان · عبدالاحد مهمند · عبدالحمید دوم · عبدالرشید دوستم · عبدالعلی مزاری · پائولا عبدل
abdulla عبدالله پشیو
abdullah خواجه عبدالله انصاری · سید عبدالله شیرازی · عبدالله · عبدالله احمد بداوی · عبدالله اوجالان · عبدالله جاتلی
abdur عبدالرحمنخان
abdus عبدالسلام
abe شینزو آبه · ابراهیم
abeba آدیس آبابا
abecedarian ابجد خوان
abecedarium الفبا
abel آبل تاسمان · آبل پوسه · قضيه ي آبل · نابرابري آبل · نیلس هنریک آبل · هابل
abele سفیدپلت
abelian قضيه هاي آبلي
abelmoschus آبلموسکوس · آبلموسکوس اسکولنتوس · آبلموسکوس موسکاتوس · هيبيسكوس آبلموسكوس · هيبيسكوس اسكولنتوس
abelmosk حب المسك
abenberg آبنبرگ
abensberg آبنزبرگ
aberdeen ابردین
aberia آبريا · دورياليس · دوویالیس
aberrance خبط · ضلالت · کج رفتاری
aberrancy خبط · ضلالت · کج رفتاری
aberrans ناکوبوس آبرانس
aberrant بیراه · منحرف · نابجا · گمراه
aberration خبط · ضلال · ضلالت · گمراهی · انحراف · خبط دماغ
aberrations انحرافات کروموزوم
abessive استون
abet همدستی کردن · برانگیختن
abetment تحریک · تقویت
abettal تحریک
abettor افشار · معاون جرم · همدست
abeyance بی تکلف · بی تکلیفی · تعلیق · مسکوت عنه ماندن · معلق بودن · مسکوت عنه گذاردن
abeyant متوقف
abeyek آبیک
abhar ابهر · شهرستان ابهر
abhor بیم داشتن از · ترس داشتن از · تنفر داشتن · منزجر بودن · مکروه داشتن · مکروه دانستن
abhorrence انزجار · عمل شنیع · کراهبت · کراهت · کین · تنفر
abhorrent منزجر · زننده
abhorrhence منافرت
abhorring متنفر · منافر · نفور
abi سنن ابوداود
abidance دوام · محل اقامت
abide اجابت کردن · ایستادگی کردن · باقی بودن · تحمل کردن · در انتظار ماندن · منتظر شدن
abides قول و فعلش یکی است · قولش قول است
abiding بادوام
abidjan آبیجان
abies آبيس بالسامئا لازيوكارپا · آبيس نوبيليس · آبيس هيكهلي · آبيس پكتيناتا · آبیس · آبیس آلبا
abietic آبیتیک اسی
abietinic آبیتیک اسی
abietis هیلوبیوس آبیهتیس
abilities هديه · استعداد
ability استطاعت · بقدر مقدور · بی استطاعت · بینیازی · تمہد · توانايي تركيبپذيري پدماري
abimelech ابیملک
abiotic آسيبهاي دام · آسيبهاي نازيو · آسيبهاي گياهي · استرس · تنش نازيو · ديسترس
abjad ابجد · پارسی · فارسی
abject ذلیل · سرنگون · منفور · کمبود ویتامین · خوار · ذلیل کردن
abjection هوان · تنزل
abjectness دوخ · ذلت · مذلت · خواری · پستی
abjeez آبجیز
abjuration انکار · جحد · رخنه در دین پا عقیده · عهد شکنی · پيمان شكني · ارتداد
abjure جحد کردن
abkhaz زبان آبخازی
abkhazia آبخاز · آبخازستان · آبخازیه
abkhazian آبخازی
ablactate از شیر گرفتن
ablactation فطام
ablate عقب نشينى کردن · قطع کردن
ablation ریشه کنی · قطع · كندگي · رزکسیون
ablative رافع · استون
ablaze افروخته · سوزنده · شعله ور · مشتعل · ملتہب · نورانی
able باکفایت · بینیاز · توانا · خلیق · راه بردن · راهبر دار
abloom شکوفه دار
ablution اغتسال · توضؤ · دست نماز · شست وشو · شستگی · غسل
abnegate استعفا دادن · منکر شدن · ترک کردن
abnegation انکار نفس · صرف نظر · انکار
abnormal آنرمال · اتلاف غیر طبیعی آب · اتلاف فیزیولوژیک آب · اختلالات فانکشنال · اختلالات فيزيولوژيكي · بالنوکزنی
abnormalities بيماريهاي وراثتي · ناهنجارهای ژنتیکی · ناهنجاريهاي مادرزادي · نقایص ژنتیکی · اختلالات ژنتیکی
aboard در جهت · روی یا داخل
abode اقامت · اقامت کردن · بودباش · خراب آباد · رحل · ماوا ـ ماوی
abolfazl ابوالفضل بیهقی
abolhasan ابوالحسن صبا
abolhassan ابوالحسن بنیصدر · ابوالحسن نجفی
abolish ابطال کردن · از مین بردن · الغاء نمودن · رفع و دفع کردن · موقوف كردن · برانداختن
abolished از میان رفتن · کنار افتاده · موقوف
abolishment لغو · فسخ
abolition ابطال · لغو · فسخ
abolitionist لغوطلب
abomasum شیردان
abomin مکروه
abominable شنیع · فظیع · قبیح · بد · ملعون · منفور
abominate کراهت داشتن · بیم داشتن از · ترس داشتن از · تنفر داشتن · منزجر بودن · مکروه داشتن
abomination پلیدی · شناعت · عمل شنیع · کراهت · کین · تنفر
abominations مکروهات
aboobakr چاریار · شیخین · عایشه
aboomoslem ابومسلم خراسان
aboriginal اصل نخستین · بسیار قدیمی · خاستگاهی · ساکن اولیه · قدیم · گیاه بومی
aborigine ساکن اولیه · قدیم · گیاه بومی
abort بچه انداختن · بی نتیجه ماندن · ریشه نکردن · سقط کردن · سقط جنین
abortion اسقاط جنین · اسقاط حمل · افگانه · سقط · سقط جنبن · سقط جنين
abortive ادویۀمسقطۀ جنین · بی نتیجه · بیحاصل · جنین ساقط · افگانه · سقط
abortiveness بطلان
abortment سقط جنين · سقط جنین
abortus بروسلا آبورتوس
aboulia ضعف اراده
abound بستان · زیاد بودن · فراوان بودن · وفور داشتن
abounding بادخیز · تکثر · جنگل دار · دیوسار · رودبار · سگسار
about آهنك کردن · اجل رسیده · برگرد · به انجام رسیدن · بیرون افتادن · بیمار پرسی
above آذر بایگان · با صرف · بالاسر · بالای · برتر · برروی
aboveboard راست حسینی
abovedeck زیرک
aboveground اندامهاي هوايي · اندامهاي هوايي گياه · بخشهاي هوايي گياه · بخشهای هوایی
abovementioned مذکور · مذکور فوق · مذکورۀ فوق
abovian خاچاطور آبوویان
abovyan آبوویان
abracadabra طلسم
abradant تراشنده
abrade حك کردن · سابیدن
abraded تراشیده
abraham آبراهام لینکلن · آبراهام مزلو · ابراهیم · اپراهام · زربان · پرهام
abrahamic دینهای ابراهیمی
abramis آبرامیس
abrantes آبرانتس
abrasion حك · خراش · ساییدگی
abrasive ساینده · سمباده · تراشنده
abrasively تقریبا
abreast پہلو بہ پہلو · همزمان
abricock قیصی · زردآلو
abridge ایجاز نمودن · مختصر کردن · کوتاه کردن · حد · بهم فشردن · خلاصه کردن
abridged خلاصه شده · مقتصر · ملخص
abridgement مجمل · خلاصه · اختصار
abridging اختصار
abridgment اقتصار · مجمل · کوتاهی · اجمال · ایجاز · خلاصه
abroad انتشار يافتن · در سفر و حضر · سمر شدن · منتشر کردن · انتشار دادن · شیوع
abrogate باطل کردن · لغو کردن · منسوخ کردن · نسخ کردن · الغاء نمودن
abrogation تنسیخ · منسوخیت · نسخ · فسخ
abrogator ناسخ
abrupt شدیداللحن · حاضر جواب
abruption قطع ناگهانی
abruptly بلا مقدمه · به تندي · يك هو
abruptness حاضر جوابی · تندی
abruzzi ابروزی
abscess دبیله · ورم چرکی · دمل · ماده
abscesses آبسهها
abscisic آبسيسيك اسيد
abscissa بعد افقی · طول
abscission ریزش · قطع
abscond دررفتن · رو نشان ندادن · رو پنہان کردن · غائب شدن · گريختن · پنهان شدن
absconding روپوشی · متواری
abscondment کوچ
absence بی کمالی · بیحسی · بیحواسی · غائبانه · غایبانه · غایبی
absent حفظ الغیب · غائب · غایب · غیبت کردن · غیرموجود · فقید
absentee زمینداران غایب · شخص غایب · مفقودالاثر
absenteeism غیبت
absentminded غیرموجود · مجزا · پریشان خیال · حواس پرت
absheron آبشرون
absidia آبسیدیا
absinth روح الا فستتین · روح الافسنطین · عرق افستتین
absinthe افسنتین
absinthium آرتمیزیا آبسنتیوم · افسنیتن
absoluta اسکروبیپالپولا آبسولوتا
absolute اکثریت مطلق · تجزیه ناپذیر · جاسازی مطلق · حاکم مطلق · دوربين سرعت · سلطنت مطلقه
absolutely اطلاق کردن · علی الاطلاق · لات ولوت · متحتم · تمام · تماما
absolution آمرزش · آمرزش گناه · بخشايش · برائت · تبرئه · حلیت
absolutism جور · حکومت استبدادی · حکومت ستمگرانه · حکومت مطلقه · ظلم وستم · ستم
absolve آمرزیدن · اعتراف گرفتن · بحل کردن · تبرئه كردن · عفو کردن · بخشیدن
absolved مبرور · مرفوع القلم
absolver آمرزگار
absolving بخشاینده
absorb درشت نوشتن · رطوبت کشیدن · قورت دادن · مکيدن · نم کشیدن · آشامیدن
absorbance تراگسیلندگی · جذبکنندگی · مقدار جذب
absorbed استغراق · انجذاب · مستغرق شدن · مکیده · گوارا شدن
absorbency قابلیت جذب · قدرت جذب · جذب
absorbent جاذب
absorber کوسن · کمک فنر
absorbers ضربهگيرها · سیستمهای تعلیق
absorbing شاغل · نشاف · نشف
absorption آشام · امتصاص · جذب رودهاي · جذب ناقص رودهای · جذب گوارشي · درآشامي
absorptive جاذب
absquatulate دررفتن · گریختن
abstain احتراز کردن · امتناع کردن · دست برداشتن از · پرهیز کردن · منع کردن
abstainer مرتاض
abstaining تأثم · معتصم · پرهیز · کف
abstemious اهل ریاضت · حصون · پارسا · پرهیزگار · کم خوراك · کمخوار
abstemiously زاهدانه
abstemiousness امساك · زاهدی · زهد · پارسایی · کمخوری · پرهیزگاری
abstention اعتصام · اعتزال · خودداری · احتراز · امتناع از ازدواج · ریاضت
abstentious پرهیزگار
abstinence خودداری · ریاضت · ورع · پرهیز · کوتاه دستی · اعتزال
abstinent متقی · پرهیزگار
abstract اجمال · اسم بی مسمی · اسم معنی · تجرید نمودن · تلحیص کردن · رشد پیدا کردن
abstracted حواس پرت · پریشان خیال · بی حواس ـ بیحواس · ملخص · بیحضور · غیرموجود
abstractedness حواس پرتی · پرتی
abstracting تلخیص · ثبت اطلاعات · طبقهبندي اطلاعات · نمايهسازي اطلاعات · چكيدهنويسي · پردازش اطلاعات
abstraction تجرید · ربودگی · بیحواسی · حواس پرتی
abstruse صعب الادراك · غامض · مغلق · پیچیده · دقیق · طلسم
abstruseness تعسر · تعقید · گمنامی
abstrusus الوروسترونژیلوس آبستروسوس
absurd بی معنی · تئاتر پوچی · جفنك · خلاف عقل · درغست · عبث
absurdities جفنك گفتن · جفنگیات · لغویات · محالات · یاوه گفتن
absurdity احاله بمحال · بطالت · بیهودگی · نفهمی · پوچی · کس شعر
absurdness پوچی
abtahi محمدعلی ابطحی
abu ابوالحسن علی · ابوبکر · ابوظبی · ابومسلم خراسانی · ابونواس اهوازی · ابوهریره
abugida هندى · هندی
abuja آبوجا
abulia فقدان اراده · ضعف اراده
abumusa شهرستان ابوموسی
abundance برك وساز · بسیاری · توفر · خوش گذرانی · ری · ریع
abundant افزون · انبوه کردن · غزیر · غضیر · فائض · قارونی
abuse بد رفتاری · بدرفتاری کردن · بدکار کردن · بی عصمتی · تجاوز بحصمت · داو
abuser دشنام دهنده · ضایع کننده · فحاش · استفاده کننده
abusive تندزبان · زبان دراز · فحشی · هرزه زبان · فحاش · فحاشی کردن
abusiveness زبان درازی · فحاشی
abut حاشیه گذاشتن · مجاور بودن · مماس بودن · منجر شدن · نزدیک بودن · متصل شدن
abutilon آبسنا · ابلوتيلون آويسنائه · ابلوتیلون · ابوتیلون تئوفراستی · جنس برگنمدی · جنس گاوپنبه
abutment مجاورت · پشتبان · پشتوار · پشتواره · کنار · اتصال
abutter همساي · همسایه
aby ایستادن · جبران کردن · خریدن
abyaneh ابیانه
abye ایستادن · جبران کردن · خریدن
abysm بسیار عمیق · مغاک · پرتگاه
abysmal مغاکمانند · ژرفناک · گردابی · افتضاح · وحشتناک · ژرف
abyss درکه · قعر · مغاک · هاویه · ورطه · بسیار عمیق
abyssal محيط زيست ژرف · محیط زیست مغاکی · مغاکی · منطقه مغاكي · گردابی · ژرف
abyssinia حبش · حبشه · اتیوپی
abyssinian جو حبشي · حبشی · براسیکا کاریناتا · خردل حبشي · زنگی · هوردئوم ایرگولار
abyssinica الئوزين آبسينيكا · اکسیتنانترا آبیسینیکا · کرامبه آبیسینیکا · اراگروستيس آبسينيكا · اراگروستیس تف · الئوزین کوراکانا
abyssobenthic محيط زيست ژرفكفزيان · محیط زیست مغاکی کفزیان · منطقه مغاكي كفزيان
abülfaz ابوالفضل ایلچی بیگ
ac سربالایی
acacia آكاسيا آرابيكا · آكاسيا آلبيدا · آكاسيا استولونيفرا · آكاسيا اوريكولفورميس · آكاسيا اولاكارپا · آكاسيا دكورانس موليس
acacias اقاقياي معمولي · جنس اقاقیا · روبینیا · اقاقيا
academic جامعه علمی ایرانیان در ژاپن · دانش اموز · سال تحصیلی · سال دانشگاهی · شاگرد · دانش آموز
academician عضو انجمن دانش · عضو فرهنگستان
academy آکادمی ملی المپیک و پارالمپیک ایران · آکادمی نظامی وستپوینت · آکادمی نیروی دریایی آمریکا · آکادمی نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا · جایزه اسکار · جایزه اسکار افتخاری
acadia پارک ملی آکیدیا
académie فرهنگستان فرانسه
acaleph گزنۀ دریایی
acalitus آکالیتوس
acalymma آکالیما
acanaceous شوك دار
acanthaceae آکانتاسه · تیره پایخرس · خارواشیان
acanthamoeba آکانتامبا
acanthaster آکانتاستر
acanthocephala اکانتوسفالا · خاربرسران · خارسران · كرمهاي خاربرسر
acanthocheilonema آکانتوکیلونما · آکانتوکیلونما ویتئا · ديپتالونما ويتئائه
acanthoid تیغی · خاردار
acanthoides کاردوئوس اکانتوییدس
acanthopagrus آکانتوپاگروس
acanthopanax آکانتوپاناکس
acanthoscelides آکانتوسلیدس · آکانتوسلیدس اوبتکتوس
acanthuridae جراحماهی
acanthus شوکت الیهود · کنگر
acarapidae آکاراپیده
acarapis آکاراپیس · آکاراپیس وودی
acari آکاریا · كنهها · هيرهها · کنهسانان · کنهییان
acariasis کنهزدگی
acaricidal خواص تخمكکشی · خواص جوندهكشي · خواص حشرهكشي · خواص علفكشي · خواص قارچكشي · خواص كنهكشي
acaricides هيرهكشها · کنهکشها
acarid کرم جرب
acaridae آکاریده · تيروگليفيده · کنگان
acarina آکاریا · كنهها · هيرهها · کنهسانان · کنهییان
acarology کنهشناسی
acarus آکاروس · آکاروس سیرو
acatalectic اسلم
acaudate بیدم
acaulescent بدون تنه
acaulospora آکولوسپورا
acca آکا · آکا سلوویانا · فيجوآ سلوويانا
accede برکرسی نشستن · تسلیم شدن · تن دردادن · راضی شدن · راه یافتن · رضایت دادن
accelerate تند شدن · تند کردن · تندتر شدن
accelerated سريع · شتابانيده
acceleration تسریع · تعجیل · شتاب
accelerator دم پايی · دمپايی · سازمان دهنده · شتابدهنده ذرهای · کفش راحتی · پاپوش
accent آکسان · اهمیت دادن · اکسنت · برجسته نمودن · تأكيد · تکیۀ صد
accents تکیه · مرتبسازی آکسانها · مرتبسازی آکسانها به صورت معمولی · مرتبسازی معکوس براساس آکسان
accentuate تأکید کردن · اهمیت دادن · برجسته نمودن · تاكيد كردن · تاکید کردن
accentuation تأكيد
accept بشاگردی گرفتن · تقبل کردن · زیر بار چیزی رفتن · قبول کردن · مستجاب کردن · پذیرا شدن
acceptability حسن قبول · قابليت پذيرش · قابلیت قبول · كيفيت فراورده · مقبولیت · کیفیت
acceptable دريافت قابل تحمل روزانه · دریافت قابل پذیرش روزانه · قابل قبول · مستجاب · موجه · پذیر فتنی
acceptableness قابلیت قبول · مقبولیت
acceptance قبول · قبولی · قبولیه · معنی مصطلح · پذيرش · پذیرایی
acceptancy قبول · پذيرش
acceptation اجابت · معنی مصطلح · پذیرش · کله · اصطلاح
accepted دامنه مقبول · غلط مشہور · قرین قبول · متخذ · مجاب · مسموع
accepter مصرف کننده
accepting انتصاح · تقبل · تکفل · دین پذیر · قائل · متعظ
acceptor پذیرنده · پذرفتار · پذیرفتار
accepts پذیرنده
access اجازه دسترسی · تخلف دسترسی · حجب · حصین · حق دسترسی · دست رسی
accessary معاون جرم
accessibility امکان نزدیکی · امکانات ویژه · برنامه خبره قابلیت دسترسی · دسترسایی · دسترسی · شخص مفید
accessible آسان گیر · دست رس
accession توارث دارایی · جلوس · واگذاریهای مالکیت
accessive اضافه
accessively به تندي
accessory آکسسوار · جانبی · معاون جرم · الحاقی · کمکی · یاور
accidence پیش امد
accident بداهت · بداهه · ترسناك · تصادف · تصادف اتومبیل · جوهر وعرض
accidental اتفاقی · الوان فرعیه · عارضی · عرضی · غير ارادی · غیر اساسی
accidentally از اتفاق · برحسب اتفاق · اتفاقا
accidents اتفاقات · اعراض · سوانح · قضائیات · وقائع · وقایع
accipitridae قرقيان · بازیان
acclaim اعلام کردن · ندا دادن · افرین · افرین گفتن
acclamation افرین · تحسین
acclimate عادت دادن
acclimated خوگر
acclimatization اقليمپذيري · خوگیری · سازش فيزيولوژيكي · سازش
acclivitous سربالا
acclivity فراز و نشیب
accom رزم آزما · رزم آزمای
accommodate انطباق دادن · سازگار کردن · ساکت کردن · وفق دادن
accommodating خوش محضر
accommodation وفق · تطابق · اطاق خواب · منزل
accommodative خوش محضر
accomodate مطابق کردن · وفق دادن
accomodating منت گذار
accompanied مصحوب · با مراقب
accompanies دمگیر
accompaniment دمگیری · همراهی · دم گرفتن
accompany تشییع کردن · دم گرفتن · دمگیری کردن · مشایعت کردن · همراهی کردن · همنوازی کردن
accompanying شیاع · مرافق · مشایعت · من تبع · نتیجه بخش · همراه
accompli عمل انجام شده
accomplice دخل دار · دزد افشار · شریک جرم · همداستان · همدست · همدستان
accomplish ایفا کردن · باتمام رساندن · به انجام رسانیدن · تحصیل کردن · دست یافتن · صورت دادن
accomplished از پیش رفتن · انجام گرفتن · انجامیدن · با کمال · بجا آمدن · بجا رسیدن
accomplishment اكتساب · انجام · انجامش · اکمال · بسر بردگی · تتمیم
accomplishments بی کمالی · کمالات · بی کمال · با کمال
accord توافق · جورکردن · رضا · مبذول داشتن · سهم دادن · طوعأ
accordance تطابق · مطابقت · توافق · وفق · موافقت
accordant جور · متوازن · موافق · هم آهنگ
accordin موافق قاعده
according با انتخاب · با مشورت · باعتبار · بتقاضای وقت · بر حسب قاعده · بر وجه مطلوب
accordingly بنابر این
accordion آکاردئون
accords پیمان کمپ دیوید
accost مخاطب ساختن · درود · سلام
accouchement وضع حمل · زایمان
accoucheuse قابله · ماما
account آسا ره · آمار · اماره · ایبان · باز خواست · باز خواست کردن
accountability جوابگویی · مسئولیت
accountable جوابدار · حساب ده · حوابده · پاسخگو · مسئول
accountant حساب دار · حساب نویس · حسابدار · ذی حساب · سر رشته دار · طومار نویس
accountbook اوار · اوارجه · اوارچه
accounting حسابداری · حسابداری ملی · حسابداری منطقهای · حسابها · سیستم حسابداری · محاسبی
accounts بد حساب · حساب باز کردن · حساب دریافتنی · حساب باك کردن · حسابداری · حسابها
accourage ترقي دادن · پشتيباني كردن
accoutre یراق کردن
accoutrements ساز
accra آکرا
accredit اعتبارنامه دادن · معتبر ساختن · معتبر شناختن
accrete فراهم شدن
accretion افزایش · انباشتگی · سیاهچاله فضایی · سیاهچاله
accrington انگلستان
accrue افزوده شدن · تعلق گرفتن · موجود شدن
accruing ازدیاد
acculturate فرهنگ پذیرفتن
accumulate انباشتن · انبودن · اندوختن · گرد آوردن · گرد کردن
accumulated برف انبار · متراکم
accumulating گرد آوری
accumulation اندوختکی · تراکم · تراکم منی · انباشتگی · تجمع
accumulative جمع شونده
accumulator انباره · تبل · باتری · باطری · جمع کننده
accuracy دقت · صحاح · صحت · درستی
accurate دقیق · صحیح · فصاحت · فصیح
accurately با دقت · بدقت · تعدید
accurse نفرین شدن · مکروه داشتن · لعنت کردن
accursed نفرین شده · رجیم
accurst نفرین شده
accusable نسبت دادنى
accusal تهمت · نسبت دادن
accusant تہمت زن
accusation اتهاما · تهمت · تہمت · اتهام · بهتان · رد تہمت
accusative رایی · مفعول
accusatorial هـدف
accusatory اتهامی · تہمت آمیز
accuse بہتان زدن · تهمت زدن · تہمت بستن · تہمت زدن · متہم کردن · متهم کردن
accused تہمت آلوده · تہمت زده · متهم · متہم
accuser تهمت زننده · شاکی · تہمت زن · متہم
accusing تأثیم · تکفیر · متہم
accusive هـدف
accustom اشنا شدن · انس گرفتن · عادت دادن · عادی کردن · معتاد ساختن · انطباق دادن
accustomed آموخته · خو کردگی · خوکرده · خوگرفته · خوگرفتگی · دست کج
accustoming تعوید
ace آس · تك خال · تکخال · خلبان تکخال · بد نقشی · زبر دست
acedia حالت خلسه · بی حسی · تنبلی · تنبل
aceepted خواسته
acentric بی مرکز · خارج از مرکز · عجیب و غریب
acephala براسیکا اولراسئا آسفالا
acephalous بیسر
acephate آسفات · اورتن
acer آسر · آسر داسيكارپوم · آسر روبروم · آسر ساکاروم · آسر ساکارینوم · آسر مايرياي
aceraceae آسراسه · افراییان · تیره افرا
acerb بداخلاق · کینه جو · سخت گیر · طاقت فرسا · سخن تند · تیز
acerbate تلخ کردن
acerbella اپیکوریستودس آسربلا
acerbic بداخلاق · کینه جو · سخت گیر · طاقت فرسا · سخن تند · تیز
acerbity زردی · یرقان · ترشی · تندی
aceria آسریا · آسریا تولیپائه · آسریا شلدونی · آسریا گوئرارونیس · اريوفيس توليپائه · اريوفيس شلدوني
acerola مالپیگیا
acervulina ایمریا آسروولینا
acervulus گلآذین خوشهای
aces چہار آس · چہارسر · دو کور · دویك
acesulfame اسسولفام · ساخارين · سيكلاماتها · شيرينكنندههاي ساختگي · شیرینکنندههای مصنوعی
acetabulum حاق الفخذ
acetaldehyde استالدئید · استالدهید
acetamide استامید · نفتالین استامید
acetate استات · سلولوز استات · شکر سرب · پلیوینیل استات · کورتیزون · زنگار
acetates استاتها
acetic استیک اسید · باکتریهای استیک اسید · تخمیر استیک · جوهر سرکه · سرکه ای
acetification تخلیل
acetify سرکه شدن · سرکه کردن · ترش بودن · ترش شدن
acetoacetates استواستاتها
acetoacetic استواستیک اسید · اسید استواستيك
acetobacter استوباکتر
acetobutylicum کلوستریدیوم استوبوتیلیکوم
acetochlor استوکلر
acetoin استویین
acetonaemia استونخوني · کتوزیس
acetone آستون · استون
acetosity ترشی
acetum سرکه
acetyl استیل
acetylation استیلدارشدن
acetylcholine استیلکولین
acetylcholinesterase استیلکولیناستراز
acetylene استيلن · استیلن
acetylglucosamine استيلگلوكوزآمين · اوسامين · قندهای آمینه · هگزوزآمينها · گالاكتوزآمين · گلوكوزآمين
acetylsalicylic استيلساليسيليك اسيد · اسیدهای ساليسيليك · سالیسیلیک اسیدها
acha دیژیتاریا اکسیلیس · فونيو
achaeans آخایوس
achaemenes هخامنش
achaemenian هخامنشی
achaemenid امپراتوری هخامنشی · فهرست ساتراپیهای هخامنشیان · هخامنشی · هخامنشیان
achaemenidae سلسۀ هخامنشی
achang آچانگ
achatina آکاتینا · آکاتینا فولیکا
ache درد آمدن · درد کردن · درد گرفتن · دست شما درد نکند · دست شمابی بلا · دلدرد
achelous آخلوئوس
achern آخرن
achernar آخرالنهر
acheron آخرون
aches سرمدرد دمیکند
acheta آکتا · آکتا دومستیکوس
achievable امکان پذي · انجام پذیر · صورت پذیر
achieve بجا رساندن · بپایان رسانبدن · به انجام رسانیدن · تحصیل کردن · دست یافتن · صورت گرفتن
achieved انجام گرفتن · بجا رسیدن
achievement تنجیز · اكتساب · دست یابی · نيل · کمال · انجام
achiever برنده بازی · پیروزی
achillea اکیلئا · اکیلئا میلهفولیوم · بومادران · بومادران البرزی · جنس بومادران · هزار برگ
achilles آخیلس · آشیل
achim آخیم
achinese آچئی · اندونیزیا · اندونزی
aching دردناك
achlamydeous بدون پوشش
achlya آکلیا
acholeplasma آکولهپلاسما
achras آكراس زاپوتا · آكراس ساپوتا · مانيكارا زاپوتيلا · مانيلا آكراس · مانیلکارا زاپوتا
achromasia زرد رنگی · کمرنگی
achromatic بیرنك · بی رنگ
acid آبیتیک اسی · آراشیدونیک اسید · آراکیدیک اسید · آسكوربيل فسفات · آسكوربيل پالميتات · آسپاراژينيك اسيد
acida پرونوس اسيدا · پرونوس سراسوس
acidic اسیدی · ترش
acidification اسیدسازی · اسیدشوندگی · اسیدىکردن · اسیدکنندگی · فرایند اسیدیکردن
acidify ترش بودن · ترش شدن
acidilactici پدیوکوکوس اسیدیلاکتیسی
acidissima فرونیا لیمونیا · ليمونيا اسيديزيما
acidity اسیدیته · اسیدینگی · ترشی · ترشی معده · حامضیت · حمض
acidolysis اسيدكافت · قنديشدن · هیدرولیز · آبکافت
acidophilus شیر اسیدیشده · لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس
acidosis اسيدوز متابوليك · اسیدوز
acids آمينواسيدها · آمینو اسیدها · آمینو اسیدهای آزاد · آمینو اسیدهای ضروری · آمینو اسیدهای گوگرددار · اسيدهاي هستهاي
acidulants اسیدیکنندهها
acidulate ترش بودن · ترش شدن
acidulated دوغ
acidulent اسیدی · ترش
acidulous ترش · اسیدی
acidus فيلانتوس ديستيكوس · فیلانتوس اسیدوس
acifluorfen آسیفلوروفن
acigona آسیگونا
acinetobacter آسینتوباکتر · آسینتوباکتر کالکواستیکوس
acinonyx آسينونيكس · یوزپلنگ وحشی · یوزپلنگها
acinus تمشک
acipenser آسیپانسر · آسیپانسر بری · تاسماهي سيبريايي · ماهی خاویار
acipenseriformes آسیپانسریفورمس · فیلماهیسانان
ackers واحد پول
acknowledge اعتراف نمودن · اقرار نمودع · ایوالله · تصدیق کردن · خستو شدن · رسید دادن
acknowledged تصدیق شده
acknowledgement سفراشی دوفبضه · شکر نعمت · اقرار · نمك شناسی
acknowledging خستو · تصدیق
acknowledgment اذعان · اعتراف · اقرار · تمسك · دوقبضه · سفارشی دو قبضه
aclada بوتريتيس آكلادا · بوتریتیس آلیای
aclerdidae آکلردیده
acletus اسكاپتريسكوس آكلتوس · اسکاپتریسکوس بورلیای
aclinal افقی
acme راس · مرتفعترین نقطه · منتها · منتہی درجه · نیم روز · بحران
acne آکنه · غرور جوانی · دمل
acnowledged شاخته
acoli آچولیایی
acology درملپېژندنه
acolonizing استعماری
acolyte دستیار کشیش · ماه
acoma ايالات متحده امريک
aconcagua آتاكاما · آرائوكو · آكونكاگوا · آنتوفاگاستا · آيزن · اوسورنو
aconite آقونیطون · اقونیطون · تاج الملوك · تاجالملوک · خانق الذئب
aconitic آکونیتیک اسید · اسید آكونيتيك
aconitifolia فازئولوس اکونیتیفونیا · فازئولوس تريلوبوس · ویگنا اکونیتیفولیا
aconitifolius فازئولوس اکونیتیفونیا · فازئولوس تريلوبوس · ویگنا اکونیتیفولیا
aconitum آکونیتوم · جنس اقوطینون · جنس اکونیت · تاجالملوک
acontius آکونتیوس
acorn ميوه تيره درختان بلوط · بلوط · کاسه
acorus آکوروس · آکوروس کالاموس · جنس اکیر ترکی
acoustic خواص صوتی · مربوط به صدا · گرامافون
acoustician صداشناس
acoustics صدا شناسی · علم اصوات
acqauired اندوخته
acquaint اشنا کردن · خودمانی کردن · آشنا
acquaintance آشنا · آشنائی کردن · آشنایی · آشنایی یا آشنا ئی · اشنایان · اشنایی
acquaintances سر و همسر
acquaintanceship اشنایان
acquainted خبر داشتن · سرحساب · شناسا · صاحب وقوف · مانوس · مسبوق
acquamarine باقوت ازرق
acquatica اسفناج آبي · ايپومئا رپتانس · ایپومئا اکوآتیکا · كلم آبي
acquest تعلم · دانایی · یادگیری · معرفت
acquiesce رضا دادن · راضی شدن · راه یافتن · رضایت دادن · موافقت کردن · نزدیک شدن
acquiescence استرضاء · رضا · رضایت
acquintances با هم سلام علیك داشتن
acquirable آسان گیر
acquire اقتباس کردن · الفاختن · الفغدن · اکتساب نمودن · بہم رسائیدن · تشرف حاصل کردن
acquired اکتسابی · بدآموخنه · صفات اکتسابی · مکتسب · مکسوب · نشانویژگیهای اکتسابی
acquirement فراگیری · اتمام · اكتساب · ورزیدگی · چیره دستی · اجرا
acquirements معلومات
acquirer مکتسنب · کاسب
acquiring استحصال · اقتباس · اقتناء · تکسیب · مکتسنب · اكتساب
acquiry فراگيري
acquisition اكتساب دادهها · اکتساب · ترجمه دادهها · جمعآوري دادهها · حصول · جلب
acquisitive جوینده · اکتسابی · حريص
acquisitiveness حب مال · طمع فطری · طمع
acquist تعلم · دانایی · یادگیری · معرفت
acquit ادب نگاه داشتن · انجام وظیفه کردن · برائت کردن · تبرئه کردن · تقاص پس دادن · روسفید کردن
acquitment تبرعه از اتهام · تبرئه
acquittal برائت ذمه · آمرزش گناه · تبرئه
acquittance مفاصا · برائت
acquitted روسفید
acre آکره · اکری · جریب فوت · حیاط کلیسا · عکا · عکه
acreage وسعت زمين به جريب · مساحت مزرعه
acremonium آکرمونیوم · آکرمونیوم سنوفیالوم · اپيكلوئه تيفينا
acres جریب · هزار جریب · تملک زمین
acrid دبش · زبان گز · گس · تیز · بداخلاق · کینه جو
acrididae آکریدیده · ملخان · ملخها · ملخهاي مهاجر
acridity گسی · حموضت · تندی
acriflavine آكريفلاوين · آنتیسپتیکها · باكتريایستانها · زدايندههاي شير · شویندههای پستان · عفونتزداها
acrimony زردی · یرقان
acris پيمنتا آكريس · پیمنتا راسموزا
acrisols آکریسولها · اولتیسولها
acritical غیر بحرانی
acritude حمز
acrobasis آکروباسیس · آکروباسیس نوکسوورلا
acrobat ادوبی آکروبات · بندباز · جان باز ـ جانباز · دارباز · معلق زن · نمایشکار
acrobatic ورزشکار · ورزشی
acrocarpus آکروکارپوس
acroceras آکروسراس · آکروسراس ماکروم
acrocercops آكروسركوپس كرامرلا · آکروسرکوپس · کونوپومورفا کرامرلا
acrocomia آکروکومیا
acrocylindrium آکروسیلندریوم
acrolepia آكرولپیا آسكتلا · آکرولپیوپسیس آسکتلا
acrolepiopsis آکرولپیوپسیس · آکرولپیوپسیس آسکتلا · آكرولپیا آسكتلا
acrolith سنك آسمانی
acromion قلة الکتف
acromyrmex آکرومیرمکس · آکرومیرمکس اوکتوسپینوسوس
acronym سر نام
acrophobia ترس از بلندی
acropolis آکروپولیس · قلعه · دژ
acrosome آکروزوم · پرفوراتوريوم
across از میان · ازعرض · دوچارشدن · عبور دادن · مواجہه کردن · در سرتاسر کشور
acrosternum آکروسترنوم · آکروسترنوم هیلاره
acrostic توشیح · منکسر · موشح
acrotylus آکروتیلوس
acrylamide آکریلآمید
acrylic اسیداکریلیک
act آب در هاون سائیدن · آقایی کردن · ابراء · ابراز · ابقاء · اثبات
acth کورتیکوتروپین · هورمون آدرنوكورتيكوتروپيك
actin اکتین
acting انجام دهنده · ایفای نمایش · بازیگری · تأنی · توسط · جاکشی
actinides آکتینیدها
actinidia اكتينيديا سينانسيس · اکتینیدیا · اکتینیدیا دلیسیوزا · اکتینیدیا کینانسیس · جنس کیوی · کیوی
actinidiaceae اکتینیدیاسه · کیویان
actinium آکتینیم · اکتینیم
actinobacillus اكتينوباسيلوس پلوروپنومونيه · اکتینوباسیلوس · اکتینوباسیلوس پلوروپنومونیائه · هموفيلوس پلوروپنونیائه · هموفيلوس پلوروپنونیه
actinograph تابهسنج
actinoid دارای شعاع
actinometers اکتینومترها · تابشسنجها · تابهسنجها
actinomyces اکتینومیسس · اکتینومیسس پیوژنس · كورينهباكتريوم پيوژنس
actinomycetales اکتینومیستالز · اکتینومیستالها · پرتوجلهها
actinomycetes اکتینومیستالز · اکتینومیستالها · پرتوجلهها
actinomycosis اکتینومیکوز
actinopterygii پرتوبالگان
actinotherapy رادیو تراپی · پرتو درمانی
action آکسیون · اقدام · اقدام بعمل آوردن · بازی رایانهای اکت آف وار · تعقیب قانونی کردن · تقاضا کردن
actionfest بازیهای رایانه
actions اعمال · افعال · محامد · فاعل مختار · حسنات · مطلق العنان
actionscript اکشناسکریپت
activate بکار انداختن · جرقه زدن · فعال سازی · هوا دادن · برانگیختن · به كار گرفتن
activated زغال فعال · لجن فعال · کربن فعال
activation تجزیه فعالسازی نوترون · پردازشگر فعال کننده ویندوز · فعال سازی · ایمنی به واسطه سلول · ایمنی سلولی · بلاستوژنز
activator اروكيناز · فعالکننده پلاسمینوژن
activators فعالکنندههای آنزیم · فعالکنندههای ژن · پراليدوكسيم
active آکتیو · اسم فلعل · ايمنسازي فعال · ايمنسازي متقاطع · ايمني اختصاصي · ايمني حفاظتي
activex تکنولوژی تبادل اطلاعات بین ندم افزار نوشته شده با زبان های مختلف · شی اکتیو ایکس
activin آپوپتوز
activist طرفدار عمل
activistic طرفدار عمل
activities تکنولوژی پسبرداشت · سيستمهاي پسبرداشت · فعاليتهاي پسبرداشت · فعاليتهای اجتماعی · فعالیتهای ترویجی · فعالیتهای تعاونی
activity آنتیموتاژنها · بیولوژی خاک · جدیت · فاعلیت · فعاليت آنزيمي · فعاليت خورشيدي
actor آکتریس · آکتور · بازیگر · تعزیه خوان · جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد · جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد
actress جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن · آکتریس · نمایشکار · بازیگر
acts احكام · اعمال رسولان · ثواب کردن · حرکات · عروسك بازی · ماثر
actual حالی · حالیه · حقیقت امری · فعلی · واقعی
actualise عملی کردن · واقعی کردن
actuality امر مسلم · واقعیت
actualize عملی کردن · واقعی کردن
actually بالفعل · حالیا · در حقیقت · در واقع · حالیه · در حقيقت
actuary آمارگر · دبیر
actuate برانگیختن · به جلو راندن · تحریک کردن · جرقه زدن
actuation دفع
actuator قرار دهنده · محرک
actus بدرفتاری · خلاف کاری
acuaria آکواریا
acuariidae آکواریایده
acuff ایمی اکاف
acuity تیز هوشی
aculeata لانتانا آكولئاتا · ديوسكورئا آكولئاتا · دیوسکورئا اسکولنتا · لانتانا کامارا · یام کوچک · سسبانيا آكولئاتا
aculops آکولوپس · آکولوپس لیکوپرسیسی · واساتس دستروكتور
aculus آکولوس · آکولوس شلکتندالی
acumen فراست
acuminata آلنوس آكوميناتا · سفلیس آکومیناتا · موسا آکومیناتا · آلنوس جورولنسیس
acuminate نوک تیز
acuminatus ایپس آکومیناتوس
acupressure پزشكي سوزني الكتريكي · پزشكي فشاري · طب سوزنی · پزشکی سوزنی
acupuncturation طب سوزنی
acupuncture طب سوزنی · پزشکی سوزنی · پزشكي سوزني الكتريكي · پزشكي فشاري
acutangula لوفا آکوتانگولا
acute باریك بین · بيماري حاد · بیماری فلج اطفال · ثقیف · حاد · خرده بین
acuteangled مثلث حاد الزاویه
acuteness باریك بینی · تیزی · حدت · خرده بینی · تیز هوشی
acutifolia سناي اسكندراني · كاسيا آكوتيفوليا · کاسیا سنا
acutifolium سانتروسما آکوتیفولیوم
acutifolius فازئولوس آکوتیفولیوس · لوبياهاي تگزاس
acutissima کوارکوس آکوتیزیما
acv هاورکرافت · هواناو
acylation آسیلدارشدن
acylglycerols اسیلگلیسرولها · ديگليسريدها · گليسريدها
acyltransferases اسیلترانسفرازها
acyrthosiphon آسیرتوسیفون · آسیرتوسیفون پیسوم · آسیرتوسیفون کوندویی
acyrtosiphon آسیرتوسیفون
ad تغذيه اختياري · روبه جلو · شبکه ویژه · منطقه داخلیه · ویژه · آنجا
ada ایدا · ایدا لاولیس
adage گفتار حکیمانه · سخن · ضرب المثل · ضربالمثل · اره · دید
adagial ضرب المثلى
adalah عدل
adalia آدالیا · آدالیا بیپونکتاتا
adam آدام · آدام اسمیت · آدم · آدم و حوا · آفرینش انسان · ابوالبشر
adamance سخت دلی
adamant تزلزل ناپذیر · صماء · یکدنده
adamantine الماسی · تزلزل ناپذیر · یکدنده
adamawa استان آداماوا
adamov آرتور آدامف
adams انسل آدامز · برایان آدامز · تونی آدامز · جان آدامز · جان کوئینسی آدامز · جری آدامز
adana آدانا
adangme آدانگمهای · آدانگمهای
adansonia آدانسونیا · بائوباب
adansonii آپیس ملیفرا آدانسونیای
adapt جرح و تعدیل کردن · سازگار كردن · ميزان كردن · وفق دادن · مطابق کردن · همنوایی کردن
adaptability سازشپذیری · سازگاری
adaptation انطباق · جرح و تعدیل · سازش · اقتباس · اقليمپذيري · خوگیری
adaptative وفقی
adapted منطبق · وفق کردن · مناسب
adapter تطبیق دهنده · تطبیق دهنده حمل و نقل · هماهنگ ساز شبکه
adapting طباق
adaption انطباق · اقتباس · سازش
adaptive سامانههای تطبیقی · وفقی
adar آدار · اذار
adaxial شکمی
add الحاق کردن · بهره مند ساختن · جمع بستن · جمع بندی کردن · جمع زدن · رساندن
added ارزش افزوده · مالیات ارزش افزوده · مالیات بر ارزش افزوده · مضاف
addend افزوده · مضاف
addendum ذیل · الحاق
adder صاغر مار · مأر جعفری · ماشین جمع · مار جعفری · افعی · مار
adderley کننبال ادرلی
addict اعتیاد دادن · خو گرفته · من یک معتاد به سکس هستم · چرخ دنده ساعت · اعتیاد · عادی کردن
addicted تریاکی · تسلیم شده · خراباتی · مبتلا بودن · وافورکش · وافوری
addiction آمو خشتگی · ابتلاء · اعتباد · اعتیاد · تعود · مستی
addictive معتاد کننده
adding بوی افزا · جمع بندی · اضافه
addis آدیس آبابا
addition آزمونهاي ايمنيشناختي · ايمنيسنجي · ايمنيسنجی افزايش تاخيري · ايمنيسنجیهاي لايه نازك · بهعلاوه · تکنیکهای ایمنیشناختی
additional اضافی · بورد نمایشی اضافی · زوائد · قوای امدادی · مستزاد · تكميلي
additionally همچنین · نیز · همچنين · هم
additions ملحقات · زوائد
additive ادیتیو · افزایشی · مدلهاي افزايشي · مدلهای خطی
additives افزودنیها · افزودنیهای دامخوراک · افزودنیهای غذایی · افزودنیهای نانوایی · بهسازهاي آرد
addle ضائع · ضایع · عمل آمدن · گندیدن · گندیده · گنده
addlebrained کودن
addled گرفته
addlehead پسربچه
addlepated کودن
address آدرس · آدرس برگشت · ادرس · اطلاعرسانی · بازنویسی آدرس · تولید کتابچه آدرس آفلاین
addressed مخاطب
addressee گیرنده نامه · مخاطب
addressing خطاب
adduce احتجاج کردن
adducent استشهادی · مقرب
adducing احتجاج · اعتلال
adduct ترکیب اضافی
adducting مقرب · استشهادی
adduction قرب
adductive مقرب · استشهادی
adductor اقامه · ارائه
adeem اموزاندن · دادن
adel عادل امام · عادل فردوسیپور
adelaide آدلای · آدلاید
adeleida آدلئيدا · ايمريدا · هموسپوريدا · کوکسیدیا
adelges آدلژس
adelgidae آدلژیده
adelphi دانشگاه آدلفی
adelphocoris آدلفوکوریس · آدلفوکوریس لینئولاتوس
adelsheim آدلسهایم
aden خلیج عدن · عدن · جمهوري دموكراتيك خلق يمن · دموکراتیک یمن · يمن جنوبي
adenanthera آدنانترا · آدنانترا پاوونینا · تسبيح صندل
adenau آدناو
adenauer کنراد آدناور
adenine آدنین · نیکوتینآمید آدنین دینوکلئوتید فسفات
adenocalymma آدنوكاليما آلياسئوم · پسودوکالیما آلیاسئوم
adenocarcinoma آدنوكارسينوم · آدنوم
adenoeides ایمریا آدنوییدس
adenohypophysis آدنوهيپوفيز · نوروهيپوفيز · هيپوفيز · غده هیپوفیز
adenoid گرفتگی بینی
adenoidea گرفتگی بینی
adenoma آدنوم · ورم غده · آدنوكارسينوم
adenomatosis آدنوماتوز ریوی
adenosine آدنوزین · چرخه آدنوزين تريفسفات · آدنوزين تريفسفات · آدنوزين تريفسفاتاز · آدنوزين ديفسفات · آدنوزين مونوفسفات
adenoviridae آدنوویروس · آدنوویریده · ماستآدنوويروس
adenovirus آدنوویروس سگی · آدنوویروس گاوی · آدنوويروس پرندهاي · آویادنوویروس
adenyl آدنيل سيكلاز · آدنيليل سيكلاز · آدنیلات سیکلاز
adenylate آدنیلات سیکلاز · آدنيل سيكلاز · آدنيليل سيكلاز
adenylyl آدنيل سيكلاز · آدنيليل سيكلاز · آدنیلات سیکلاز
adeodatus آدئوداتوس
adept زبر دست · ماهر · خبره · هنرشناس · کارشناس · استاد
adequacy تکافو · مناسبت · کفایت · رسایی
adequate بس · بسنده · به اندازه · به اندازه کافی · مساوی · کافی
adequateness تکافو · مناسبت · کفایت
adermin آدرمين · پیریدوکسین
adessive استون
adh آلدئيد ردوكتاز · هورمونهاي ضد ادراری · پترسين · الکل دهیدروژناز · وازوپرسین
adhan اذان
adhatoda آداتودا
adhere حاضر بودن · دوسیدن · چسبیدن · گروانیدن · وفادار بودن · گرویدن
adherence التصاق · الصاق · تشیع · طرفداری · چسبندگی · گرویدگی
adherent استدلال كننده · طرفدار · مريد · هوا خواه · هواخواه · تابع
adhering ملتصق
adhesion التصاق · الصاق · چسبندگی · تبعیت
adhesive سریشمی · شلك · ملصق · چسبدار · چسبنده · ملتصق
adhesiveness برچسبندگي · چسبندگى · الصاق · تبعیت
adhesives برچسبندهها · چسبها · لعاب
adi دريافت قابل تحمل روزانه · دریافت قابل پذیرش روزانه
adiabatic آدیاباتیک · بیدررو · عایق گرما
adianthum پر سیاوش · پرسیاوش · پرسیاوشان
adiantum آدیانتوم · جنس پرسیاوشان · جنس چلوواش
adichie چیماماندا نگوزی آدیچی
adidas آدیداس
adieu تودیع کردن · خدا حافظی کردن · فرعی
adige ترانتینو آلتو آدیج
adios فرعی
adipokinetic هورمونهای آدیپوکینتیک
adipose بافت چربی · بافته شحمی · سلمۀ شحمی · غده چربی · چربي انبارگاه · چربي بدن
adiposis ستبری · وزن زیادی · گردن کلفتی · چاق · چاقی
adjacency نزدیکی · مجاورت · همساي · همسایگی
adjacent مجاور · همجوار · هم حدود · همسایه
adjara آجارستان
adjectival صفتی · وصفی
adjective احضاری · اسم فلعل · اسم مفعول · بیر · خالصه · دمان
adjoin متصل شدن · وصلت دادن · پیوسته بودن · تماس گرفتن · حاشیه گذاشتن · مجاور بودن
adjoining لاحق · همراه
adjourned خاتمه یافتن · مؤجل
adjournment برخاست · تعویق
adjudge اعلان کردن · دانستن · روشنگری · مقرر داشتن · اظهار · فرض کردن
adjudicate احقاق حق کردن · حکم کردن · مقرر داشتن
adjudication احقاق · احقاق حق · حکم ورشکستگی · قضاوت
adjunct الحاقی · بردست · یار · یاور · معاون · کمکی
adjunction لحاق · افزایش · الحاق
adjunctive اضافه
adjuncts مواد کمکي در آبجوسازي · افزودنیها · جایگزینهای مالت
adjuration استحلاف · لابه · التماس
adjure سوگند دادن · لابه کردن · قسم دادن
adjust تعدیل کردن · تند و کند کردن · سطر بندی کردن · سازگار كردن · ميزان كردن · اصلاح کردن
adjustable تعدیل پذیر · قابل تعدیل
adjusted درست شدن
adjustment انطباق محصول · تعدیل · تغيير ساختي · تنظيم ساختاری · تنظیم · تنظیم تولید
adjutant آجودان · مساعد · معین نایب · معین
adjuvant الحاقی · معین · کمکی · یاور
adjuvants یاریگرها · یاریگرهاي دارويي · یاریگرهای آفتكش
adlay شال تسبيح · كوييكس لاكريماـژوبي · کوییکس لاکریما ژوبی
adler آلفرد آدلر · رابرت آدلر
adlictednees آمو خشتگی
admetus آدمتوس
admin ادمین
administer تمشیت کردن · توبه دادن · عدالت کردن · مراسم تحلیف بجاآوردن · احقاق حق کردن · سوگند دادن
administering تحلیف · حق گذار · حق گذاری · عدل گستر · احقاق
administers دادگر
administrating رعیت داری
administration اداره · اداره امور عمومي · اداره مواد غذائی و داروئی ایالات متحده آمريکا · ادارۀ مالیه · استعمال خوراکی · الغیاث
administrations دوائر
administrative اداری · تنظیمات سرپرستی · شوراي اداري · مامور اداری · مامور دولتی · هيئت اجرايي
administrator سرپرست سیستم · سرپرست شبکه · سرپرست کامپیوتر · صاحب دیوان · فرماندار و مدیر · مدبر
administrators سرپرستها · مدیران
administratorship وصایت · مدیریت
administratrix مدیره
adminsitration امانی
admirable اطوار پسندیده · دلنشین · دلپسند · قابل تحسین · مرضی · مستحسن
admiral امیرال · امیرالبحر · دریابان · دریابد · دریابگی · دریابیگی
admiralty امیرالبحری · میل دریایی
admiration تحسين · تحسین · حیرت · عجب · معجب · پسند
admire افدیدن · تحسین کردن · تحيسن كردن · تعجب کردن · حظ کردن · درشگفت شدن
admired دلپسند · پسندیده
admirer بازیگر عمده · پیش کسوت
admiring استحسان
admissible جائز · جایز · روا · قابل قبول · روایی · عقلی
admission بلیت چسبی · حق ورود · دخول · شرط ضمن عقد · بارنامه · اقرار
admit استحلال کردن · بار دادن · داخل کردن · شبہه را قوی داشتن · عضو کردن · قرار دادن
admittance باریاربی · بار یافتن · لحاق · اجابت · تقرب جستن · حق دخول
admitted باریاب · عرفی · مقبول · پذیر فته
admitting اذعان · تقبل · قبول
admix مخلوط شدن · مخلوط کردن
admixture اختلاط · الودگی · ترکیب · شائبه · ماخذ · مخلوط
admoni تنبه
admonish ارشاد کردن · متنبه کردن · نکوهش کردن · دلسرد کردن · نصیحت کردن · پند دادن
admonished متنبه
admonisher منذر
admonishing موعظه
admonishment اخطار · اندرز · تذکر
admonition اخطار · تذکر · ذکری · نصیحت · متعظ · وعظ
admonitive نصیحت آمیز
admonitory عبرت انگیز · نصيحت آميز · نصیحت آمیز
adnoun صفت
ado خرخشه · دوندگی · سراسیمگی · طوفان ناگهانی · شلوغی · مخمصه
adobe ادوب پریمایر پرو · ادوبی · ادوبی آکروبات · ادوبی افتر افکتس · ادوبی فلش · ادوبی فوتوشاپ
adolescence بلوغ · دوره جوانی · سن شباب · نو جوانی · نوجوانی · جوانی
adolescent برنا · نوجوان · نوخاسته · بحد رشد رسیدن
adolescents نوجوانان · نوجواني
adolf آدولف هیتلر · مرگ هیتلر · گوستاو آدولف ششم سوئد
adolph آدولف
adolphe آدولف تیر · آدولف کوتله
adonis آدونیس · آدونیس ورنالیس · ادونیس · جنس چشمخروس · ماهپاره
adopt اتخاذ کردن · بفرزندی قبول کردن · تخلص کردن · تصويب · عقیده داشتن به · پرادر خواندن
adopted خوانده · خواهر خوانده · فرزند خوانده · مادر خوانده · متبنی · پسر خوانده
adopting مستعرب
adoption اتخاذ · استعراب · اقتباس نوآوری · تبنی · فرزند خواندگي · فرزند خواندگی
adoptious انتخابی
adoptive ايمنسازي غير فعال · ايمني اتخاذی · ایمنی پاسیو · تحمل ايمني اتخاذی · تحمل ايمني مصنوعي · حساسيتزدايي ايمني
adorable دلفریب · دلپذیر
adoration سجدة · سجود · صورت پرستی · ستایشگری · سجده · پرستش
adore تعشق ورزیدن · عاشق شدن · قربان رفتن · پرستیدن · عشق ورزیدن · عبادت کردن
adorer ستایشگر · ستاینده · سجاد · ماه پرست · عابد
adores سجاد · صورت پرست
adoretus آدورتوس
adorf آدورف
adoring ساجد · ستاینده
adorn آرایش دادن · ترازید ن · توشیح کردن · زینت بخشیدن · قشنگ شدن · لذت بخشیدن
adorned آراسته · ایواز ـ ایوازه · تحلی · زرنگار · متحلی · پدرام
adorning بزم آراء · تجمل · تزین · حلی · خود آرا · زیب افزا
adornment آسا · تراز · زینت · ستام · آئین · آرایش
adorno تئودور آدورنو
adorns ترازنده
adoxaceae آدوکساسه
adoxophyes آدوکسوفیس · آدوکسوفیس اورانا
adp آدنوزين ديفسفات · سیستم کامپیوتری
adposition حرف اضافه
adpressed مجاور
adps سیستم کامپیوتری
adrar أدرار
adrastus آدراستوس
adrenal غدد آدرنال · غدد فوقکلیوی · غده فوق کلیوی · قشر فوقكليوي · هورمونهای قشر آدرنال · هورمونهای قشر فوقکلیوی
adrenaline آدرنالين · اپینفرین
adrenergic آدرنورسپتورها · فعال شونده · گيرندههاي آدرنرژيك · گیرندههای هورمون
adrenocorticotropic هورمون آدرنوكورتيكوتروپيك · کورتیکوتروپین
adrenoreceptors آدرنورسپتورها · گيرندههاي آدرنرژيك · گیرندههای هورمون
adriamycin آدريامايسين · آمفوتريسين · آووپارسين · اسپكتينومايسين · دوكسوروبيسين · ريفامايسين
adrian آدریان
adriana آدریانا مالکوا
adriatic دریای آدریاتیک
adrien کلود آدرین هلوسیوس
adrift دستخوش طوفان
adroit چالاک · تردست · زرنگ · ماهر
adry تشنه
adscendens ديژيتاريا آدساندانس · دیژیتاریا سیلیاریس
adscititious ذاتی
adsorbent گیرا · جاذب
adsorbents برآشامندهها
adsorption برآشامي · برونجذبی · جذب سطحی
adsorptive گیرا · جاذب
adspersus سیلندروکوپتوروس آدسپرسوس
adsuki لوبياهاي آدسوكي · لوبياهاي آزوكي · لوبیاهای آدزوکی
adulation تملق · چاپلوسی · پرستش
adult آموزش بزرگسالان · بالغ · بزرگسال · دندان دائمی · قوش طولکی
adulterant چیز تقلبی
adulterate آب در چیزی کردن · اشکیل کردن · جازدن · رقیق کردن · مغشوش کردن · پست کردن
adulterated جازده · قالبی · قلابی · مزور
adulterating چیز تقلبی
adulteration استحاله · تقلب · تقلب خوراكي · تقلب غذايي · جعل و تزویر
adulterator متقلب · چیز تقلبی
adulterer زانی · زناکار · فاجر · مرد زناکار · زناء · فاسق
adulteress خوراک سگ · زانیه · زن کثیف · فاجره · فاسقه
adulterousness زنا · زناء
adultery زنا دادن · زناء · زناکاری · زنای محصنه · سفاح · زنا
adulthood سر رسید · بلوغ · کمال
adults اکابر · بالغین · بزرگسالان
adumbral سایه افکن · سایه گستر
adumbrant سایه افکن · سایه گستر
adumbrate سایه انداختن · سایه گستردن · شبه افگندن · مبهم کردن · تلقین کردن · محرم ساختن
adumbration سایه افکنی · تصور قبلی
adumim معاله آدومیم
adunis آدونیس
adust بو داده · سوخته
advance آبادانی · بطور مساعده · بهابیشی · بهبود · ترقی کردن · تقدمه
advanced ایامدی · دوربین پیشرفته نقشهبرداری · سن رسیده · سیستم تلفن موبایل پیشرفته · سیستم تلفنی همراه پیشرفته · مترقی
advanceguard یزك
advancement بهبود · ترقي · ترقی · تصاعد · تهیه وسایل · پیشروی
advancing اسنان · راقی · مترقی
advantage تمتع · خنج · سود · صرفه · طائل · طایل
advantageous باصرفه · صرفه داشتن · فایده داشتن · منفعت بخش · منفعت داشتن · نافع
advantages فوائد · فواید · محسنات · منافع
adven ابتدار
advent ظہور · قدوم
adventitious ريشههاي هوايي · ریشههای نابجا · عارضی
adventure بمخاطره انداختن · خوان · دل بدریازدن · زادورا · سرگذشت · ماجرا
adventurer جستجوگر · جسور · حادثه جو · دل بدریازن · لوند · ماجرا جو
adventures آلیس در سرزمین عجایب · ماجراهای تنتن و میلو · ماجراهای هاکلبری فین · مسافر کوچولو · هفتخوان
adventuresome با بی پروایی · ماجراجویانه · پرماجرا · حادثه جو · مخاطره جو · مخاطره طلب
adventurism حادثه جویی
adventurous پرحادثه · با بی پروایی · ماجرا جو · ماجرا طلب · ماجراجویانه · پرماجرا
adverb اسم زمان · اسم مکان · ظرف · ظرف زمان · ظرف مکان · عبارت قیدی
adverbative ظرفی
adverbial ظرفی · فرع قیدی · قیدی · صفت
adverbs ظروف
adversaries همیستار · حریف · ضد
adversary با کسی طرف شدن · خصیم · شرکت کردن در · مبارز · مخالف · هم آورد
adversative ناقض
adverse اثرات ثانويه · اثرات سوء دارو · اثرات غير هدف · دهر مخالف · روز گار مخالف · متخالف
adverseness مغایرت
adversity آزرنك · ادبار · خار و ترنج · خار و خرما · روز تاریك · روز سیاه
advert اشاره کردن · گریز زدن به · نام بردن · آگهی
advertence عطف · توجه
advertency عطف · توجه
advertent متوجه
advertently با انتخاب · با مشورت
advertise آگهی دادن · انتشار دادن · باطلاع عموم رساندن · آگهی کردن · اعلان کردن · تبلیغات کردن
advertisement آنونس · آگهی · اشتهار نامه · آگهینامه · اعلان · تبلیغ
advertiser تبلیغ کننده
advertising تبليغات تجاري · تبلیغ · آگهی · آگهینامه · اعلان · کمربند
advertize آگهی دادن · انتشار دادن · آگهی کردن · تبلیغات کردن
advertizement آگهی
advertizing آگهی
advice اعلامیه · انتصاح · بی پرهیز · توصیه · صوابدید · طبابت
advisability اقتضاء
advisable سلاح دانستن · صلاح دیدن · قابل توصیه · مصلحتی · مقتصی · مقتضی
advise توصیه دادن · توصیه کردن · قیمت کردن · نصیحت کردن · پند دادن · ارشاد کردن
advised حرف مرا پیذیر · خردمندانه · مصلحت آمیز · نصیحت مرا پذیر
advisedly با انتخاب · با مشورت
advisement مشورت
adviser رهنمون · راهنما · مستشار · مشاور
advising اشعار
advisor رای زن · رهنمون · راهنما · مرشد · مشاور
advisory خدمات مشاوره · مراکز مشاوره · مشورتی · کارمندان مشورتی · مستشاری
advocacy مدافعه · دفاع · وکالت
advocate استدلال کننده · حق پرست · دفاع کردن · رایزن · وکيل · وکیل مدافع
advocating ترقی خواه · حریت خواه · حریت پرور · متجدد
advocator استدلال کننده · وکیل مدافع · طرفدار · استدلال كننده
adygea آدیغیه
adyghe آدیجیایی
adynamic ضعیف البنیه · کم قوت · ضعیف
adytum محراب
adze اهران · تش · تیشه · یخ شکن
adzera پاپوا نیو گینیا · پاپوآ گینه نو
adzuki لوبیاهای آدزوکی · لوبياهاي آدسوكي · لوبياهاي آزوكي
adıyaman آدیامان
ae لی یونگ آئه
aechmea اکمئا · اکمئا ماگدالنائه · خنجري
aeciospores آسكوسپورها · اسيوسپورها · اسپورهای قارچی · اووسپورها · بازيدوسپورها · زياهاگها
aedes آئدس · آئدس آتروپالپوس · آئدس آلبوپیکتوس · آئدس اسکوتلاریس · آئدس اژیپتی · آئدس تارسالیس
aegean دریای اژه
aegeus اژه
aegilops اژیلوپس · اژیلوپس اسپلتوییدس · اژیلوپس اسکوآروزا · اژیلوپس اومبلولاتا · اژیلوپس سیلندریکا · اژیلوپس لونژیسیما
aegir مشتاق
aegis آیگیس · توجهات · حسن توجه · حمایت
aegisthus آیگیستوس
aegle ایگل · ایگل مارملوس
aeglefinus گادوس ايگلهفينوس · ملانوگراموس
aegophonia صوت بزی
aegypti آئدس اژیپتی
aegyptiaca بالانیتس اژیپتیاکا
aegyptianella آناپلاسماتاسه · اژيپسيانلا · ریکتزیالز · سيتوستها · كولزيوتا · نئوريكتزيا
aegyptica كدوي اسفنجي · لوفا اژیپتیکا · لوفا سيلندريكا · گل لیف مصری
aelia الیا
aello آیلو
aelurostrongylus الوروسترونژیلوس · الوروسترونژیلوس آبستروسوس
aeneas آینیاس
aeneid انهاید
aeneolamia انئولامیا · انئولامیا واریا
aenescens نارانگا انسانس
aeneus ملیگتس انئوس · کالکودرموس انئوس
aeolian بادی
aeolothripidae ائولوتریپیده
aeolus آیولوس
aeon ائون · اعصار متمادی · ابدیت
aeonian همیشگی · ابدی
aequipecten اکوییپکتن
aerate هوا دادن
aeration هوادهی
aerator دستگاه بخور
aerial آنتن · بخشهای هوایی · تلهکابین · سیم نقاله · طناب راه · نقشهبرداری هوایی
aerie آشیانۀ عقاب
aerification تہویه
aerify تہویه کردن
aerobacter آئروباكتر · آئروباكتر آئروژنس · آنتروباکتر · آنتروباکتر آئروژنس
aerobe میکروب هوازی
aerobic شرايط هوازي · هوازی · هوازیستی
aerobiosis هوازیستی · شرايط هوازي
aerococcus آئروكوكوس · استرپتوکوکاسه
aerodrome فرودگاه
aerodynamic صاف
aerodynamics آیرودینامیک
aeroflot آئروفلوت
aerogel ایروژل
aerogenerator آسیاب بادی
aerogenes آئروباكتر آئروژنس · آنتروباکتر آئروژنس
aerolite شهاب ثاقب · شهاب سماوی · سنك آسمانی
aerolith سنك آسمانی
aeroliths احجار سماوی
aerologist هوا شناس
aerology طبقات الجو · هوا شناسی · هواشناسی
aeromonas اروموناس · اروموناس سالمونیسیدا · اروموناس هیدروفیلا
aeronaut آسمان پیما · هوانورد · خلبان · هواپیما
aeronautics علم هواپیمایی
aerophilic هوازی
aerophilous هوازی
aeroplane طیاره · طیاره چی · هواپیما
aeroponics کشت هوایی
aeroscopy هوا بینی
aerosmith اروسمیث
aerosols آئروسلها · هواسلها · هواویزهها
aerospace جو زمین
aerostat سفینه هوایی · گهوارۀ هوایی · گہوارۀ هوایی · هواایست
aeruginosa میکروسیستیس اروژینوزا · پسودوموناس آئروژینوزا
aes استاندارد رمزبندی پیشرفته
aeschylus آشیلوس
aeschynomene اسکینومن
aesculapian طبی
aesculus اسکولوس · اسکولوس هیپوکاستانوم · جنس شادار · جنس شاهبلوط هندی · شادار · شاهبلوط اسبي
aeson آیسون
aesop ازوپ
aesthesia حساسیت
aesthesis حس
aesthetic ارزش زیباشناختی · مربوط به علم · هنرمندانه
aesthetics زیبایی گرایی · علم بدایع
aestivalis ویتیس استیوالیس
aestivation تابستانخفتگی · تابستانخوابی · تابستانگذراني · نهاد
aestivum تريتيكوم ساتیوم · تريتيكوم ولگار · تریتیکوم استیووم · لوکوژوم استیووم
aetheogam گلسنگ
aether آیتر
aethiopicum سولانوم اتیوپیکوم · بوراسوس اتیوپوم · بوراسوس فلابليفر اتيوپيكوم · نخل برگبادبزني آفريقايي
aethiopicus سینودون اتیوپیکوس
aethiopis سالویا اتیوپیس · مریمگلی پشمالو · مریمگلی پنبهای
aethiopoides میکروکتونوس اتیوپوییدس
aethiopum بوراسوس اتیوپوم · بوراسوس فلابليفر اتيوپيكوم · نخل برگبادبزني آفريقايي
aetiology اتیولوژی · بنشناسی · سببشناسی · علتشناسی · کیودشناسی
aeëtes آیتس
afar آفاری · دورادور · دور
afars ايساس · جمهوري جيبوتي · سرزمين آفارس و ايساس · سرزمين سومالي فرانسوي · سرزمين فرانسوي آفارس و ايساس · جیبوتی
afc جام باشگاههای آسیا
affability خاطر نوازی · خوش خلقی · دلجویی · مهربانی · شیرینی
affable بام محبت · خاطر نواز · خوش خلق · دل نواز · دلجو · رحیب
affableness سلیمی · ملاطفت · مہربانی · مهربانی
affably ملایمت کردن
affair الجاء · بچم · خصوص · خطب · درد بی درمان · عشق وعاشقی
affaire دوئل · رابطه نامشروع · امر · رابطه · عشق · ارتباط
affairs امور · امور خارجه · امور داخلی · اوضاع · جاسوسی کسیرا کردن · حال حاضر
affect احساسات · بخود بستن · وابسته بودن به · بهانه کردن · وانمود کردن · اثر
affectation تظاهر · وانمود · تصنع · ظاهرسازی · ناز · ژست
affected آب آوردن · استسقاء گرفته · اسہال کردن · بخود بسته · بواسیری · جذامی
affectedly حق بجانب
affectedness تظاهر · وانمود · تصنع · ظاهرسازی · ژست · ناز
affecting لیم
affection افسرده مهر · حب والدین · دلبستگی · سست مہری · عاطفه · عطوفت
affectionate با عاطفه · سفیق · عاطف · عطوف · محبت آمیز · ودود
affectionately مشفقانه
affectionateness علاقه · ابتلا · با محبت · خونگرمی · عاطفه
affections ثبات
affective عاطفی
affeeted زکام شدن
afferent اوران · نقل کننده
affiance تعهد دادن · متعهد شدن · نامزد کردن
affiant شاهد
affidavit استشهاد · اقرار نامه · سوگندنامه · شهادت نامه · شہادت نامه · قسمت نامه
affiliate مربوط · مربوط ساختن · وابسته · وابسته کردن · شاخه · جور کردن
affiliated مربوط
affiliation پیوستگی · وابستگی · لحاق
affinis آکسونوپوس آفینیس · پروزوپیس آفینیس · پسودوكوكوس اوبسكوروس · پسودوکوکوس آفینیس · گامبوزیا آفینیس
affinity جاذبۀ شییایی · صله · میل ترکیبی · بستگی · خویشاوندی
affirm بطور قطع گفتن · تصریح کردن · تنفذ کردن · بحق دانستن · متعجب شدن
affirmation ادعا · تنفیذ · گفته
affirmative جواب مثبت · رأی مثبت · طرف مثبت · عبارت مثبت · قضیۀ موجبه · ماضی شهودی
affix اضافه نمودن · الحاق کردن · الصاق کردن · پیوست کردن · افزودن
affixed لاحق
affixing الحاق
afflatus الهام · وحی الهی
affliced سو خته جگر
afflict آزردن · خاردر جگر شکستن · دامنگیر کردن · دچار کردن · غصه دادن · مبتلا کردن
afflicted آزارمند · آزرده · آفت رسیده · آفت زده · آه کش · ارغیده
affliction آرنك · ادرنك · الم · بلاء · بلیه ـ بلیة · تاسه
afflictions بلیات
afflictive مؤلم · مجازات ترهیبی
affluence تنعم · ثروب · نعمت · یسار · غضارت · وفور
affluent انشعاب · فراوان
afflux ريزش دروني
afford بقدر وسع · جزوش ضعف است · حتی الوسع · قوه اش نمیر سد که · پیشر فتم نمیشود · دادن
affording عقده گشا · علاج بخش
afforest جنگلکاری کردن · مشجر کردن
afforestation جنگلسازی
affranchise تبرئه كردن
affray زد و خورد · غوغا · نزاع · ترس · مجادله
affright هراس کردن · رم دادن · ترساندن · هراس
affront توهین کردن به · رودررویی · هتاکی · اهانت کردن · توهین · اهانت
affrontive اهانت آمیز
afganistan افغانستان
afghan افغان · افغان هاند · افغانی · افغانی افغانستان · تلویزیون افغان · حزب سوسیال دموکرات افغانستان
afghanestan غزنو · هرات · کابل · کلات
afghani افغانی افغانستان · علی محمد افغانی · افغانی
afghanis افغانی افغانستان
afghanistan افغانستان · تاریخ افغانستان · تلویزیون آریانا افغانستان · جغرافیای افغانستان · جمهوري افغانستان · جمهوری اسلامی أفغانستان
afghans افاغنه · افغانی
aficionado هواخواه
afire سوزنده
aflame شعله ور · مشتعل
aflatoxins آفلاتوکسینها
afloat شناور
afoot پیاده
aforehand پيشاپيش · قبلا
aforementioned فوق
aforesaid مرقوم · مذکور · مذکور فوق · مذکورۀ فوق · مزبور · نام برده
aforethought با قصد قبلي
afoul ناسازگار بودن · تخلف کردن از
afraid بیمناك · ترس داشتن · ترسنده · خائف · خوف کردن · هراسان
aframomum آفراموموم · آفراموموم ملاگوئتا · آموموم ملاگوائتا
afrasiab افراسیاب · افراسیاب پسر پشنگ
afresh از سر نو
africa آفریقا · آفریقای انگلیسیزبان · آفریقای جنوبی · آفریقای سیاه · آفریقای شمالی · آفریقای فرانسویزبان
african آبهاي درونمرزی آفريقايي · آبهای درونبوم آفریقایی · آفریقایی · آمارانتوس پانيكولاتوس · آمریکائیان آفریقاییتبار · اتحادیه آفریقا
africana آفزلیا آفریکانا · آفزلیای آفریقایی · آنتياريس آفريقایی · آنتیاریس آفریکانا · ترکولیا آفریکانا · تنباکوی آفریقایی
africanized زنبورهای آفریقاییشده
afrihili آفریهیلی
afrikaans آفريقايى · آفريكانس · آفریکانز · آفریکانس · زبان آفریکانز · زبان آفریکانس
afrophobia دشمنی
afrormosia پریکوپسیس
afshar ایرج افشار · مهناز افشار
afshin افشین · افشین قطبی · افشین پیروانی
afsluitdijk سد دریابند
aftab آفتاب شیودسانی · نشان آفتاب
aftectionate بام محبت
after أز گردۀ · احوال پرسی · اخر · ادوبی افتر افکتس · استمزاج · استنجاء کردن
afterages قرون بعد
afterbirth كوريون · جفت
afterburner افتر برنر · پسسوز
aftereffect اثر بعدی
aftereffects پساثرها · اثرات باقیمانده
aftermath عواقب بعدی · چین دوم علف
afternoon السلام علیکم · بعد از ظہر · بعدازظهر · رواح · قیلوله · نماز دیگر
afterpains پس درد
afters دسر · پس غذا
aftershock پسلرزه
afterthought پس اندیشه
afterward بعدا · پس از آن · اخر · بعداز · در جستجوی · در صدد
afterwards آن وقت · آنگاه · بعد · بعدا · سپس · اخر
afzelia آفزلیا · آفزلیا آفریکانا · آفزلیای آفریقایی · ساج مالاكا
ag نقره · پوما
agadir اگادیر
again آن معه را لولو برد · از سر گرفتن · از نو · استیناف کردن · بار دیگر · باز
againe دوباره · دگربار · باز
against اشفاق · بحساب آوردن · بحساب من · بر خلاف قاعده · بر له و بر علیه · برخلاف قیاس
agalactia اختلالات پسزایشی · بیشیری · اختلالات پسزایمانی
agalactiae استرپتوكوكوس آگالاكتيه · استرپتوکوکوس آگالاکتیائه · ميكوپلاسما آگالاكتيه · میکوپلاسما آگالاکتیائه
agalactious کم شیر
agalmatophilia مانکن
agama آنوليس · آگاما · آگاميده · ايكوآنيده · سوريا · لاسرتيده
agamemnon آگاممنون · کیلو آگاممنون
agamidae آنوليس · آگاما · آگاميده · ايكوآنيده · سوريا · لاسرتيده
agamogenesis تکثیر غیرجنسی
agapanthus آگاپانتوس · جنس گل عشق
agape آگاپه
agapetus آگاپتوس
agar آگار · آگار آگار
agarak آگاراک
agaric غاریقون
agaricales آگاریکالز · آگاریکالها
agaricus آگاریکوس · آگاریکوس بیسپوروس
agassi آغاسی · آندره آغاسی
agate سنگ قیمتی · عقيق · عقیق · عقیق یمانی · مهره بازی · شبه
agatha آگاتا کریستی
agathe آگاته اوویلینگیییمانا
agathias آگاثیاس
agathis آگاتيس لورانتيفوليا · آگاتیس · آگاتیس دامارا
agatho آگاتو
agati سسبانيا فورموزا · سسبانیا گراندیفلورا
agavaceae آگاواسه · خنجریان
agave آگاو · آگاو آتروویرنس · آگاو آمانیانسیس · آگاو آنگوستیفولیا · آگاو تکوییلانا · آگاو سیسالانا
agdam آقدام
agdash آقداش
age الگوي سني · تركيب سني · تشكيل خاك · تشیخ · تعیین سن · تفاوتهاي سني
aged بزر گسال · تودههای جنگلی ناهمسال · تودههای جنگلی همسال · جمعيت سالخورده · دیرینه روز · دیرینه سال
agedness بزرگسالی
ageing سالخوردگي · سالمندی · پیری · سالخورده
ageless همیشگی · ابدی
agelong جاود · جاودان
agenbite پشيمانی · پشیمانی
agencies خدمات داوطلبانه · کارگزاریهای افتخاری · کارگزاریهای توسعه · نهادهاي كمكي
agency آژانس · آژانس ازدواج · آژانس امنیت ملی ایالات متحده آمریکا · آژانس بینالمللی انرژی · آژانس خبری · آژانس یهود
agenda آژندا · برنامه عملیات · دستورکار · مواد موردبحث · برنامه زمانی
agendum برنامه عملیات · دستورکار · مواد موردبحث
agent آژان پرووکاتور · امانت کار · امبن مالیه · امین مالیه · توکیل · حق العمل کار
agents اتيلنديآمينتترااستيك اسيد · اكسپكتورانتها · ايدوكسوريدين · ايزونيازيد · داروهاي ضد باكتريايي · داروهاي ضد عفونت
ageratum آژراتوم · آژراتوم کونیزوییدس · جنس گل ابری
ages ادوار · ازمنه · اعصار · سدههای میانه · سدههای میانه · فرانسه در قرون وسطی
agglomerans آنتروباکتر آگلومرانس
agglomerate متراکم شدن · گرد آمدن · گرد کردن
agglomerating کپهسازی · کپگی
agglomeration انباشتگی
agglutination آزمون همچسبي لاتكس · آزمونهاي حلقهاي شير · آزمونهای بهمچسبیدگی · التیام زخم · تستهای آگلوتیناسیون · بهمجوشي
agglutinins آگلوتینینها · هماگلوتينينها
aggrade افزودن
aggrandise بزرگ کردن
aggrandization تمديد
aggrandize بزرگ کردن
aggravate بدتر کردن · خشمگین کردن · مزید برعلت شدن
aggravated شدن کردن · مشتد · سخت شدن
aggravating وخيم کننده
aggravation اشتداد · تشدید · انگیزش · تحریک · غضب
aggregate جمع شده · دادههای کل · متراکم · چگالی کپهای · چگالی خاک · توده
aggregated جمع شده · متراکم
aggregates خاکدانهها · واحدهای ساختاری خاک
aggregation مجموعه محصولات · تجمع · تراکم
aggregative جمعی · جمع شده · متراکم
aggregator گرد اورنده
aggregatum گلوموس آگرگاتوم
aggress مبادرت کردن · نزدیک کردن
aggression تخطی · درازدستی · دست درازی · تجاوز
aggressive تجاوز کار · تجاوز کارانه · تجاوزی · دراز دست · رفتار تهاجمی · رفتار پرخاشگرانه
aggressively تجاوز کارانه
aggressiveness صلح شکنی · پرخاشگری · محاربه · تجاوز
aggressor حمله کننده · متجاوز · مهاجم · تجاوز کار
aggrievance طلب
aggrieved متالم
aggroup طبقه بندی کردن · جمع شدن
agha آغا · آقا
aghajari هاشم آغاجری
aghdashloo آیدین آغداشلو · شهره آغداشلو
aghem آگیم
aghili شادمهر عقیلی
aghjabadi آقجهبدی
aghul زبان آغول
agiated اهتزاز داشتن
agile زرنگ · زیرک · چابك · چابک · چالاک · جلد
agility جلادت · جلدی · چابکی · زیرکی · چالاکی
aging رسیدگی فراوردهها · سالمندی · سالخوردگي · سالخورده · پیری · رسیدگی
agio سفته بازی · صرافیه · صرف برات · صرافی
agiotage صرافی · سفته بازی
agitate آشفتن · تکان دادن · جم خوردن · مضطرب کردن · جنگیدن · جهاد کردن
agitated شکہیدن · مضطرب · مضطرب شدن · متلاطم · آشفتن
agitating زاحز · همزنی
agitation آشفتگی · برهم زدگی · تزلزل · تشوش · تلواسه · خلجان
agitator اشوبگر
aglaia آگلاییا
aglaonema آگلونما
agleam تابان
aglet زالزالک · کویچ
aglinet اگلینت · شبکه کتابخانههای کشاورزی
aglitter برق زننده · درخشان
aglobulinaemia آگلوبولینمی · دیسپروتئینمی · كمپروتئينخوني · كمگاماگلوبينخوني · ميوهموگلوبينخوني · اختلالات پروتئین خون
aglobulinemia آگلوبولینمی · دیسپروتئینمی · كمپروتئينخوني · كمگاماگلوبينخوني · ميوهموگلوبينخوني · اختلالات پروتئین خون
aglow روشن وشفاف · روشنی بخش · تابناک · درخشان · فروزان · نورانی
agnail درد تاخن · ریشه ناخن
agnatha بيآروارگان · دهانگردان · پتروميزونيفورمس · گرددهانان
agnatic نسب پدرى
agnelli ادواردو آنیلی · جیووانی آنیلی
agneous آذرین
agnosticism شک گرایی · شک
ago خیلی وقت پیش ازاین · قبل · مدت مدیدی پیش از این · پس پریروز · چند وقت قبل ازاین · چند وقت پیش ازاین
agoho کازورینا
agonise تحریف کردن · تقلا کردن · عذاب دادن
agonist دچار اضطراب · بازیگر عمده · پیش کسوت
agonistic مستعد جنگ · رفتار تهاجمی · رفتار پرخاشگرانه
agonistical مستعد جنگ
agonists آگونیستها · همکنشها
agonize تحریف کردن · تقلا کردن · عذاب دادن
agonizing پر تب و تاب
agonomycetales آگونومیستالز · آگونومیستالها
agony احتضار · جان کندن · حالت نزع · سکرات مرگ · نزع · جان کنی
agora محفل · بازار · انجمن
agoura آگورا هیلز
agouti كمگوش
agoutis اگوتیها
agra آگرا · آگره
agranulocytosis آگرانولوسیتوز · پانلوكوپني · لوکوپنی
agrarian اصلاح فعالیت کشاورزی · توزيع زمين · ساختار زراعي · سياستهاي ارضي · قانون كشاورزي · قانون كشاورزي و روستايي
agraulis آگرولیس
agree برزیدن · تطابق کردن · تعہد کردن · توافق کردن · توطئه چیدن · توطئه کردن
agreeability مقبولیت
agreeable بامزه · خوش مزه · خوشگوار · دلزدا · دلپذیر · سازگار
agreeableness مطبوعیت
agreeably هم
agreed بنا شد · قرار داده
agreeing تواطوء · قبولدار · متفق الرای · متفق لقول · متوافق · طباق
agreement ایتلاف · بارگاو · تعاهد · عہده · عہید · فرض دستی
agreements توافقنامههاي اقتصادي · توافقنامههاي تعرفهای · توافقنامههاي پرداخت · توافقنامههاي پولی · توافقنامههای تجاری · توافقنامههای کالا
agrestic رعیتی · روستايي · دهاتی · دهقانی
agria آگریا
agribusiness بخش خواروبار وكشاورزي · بخش غذايي · روابط کشت و صنعت · کسب و کار کشاورزی · بخش کشت و صنعت
agricultural آموزش کشاورزی · آهك كشاورزي · اعتبار کشاورزی · اقتصاد روستايي · اقتصاد مزرعهداری · انواع زراعت
agriculturalist کشتکار · کشاورز
agriculture آلودگی ناشی از کشاورزی · برز · برزه · برزگری · زراعت آلي · زراعت جايگزين
agriculturist فلاح · كشاورزي · کشتکار · کشاورز
agrifolia کوارکوس آگریفولیا
agrigento ایتالیا
agrilus آگریلوس
agrimonia آگریمونیا
agrimony غافث
agrinter خدمات اطلاعرسانی
agriotes آگریوتس
agris آگریس
agro خشمگین
agrobacterium آگروباکتریوم · آگروباکتریوم تومهفاسیانس · آگروباکتریوم رادیوباکتر · آگروباکتریوم ریزوژنس
agrobiodiversity گوناگوني بومسازگان · گوناگوني زيستي · گوناگوني گونه · زیستگوناگونی
agrobusiness بخش خواروبار وكشاورزي · بخش غذايي · روابط کشت و صنعت · کسب و کار کشاورزی · بخش کشت و صنعت
agrochemicals مواد شیمیایی کشاورزی
agroclimatic زونهای اقليمي كشاورزي · مناطق اقلیمی کشاورزی · نواحي اقليمي كشاورزي
agroclimatology اقليمشناسي كشاورزي · ديرينهاقليمشناسي · دیرینهاقلیمشناسی · زيستاقليمشناسي · گياهاقليمشناسی · اقلیمشناسی
agrocybe آگروسیبه
agroecosystems بومسازگانهای کشاورزی
agroforestry نظامهای كشت درونجنگلي
agroindustrial بخش کشت و صنعت · مجتمعهای کشت و صنعت · مجموعههاي کشت و صنعت · بخش خواروبار وكشاورزي · بخش غذايي · روابط کشت و صنعت
agroindustry كشت و صنعت · کشاورزی
agrology خاککشتشناسی · علوم خاک · پدولوژی
agrometeorologists هواشناسان كشاورزي · هواشناسان
agrometeorology زيستهواشناسي · هواشناسي جنگلي · هواشناسي كشاورزي · هواشناسی
agromyza آگرومیزا · آگرومیزا فرونتلا
agromyzidae آگرومیزیده
agronomic صفات زراعي · نشانويژگيهاي محصول زراعي · نشانويژگيهاي گياه زراعي · نشانویژگیهای زراعی
agronomist کشاورز
agronomists متخصصان زراعت
agronomy علم زراعت · کشاورزی
agropisciculture آبزيپروري در مزرعه برنج · شاليزار ماهيپروري · پرورش ماهی زراعی
agropyron آگروپيرون اسپيكاتوم · آگروپيرون الونگاتوم · آگروپيرون داسيستاكيوم · آگروپیرون · آگروپیرون دسرتوروم · آگروپیرون کریستاتوم
agrosilvicultural نظامهای كشت درونجنگلي
agrosilvopastoral نظامهای کشت و مرتع
agrostidaceae آرونديناسه · آروندينلاسه · آندروپوگوناسه · آوناسه · آگروستيداسه · اراگروستئائه
agrostis آگروستيس آلبا · آگروستيس آلبا ژيگانتئا · آگروستيس تنوييس · آگروستيس پالوستريس · آگروستیس · آگروستیس استولونیفرا
agrostology علفشناسی
agrotis آگروتیس · آگروتیس اپسیلون · آگروتیس سژتوم · آگروتیس فوکوزا · اسكوتيا
aground بشن نشستن · به زمین · بگل نشستن · درزمین
agstafa آقاستفا
agsu آقسو
aguacate اوکادو
aguascalientes آگواسکالیانتس
ague تب مالاریا · تب نوبه · تب و لرز · نوبه دزده · لرز
aguilera کریستینا اگیلرا
agyen دوباره · دگربار · باز
ah آا · آها · آوخ · اخ · ایا · وا
ahad عبدالاحد مهمند
ahadi مینا احدی
ahal آخال
ahan ذوبآهن · راهآهن
ahangarani پگاه آهنگرانی
ahar اهر · شهرستان اهر
ahaus آهاوس
ahead جلو افتادن · فرا · قبل از وقت · پیش پیش · پیشتر · جلو رفتن
ahem لبه
ahmad ابراهیم احمد · احمد احسائی · احمد احمدی · احمد باطبی · احمد تفضلی · احمد جمال
ahmadi احمد احمدی · استان احمدی
ahmadinejad احمدینژاد · محمود احمدینژاد
ahmadiyya احمدیه
ahmadzadeh هاشم احمدزاده
ahmed احمد اول · احمد چلبی · احمد یاسین · لیلا احمد · مسجد سلطان احمد
ahmedabad احمدآباد
ahmet احمد نجدت سزر · احمد کایا · احمد کچ
ahmose اهمسه یکم
ahriman اهریمن · اهریمن کیش · اهرمن
ahrimanic اهریمنی
ahura اهورامزدا
ahvaz استقلال اهواز · اهواز · دانشگاه شهید چمران · شهرستان اهواز
ai علم رايانه · فنون رايانهاي · کاربردهای کامپیوتر · تلقیح مصنوعی · سيستمهاي رايانهاي · هوش مصنوعی
aichi چشم
aichtal آیشتال
aid اعانت · امدادرساني غذايي · برداست · برنشین · حمایت کردن · دستگیری
aidance کمک
aide مساعد · مشاور
aider معاون
aidin آیدین نیکخواه بهرامی
aids ايدز · ایدز · عفونتهاي ويروس كمبود ايمني انسان · نشانگان کمبود ایمنی اکتسابی · یاری گرهای دستیابی · یاریگرهای فراوری
aiglet زالزالک · کویچ
aigret تل
aigrette جقه
aiguilette زالزالک · کویچ
aikido آیکیدو
ail درد دادن · کل · پریشان کردن · سیر
ailanthus آیلانتوس · جنس عرعر · عرعر
ailing خسته · بیمار · مریض
ailment بیماری مزمن · رنجوری · رنج · بیماری · مرض
ailuridae ايلوريده · ایلوروپودا · پانداها
ailurophobia گربههراسی
ailuropoda ايلوريده · ایلوروپودا · پانداها
aim استنشاق کردن · بر خر خودسوار شدن · بمقصود خود رسیدن · جهت · قراول · قراول رفتن
aimless بی مقصد · اوباش
aimlessly صاف صاف
aims اهداف اصلاح نژاد · بك تیردونشان · معیارهای انتخاب · دلخواه
aini صدرالدین عینی
ainsdale انگلستان
ainsworth انگلستان
ainu آینو · آینویی · زبان آینو
aiolopus ایولوپوس
aipi تاپيوكا · جاتروفا دولسيس · جاتروفا مانيوت · مانيوت آيپي · مانيوت دولسيس · مانيوت يوتيلزيما
air آلودگي جوي · آلودگی هوا · آهنگ ساختن · آکادمی نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا · ارم ایر · اطوار
airan دوغ
airbag کیسه هوا
airborne عفونت هوازاد
airbrush رنگ پاش · قلم بادی
airbus ایرباس
aircraft رزمنده · ناو هواپیمابر · هواگرد · جنگنده · هواپیما
airdock اشيانه هواپيما · حفاظ · پناهنگاه
airdrome فرودگاه
aires بوئنوس آیرس · بوینوسآیرس
airfield میدان فرودگاه · فرودگاه
airfields فرودگاه
airflow جریان هوا · وزش
airforce نیروی هوایی
airframe سلول
airgun تفنگ بادی
airheaded گیج
airiness خاصیت شناوری · ظرافت
airing هوا خوری · هواخوری · تهویه · گردش
airline شرکت هواپیمایی · هواپیمایی امارات
airliner هواپیمای مسافربری
airlines امایآ · امریکن ایرلاینز · رویال برونئی · ساوثوست ایرلاینز · نورثوست ایرلاینز · هواپیمایی سعودی
airmail پست هوائی · پست هوایی
airman خلبان · هوانورد
airplane صعود هواپیما · فرود هواپیما · ملخ هواپیما · هواپیما · هواپیمای کوچک · طیاره
airplanes هواگرد
airport فرودگاه · فرودگاه استانستد لندن · فرودگاه بین قارهای جرج بوش هیوستون · فرودگاه بینالمللی امام خمینی · فرودگاه بینالمللی بن گوریون · فرودگاه بینالمللی جان اف کندی نیویورک
airpost پست هوایی
airs خودرا گرفتن · نازنده · لنگر
airscrew ملخ هواپیما · شمع
airship سفینۀ هوایی · قابل هدایت · هواایست · هواپیما
airspace فضای هوایی
airspeed ایرسپید آکسفورد
airstrip باند فرودگاه
airway خط هوایی · راه هوایی
airways بریتیش ایرویز · یو اس ایرویز
airy بادغد · بادغر · بادغرد · بادغند · خودنما · نظری
airyanem ایرانویج
aisha عایشه
aishwarya آیشواریا رای
aisle راهرو · تخته پل · جناح · قایق
aitch ایچ · هاش
aizoaceae ایزوآسه · مزامبرياسه · نمیریان · نيمروزيان
ajabshir شهرستان عجبشیر
ajaccio آژاکسیو
ajami فواد عجمی
ajar نیمهباز
ajax آژاکس · آیاس
ajellomyces آژلومیسس
ajlun عجلون
ajman عجمان
ajmān عجمان
ajr ایران ارج
ajram نانسی عجرم
ajuga آژوگا · جنس جعده · جنس لبدیسی
ak آققویونلو
akabane ویروس آکابان
akaki آکاکی تسرتلی
akan آکان
akarsu باریش آکارسو
akbar الله اکبر · اکبر عبدی · اکبر محمدی · اکبر هاشمی رفسنجانی · اکبر گنجی · جلالالدین محمد اکبر
akebia آکبیا
akee بلیژیا ساپیدا
aken آکن
akhal پیمان آخال
akhare آخر هفته
akhenaten آخناتون
akhirah آخرت
akhmatova آنا آخماتووا
akhtala آختالا
akhundov میرزا فتحعلی آخوندزاده
akhuryan آخوریان
akiba آكيبا · لوکوسیتوزوئون
akira آکیرا کوروساوا
akita استان آکیتا
akkad سارگون بزرگ · مصطفی عقاد
akkadian آکدی · اکدی · زبان اکدی · سامی
akon ایکان
aksaray آقسرای
aksu سزن آکسو
al آل پاچینو · آل کاپون · استان احمدی · استان انبار · استان فیوم · استان مثنی
alabama آلاباما · آلابامایی · دانشگاه آلاباما · دانشگاه آلاباما در برمینگام
alabaster رخام · مرمر سفید
alachlor آلاکلر · لاسو · متاكلر
alacritous تازه دماغ
alacrity دنیدن · چابکی
aladdin علاءالدین
alagoas آلاگواس
alaikum سلام علیکم
alain آلن بوگوسیان · آلن دلون · آلن رب گرییه
alam اسدالله علم · شهعالم · علمکوه · کلنا للوطن للعلی للعلم
alamo قلعه آلامو
alamos آزمایشگاه ملی لوس آلاموس
alamut قلعه الموت
alan آلان · آلن تورینگ · شرت · آلن · الله
alangiaceae آلانژیاسه
alanine آلانین · آلانین آمینوترانسفراز · گلوتامات پيرووات ترانسآميناز
alanis آلانیس موریست
alans آلانها
alar ديمتيلآمينوسوكسيناميك اسيد · دامینوزید
alaria آلاریا
alarm آژیر · به هراس انداختن · بهت وحیرت · تشویش خاطر · ساعت رومیزی · ساعت زنگ دار
alarmed تشویش کردن · هراسیدن · وحشت کردن یا گرفتن · هراسان · هراس کردن
alarming ترساننده
alarum ساعت شماطه · ساعت شماطه دار · هشدار · هراس
alas ای وای · ایواه · حیف · خاك عالم بر سرم · دردا · دریغا
alasht آلاشت
alashtar الشتر
alaska آلاسکا · تاریخ آلاسکا · خلیج آلاسکا · دانشگاه آلاسکا در انکوریج · دانشگاه آلاسکا در فیربنکس · ماهی پولاک آلاسکا
alaskensis پیکونما آلاسکانسیس
alata دیوسکورئا آلاتا · سنا آلاتا · سناي كچلي · كرسانتيا آلاتا · لوفيرا لانسئولاتا · لوفیرا آلاتا
alatum سزاموم آلاتوم
alauda چکاوک
alavi بزرگ علوی · مستعلوی · موسسه فرهنگی علوی
alba آبيس پكتيناتا · آبیس آلبا · آگروستيس آلبا · آگروستيس آلبا ژيگانتئا · اسفناج هندي · باسلا آلبا
albacete آلباسته
albacore ماهي آلباكور · ماهی تون
albania آلبانی · اران · جمهوري سوسياليست خلق آلباني · آلان
albanian آلبانیایی · آلبانیایی قفقازی · البانى · حزب کار آلبانی · لک آلبانی
albany آلبانی
albatross آلباتروس · بار سنگین
albedinis فوزاريوم آلبدينيس · فوزاريوم اكسياسپوروم پيسي · فوزاريوم الاييديس · فوزاريوم ديانتي · فوزاريوم رادیسیس لیکوپرسیسی · فوزاريوم رافانی
albedo آلبدو · برونبر · در معرض نور خورشيد · درونبر · سيتروس آلبدو · سپیدایی
albedometers ابزارآلات هواشناسي · تانكهاي تبخير · تبخیرسنجها · ثبتكنندههاي باد · خورتابهسنجها · سپیداییسنجها
albeit اگرچه · هرچند
albendazole آلبندازول · فنبندازول · كمبندازول · مبندازول · پاربندازول · بنزیمیدازولها
albeola گاومیش
albert آلبر کامو · آلبرت · آلبرت آیلر · آلبرت اینشتین · آلبرت شوایتزر · آلبرت لاموریس
alberta آلبرتا · دانشگاه آلبرتا
alberti لئون باتیستا آلبرتی
alberto آلبرتو موراویا
albertus آلبرتوس ماگنوس
albertz هاینریش آلبرتز
albicans کاندیدا آلبیکانس
albicaulis كاج پوستسفيد · پینوس آلبیکولیس
albida آكاسيا آلبيدا · فیدربیا آلبیدا
albiflos همانتوس آلبیفلوس
albilineans گزانتوموناس آلبیلینئانس
albimanus آنوفلز آلبیمانوس
albinism آلبینیسم · زالگونی · زالی · سفیدی پوست · زال
albino زال · آلبینیسم · زالگونی
albinoni توماسو آلبینونی
albipictus درماسانتور آلبیپیکتوس
albizia آلبيزيا فالكاتا · آلبيزيا فالكاتاريا · آلبیزیا · آلبیزیا جولیبریزین · آلبیزیا سامان · جنس هزار برگ
albizzia آلبیزیا · جنس هزار برگ · جنس گل ابریشم · جنس گل خسب
albo ورتیسیلیوم آلبوم آتروم
alboglabra براسیکا آلبوگلابرا · كلم برگي · كلم برگي چيني
albopictus آئدس آلبوپیکتوس
alborz البرز · دبیرستان البرز · رشته کوه البرز
albrecht آلبرشت دورر
albrechtsberger یوهان آلبرشتسبرگر
albright مادلین آلبرایت
albstadt آلباشتاد
albufeira آلبوفیرا
albugo آلبوگو · آلبوگو کاندیدا · لکه سفید چشم · سيستوپوس
albula کورگونوس آلبولا
album آلبوم · آلبوم عکس · تریکودرما آلبوم · جای عکس · سانتالوم آلبوم · سیلن سفید کرکی
albumen آلبومن · آلبومن بذرها · آلبومن تخم مرغ · آلبومينهاي بذر · آلبومينهاي دانه · اوآلبومين
albumin سفیده تخم مرغ
albuminous بیاض البیضی · ترشح بول بیاض البیضی
albumins آلبومینها · آلبومن · اوآلبومين · لاكتالبومين · ميوژنها · آلبومن بذرها
albuquerque آلبوکرکی · امريکا · آمریکا · اتازونی · ايالات متحده امريک · ایالات متحده آمریکا
alburnum برونچوب
alburz البرز
albus آلبوس دامبلدور · باقلاي مصري · رومینوکوکوس آلبوس · لوپينوس ترميس · لوپینوس آلبوس
albéniz آیزاک آلبنیس · سسیلیا سارکوزی
alcahest نوش دارو
alcaligenes آلکالیژنس · آلکالیژنس اوتروفوس · آلکالیژنس فکالیس
alcatraz جزیره آلکاتراز
alcazar قصر · قلعه · دژ
alces آلسس · بزرگگوزنهاي شمالي اروپايي · بزرگگوزنهای شمالی · موس · گوزن شمالی
alchemilla پای شیر
alchemist کیمیائی · کیمیاوی · کیمیاگر · کیمیاگر تمام فلزی
alchemy علم کیمیا · کیمیا · کیمیاگری · اکسیر · علم شیمی
alcmene آلکمنه
alcobaça آلکوباسا
alcohol آسكوربات اكسيداز · آسكورباز · آمیل الکل · اكسيدازها · الكل اكسيدوردوكتاز · الکل
alcoholic آدم مست · الكلی · الکلی · تخمير اتيليك · تخمیر الکلی · خمریات
alcoholism اعتیاد به الکل · اعتیاد به مشروبات الکلی · الکلیسم · شرابخوارگی · ميخوارگي · میبارگی
alcohols الکلها · الکلهای قندی · الکلهای چرب · روغنهاي فوزل · پروپيلن گليكول · گليكولها
alcove خوازه · شاه نشین · اتاق خواب · خوابگاه · شبستان
alcuin آلکوئین
alcyoneus آلکوئونئوس
alcácer آلکاسر دوسال
aldebaran دبران
aldehyde آلدئيد ليازها · آلدولازها · دكربوكسيلازها · كربوكسيلازها · كربوكسيليازها · هيدراتازها
aldehydes آلدئیدها · آلدهیدها
alder توسه · توسکا · رازدار · آلنوس · آلنوس روبرا · آلنوس گلوتینوزا
alderman شیخ بلد · کد خدا · کدیور
aldermanate کد خدایی
aldermancy کد خدایی
aldershot انگلستان
aldertree توسه
aldi آلدي
aldicarb آلدیکارب
aldo آلدو روسی
aldolases آلدئيد ليازها · آلدولازها · دكربوكسيلازها · كربوكسيلازها · كربوكسيليازها · هيدراتازها
aldoses آلدوزها
aldosterone آلدوسترون · داكسيكورتون · مینرالوکورتیکوییدها
aldous آلدوس هاکسلی
aldrin آلدرین
ale آبجو
aleatoric تصادفی
aleatory قماری · تصادفی
aleck مرد رند
alecto آلکتو
alectoris الكتوريس · کبکها
alectra الکترا · الکترا ووژلیای
alegre پورتو الگره
alehouse بوزه خانه
alejandro آلخاندرو · آلخاندرو آمنابار
alekhine الکساندر آلخین
aleksandr الکساندر واسیلوسکی
aleksandrovich میخائیل شولوخف
aleksei آلکسی لئونتیف
aleksey آلکسیی نیکولایویچ تولستوی · آلکسیی کانستانتینوویچ تالستوی
alem تقویم اتیوپیایی عامت عالم
alemannic زبان دانمارکی
alembic انبیق · قرع وانبیق · قرنبیق
aleochara آلئوکارا · آلئوکارا بیلینئاتا
aleph الف
aleppo حلب · سالك · كاج حلب · پینوس هالپانسیس · حلبی
alert بدست بودن · جعبه هشدار · زنده دل · شاطر · گوش بزنگ بودن · قچاق
alertness زنده دلی · شطارت · مراقبت · چالاکی
ales آبجوهاي انگليسي · آبجوهاي سياه · لاژرها · آبجوها
alessandria ایتالیا
alessandro آلساندرو دلپیرو · الساندرو باریکو · الکساندر ولتا
alestes آلستس
aletheia آلتیا
aleurites الوریتس · الوریتس فوردیای · الوریتس مولوکانا · الوریتس مونتانا · ميو
aleurocanthus آلوروکانتوس · آلوروکانتوس ووگلومی
aleurodicus آلورودیکوس · آلورودیکوس دیسپرسوس
aleurodidae آلیرودیده · سپيدكيان · سپيدمگسها
aleurone آلورون · سلولهای آلورون · لایه آلورون
aleurothrixus آلوروتریکسوس · آلوروتریکسوس فلوکوسوس
aleut آلئوتی
aleutian بیماری الیوت · پلاسماسيتوز مينك
alevi علوی گری
alewife شگماهي پشتكبود · شاهماهی آمریکایی
alex الکس فرگوسن
alexander آلکساندر استپانوویچ گرین · آلکساندر لیتوینینکو · اسکندر · اسکندر بزرگ · اسکندر ذوالقرنین · اسکندر مقدونی
alexandr الکساندر گریبایدوف
alexandra الکساندرا کولونتای
alexandre الکساندر یرسین
alexandretta اسکندرون
alexandria ارتدکس قبطی · اسکندریه · فانوس اسکندریه · هیپاتیا
alexandrian اسکندری · سناي اسكندراني · كاسيا آكوتيفوليا · کاسیا سنا
alexandrine طوطی بزرگ اسکندر
alexandrinum تریفولیوم الکساندرینوم · شبدر برسيم · شبدر مصري
alexey آلکسی استاخانوف · الکسی لئونوف
alexis الکسیس دوتاکویل
aleyrodes آلیرودس
aleyrodidae آلیرودیده · سپيدكيان · سپيدمگسها
aleyrodoidea آلیرودوییدهآ
alfalfa اسپست · یونجه
alfaro داوید آلفارو سیکهایروس
alfie الفی
alfisols آلفيسولها · لوویسولها
alfred آلفرد آدلر · آلفرد نوبل · آلفرد هیچکاک · آلفرد کینسی · آلفرد گیوم
alfresco خارج از منزل
alga جلبک
algae جلبکها · آبيرستيان · بذرافشاني مصنوعي جلبكها · جلبكهاي آبي · جلبكهاي قرمز · جلبكهاي قهوهاي
algal آناتوكسين · بذرافشاني مصنوعي جلبكها · تودههاي جلبكي · تودههاي پلانكتون گياهي · تودههای آبزی · تودههای دریایی
algaroba جنس کهور · پروزوپیس
algarroba خرنوب
algate به هر جهت · به هر حال
algebra الجبر · جبر · جبر خطی · جبر و مقابله · جبر ومقابله · علم جبر ـ علم الجبر
algebraic جبری · جبریات · تفریق
algebraical جبری
algerae نوزما آلژرائه
algeria الجزائر · الجزاير · الجزایر · الجمهورية الجزائرية الديمقراطية الشعبية · جمهوري دموكراتيك خلق الجزاير · جمهوری دموکراتیک خلق الجزایر
algerian الجزایری · جنگ داخلی الجزایر · دینار الجزایر · عربی الجزایری · آبيس پكتيناتا · آبیس آلبا
algicides جلبککشها
algiers الجزیره · الجزایر
alginates آلژیناتها
alginic آلژینیک اسید · اسید آلژينيك
algol الگول
algolagnia درددوستی
algology جلبکشناسی
algonquian زبان آلگونکینی
algophobia ترس از درد
algorism حساب
algorithm الگوريتم · الگوریتم · الگوریتم امضای رقومی
alhagi خارشتر
alhambra الحمرا · الحمراء
ali آیان حرصی علی · ابوالحسن علی · تشیع · حاجیعلی رزمآرا · دلارام علی · ذوالجناح
alias نام مستعار
alibi جای دیگر · عذر · بهانه · دستاویز · عذر خواستن
alicante آلیکانته
alicastrum بروسیموم آلیکاستروم
alice آلیس این چینز · آلیس ریوا · آلیس شوارتسر · آلیس نیل
alidade عضاده
alien آدم فضایی · اجنبى · بيگانه · حيوان · خارجى · غریبه بودن
alienable انتقال پذیر · بیع بردار · قابل انتقال
alienate انتقال دادن · غریبه بودن · منحرف کردن
alienated بریده · حواسش پرت است · حواس پرت
alienating ابعاد
alienation اجنبیت · بریدگی · بهم زدگی · بیگانگی · غربت · غریبی
alienator انتقال دهنده
alienee انتقال گیرنده
alienist طبیب مجانین · روان پزشک · روانپزشك
alienor واگذار کننده
alienus پساموتتيكس آليانوس · پساموتتیکس استریاتوس
alif الف
alighieri دانته آلیگیری
alight آتش زدن · راحت کردن · فرود آمدن · فرودآمدن · قرار کرفتن · نزول کردن
alighting نازل · نزول · نزولگاه
align از راست ردیف کردن · از چپ ردیف کردن · ردیف کردن · ردیف گذاشتن · منظم کردن
aligning تثبیت موقعیت
alignment ترازعمودی · صف بندی · تنظیم · رده بندی · پیوستگی
aligoodarz الیگودرز
alihan علیخان صمدوف
alike شبیه · مشابه · مماثل · همشکل · يكسان · یکسان
alikeness شباهت صورت
alikhani یوسف علیخانی
aliment غذاء · قوت لایموت · رزق · غذا دادن · قوت · معاش
alimental غذائی · ماده مغذی · مغذی
alimentarius مقررات غذایی
alimentary دستگاه گوارش · لوله گوارش · لولۀ هاضمه · مجرای گوارش · جهاز هاضمه · غذائی
alimentation ادارۀ ارزاق · ارزاق · تغذیه · قوت لایموت · رزق · خورش
aliments اغذیه
alimony نفقه · نفقه دادن
alinement پیوستگی
aliphatic تركيبات آليفاتيك · مشتقات آليفاتيك اسيد · ترکیبات آلی
alireza علیرضا افتخاری · علیرضا طهماسبی · علیرضا عصار · علیرضا منصوریان · علیرضا نوریزاده · علیرضا واحدینیکبخت
alismataceae آببارهنگیان · آلیسماتاسه · تیره تیرکمان آبی · تیره قاشقواش
alive زنده · زنده بگور گردن · زنده دار · اغشه کردن · باز ماندگان · تحیت
aliyev الهام علی اف · حیدر علی اف
alizadeh حسین علیزاده
alizarin رنگ روناس · روناس
alizée الیزه ژاکوتی
alişan آلیشان
alkahest نوش دارو
alkali خاكهاي قليايي شور · شخار · عملیات قلیایی · فلز قلیایی · فلزات قلیایی · قلیا
alkalify قلیایی شدن
alkaligenes آلکالیژنس
alkalimeter قلیا سنج
alkaline آلكالين فسفومونواستراز · خاکهای قلیایی · خمير سولفاتي · خمير سولفيتي · خمير قليايي · فسفاتاز آلکالین
alkalinity قلیاینگی · اسيدينگي خاك · قلياينگى خاك
alkalinization قلیاییشدن
alkalise قلیایی شدن
alkaliser ضد اسید معده
alkalize قلیایی شدن
alkalizer ضد اسید معده
alkaloid شبه قلیا · قلیائی
alkaloids آلكالوييدهای گزانتينی · آلکالوییدها · آلکالوییدهای ارگوت · اسكوپولامين · افدرين · روكهفورتين
alkalosis آلکالوز
alkane آلکان
alkanes آلكانها · هیدروکربنها
alkanet شنگار · گاوزبان
alkekenji عروسك پس پرده · کاکنج
alkoran قرآن
alkylresorcinols آلكيلرزورسينولها · ترکیبات فنلی · رزورسينولها · رسوراترول · فنولها · كاتکولها
alkyne آلکین
all آل میوزیک گاید · آنا دراویدا مونترا کاژاگام سراسری هند · اجمعین · اختر شمردن · از در و دیوار · از دم
allah الله · مسجد شیخ لطفالله
allahabad الله آباد
allahu الله اکبر
allamanda آلاماندا
allameh دانشگاه علامه طباطبائی · سید محمدحسین طباطبایی
allan ادگار آلن پو
allanblackia آلانبلاکیا · آلانبلاکیا استولمانیای
allantoic آلانتوییک اسید · اسید آلانتوييك
allantoin آلانتویین
allantonematidae آلانتونماتیده
allantosoma آلانتوسوما · اوپاليناتا · سوكتوريا · سیلیوفورا · مژكدارها · مژکداران
allative استون
allawi ایاد علاوی
allay معتدل شدن · آرام کردن · تسکین دادن
allegation ادعا · اسناد · اظهار · مدعا ـ مدعی
allege ارائه دادن · اسناد کردن · اقامه کردن · بحق دانستن
alleged بقول معروف · منتسب به
allegement ادعا · اظهار
alleghaniensis بتولا آلگانیانسیس · بتولا لوتئا · توس زرد
allegheniensis روبوس آلگنیانسیس
allegiance بیعت · بیعت دارن · بیعت شکستن · تابعیت · وفاداری · بیعت کردن
alleging تعذیر
allegorical مستعار · رمزی · مجازی
allegorically بر سبیل تمثیل · بر وجه تمثیل
allegorise مثل زدن · مثل گفتن
allegorize مثل زدن · مثل گفتن
allegory تمثیل · حکایت اخلاقی · شعار · داستان اخلاقی · مثل · رمز
allegro نشاط انگیز
alleles آللها
allelochemicals آللوكميكالها · مواد آللوشیمیایی
allelopathy آللوپاتی · دگرآسیبی
allen وودی آلن · پل آلن
allende ایزابل آلنده · سالوادور آلنده
allergens آلرژیزاها
allergic آلرژيها · واكنشهاي آلرژيك · پاسخهاي آلرژيك · پرحساسیتی
allergies آلرژنها · آلرژیهای دارویی · آلرژیهای غذایی · آنافيلاكسي غذايي · حساسيت غذايي · عدم تحمل غذا
allergy آلرژی · حساسیت
allerton انگلستان
allethrin آلترین
alleviant مسکن موقتی · مسکن
alleviate تخفیف کردن · سبک کردن · آسان کردن
alleviated مخفف
alleviating مسکن
alleviation تسکین · منزل
alleviative مسکن درد · مسکن موقتی
alleviator مسکن موقتی
alleviatory مسکن درد · مسکن موقتی
alley خیابان کوچک · زراعت راهرویی · شارع خاص · كشت مخلوط پرچيني · كشت منطقهاي · نان و کوچه
alleyway خیابان کوچک · زقاق · کوچه
alliaceae آلیاسه
alliaceum آدنوكاليما آلياسئوم · پسودوکالیما آلیاسئوم
alliance ائتلاف آزادی خلق متحد · ائتلاف سه گانه · ائتلاف چپ سبز اسکاندیناوی · ائتلاف کردن · ائتلافی · اتفاق
allianco اتحاد کردن
allied اتحاد کردن · دارابی · متحد · متعاهد · متفق · مقرون
allies نیروهای متفقین · همدستان شب · اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی · اتحاد شوروی
alligation اختلاط و امتزاج · آمیزه
alligator تمساح · نہنڭ · گلابي آليگاتور · گلابي آوكادو · آوکادوها · نهنگ
alligatoridae آليگاتوريده · آلیگاتورها
alligators آلیگاتورها · آليگاتوريده
allii بوتریتیس آلیای · پوکسینیا آلیای · بوتريتيس آكلادا
alliodora کوردیا آلیودورا
allithwaite انگلستان
allium آتاسوكي · اليوم اودوراتوم · اليوم باكري · اليوم پوروم · الیوم · الیوم آسکالونیکوم
allmements مشتہبات
allocate تخصیص دادن · اختصاص دادن
allocated مخصص · اختصاص داشتن · اختصاصی
allocation اختصاص · استقرار منابع · تخصیص سرمایه · تخصیص نیروی کار · جدول تخصیص فایل · واحد فضای تخصیصی
allocations مخصصات
allocator تخصیص دهنده
allocution خطابه
allodial بيع ناپذير
allolobophora آلولوبوفورا · آلولوبوفورا تراپزوييدس · آلولوبوفورا توبركولاتا · آلولوبوفورا كاليژينوزا · آپوركتودئا تراپزوييدس · آپوركتودئا توبركولاتا
allomones آلومونها · ترشحات دفاعي
allopathy تداوی بضد · علاج بضد · معالجه بضد · معالجۀ بضد
allophane آلوفان · ايليتها · ايموگوليت · مواد معدنی رسی · هالوییزيت · پاليگورسكيت
allophone صدای دورگه · چند صدا
alloploidy آلوپلوييدي · پليپلوييدسازي خودبهخودي · پليپلوييدها · پلیپلوییدی
allorhogas آلوروگاس
allot سهم دادن · تخصیص دادن · جورکردن
alloteuthis آلوتئوتیس
allotment تخصیص · نسر رعیتی · پخش · تعیین وقت · جايگاه
allotments كرتهاي باغي · محدودههای چرا · مخصصات
allotrope چند شکل
allotropism چند شکلی
allotropy دگرشکلی · چند شکلی
allotted مقسوم
allouia کالالئا آلوییا
allow اذن دادن · جایز داشتن · جایز دانستن · خارج و داخم کردن · راه دادن · رخصت دادن
allowable مباح · مباحات · پذيرفتني · روا · روایی · طلق
allowableness مباحت · مباحیت
allowance توظیف · جامگی · جامگی خوار · مجوز · کمك خرج · جیره
allowances جیرههای غذایی توصیهشده · مقرری خانواده · کمکهزینههای قطع کشاورزی · دريافت غذايي توصيهشده
allowed احوالات · احکامات · غلط مشہور · مباح · حلال · مجاز
alloy آلیاژ · الودگی · درجه · زر ده ده · شائبه · عیار
alloyed بین نژادهای مختلف
alloys آلیاژها
allozymes آلوزیمها
allspice فلفل ترشی · فلفل فرنگی · فلفل کبیر · پودر فلفل جامائیکایی · فلفل قرمز
allude اشاره كردن · ایما · اشاره کردن · گریز زدن به · کردن
allure اطماع کردن · بدام انداختن · تطمیع کردن · اغوا کردن
allurement اطماع · اغواء · تطمیع · جذب
allurements زخارف دنیا
alluring زخرف · فاتن · جذاب · دلفریب
allusion ایماء · تلمیح · بکنایه · گریز · اشاره · رمز
allusions رموز · مرموز
allusive کنایه دار
allusively کنایه زدن · گوشه زدن
alluvial خاکهای آبرفتی · رسوب
alluviation درزگیری · ته نشینی
alluvion سيلاب · رسوب
alluvium آبرفت · رسوب
ally حلیف · خویشی کردن · هم پیمان · متحد کردن · دوست
almada آلمادا
almagest مجسطی
almanac تقویم سالیانه · تقویم نجومی · زیگ · زیج · سالنامه · تقویم
almanach تقویم نجومی · سالنامه · تقویم
almanachmaker منجم
almaty آلماآتی · وقت آلماآتا · وقت تابستانی آلماآتا · وقت عادی آلماآتا
almayne مملکت المان · آلمان
almazán آلماسان
almeirim آلمیریم
almería آلمریا
almightiness جبروت
almighty جبار · حضرت باری تعالی · حضرت حق · حضرت متمال · حضرت پروردگار · خدای قادر مطلق
almirah قفسه · كمد · گنجه
almond ازدو · بادام · بادام منقا · بادام کاغذی · بادامستان · درخت بادام
almondcake لوزینه
almonds بادام سوخته · بادامها · بادامهاي تلخ · بادامهاي شيرين · شیرۀ بادام · لوزتین
almondshaped بادامی
almondtree ارژن
almoner امین صدقات
almost ته کشیدن · تقریبا
alms بلاچین · تصدق · تصدق دادن · تصدق کردن · خیرات · زکاة ـ زکوة
almsgiving تصدق
almshouse دارالاعانه · لنگر خانه
almug چوب صندل
almum سورگوم آلموم
alnus آلنوس · آلنوس آكوميناتا · آلنوس انکانا · آلنوس اینوکومائه · آلنوس جورولنسیس · آلنوس روبرا
alocasia آلوکازیا · آلوکازیا ماکروریزا · تاروي كبير
aloe آلوئه · آلوئه باربادنسیس · آلوئه ورا · آلوا · الوا · جنس صبر زرد
aloes شبیار
aloeswood عودی
alofi الوفی
alois آلویس هیتلر
alone اختزال · بالانفراد · بانفراد · تك وتنہا · تنهایم بگذارید · تنهایی
along بصحابت · زود رفتن · لك لك · لك و لك · لك و لك کردن · سوری
aloo زیره · سیبزمینی · گل کلم · سیب زمینی
aloof بر کران بودن · مہجور · کناره جویی · کناره جویی کردن · کناره کردن · کنارهگیر
alopecia آلوپسي · اگزانتم · داءالثعلب · درماتوز · دیسکراتوز · ریزش مو
alopecurus آلوپکوروس · آلوپکوروس میوسوروییدس · آلوپکوروس پراتنسیس · آلوپکوروس ژنیکولاتوس · جنس دمروباهی · دمروباهي چمني
alopex آلوپكس · روباه شمالگان · وولپس · روباهها
alopias آلوپیاس
alopius خرمنکوب
alor الور ستار
alosa آلوزا
aloud با صدای بلند
alour رشادت
aloysia آلویزیا · آلویزیا تریفیلا · بهلیمو · ليپيا سيتريودورا
alp آلپ ارسلان
alpaca عبائی
alpacas آلپاکاها · لاما پاكوس
alpes رون آلپ · پرووانس آلپ کوت دازور
alpestre تریفولیوم آلپستره
alpha آلفا · آلفا آمیلاز · آلفا قنطورس · آلفا گالاکتوزیداز · آلفا گلوکوزیداز · اول و آخر
alphabet الفبا · الفباء · الفبای آواشناسی بینالمللی · الفبای آوانگاری بینالمللی · الفبای ترکی · الفبای سیریلی
alphabetic الفبائی · الفبايی · هجائی · الفبایی
alphabetical الفبایی · بترتیب حروف تہجی · ترتیب الفبایی · الفبايی
alphavirus آلفاویروس · ويروس جنگل سمليكي · ويروس رودخانه راس · ويروس سيندبيس · ويروس گتا
alphitobius آلفیتوبیوس · آلفیتوبیوس دیاپرینوس
alphonse آلفونس دولامارتین
alphosis پیس · پیسه
alpine آب و هوای کوهستانی · اقليم آلپي · حب القرنفل · علفزارهای کوهی · پوشش گیاهی کوهی · گياهان باغ كوهستاني
alpines گياهان باغ كوهستاني · گياهان باغبانی كوهي · گیاهان باغی سنگی
alpinia آلپینیا · آلپینیا افیسیناروم · آلپینیا پورپوراتا · آلپینیا گالانگا
alpinist کوه نورد
alpinus سالولینوس آلپینوس
alpirsbach آلپیرسباخ
alps آلپ · آلپ استرالیا · رشتهکوههای آلپ · کوههای آلپ
already از قبل · به این زودی · دیگه · دیگر · قبلا
alright بسیار خوب
alsace آلزاس
alsatian جرمن شپرد
alsike تریفولیوم هیبریدوم · شبدر دوررگه · شبدر دورگ
also احرام · اختر دانش · التفات فرمودن · الزام · اوضاع · تناول کردن
alsophila آلسوفیلا
alston انگلستان
alstonia آلستونیا
alstroemeria آلسترومریا
alstroemeriaceae آلسترومریاسه
alt مقام رفیع · منتها درجه · منزلت · ارتفاع
alta ریبرا آلتا
altai آلتایی · آلتایی جنوبی · سرزمین آلتایی · آلتای
altaic زبان آلتاییک
altair کرکس پرنده
altar آتشدان · قربانگاه · محراب · مذبح
altay آلتای · تایوان
altena آلتنا
altenburg آلتنبورگ
altenkirchen آلتنکیرشن
altensteig آلتنشتایگ
altentreptow آلتنترپتوو
alter تبدیل دادن · تبدیل کردن · تغییر دادن · دگرگون شدن · دگرگون کردن · دیگر خود
alterability قابلیت تغییر
alterable خلل پذیر · تغییر پذیر
alteration تبدیل · تغییر · دگرش · دیگر گونی · قلم خوردگی · تجدید نظر
alterations تغییرات
alterative درمانی · معالج · شفا بخش · علاج بخش
altercate اوراق کردن · مباحثه کردن · مجادله کردن · بحث کردن · جدال کردن · دعوی کردن
altercation مجادله · مباحثه · مشاجره · نزاع
altered دکر کون · دیگر گون · قلم خورده
altering عفن
alternanthera آلترنانترا · آلترنانترا فیلوگزروییدس · آلترنانترا پونژنس · جنس گل مرواریدی
alternaria آلترناريا تنوييس · آلترناريا سيرسينانس · آلترناریا · آلترناریا آلترناتا · آلترناریا براسیسه · آلترناریا براسیسیکولا
alternata آلترناريا تنوييس · آلترناریا آلترناتا
alternate زاویۀ متبادله · كشت متناوب · كشت چرخشي · متبادل · ميزبانهاي جايگزين · تناوب زراعی
alternately بتناوب · زیر وروشدن
alternating تناوبی · متناوب
alternation تاوب · تداول · تناوب · نقطهگذاری ژاپنی
alternative ازادی · انرژي جايگزين · خیار فسخ · داورى كردن · روشهای تناوبی · زراعت جايگزين
alternatively بنوبت
alternatives جایگزینهای آزمون جانور
alternator الترناتور · متناوب ساز
alternatus مونوکاموس آلترناتوس
alterniflora اسپارتینا آلترنیفلورا
alternifolia درخت چاي · ملالوکا آلترنیفولیا
alters محرف
althaea آلتئا · آلتئا افیسینالیس · جنس ختمی · جنس خطمی · ختمي · ختمی درختی
althea ختمی درختی
although اگر چند · بآانکه · با وجود اینکه · با وجودیکه · باوجود اینکه · باوجودی که
althusser لوئی آلتوسر
altica آلتیکا
altilis آرتوكارپوس انسيستا · آرتوكارپوس كومونيس · آرتوکارپوس آلتیلیس · درخت نان · میوه درخت نان
altimeter ارتفاع سنج · دوربين سرعت
altissima مانسونیا آلتیزیما
altitude بلندی · فرازا · ارتفاع · ارتفاعا · ارتفاعی · مقام رفیع
altitudinal ارتفاعی
altivelis پلکوگلوسوس آلتیولیس · آيو
altlandsberg آلتلاندسبرگ
altman رابرت آلتمن
alto ترانتینو آلتو آدیج · نقوش برجسته
altogether از همه جهت · جمیعا · هرگونه · همه چیز · جمیع · همگی
altria گروه آلتریا
altricial نوزاد زودرس
altruism ازخودگذشتگى · ايثارگرى · نوع دوستی · نوع پرستی
altus امريکا · آمریکا · اتازونی · ايالات متحده امريک · ایالات متحده آمریکا
alum زاج سفید · صاحب درجه · زاج · فارغ التحصیل
alumina گل پاك · گل پاک
aluminis گل داغستانی
aluminium آلومینیم · آلومینیوم · گل پاک · یاقوت
aluminum آلومینیم · آلومینیوم · گل پاک
alumna صاحب درجه · فارغ التحصیل
alumnus صاحب درجه · فارغ التحصیل
alutera آلوترا
alva آلوا مارينا · زوسترا مارینا
alvand الوند
alveolar سوراخ سوراخ
alveolaris پیوره
alveolate فرو رفته · خانه خانه · سوراخ سوراخ
alveoli برونشها · حبابچهها · نایژهها
alveolus حفره دندانی · شش خانه · شان
alverca آلورکا دو ریباتژو
alvie زنده شدن
alvin الوین پلانتینگا
alway هرگز · همیشه
always دائما · دایما · علی الدوام · نو بنو · همه وقت · همیشه
alyce الیسیکارپوس · شبدر آليس
alysicarpus الیسیکارپوس · الیسیکارپوس روگوسوس · الیسیکارپوس واژینالیس · شبدر آليس
alyson علی
alyssum آلیسوم · آلیسوم برتولونیای · الوسن · الیسون · جنس قدومه · قدومه
alzenau آلتسناو این اونترفرانکن
alzey آلتزی
alzheimer آلزایمر
am آشفته ام ـ آشفته ای ـ آشفته است الخ · ازدستم برنمی آید · الست · او حق بگردن من دارد · بیخشید اسباب زحمت شما شدم · حوصله ام تنك شد
amabilis آبیس آمابیلیس · آروندیناریا آمابیلیس · نراد آبشاري · نراد نقرهاي اقيانوس آرام
amacuro دلتا آماکورو · سرزمين دلتا آماكورو
amada مانگو ژينگر · کورکوما آمادا
amadeo آمادئو بوردیگا
amadeus آمادئوس · ولفگانگ آمادئوس موتسارت
amado خورگه آمادو
amadora آمادورا
amadou قو
amah خدمتگزار · مستخدمه
amal جنبش امل
amalekites عمالقه · عمالیق
amalgam ملغمه · ملقمه
amalgamate متحد کردن · مخلوط کردن
amalgamation امتزاج · ادغام · ممزوج کننده
amalgamations ادغام مزارع · ادغامها
amanab پاپوا نیو گینیا · پاپوآ گینه نو
amanat حسین امانت
amanda آماندا
amaniensis آگاو آمانیانسیس · سيسال آبي
amanita آمانیتا
amano آمانو
amanpour کریستین امانپور
amanuenses کتاب
amanuensis محرر · کاتب · محور
amanullah امانالله شاه
amapa آماپا
amarante آمارانته
amaranth آمارنطون · تاج خروس · زلائف الملوك · زلف عروسان · زلف غروس · گل مخمل
amaranthaceae آمارانتاسه · تاجخروسیان · تیره تاجخروس
amaranths آمارانتوس · تاجخروس · تاجخروسان غلهاي · جنس باروتک · جنس تاجخروس · جنس زلفعروسان
amaranthus آمارانتوس · آمارانتوس ادوليس · آمارانتوس اسپینوسوس · آمارانتوس دوبیوس · آمارانتوس لوكوكارپوس · آمارانتوس هیپوکوندریاکوس
amarantus آمارانتوس · تاجخروس · تاجخروسان غلهاي · جنس باروتک · جنس تاجخروس · جنس زلفعروسان
amarillo آماریلو
amarlu بخش عمارلو
amaryllidaceae آماریلیداسه · تیره نرگس · نرگسیان · نسرینسانان
amaryllis آماریلیس · گل نرگس
amass الفاظ · دولت بہم زدن · فراهم آوردن · گوالیدن · انباشتن · توختن
amassed اندوخته
amasses اندوزنده
amassing مجلس
amassment اندوختکی
amatella دیوریکتریا آماتلا
amaterasu اماتراسو
amateur آماتور · غير حرفه ای · ناشی · کم تجربه · خاطرخواه · دلداده
amathes آماتس · گزستیا
amativeness جاذبه جنسی · جاذبۀ بین ذکور واناث · شهوت انگیزی
amatory تشبیت
amatoxins آسپرژيليك اسيد · آماتوكسينها · ااوسپورئين · اسكيرين · اسپوريدسمينها · امودين
amatuku آماتوکو
amaurosis آب سیاء · نزول آب سیاه
amaze بیهوش کردن · سراسیمه کردن · سرگردان کردن · لال کردن · مات کردن · مبهوت کردن
amazed آسیمه · ابرکار · حیران · حیران شدن · حیرت اده · حیرت کردن
amazement حیرانی · تحسين · تحیر · دهشت · حیرت · سراسیمگی
amazing تعجب آور
amazon آمازون · رودخانه آمازون · وقت آمازون · وقت تابستانی آمازون · وقت عادی آمازون
amazonas آمازوناس · سرزمين آمازوناس
amazonia آمازونیا
amazons آمازونها · آمازونها
ambacensis ویگنا آمباسانسیس
ambage دوپهلوگویی
ambari كنف دكن · هیبیسکوس کانابینوس
ambassador آمباسادور · ایلچی · ایلچی کبیر · سفي · سفیر · سفیر کبیر
ambassadors سفراء
ambassadorship سفارت
ambassadress همسر سفیر
amber بیجاد ـ بیجاده · شاهبوی · عنبر · عنبر چه · کهربا · کهربایی
ambercolored عنبر فام · کہر بایی رنك
ambercoloured بیجاده رنك
ambergris عبیر · عنبر آگین · غالیه · معنبر · شاهبوی · عنبر
amberjack عنبرماهي · ماهي سامسون · ماهیان دمزرد
amberseed حب المسك
ambidexter ذوالیمینین · ذوالیینین · ذویمینین
ambidextrous ذوالیمینین
ambidous آزرم جوی
ambient امبینت · شرايط محيطي · محاصره شده · محدود · محیطی · فاکتورهای زیستمحیطی
ambiguella اوپهسیلیا آمبیگوئلا · كليزيا آمبيگوئلا
ambiguity التباس · ایهام · ملابسه · گنگی · ابهام · پوشیدگی
ambiguous دو پهلو · ذواحتمالین · مبهم · مبہم · مشتبه · ملتبس
ambiguously با ابهام · به طور مبهم · درپرده
ambilogy توجیه
ambiorix آمبیوریکس
ambit حدود · محوطه · ناحيه · نوسان نما
ambition اشتیاق · بلند همتی · جاه طلبی · حب جاه · مناعت · نامجویی
ambitious بالاهمت · بزرك همت · بلند نظر · بلند همت · بلنداراده · جاه طلب
ambitiously جاه طلبانه
ambitiousness حرس جاه · بلند همتی · جاه طلبی · حب جاه
ambivalence دارای دو جنبه · ضد و نقیض
ambivalency دارای دو جنبه
ambivalent دوجنبه ای
amble یورغه رفتن · یورغه ـ یورقه · گردش
amblyomma آمبلیوما · آمبلیوما آمریکانوم · آمبلیوما ماکولاتوم · آمبلیوما هبرئوم · آمبلیوما واریگاتوم · آمبلیوما کاجنانس
amblyopia ضعف باصره
amblyopy آب سیاء
amblyseius آمبليسيوس فالاسيس · آمبليسيوس فنلانديكوس · آمبليسيوس كاليفرنيكوس · آمبليسيوس كوكومريس · آمبليسيوس پوتنتيله · آمبليسيوس گوسيپي
ambo جعبه صابون · کرسی خطابه · منبر · منقار
amboinensis توکسورنکیتس آمبویینانسیس
amboinicus كولئوس آروماتيكوس · کولئوس آمبویینیکوس · گاوزبان هندي
ambrose دانشگاه سنت امبروز
ambrosia آمبروزیا · آمبروسیا · شربت
ambrosioides تخم درمنه · کنوپودیوم آمبروزیوییدس
ambry گنجه
ambsace دو کور · دویك
ambulance آمبولانس · آمبولانس خبر کن · امبولانس · بیمارستان سیار · مریضخانه نظامی · مریضخانۀ سیار
ambulances آمبولانس
ambulant سیار
ambulate دور زدن · دور گشتن · راه رفتن
ambulatory سیار
ambuscade بزخو · بزخو کردن · پناه گاه · کمین · کمینگاه · دام
ambush کمین کردن · بزخو · بزخو کردن · پناه گاه · کمین · کمینگاه
ambystoma آمبيستوما · آمبيستوماتيده · اكسولوتل · سمندرها
ambystomatidae آمبيستوما · آمبيستوماتيده · اكسولوتل · سمندرها
amear آغشتن
amedeo آمادئو آووگادرو · آمادئو مودیلیانی
ameer امیر
amelanchier آملانشیر · آملانشیر کانادنسیس · جنس مشمله · مشمله کانادایی
ameliorate بهتر شدن · بهتر کردن · بہتر کردن · چاره کردن · بهترشدن · اصلاح کردن
amelioration بهبود · بهبودی · رو بیہودی گذاردن
amen آمين · آمین · آمین گفتن
amenability احساس مسئولیت
amenable بحرف نمی ایستد · حرف حساب بخر جش نمبرود · قابل توافق
amenableness احساس مسئولیت
amend ترمیم کردن · تصحیح کردن · تجدید نظر کردن · درمان کردن · جبران كردن · اصلاح کردن
amendable قابل اصلاح
amendatory اصلاحی
amendment ترمیم · اصلاح
amendments بهسازیهای آلی · بهسازیهای خاک · بهسازیهای غیر آلی · آهك كشاورزي · مواد اصلاحي منيزيم آهكي · آهك
amends تلافی · جبران · ارتجاع · بازگردانی · فریادرسی · اصلاح
amenemhat آمنمهات سوم
amenhotep آمنهوتپ دوم · آمنهوتپ سوم
amenity كمربندهاي سبز · نهالکاری زینتی · کاشت زینتی · مطبوعیت
amenmesse آمنمسس
amentia سبک مغزی · سفاهت · حماقت · خبط دماغ
amenábar آلخاندرو آمنابار
amerce جریمه کردن
amercement جریمه · غرامت
amereeable جریمه بردار
amerian خانه عامریها
america آمریکا · آمریکای جنوبی · آمریکای شمالی · آمریکای لاتین · آمریکای مرکزی · آمریکای گرمسیری
american آبهاي درونمرزی آمريكاي جنوبي · آبهاي درونمرزی آمريكاي شمالي · آبهای درونبوم آمریکای جنوبی · آبهای درونبوم آمریکای شمالی · آمریکائیان آفریقاییتبار · آمریکای
americana آووکادو · آپيوس توبروزا · اولموس آمریکانا · سيب مامي · شیستوسرکا آمریکانا · فيتولاكا دكاندرا
americanisation آمریکاییسازی
americano بازار مشترك آمريكاي مركزي · بازار مشترک آمریکای مرکزی
americans سرخپوستان · فهرست سیاهپوستان معروف آمریکا
americanum آمبلیوما آمریکانوم · اوسيموم آمريكانوم · تخم شربتی · مالاکوسوما آمریکانوم · گزیفینما آمریکانوم · اوسیموم بازیلیکوم
americas امریکا · برج آمریکاس · قاره آمریکا · نقشه آمریکا · آمریکا · امريکا
americium آمریسیم · آمریکیوم · امریسیم
amerigo آمریگو وسپوچی
amesha امشاسپند · امشاسپندان · امهرسپند
ametastegia آمتاستژیا
amete تقویم اتیوپیایی عامت عالم
amethyst آمتیست · جبلقوم · رنگ ارغوانی · رنگ یاقوتی · کرکهان · کمست
ametryn آمترین
amharic امهری · امہاري · زبان امهاری
amherst دانشگاه ماساچوست در امهرست
amia سگ ماهی
amiability محبوبیت · شیرینی · مهربانی
amiable خوش اخلاق
amiableness مهربانی
amianthum پنبه کوهی
amiben آميبن · کلرامبن
amicability دوستدار صلح
amicable دول متحابه · عهد مودت بستن · متحاب · محبانه · مناسبات دوستانه · ودادی
amicableness دوستدار صلح
amicably محبانه · دوستانه
amicarbalide آميكارباليد · داروهاي ضد تريپانوزومي · ديمتريدازول · ديمينازين · سورامين · عوامل ضد پیشزیانی
amid عباسعلی عمید زنجانی
amidala پدمه آمیدالا
amidase آميداز · آمید هیدرولازها
amide آميد سينتتازها · آمید هیدرولازها · سينتتازها · پپتيد سينتتازها · آميداز · لیگازها
amides آمیدها · آنيليدها · ساليسيلاميدها · پليويدون
amidines آمیدینها
amidostomatidae آمیدوستوماتیده
amidostomum آمیدوستوموم
amigo ویسنته آمیگو
amilcare آمیلکاره پونکیلی
amin امین معلوف
amina آمنه لاوال
amindivi جزایر لاکودیو مینیکوی و آمیندیوی
amine آمین اکسیداز · مونوآمين اكسيداز
amines آمینها · آمینهای زیستزاد · متيلآمينها · مونوآمينها
amini علی امینی
amino آمينو نيتروژن · آمينواسيدها · آمینو اسیدها · آمینو اسیدهای آزاد · آمینو اسیدهای ضروری · آمینو اسیدهای گوگرددار
aminocarb آمینوکارب · ماتاسيل
aminopeptidase آمینوپپتیداز
aminotransferase آسپارتات آمینوترانسفراز · آلانین آمینوترانسفراز · گلوتامات اگزالواستات ترانسآميناز · گلوتامات پيرووات ترانسآميناز
aminotransferases آمینوترانسفرازها · ترانسآمينازها
aminotriazole آمينوتريازول · آمیترول
amir امیر خسرو دهلوی · امیر قلعهنویی · امیر نادری · امیرارسلان نامدار · امیرحسین صادقی · امیرکبیر
amiri رامونا امیری
amirkabir دانشگاه صنعتی امیرکبیر
amish آمیش
amiss بد تفسیر کردن · درست نفهمیدن · نادرست فهمیدن
amitabh آمیتاب باچان
amitosis آمیتوز
amitraz آمیتراز · تكتيك · تودي · ميتابان
amitrole آمیترول · آمينوتريازول
amitus آمیتوس
amity خوش رویی · رفاقت · مودت
amlash شهرستان املش
amman امان · عمان
ammeter آمپرسنج
ammi آمی · آمی ویسناگا
ammo مهمات
ammocetes بچهماهي · لپتوسفالوس · لاروهای ماهی
ammodytes آمودیتس
ammodytoidei آمودیتوییدهای
ammonia آمونيوم هيدروكسيد · آمونیاک · تيروزين آمونياک لياز · جوهر نشادر · فنیلآلانین آمونیاک لیاز · گلوتامات آمونیاک لیگاز
ammoniac اشق · نشادر
ammoniacum اشق
ammonite صدف
ammonium آمونیوم · آمونیوم سولفات · آمونیوم فسفات · آمونیوم نیترات · آمونیوم نیتروژن · آمونیوم کلرید
ammonoid صدف
ammunition مهمات
ammunitions تدارکات قشونی · سامان جنك · قورخانه · مہمات
amnesia نسیان · یادزدودگی · فراموشی
amnesty عفو بینالملل · عفو عمومی · عفو عمومی کردن · بخشش
amnion آمنيون · رهل · كيسه زرده · جنین
amniotic رهلی
amoeba آمبا · امیب
amoebida آمبيدا · ريشهپاييان · سارکودینا
amok آشفته · شوریده · دیوانه
amol آمل · شهرستان آمل
amomum آموموم · آموموم كارداموموم · آفراموموم ملاگوئتا · آموموم ملاگوائتا · التاریا کارداموموم
among از آن جمله · از توی · از جمله · حنا بندان · در ردیف چیزی قرار گرفتن · در میان
amora آمورائیم
amoralism اخلاقستیزی
amorist عاشق
amorite اموریها
amorium آموران
amorous برزم · بلبل مزاج · تافته جگر · دلبسته · غمزه آمدن · غمزه کردن
amorously شيفته وار · عاشقانه · عشوه گر · عشقبازی کردن
amorousness تعشق · جاذبه جنسی · شهوت انگیزی
amorpha آمورفا · آمورفا فروتیکوزا · جنس نیکله · نيل كاذب
amorphophallus آمورفوفالوس · آمورفوفالوس ریویری · آمورفوفالوس کامپانولاتوس
amorphotheca آمورفوتکا
amorphous بی شکل · بی نظم · غیرشفاف · بی ریخت
amort در حال مرگ
amortisation استهلاک
amortization استهلاك · استهلاك بدهي · استهلاك داراييها · بازپرداخت بدهيها · پرداخت بدهی · استهلاک
amortized مسئہلك شدن · مستہلك
amortizer مستہلك
amos عاموس
amount آبهواشناسي · باخته · بارش مايع · برد و باخت · روز بارش · رژیم بارش
amounts مبالغ جبرانی · پرداختهاي جبراني · مقادیر
amour عشقبازی · رابطه نامشروع · غرور · امر · رابطه · عشق
amouzegar جمشید آموزگار
amp آدنوزين مونوفسفات · آمپر · امپر
ampelomyces آمپلومیسس · آمپلومیسس کوییسکوالیس
ampeloprasum اليوم پوروم · الیوم آمپلوپرازوم
ampere امپر · آمپر
amperes آمپر
amperometer آمپرسنج
amphetamine آمفتامين · داروهای محرک
amphibia بيدم · حیوانات ذو جنبتین · حیوانات ذو حیاتین · دوزيستان · دوزیستیان
amphibian خاکی و آبی · دوزیستان · ذوحیاتین
amphibians دوزیستیان · بيدم · دوزيستان · حیوانات ذو جنبتین · حیوانات ذو حیاتین
amphibious خاکی و آبی · ذوحیاتین
amphibius کرگدن
amphibology بطریق ایہام · ایهام
amphimallon آمفیمالون
amphimixis جفت گیری
amphineura دوعصبیان
amphipoda آمفیپودا · دوجورپاییان
amphipolis آمفیپولیس
amphiprotic بی تفاوت
amphitheater استادیوم ورزشی · تالار · سالن
amphitheatre استادیوم ورزشی · تالار · سالن
amphitrion آمفیتروئون
amphitrite آمفیتریته
amphitryon آمفیتروئون
amphora آمفورا · کوزهء سفالی
amphorophora آمفوروفورا
amphoteric بی تفاوت
amphotericin آدريامايسين · آمفوتريسين · آووپارسين · اسپكتينومايسين · دوكسوروبيسين · ريفامايسين
ampicillin آمپيسيلين · اگزاسيلين · بنزيلپنيسيلين · كلوگزاسيلين · پنیسیلینها
ample انبون · بیش ازاندازه · سرشار · فراخ · فسیح · پربار
amplectens آندروپوگون آمپلكتانس · دیهتروپوگون
ampleness فراخی
amplification اطناب · بسط
amplified توسعه یافتن
amplifier تقويت كننده · تقویت کننده برق · بلند گو
amplify تقویت کردن · بزرگ کردن
amplifying سخن گستر
amplitude توسعه · دامنه · سعت · سعه · فسحت · میدان نوسان
ampoule آمپول
amprolium آمپرولیوم
amps آمپر
ampul آمپول
ampule آمپول
amputate عقب نشينى کردن · قطع کردن
amputation آمپوتاسیون · اندامبرداری · جذم · قطع عضو
amputator قطع کننده
amr عمرو دیاب · سیبویه
amrasca آمراسکا · آمراسکا بیگوتولا · آمراسکا دواستانس
amritsar امریتسار
amsacta آمساکتا
amsterdam آمستردام · ایدفا · نیو آمستردام
amu آمو دریا · آمودریا · جیحون
amuck آشفته · شوریده · دیوانه
amulet بازو بند · تعویذ · تمیمه · خورمك · رقیه · زبان بند
amulets عزایم
amun آمون
amundsen دریای آموندسن
amur آمور · استان آمور
amurrio آموریو
amuse بازی دادن · تفتن کردن · تفریح دادن · تفریح کردن · سرگرم کردن · وقت گذراندن
amused سرگرم
amusement تفنن · تنزه · تنقل · سر گرمی · سرگرمی · شادی خوشحالی خوشی مسرت
amusements لہو ولعب
amusing ملہی
amusium آموزیوم
amy امی لی · ایمی اکاف
amyelois آمیلوییز · آمیلوییز ترانزیتلا
amygdala بادامک · لوزه
amygdalate لوزی
amygdalin آمیگدالین
amygdalus آميگدالوس كومونيس · پرونوس آميگدالوس · آميگدالوس · بادام · جنس آلو · جنس آلوچه
amyl آمیل الکل
amylase آلفا آمیلاز · بتا آمیلاز
amylases آمیلازها · دياستازها
amyloidosis آمیلوییدوز
amylopectin آمیلوپکتین
amylose آمیلوز
amylovora اروینیا آمیلوورا
amylum نشاسته
amyotonia عدم اتکا
amélie آملی
an آخر شدن · آمبولانس خبر کن · آهنگ ساختن · ائتلاف کردن · ائتلافی · اثرکردن
ana اطلاعات سودمند · سانتا آنا
anabaena آنابنا · آنابنا آزوله · آنابنا سیلندریکا
anabantoidei آنابانتوییدهای
anabasine آناباسین · نئونيكوتين · پيريديل پيپريدين · پيپريديل پيريدين
anabasis آسمانی بیبرگ · آنابازیس · آنابازیس آفیلا · جنس آسمانی · جنس شپشو
anabolics فراگشتیها
anabolism آنابولیسم · جذب و مادهسازی · فراگشت · فراگوهرش
anacanthotermes آناکانتوترمس
anacardiaceae آناکاردیاسه · تیره پسته · پستهسانان · پستکان
anacardium آناکاردیوم · آناکاردیوم اکسیدنتال
anacletus آناکلتوس
anaconda آناکوندا
anacystis آناسیستیس
anadara آنادارا · آنادارا گرانوزا
anadiplosis رداالعجز علی الصدر
anadromous ماهيان بالارونده · ماهيان فرورونده · ماهیان ترارونده
anadyr وقت آنادیر · وقت تابستانی آنادیر · وقت عادی آنادیر
anaemia آنمی · وینه لږی · کمخونی · کمخونی عفونی اسبی · سيركوويروس خوکی · سیرکوویریده
anaerobic تصفیه بیهوازی · شرايط بيهوازي · هضم بيهوازي · واکنشهای بیهوازی
anaerobiosis واکنشهای بیهوازی · شرايط بيهوازي
anaesthesia بیهوشی · خوابرفتگي · هوشبری · فقراتی
anaesthetic داروی بیہوشی · دوای بیہوشی
anaesthetics خوابآورها · داروهاى بیحسی موضعي · داروهای هوشبر · كلرال هيدرات · ليدوكائين · ليگنوكائين
anaesthetize سر کردن · بیهوش کردن
anaesthetized سر
anagasta آناگاستا كوئنيلا · افستیا کوئنیلا
anaglyph تزئینات برجسته
anagoge تعالی روحی
anagram تحریف · مقلوب غیر مستوی · واروواژه · قلب
anagrammatist محرف
anagrus آناگروس
anagyroides کروتالاریا آناژیروییدس
anagyrus آناژیروس
anaheim آناهایم · آناهایم داکس
anahita آناهیتا · ناهید
anal آمیزش جنسی مقعدی · سوكه · سوله · سکس مقعدی · لواط · مقعدی
analecta قطعات ادبی · منتخبات
analects قطعات ادبی · منتخبات
analeptic محرک روحی
analeptics داروهای محرک · آمفتامين
analgesia تخفیف درد
analgesic آرام کننده
analgesics داروهای ضد درد · ديتوميدين · مدتوميدين
analgetic آرام کننده
analog رایانه قیاسی
analogise تشبیه کردن · قیاس کردن
analogize قیاس کردن · تشبیه کردن · مقایسه کردن · مقیاس کردن
analogous قابل قياس · قابل قیاس · تطابق کردن · خبرنگار · طرف معامله · مشابه
analogues آنالوگهاي فرومون · آنالوگهای هورمون جواني · فرمونهاي ساختگي · مواد شبهگوشت · همسانهای فرومون · همسانهای هورمون جوانی
analogy شباهت · قیاس · مشابہت · مکاتبه · تطابق
analphabetism بیسوادی
analyse کالبدشکافی کردن
analyser تحلیل کننده
analysis آزمودن ارگانولپتيكي · آزمودن حسي · آزمودن خاك · آمار به عنوان علم · آنالیز ایزوتوپ · ارزيابى حسي
analyst تحلیلگر · تحلیلگر سیستم · روانکاو
analytic تحلیلی · هندسه تحلیلی · هندسۀ تحلیلی
analytical تعيين مواد شيميايي · روشهای تجزیهای · شيمي تجزيهاي · فنون تجزيهاي · پردازش تحلیلی درون خطی · تجزيه شيميايي
analyze تجزیۀ کردن · موشکافی کردن · کالبدشکافی کردن
analyzer تحلیل کننده
anamnesis تجدید خاطره · تذکر
anamulet حرز
ananas آناناس سايتووس · آناناس کوموسوس · برومليا كوموزا · عین الناس · آناناس
ananassa فراگاریا آناناسا
anand هند · هندوستان
anapa آناپا
anaphes آنافس
anaphylactic آنافيلاكسي · شوك آنافيلاكتيك · واکنشهای آنافیلاکتیک
anaphylaxis آلرژیهای غذایی · آنافيلاكسي غذايي · حساسيت غذايي · عدم تحمل غذا · پرحساسيتي غذايي · آنافيلاكسي
anaplasma آناپلاسما · آناپلاسما مارژیناله
anaplasmataceae آناپلاسماتاسه · اژيپسيانلا · ریکتزیالز · سيتوستها · كولزيوتا · نئوريكتزيا
anaplasmosis آناپلاسموز
anaplasty جراحی پلاستیک
anarak انارک
anarchic هرج و مرج طلب · هرج و مرج
anarchical هرج و مرج
anarchism آنارشیسم · دولتزدائی
anarchist منکر همه چیز · هرج و مرج طلب
anarchy بی قانونی · هرج و مرج · اغتشاش · بی نظمی
anarhichas آناریکاس · آناریکاس دنتیکولاتوس · آناریکاس لوپوس · آناریکاس مینور
anarsia آنارسیا · آنارسیا لینئاتلا
anas آناس · اردكهاي بالغ نر · كايرينا · اردکها
anasarca استسقاء لحمی · استسقای عمومی بدن
anastacia آناستازیا
anastasius آناستازیوس
anastatus آناستاتوس
anastigmatic بدنام · در معرض تهمت
anastomose بهم اتصال دادن · جوش خوردن
anastomosis تفمم · تلاقی
anastrepha آناسترفا · آناسترفا سوسپانسا · آناسترفا فراترکولوس · آناسترفا لودنس
anastrophe قلب مطلب
anatexis پارهگدازش
anathema آناتما · تكفير · فریه · لعنت
anathematise نفرین شدن · مکروه داشتن · لعنت کردن
anathematize نفرین کردن · لعنت کردن · نفرین شدن · مکروه داشتن
anathematized نفرین کرده
anathemise لعنت کردن · نفرین شدن · مکروه داشتن
anathemize لعنت کردن · نفرین شدن · مکروه داشتن
anatidae آناتيده · غازیان
anatipestifer پاستورلا آناتیپستیفر
anatole آناتول فرانس
anatoli آناتولی
anatolia آناتولی · اناطولی
anatolian هیروگلیف آناتولی
anatolicum هیالوما آناتولیکوم
anatolijs آناتولیس گوربونوفس
anatolius آناتولی
anatoliy آناتولی لوناچارسکی
anatoly آناتولی کارپف
anatomic تشريحی · ريختگيري كالبدشناختي · صورتبندی بدن · تشریحی · ریختگیری بدن
anatomical تشریحی
anatomically تشریحا
anatomist تشریح دان · تشریح کننده
anatomists بافتشناسان · كالبدشناسان · زیستشناسان
anatomy آناتومی · آناتومی گری · آناتومی گياهي · تشريح گياهي · تشریح مرضی · ساختار جانوري
anatoxin آناتوكسين · توكسينهاي جلبكي · توكسينهاي گياهي · متوكسالن · ميسروتوكسين · گزانتوتوكسين
anaxagoras انکساغورث
anaximander آناکسیماندر ملطی
anaximenes آناکسیمن میلتوسی
anbar آبانبار · استان انبار · پیروز شاپور · انبار
anbaran عنبران
anceps ستاريا آنسپس · ستاریا اسفاسلاتا · علف طلايي مرتع
ancestor عنصر پیشین · نیا · گرشاسب · سلف · جد · پیشین
ancestors اجداد · اسلاف
ancestral جدی · اجدادی
ancestress جده
ancestry اصل و نسب · مادربزرگها · نیاکان · همنياكان · پدربزرگها · تبار
anchilops سلاق
anchises آنخیسس
anchoa آنکوآ
anchor لنگر · لنگر انداختن · لنگر حاشیه ای · لنگر کشیدن · محکم شدن · تکیه گاه اصلی
anchorage انکوریج · دانشگاه آلاسکا در انکوریج · لنگر گاه · کشتی گاه · لنگرگاه
anchorite تارك دنیا · تازك دنیا · منزوی
anchoveta لاشهماهیان
anchovies لاشهماهیان
anchovy آنچوی · ماهی کولی · کولی
anchusa گاوزبان
ancient القدیم · انتیك · ایا قدیم · باستان · باستان نامه · باستانی
ancientness قدمت · روزگار باستان · عهد عتیق
ancients قدما · متقدمین · پیشینیان
ancillary بنگاههای اقتصادی کمکی · تكميلي · الحاقی · کمکی · یاور · فرعی
ancipital دولبه
ancona ایتالیا
ancylostoma آنسیلوستوما · آنسیلوستوما کانینوم · آنکیلوستوما
ancylostomatidae آنسیلوستوماتیده
ancymidol آنسیمیدول · ردوسيمول
and آخ و اوخ کردن · آدم و حوا · آسیا و اقیانوس آرام · آمدورفت کردن · آنتیگوا و باربودا · آنزاک
andacious جسور
andalucia اندلس
andalusia اندلس
andaman جزاير نيكوبار · جزایر آندامان · جزایر اندامن و نیکوبار · دریای آندامان · سرخچوب · سرخچوب اندامن
andante به آرامی · نسبتا ملایم
andean بازار مشترك آندي · زون آندي · كوههاي آند · منطقه آندی · گروه آندی
anders آندرس سلسیوس
andersen جایزه هانس کریستین آندرسن · هانس کریستین آندرسن
anderson پاملا اندرسون
andersoni آمبلیسیوس آندرسونی · درماسانتور آندرسونی
andes آند · کوههای آند · زون آندي · كوههاي آند · منطقه آندی
andhra آندرا پرادش
andic آنديسولها · آندوسولها
andicola بتهوونيا سريفرا · سروگزیلون آندیکولا · نخل موم · نخل موم آمريكاي جنوبي
andijan استان اندیجان · اندیجان
andimeshk اندیمشک
andino بازار مشترك آندي · گروه آندی
andiron سه پایه
andisols آنديسولها · آندوسولها
ando تادائو آندو
andolusia اندلس
andoni آندونی زوبیزارتا
andorra آندورا · آندورا لاولا
andorran پزتای آندورا
andosols آندوسولها · آنديسولها
andraeanum آنتوریوم آندرئانوم
andranik آندرانیک تیموریان · اندی
andre آندره آغاسی
andrea آندریا بوچلی
andreas لودویگ فوئرباخ
andrei آندره ساخاروف · آندری تارکوفسکی · آندری گرومیکو
andrena آندرهنا
andress اورزولا اندرس
andrew اندرو جانسون · اندرو جکسون · اندرو وایلز · اندرو کارنگی · اندریاس
andrews توماس اندروز · جولی اندروز · دانشگاه سنت اندروز · رابرت میلیکان · سنت اندروز
andricus آندریکوس
andriy آندری شوچنکو
androecium نافه گل · پرچمها
androgenesis آندروژنز · نرزایی
androgens آندروژنها · دهيدرواپيآندروسترون · پراسترون
androgynous خنثی
androgyny دوجنسی
android آدم سان · شبیه انسان · روبات
andrology آندرولوژی · مرداكشناسي · دستگاه تناسلی نر
andromache آندروماخه
andromeda آندرومده · زن برزنجیر
andropogon آندروپوگون · آندروپوگون آمپلكتانس · آندروپوگون اسكوپاريوس · آندروپوگون ايسكموم · آندروپوگون ناردوس · آندروپوگون نوتانس
andropogonaceae آرونديناسه · آروندينلاسه · آندروپوگوناسه · آوناسه · آگروستيداسه · اراگروستئائه
andropov یوری ولادیریمویچ آندروپوف
androstenedione آندروستنهدیون
androsterility زنشدگي · عقيمي نر · نرعقيمي · ناباروری نر
andrzej آندره وایدا
andré آندره بازن · آندره برتون · آندره مالرو · آندره ژید · آندره گدار · امینالله حسین
andrés آندرس سگوبیا · آندرو نین
andy اندی وارهول
anecdotal حدیثی
anecdote امثال · قصه کوتاه · نادره · ضرب المثل · حکایت · قصه
anecdotes نوادر
anecdotic حدیثی
anecdotical حدیثی
anecdotist قصه نویس · قصه گو
anegada آنگادا · تورتولا · جزایر ویرجین بریتانیا · ويرجين گوردا
anele روغن ساختن
anemia رقت خون · فقرالدم · کم خونی · آنمی · وینه لږی · کمخونی
anemic کم خون
anemometers بادسنجها
anemone آذرگون · آنمون · ارامونی · جنس شقایق نعمانی · شقایق دریایی · شقایق نعمان
anemones شقایقهای دریایی
anesthesia بیحسی · بیهوشی · خوابرفتگي · هوشبری · فقراتی
anesthetics خوابآورها · داروهاى بیحسی موضعي · داروهای هوشبر · كلرال هيدرات · ليدوكائين · ليگنوكائين
anethum آنتوم · آنتوم گراوئولنس · جنس شوید
aneuploids آنوپلوييدها · آنوپلوییدی
aneuploidy آنوپلوییدی · آنوپلوييدها
aneura آکاسیا آنورا
aneurism انور سما · انوریسما
aneurolepidium آنورولپيديوم كينانس · اليموس كينانسيس · آنورولپيديوم · اليتريژيا · الیموس · جنس چاودار وحشی
aneurysm آنوريسم · التهاب وريد · انفاركتوس · بيماريهاي رگ خوني · رگبيماري · بیماریهای عروقی
anew از سر نو · ازسر · دوباره · دگربار · باز
angel ابویحی · امین الوحی · انجل دارک · بویحیا ـ بویحیی · جان شکر · جانگیر
angela آنجلا دیویس · آنگلا مرکل · آنگلا هیتلر
angeler ماهی کوسه
angeles اداره پلیس لس آنجلس · فرودگاه بینالمللی لس آنجلس · لس آنجلس کلیپرز · لسآنجلس · لسآنجلس لیکرز · لسآنجلس گالکسی
angelfaced ملك سیما
angelic ایزدی · ملکی · ملك سیما
angelica آركانژليكا افيسيناليس · آنژلیکا · آنژلیکا آرکانژلیکا · جنس سنبل ختایی · سنبل خطایی · گل فرشته
angelical سروشی · فرشته ای · ایزدی
angelina آنجلینا جولی
angell جیمز رولند آنجل
angelo مایکل آنجلو بتیو · فرشته
angels شهر فرشتهها · علویان · فرشتگان چارلی · ملائك · ملائکه · لسآنجلس
anger ارد · برآشفتگی · بقہر رفتن · تشفی · حباب خشم راست · خشم
angered خشمناک
angery زوش
angika آنگیکا · نیپال · نپال
angina آنژین صدری · ورم گلو · گلودرد · گلو درد
angiography برشنگاري · رادیوگرافی · رگنگاري · پرتونگاری
angiology رڭ شناسی · رگ شناس
angioma آنژيوساركوم · آنژیوم · آنژیوما
angiopathy آنوريسم · التهاب وريد · انفاركتوس · بيماريهاي رگ خوني · رگبيماري · بیماریهای عروقی
angiosarcoma آنژيوساركوم · آنژیوم · آنژیوما
angiosperm نهاندانگان
angiosperms نهاندانهها · نهاندانگان
angiostrongylidae آنژیوسترونژیلیده
angiostrongylus آنژیوسترونژیلوس · آنژیوسترونژیلوس وازوروم · آنژیوسترونژیلوس کانتونانسیس · پاراسترونژيلوس كانتونانسيس
angiotensin آنژیوتانسین
anglais کر آنگله · اوکراین
angle براکت زاویه ای · رأس زاویه · زاویه · زاویه انعکاس · زاویه فضایی · زاویه قائمه
angled چہار گوش
angler ماهی گیر · چرخاننده
anglerfish ماهی ماهیگیر
angles زاویتین · زاویه سنجی
angleworm کرم خاکی · خزنده
angling ماهیگیری با طعمه · ماهیگیری با قلاب · ماهیگیری با نی · ماهیگیری
anglophil انگلیسی دوست
anglophile آنگلوفیل · انگلیسی دوست
anglophone آفریقای انگلیسیزبان
angola آنگولا · جمهوري خلق آنگولا · غرب آفریقای پرتغالي · چشم خروس
angolan کوانزای آنگولا
angolensis پتروکارپوس آنگولنسیس
angora گربه براق
angoumois سیتوتروگا سرئاللا
angra آنگرا دو هروئیسمو · اهریمن
angrily بخالت قہر · بغیظ · بقهر ـ از روی قهر · تغیر کردن
angriness خشم ناکی · خشمگینی · غضبناکی · نژندی
angry آدم گرسنه ایمان ندارد · ارغیدن · بخشم آمدن · بخشم آوردن · بدساز · برآشفته
angst احساس بیم
anguilla آنگویلا · آنگوییلا · آنگیل
anguillarum ليستونلا آنگوييلاروم · ویبریو آنگوییلاروم
anguillicaudatus میسگورنوس آنگوییلیکوداتوس
anguillicola آنگوییلیکولا
anguillicolidae آنگوییلیکولیده
anguilloidei مارماهیان
anguillospora آنگوییلوسپورا
anguina آنگویینا · آنگویینا تریتیسی · تريكوسانتس آنگويينا · تریکوسانتس کوکومرینا · خيار چنبر
anguine مارمانند · ماری
anguinidae آنگویینیده
anguis دریای مار
anguish دلتنگی · سینه سوزی · غم و اندوه · غمگین شدن · نگران شدن · نگران کردن
anguished دردمند · نگران
angular گوشه ای · گوشه دار
angularis آزوكيا آنگولاريس · دوليكوس انگولاريس · فازئولوس انگولاريس · ویگنا انگولاریس
angulata فیزالیس آنگولاتا
angulate گوشه ای
angulifera کروزاریا آنگولیفرا
anguria خيار ريز · خيار ريز هند غربي · کوکومیس انگوریا
angustifolia آروکاریا آنگوستیفولیا · آگاو آنگوستیفولیا · سناي تيناولي · سنای هندی · سيسال كوتوله · پرونوس آنگوستیفولیا
angustifolium اپیلیوبیوم آنگوستیفولیوم · بید علفی غاری · سزاموم آنگوستیفولیوم · علف خر برگباریک · واکسینیوم آنگوستیفولیوم
angustifolius لوپینوس آنگوستیفولیوس
anhui آنهوئی · آنهوی
anhungered گرسنه
anhungry گرسنه
anhwei آنهوی
anhydrase كربونيك انيدراز · کربنات دهیدراتاز
anhydride مرگ موش · کربن دیاکسید · دینیتروژن پنتاکسید
anhydrobiosis انيدروبيوز · خفتگی · استراحت
anhydrous دینیتروژن پنتاکسید
aniba آنیبا · آنیبا رزئودورا
anicetus آنیستوس
anil آنیل کاپور · اندیگوفرا آنیل
anile خرف · پیر زنانه
anilides آمیدها · آنيليدها · ساليسيلاميدها · پليويدون
aniline جوهری · رنك جوهری
anility خرف
animadversion انتقاد · سرزنش
animadvert خرده گرفتن · اظهار نظر کردن
animal آسایش جانور · آسيبشناسي انساني · آسيبشناسي جانوري · آلونكهاي دام · آموزش جانور · اختلالات جانوري
animalcula حیوانات ذره بینی
animalism نفس پرستی · حیوانیت
animality زندگی جانوران · طبیعت حیوانی · حیوانیت
animals آفات جانوری · آفت جانوري · ارتباط بین جانوران · انهدام جانوران · بستر جانوران · بهمرگي
animate احیاء کردن · بهیجان آوردن · جان دادن · جاندار · درک کننده · ذی حیات
animated آسیفا · جان کرفتن · دلگرم · زنده شدن · زوائل · سرزنده
animating جان بخش · جان فزا · جان پرور · روح افزا · روح پرور
animation انیمیشن · تصاوير متحرک · تعطیل حس ونفس · دلگرمی · پويا نمايي · زندگانی
animator انیماتور · جان دهنده · روح بخش · رونق دهنده · مجلس آرا
anime انیمه
animism جان گرایی
animosity آزردگی · دشمنی · عداوت · خصومت · اراده · شهامت
animus آزردگی · عداوت · اراده · شهامت · قصد · برنامه
anions آنیونها
anisakidae آنیزاکیده
anisakis آنیزاکیس
anisatum ایلیسیوم آنیزاتوم
anise انیسون · بادیان · بادیان خطایی · بادیان رومی · راز یانۀ رومی · زنیان
aniseed برك کازرونی · تخم بادیان · زنیان · نانخواه · نقل بادیان · انیسون
anisette عرق زنبان · عرق زنیان
anisopliae متاريزيوم آنيزوپليه · متاریزیوم آنیزوپلیائه
anisoptera آنیزوپترا · آسيابكها · سنجاقكها · سنجاقکیان · ناجوربالیان
anisotremus آنیزوترموس
anisotropy ناهمسانگرد
aniston جنیفر انیستن
anisum آنيزوم · جنس جعفری کوهی · پیمپینلا آنیزوم · انیسون · بادیان رومی · پیمپینلا
anjan سنکروس ستیژروس · چمن تشی نیشکدار
anjouan آنجوآن · جزاير كومورو · موهلي · گراند كومور · کوموروس
anjuman نادیا انجمن
ankara آنکارا · استان آنکارا · دانشگاه آنکارا
ankave پاپوا نیو گینیا · پاپوآ گینه نو
ankle اشتالنك · بجل · بجول · رسغ · رسغ پا · شتالنگ
anklebone استخوان قوزک · مچ پا · کعب
anklet خلخال · پا ابرنجن · پازیب · تخلخل
ankyloglossia لکنت زبان
ankylosis آرتروز · بورسيت · جمود مفصل · خوشيدگي · مفصلبيماري · بیماریهای مفصل
ankylostoma آنسیلوستوما · آنکیلوستوما
anlage مرحله نخست
ann آن کالتر · ان لمبتون
anna آنا آخماتووا · آنا دراویدا مونترا کاژاگام سراسری هند · آنا لی فیشر · آنا ماریا موتزارت · آنا نیکول اسمیت · آنا پولیتکوفسکایا
annalist اخبار نویس · خبر نویہس · تاریخ نویس · خبرنگار
annals اخبار سال · تاریخچه
annan کوفی عنان
annapolis آناپولیس · کنفرانس صلح خاورمیانه
annatto آناتو · بیکسا اورلانا
annelida حلقویان · زرفينيان
annemarie آنهماری شیمل
annex ضم کردن · ضمیمه · ضمیمه کردن · ملحق کردن · ملفوفه · منضم کردن
annexation الحاق · انضمام · ضم · پيوست · اضافه
annexations ملحقات
annexe پیوست · ضمیمه
annexed ضمیم · ملحق · منسلك · منضم · مضاف · انضمام
annexes لواحق
annexion پيوست
annie آنی هال
annihilate افناء کردن · تبديل کردن به نقد · خراب كردن · خنثی نمودن · زایل کردن · فنا کردن
annihilated فانی شدن · مضمحل · معدوم · منعدم · نابود · هبا
annihilating مبطل
annihilation افناء · انعدام · اعدام · فنا · نابودی
annihilator از بین برنده · نابود کننده
anniversary جشن سالیانه · سال گردش · سالگرد · سنۀ دوریه · عید سنوی · پنجاهمین جشن
anno دوران مشترک · میلادی · هجری قمری
annona آنونا · آنونا اسکوآموزا · آنونا دیورسیفولیا · آنونا رتیکولاتا · آنونا سنگالنسیس · آنونا كريموليا
annonaceae آناناسیان · آنوناسه · تیره آناناس
annosum هتروبازیدیون آنوسوم · فومس آنوسوس
annosus فومس آنوسوس · هتروبازیدیون آنوسوم
annotating حاشیه نویسی
annotation تحشیه · حاشیه نویسی · حاشیهنویسی · نت · تبصره
announce جاي خالي را تبليغ كردن · اعلام کردن · گزارش دادن · اعلان کردن · ندا دادن
announcement اعلان اطلاع رساني · انهاء · بشارت · اعلام · آگهی
announcer اعلان کننده · مبشر · گوینده
announcing انباء
annoy اوقات کستیرا تلخ کردن · بتنك آوردن · بستوه آوردن · تصدیع دادن · تنك آوردن · دل کسیرا آزردن
annoyance اذا ـ اذی · انضجار · ایذاء · تکدر · دلخوری · ضجرت
annoyed بید ماغ · تنك آمدن · دلخور · دلگران · دلگیر · رنجیدن
annoying تصدیع · تکدیر · رنج آور · رنجش آمیز · طاعون زده · ملال انگیز
annua آرتمیزیا آنوآ · درمنه خزری · درمنه یکساله · پوآ آنوا · چمن گرهريش يكساله · چمن یکساله
annual حلقههاي درخت · حلقههاي يكساله · رویهپاشیهای سالانه · سنواتی · سنوی · علفهای هرز یکساله
annually سال بسال · هرساله · سالانه · سالیانه
annuals یکسالهها · گياهان يكساله
annul باز خواندن · باطل ساختن · بس خواندن · تعطیل کردن · خنثی کردن · فسخ کردن
annular حلقه حلقه · حلقه دار · حلقه مانند · حلقوی
annulata تیلریا آنولاتا · حلقویان · زرفينيان
annulate حلقه دار
annulated حلقه حلقه
annulatum دیکانتیوم آنولاتوم
annulatus بوفیلوس آنولاتوس
annulet حلقه کوچك · دایره
annulirostris کولکس آنولیروستریس
annulled انفساخ
annulling تبطیل · نسخ
annulment ابطال · انفساخ · فسخ · لغو
annulus حلقه
annum درسال · سالی
annunciation عید تبشیر · بشارت
annunciator مبشر
annuum کپسیکوم آنوئوم · فلفل قرمز
annuus جنس آفتابگردان · هلیانتوس آنوئوس · گلهاي آفتابگردان
anobiidae آنوبیایده
anobium آنوبیوم
anode قطب مثبت · آند
anodyne آرام کننده
anodynes مسکنات
anoestrus حرارت جنسي · فحلي · نافحلیت · چرخه استروس · چرخه فحلی
anogeissus آنوژیزوس لیوکارپوس · آنوژیسوس
anoint مسح کردن · میل کشیدن · روغن ساختن · مالیدن
anointed سرمه کشیده · مالیده · مسیح
anointing ادهان · مسح · دهن · روغن مالی
anointment تمریخ
anolis آنوليس · آگاما · آگاميده · ايكوآنيده · سوريا · لاسرتيده
anomala آنومالا · آنومالا کوپرئا
anomalies معوج شدن · ناهنجاريهاي چوب · نقایص چوب
anomalous غیر قیاسی · ناهنجار · برخلاف قیاس · علی غیر القیاس · غیرء عادی
anomalousness غیر متعارف · بی ترتیب · خلاف قاعده
anomaly بی ترتیب · بیرسمی · بیقاعدگی · بیهنجاری · خلاف قاعده · ناهنجاری
anomie بی هنجاری
anomis آنومیس · كوسموفيلا
anomy بی هنجاری
anon چند لحظه بعد · بی نام · لاادری · گمنام
anona آنونا
anonym اسم مستعار · نویسنده گمنام · تخلص
anonymal گمنام
anonymity گمنامی
anonymous بی نام · بینام · كاربر ناشناس · لاادری · ناشناس · ناشناخت
anopheles آنوفلز · آنوفلز آرابیانسیس · آنوفلز آلبیمانوس · آنوفلز استفانسی · آنوفلز فاروتی · آنوفلز فریبورنی
anoplocephala آنوپلوسفالا
anoplocephalidae آنوپلوسفالیده
anoplopoma آنوپلوپوما
anoplura نازیندمیان · شپشهاي مكنده
anorexia اختلالات اشتها · بی اشتهایی · بی اشتہایی · بیاشتهایی · بیاشتهایی عصبی · جوع
anostraca آنوستراکا · بیکاسگان
another اخوان صفا · بالادست · باهم آشتی بودن · برهم · بہم ریختن · تضامن
anousheh انوشه انصاری
anoushiravan انوشیروان روحانی
anowsheeravan مزدك
anoxia آنوکسی · بیاکسیژنی · شرايط بياكسيژني · شرايط كماكسيژني · كماكسيژني · كمبود اكسيژن
anoxic آنوکسی · بیاکسیژنی · شرايط بياكسيژني · شرايط كماكسيژني · كماكسيژني · كمبود اكسيژن
anricle گوش خارجی یا بیرونی
ansa عروۀ زحل
ansar انصار
ansari انوشه انصاری · خواجه عبدالله انصاری
ansarifar محمدحسن انصاریفرد
ansel انسل آدامز
anselm انسلم
anseriformes غازیان · آناتيده
anserine گیج شده · ابلهانه · ترسو · نابخرد · جاهل · غازی
anshan آنشان · انشان
answer بس بودن · بسنده بودن · بیجوابی · جواب · جواب دادن · جور کسی را کشیدن
answerability جوابگویی
answerable زعیم · مسئول
answerableness جوابگویی
answered مجاب
answering پاسخ دهي به تماس · اجابت
answers حواب نامه
ant مور · مورچه · مورچه سواری · مورچه و مورچهخوار · مورچۀ پردار · نمله
antacid ضد اسید معده
antaeus آنتایوس
antagonise دشمن کردن · مخالف کردن
antagonism آنتاگونیسم · ضدیت · مخاصمت · مخاصمه · مضادت · مخالفت
antagonist رقیب · ضد · مضاد · دجال · مبارز · مخاصم
antagonistic آنتاگونيستهاي باكتريايي · آنتاگونيستهاي قارچي · باكتريهاي آنتاگونيستي · قارچهاي آنتاگونيستي · ميكروارگانيسمهاي آنتاگونيستي · آفتکشهای باکتریایی
antagonists آنتاگونيستها · آنتاگونیستهای تیرویید · آنتاگونیستهای هورمون · مهاركنندههاي متابوليك · آنتاگونيستهاي فوليك اسيد · آنتاگونيستهاي ويتامين
antagonize مخاصمت کردن · دشمن کردن · ضدیت کردن · مخالف کردن
antalya استان آنتالیا
antananarivo آنتاناناریوو
antarctic آب و هوای قطبی · اقليم جنوبگان · اقليم شمالگان · اقيانوس آرام جنوبي · اقيانوس اطلس جنوبي · اقيانوس جنوبي
antarctica آنتارکتیک · جنوبگان · منطقه جنوبگان · منطقه قطب جنوب · قطب جنوب
antarctictite جنوبگان
antares قلب عقرب · فلب العقرب
antarthritic ضد نقرس
antartica جنوبگان
antbear خوك خاكی
ante بامداد · صبح
anteater خوك خاكی · مورچهخوار · پرنده ئ مورچه خوار · مورچه خوار · مورچه خور
anteaters اسلوتها · بيدندانيان · توبوليدنتاتا · جفتسمان · خرطومداران · خرگوشسانان
antecede پیش بودن · پیش بینی کردن
antecedence سبقت · شايستگي · برتری · تقدم · حق تقدم
antecedency شايستگي · برتری · تقدم · حق تقدم
antecedent اقدم · ما قبل · مقدم · پیشین
antecedently قبلا
antecedents سابقه
antechamber اتاق انتظار · اطاق انتظار · سالن انتظار · کفش کن · دالان سرپوشیده · سرسرا
antedate پیش بودن · پیش بینی کردن
antediluvian قبل از طوفان · کهنه
antelope آنتلوپ · آنتلوپ کنیون · تیبا · ظبی · اکینوکلوآ پیرامیدالیس · پورشیا تریدنتاتا
antelopes اوريكس · بزهای کوهی
antemetic ضد قی
antemortem قبل از مرگ
antenatal پیش زادی
antenna آنتن ماهواره · شاخك · شاخک · موج گیر · نوار سیگنال · آنتن
antenuptial قبل از عروسی
antepartum پیش زادی
antepenult هجای
antepenultima هجای
antepenultimate هجای
anterior بیماری فلج اطفال · جلو · قدامی · سوراخ بینی · فلج اطفال · متقدم
anteriority حق تقدم · برتری · تقدم
anteroom اتاق انتظار · اطاق انتظار · سالن انتظار · کفش کن · دالان سرپوشیده · سرسرا
anterus آنتروس
anthaxia آنتاکسیا
anthelminthic دوای کرم · کرمی
anthelmintic کرمی
anthelmintics اكسفندازول · اكسيكلونازيد · بوناميدين · بيتيونول · داروهاي كرمكش · داروهای ضدكرم
anthem السلام الملکی الاردنی · سرود · سرود ملی · سرود ملی فدراسیون روسیه
anthemis آنتمیس · آنتمیس نوبیلیس · بابونه رومی · جنس بابونه · كامهملوم نوبيله · بابونه
anther بساك · بساک · كشت گرده · کشت بساک
antheraea آنترئا · آنترئا آساما · آنترئا میلیتا · آنترئا پرنیای · آنترئا پرویلهای · آنترئا پلیفموس
antheraxanthin آستاگزانتين · آنتراگزانتين · زئاگزانتين · كانتاگزانتين · لوتئين · نئوگزانتين
antheridium بساک
anthers بساکها
anthesis شكوفهدهي · گلآغازي · گلشکفتگی · گلدهی
anthill آشیان مور · لانه مورچه
anthocephalus آنتوسفالوس · آنتوسفالوس کینانسیس
anthocoridae آنتوکوریده
anthocoris آنتوکوریس · آنتوکوریس نمورالیس · آنتوکوریس نموروم
anthocyanidins آنتوسیانیدینها · دلفينيدين · سيانيدين · مالويدين · پلارگونيدين
anthocyanins آنتوسیانینها · سيانين
anthology گلچین · منتخبات
anthomyiidae آنتومیایده · ریشهمگسان
anthonomus آنتونوموس · آنتونوموس اوژنیای · آنتونوموس گراندیس
anthony آنتونی · آنتونی هاپکینز · آنتونی هوروویتس · آنتونی کوئین · آنتونی گیدنز
anthoxanthum آنتوگزانتوم · جنس بهاریچمن · علف بهاره
anthracis باسیلوس آنتراسیس
anthracite زغال خشگ · زغال سنگ خالص
anthracnosis آنتراکنوز
anthraquinones آنتراکینونها
anthrax سياهزخم علامتدار · سیاه زخم · سیاهزخم · طاول طاعونی · کفگیرك · گنده تاول
anthrenus آنترانوس
anthribidae آنتریبیده
anthriscus آنتریسکوس · آنتریسکوس سرفولیوم · جعفری وحشی یکساله · جنس جعفری وحشی
anthro انسان شناسی
anthropic تاثير انساني · دخالت انسانزاد · فاكتورهاي انسانزاد · فاكتورهاي انساني · فشار انساني · نشانزد زيستمحيطي
anthropogenic انواع خاك انسانپدیدی · خاكهاي دستساخت · خاکهای انسانزادی · خاکهای انسانپدیدی · تاثير انساني · دخالت انسانزاد
anthropoid شبه انسان · نسناس
anthropologist انسان شناس · مردم شناس
anthropology انسان شناسی · انسانشناسي اجتماعي · بشر شناسی · تشریح علمی · مردم شناسی · مردمشناسی
anthropometry بیومتری · مردمشناسي · زیستسنجی
anthropomorphism انساندیسی
anthropomorphitism انساندیسی
anthropomorphization انساندیسی
anthropomorphosis انساندیسی
anthropophagous مردم خوار
anthropophagy مردم خواری
anthropos نسل · بشر
anthropozoonoses آنتروزوئونوزها · زوئونوزها · بیماریهای مشترک انسان و جانور
anthurium آنتوریوم · آنتوریوم آندرئانوم
anthyllis آنتیلیس · آنتیلیس ولنراریا · جنس ماشک قلوهای · يونجه زرد
anti علیه · پاد · ضد · مخالف
antiacid ضد اسید معده
antiaircraft اسلحه ضد هوایی · ضد حملات هوایی · توپخانه ضد هوایی
antialiasing ملایم ساز خطوط
antiaria آنتیاریا · آنتیاریس
antiaris آنتياريس آفريقایی · آنتیاریا · آنتیاریس · آنتیاریس آفریکانا
antibacterial ايزونيازيد · خواص ضد باكتريايي · خواص ضد میکروبی · خواص ضد ويروسي · خواص ضد پيشزياني · داروهاي ضد باكتريايي
antibilious صفرابر
antibiosis مكانيسمهاي مقاومت · واكنشهاي دفاعي جانوری · واكنشهاي دفاعي گياهي · پاد بيگانهزيستي · پادزيستي · پاسخ دفاعي
antibiotic آنتیبیوتیک · خواص آنتیبیوتیکی · خواص پادزیستی
antibiotics آنتیبیوتیکها · آدريامايسين · آمفوتريسين · آووپارسين · اسپكتينومايسين · دوكسوروبيسين
antibodies آنتيتوكسينها · آنتیبادیها · آنتیبادیهای مونوکلونال · آنتیبادیهای پلیکلونال · آنتیکرها · پادتنها
antibody بهمجوشي · بهمچسبيدگي ايمنيشناختي · تحمل ايمني · تشكيل پادتن · خنثيسازي ويروس · خونكافت ايمني
antic دلقک شدن · مسخره · بی تناسب
anticaking عوامل ضد دلمهشدگی · عوامل ضد قالبیشدن · عوامل ضد كيكيشدگی
anticapitalist چپ ضدسرمایهداری اروپا
anticarsia آنتیکارسیا · آنتیکارسیا ژماتالیس
antichrist ضد مسيح · ضد مسیح · مسیح دجال · مسیح کادب · دجال
anticipant منتظر · درانتظار
anticipate از پیش دانستن · انتظار کشیدن · سبقت چستن · سبقت گرفتن · پيش بيني كردن · پیش گویی کردن
anticipated قبلی
anticipatedly پيشاپيش · قبلا
anticipately پيشاپيش
anticipation تسابق · جلو گیری · جلوگيرى · مبادرت · پیش بینی · پیشدستی
anticipative منتظر · درانتظار
anticlimax صنعت قهقرا
anticline تاقدیس
anticlockwise خلاف جهت عقربههای ساعت
anticoagulants ديكومارول · ضد انعقادها · مهاركنندههاي لختهشدگي
anticoccidials دياوريدين · كربارسون · كلوپيدول · كوكسيديوستاتها · مواد ضد کوکوسی
anticyclones آنتیسیکلونها · فشار جوی · فشار هوا
antidepressant سه چرخه
antiderivative ائتلاف
antidesma آنتیدسما · آنتیدسما بونیوس · آنتیدسما فروتسانس · بيگناي · بيگنايايا
antidiuretic هورمونهاي ضد ادراری · پترسين · وازوپرسین
antidotal تریاقی · زهرکش
antidotale ارزن پادزهری · پانيك آبي · پانیکوم آنتیدوتال
antidote تریاڭ · جان دارو · زهر دارو · زهرکش · شفا دارو · ماده ضدسم
antidotes آنتاگونيستهاي نارکوتیک · پادزهرها · سمزداها
antifeedants آنتیفیدانتها · بازدارندههاي غذايي · خوراكبازدارندهها · مهاركنندههاي غذايي
antifoaming مواد ضد کف · مواد كفزدا
antifreeze ضد یخ
antifungal خواص ضد قارچی · داروهاي ضد قارچ · قارچ کش · قارچکشها
antigastra آنتیگاسترا · آنتیگاسترا کاتالونالیس · كرم نيام كنجد
antigen بهمجوشي · بهمچسبيدگي ايمنيشناختي · خنثيسازي ويروس · واكنش متقاطع · پادگن · ايمنسازي فعال
antigens آنتیژنها · آنتیژنهاي نوتركيب · خودپادگنها · پادتنهاي ويروسي · پادگنها · پادگنهاي باكتريايي
antiglobulin آزمون كومبس · آزمونهاي آنتيگلوبولين · آزمونهاي خونهمچسبي غير فعال · آزمونهاي مهارسازی خونهمچسبي · تستهای هماگلوتیناسیون · آزمونهای خونهمچسبی
antigone آنتیگونه
antigua آنتيگوا · آنتیگوا و باربودا · باربودا
antihistaminics آنتیهیستامینها · تريپلنامين · مپيرامين · پرومتازين
antihypertensive داروهاي ضد پرفشاری خون · رگبندها · رگكشاها · وراپاميل · گليكوزيدهاي ديژيتالي · گليكوزيدهاي قلبي
antihypnotic دافع خواب
antiinfective داروهاي ضد عفونت · مواد ضد میکروبی · مواد پادزیوهای
antiinflammatory داروهای ضد التهابی
antiknock روغن موتور · ضد ضربه
antiknocking روغن موتور · ضد ضربه
antillean گیلدر آنتیل هلند
antilles آنتیل کوچک · آنتیلهای هلند · آنتیلهای کوچکتر · جزایر بادپناه · هائیتی
antilogy تناقض قولین · تناقض مطالب · تناقض
antimatter ضدماده
antimetabolites آنتیمتابولیتها · آنتاگونيستها · مهاركنندههاي متابوليك
antimicrobial خواص پاد زیوهای · ضد باکتری · ضدمیکربی · خواص ضد باكتريايي · خواص ضد میکروبی · خواص ضد ويروسي
antimicrobials مواد پادزیوهای · داروهاي ضد عفونت · مواد ضد میکروبی
antimicrobic ضد باکتری · ضدمیکربی · داروی ضد عفونی
antimony آنتیموان · انتیموان · انتیمون · توتیای معدنی · راسخت · روی سخته
antimutagenic آنتیموتاژنها · فعاليت پادجهشزايي · پادجهشزاها
antimutagens پادجهشزاها · آنتیموتاژنها · فعاليت پادجهشزايي
antimycotic قارچ کش
antinational بیوفا
antineoplastic داروهای پادنئوپلاسمی
antinutritional تركيبات پادتغذيهاي · فاکتورهای ضد تغذیهای · فاکتورهای پادتغذیهای
antinutritive تركيبات پادتغذيهاي · فاکتورهای ضد تغذیهای · فاکتورهای پادتغذیهای
antioch انطاکیه
antiochus آنتیوخوس سوم
antiope آنتیوپه
antioxidant آنتیاکسیدان
antioxidants آنتیاکسیدانتها · تركيبات پاداکسایشی · ترکیبات اکسیداتیو · ضد اکسیدکنندهها · پاداکسندهها · پاداکسندههاي طبيعي
antioxidative آنتیاکسیدانتها · تركيبات پاداکسایشی · ترکیبات اکسیداتیو · ضد اکسیدکنندهها · پاداکسندهها · پاداکسندههاي طبيعي
antipasto پنیر
antipathetic سردرو
antipathy ناسازگاری · مغایرت · تنفر · نفرت · بیزاری · انزجار
antiphlogistic دافع درم · ضد ورم
antiphony تہلیل
antiprotozoal داروهای ضد پیشزیانی · آميكارباليد · داروهاي ضد تريپانوزومي · ديمتريدازول · ديمينازين · سورامين
antipyretic تب بر
antipyretics تببرها · داروهای ضد تب
antiqua دلیا آنتیکوا · فوربيا آنتيكوآ · هيلهميا آنتيكوآ
antiquarian باستانی
antiquary باستانی
antiquated عتیق · عتیقه · کهنه
antique آنتیک · انتیك
antiques انتیك چی
antiquities آثار عتیقه
antiquity روزگار باستان · عهد عتیق · کہنگی · قدمت · انتیك
antiquorum كولوكازيا آنتيكوروم · کولوکازیا اسکولنتا
antirrhinum آنتیرینوم · گل میمون
antiscorbutic دافع جرب · ضد جرب
antisemitism یهودستیزی
antisepsis سترونی · عقیمی · نازایی
antiseptic دافع عفونت · ضد عفونی · ضدعفونی
antisepticize ضد عفونی کردن
antiseptics آكريفلاوين · آنتیسپتیکها · باكتريایستانها · زدايندههاي شير · شویندههای پستان · عفونتزداها
antiserum آنتيسرم · سرم بيشايمن · سرمدرماني · سرم ایمنی
antispasmodic دافع تشنج · ضد تشنج
antispyware جاسوس یاب
antisyphilitica افوربیا آنتیسیفیلیتیکا · اوفوربیا سريفرا
antithesis تضاد · تناقض
antithetic نقيض · متضاد
antithetical متناقض
antithyroid سوبستراهاي ضد تيروييد · گواترزاها · آنتاگونیستهای تیرویید
antitoxic سرم
antitoxin دفع سم
antitoxins آنتيتوكسينها · آنتیبادیها · آنتیکرها · پادتنها
antitranspirants مواد ضد تعریق
antitrogus آنتیتروگوس · آنتیتروگوس موسونی · آنتیتروگوس پاروولوس
antitrypsin آنتيتريپسين · مهارکنندههای تریپسین
antitussive اكسپكتورانتها · داروهای برونكوليتيك · داروهای ضد سرفه · ضد سرفه · داروهای دستگاه تنفس
antiviral ايدوكسوريدين · داروهای ضد ویروسی · عوامل ضد ویروسی · مهاركنندههاي ويروس · ويروسكشها · خواص ضد باكتريايي
antivirus نقش زنی ضد ویروس
antivitamins آنتاگونيستهاي فوليك اسيد · آنتاگونيستهاي ويتامين · ضد ویتامینها · متوتركسات
antixenosis مكانيسمهاي مقاومت · واكنشهاي دفاعي جانوری · واكنشهاي دفاعي گياهي · پاد بيگانهزيستي · پادزيستي · پاسخ دفاعي
antler شاخ گوزن · شاخ
antlers شاخهای فرعی
antlia تلمبه
antofagasta آتاكاما · آرائوكو · آكونكاگوا · آنتوفاگاستا · آيزن · اوسورنو
antoine آنتوان دو سنتاگزوپری · آنتوان لاووازیه · آنتوان گالان
antoinette ماری آنتوانت
antomy علم الا بمان
anton آنتوان لاوی · آنتون چخوف
antoni آنتونیو گائودی
antonie آنتون پانهکک
antonii هلوپلتیس آنتونیای
antonio آنتونیو باندراس · آنتونیو تابوکی · آنتونیو لابریولا · آنتونیو نگری · آنتونیو ویوالدی · آنتونیو کارلوس ژوبیم
antonioni میکلآنجلو آنتونیونی
antony انطونیا
antonym متضاد
antrum غار بزرگ
ants مورچهها · مورچگان · ایزوپترا · جوربالان · جوربالیان · كارگرها
antsy بيقرار · اخمو
antwerp آنتورپ · برايانت · فلاندر شرقي · فلاندر غربي · لوكزامبرگ · ليژه
antwerpen آنورس · آنورسا
antwerpian بلژیک
antónio آنتونیو ده الیویرا سالازار · ویلا رئال دسانتو آنتونیو
anubis آنوبیس
anura بيدمان
anuran دوزیست · غوک · قورباغه · وزغ
anuraphis آنورافیس
anuria بياختياري ادراري · بیادراری · پرادراري · اختلالات ادراری
anurous فاقد دم · بيدم · دوزيستان · دوزیستیان
anurus باتیپلکتس آنوروس
anus دبر · عورتین · كلوآك · مخرج · مقعد · کون
anvari انوری
anvers آنورس · آنورسا
anvil سندان · غفج · غفچ · سندانچه
anwar انور سادات
anxia فیلوفاگا انگزیا
anxiety ارنگ · اضطراب · اضطراب کردن · انزعاج · باك · باک
anxious اندیشناك · اندیشه کردن · در بند چیزی بودن · دل نگران · دل واپس · دلواپس
anxiously مشتاقانه · گوش بزنڭ · حسرت کشیدن · گوش بزنگ بودن
anxiousness ارنگ · ناآرامی · نگرانی · تشویش · اضطراب
any ارادت غایبانه · ارز · ارفاه · از عقب گسی رفتن · ازنوع · بای حال
anyhoo به هر جهت · به هر حال
anyhow الغرض · بهر حال · بہر جہت · درهر حال ـ بہر حال ـ بہمه حال · در هر حال · به هر جهت
anymore دیگر
anyone از کسی فراغت داشتن · دل کسیرا شکستن · دلتنگ کردن · دهن کسیرا شیرین کردن · سبیل کسیرا چرب کردن · سر کسیرا شیره مالیدن
anything آونك · از دست من کاری ساخته نیست · اهنامه · اوبار · باکور · بساط
anytime توضیح شبانه روزی ویندوز · هرگز
anyway در هر حال · به هر جهت · به هر حال
anyways به هر جهت · به هر حال
anywhere هرکجا
anywho به هر جهت · به هر حال
anzac روز آنزاک
anzali بندر انزلی
anzoategui آنزواتگویی
anıtkabir آنیتکابیر
aoi مینوری آئوی
aomori استان آئوموری
aonidiella اونیدیلا · اونیدیلا اورانتیای
aorta آئورت · آورتا · آورتی · سرخرگها · شاهرگ · شریان بزرگ
aosta ایتالیا
aoyama دشت · قبرستان · گورستان
ap سرمش
apache آپاچی · رصدخانه آپاچی پوینت · زبان آپاچیایی
apadana آپادانا
apalaí برزیل
apalling سطوت · هیبت
apamea آپامئا
apanage مستمری · وقف · بخشش
apanteles آپانتلس · آپانتلس روبكولا · آپانتلس فلاويپس · آپانتلس مارژينيونتريس · آپانتلس ملانوسلوس · آپانتلس پلوتلائه
aparan آپاران
aparine گالیوم آپارینه
apart ا لیست اپارت · از شوخی گذشته · از همۀ اینہا گذشته · امضایی · به هم ریختن · حرید
apartment آپارتمان · خلوت خانه · خلوت سرا · ساختمان آپارتمانی · حریم · حرمخانه
apathy بی حسی · بی عاطفگی · بی علاقگی
ape تقلید کردن · حمدونه · شیطنت · نخستیها · نسناس · نوای کسیرا در آوردن
aper مقلد
apera آپرا · آپرا اسپیکا ونتی · آپرا انتروپتا
aperient اشتہا آور · مسهل · فیزیک · پاکساز
aperture رادار دریچهای ساختگی · روزنه · سوكه · سوله · سوراخ
apery تقلید
apes بوزينهها · عنترها · مارموزتها · ماكاكا · مككها · میمونها
apeshit پسنديده
apex تارک · ذروة · ذروه · نوک · سر · مرتفعترین نقطه
aphalaridae آفالاریده
aphanidermatum پیتیوم آفانیدرماتوم
aphaniptera ككها · لولهبالان · لولهبالیان · نهانبالیان
aphanomyces آفانومیسس · آفانومیسس آستاسی · آفانومیسس کوکلیوییدس · آفانومیسس یوتیکس
aphanostigma آفانوستیگما
aphasia زبانپریشی
aphelenchidae آفلانکیده
aphelenchoides آفلانكوييدس فراگاريه · آفلانکوییدس · آفلانکوییدس بسهای · آفلانکوییدس ریتزمابوزی · آفلانکوییدس فراگاریائه
aphelenchoididae آفلانکوییدیده
aphelenchus آفلانکوس · آفلانکوس آونائه
aphelinidae آفلینیده
aphelinus آفلینوس · آفلینوس مالی
aphelion ستاره دنباله دار
aphicides شتهكشها · لاروكشها · حشرهکشها
aphid شته
aphididae شتگان · شپشهاي گياهي
aphidiidae براکونیده · پشهزنبوران
aphidimyza آفیدولتس آفیدیمیزا
aphidius آفيديوس ماتريكاريه · آفیدیوس · آفیدیوس اروی · آفیدیوس اسمیتی · آفیدیوس روپالوزیفی · آفیدیوس ماتریکاریائه
aphidoidea آفیدوییدهآ · شتهها · كالافيديده · كيتوفوريده
aphidoletes آفیدولتس · آفیدولتس آفیدیمیزا
aphids آفیدوییدهآ · شتهها · كالافيديده · كيتوفوريده
aphis آفيس سيتريكولا · آفیس · آفیس اسپیرهکولا · آفیس فابائه · آفیس ناستورتیای · آفیس نریای
aphodius آفودیوس
aphorism سخن کوتاه · پند و موعظه · کلمات قصار · ضربالمثل · پند
aphorisms کلمات قصار
aphotic بی فروغ · تاریک
aphrodisiac مبہی · مقوی باه · سکسی
aphrodite آفرودیته
aphrophoridae آفروفوریده
aphtha برفك
aphthona آفتونا
aphthous قلاعی
aphthovirus آفتوویروس · ويروس بيماري پا و دهان
aphylla آسمانی بیبرگ · آنابازیس آفیلا
aphyllophorales آفيلوفورالها · آفیلوفورالز · پليپورالز
aphytis آفیتیس · آفیتیس ملینوس · آفیتیس یانونانسیس
api ایپیآی · میانجی برنامه کاربردی
apia آپیا · وقت آپیا · وقت تابستانی آپیا · وقت عادی آپیا
apiaceae آپیاسه · تیره کرفس · چتريان · چتریان · کرفسیان
apiaries زنبورستان · كندوهاي حصيري · كندوهاي زنبور · کندوها
apiarist پرورنده زنبور عسل
apiary کندوی عسل · کندو
apical بخشینههای تارکی · مریستمهای تارکی
apices تاركهاي نوساقه · نخستههای برگ · نوساقهها
apicomplexa آپيكومپلكسا · اسپوروزوآ · هاگزیان
apiculata ریزوفورا آپیکولاتا
apiculturalist پرورنده زنبور عسل
apiculture زنبورداری · پرورش زنبور · پرورش زنبور عسل
apiculturist پرورنده زنبور عسل
apidae آپیده · عسلزنبورداران
apigenin آپيژنین · ايزوفلاونها · بيوفلاونوييدها · سيليمارين · فرمونونتين · فلاونها
apiognomonia آپیوگنومونیا
apion آپیون
apionidae آپیونیده
apios آپيوس توبروزا · آپیوس · گليسين آپيوس
apiospora آپیوسپورا
apis آسکوسفرا آپیس · آپيس ليگوستيكا · آپیس · آپیس دورساتا · آپیس سرانا · آپیس فلورئا
apish میمون صفت
apishness میمون صفتی
apitong دیپتروکارپوس
apium آپیوم · آپیوم گراوئولنس · جنس کرفس · کرفس ریشه · کرفس قمری · کرفس وحشی
aplacophora بيلاكگان
aplasia آپلازی · نارویش
aplodinotus آپلودینوتوس
aplomb حالت عمودی · وقار
apnea بیدمی · خفگي · اختلالات تنفسی · خفگی
apoanagyrus آپواناژیروس · آپواناژیروس لوپزی · اپيدينوكارسيس لوپزي · اپیدینوکارسیس
apocalypse اینک آخرالزمان · مکاشفت · مکاشفه · الهام
apocalyptica آپوکالیپتیکا
apocopated مرخم
apocope ترخیم
apocynaceae آپوسیناسه · تابرناامونتانا · تیره خرزهره · تیره پروانش · خرزهرگان
apocynales آپوسينالها · آپوسینالز
apodemus آپودموس · موشها · موس · موش
apodiformes آپودیفورمس · ميكروپوديفورمس · پرستوسانان · کوچکپاییان
apodosis شرط و جزا · شرط و جزای شرط
apogee اعلی درجه · اوج · نقطه اوج
apolda آپلدا
apolipoproteins آپوليپوپروتئينها · آپوپروتئینها
apollinaire گیوم آپولینر
apollo آپولو · آپولون · ماهنشین آپولو
apollonian هماهنگ
apologetic اعتذاری · دفاعی
apologia دفاع
apologise معذرت خواستن · پوزش خواستن
apologist عاذر · عذر آور · عذر خواه · پشتيبان
apologize عذر آوردن · عذر خواستن · عذر خواهی کردن · عذرخواهیکردن · معذرت خواستن · پوزش خواستن
apologizer معتذر · عاذر · عذر آور · عذر خواه
apologizing اعتذار · تعذر
apologue حکایت اخلاقی · تمثیل · داستان اخلاقی · مثال · مثل
apology عذر خواهانه · عذر خواهی · معاذره · معذرت · پوزش · اعتذار
apomixis ناآميزي · نامیختگی
aponogetonaceae آپونوژتوناسه
apophthegm سخن کوتاه · پند و موعظه · کلمات قصار · پند
apophysis زائده · زایده
apoplectic مبتلا بسکته
apoplexy آريتمي · آپوپلكسي · اختلالات فشار خون · اختلالات گردش خوني · تنگي رگ · زيرايستايي
apoproteins آپوپروتئینها · آپوليپوپروتئينها
apoptosis آپوپتوز · خودکشی سلولی · مرگ برنامهريزيشده سلول
aporema اپینوتیا آپورما
aporrectodea آپورکتودئا · آپورکتودئا کالیژینوزا · آلولوبوفورا تراپزوييدس · آلولوبوفورا توبركولاتا · آلولوبوفورا كاليژينوزا · آپوركتودئا تراپزوييدس
apostasized برگشته
apostasy ارتداد · برگشتگی · ترك عقیده · ترک آيين · ترک آیین · ترک دين
apostate مرت · مرتد · یولیانوس
apostatize مرتد شدن
aposteme خراج
apostle حواری · حواریون · مبعوث · مريد · نذیر · رسول
apostles اعمال رسولان · حواریون مسیح · رسل · پیروان اولیه بهاءالله · حواریون
apostolic کلیسای حواری ارمنی
apostrophe آپاستروف · آپوستروف · نماد آپاستروف
apostrophize آمدن
apothecaries دوافروش
apothecary داروفروش · دواساز · دوافروش · داروگر · داروساز
apothegm سخن کوتاه · پند و موعظه · کلمات قصار · پند
apotheosis تالیه · نمونه کامل · مقدس
app نرم افزار كاربردي
appal مفتضح کردن · وحشت زده شدن · به هراس انداختن · ترساندن · هول دادن · وحشت زده کردن
appalachian استانهای آپالاچی
appall رنگ پریدن · مفتضح کردن · وحشت زده شدن · به هراس انداختن · هول دادن · وحشت زده کردن
appalling افزاع · ترسناک
appanage سیورغال · مستمری · وقف · بخشش
apparatus آپارات · اسباب · الت · جسم گلژی · دستگاه · دستگاه گلژی
apparel ملبوس · رخت · پوشاک · لباس
apparent اشكار · بدیهی است · درز دار کردن · ظاهر · قابليت هضم حقيقي · قابليت هضم ظاهري
apparently از قرار معلوم · به اشكار · حق بجانب
apparition تصور خام · تصویر ذهنی · خیال · طیف · تخیل · شبح
appartment غرفه
appeal استئناف · استیناف · استیناف دادن · التماس · بالای غیرتت · به التماس خواستن
appealable قابل استیناف
appealing جذاب · دست بدامن
appealingness التماس · طلسم · افسون
appear انبوسیدن · بروز کردن · بظہور رسیدن · بظہورآمدن · حادث شدن · حدوث کردن
appearance بروز · تنکیر · منطر · منظر · ناصیه حال · نمود
appearances حفظ ظاهر کردن · صورت خودرا بسبلی سرخ نگهداشتن
appearanee ظہور
appeared نموده
appearing اهلال · سنوح · پدیدار · بروز · منظر · تظاهر
appease آشتی کردن · تسکین دادن · خواباندن · غضب کسیرا فرونشاندن · فرو نشاندن · نرم کردن
appeased تسکین یا فتن
appeasement تسکین · مماشات · دلجویی · فروکش
appeasing تسکین
appellable قابل استیناف
appellant استیناف دهنده · استینافی
appellate استیناف دهنده · استینافی
appellation تعيين خاستگاه ثبتشده · تعيين خاستگاه حفاظتشده · تعيين خاستگاه كنترلشده · نام گذارى · نامگذاري خاستگاه · نامگذاري خاستگاه كنترلشده
appellative نام گذارى · وجه تسمیه · نامگذاری
appellee مستانف علیه
append جستجو ضمیمه · پیوست کردن · رساندن · افزودن
appendage دستگاه فرعی · لاحقه · پیوست
appendages لواحق · ملحقات
appendectomy عمل جراحی آپانديس
appendicectomy عمل جراحی آپانديس
appendicitis ورم ضمیمه امور · ورم ضمیمۀ اعور
appendiculatus ریپیسفالوس آپاندیکولاتوس · يوروميسس فازئولي · يوروميسس ويگنائه · یورومیسس آپاندیکولاتوس
appendix آویزه · آپاندیس · تذ ییل · ضمیمه اعور · مذیل · پیوست
apperceive مشاهده کردن
apperception درک · درك
appertain اختصاص داشتن · شنیدن · وابسته بودن
appetence اشتها · ارزو
appetency اشتها · ارزو
appetibility كيفيت ارگانولپتيكي · ويژگيهاي حواس · خواص ارگانولپتیکی
appetiser پیش غذا
appetising محرک
appetite آرزومندی · اشتها · اشتہای کاذب · اشهاء · بياشتهايي · سيري
appetites مشتہبات
appetitif اشتہا آور
appetizer پیش غذا
appetizing محرک
applanata دیدیملا آپلاناتا
applaud افرین گفتن · دست زدن · مرحبا زدن · هلهله کردن · هورا کشیدن · کف زدن
applauder دست زن
applauding خودستا
applaudingly با هلہله · هلهله کسنان
applause تشویق و تمجید · هلہله · یک کف محکم · آفرین · تحسین · زه
apple آب سیب · استبرق · اپل · اپل تی وی · تاتوره · جوزك
apples سيبهاي زينتي · سیبها · آنونا اسکوآموزا · درخت ساپ · درخت سيب قندي · درختان شيرينبر
applesauce غیر عملی · غیر لازم · سیرابی · شکمبه · اشغال · زباله
applet برنامک · ریزبرنامه
appliance منطوق الحكم · وسيله برقي خانگي · وسیله · اسباب · الت · ابزار
appliances ادوات كشاورزي · تاسيسات · لوازم آشپزخانه · ماشينآلات · تجهیزات · ابزار
applicability ربط · قابلیت اجرا · دخل · مناسبت
applicable غیر قابل اجرا
applicant درخواست دهنده · طالب · متقاضی · تقاضا کننده
applicants اهل توقع
application استعمال موضعی · انهماك · برنامه کاربردی · تاريخ درخواست · تدرب · تقاضانامه
applications درخواست های کاری · مصارف چندباره · نرم افزار سمعی بصری مایکروسافت · کاربردهای رایانه · رویهپاشیهای آغازگر · رویهپاشیهای چندباره
applicator درخواست کننده · تقاضا کننده
applied جر اثقال تطبیقی · جر اثقال عملی · حشرهشناسي كاربردي · عملی · پژوهش توسعه · پژوهش علمي
applier تقاضا کننده · درخواست دهنده · درخواست کننده · طالب · متقاضی
applies سرمه کش · مرهم نه
appliqué نرم افزار كاربردي
apply اقدام کردن · بکار بردن · بکار برون · بکار زدن · ترمز کردن · حنا بستن
applying کاربند
appoint استخلاف · تشکیل دادن · تعیین کردن · مامور کردن · مبعوث کردن · معین کردن
appointed دست نشان · مامور شدن · مبعوث شدن · مرسل · تعین · قرار داده
appointee گماشته
appointing اکفال · تعیین · توریث · توکیل
appointment تعمیل · تعین · تولیت ـ تولیة · قرار داد · قرار داد ملاقات · موعد ملاقات
apportion حصه دادن · تخصیص دادن · اختصاص دادن
apportioning تعیین وقت · تخصیص · پخش
apportionment تخصیص · تعیین وقت · پخش
appose اعتراض کردن
apposite درخور · مربوط · مناسب
apposition عطف بیان · ترتیب · مجاورت · نظم
appraisal ارزيابي · ارزیابی سریع روستایی · تخمين · تخمین · تعیین قیمت · تقویم
appraise ارزیابی کردن · بهاکردن · تخمین کردن · تقویم کردن · اندازه گرفتن · تخمین زدن
appraised مقوم
appraiser ارزیاب · قیمت سنج
appreciable قابل ارزیابی · قابل تقدیر · قابل تحسین
appreciate تقدیر کردن · قدر دانستن · قدر دانی کردن · منظور داشتن · سپاسگزاری · داور
appreciated قابل تقدیر · منظور نظر
appreciation حق شناسی · قدر دانی · قدر شناسی · نمك شناسی · تقدیر
appreciative قدردان · قدرشناس
appreciator قدر دان
apprehend بیم داشتن · توقیف کردن · درك کردن · وهم کردن · دریافتن · دستگیر کردن
apprehender داننده
apprehensible قابل فهم
apprehension ادراك · بطی الانتقال · دغدغه · زور فہم · سرعت انتقال · نافہم
apprehensive با ادراك · بدبین · مشوش · پریشان
apprehensiveness باک · نگراني · ترس
apprentice شاگردی کردن · میلاو · بشاگردی گرفتن · یادگیرنده · شاگرد
apprenticeship شاگردی · کارآموزی · تعلم · دانایی · یادگیری · معرفت
appressed مجاور
apprise توصیه دادن · قیمت کردن · پند دادن · یاد دادن · اخطار کردن · نصیحت کردن
apprize توصیه دادن · قیمت کردن · پند دادن · گزارش دادن · یاد دادن · اخطار کردن
approach تقرب جستن · زحف · نزديك شدن · نزدیك شدن · نزدیک شدن به · گرد کسی گردیدن
approachability امکان نزدیکی · قابلیت وصول · وسیله وصول · دسترسی
approached چون شب برسر چنك آمد
approaching آفتاب لب بام · تقارب · دنو
approbation استصواب · تصویب · موافقت · پسندیدگی · استحسان · بیرضا
appropriate استخلاص کردن · بانجام رساندن · بحیطه تعرف در آوردن · فناوري واسطه · فناوری مطلوب · فناوری کمهزینه
appropriated باری · مخصص · اختصاصی
appropriateness تناسب
appropriation اختصاری · انضمام · تخصیص
approvable مرتضی · مستحسن
approval پروانگی · اذن · استصواب · بتصویب رسدن · تصویب · موافقت
approve استصواب کردن · تصویب کردن · رواداشتن · رضا دادن · روا داشتن · روا ساختن
approved بتصویب رساندن · بتصویب رسدن · آزموده · قرین قبول · مرتضی · پذیر فته
approving استحسان · تصویب
approximate تخمینی · تقریبی · براورد کردن · تخمین زدن
approximately بروجه تقریب · بطور تقریب · تقریبا
approximation تقریب
approximative تقریبی
appu لواحق
appurtenance تعلق · متعلقه · لوازم · ضمیمه · مکمل
appurtenances زین برڭ · متعلقات · توابع
appurtenant الحاقی · کمکی · یاور
appétit نوش جان
apr آوریل
apramycin آپرامایسین
apri متاسترونژیلوس آپری
apricot اخکوك · زردآلو · زردالو · نوری · شکر پاره · قیسی
apricots خوبانی · زردآلوها · قیسی · برگه زردالو ـ برگه هاو
april آوريل · آوریل · آپریل · نیسان
apron فوطه · لنك · پيش بند · پیش بند · پیش لنگی · پیشدامن
apropos بموقع · بجا
aprosexia تفرقۀ حواس
apsilus آپسیلوس
apsychia سنکوپ
apt بداعتقاد · کاستنی · رد نکردنی · غیر قابل رد · قابل · مستعد
aptera بی بالان
apterous بی بال
apterus پیروکوریس آپتروس
apterygiformes بیپریان
aptitude اهلیت · تمایل طبیعی · میل ذاتی · گنجایش · ستعداد · شایستگی
aptness رشوه خواری · میل باطنی · اهلیت · تمایل طبیعی · تمایل · رغبت
apulia آپولیا · پولیا
apure آپیور
apus ژیگانتوکلوآ آپوس · مرغ بهشتی
apyrexia فترت تب · قلع
apyrexy فترت تب · قلع
aqaba خلیج ایلات · عقبه
aqdas نشان اقدس
aqrah عقره
aqua آکوا · اب · تیزآب سلطانی · تیزاب سلطانی · جوهر نشادر · فیروزه
aquaculture آبزیپروری · تجهیزات آبزیپروری · تکنیکهای پرورش ماهی · دريازيپروري · فنون آبزیپروری · پرورش دريايي
aquafortis تیزاب
aquamarine اب · زرد · فیروزه
aquaria آکواریومها
aquarium آبزيگاه · آبزیدان · آکواریوم · ماهی خانه · ماهی دا ن
aquarius آبریز · بادی · برج دلو · دلو
aquatic آلودگي آبي · ارگانیسمهای آبزی · جانوران آبزی · جانوران دريايي · جوامع آبزی · حشرات آبزی
aquatica اسفناج آبي · ايپومئا رپتانس · ایپومئا اکوآتیکا · زیزانیا آکوآتیکا · سوسنمبر · فالاريس توبروزا
aquaticum روریپا ناستورتیوم آکوآتیکوم · ناستورتيوم افيسينال
aquavit اوكراينى · اوکراینی
aquea اوژنیا آکوئهآ · درخت جام آبدار · سيزيژيوم آكوئوم
aqueduct آبرو · انك · راه آب · قنات · مجرا ـ مجری · ناو
aqueous آبگین · رطوپت زلالیه · زلالی · مائی · ماوی · رطوبت
aqueum اوژنیا آکوئهآ · درخت جام آبدار · سيزيژيوم آكوئوم
aquiculture آبزیپروری · دريازيپروري · پرورش دريايي · زراعت
aquiferous ص
aquifers آبخوانها · تراز آب زيرزميني · سطح ايستابي · سطح آب زیرزمینی
aquifoliaceae آکوییفولیاسه · تیره خاس · خسبرگیان
aquifolium ایلکس اکوییفولیوم · راج
aquila عقاب
aquilege زبان در قفا
aquilegia آکیلهژیا · جنس تاجالمولوک · زبان در قفا · پیچ امین الدوله
aquiline بیی منقاری · عقابی · نسری
aquilinum سرخس معمولي · پتریدیوم اکوییلینوم · سرخس
aquin توماس آکوین
aquinas توماس آکوین
aquino مایکل آکینو
aquitaine اکویتن · ناحیه آکیتن
aquosus جام پنجره · شیشه پنجره
ar آر · ار · فاء · یاء · سیبویه · ص
ara آتشدان · اسید آراشیدونیک
arab اعرابی · امارات عربی متحده · امارات متحده عربی · برج العرب · بهار عربی · تاريخ مصر عربی
araba ارابه
arabesque اسلمی · اسلیمی
arabi ابن عربی
arabia عربستان · عربستان سعودی · فهد بن عبدالعزیز · قویم هجری قمری هلالی عربستان سعودی · نعمان · پادشاهي عربستان سعودي
arabian اسب تازی · استعراب · تازی سوار · ثمود · جزیرةالعرب · دریای عرب
arabians عرب
arabic ارقام هندی · الفبای عربی · باء · ت · ث · خاء
arabica آكاسيا آرابيكا · آکاسیای عربی · شبدر خاردار لكهاي · قهوه عربی · كوفئا آرابيكا استولمانياي · كوفئا اوگانده
arabicize معرب کردن
arabicized معرب
arabicizing تعریب
arabicus تترانیکوس آرابیکوس
arabidopsis آرابیدوپسیس · آرابیدوپسیس تالیانا · جنس رشادی · رشادی اروپایی
arabiensis آنوفلز آرابیانسیس
arability مزروعی
arabinose آرابینوز
arabinoxylan آرابينوگزيلان · گزیلانها
arabist عرب شناس
arable خاكهاي قابل زراعت · خاکهای قابل کشت · خاکهای كشتني · زمين كشتني · زمین قابل زرع · زمین قابل کشت
arabs عرب خوزستان · عرب متعربه · عرب مستعربه · عربان · عرب
arabusta کوفئا آرابوستا
aracaju برزیل
araceae آراسه · تیره گلشیپوری · گلشيپوريها · گلشیپوریان
arachic آراکیدیک اسید
arachidic آراکیدیک اسید
arachidicola سركوسپورا آراكيديكولا · ميكوسفرلا آراشيديكولا · ميكوسفرلا آراکيديس · میکوسفرلا آراشیدیس
arachidis میکوسفرلا آراشیدیس · پوكسينيا آراكيديس · پوکسینیا آراشیدیس · سركوسپورا آراكيديكولا · ميكوسفرلا آراشيديكولا · ميكوسفرلا آراکيديس
arachidonic آراشیدونیک اسید · اسید آراشيدونيك · ايكوزاتتراانوييك اسيد · اسید آراشیدونیک
arachis آراشيس پروستراتا · آراشیس · آراشیس هیپوژئا · آراشیس پینتویی · آراشیس گلابراتا · جنس بادام زمینی
arachne آراخنه
arachnid تنندگان
arachnida آراکنیدا · عنکبوتیان
arachnidae طایفۀ عنکبوت
arachnis آراکنیس · ثعلبهاي عقربي
arachnoid عنکبوتیه · تنندگان
arachnoiditis ورم عنکیوتبه
arachosia آراخوزیا
arad عراد
aradidae آرادیده
aradus آرادوس
araecerus آرهسروس
arafat یاسر عرفات
arafura دریای آرافورا
aragats آراگاتس
aragatsotn آراگاتسوتن
aragh عراق
arago فرانسوا آراگو
aragon آراگون · کاترین آراگن
aragonese آراگونی
aragorn آراگورن
aragua آراگوا
arak آراك · اراک · برانديها · جين · رمها · شهرستان اراک
arakawae کولیکوییدس آراکاوائه
araki محسن اراکی
araks ارس
aral دریاچه آرال · دریاچه خوارزم
aralia آراليا سيبولدياي · آراليا ژاپونيكا · آرالیا · فاتسیا ژاپونیکا
araliaceae آرالیاسه · تیره عشقه · عشقگان
aramaean آرامی
aramaic آرامی · آرامی سامری · آرامی هخامنشی
aramayona آرامایو
aramco شرکت آرامکو
aramina اورنا لوباتا · كنف كنگويي
aramæan آرامی
aranda آراندا
araneae تنندوییان · عنكبوتها
araneidae تنندویان
arapaho آراپاهویی
ararat آرارات · کوه آرارات
aras ارس · ارمنستان
arash آرش برهانی · آرش حجازی · آرش کمانگیر
arata آراتا ایسوزاکی
arator هترونیکوس آراتور
araucana آروكاريا امبريكاتا · آروکاریا آروکانا · كاج شيلي · گياه معماي ميمون
araucanian آروکانیایی
araucaria آروكاريا اكسلسا · آروكاريا امبريكاتا · آروکاریا · آروکاریا آروکانا · آروکاریا آنگوستیفولیا · آروکاریا هتروفیلا
araucariaceae آروکاریاسه
arauco آتاكاما · آرائوكو · آكونكاگوا · آنتوفاگاستا · آيزن · اوسورنو
aravane ارغوان رضائی
arawak آراواکی
arax ارس
arbalest کمان زنبورکی · کمان گره · منجنیق
arbalist منجنیق
arberry آرتور آربری
arbil اربیل · ارگ اربیل
arbitator میانجی
arbiter داور · فیصلی · حکم · حکمیت کردن · داور مسابقات · سرداور
arbitrament اختیار مطلق · نتیجه حکمیت · داوری
arbitrarily کیف مایشا
arbitrariness تلون مزاج
arbitrary دل بخواه · دلخواه · اختیاری · مستبد · مطلق
arbitrate بستگی داشتن · حکمیت کردن · میانجی گری کردن · شفاعت کردن
arbitration حکمیت · داوری · فیصل · میانجی گری · نتیجه حکمیت · اختیار مطلق
arbitrator میانه گیر · فیصلی · حکم · داور مسابقات · سرداور · داور
arbitrement اختیار مطلق · نتیجه حکمیت · داوری
arbitress ثالثه
arbor آلاچق · آلاچیق · سایبان · سنبه · علفزار · باغ
arboraceous چوبی
arborea پئونيا آربورئا · ژملینا آربورئا · کاندیدا آربورئا · پئونیا سوفروتیکوزا
arboreal درختی
arboreous درختی · چوبی
arborescence درختمانندي · درختواری
arborescent درختی
arboresque درختی
arboreta دارستانها
arboretum درختستان علمی · درختستان
arboreum پنبه درختی · گوسیپیوم آربورئوم
arboreus آرگاس آربورئوس
arboricides كشندههاي علف هرز · چمنكشها · علفکشها
arboriculture درخت کاری · درختکاری
arboriculturist درخت کار · جنگلبان
arboriform درختی
arbour خوازه · سایبان · باغ · چمن
arbovirus آربوويروس · آربوویروس · اوربیویروس · بانیاویریده · توگاویریده · فلبوويروس
arbutus آربوتوس · آربوتوس منزیسیای · آربوتوس یوندو · توتفرنگي · جنس بج
arc قوس · قوس الکتریکی · قوس دایره · ژان دارک · کوپله · طاق نصرت
arca آرکا
arcade پاساژ · ردیف درخت · ردیف ستون · رومی
arcane سری
arcanum راز کیمیاگری · راز · رمز
arceniega آرتسینیگا
arceuthobium آرسئوتوبیوم · جنس دارواش سوزنیبرگ
arch جربز · خیلی حساس · طاق · طاق بصرت · طاق تیتوس · طاق خضراء
archaeologist باستان شناس
archaeology باستان شناسی · باستانشناسی · علم آثار عتیقه · علم آثار قدیمه
archaic کهنه · قدیم
archaicism قدمت
archaism قدمت
archaist باستانی
archangel فرشته بزرگ · فرشته مقرب · فرشتگان مقرب · ملك مقرب · آرخانگلسک
archangelica آركانژليكا افيسيناليس · آنژلیکا آرکانژلیکا · گل فرشته · فرشته بزرگ · فرشته مقرب
archbishop اسقف اعظم · مطران
archduchess دوشس بزرگ
archduke آرشیدوک فرانتس فردیناند · دوک بزرگ
arched رفرف · طاقدار · طاقی · قبه دار · قوس دار · قوسی
archeologist باستان شناس
archeology باستان شناسی · باستانشناسی
archer تیر انداز · تیرانداز · شست گر · قواس · ناوك انداز · کماندار
archers زه گیر
archery تیراندازی · تیراندازی با کمان · رمایت ـ رمایة · قواسی · کمانداری
arches پارک ملی آرچز
archetype نمونه اولیه · کهنالگو
archieves آرشیو
archimandrite رئیس راهبان · راهب بزرگ
archimedes ارشمیدس
archipelago بحرالجزایر · مجمع الجزاير · مجمع الجزایر · مجمعالجزایر · مجمعالجزایر بیسمارک · مجمعالجزایر توآموتو
archips آرکیپس · آرکیپس پودانوس · كاسهسيا · كاسهسيا پودانا
architect بنیاد گر · معمار · مشید · طراح
architectonic معماری
architectonics فن معماری
architectural معماری · نقشه · طرح · برنامه
architecture ایزا اسلات · باغباني پرديسه · مراقبت از پرديسه · معماري پرديسه · معماری · معماری نرمافزار
architrave پرواز
archive آرشیو · بايگانی کردن · بایگانی · آرشيو
archives بايگانيها · در ضبط · دفتر خانه · دفتر ملی بایگانی و مدارک آمریکا · موزهها · کلکسیونها
archivist بایگان · ضابط · ضباط
archness موذی گری · قدرت خلاق
archon ارخون · ارکنت
archosargus آرکوسارگوس
archosaur شاهمولکان
archpriest کشیش ارشد · اسقف بزرگ · رئیس روحانی · کشیش اعظم · سرپرست · شیخ
archytas آرکیتاس
archæology باستان شناسی
arciform قوسی
arctic اقیانوس آرکتیک · اقیانوس شمالگان · اقیانوس منجمد شمالی · تندرای شمالگان · خاكهاي شمالگان · درياي شمالگان
arctica آرکتیکا · آرکتیکا ایسلندیکا
arcticus روبوس آرکتیکوس
arctiidae آرکتیایده
arctos خرس خاکستری · فلفل نمکی · خاکستری
arcturus سماك رامح · سماک رامح · سمك نا سماك · نگهبان شمال
arcus استخوان گونه
arda ارداویرافنامه
ardabil اردبیل · استان اردبیل
ardabili شیخ صفیالدین اردبیلی
ardakan اردکان
ardal اردل · شهرستان اردل
ardalan اردلان · مستوره اردلان
ardashir اردشیر بابکان · اردشیر سوم · اردشیر کشاورز · کاخ اردشیر بابکان
ardavan اردوان کامکار
ardennes شامپان آردن
ardent با حمیت · باحرارت · صاحب حمیت · صبابت · غاش · غیرت مند
ardently آرزو مند · آرزو کردن · گرما گرم
ardeshir اردشیر زاهدی · کوه اردشیر
ardestan شهرستان اردستان
ardor حرارت · حرقت · حمیت · شوق و ذوق · شوق · آتش
ardour غیرت · حرارت · شوق · آتش · گرمی · التهاب
arduous صعب الصعود · پر زحمت · پرالتهاب · دشوار · صعب · سخت
arduousness صعوبت
are این کار دست شمارامی بوسد · جوجه ها از تخم در آمدند · حرف جزو هوا است · حق با شما است · حق بطرف شما است · خوبی از خودتان است
area حوزه صفحه نمایش · ساحت · سطح برگ · سکوی پرتاب موشک · شاخص سطح برگ · شبکه شخصی
areas اقيانوسها · حوضه آب زيرزميني · درياها · فضاهاي اقيانوسي · ناحيه برش درخت · ناحيه تفريحي
areca آرکا کاتکو · درخت فوفل · نخل آركا · نخل فوفل · آرکا
arecaceae خرماییان · درختان خرما · نخليان · پالمائه · خرماها
arecastrum آرکاستروم · آرکاستروم رومانزوفیانوم · سياگروس رومانزوفيانوم · كوكوس رومانزوفيانوم
arecibo رصدخانه آرسیبو
arecoline آرهکولین
aref عارف قزوینی · محمدرضا عارف
arena آرنا · معرکه · ورزشگاه سرپوشیده · ورزشگاه · مرحله · میدان
arenaceous شنی
arenaria ملوییدوژینه آرناریا · میا آرناریا
arenas رینالدو آرناس
arenaviridae آرناویریده · ويروس كوريومننژيت لنفوسيتي
arenga آرنگا · آرنگا ساكاريفرا · آرنگا پیناتا
arenose شنی
arenosols خاکهای ماسهای
areola هاله
areolar زنبوری
ares آرس
arete خطالراس کوه
arezzo ایتالیا
arf هاپ
arg ارگ کریم خان
argail ارغالی
argali غرم · بزکوهی
argan روغن آرگان
argania آرگانیا · آرگانیا اسپینوزا
argas آرگاس · آرگاس آربورئوس
argasidae آرگاسیده · نرمکنگان
argemone ارژمون · ارژمون مكزيكی · ارژمون مکزیکانا
argent پول نقره · براق · نقره · نقره فام
argentation آب نقره
argentatum پارتنیوم آرژانتاتوم · گوايول
argentea سلوزیا آرژانتئا · میریستیکا آرژانتئا
argenteous نقره دار · نقره ای
argentiferous نقره دار
argentifolii بمیزیا آرژانتیفولیای
argentina آرژانتین · آرژانتینا · بابزیا آرژانتینا · جمهوري آرژانتين · وقت آرژانتین · وقت تابستانی آرژانتین
argentine پزوی آرژانتین · آرژانتین · جمهوري آرژانتين · نقره ای · نقره
argentines ماهي اسملت درياي عميق · ماهي اسملت نقرهاي · ماهیان سیمین
argentinus آیلکس آرژانتینوس
argentum نقره
arges آرگس
arghandab ارغنداب · رود ارغنداب
arghoob عرقوبی
argidae آرژیده
argil خاك رس · خاك رست · گل رس · گل رست
argillaceous رستی · خاکهای رسی
argilliferous رستی
arginase آرژیناز
arginine آرژینین
arginini میکوپلاسما آرژینینی
argishtis آرگیشتی یکم
argon آرگون
argonne آزمایشگاه ملی آرگون
argopecten آرگوپکتن
argosy ناوگان تجارتی · کشتی بزرگ
argot اصطلاحات مخصوص يک گروه · زبان عاميانه · سخن دست و پا شكسته · لوتر · لوترا · مكالمه
arguable قابل بحث · مورد دعوا
argue استدلال کردن · حجت کردن · مناظره کردن · بحث کردن
arguer حجتی · مناظره کننده
argufy اوراق کردن · جدال کردن · دعوی کردن · نزاع کردن
arguing جدال · بحث و جدل · هم ستیزی · ستیزه · منازعه · مباحثه
argulus آرگولوس
argument احتجاج · احتجاج کردن · بحث · برمان قاطع · برهان · برهان قاطع
argumentation مناظره · احتجاج · چون و چرا · استدلال · مذاکرات پارلمانی · بحث
argumentative استدلالی
arguments دلائل
argus آرگوس
argyresthia آرژیرستیا
argyropile آرژيروپيل · اوريملا · كريزوساروس · گزرومگاكيل · مگاکیل
argyrosomus آرژیروسوموس
argyrotaenia آرژیروتنیا · آرژیروتنیا ولوتینانا
argüello پاتریک آرگوئللو
arhar كاژانوس انديكوس · لوبياهاي كنگويي · لوبياي سوداني · نخود كنگويي · کاژانوس کاژان
aria هریوا · هواپیمایی آریا
ariadne آریادنه
arian آریان · بدعت اميز
ariana استان اریانه · تلویزیون آریانا · تلویزیون آریانا افغانستان · هریوا
ariane آریان
ariaries آریاری مالاگاسی
ariary آریاری مالاگاسی
arid آب و هوای خشک · اقليم بياباني · اقلیم خشک · بایر · خاكهاي نيمهخشك · خاکهای خشک
aridity خشکی
aridness خشکی
ariel آریل · آریل شارون
aries برج حمل · بره · گوسفند
arietinum سيسر ساتيووم · سیسر آریاتینوم
ariobarzan آریوبرزن
aris عوضي · سوراخ کون
arisaema فیل گوش
arise ناشی شدن · پیدا شدن یا مجرف · برخاستن · تمرد کردن · پیشامد کردن · رو
arising خمری · ناشی
arista داسه · ريشكها · پوشهها
aristarchus آریستارخوس ساموسی
aristeus آریستئوس
aristichthys آريستيكتيس · هیپوفتالمیکتیس
aristida آریستیدا · جنس سهسیخکی
aristocats اشراف
aristocracy اصالت خانوادگی · حکومت اشرافی · طبقه اشراف · طبقه نجبا · اصالت · طبقات بالا
aristocrat اشراف زاده · نجیب زاده
aristocratic اشرافی
aristolochia آریستولوکیا · ارسطلوخیا · جنس زراندود · جنس چپقک · زروند
aristolochiaceae آریستولوکیاسه · تیره زراندود · تیره چپقک · زراندودیان
aristolochiales آريستولوكيالها · آریستولوکیالز · راسته زراندود
aristophanes آریستوفان
aristotle ارسطاطالیس · ارسطو · مشاء · معلم اول
arithmetic تصاعد حسابی · حساب ذهنی · حسابی · علم حساب · حساب · حساب دان
arithmetical نسبت عددی · حسابی · علم حساب · تصاعد حسابی · حسابگر · حساب
arithmetician حساب دان · ماشین حساب
arithmomancer حساب گر
arithmomancy جفر · جفری · حساب جفر · حساب گری
arius آریوس
arizona آریزونا · دانشگاه آریزونا · دانشگاه آریزونای شمالی · دانشگاه ایالتی آریزونا · سرو سیمین · سرو نقرهاي
arizonica سرو سیمین · سرو نقرهاي · کوپرسوس آریزونیکا
arjomand هما ارجمند
arjuna آرجون · ترمینالیا آرجونا
ark سفینۀ نوح · فلك · کشتی نوح · تابوت · سفینه · کشتی
arkady بوریس و آرکادی استروگاسکی
arkansas آرکانزاس · دانشگاه آرکانسا · دانشگاه ایالتی آرکانزاس
arkhangelsk آرخانگلسک · استان آرخانگلسک
arkshells دریاگوشهای کشتی
arlington آرلینگتون
arlon بلژیک
arm بازو · بازوی شکارچی · بغلك · تجہیز کردن · دست بکمر زدن · عضد
armada ناوگان · نیروی دریایی
armadillidium آرمادیلیدیوم
armadillos آرمادیلوها
armageddon آرماگدون
armament تسلیحات · جنگ افزار · یراق · سلاح · اسلحه
armature میله فلزی · جوشن · لنگر
armavir آرماویر · استان آرماویر
armchair صندلی راحتی · فوتوی
armed باسلاح · خبیره · سلاح پوش · قمه بند · مجهز · مجہز
armenia ارمنستان · ارمنستان بزرگ · ارمنستان کوچک · ارمنیه · ارمنیه صغری · جمهوري ارمنستان
armeniac گل ارمنی
armeniaca پرونوس آرمنیاکا
armeniacae يوتيپا آرمنياسائه · اوتیپا لاتا
armenian ارامنه ایران · ارمن · ارمنى · ارمني · ارمنی · ارمنی شرقی
armenians ارمنیان · فهرست مشاهیر ارمنستان · ارمنى
armerican نوعی پنیر
armful باراغوش
armiger ملازم
armigera هليوتيس آرميژا · هلیکوورپا آرمیژرا
armik آرمیک
armillaria آرميلاريلا · آرميلاريلا ملئا · آرمیلاریا · آرمیلاریا اوستویائه · آرمیلاریا ملئا
armillariella آرميلاريلا · آرميلاريلا ملئا · آرمیلاریا · آرمیلاریا ملئا
armin آرمین وگنر
arming تجہیز · تسلیح · تسلیحات · جنگ افزار · سلاح
arminia آرمینیا بیلهفلد
arminius آرمینیوس
armistice صلح موقت · متارکه
armiñón آرمینیون
armlet ساعد بند · بازو بند · بازوبند
armoire كمد · گنجه
armor جوشن · رانین · زره · زین افزار · خفتان · سلاح
armoracia آرموراسیا · آرموراسیا روستیکانا · آرميلاريلا لاپاتيفوليا · كوكلئاريا آرموراسيا · ترب کوهی
armorbearer سلاح دار
armorer اسلحه ساز
armorial نشانهای خانوادگی
armour سلح · جوشن · زره · سلاح
armourbearer اسلحه دار
armoured ماشين زره دار
armoury اسلحه خانه · جبخانه · جبه خانه · سلاح خانه · اسلحه دار · قورخانه
armpit زیر بغل · بغل
arms اسلحه · برك · بغل باز کردن · تهیه سلاح · حمائل فنك · زوردست
armstrong لانس آرمسترانگ · لویی آرمسترانگ · نیل آرمسترانگ
army آنزاک · ارتش · ارتش جمهوری اسلامی ایران · ارتش دائمی · ارتش سرخ · ارتش قارهای
arnfieldi دیکتیوکولوس آرنفیلدی
arnhem آسترالیا · استرالیا
arnica آرنیکا · آرنیکا مونتانا · آرنیکا کامیسونیس
arnold آرنولد شوارزنگر
aroideae اروينيا آتروسپتيكا · اروينيا آروييدئائه · اروینیا کاروتوورا
aroids آراسه · تیره گلشیپوری · گلشيپوريها · گلشیپوریان
arolla پینوس سمبرا
aroma بازیافت بویخوش · بوی خوش عطر · سراغ · سعیط · سك · مزه يك ماده
aromanian آرومانی
aromatic استيرن · استيلبنها · ترکیبات آروماتیک · روغنهاي آروماتيك · روغنهاي فرار · عطر ناك
aromatica کورکوما آروماتیکا · اوژنيا آروماتيكا · اوژنيا كاريوفيلاتا · اوژنيا كاريوفيلوس · سیزیژیوم آروماتیکوم · كاريوفيلوس آروماتيكوس
aromatics حنوط · استيلبنها · ترکیبات آروماتیک · عقاقیر · مواد آروماتيك
aromaticum اوژنيا آروماتيكا · اوژنيا كاريوفيلاتا · اوژنيا كاريوفيلوس · دارچين چيني · سيناموموم كاسيا · سیزیژیوم آروماتیکوم
aromaticus اوژنيا آروماتيكا · اوژنيا كاريوفيلاتا · اوژنيا كاريوفيلوس · سیزیژیوم آروماتیکوم · كاريوفيلوس آروماتيكوس · كولئوس آروماتيكوس
aromatise عطر زدن · معطر کردن
aromatization تعطیر
aromatize عطر زدن · معطر کردن
aromatized شرابهای معطر · مشروبات معطر · ورموت
aronia آرونیا · آرونیا ملانوکارپا · كراتكوس ارونيا · مسپيلوس آزارولوس · پيروس ملانوكارپا · کراتکوس آزارولوس
around به هوش آمدن · خوب شدن · درنگ کردن · دور تا دور · دور دنیا در هشتاد روز · دور سر
arous استان بن عروس
arouse بجنبش درآوردن · بیدار ماندن · بیدار کردن · استنباط کردن · انرژی دادن · بیدار شدن
aroused احساساتی · ترغیب شده · تهییج شده · خونش بجوش آمد · شعله ور
arouser بیدار کننده
arpachshad ارفکشاد
arracacha آراكاسيا اسكولنتا · آراكاسيا زانتوريزا · آراکاسیا گزانتوریزا · زردك پرويي · هويج پرويي
arracacia آراكاسيا اسكولنتا · آراكاسيا زانتوريزا · آراکاسیا · آراکاسیا گزانتوریزا · زردك پرويي · هويج پرويي
arracha آراكاسيا اسكولنتا · آراكاسيا زانتوريزا · آراکاسیا گزانتوریزا · زردك پرويي · هويج پرويي
arrack عرق
arraign احضار نمودن
arrange انتظام دادن · ترتیب دادن · تعبیه کردن · تمہید کردن · تنسیق کردن · تنظتم کردن
arranged بچم · سازمند · طبقه طبقه · فیصل یافتن · مرتب · ممہد
arrangement آراستگی · بندوبست · تعبیة · تعبیه · تمہید · تنسیق
arrangements تنسیقات · تنظیمات · نظامات · نسر رعیتی
arranger موسس
arranges ممہد
arranging تنسیق · تنظیم
arrant تمام · کامل
array آرايه · آرایه · در صف آوردن · رده کشیدن · صف آراستن · صف آرایی
arrayed صف بسته · آراسته
arraying تعبیة · تعبیه
arrays رزم آرا · رزم آرای
arrear پس افت
arrearage عقب افتادگی
arreared بقایای مالیاتی · عقب افتاده · پس افتادن · پس افتاده · مؤخر
arrears بقایا · عقب افتاده · پس افتاده · بقایای مالیاتی · پس افتادن
arrecta اندیگوفرا آرکتا
arrernte ساموئل اتوو · آسترالیا · استرالیا
arrest توقیف · جس · دستگیر کردن · محبوسیت · دستگیری · گرفتاری
arrested توقیفی · دستگیر شدن · محبوس
arrester برق گیر
arrhamphus آرامفوس
arrhenatherum آرناتروم · آرناتروم آوناسئوم · آرناتروم الاتيور · آرناتروم الاتیوس · آونا الاتيور · جنس جو سیخک
arrhenius سوانت آرنیوس
arrhizus ریزوپوس آریزوس
arrhythmia آريتمي · آپوپلكسي · اختلالات فشار خون · اختلالات گردش خوني · تنگي رگ · زيرايستايي
arrian آریان
arripis آریپیس
arrival روارو · فرود هواپیما · ورود · وفادت · اینده · قدمگاه
arrive ایصال نمودن · بمنزل رسیدن · سر رسیدن · موفق شدن · ناگل شدن · وارد شدن
arrived مورود · واصل · وارد · بالغ · نابالغ · نورسیده
arrivederci فرعی
arriver اینده · وارد · ورود
arriving بالغه · تاخبرورود · توارد · قادم · نائل · نایل
arrogance استکبار · برتنی · بزرگ منشی · تطاول · تفرعن · تکبر
arrogancy ادعا
arrogant باد در دماغ دارد · باد دم · برمنش · تشر · خودبین · دماغ دار
arrogantly دامن کشیدن
arrogate کوس زدن · غصب کردن
arrogation ادعاء
arrow تلفن همراه با پیکان · تیر دو کمانه · تیر و کمان · تیروکمان · خدنك · سہم
arrowhead پیکان
arrowroot ریشهپیکانی · تاكا پيناتيفيدا · تاکا لئونتوپتالوییدس · مارانتا آروندیناسئا · پيكانريشه هند غربي · کورکوما آنگوستیفولیا
arrows جهت عقربههای ساعت · خلاف جهت عقربههای ساعت · غیداق · تیر باران
arrowtooth قلابماهيان · كفشكماهي دورگه · كفشكماهي كاليفرنيا · سفرهماهیان
arroyo بستر نهر · نهر
arréridj برج بوعریریج
arsaces ارشک
arsacian اشکانی
arsacid اشکانی
arsalan امیرارسلان نامدار
arse بیرون افتادن · قسمت نهایی · ماتحت · لم دادن · کون · پشت
arsehole مقعد · کون
arsenal آتش خانه · آرسنال · ترسانه · ترسخانه · جبخانه · جبه خانه
arsenate ارسنات مس کرومدار
arsenates آرسناتها · آرسنيتها · مواد آرسنيكدار · مواد آرسنيكدارک
arsenic آرسنیک · دار موش · زرنیخ · سم الفار · مرگ موش · مرگموش
arsenicals آرسناتها · آرسنيتها · مواد آرسنيكدار · مواد آرسنيكدارک
arsenites آرسناتها · آرسنيتها · مواد آرسنيكدار · مواد آرسنيكدارک
arsenous مرگ موش
arslan آلپ ارسلان
arsène آرسن ونگر
art آرت بلیکی · آرت دکو · آرتور بوخوالد · اثرهنری · استعداد هنرپیشگی · استعداد هنری
arta آرتا
artabanus اردوان یکم
artabotrys آرتابوتريس اودوراتيسيموس · آرتابوتريس اونسيناتوس · آرتابوتریس · آرتابوتریس هگزاپتالوس
artashat آرتاشات
artaxerxes ارد شیر دراز دست · اردشیر · اردشیر دراز دست · اردشیر دوم · اردشیر یکم
artefact مصنوع
artemia آرتمیا · آرتمیا سالینا
artemis آرتمیس · نیایشگاه آرتمیس
artemisia آرتميزيا نوا · آرتمیزیا · آرتمیزیا آبسنتیوم · آرتمیزیا آنوآ · آرتمیزیا تریدنتاتا · آرتمیزیا دراکونکولوس
artemisinin آرتمیزینین
arteria سرخرگ · شریان
arterial تصلب شرائین · شریانی · فشار خون بالا · پرفشاري خون ريوي · پرفشاري خون شرياني · پرفشاری خون
arteries شرایین · شریانها · عروق · آئورت · سرخرگها · تصلب شرائین
arteriola شریان کوچک
arteriole شریان کوچک
arteriosclerosis آترواسكلروز · آرتریواسکلروز · تصلب شریانها · تصلب شرائین
arteritis آرتریت · التهاب سرخرگ · التهاب شریان · ورم شریان · ويروس آرتریت اسبي · ویروس التهاب شریان اسبی
arteriviridae آرتریویریده
arterivirus آرتریویروس
artery رك · سرخرگ · شریان · شریان رنداعلی · شریان روی · تصلب شریان
artful استادانه · با هز · حقه باز · حیله باز · صنعتی · فريباميز
artfully بحیله
artfulness گربزی
arthralgia درد مفاصل
arthritis التهاب مفصل · ورم مفاصل · پليآرتريت · آرتریت · فلو · نقرس
arthrobacter آرتروباکتر
arthrobotrys آرتروبوتریس
arthroderma آرترودرما
arthropathy آرتروز · بورسيت · خوشيدگي · مفصلبيماري · بیماریهای مفصل
arthroplasty ترمیم مفصل
arthropod بندپایان · هورمونهاي بندپایان · هورمونهاي حشره · هورمونهای بیمهرگان
arthropoda بندپايان · بندپاییان
arthropods بندپایان مفید · بندپایان کنترل زیستی · بندپايان · بندپاییان
arthrosis آرتروز · بورسيت · خوشيدگي · مفصلبيماري · بیماریهای مفصل
arthur آرتور · آرتور آدامف · آرتور آربری · آرتور اش · آرتور دو گوبینو · آرتور رمبو
arthus بيماري سرم · واکنشهای نوع آرتوس
artichoke اردشاهی · انگنار · سیب زمینی ترشی · سیبزمینی ترشی · شلغم فرنگی · کنگر فرنگی
artichokes آرتیشو · سیبزمینیهای ترشی
article اثاثه · ثوب · حرف تذکر · حرف تعریف · حروف شمسیه · عقیدة
articles اساس نامه · امتعه · عقائد · عقاید · قواعد دینی · لوازم آرایش
articular باد مفاصل · مفصلی
articulata ویسیا آرتیکولاتا
articulate صریحا گفتن · مفصل دار · مژده دادن · تلفظ کردن
articulated کامیون مفصلی
articulateness سلاست · روانی
articulatio قوزک · قوزک پا · مچ · مچ دست · مفصل
articulation مفصل · اتصال
artifact مصنوع
artifical ساختگی
artifice تصنع · حلیه · حیله کردن · مکر · نیرنک · کید
artificer اهل صنعت · صاحب هنر · صنعت کار · صنعت گر · اهل حرفه · مخترع
artificial آب بندان · آبزدايي · آبسنگهای مصنوعی · احياي مصنوعي · انتخاب اوليه · انتخاب مصنوعي
artificiality تصنع
artik آرتیک
artillery آتشبار · توپ و توپخانه · توپخانه · توپخانۀ سبك یا کو هستانی · علم توپخانه · توپ
artilleryman توپچی · مسلسل چی · شکارچی
artiodactyl گوزن
artiodactyla حیوانات سم شکقته · اسلوتها · بيدندانيان · توبوليدنتاتا · جفتسمان · خرطومداران
artiodactylous سم شکافته
artisan افزار مند · افزارمند · دستکار · سرب کار · صنعتکار · صنعتگر
artisanal ماهيگيري در مقياس كوچك · ماهيگيري معيشتي · ماهیگیریهای پیشهوری
artisans ارباب صنعت
artist آرتیست · اهل هنر · رزمیکار · موسیقیدان · نقاش و هنرمند · هنرمند
artistic صنعت گری · صنعی · هنرمندانه · مربوط به علم · هنرمند
artistry استعداد هنرپیشگی · استعداد هنری · دلاوری
artists فهرست هنرمندان فرانسوی · یونایتد آرتیستز · ارباب صنعت
artizan صاحب هنر · صنعت گر · صنعت کار
artless بی تزویر · بی ساختگی · بی هنر · صاف و ساده · صاف و صادق
artlessness بی هنری · ساده دلی · سادگی · پاکی
artocarpus آرتوكارپوس انتژر · آرتوكارپوس انتگرا · آرتوكارپوس انتگريفوليا · آرتوكارپوس انسيستا · آرتوكارپوس كومونيس · آرتوكارپوس پليفما
artogeia آرتوژيا · پیریس
arts الکترونیک آرتز · حرف و صنایع · دانشگاه هنرهای زیبای معمار سینان · ذی فنون · صنائع · صنایع
artur آرتور بالدر · آرتور ژورژه
artwork رسم
aruba آروبا
aruban فلورین آروبا
aruch شولحان عاروخ
arum آروم · جنس شیپوری · جنس گل شیپوری · گل شیپوری · فیل گوش
arunachal آروناچال پرادش · اراناچال پرادش
arundina آروندینا
arundinacea بامبوزا آروندیناسئا · دانه قناری نیمانند · دانه قناری کوهستانی · علفبره نیمانند · فالاریس آروندیناسئا · فستوکا آروندیناسئا
arundinaceae آرونديناسه · آروندينلاسه · آندروپوگوناسه · آوناسه · آگروستيداسه · اراگروستئائه
arundinaceum سودانگراس · سورگوم آروندیناسئوم · سورگوم سوداننس
arundinaceus اریانتوس آروندیناسئوس
arundinaria آروندیناریا · آروندیناریا آمابیلیس · جنس بامبو · جنس خیزران
arundinellaceae آرونديناسه · آروندينلاسه · آندروپوگوناسه · آوناسه · آگروستيداسه · اراگروستئائه
arundo آروندو · جنس قمیش · ني هندي
arusha آروشا
aruzi نظامی عروضی
arvense اکوییستوم آرونس · دماسب دشتي · سیرسیوم ارونس · پيسوم آروانس · کنگر صحرایی · کنگر هرز
arvensis منتا آرونسیس · نعناع ژاپني · پيچك صحرايي · چکاوک · کونولوولوس آرونسیس
arvicola آرويكولا ترستريس · ميكروتوس · ولها
arvin ايران آروين
arvo آروو پارت
aryamehr آریامهر
aryan آریایی · آرین
aryanpour امیرحسین آریانپور
aryenis آرینیس
as آنچه من میدائم · آنگونه که هست · اجتہاد کردن · اجیرانه · اخوی مقامی · ارتهان
asa انجدان
asadabad اسدآباد · شهرستان اسدآباد
asadi اسدی طوسی
asadollah اسدالله علم
asafetida انقوزه
asafoetida آنغوزه
asalouyeh عسلویه
asarabacca اسارون
asarum اسارون
asatryan آساتریان · آساتوریان · آساطریان · آساطوریان
asbestos آزبستوز · پنبه نسوز · پنبه کوهی
ascalonicum الیوم آسکالونیکوم
ascariasis آسکاریاز
ascarid کرم امعاء
ascaridia آسکاریدیا · آسکاریدیا گالی
ascarididae آسکاریدیده
ascaridiidae آسکاریدیایده
ascaris آسکاریس · آسکاریس سوئوم · آسکاریس لومبریکوییدس
ascarops آسکاروپس
ascend برشدن · جلوس کردن · صعود کردن · عروج کردن · متصاعد بودن · برخاستن
ascendance تعالی
ascendancy تعالی
ascendant صعودی · نیا · اوج
ascendence اکثریت · تعالی
ascendency استیلاء · تفوق · اکثریت · تعالی
ascendent صعودی
ascending اصعاد · صاعد · صعود و نزول · صعود کننده · عروج · فرازی
ascension ارتقاء · اسنشن · تصعد · جزایر آسنسیون · معراج · صاعد
ascensive صعودی
ascent صعود · فراز و نشیب · صاعد · صعود کننده · عروج · فرازی
ascepticism دفع عفونت
ascepticize رفع عفونت کردن
ascertain بتبوت رساندن · محقق نمودن · مشخص کردن · حتمی کردن · مطمئن ساختن · تضمین کردن
ascertainable قابل تحقیق
ascertained محقق · مشخص
ascertainment ثبوت · تعیین · تحقیق
ascetic خشن پوش · ریاضت کش · ریاضت کشیدن · زاهد · زاهدانه · عابد
ascetical زاهدانه · تند و تلخ
ascetically قلندرانه · زاهدانه
asceticism تزهد · تپاس · ریاضت · زاهدی · زهد
ascetospora آستوسپورا
aschelminthes نخسانهكرمها · کرمسانان
aschersonia آشرسونیا
ascii اسکی
ascites آسیتها
asclepiadaceae اسکلهپیداسه · تیره استبرق · کتوسیان
asclepius آسکلپیوس
ascochyta آسكوكيتا پينودس · آسكوكيتا پينودلا · آسکوکیتا · آسکوکیتا رابیهای · آسکوکیتا فابائه · آسکوکیتا پیسی
ascogaster آسکوگاستر · آسکوگاستر رتیکولاتوس
ascoli ایتالیا
ascomycetes آسكوميكوتينا · مشكوجلهها · مشکوجلگان
ascomycotina مشکوجلگان · آسكوميكوتينا · مشكوجلهها
ascorbase آسكوربات اكسيداز · آسكورباز · اكسيدازها · الكل اكسيدوردوكتاز · تيروزينازها · دهيدروژنازها
ascorbate آسكوربات اكسيداز · آسكورباز · اكسيدازها · الكل اكسيدوردوكتاز · تيروزينازها · دهيدروژنازها
ascorbic آسكوربيل فسفات · آسكوربيل پالميتات · آسکوربیک اسید · اسید آسكوربيك · ويتامين سي · ویتامین ث
ascorbyl آسكوربيل فسفات · آسكوربيل پالميتات · آسکوربیک اسید · اسید آسكوربيك · ويتامين سي · ویتامین ث
ascosphaera آسکوسفرا · آسکوسفرا آپیس
ascosphaerales آسكوسفرالها · آسکوسفرالز · پريسيستالز
ascospores آسكوسپورها · اسيوسپورها · اسپورهای قارچی · اووسپورها · بازيدوسپورها · زياهاگها
ascot دستمال گردن
ascribable سزاوار سرزنش · نسبت دادنى
ascribe اسناد دادن · تعيين كردن · منسوب کردن · نسبت دادن
ascription اتصاف · نسبت دادن
asean آسهآن · اتحادیه ملل جنوب شرق آسيا · اتحادیه ملل جنوب شرق آسیا · انجمن ملل آسیای جنوب شرقی
asellus آسلوس
asepsis سترونی · عقیمی · نازایی
aseptic بستهبندی ضدعفونیشده
asexual توليد مثل رويشي · توليد مثل غير جنسي · تولید مثل غیر جنسی · تکثیر رویشی · تکثیر غیرجنسی
asexuality بیجنسگرایی · بیجنسی
aseyrian آشوری
asgard آسگارد
ash خاکستر · خاکستر سبک · زبان گنجشک · زبانگنجشک · سطل خاکروبه · محتوای خاکستر
ashamed آزرمیدن · حیا کردن · حیا کن · خجالت بکشید · خجالت کشیدن · خجالتزده
ashbin سطل خاکروبه · سطل زباله
ashcan مکتب واقعگری آمریکا · سطل خاکروبه · سطل زباله
ashcolored خاکستری رنك
ashdod اشدود
ashe آرتور اش
ashei واکسینیوم آشئی
ashen خاکستری · دارای رنگ خاکستری · رنگ پريده · شبیه خاکستر
asher آشر پرز
asherah روادید · ویزا
ashes خاکسترها · قلی · خاکستر · خاکستر نشین · ساروج
asheville اشویل
ashgabat عشقآباد
ashik عاشیق
ashkan اشکان دژاگه
ashkelonian موسیر
ashkenazi اشکنازی · گبی اشکنازی
ashkhabad عشقآباد
ashlagh اشلق
ashlar سنك بنا · سنگ بنا · سنگ ساختمانی · سنگ کلنگی · قلوه سنك
ashleaved بیلاك
ashley اشلی ماسارو
ashoka آشوکا
ashouri داریوش آشوری
ashraf اشرف افغان · اشرف پهلوی · علیاشرف درویشیان
ashrafiyyeh آستانه اشرفیه
ashtarak آشتاراک
ashtiyan آشتیان
ashton اشتون
ashtray زیر سیگاری · زیرسیگاری · خاکسردان
ashura عاشورا
ashurbanipal آشور بانیپال
ashy خاکستری
asia آسيا · آسياي جنوب شرقي · آسیا · آسیا و اقیانوس آرام · آسیا کاررا · آسیای جنوب شرقی
asian آبهاي درونمرزی آسيايي · آبهای درونبوم آسیایی · آبگاوميش · بازیهای آسیایی · بوبالوس · کنفدراسیون فوتبال آسیا
asiatic الفاس ماكزيمم · اگیز · دیار بکر · فيل آسيايي · دیوسکورئا آلاتا · دیوسکورئا هیسپیدا
asiatica استریگا آسیاتیکا
aside بحث جزئی · حیص · مقاله ضمیمه · واگرفتن · کنار کشیدن · کناره جو
asimina آزیمینا · آزیمینا تریلوبا · خربزه درختي
asimov آیزاک آسیموف
asinine حماری
asininely دیوانگی
asinus اكوئوس آسينوس · الاغها · خرها · خر
asjadi عسجدی
ask اجاره خواستن · استجازه کردن · استخاره کردن · استخبار کردن · استدعا کردن · استرداد کردن
askance چپ چپ · شزر
asked مستدعی ـ مستدعا · پرسیدنی · سؤالات رایج · ملتمس · خواسته
asker سوال کننده · لطفی علیعسکرزاده · پرسشگر
asking استجازه · استخبار · استدعاء · استرجاع · استرخاص · استرشاء
asks مدد خواه · مستاذن · مستشیر · مستعین · مستغفر · مستغیث
aslan رضا اصلان
aslani فرامرز اصلانی · فرهاد اصلانی
aslant اریب · مورب
asleep خواب برده · خوابیده · غنوده · نائم · رفته · کرخ
aslope اریب · مورب
asmahan اسمهان
asmara اسمره
asmera اسمره
aso کوه آسو
asp افعی · صفحه های سرويس دهنده فعال
asparagales مارچوبهایها
asparagi براكيكولوس آسپاراژي · براکیکورینلا آسپاراژی
asparagine آسپاراژین
asparaginic آسپاراژينيك اسيد · اسید آسپارتيك · آسپارتیک اسید
asparagoides مارچوبه
asparagus آسپاراگوس · آسپاراگوس افیسینالیس · آسپاراگوس ستاسئوس · آسپاراگوس پلوموسوس · اسفراج · بذرهای مارچوبه
asparrena آسپارنا
aspartame آسپارتام
aspartate آسپارتات آمینوترانسفراز · گلوتامات اگزالواستات ترانسآميناز
aspartic آسپارتیک اسید · آسپاراژينيك اسيد · اسید آسپارتيك
asparukh اسپرخخان
aspect ذوجنبتین · رسمیت پیدا کردن · سعد · طلعت · قیافت · قیافۀ مظلم
aspects جنبههاي اجتماعي · جنبههاي اقتصادي · جنبههاي تاريخي · درگيريهاي اقتصادي · شرايط اقتصادي · وجوه
aspen مثل بید لرزید ن · جنس تبریزی · جنس شالک · صنوبر لرزان · پوپولوس · پوپولوس ترمولا
asper استربلوس آسپر
aspergillales آسپرژيلالز · اوروتیالها · پلكتاسكالز · اوروتیالز
aspergillic آسپرژيليك اسيد · آماتوكسينها · ااوسپورئين · اسكيرين · اسپوريدسمينها · امودين
aspergillus آسپرژیلوس · آسپرژیلوس آواموری · آسپرژیلوس اوریزائه · آسپرژیلوس اوکراسئوس · آسپرژیلوس ترئوس · آسپرژیلوس فلاووس
asperity تلخی و خشونت · خشونت · ترشی
aspersa هلیکس آسپرسا
asperse بد نام کردن · توهین کردن · هتاکی کردن · هتك شرف كردن · بدنام کردن · شرف کسیرا بردن
asperser هتاك
aspersion هتك · هتك شرف · تهمت یا افترا · خط اتحاد · سعایت · هتاکی
aspersive توهین آمیز
asphalt آسفالت · اسفالت · اسفالتکردن · جنگل آسفالت · حمر · قير خيابان
asphaltum آسفالت · قير خيابان
asphodel برواق · نرگس
asphondylia آسفوندیلیا
asphyxia خفگی · خنق · بیدمی · خفگي · خناق · اختلالات تنفسی
asphyxiation خفقان · خفگی · اختناق
asphyxiator خاموش کننده آتش
aspidiotiphagus آسپيديوتيفاگوس · پروسپالتلا · انکارزیا
aspidiotus آسپیدیوتوس · آسپیدیوتوس نریای
aspidistra آسپيديستريا · آسپیدیسترا · جنس برگعبایی · جنس گلعبایی
aspidistria آسپيديستريا · آسپیدیسترا · جنس برگعبایی · جنس گلعبایی
aspidosperma آسپیدوسپرما
aspirant آرزو خواه · آرزو مند · معین نایب · خواهان · ملتمس
aspiration آرزو بگور بردن · آرزومندی · جهد · خمیازه · همت · استنشاق
aspirations آمال · همت بلند داشتن · علو همت · هوسناك · بلند همت
aspirator هواکش
aspire آرزو کردن · استنشاق کردن · هوش داشتن · خمیازه کشیدن · فرو بردن
aspirin آسپرین · استیل سالیسیلیک اسید
aspiring بلند بین · بلند نظر · خمیازه · خواهان · ملتمس
aspis افعی
aspius آسپیوس
asplenium آسپلنیوم · جنس جگردارو · جنس سپرزدارو
asr نماز عصر
ass خر · خردیزه · خرکی · دراز گوش · کونتنبل · کونگشاد
assa فرولا آسا فتیدا
assafetida راو ماده
assafetids انقوزه
assafoetida خلتیت · آنغوزه
assafœtida حلتیت · انقوزه
assail حمله کردن
assailant حمله کننده · متجاوز · مهاجم
assam آسام · درخت کائوچو
assama آنترئا آساما
assamese آسامی · زبان آسامی
assar علیرضا عصار
assara آسارا
assassin آدمکش · حشاشین · قاتل · براوو · مریزاد · افرین
assassinate کشتن · بقتل رساندن
assassination آدمکشی · ترور · ترور بینظیر بوتو · قتل
assassinator براوو · مریزاد · افرین · قاتل
assassins عادلها
assault بی عدالتی کردن · تاخت و تاز کردن · تہاجم · حمله کردن · سورت · کتك کاری
assaulter حمله کننده · متجاوز · مهاجم
assaulting متہاجم
assay آزمون تشخیصی · آزمون راديوآلرگوزوربنت · آزمون راديوايمونوزوربنت · دارالعیار · سنجش راديوايمونومتري · سنجیدن
assayer دینار سنج · عیار گیر · معیر · ناقد · نقاد
assdriver خرڭ چی
assectella آكرولپیا آسكتلا · آکرولپیوپسیس آسکتلا
assemblage جمع آوری · مجموعه محصولات · جمع · مجموعه · تجمع · تراکم
assemble اجماع کردن · انجمن کردن · جمع آوردن · جمع شدن · حشر ونشر کردن · سر هم کردن
assembled مجتمع · محشور · منعقد
assembling حشر · تجمع · اجتماع · تراکم
assembly ارسن · اسمبلی · دارا لشورای ملی · دارالشوری · قرلتای · قوه مقننه
assemblyman عضو مجلس
assent پروانگی · اذن · راضی شدن · راه یافتن · رضا دادن · رضایت
assert اخبار کردن · اصرار ورزیدن · حرف خود را زدن · ادعا کردن · پافشاری کردن · متعجب شدن
asserting اظهاری · اعلانی
assertion تأکید · گفته · ادعا
assertive ادعا کننده
asses اكوئوس آسينوس · الاغها · خرها · گورگیر
assess ارزیابی کردن · سرشکن کردن · اندازه گرفتن · ارزش · داور
assessment ارزيابي احتمال خطر · ارزيابي فناوري · ارزيابي نشانزد · ارزیابی · ارزیابی اثر · ارزیابی اثر زیستمحیطی
assessor حاشیه نشین · ارزیاب
asset سرمایه · دارايی · دارایی
assets استهلاك داراييها · داراييهاي ثابت · داراییها · داراییهای سیال · نقدينگي جاري · وابسته ها
asshole سوراخ کون · مقعد · کسکش · کون
assia آسیه جبار
assiduity اهتمام · ملازمت · تدرب · تقیه · مداومت · ممارست
assiduous دارای پشتکار · زحمت کش · سخت كوش · عاکف · ساعی · مداوم
assiduousness مداومت · پشتکار · توجه
assign ارجاع کردن · اسناد دادن · حواله · معین کردن · مقرر کردن · غصب کردن
assignable قابل مذاکره · قابل انتقال
assignation تعیین وقت · میعادگاه · قرار ملاقات · تخصیص · پخش
assigned وظیفه محول شده · دست نشانده · تعین · معین
assignee پروکسی
assigning اصداق · اقطاع · توظیف
assignment تنخواه · درس مدرسه · تکلیف · وظيفه · جالب · تقدیر
assignor حواله دهنده
assimilate تحلیل بردن · قورت دادن · تشبیه کردن
assimilated تحلیل رفتن
assimilation آنابولیسم · جذب سطحی · جذب و مادهسازی · فراگوهرش
assimilator دانشور · یادگیرنده
assimilis سئوتورنکوس آسیمیلیس
assisants انصار
assist اعانت کردن · امداد نمودن · بازو دادن · تأیید کردن · توجه کردن · حضوربهم رساندن
assistance استعانت · استعانت کردن · امداد · تعاونی · دستیاری · غیاث
assistant آسیستان · بردست · دستيار فروش · دستیار · دستیار برنامه ریزی · دستیار صندوق پستی پوشه اداره شده
assisted موفق · موفق شدن · قتل ترحمی
assister ناصر
assisting ممد · امداد · تولید
assists ممد
assize نرخ قانونی · فرمان · محکمه
associable انطباق پذیر
associate آمیزش دادن · آمیزش کردن · اختلاط کردن · ارتباط دادن · اشتراك كردن · انیس
associated آسوشیتد پرس · مقترن · کشور تحتالحمایه · گزارش متصل به جدول تکیه گاهی · مانوس · محشور
associates سر و همسر
associating آمیزنده · معاشر
association آسیفا · اتحادیه ملی بسکتبال آمریکا · اساس نامه · استصحاب · اشتراك · اقتران
associations انجمنهای تجاری · انجمنهای حرفهای · انجمنهای نژادی · انجمنهای کشاورزان · مجموعههاي کشت و صنعت · جوامع كشاورزي
associative انجمنی · شاخص · نمایه · نمودار
associatory انجمنی
assoil انجام وظیفه کردن · برائت کردن · تقاص پس دادن · تبرئه كردن · تبرئه کردن
assoilzie تبرئه كردن
assonance هم صدایی
assonant سجع · مسجع
assort بخشيزه كردن · جور کردن · ترتیب دادن · دمساز شدن · طبقه بندی کردن · مربوط ساختن
assortative تكزامهاي · جفتگیري جور · برونچليپايي · دستگاههای جفتگیری
assorted جور شدن · آمیخته · رنگارنگ
assortment جداول دستهبندی · جدول دستهبندی · جوری · دستهبندی در جنگلداری · طبقه بندی · عطر گل
assortments جداول دستهبندی · جدول دستهبندی · دستهبندی در جنگلداری
assuage آشتی کردن · خواباندن · فرو نشاندن · معتدل شدن · نرم کردن · آرام کردن
assuagement تسکین
assuasive تسکین بخش · آرامش بخش · آرام کننده
assume برتن کردن · برعہده گرفتن · تکفل نمودن · خودرا گرفتن · رسمیت پیدا کردن · شباهت داشتن به
assumed وانمود شده · بخود بسته · متخذ · نام مستعار
assuming تخلق · تفضل · نازنده · تقبل · گستاخ
assumption حلول · چیرگی · تقبل · فرض
assumptive گستاخ
assurable بیمه بردار
assurance اطمینان · بیمه جان · بیمه عمر · بیمه کیفیت · پشت گرمی · گواهينامه كيفيت
assure آسوده کردن · تامین کردن · حتمی کردن · خاطر جمع کردن · مراقبت کردن در · مطمئن ساختن
assured بیمه شده · خاطر جمع · خاطرجمع · دلش گرم است · مطمئن · یك جہت
assuredly بطور محرز
assuredness خاطر جمعی · حالت عمودی · وقار · متقاعد
assurer بيمه کننده · بيمه گر
assuring احترامات فائقه را نقدیم میدارد
assyria آسورستان · آشور
assyrian آرامی جدید آشوری · آسوری · آشوری · نسلکشی آسوریان
assyrians آشوریان ایران
astaci آفانومیسس آستاسی
astacus آستاکوس · آستاکوس آستاکوس · آستاکوس لپتوداکتیلوس
astana آستانه
astara آستارا · آستارای جمهوری آذربایجان
astarabadi بیبیخانم استرآبادی
astarte آستارته
astatic بی تعادل · ناپایدار
astatine آستاتین · استاتین
astaxanthin آستاگزانتين · آنتراگزانتين · زئاگزانتين · كانتاگزانتين · لوتئين · نئوگزانتين
aster آستر · جنس ستارهای · مینا · گل مینا · گل مینا فرنگی · ستاره
asteraceae آستراسه · مركبيان · گلستارهایها · گلستارگان
asterales راسته گل مینا
asterial ستاره ای
asterinales آسترينالز · دوتيدئالها · دوتيورالز · كاپنوديالز · كتوتيريالز · ملانوماتالز
asterisk ستاره نشان کردن · نشان ستاره هشتپر · کلید ستاره · ستاره دار · ستاره
asterism روشنایی و نور
asterix آستريكس · آستریکس
asteroid ستاره ای · ستارک · سیارک · سیارۀ خرد · شبیه ستاره · کمربند سیارکها
asteroidea ستارهسانان · ستارهماهيان · ستارگن دریایی
asteroids رده سیارات · سیارات صغار
asterolecaniidae آسترولکانیایده
asterolecanium آسترولکانیوم
asthenia ضعف
asthenopia خستگی چشم
astheny ضعف
asthma آسم · تنگه نفس · تنگی نفس · تنگی نفس ـ نفس تنگ · ضیق النفس · نفس تنگه
asthmatic اسمی · تنك نفس · تنگ نفس · دماور · دچار تنگی نفس · تنگه نفس
astigmata آستیگماتا · گوشتكنهريختيان
astigmatism آستیگماتیسم
astin شون آستین
astonish مبہوت کردن · مات کردن · مبهوت کردن · متحیر کردن · متعجب ساختن · آشفتن
astonished بهتزده · حائر · خیره مائدن · در شکفت بودن · دنك · سرگشته
astonishing بهت آور · تحیر آور · حیرت افزا · حیرت انگیز · دهشت انگیز · دهشت ناك
astonishment خیرگی · سرگشتگی · شکفت · شگفت · حیرانی · عجب
astound سرگردان کردن · مبهوت کردن · گیج کردن
astounded حیران · گیج
astounding گیج کننده
astrabad گرگان
astragal عظم کعب · استخوان قوزک · مچ پا · کعب
astragalus آستراگالوس · آستراگالوس سیسر · آستراگالوس سینیکوس · جنس گون · استخوان قوزك · استخوان قوزک
astrakan پوست بخارا
astrakhan آستراخان · استان آستراخان · حاجی ترخان · حاجی طرخان · پوست بخارا
astral اختری · ستاره وار · پر ستاره · کوکبی · شبیه ستاره · ستاره ای
astray از راه بردن · از راه در کردن · بضلالت افتادن · سرگشته · ضال · ضلیل
astrebla آسترهبلا
astrid آسترید لیندگرن
astringency قابضیت · گسی
astringens اوکالیپتوس آسترینژنس · تخماق قهوهاي
astringent تندمزه · سخت گیر · طاقت فرسا · عفص · قابض · گس
astro منجم باشی
astrobiology اخترزیستشناسی
astrocaryum آستروکاریوم · نخل مورومورو
astrolabe اسطرلاب
astrologer احکامی · اخترشمار · اخترشمر · رصاد · رصد بند · ستارهبین
astrological نجومی
astrologist احکامی · ستارهبین · طالعبین · اختربین · منجم
astrologizing تنجیم
astrology رصد بندی · ستاره شناسی · ستارهبینی · طالع بینی · نجوم بینی · اخترشناسی
astrometry اخترسنجی
astronaut فضانورد · کیهان نورد
astronavigation فضانوردی
astronomer اخترشناس · اخترمار · افلاك شناس · ستاره شناس · ستارهشناس · منجم
astronomic نجومی
astronomical اتحادیه بینالمللی اخترشناسی · تقویم هجری قمری جدولی نجومی · رصد · رصدخانه آفریقای جنوبی · زایجه · نجومی
astronomy اختر شناسی · اخترشناسی · اخترشناسی رادیویی · رصدخانه اپتیکی ملی آمریکا · رصدخانه ملی رادیویی آمریکا · ستارهشناسی
astrophysics اخترفیزیک · فیزیک نجومی
asturian آستوری
asturias آستوریاس
astute زیرك · عاقل · حیله گر · دانا · دقیق · عیار
astuteness موذی گری
astyages ایشتوویگو
astyanax آستواناکس · آستیاناکس · آستیاناکس فاسیاتوس
astylar بی ستون
astzolabe استرلاب
asu آسو
asulam آسولام
asuncion آسونسیون
asunción آسونسیون
asunder گریبان کردن
aswad دعا اسود خلیل
asylum تیمارستان · جہان پناه · حرم مطهر · دارالایتام · دارالعجزه · دارالمجانین
asymmetric ایدیاسال · بی قرینه
asymmetrical نامتقارن
asymmetry عدم تقارن · عدم تعادل · عدم توازن
asymptomatic وضعيت حامل بیعلامت · وضعیت حامل
asynchronous حالت انتقال ناهمگام · غیر ناهمگام · ماشین تحویل دار خودکار
at آخر الامر · آخر کار · آن بآن · آنموقع دستم خالی نبود · اختیار داشتن · اردنڭ
ata ساتا · عطا نهایی
atacama آتاکاما · آتاكاما · آرائوكو · آكونكاگوا · آنتوفاگاستا · آيزن
atahualpa آتاهوالپا
atalanta آتالانته
atalantia آتالانتیا
atanasoff جان آتاناسف
ataractic داروی مسکن
ataraxic داروی مسکن
ataraxis استراحت · صفا
atashgah آتشگاه اصفهان
atashi منوچهر آتشی
atasuki آتاسوكي · الیوم لدهبوریانوم
atatürk مصطفی کمال آتاترک
atavism نیاکان گرایی
ataxia آتاکسی
ate آته
atelier آتلیه · کارگاه هنری · کارگاه
atempt آزمایش کردن
aterrima استيزولوبيوم آتريموم · لوبياهاي بنگالي · لوبياهاي مخملي سياه · موکونا آتریما
aterrimum استيزولوبيوم آتريموم · لوبياهاي بنگالي · لوبياهاي مخملي سياه · موکونا آتریما
athabaskan زبانهای آتاباسکی
athalia آتالیا
athamas آتاماس
athapascan زبان آتاپاسکایی
atheism الحاد · انکار وجود خدا · بیخدایی · زندقه · ناخدایی · کفر
atheist آتئیست · دهری · زندی · ملحد · منکر خدا · ناخدا
atheistic ملحد · منکر خدا
atheistical دهری · ملحد · منکر خدا
athelia آتلیا
athena آتنا · آتنه
athenaeum انجمن دانش
atheneum انجمن دانش
athens آتن · آکروپولیس · اطنه · زیره به کرمان بردن · مکتب آتن
atheresthes آترستس
atherigona آتریگونا · آتریگونا سوکاتا
atherina آترینا
atherosclerosis تصلب شریان · آترواسكلروز · تصلب شریانها
athetis آتهتیس
athirst تشنه
athlete بکتاش · زور آزما · زور آزمای · زور مند · زور گر · قهرمان ورزش
athletic موجب تعلیق · ورزشکار · ورزشی · پہلوانی · زور آزما · زور آزمای
athleticism کوشش بلیغ
athletics علم ورزش
athwart متقاطع
atigh مسجد جامع عتیق
atiq مسجد جامع قزوین
atlanta آتلانتا · آتلانتا هاوکز
atlantic استانهای کرانه میانه اقیانوس اطلس · اقيانوس اطلس · اقيانوس اطلس جنوبي · اقیانوس آتلانتیک · اقیانوس اطلس · اقیانوس اطلس استوایی
atlantica سدر اطلسی · سدروس آتلانتیکا · سرو اطلسی · پیستاسیا آتلانتیکا · بنه
atlantis آتلانتیس · فضاپیمای آتلانتیس
atlas آمازیغی اطلس مرکزی · اتلس · اطلس · اطلس بزرگ · اطلس جغرافيايی · الجزایر
atlético باشگاه ورزشی بوکا خونیورس
atm علامت خودپرداز · ماشین تحویل دار خودکار · عابر بانک · لایه سازگاری ماشین تحویل دار خودکار
atmometers ابزارآلات هواشناسي · تانكهاي تبخير · تبخیرسنجها · ثبتكنندههاي باد · خورتابهسنجها · سپیداییسنجها
atmosphere آتمسفر · اتمسفر · استراتوسفر · اندروا · بستهبندي اتمسفري كنترلشده · تروپوسفر
atmospheric آشفتگی جوي · آشفتگیهای جوی · بهمخوردگيهای جوي · تشکیلات جوی · تغییر فصل · شرايط جوي
atoll آبسنگ
atolls جزایر مرجانی · جزيره مرجاني · جزيره مرجاني حلقوي
atom اتم · جزء فرد · جزء لا پنجزی · جوهر فرد · ذره قدر · ذره مقدار
atomaria آتوماریا · آتوماریا لینئاریس
atomic اتمی · انرژي اتمي · سازمان انرژی اتمی ایران · طیفسنجی جذب اتمی · عدد اتمی · فیزیک اتمی
atomiser سم پاش
atomism ذره گرایی
atomist ذره گرایی
atomistic ذره گرایی
atomization خشكاندن پخشانشي · خشکاندن افشانهای
atomizer سم پاش
atoms اتم برای صلح · خیط باطل
atonal ناموزون
atone جبران کردن · کفارت · کفاره کردن · اصلاح شدن · توبه کردن · پشیمان شدن
atonement روز کفاره · کفاره · جبران
atonia عدم اتکا
atonic ضعیف
atonicity عدم اتکا
atony بی بنیگی · عدم اتکا · اختلالات گوارشی · اسهال نوزاد جانوران · بداشتهایی · فزونی ترشح کلریدریک اسید
atopy آتوپی
atossa آتوسا
atousa آتوسا پورکاشیان
atp آدنوزين تريفسفات
atpase آدنوزين تريفسفاتاز
atrabilious سودائی · سوداوی · سودایی مزاج · سیاه مغز
atramentarium كولتوتريكوم آترامنتاريوم · کولتوتریکوم کوکودس
atrazine آترازین
atrek اترک
atreus آترئوس
atriplex آتریپلکس · آتریپلکس رپاندا · آتریپلکس نومولاریا · آتریپلکس هورتانسیس · آتریپلکس کانسانس · آتریپلکس کونفرتیفولیا
atrocious بیرحم · خونخوار · خونخواره · سفاکانه · سفاکی کردن · سفاڭ
atrociously سفاکانه
atrociousness بیرحمی · سبعیت · قساوت · قساوت قلب
atrocity بیرحمی · خونخوارگی · سبعیت · سفاکی · ضحاك · قساوت
atrolineatus بروکیدیوس آترولینئاتوس
atropa آتروپا · آتروپا بلادونا · بلادونا · جنس بلادن · جنس شابیزک · مهرگیاه
atropalpus آئدس آتروپالپوس
atropatene آتورپاتکان · آذربایجان
atropates آتروپات
atrophic التهاب بینی آتروفیک · رینیت آتروفیک · فلو
atrophy آتروفی · استحاله عضلات · ضعف بنیه · لاغر شدن · لاغری · واپروردگی
atropine آتروپین
atropos آتروپوس
atropurpurea ويسيا آتروپورپورئا · ویسیا بنگالنسیس
atropurpureum فازئولوس آتروپورپورئوس · ماکروپتیلیوم آتروپورپورئوم
atropurpureus فازئولوس آتروپورپورئوس · ماکروپتیلیوم آتروپورپورئوم
atroseptica اروينيا آتروسپتيكا · اروينيا آروييدئائه · اروینیا کاروتوورا
atrovirens آگاو آتروویرنس · آگاو لاتيسیما · اسپونديلوكلاديوم آتروويرنس · هلمينتوسپوريوم آتروویرنس · گزانتوسوما آتروویرنس · هلمینتوسپوریوم سولانی
atrum ورتیسیلیوم آلبوم آتروم
atta آتا · آتا سفالوتس · آتا سکسدانس · محمد عطا
attach الصاق کردن · سنجاق زدن · پيوست کردن · توقیف کردن · وصل کردن · اهمیت دادن
attache وابسته
attached زن دوست · گرویده · توقیفی · دامنگیری · دلبسته · متعلقان
attaching دامن گیر · وصل · الصاق
attachment ارادتمندی · تعلق بدنیا · تولی · دامنگیری · علیقه · اخلاص
attaché آتاشه · کيف اسناد · کيف پول
attachés اتباع
attack آوریدن · انفارکتوس میوکارد · ایقاع · بہم ریختن · حمله · حمله آوردن
attacked تب کردن · سرماخورده · مبتلا شدن · وبائی · تخته بند · مبتلا
attacker حمله کننده · متجاوز · مهاجم
attacking بطش · غافل گیر · فتك · مفاجات · کرار · متہاجم
attagenus آتاژنوس · آتاژنوس مگاتوما
attain احراز کردن · امیدش نا امید شد · بحد رشد رسیدن · بحد کمال رسیدن · بر خر خودسوار شدن · بعد تقاعد رسیدن
attainable امکان پذي
attainder ننگ
attained امیدش برآمد · مقضی المرام · منال · چشم و کوشش بازاست · چشم و گوشش باز است · شیرین کام
attaining تازه خط · حصول مرام · فائز · نائل · نایل · ادراك
attainment فضیلت · انجام · حصول · نیل · منال · نيل
attainments کمالات
attaint مقصر دانستن
attalea آتالئا · آتالئا فونیفرا · نخل پياساوا باهيا
attars عطریات
attelabidae آتلابیده
attempt سوء فصد · سوء قصد کردن · تشت · سنجیدن · محک زدن · جد و جهد
attend بپای درس کسی حاضر شدن · حضور بہمر سانیدن · حضور داشتن · دنبال چیزی دویدن · سرپرستی کردن · غمخواری کردن
attendance بیمارداری · تیمار · حضور · غمخوری · غمگساری · ملازمی
attendant بیماردار · دلاك · سرادار · سرپرست تقویم · سرپرست ثبت منابع · غمگسار
attendants احشام · ملتزمین رکاب · ملتزمین · موکب
attended با مراقب
attendee ملاقات کننده
attender مامور رسیدگی · گوش دهنده · شنونده · ملاقات کننده · مستمع
attending بیماردار · ملازم · همراه
attention از صرافت انداختن · اعتناء · التفات کردن · بدست باش · تحری · توجه
attentions توجہات
attentive با توجه · توجه داشتن · دقت گیر · متوجه · ملتفت · منتبه
attentively امعان · استبصار · استقصا کردن
attentiveness اعتنا · ملاحظه · پروا
attenuant ملطف
attenuate رقیق کردن
attenuated واكسنهاي ضعيفشده · واکسنهای زنده
attenuating ملطف
attenuation تضعیف · میرایی
attest شهادت دادن · اشکار ساختن · گواهی دادن
attestation شہادت نامه · گواه · گواهی · شهادت · شاهد · تصدیق
attic برج دیده بانی · زیرشیروانی · رشته فرنگی · قبه · باقلا
attila آتیلا
attire بزك · بزك کردن · طرز رفتار · پوشاک ویژه · توالت · طرز
attitude نگرش کارمند · برخورد · برخورد کردن · دیدگاه · وضع
attitudes نگرشها · رفتار انسان
attorney حقوقدان · دادستان · مشاور حقوقی · وکیل دادگستری · فقیه · مدعی
attorneys وکلاء
attorneyship مقام وکالت · وکالت
attract جذب کردن · جلب نظر کردن · جلب کردن · مجذوب ساختن · موچ کشیدن · پیش کشیدن
attractants جاذبها · جاذبهای جنسی · جلبكنندهها · طعمههاي كنترل آفت
attracted مجذوب · منجذب · انجذاب
attracter مغناطیس · موجب جلب توجه · چیز جالب توجه
attracting نظر ربا · کہربا · جذاب
attraction قانون جذب · قوۀ جاذبۀ ذرات · جاذبه زمین · جاذبۀ زمین · قوه جاذبه · بچه قشنگ
attractive جاذبانه · در باغ سیز نشان دادن · دلاویز · دلبند · دلکش · ربا ینده
attractively جاذبانه
attractiveness جاذبیت · جذابیت · دلفریبی · ربایندگی · گیرندگی
attractor موجب جلب توجه · چیز جالب توجه · مغناطیس
attributable قابل اسناد
attribute خافض · خواص · قادرعلی الاطلاق · قدوس · لامکان · مستعان
attributes اسماء الله · اسماء صفت · اسماء عظمی · اوصاف · صفات ثبوئیه · العظیم
attributing تغلیط · تنزیه
attribution اطلاق · اتصاف · اسناد
attributive اسنادی · عرضی
attrition خراش
aturpatakan آتورپاتکان
atwood مارگارت اتوود
atylosia آتیلوزیا
au با اين حال · البته · واحد نجومی · برعکس
auberge مسافرخانه · مهمانخانه · هتل
aubergine بادلجان · بادنجان · باذنجان · باتنگان · بادنگان · بادمجان
aubergines بادنجانها · بادمجان
auburn دانشگاه آوبرن · شاء بلوطی · بور
auchenorrhyncha زنجرهها · گردنپوزگان
auckland آوکلند · اوکلند
aucklander زلاند نو
aucoumea اوکومئا · اوکومئا کلینئانا
auction به مزایده گذاشتن · حراج · حراج کردن · مزایده · چینی
auctioneer حراج چی · حراجی · به مزایده گذاشتن · حراج کردن · دلال
auctions مزایدهها
auctt آزوكيا رادياتا · فازئولوس اورئوس · فازئولوس رادياتوس · فازئولوس مونگو اوكت · ویگنا رادیاتا
aucuparia بارانک برگشانهای · سوربوس اوکوپاریا
audacious با تهور · با جرات · بی باک · بی حیا ـ بیحیا · شوخ رو · مخاطره آمیز
audaciously جسورانه
audaciousness بی باکی · گستاخی
audacity اجتراء · بیحیایی · جسارت · بی باکی · گستاخی
audibility قابلیت استماع · رسایی
audible رسا · مسموع
audibleness قابلیت استماع
audibly با صدای رسا
audience استماع دادرسی · بار یافتن · بارگاه · بچکم · حضار · خلوت کردن
audiencia دادگاه ملی اسپانیا
audio صوتی · لوح فشرده صوتی · لوح فشرده صوتی پیشرفته · پخش رادیویی دیجیتال · قالب چند رسانه ای ویندوز مایکروسافت
audiobook کتاب گویا
audiometer شنوایی سنج
audit بازرسی · دیوان محاسبات کشور · ممیزی · ممیزی کردن · رسیدگی
audited بازرسی · ممیزی
audition استماع · آزمایش
auditive متعلق بسامعه
auditor شنونده · مستمع · ممیز · ممیز حسابداری · مامور رسیدگی · گوش دهنده
auditorium تالار کنفرانس
auditors حضار
auditory حفره صماخي · سمعی · عصب سامعه · لوله استاش · مجراي شنوايي · پرده صماخي
aug اوت
augeas آوگیاس
auger اسکنك · بشنك · دیلم · سوراخ سنب · مته · مسيرهای كابلي
aught بهیچ وجه · زیپ · هر چیزی · نیستی · داشتن · صفر
augment اضافه کردن · افزودن · تزیید کردن · زیاد کردن · مزید کردن
augmentation افزایش · تزاید · تزیید · ازدیاد
augmented مزداد
augmentiation تکثیر
augur حاکی بودن · دلالت داشتن · شگون داشتن · غیب گو · نشانه بودن · قبلا اعلام کردن
augural فالی
auguring تیمن
augury استخاره · اعلام قبلی · اغور · اوغور · پیشنوا · استخاره کردن
august آگست · آگوست ببل · آگوست پالم · اوت · اگوست استریندبرگ · جمجاه
augusta آگوستا
auguste اگوست کنت · برادران لومیر · لویی اگوست بلانکی · کنیز زیبا
augustine آگوستین قدیس
augusto آگوستو پینوشه
aujeszky ويروس هاري كاذب · ویروس اوجسکی
auk نوعی پنگوئن
auks ریزپنگوئنها · نوكتيغيها
aulacarpa آكاسيا اولاكارپا · آکاسیا اولاکوکارپا
aulacaspis اولاکاسپیس
aulacocarpa آکاسیا اولاکوکارپا · آكاسيا اولاكارپا
aulacophora اولاکوفورا
aulacorthum اولاکورتوم · اولاکورتوم سولانی
aulic رسمی
aulopiformes لولهشکلان
aumann روبرت اوئمان
aung انگ سان سو چی
aunt خاله · زن عمو · زندایی · زنعمو · عمه · خاله قزی
auntie خاله · عمه
aunty خاله · عمه
aura حلقه نور · ابر بارانی · اوهام · نور · هاله
aurally كر · کر
aurangzeb اورنگزیب
aurantii اونیدیلا اورانتیای · توکسوپترا اورانتیای
aurantiifolia سیتروس اورانتیایفولیا · لیمو عمانی
aurantium سيتروس اورانتيوم سينانسيس · سیتروس اورانتیوم · سیتروس سینانسیس · درخت نارنج · نارنج
aurata اسپاروس اوراتا · پاگروس اوراتا
auratus کاراسیوس اوراتوس · ماهی طلایی · ماهی قرمز
aurea اورئوکرومیس اورئوس · تيلاپيا اورئا · ساروترودون اورئوس
aureate طلایی رنگ · مطلا
aurelius مارکوس اورلیوس
aureobasidium اورئوبازیدیوم · اورئوبازیدیوم پولولانس · پولولاريا پولولانس
aureole اشعه · حلقه نور · ابر بارانی · اوهام · نور
aureus استافیلوکوکوس اورئوس · اورئوکرومیس اورئوس · تيلاپيا اورئا · ساروترودون اورئوس · آزوكيا رادياتا · توره
auricilia كيلوترئا اوريسيليا · کیلو اوریسیلیوس
auricilius كيلوترئا اوريسيليا · کیلو اوریسیلیوس
auricle جناح
auriculaeformis آكاسيا اوريكولفورميس · راكوسپرما اوريكولیفورميس · آکاسیا اوریکولیفورمیس
auricular گوشی
auricularia اوریکولاریا · فورفیکولا اوریکولاریا · هيرنئولا
auriculariales اوريكولاريالها · اوریکولاریالز
auriculata کاسیا اوریکولاتا
auriculiformis آکاسیا اوریکولیفورمیس · آكاسيا اوريكولفورميس · راكوسپرما اوريكولیفورميس
auriferous زرخیز · طلاخیز · طلادار
auriga ارابهران · ارابهران
aurilave گوش پاك کن
aurora آورورا · ارورا · اورورا · سفیده دم · شفق جنوبی · شفق شمالی
auschwitz آشویتس
auscultate گوش دادن
auspex غیب گو
auspicate حاکی بودن · دلالت داشتن · شگون داشتن · نشانه بودن · قبلا اعلام کردن
auspices توجهات · توجہات · حسن توجه · حمایت
auspicious اقبالمند · ایمن · بختیار · خجسته · روز فرخنده · روز مبارك
auspiciousness خجستگی · فرخندگی · مبارکی · میمنت · یمن
aussieland آسترالیا · استرالیا
austen جین آستن
austeni گلوسینا اوستنی
auster پل آستر
austere ترشرو · تند و تلخ · سخت رویی · مدرسه سختگیر · ناملایم · زاهدانه
austerity درشتی · سخت رویی · عبوس · عبوسی · ریاضت · خشکی
austin آستین اوزمن اسپیر · دانشگاه تگزاس در آستین · آستین
austral جزایر استرالیا · جزيره ايستر · جنوبی
australasia استرالازيا · استرالزی · اقیانوسیه · پلینزی · زلاند نو
australe واكسينيوم استراله · مثلث جنوبی · واکسینیوم کوریمبوزوم
australia استرالیا · استرالیای جنوبی · استرالیای غربی · انتخابات در استرالیا · مشتركالمنافع استراليا · وقت شرق استرالیا
australian آلپ استرالیا · آنزاک · انگلیسی استرالیا · اکراس سفید استرالیا · تنیس آزاد استرالیا · خلیج بزرگ استرالیا
australians بومیان استرالیا
australis تاج جنوبی · شفق جنوبی · فراگميتس كومونيس · فراگمیتس استرالیس
australopithecus کپی جنوبی
austrasia اوسترازیا
austria آرشیدوک فرانتس فردیناند · اتريش · اتريش سفلا · اتريش عليا · اتریش · استيريا
austrian آلمانی اتریش · حزب خلق اتریش · شیلینگ اتریش · كاج استراليايي · كاج سياه · كاج كورسيكايي
austrians فهرست مشاهیر اتریش
austrinus ماهی جنوب · ماهی جنوبی
austrocedrus اوستراسدروس · كالوسدروس · لیبوسدروس
austromenidia استرومنیدیا
austronesian آسترونیزیایی
austropotamobius استروپوتاموبیوس · استروپوتاموبیوس پالیپس
autarchy خودبسندگی · حکومت مستقل · حکومت مطلق · استبداد
autarkic بالیاقت
autarkical بالیاقت
autarky خودبسندگی · استبداد
autecology بومشناسی تکگونهای · تکبومشناسی
auth روش شناسایی
authentic خبر صحیح · موثق · اصلی · غیر معتبر · قابل اطمینان · سندی
authenticate تاييد كردن · قانونی کردن · رسمی کردن
authenticated مسجل · مستند · رسمیت پیدا کردن
authentication اصالتسنجی · تایید کلمه عبور · تایید کننده · تصدیق · تصدیق کاربری · سندیت اساسی
authenticator ارزیاب
authenticity رسمیت · سندیت · موثقیت · حقانیت · گواهی اعتبار
author باعث · باعث شدن · بانی · رمان نويس · صاحب کتاب · مؤلف
authorisation غلبه · پروانگی · اختیار · اذن · تسلط
authorise اجازه دادن · قدرت دادن · وکالت دادن
authorised مجاز
authoritarian خودکامه · طرفدار استبداد · فرمانروای مطلق · مستبدانه · دیکتاتور · ستمگرانه
authoritarianism دیکتاتوری · حکومت استبدادی · حکومت ستمگرانه · ستمگری · ظلم وستم · حکومت مطلقه
authoritative معین کننده · مقتدرانه · مجاز
authoritatively حاکمانه
authorities مصادر امور · مقامات دولتی · مقامات محلی · رژیم · علماء
authority رئاست · سر کردگی · سودد · عقل اختيار · مرجع · مولف گواهینامه
authorization اختیار نامه · استیذان · مجاز نمودن · اجازه · پروانگی · اختیار
authorize اجازه دادن · قدرت دادن · وکالت دادن
authorized باجازه · صاحب اختیار · مجاز · مختار · مرخص
authors شاعران پارسیگوی
authorship اصل · تالیف و تصنیف · رفتار پدرانه · ابداع · حق التألیف · نوشته
autism اوتیسم · درخودماندگی · وهم گرایی
auto اتومبیلرانی · اتوموبیلدزدی بزرگ · خودرو سواری · ماشین خودرو · ملازم خودكار · اتومبیل
autoantigens آنتیژنها · خودپادگنها · پادتنهاي ويروسي · پادگنها · پادگنهاي باكتريايي · پادگنهاي قارچي
autoarchive آرشیو کردن خودکار · بايگانی خودکار
autobahn اتوبان · جاده عریض · بزرگراه
autobiographies زندگینامههای خودنوشت · سوگنامهها · زندگینامهها · سرگذشت
autobiography حسبحال · خود زندگی نامه · زندگینامه · نامواژه
autobus توده مردم · عامه · اتوبوس
autocad اتوکد
autochthon محلی
autochthonal جابجا نشده · بومی · محلی
autochthonic جابجا نشده · بومی · محلی
autochthonous جمعيت بومي · زادهای بومی · نزادهاي بومي · واریتههای بومي · گونه بومي · گياهان بومي
autoclave اتوکلاو · دیگ زودپز · قابلمه
autoclaves اتوکلاوها
autoclaving اتوكلاوكردن · سترونکردن گرمایی
autoconnect اتصال خودکار
autocracy حکومت مستقل · حکومت مطلق · یکهسالاری · خودبسندگی · حکومت مطلقه
autocrat سلطان ظالم · حاکم مطلق · ستمگر · ظالم
autocratic استبدادی · بی چون وچرا · دارای برجستگی · دارای اختیار · طرفدار استبداد · قطعی
autodiscover سرویس کشف خودکار · کشف خودکار
autofilter پالایه خودکار
autogamy خودگشنی · خودگردهافشانی
autogiro هليکوپتر · بالگرد · هلیکوپتر
autograph دستینه · سایه دست · دستخط
autographa اوتوگرافا · اوتوگرافا کالیفرنیکا · اوتوگرافا گاما
autogyro هواچرخ · هليکوپتر · بالگرد · هلیکوپتر
autoimmune بیماری اتوایمیون · بیماریهای خودایمنی · لوپوس اريتماتوسوس
autoimmunity ايمني اختصاصي · ايمني حفاظتي · ايمني طبيعي · ايمني فعال · ايمني متقاطع · ايمني موضعي
autolayout چیدمان خودکار
autolysis اتولیز · خودکافت
automata روبات
automate خودکار بودن · خودکار کردن
automated عابر بانک · فضاپیمای ترابری خودکار
automatic آبیاری خودکار · اتوماتیک · خود بخود · خودکار · واشر · سیستم کامپیوتری
automation اتوماسیون · خودکارسازی · شی خودکار
automatise خودکار بودن · خودکار کردن
automatism بطور خودکار · حرکت غیرارادی
automatize خودکار بودن · خودکار کردن
automaton دستگاه خودکار · ماشین خودکار · روبات
automobile آب پاش · اتومبیل · اتومبیل روبهجلو · اتومبیل سوار شدن · اتوموبیل · خودرو
automobilist ماشین سوار
automotive خودرو
automovie نرم افزار فیلم ساز فیلم ساز خودکار
autonomic بدكاري خودمختار · بيماري علفي · دستگاه سمپاتيكي · دستگاه عصبی خودمختار · دستگاه وازوموتور · دستگاه پاراسمپاتيكي
autonomous استان خودمختار یهودی · جمهوری خودگردان تالش · خودرای · ولایت خودمختار کوهستان بدخشان · خودسر · تبت
autonomy استقلال داخلی · خودمختاری · ممتازیت
autoplay پخش اوتوماتیک
autopsy تشخيص پسمردگي · كالبدگشایی · لاشهآزمايي · کالبدگشایی · آزمایش پسمرگی · کالبد شکافی
autoradiopuhelin تلفن رادیویی خودرو
autosomes كروموزومهاي غير جنسي · ناجوركروموزومها · کروموزومها
autosum جمع زدن خودکار
autotetraploidy اتوتتراپلوييدي · تتراپلوييدها · تتراپلوییدی
autotext متن خودکار
autotype چاپ خودکار
autotypy چاپ خودکار
autoxidation اکسیداسیون · خوداكسايش · پروكسيددارشدن · اکسایش
autumn برك ریز · برك ریزان · برگ ریزان · خریف · خزان · خزان دیده
autumnal اعتدال خریفی · اعتدال پاییزی · خریفی · خزانی · پائیزی · پاییزه
autumnale سورنجان
autumnalis موسکا اتومنالیس
auvergne اوورنه
auxiliaries کمکیاران پزشکی · انصار
auxiliary بورد نمایشی کمکی · تجهیزات کمکی · فعل معین · قشون چریك · کمکی · تكميلي
auxin هورمون گیاهی
auxins اکسینها
auxis اکسیس · اکسیس تازارد
auxotrophy وخشپروری
avail دارای ارزش بودن · سودمند بودن · فرصت را عنیمت شمردن · فرصت را غنیمت شمردن · فرصت شمردن · وقت راغنیمت شمردن
availability دسترس پذیری بهبود یافته اسناد · دسترسي غذا · دسترسپذیری آب · دسترسپذیری غذایی · دسترسی به آب · شاخص در دسترس بودن
available بہم رسیدن · حافظه موجود · دردسترس · دست یاب · روزهای در دسترس · روزهای کاری
availableness شخص مفید · امکان نزدیکی · قابلیت وصول · وسیله وصول · دسترسی
availably به طور موثر
availment منفعت
avakian باب آواکیان
avalanche بهمن
avalanches بهمنها
avanturine حجرالبرق
avaram کاسیا اوریکولاتا
avaric آواری
avarice بخل · تنك چشمی · حرص · زیادهخواهی · شح · طمع
avaricious بخیل · حريص · زیاده جو · سیاه دست · لئیم · گیرکننده
avariciousness خشك دستی · زقتی · از · طمع
avaritia از · طمع
avarous حريص
avarua آواروآ
aveiro آویرو
avellana کوریلوس آولانا · فندق
avena آونا · آونا استريگوزا · آونا استریلیس · آونا بارباتا · آونا بیزانتینا · آونا ساتیوا
avenacea جیبرلا آوناسئا · فوزاريوم آوناسئوم
avenaceae آرونديناسه · آروندينلاسه · آندروپوگوناسه · آوناسه · آگروستيداسه · اراگروستئائه
avenaceum فوزاريوم آوناسئوم · آرناتروم آوناسئوم · آرناتروم الاتيور · آرناتروم الاتیوس · آونا الاتيور · جیبرلا آوناسئا
avenae آفلانکوس آونائه · اوستيلاگو آونائه · اوستيلاگو تريتيسي · اوستيلاگو نودا · اوستيلاگو هوردهاي · سیتوبیون آونائه
avenasterol آوناسترول · كمپسترول · استرولهای گیاهی
avenge انتقام کشیدن · تلافی کردن
avenger انتقام جو · خونخواه · داد گیر · کین ستان · قہار · کینه جو
aventurine سنك دلربا
avenue خیابان ششم · خیابان پنجم · درختان شهري · راه مفر · کوچه باغ · خیابان
avenues خیابان بندی
aver بحق دانستن · ارائه دادن · اقامه کردن · متعجب شدن
average اوسط · حد اوسط · حد و سط · حد و متوسط · متوسط · مقارب
averageness اندازه متوسط
avermectins آورمکتینها · آبامكتين
averrhoa آوهروآ · آوهروآ بیلیمبی · آوهروآ کارامبولا
averrhoaceae آوروآسه · اگزالیداسه · تیره شبدر ترشک · ترشکیان
averroes ابن رشد
averse بى ميل · منزجر · نفور · ناموافق
aversion اشتکراه · رمیدگی · مغایرت · بیزاری · نفرت · کراهبت
avert برگرداندن · دفع کردن
averted تافته
averting بلاچین · مدافع · مغایرت · بیزاری · دفاع
avertress الهه
avery جزیره اوری
aves پرندگان
avesta اوستا
avestan اوستایی · زبان اوستایی · زبان فرانسوی
avestian اوستایی
avi قالب چند رسانه ای ویندوز مایکروسافت
aviadenovirus آدنوويروس پرندهاي · آویادنوویروس
avian آنفلوآنزای مرغی · آنفلوانزاويروس طیور · آنفلوانزاویروس پرندهای · اريتروبلاستوز پرندهاي · اونكوويروس طیور · اونکوویروس پرندهای
aviaries قفسهای پرنده
aviary قوشخانه · پرندگان قفسی · لانه مرغ
aviate هواپیمایی کردن · خلبانی کردن
aviation سازمان بین المللی هواپیمائی کشوری · هوانوردی · حمل و نقل هوایی · هوا پیمایی
aviator خلبان · طیاره چی · هوانورد · هواپیما
avicenna ابن سینا · ابو علی سینا · بوعلی سینا · سینا · پور سینا
avicennae آبسنا · ابلوتيلون آويسنائه · ابوتیلون تئوفراستی · كنف چيني · پنيرك هندي
avicennia آویسنیا · جنس تمر · جنس حرا
avicenniaceae آویسنیاسه
avicides كلاغكشها · مواد شيميايي كنترل پرنده · پرندهکشها
aviculture پرورش طیور
avid کرم کتاب · طماع
avidin آویدین
avidity طمع
avidlty آز
avignon آوینیون
avini سید مرتضی آوینی
avipoxvirus آویپوکسویروس · ويروس آبله مرغ
avirulence كمويشناكي · نابيماريزايي · ويشناكي · گندزايي · توانایی بیماریزایی
avirulent پاتوژنهای غیر بیماریزا
avium بوردهتلا آویوم · ميكوباكتريوم آنتريتيديس · ميكوباكتريوم جونئي · میکوباکتریوم آویوم · میکوباکتریوم آویوم زیرگونه پاراتوبرکولوزیس · میکوباکتریوم پاراتوبرکولوزیس
aviv استان تلآویو · تلآویو · دانشگاه تلآویو · متروی تلآویو
avnery اوری آونری
avocado آواکادو · اوکادو · گلابي آليگاتور · گلابي آوكادو · آووکادو · آوکادوها
avocados آوکادوها · گلابي آليگاتور · گلابي آوكادو
avocat قانوندان · وکیل
avocation مشغولیت · کار جزیی · کار فرعی · کار ذوقی
avogadro آمادئو آووگادرو
avoid اجتناب کردن · بر کران بودن از · حذر کردن · دوری جستن · دوری کردن · زحمت کسیرا کم کردن
avoidance اجتناب · احتذار · احتراز · پرهیز
avoiding حذر · اجتناب · احتراز
avoidless نا گريز
avoirdupois سنگینی · وزن
avoparcin آدريامايسين · آمفوتريسين · آنتیبیوتیکها · آووپارسين · اسپكتينومايسين · دوكسوروبيسين
avow بحق دانستن · متعجب شدن
avram افرام هرشکو
avril اوریل لوین
avro آورو یورک
avulsus ایپس آوولسوس
avuncular خوش اخلاق
avşar هولیا آوشار
awa استان آوا
awabakal آسترالیا · استرالیا
awad لویس عوض
await منتظر شدن
awake اختر شمردن · بيدارى · بیدار · تیقظ · بیدار ماندن · تہجد
awaken بلن کردن · بلند کردن · بیدار شدن · بیدار کرد ن · بیدار کردن · بيدارى
awakened متنبه
awakener ساعت شماطه اى
awakening ایقاظ · بیداری · گاموح · جنبش
awakenings بیداریها
awami حزب عوامی ملی
awamori آسپرژیلوس آواموری
awanting نابسنده
award امانت گذاردن · اموزاندن · جایزه · جایزه آرتور سی کلارک · جایزه اسکار · جایزه اسکار افتخاری
awarding مناقصه · رای · جایزه
aware آگاه · آگاه از · اگاه · بااطلاع · باخبر · مستحضر
awareness اطلاع · اگاهی · هشیاری · اگاهي · آگاهی · دانش
away اباق · از غصه لاغر شدن · امرار وقت کردن · برتافتن · بردار وبرمال · برمال
awe تکریم · نهازیدن · نہيب · هول · هیبت · واهمه
aweary کسل · بیزار · خسته
awesome پسنديده
awful باهیبت · دهشتناک · سہمگین · کخ کخ · ناگوار · بد
awfulness سہمگینی · سطوت
awk ایدبلیوکی
awkward بی جوهر · بی سلیقه · بی لطافت · بی لطف · بی منطق · خامکار
awkwardness بی سلیقگی · بی لطفی · خرق
awl سوراخ کن · درفش · کاتب
awn داسه · خار
awned ریشو
awning چادر · خیمه · پناهگاه
awns ريشكها · داسه · پوشهها
awny ریشو
awol مخفف کلمات
awry کج رفتار · کج رو
awyer آبيدر
ax تبر · تبرزین
axe تبر · تبرزین · تیشه بر ریشه زدن · تیشه بریشه خود زدن · زندان کردن · امکان داشتن
axei تریکوسترونژیلوس آکسهای
axial محوری
axilla بغل · زیر بغل
axillare ماکروتیلوما آگزیلار · دوليكوس آگزيلاريس
axillaris دوليكوس آگزيلاريس · ماکروتیلوما آگزیلار
axillary ابطی · بغلی · بغل · زیر بغل
axiom اصل عمومی · اصل گزینش · حقیقت اشکار · قاعده کلی · قضیۀ بدیہیه · اندرز
axioms علوم متعارفی · مسلمات
axis آسه · محور شرارت · محور گردش · مهور زمین · نیروهای محور · محور
axle اکسل · محور · محور چرخ · آسه · میله
axolotl آمبيستوما · آمبيستوماتيده · اكسولوتل · سمندرها
axon آکسون
axonopus آکسونوپوس · آکسونوپوس آفینیس · آکسونوپوس اسکوپاریوس · آکسونوپوس کومپرسوس · علف ساوانا
axyridis هارمونیا آکسیریدیس
ay کہکشان · بله
ayaan آیان حرصی علی
ayad ایاد علاوی
ayah آیه
ayatollah آیة الله · آیتالله · حسینعلی منتظری · سید ابوالقاسم خویی · سید عبدالله شیرازی · سید محمد حسینی بهشتی
ayaz ملک ایاز
aydin آیدین آغداشلو
aydın امره آیدین
aye رأی مثبت · بله · همیشه
ayein دوباره · دگربار
ayen دوباره · دگربار
ayin ع · عین
aylar آیلار دیانتی لی
ayler آلبرت آیلر
aymara آیمارایی
ayna تلویزیون آینه
ayr اسکاتلند
ayrab عرب
aysen آتاكاما · آرائوكو · آكونكاگوا · آنتوفاگاستا · آيزن · اوسورنو
ayu آيو · پلکوگلوسوس آلتیولیس
ayub ایوب خان
ayurveda آیورودا
ayyuqi عیوقی
az نقطه جنوب · نقطه شمال · سمت
azad دانشگاه آزاد اسلامی · دانشگاه آزاد اسلامی واحد تفرش · دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرگان
azadarach مليا آزاداراك · ملیا آزداراک
azadegan لیگ دسته اول فوتبال ایران
azadi برج آزادی · ورزشگاه آزادی تهران
azadirachta آزادیراکتا · آزادیراکتا اندیکا · مليا آزاديراكتا · مليا انديكا · چريش
azadirachtin آزادیراکتین
azalea آزالئا · جنس خرزه هندی · رودودندرون
azane آمونیاک
azar آذر ماجدی · آذر نفیسی
azarakhsh آذرخش
azarbaijan استان آذربایجان شرقی · استان آذربایجان غربی
azarbaijani آذربايجانی · آذری
azari آذری طوسی · زبان آذری
azarole زالزالک
azarolus کراتکوس آزارولوس · كراتكوس ارونيا · مسپيلوس آزارولوس
azarshahr آذرشهر · شهرستان آذرشهر
azedarach زیتون تلخ · شالسنجان · ملیا آزداراک · آزاد درخت · مليا آزاداراك
azerbaidzhan آذربایجان
azerbaijan آذربایجان · جبهه خلق آذربایجان · جمهوري آذربايجان · جمهوری آذربایجان · جمهوری دمکراتیک آذربایجان · فرقه دموکرات آذربایجان
azerbaijani آذربايجانی · آذربایجانی · ترکی آذربایجانی · منات جمهوری آذربایجان · آذری
azerbaijanian آذربایجانی
azerbayijan خود سوز · رضائیه · سہند · قراجه داغ · سولان · خلخال
azeri آذری · آرانی · ارانی · آذربايجانی · آذربایجانی · ترکی آذربایجانی
azhari غلامرضا ازهاری
azide سدیم آزید
azides آزیدها
azimuth نقطه جنوب · نقطه شمال · سمت
azin استیل آذین
azines آزینها
aziz عزیز نسین
aziza عزیزه مصطفیزاده
azizi خداداد عزیزی
azna شهرستان ازنا
aznavour شارل آزناوور
azo رنگهاي آزو · رنگها
azoic خالی از حیات · دوران ماقبل تاریخ
azoles آزولها · تريآزولها
azolla آزولا · آزولا پیناتا
azollaceae آزولاسه · سالوينيالز · ليگوديوم · سرخسها
azollae آنابنا آزوله
azomonas آزوتوباکتریاسه · آزوموناس
azores آزور · وقت آزور · وقت تابستانی آزور · وقت عادی آزور
azorhizobium آزوریزوبیوم
azospirillum آزوسپیریلوم · آزوسپیریلوم برازیلانس
azotaemia ازتخوني · اورمی · اورهخونی
azote ازت
azotobacter آزوتوباکتر · آزوتوباکتر وینلاندیای
azotobacteriaceae آزوتوباکتریاسه · آزوموناس
azov دریای آزف · دریای آزوف · اکراین · اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی · اتحاد شوروی · اوکراین
azrieli داوید عزرائلی
aztec آزتکها · یادبود ملی خرابههای آزتک
azteca آزتکا
aztecus پنئوس آزتکوس
azuki لوبياهاي آدسوكي · لوبياهاي آزوكي · لوبیاهای آدزوکی
azukia آزوكيا آنگولاريس · آزوكيا رادياتا · آزوكيا مونگو · دوليكوس انگولاريس · فازئولوس انگولاريس · فازئولوس اورئوس
azure تتق نیلکون · تتق نیلی · سنگ لاجورد · سپہرگون · طاق خضراء · طاق لاجوردی
azured لاجورد
azureous لاجورد
azureus آزوروس
azymous فطیر
aërope آئروپه
aïn استان عین تموشنت
aït آیت بن حدو
añana آنیانا
ağrı آغری
Dictionary data from PanLex , licensed CC0 1.0 . Persian (pes-000) expressions joined to English glosses through shared PanLex meaning ids, senses ranked by the number of corroborating meaning groups, glosses longer than 6 words dropped, and an English-to-Persian index added.