English – دری : F
2500 of 64884 words
f این جمعه · ج · رابرت کندی · ساموئل مورس · سیتوکروم اف · ف
fa فا
fab افسانه ای
faba باقلاها · فابا ولگاريس · ویسیا فابا · باقلا · لوبياهاي بزرگ و پهن · لوبياهاي پهن
fabaceae باقلاييان · پروانهداران · نیامکداران
fabae آسکوکیتا فابائه · آفیس فابائه · امپواسکا فابائه · بوتریتیس فابائه · يورومايسس ويسيه فابه · يوروميسس فابائه
fabby شگفت اور
fabian فابین
fabien فابین بارتز
fabio فابيو کاناوارو
fable اسطور · اسطیر · افسان · افسانه · بردك · دستان
fables اساطیر
faboideae تیره حبوبات · تیره نخود · فابوييدهآئه · لوتوييدهآئه · ويسئاسه · پاپيليونوييدهآئه
fabric ساخت کیهان · قماش · بد قماش · پارچه · محصول · پارچه بافته
fabricant سازنده
fabricate جفت کردن · جعل کردن · ساختن · اختراع کردن · چاپ زدن · تاسیس کردن
fabricated مصنوع
fabrication دروغگویی · تراريختسازي · حرف دو پهلو · فرايندهاي عملياتي · فروري · فراورش
fabricator دروغ باف · داستان سرا · سخن ساز · قصه گو
fabrician كيسه فابريسياني · كيسه كلوآك · کیسه فابریسی
fabricii كيسه فابريسياني · كيسه كلوآك · کیسه فابریسی
fabrics منسوجات طبیعی · بافتهاي زمين · زمینبافتها
fabulist افسانه ساز · افسانه پرداز · قصه نویس
fabulous قصه ای · ققنس · همای · افسانه ای · ارم · سیمرغ
facade جبهه · نمای خارجی · نمای ساختمان
facades دو رو
face آبروداری کردن · ادا و اصول · ارزش اسمی · از رو بردن · از پا افتاده · اعراض کردن
facebook فیسبوک
faceless گمنام
facelift به هنگام سازی · بهنگام
facer جام پر · دورو
faces صورت پرستی · جہات · ده سطحی · صور · وجوه · دو رو و دورنك
facet تراش · جنبه · صورت کوچک · مفصل · منظر · وجه
faceted تراشيده
facetiae هزلیات
facetious شوخی آمیز · فکاهی · لطیفه گو · هازل · هزل آمیز · هزلیات
facetiousness خوش مزگی
facial صورتی · لقوه · مربوط به صورت · نگاه
facialis مربوط به صورت
facie با یک نظر · در نظر اول
facile آسان · سخنور · سلیس · روان · شیوا · فصیح
facilitate آسان کردن · تسهیل کردن · تسہیل نمودن · سہل کردن · تمہید کردن · فراهميدن
facilitated میسور
facilitating تسہیل
facilitation تسہیل
facilities تسهیلات شیردوشی · تسہیلات · گشایش · خدمات
facility آسانی · سہولت · تیسر
facing سنڭ چین · صفحه روبهبالا · پشت بقبله · روکش فلزی · سردست · مغزی
facsimile چاپ خودکار
fact امر محقق · باین ملاحظه · بطور واقعی · بیان واقع · حقیقت مطلب اینست · درواقع
faction حزب · حزب کمونیست مالایا · فرقه · دسته مذهبی · مسلک · مکتب فلسفی
factious فرقه باز · فرقه طلب · فتنه جو · نفاق افکن
facto دفاکتو · بالفعل · در حقيقت
factor سایق · عامل رشد · فاكتور تحريككننده پرگنه · فاكتور نكروز تومور · فاکتور · فاکتور رشد اپیدرمی
factorage حق العمل
factorial فاکتوریل
factories كارخانههای فراوري · کارخانهها · کارخانههای فراوری ماهی
factors تاثير انساني · تركيبات پادتغذيهاي · دخالت انسانزاد · سوماتومدين · عوامل تولید · فاكتورهاي آب و هوایی
factory توليد فشرده · روغن کده · زراعت كارخانهاي · شیشه گر خانه · فابریك · فابریکه
facts مراتب مذکورۀ فوق · کافر ماجرا · موجد · کماکان · فراوری
factual حقیقت امری · واقعی
facultative اختياری · اختیاری
faculties اعراض جسمانیه · قوا · اعراض
faculty بندور · دانشکده زبانهای خارجی دانشگاه تهران · قوۀ ابتکار · قوۀ انشاء · قوۀ اپتکار · قوۀ باه
facund شیوا
fad اضطراب عمومی · خشم زیاد · عشق مفرط
fadak فدک
fade رنك آن خواهد رفت · محو کردن · پژمرده شدن · بخسانیدن · پلاسیده شدن · پژولیدن
faded پژولیده · بخس · بخسان · خزان دیده · خزان رسیده · پژمرده
fadeless جاود · جاودان
fading میرایی · تضعیف
fadod بی طراوت
fadoodle چرت و پرت
faecal دردهای · مدفوعی · سرافکندگی · دلمردگی · مدفوع · افسردگی
faecalis آلکالیژنس فکالیس · آنتروكوكوس فكاليس · استرپتوکوکوس فکالیس
faeces فضولات ماكيان · مدفوع · گه ان پهن · سرافکندگی · دلمردگی · افسردگی
faecium آنتروكوكوس فسيوم · استرپتوکوکوس فسیوم
faerie جن و پری · شبح
faeroese زبان فاروئی
faery جن و پری
fafe فافه
fag سخت کار کردن · فرسوده شدن · خر حمالی کردن · خرحمالی · سیگار · کونی
fagaceae تیره بلوط · تیره راش · راشیان · فاگاسه
fagacearum سراتوسیستیس فاگاسئاروم
fagales توسها · راسته بلوط · راسته راش · فاگالز · فاگالها
fagger جان کن · حمال
fagging حمالی مفت
faggot دسته · سیگار
faggy همجنسباز
faginea کوارکوس فاژینئا
fagopyrum سيبريهاي · فاگوپيروم ساژيتاتوم · فاگوپیروم · فاگوپیروم اسکولنتوم · فاگوپیروم امارژیناتوم · فاگوپیروم تاتاریکوم
fagot یك دسته چوب · دسته
fagus جنس راش · راش آمريكايي · راش اروپايي · راش ژاپني · فاگوس · فاگوس آمريكانا
fahd فهد بن عبدالعزیز
fahrenheit مقیاس فارنهایت · گابریل دانیل فارنهایت
faidherbia فیدربیا · فیدربیا آلبیدا · آكاسيا آلبيدا
fail تصورکردن · فروگذار کردن · موفق تشدن · موفق نشدن · نا مارراست نشودسوراخ نمیرود · بلاتخلف
failed امیدش نا امید شد · تبرش بسنك خورد · حیاتش وفا نکرد · عمرش وقا نکرد
failing قاصر البیان · قصور · فرومانده
failure خرابی برق · خرابی سخت افزار · سکته قلبی · شكست · عدم موفقیت · قطع قدرت
faineance کندذهنی
faineant بی سود · سست · تنبل
faint از حال رفتن · بیجان · ضعف رفتن · ضعف کردن · غش کردن · سنکوپ
fainted بیهوش
fainting تفرث · اغماء · غشی · سنکوپ · غش
faintness کم نوری
fair با انصاف · تجارت مشروع · حوریه · خوب منظر · خوش صورت · دیباروی
fairbanks دانشگاه آلاسکا در فیربنکس · فیربنکس · آلاسکا
faire عدم مداخله
fairer املح
fairest املح
fairheaded طلایی
fairly خوش معامله · انصاف دادن · بعدالت · عادلانه · باعدالت · منصفانه
fairness انصاف · تساوی حقوق · پا کرویی · خوبرویی · خوش منظری · سپیدی
fairs نمايشهای محصولات کشاورزی · نمايشگاههای تجاری · نمایشگاهها
fairy جن · پری · پري · افسانه · جن و پری · ساحره
fairyland جنستان
faisal فیصل اول
faisalabad فیصلآباد
fait عمل انجام شده
faith ایمان · برادر دینی · برادران دینی · تو بمیری · جحد کردن · حسن عقیده
faithful اخوان صفا · امیر المومنین · امین · با وفا · باایمان · باصفت
faithfulness خوش قولی · سرپوشی · استواری · پایندگی · رازداری · وفاداری
faithless خیانت ورزیدپن · خیانت کردن
faithlessness عدم ثبات
faiz فیض احمد
fajr جشنواره فیلم فجر · نماز صبح
fak همبستر شدن · کس دادن
fake وانمود كردن · جازدن · صورت بازار دادن · کلاه گیس · مصنوعی · بدجلوه دادن
faked قلابی · قالبی
fakery وانمود · تقلب
fakhravar امیرعباس فخرآور
fakhruddin فخرالدین اسعد گرگانی
fakir فقیر · قلندر
fakori جواد فکوری
fal مغالطه کردن
falafel فلافل
falanga چوب و فلک · فلک
falavarjan فلاورجان
falcata آلبيزيا فالكاتا · آلبيزيا فالكاتاريا · اپروآ فالکاتا · مدیکاگو فالکاتا · کوارکوس فالکاتا · پاراسریانتس فالکاتاریا
falcataria پاراسریانتس فالکاتاریا · آلبيزيا فالكاتا · آلبيزيا فالكاتاريا
falcate داسی
falcatus جواز
falciform داسی
falciparum پلاسمودیوم فالسیپاروم
falcon بادیار · توپ قدیمی · داسو فالکن · شاهباز · شاهین · طوغان
falconer باز دار · باز گیر · بازبان · بازیار · قوشباز
falconet زنبورك
falconiformes بازیان · قرقيان
falconing شكار با شاهين
falconry قوشبازی · شكار با شاهين · قوشخانه
falcons بازها · قوشخانه
falcorner دستکش
falkland جزاير ساندويچ جنوبي · جزایر فالکلند · جورجياي جنوبي · كشورهاي غيرمستقل جزاير فالكلند · مالويناس · وقت تابستانی جزایر فالکلند
fall اصابت کردن · افتادن · برك ریزی · بستری شدن · بسردرآمدگی · بیمار شدن
fallaci اوریانا فالاچی
fallacious سفسطه آمیز · غلط
fallacis آمبليسيوس فالاسيس · نئوسیولوس فالاسیس
fallacy استدلال غلط · سفسطه
fallahian علی فلاحیان
fallal اسباب بازی بچه · چیز جزئی · النگو · گول زنک
fallback عملیات غیر قابل انجام · متارکه روابط
fallen افتاده · افکندگی · برگریزان · بسردرآمده · بی تکلف · خاکروبه
fallible بی مایه · زودگذر · ناتمام · ناکامل · ناقص · نحیف
falling اصابت · افت · افتان · تساقط · فرکن · فرکند
fallingwater فالینگواتر
falloff دوره رخوت · زمین باتلاقی · کاهش فعالیت
fallopian شیپور رحمی · قرنین رحم · لوله رحمی · لوله فالوپ · لولههاي فالوپ · تخمراهها
fallout آلايندههاي رادیواکتیو · باران راديواكتيو · آلایندههای پرتوزا
fallow آهوی زرد · آيش باير · آيش سبز · آيشبندي · آیش · ایش
fallowing آیشبندی بوتهای · آيشبندي · نظامهای آیش
falls آبشار نیاگارا · بسردرآینده · سو فالز · ابشار · مسقط
fallujah فلوجه
false اراجیف · ارجاف · اشتہای کاذب · اقاقیا · الماس مصنوعی · باد هوا
falsehood اکذوبه · خلاف حقیقت · ناراستی · نادرستی
falsehoods اکاذیب
falsely بدروغ · بہتان زدن · کاذبانه
falseness عدم صمیمیت · بطلان · عدم ثبات
falsetto صدای تیز
falsification ساخته کاری · دلیل رد · رد · تقلب
falsify دگرگون کردن · تاب برداشتن · دگرگون شدن · بدجلوه دادن
falsifying دلیل رد
falsity ترفند · خلاف حقیقت · ناراستی
falter گیرکردن · لکنت داشتن · وزوز کردن
falun فالونگانگ
fame آوازه · استشهار · بدنامی · شهرت · شہرت باز · شہرت گزین
fameless بی شهرت · نامعروف
familiar الفت گرفتن · الیف · توی کار نیست · خانه خواه · خودمانی · خودی
familiaris كانيس فاميلياريس · سگها
familiarise اشنا کردن · خودمانی کردن
familiarity استئناس · استیناس · الفت انداختن · انس · الفت · بلدیت
familiarization تأنیس
familiarize آشنا کردن · اشنا کردن · خودمانی کردن · عادت دادن
familiarized مانوس شدن
families خانوادهها · عشائر
family اعضای خانواده · اقوام · امنیت خانوادگی · اندازه خانواده · اهل بیت · برمکی
famine تنگ سالی · سال مجاعه یا قحطی · قحط وغلا · قحطی · نایابی · خشکسالی
famish کرسنگی دادن
famished قحط رسیده · قحط زده
famishment رنج ومحنت · قحطی
famous اسم در کردن · سمر شدن · شہرت گرفتن · شہرت یافتن · لجلاج · مشهور شدن
fan بابیزن · باد بزن · بادبزن · بادزن ـ بادزنه · دامن زدن · فن الکتریکی
fanagalo زیمبابوی · زیمبابوه
fanatic تعصبی · شخص متعصب · فناتیک · روح پلید
fanatical شخص متعصب · متعصب
fanatically متعصبانه
fanaticism تعصب مذهبی · تعصب · غیرت
fanatism تعصب
fancied موهوم
fancies وهمیات · واهم
fanciful موهوم · خیالی · تصوری
fancy تجملی · تصور کردن · توهم کردن · توهمی · خیالبافی · علاقه داشتن به
fancywork قلابدوزی
fanfare هیاهو
fang فانکی · نیش
fangle درهمی
fangled نوین · نو
fanion پرچم هنگ
fanleaf نپوویروس برگبادبزنی مو
fanlight پنجره طاق
fannia فانیا · فانیا کانیکولاریس
fanniidae فانیایده
fanning مگس برانی
fanny کوآلا · مهبل
fantail کبوتر چتری
fantan مجلس شورا · پارلمان
fantasia آهنگ خیالی
fantasm تصور خام · تصویر ذهنی · خیال · تخیل
fantastic متخیل · مکتب وین در واقعگری توهمی · چهار شگفتانگیز · بی تناسب · جنبش برانگيز · شگفت انگيز
fantastical بی تناسب · مسخره
fantasy آهنگ خيالی · فانتزی · وهم · خیالی · تصور
fanti فانتیایی
fao سازمان خواربار و کشاورزی · سازمان خواروبار و كشاورزي
fap هرزهنگاری · پورنوگرافی
faq سؤالات رایج
far آنچه من میدائم · از دور ونزدیك · بالقوه · بحد امکان · بقدر امکان · تا آنچه که ممکن است
farad فاراد
faraday مایکل فارادی
farah فراه · فرح دیبا · ولایت فراه
farahani گلشیفته فراهانی
farahnaz فرحناز پهلوی
farajpouri سعید فرجپوری
faramarz فرامرز اصلانی · فرامرز پایور
farauti آنوفلز فاروتی
faraway خیلی دور · دورافتاده
faraz شیرینفراز کرمانشاه
farboud فربد
farce توگرفته · لودگی · اویون
farced توگرفته
farcy سراجه
farda رادیو فردا
fardel بقچه
fardid احمد فردید
fardin محمدعلی فردین
fare حق العبور · خوراك · صورت خوراك · صورت غذا · کرایه اتوبوس · کرایه ماشین
farer دریانورد · مسافر
farewell الوادع · بترك گفتن · بدرود · بدرود کردن · بدرود گفتن · توديعی
fargo فارگو
farhad فرهاد اصلانی · فرهاد دریا · فرهاد مهراد · شیرین
farid شافعی · فرید زلاند
farina آرد · پودر
farinaceous آردی · اردی
farinae درماتوفاگوييدس فارينه · درماتوفاگوییدس فارینائه
farinosae فارینوزائه
farkas فورکوش بویویی
farm اجاره دادن · اجاره دادن به · ادغام مزارع · اشتغال خارج از مزرعه · اندازه مزرعه · با جاره واگذار کردن
farmaian ستاره فرمانفرمائیان
farman ستاره فرمانفرمائیان
farmer اجاره دار · بذرگر · دهقان · زندگی رعیتی کردن · سرپرست خانه · مشاركت كشاورز
farmers انجمنهای کشاورزان · خردهمالكها · رعایا · سازمانهاي كشاورزان · كشاورزان خردهپا · متخصصان رویاندن گیاهان
farmgate قيمتهاي سرمزرعه · قیمتهای تولیدکننده
farmhand کارگر مزرعه · زارع
farmhouse خانه رعیتی · خانۀ رعیتی · مزرعه · کشتزار
farming تناوب علوفه و غله · توليد انبوه · توليد فشرده · دیم کاری · دیمکاری · دیمی
farmland زمین زراعی · زمين زراعت · زمين كشاورزي · زمین کشت شده · کشت وزرع · کشتزار
farmplace مزرعه · کشتزار
farms تخمسراهاي ماهي · مزارع · مزارع آزمایشی · مزارع با اندازه متوسط · مزارع بزرگ · مزارع حاشيهاي
farmstead مزرعه · کشتزار
farmyard کود دامی · كودهاي حیوانی · کودهای اصطبلی
farnesiana آکاسیا فارنزیانا · اقاقياي شيرين · گل مشك
faro فارو
faroe جزایر فارو · جزایر فرو · فارو
faroese فاروئۀی · فارویی · زبان فاروئی
farrago خرت و پرت · مخلوط
farrahi بیتا فرهی
farrier دام پزشک · نعلبند · بیطار · آهنگر
farriery نعلبندی
farrokhshahr فرخشهر
farrokhzad فروغ فرخزاد · فریدون فرخزاد
farrokhzād رستم فرخزاد
farrowing آغلهای خوکزایی · برهزايي · بزغالهزايي · تولهزايي · خوكزايي · كرهزايي
farrukhi فرخی سیستانی
fars استان فارس · جہرم · سایت فارس نگار · فارس · فسا · پارس
farsan فارسان
farshchian محمود فرشچیان
farsi دری · زبان فارسی · فارسی · پارسی
farsighted دوراندیش · عاقبت بین · دوربین
farsightedness دوراندیشی · دوربینی
farsiwan پارسیوان
farstretched دیرند
fart باد شکم · ضرطه · چسیدن · گوز · گوزیدن · تیزیدن
farted تلنگش در رفت
farther اقصی · دور ترك · فراتر · قصوی · بالاتر · سوتر
farthermost دردورترین نقطه
farthest حداکثر · اقصی · دردورترین نقطه · قصوی · منتہی الیه
farthings فلوس
farwaniyah فروانیه
faryab ولایت فاریاب
fasa فسا
fasces قدرت مجازات
fascia داشبورد
fascians رودوکوکوس فاسیانس · كورينهباكتريوم فاسيانس
fasciatus آستیاناکس فاسیاتوس · اونکوپلتوس فاسیاتوس
fascicle جزوه
fasciculatum پاسپالوم فاسیکولاتوم · گلوموس فاسیکولاتوم · تریپساکوم لاکسوم · علف گواتمالا
fascifrons ماكروستلس فاسيفرونس · ماکروستلس کوادریلینئاتوس
fascinate سحر کردن · مجذوب کردن · مفتون کردن · شیفتن · فساییدن · افسون کردن
fascinated سحر زده · شیفته · شیفته شدن · فاتن · فریفته · مسحور
fascinating فتان · چشم بند · تسحیر · دلکش · فریبنده · سحر آمیز
fascination مفتونیت · زبان بند · تسحیر · دلبری
fascinator فساینده
fasciola فاسیولا · فاسیولا هپاتیکا · فاسیولا ژیگانتیکا · كرم كبد معمولي
fasciolaris سيستيسرکوس فاسيولاريس · تنیا تنیاافورمیس
fasciolasis فاسیولاز
fasciolidae فاسیولیده
fascioloides فاسیولوییدس · فاسیولوییدس ماگنا
fascism حکومت فاشیستی · فاشیسم
fascist فاشیست
fascistic فاشیست
fashion طرز تازه · مد · مدی · مزون خیاطی · درست کردن · سلیقه
fashionable رواج داشتن · معمول
fashionableness مدی
fashioned از مد افتاده
faso بورکینافاسو · جمهوري ولتاي عليا · ولتاي عليا
fassoglense تیلوسما فاسوگلنس · بوهينا فاسوگلانسيس
fassoglensis بوهينا فاسوگلانسيس · تیلوسما فاسوگلنس
fast افطار كردن · تفطیر · تند · تند کرد ن · تندو کند · ثابت ماندن
fastball بخاری
fasten بند زدن · بند کردن · چفت کردن · بستن · سفت کردن · عقربك زدن
fastened ربیط · ملصق · قلاب شدن
fastener بند زن · سوتین · پستان بند · سینه بند
fastening برازش · تسمیط · شمسه · بست و بند · پشت بند · چفت
fastenings آهن جامه
faster صائم
fastidiosa گزیلهلا فاستیدیوزا
fastidious بدمنش · خوش منش · دقت گیر · مشکل پسند · نازك نارنجی · نازو
fastidiousness بد منشی · مشکل پسندی
fasting خشك دهن · روزه · روزه گشادن · ناشتاب · تغذیه ناکافی · روزه گرفتن
fastly بطور محکم
fastness قلعه نظامی · محل امن · ثبوت
fastuosa داتورا اينوكسيا · داتورا فاستوزا
fat انبان بار · اولسترا · بغل پرکن · جانشينهاي ليپيد · جانشینهاي چربي · جایگزینهای چربی
fata سراب · واله
fatah فتح
fatal تخم مرغهای شوم · مهلک · تلفات · زهر قاتل · زهر هلاهل · قاتل جان
fatali میرزا فتحعلی آخوندزاده
fatalism اعتراف به شكست · اعتقاد به سرنوشت · جہر و تفویض · فلسفۀ قدری · مذهب جبری · جبر
fatalist قدری · جبری
fatalistic قدریه · قدری
fatalists جبریه · جبریون
fatality مرگ ومیر · بشریت · موت · مرگ
fate آبخورد · تقدیر · تن برضا دادن · خودرا بقضا و قدر سپردن · قدر قدرت · قسمت
fated مقدر
fateful پر بلا · مهم
fatehi نازنین فاتحی
fatema فاطمه مرنیسی · فاطمه معصومه
fatemah خاتون جنت · خاتون قیامت · خاتون محشر · ام کلثوم
fatemeh فاطمه معتمدآریا
fatemi حسین فاطمی
fates مقدرات
fatha فتحه
fathead لوده
fatheaded احمق
father اباعن جد · ابو · ابوی · ابوین · بابك · بدپدر
fatherhood اثرات پدري · والدين نر · ويژگي پدري · پدرانگی · پدرها
fatherland میہن · مادر میهن · موطن · وطن · کشور اصلی · میهن
fatherless بی پدر · یتیم دار
fatherly پدرانه · پدری
fathers بنيانگذاران آمریکا · پدران صحرا · پدرها · اثرات پدري · والدين نر · ويژگي پدري
fathi فتحی شقاقی
fathom قلاچ · غور کردن
fathoming اکتناه · تعمیق · تعمق
fathomless بن ناپدید · لجه
fatigue ازکار انداختن · تعب · خستگی · فروماندگی · ماندگی · واماندگی
fatigued تاسیدن · تاسیده · وامانده · کمری · مانده · ستوه
fatima ادعا در روستای فاتیما · باکره فاطیما · فاطمہ
fatimah فاطمه زهرا
fatimid خلفای فاطمی · فاطمی
fatimids فاطمی
fatir فاطر
fatling شیر مست
fatness فربہی · سمن · شحامت · برکت · سنگینی
fats ترياسيلگليسرولها · روغنهاي هيدروژنه · صنعت چربيها · پيه · چربيهاي خنثي · چربيهاي سبزي
fatsia فاتسیا · فاتسیا ژاپونیکا · آراليا سيبولدياي · آراليا ژاپونيكا
fatso چرب
fattah سید پرویز فتاح
fatten فربه شدن · فربه کردن · چاق کردن
fattened خوك پرواری · مسمن · پروار · پرواری · پرورده
fattening پرواربندي دام · پرواربندی · ارزش تغذيهاي · ارزش خوراکی · ارزش رژيمي · ارزش پرواري
fattoush گوجه فرنگی
fatty اسيدهاي چرب پليانوييك · اسیدهای چرب · اسیدهای چرب آزاد · اسیدهای چرب اشباع · اسیدهای چرب ضروری · اسیدهای چرب غیر اشباع
fatua آونا فاتوآ · اوريزا فاتوآ · جو دوسر پوچ · یولاف پوچ · اوریزا روفیپوگون
fatuity نفهمی · پوچی · حماقت
fatuous بیعقل ـ بی عقل · بیشعور
fatuousness نفهمی · پوچی
fatwa فتوا
fauces حلق
faucet سوراخ گیر · شير آب · توپی · شیر
faucial بادامک · لوزه
faulkner فوکنر · ویلیام فاکنر
fault تزریق نقص · خطیئه · خطیه · عیب پوشی · عیب پوشی کردن · قصور مند
faultfinder منقد
faultfinding تعقب · تعنت · حیله گر
faultiness معیوبی
faultless بی عیب ـ بیعیب · معصوم
faultlessness معصومیت
faults عیب پوش · خطایا · معایب · عیبجویی کردن
faulty خلاف کار · معیوب · عینباك · ناقص
faun فان
fauna جانداران · زیاگان · زیاگان خاک · فون خاک · جانور · حیوان
faurisson روبر فوریسون
faust فاوست گوته
fauvism فوویسم
faux غلط دستوری · بی ترتیبی · لغزش
fauziah فیض الله لطیف
fava باقلاها · لوبياهاي بزرگ و پهن · لوبياهاي پهن · باقلاي علوفهاي · باقلا
faveolate خانه خانه · سوراخ سوراخ
favism توكسيكوز · زهرخوني · زهرزدگي · فاويسم · فلوئورزدگي · لوپينوز
favor تفضل کردن · تفضلا · تلطف · تلطفا · توفیق · توفیق المی
favorable باد شرطه · باشرایط مساعد · روزگار مساعد · شرطه · تصویب · مساعد
favorably راست آمدن · نظر مساعد باکسی داشتن · اجابت کردن
favored توفق · عنایتی · ازاو بمن فیض رسید · موفق شدن · موفق
favoring تفضل
favorite خاصگی · سوگلی · چشم و چراغ · کنیزك · عایشه · محبوبه
favoritism طرفداری · تبعیض · تمیز
favors منان · توجہات
favose سعفی
favour از التفات شما · ازلال · التفات · التفات یافتن · الطاف · انعام کردن
favourable باد مراد · باد شرطه · تصویب
favoured نواحی کمتر توجهشده · ناحيه كمتر توجهشده · نواحي حاشيهاي · نواحي در حال توسعه · نواحي كمدرآمد · نواحي مشكلدار
favourite سوگلی · محبوب
favouritism تبعیض · تمیز
favus سعفه · کچلی · سعفی · بيماري كچلي · درماتوفيتوز · درماتومیکوزها
fawce فريباميز
fawlty فالتی تاورز
fawn آهو بره · آهوبره · حنایی · رشا · گودر · گوزن بچه
fawner شبزی پاك کن
fawning سبزی پاك کنی · تملق آمیز · خایه مالی · سبزی پاک کن · فرمانبردار · چاپلوس
fawzia فوزیه
fax دورنگار · دورنگاریدن · فاکس · فکس کردن
fay پري · جن و پری
fayre زيبا · جمیل · خوشگل · قشنگ
fayyum استان فیوم
faze مرعوب کردن · برهم زدن
fazel محمد فاضل لنکرانی
fazlollah فضلالله رضا · فضلالله زاهدی
fazlur فضل الرحمن
façade سردر · نما
fbi افبیآی
fc افسی بارسلونا · بایرنمونیخ
fd دیسک سخت
fe جنگل ملی سانتا فه · سانتا فی · سنتافه · آهن
fealty بیعت · صداقت · تابعیت
fear احترام گذاردن · بیم · ترس · ترس ناگهانی · ترسناکی · ترسندگی
feared بیم آن مبرود که
fearful ترسیده · بیمناك · ترسنده · خائف · دهشت انگیز · دهشت ناك
fearfulness ترس ناگهانی · ترسناکی
fearing متوهم · هراسنده · اتقاء · ناخدا ترس · ترسا · خوف
fearless بی هراس · بی واهمه · نترس · بی باك ـ بیباك · بی باک · پرجرات
fearlessly بی دغدغه · بی باکانه · رندانه
fearlessness نترس بودن · شجاعت · بی باکی · دلیری · جلوه
fears ترسنده · هراسنده
fearsome افزاع · دهشتناک
fearule کف دستی
feasable شدنی · ممكن
feasibility مطالعات امکانسنجی · امکان
feasible میسر · صورت پذیر · قابل دوام · امکان پذي · شدنی
feasibleness امکان
feast بیرام · خوش گذرانی کردن · روز مقدس · سور خوردن · سور زدن · سورچرانی کردن
feasting سور چرانی · عشرت · عشقبازى · عیش وعشرت · عیش ونوش
feat فتح نمایان · کار برجسته · نيل
feather بار خودرا بستن · بال دادن · بالش پر · شاهپر · پر · پر قو
feathered پردار
featheredge لبه بسیار تیز
featherfew بابونه گاوی
feathering پروبال · پر
feathers آگنده پر · زیرپر · سر کسی را پایین آوردن · پر آراستن · پرها · یك دسته پر
feathery پرناك · پردار
feature خصوصيات · خصوصيت · شخصيت · فهرست جوایز اسکار بهترین فیلمهای پویانمایی · بالیدن · خاصیت
features خصوصیات · خطوط سیما · عوارض ریختنگاری · مشخصههای ریختشناختی خاک · مشخصههای ریزریختشناختی خاک · مشخصههای فیزیکی پردیسه
febricitant تب دار
febricity تب
febrifuge تب بر
febrile حمائی · حموی · آتش پارسی · تبخال
febrility تب
february شباط · فبریر · فوريه · فوریه · سباط
fecal غایطی · دردهای · مدفوعی · سرافکندگی · مدفوع · دلمردگی
feces ان · پهن · گه · براز · فضولات ماكيان · مدفوع
fecklessness ناتوانی
fecund بارور
fecundate القاح کردن · باردار کردن · بارورکردن · تلقبح کردن · حاصل خیز کردن · گشن دادن
fecundated گشن گرفتن
fecundation القاح · لقاح · ابر · اشباع · بارورسازی · گشنی
fecundity بارآوری · حاصلخیزی · گشنيدگي · باروری
fed تنومند · مرزوق · همشیر · حوصله ام تنك شد · حوصله ام سر رفت · چاق
fedagh فداغ
fedai چریکهای فدایی خلق ایران
fedaian سازمان فداییان خلق ایران
federal آلمان غربي · جمهوري فدرال سوسياليست يوگسلاوي · جمهوري فدرال نيجريه · جمهوري فدرال يوگسلاوي · جمهوری فدرال آلمان · فدرال ریزرو
federalise هم عهد کردن
federalism فدرالیسم · دموکراسی · ديكتاتوري · فدراليسم · ناسيوناليسم · پوپوليسم
federalize هم عهد کردن
federate هم عهد کردن · متحد
federated ایالات فدرال میکرونزی · دولتهای فدرال ميكرونزي · میکرونزیا · میکرونزی · متحد
federation اتحادیه روسیه · فدراسیون · فدراسیون انقلابی ارمنی · فدراسیون بینالمللی هاکی روی یخ · فدراسیون جهانی جوانان دموکرات · فدراسیون جوانان کمونیست سن مارینو
federative جمهوري فدرال برزيل · برزیل
federer راجر فدرر
federico فدریکو فلینی · فدریکو گارسیا لورکا
fedora فدورا کر · شاپو
fedorova اوکسانا فدوروا
fedorovich ولادیمیر مینورسکی
fedzilla واحد پول
fee اقطاع · پردازانه · اجرت · جعاله · حق تدریس · دستمزد
feeble از کار افتاده · از کار رفته · ازپا در آمد ن · بیحال · افلیج · چلاق
feebleness ضعف و ناتوانی · سستی · ضعف اخلاق · نحیفی · ناتوانی
feed افزودنیهای دامخوراک · اکتشاف تغذیه · تجزيه تقريبي · تركيب خوراك · تعویض خط · تغذیه شبکه
feedback بازخورد مثبت · مدار کنترل
feeder ناودان آسیاب · انشعاب · سنجاقک
feeding اطعام · اغذاء · برنامه تغذيه · بسامد تغذیه دام · بسامد وعده غذایی · تجهیزات تغذیه دام
feedingplace علف گاه
feedlots جایگاههای پرواربندی · جايگاههاي تغذيه دام
feeds دامخوراكهاي مخلوط · دامخوراکها · دامخوراکهای با منشاء جانوری · دامخوراکهای بعد از شیرگیری · دامخوراکهای دارودار · دامخوراکهای مرکب
feedstuffs خوراك دام · دامخوراكهاي آبزداييشده · دامخوراكهاي مايع · دامخوراکها · غذاها براي جانوران · مواد تغذيه دام
feejee فیجی
feel آزرمیدن · احساس کردن · ارمانیدن · حس لامسه · حس کردن · دلم برای وطن تنك شده است
feeler موج گیر · شاخك
feeling آشوب کردن · انگشت بدندان گزیدن · بد قلبی · بیحسی · لامس · متوحش
feelings بد ماغ · برخوردگی · حسیات · سجاف قبای · بر خوردن · گناه
fees آب بها · حق الزحمه · حق القدم · حق الوکاله · دالانداری · وجه اشتراك
feet خاکپا · سباعی · سداسی · فوت · فوت مربع · فوت مکعب
feign تجاهل کردن · تظاهر کردن · تمارض کردن · ناز کردن · وانمود کردن · تغافل کردن
feigned تجاهل · صوری
feigning تشیخ · تغافل · تمارض · متجاهل · تجاهل · لال بازی
feigns متمارض
feijoa فیجوآ · فیجوا · آکا سلوویانا · فيجوآ سلوويانا
feint خدعه · وانمود · وانمود کردن
feisty پرحرارت · پردل · زود رنج
feldjäger پلیس نظامی آلمان
feldspar فلدسپات · فلدسپار · مواد معدنی · کانیها
feleknas فلکناس اوجا
felicitate تہنیت کردن · تہنیت گفتن
felicitation تبریک · تسعید · شادباش · تبریك · تہنئة · تہنیت
felicitatis دریاچه شادی
felicitous سعاد تمندانه · خوشحال
felicitously سعاد تمندانه
felicity سعادتمندی · خرسندی · یمن · سعادت · خوشحالی · شادی
felidae گربهسانان
feline التهاب صفاق عفونی گربهای · اونکوویروس گربهای · هرپسویروس گربهای · ويروس رينوتراكيت گربهاي · ويروس لوسمي گربهاي · ويروس لوكوز گربهاي
felis فليس كاتوس · کتنوسفالیدس فلیس · گربهها
felix فلیکس · فلیکس مارو · فلیکس مندلسون · فلیکس هوفمن · یمن
fell انداختن · به زمین زدن · قرعه بنام او اصابت کرد · درز گرفتن
fella پسر بچه
fellate کیر مکیدن
fellatio کیر مکیدن
fellers درختاندازها · تجهیزات قطع درخت
felling بازتراكمسازي · برش آمادهسازي · برش اصلی · برش اضافي · برش باززايش · برش بهسازي
fellini فدریکو فلینی
fellow مردك · مردکه · همسفر · بوالفضول · تاش · جوانه گاو
fellowman همپا · همسایه
fellowmen حق الناس · اقران · همگنان
fellows میان سر وهمسر
fellowship هم صحبتی · پژوهانه · دوستی · مشارکه · همقطاری · مواسات
felon بزهکار · بدکار · جانی
felonious جنایت آمیز
felonwort تاجریزی
felony جنایت · بزه
felspar فلدسپات · فلدسپار · مواد معدنی · کانیها
felt دلم رحم آمد · دلم سوخت · محسوس · میلم کشید · نمد · نمد پوش
feltia فلتیا
feltiae استينرنما فلتيه · استینرنما فلتیائه
felting نمد مالیدن · نمد مالی
felts نمد مالیدن
felucca فلك · فلک
fem صحیه · عدیده · حبیب
female اناثی · انثی · بيماريهاي زنانه · بیماریهای تناسلی ماده · تلیسه · جانوران ماده
females اناث · اناث و ذکور · جنس اناث · مادهها · مادههاي ابرتخمكگذار · ابرتخمکگذاری
feme زن شوهر دار
feminine تأنیث · مونث · جنس اناث · زنان · مؤنث · زنانگی
femininity زنانگی · عالم نسوان · وظایف زنانه
feminise زنانه شدن
feminism فمینیسم
feminist حزب فمینیست آلمان · طرفدار حقوق زنان
feminization زنشدگي · عقيمي نر · نرعقيمي · ناباروری نر
feminize زنانه شدن
feminoid زنانه · ماده
femoral رانی · فخذی
femur استخوان درشتني · استخوان ران · استخوان زند زبرين · استخوان كتف · استخوان كف دست · استخوان كف پا
fen لشاب · مرداب · باتلاق
fenamiphos فنامیفوس
fenarimol فناریمول
fenbendazole آلبندازول · بنزیمیدازولها · فنبندازول · كمبندازول · مبندازول · پاربندازول
fence حائط · حصار · سیاج · شمشیر بازی کردن · محجر · محصار کشیدن
fenced ضميمه شده
fenceless بیحصار
fencer تيركمان بچه گانه · شمشیر باز · مضارب
fences حصارها · پرچینها · چپرها · حصارکشی
fenchlorphos فنكلوفوس · فنکلرفوس
fencing جرید بازی · حصارکشی · شمشیر بازی · شمشیر بازی کردن · حصارها · شمشیربازی
fenclofos فنكلوفوس · فنکلرفوس
fend دفع کردن · برگرداندن
fended سپردار
fender پیش بخاری · سپردار · سپر
fenerbahçe فنرباغچه
fenestella ماه کوچک
fenitrothion فنیتروتیون
fenland خاکهای زمین باتلاقی · لشابزار · باتلاق · مرداب
fennel باریقون · رازيانه · رازیانه · سیاهدانه
fennoscandia اسکاندیناوی · فنوسانديا · كشورهاي نورديك
fenoprop فنوپروپ · سيلوكس
fenoxaprop فنوکساپروپ
fenoxycarb فنوکسیکارب
fenpropathrin فنپروپاترین
fenpropimorph فنپروپیمورف
fenthion فنتیون
fentin فنتین
fenugreek حلبه · شنبلیل · شنبلیله · تریگونلا فنوم گرکوم · شنبليله
fenvalerate فنوالرات
feoff تیول
fer باکارا
ferah شبنم فراح
feral جانوران وحشی
ferdinand آرشیدوک فرانتس فردیناند · فردیناند · فردیناند دو سوسور · فردیناند ماژلان · فردیناند پورشه · کارل فردیناند برون
ferdosipour عادل فردوسیپور
ferdows آبگرم معدنی فردوس · شهرستان فردوس · فردوس
ferdowsee عنصری
ferdowsi دانشگاه فردوسی مشهد · فردوسی · شاهنامه
fereydan فریدن
fereydoon درفش کاویانی · فریدون مشیری · فریدونشهر · کاویان · تور
fereydoun فریدون فرخزاد
fereydun فریدون
fergana استان فرغانه
ferguson الکس فرگوسن
feria روزهای عادی هفته
feriqi مرضیه فریقی
ferme چال
ferment آشوردن · ترش کرد ن · خمیرترش · مایه · ور آمدن · تخمیر
fermentability قلیلیت تخمیر
fermentable قابل تخمیر
fermentation تجهیزات تخمیر · تخمر · تخمير · تخمير اتيليك · تخمير سوبستراي جامد · تخمير سيتريك اسيد
fermented ترشیدن · ترشیده · غذاهای تخمیری · فراوردههای تخمیری · كيمچي · آغازگرهاي فراورده کشتشده
fermenters تخمیرکنندهها
fermenting تخمیر
fermentum لاکتوباسیلوس فرمانتوم
fermi انریکو فرمی
fermilab آزمایشگاه فرمی
fermion فرمیون
fermium فرمیم
fern بیخ جماز · سرخس · کرف
fernando جمهوري گينه استوايي · ريو موني · فرناندو دو نورونا · فرناندو پو · وقت تابستانی فرناندو دی نورونیا · وقت عادی فرناندو دی نورونیا
fernery کرف زار
ferns سرخسها · آزولاسه · سالوينيالز · ليگوديوم
fernsehturm فهرست برجها
fernández کریستینا فرناندز
ferocious سبعی · سبع · خشمناک · درنده خو
ferociousness شیبعت · دد و دام
ferocity درنده خویی · وحشی گری · شیبعت · شیری · گرگی · خونخوارگی
feronia فرونیا · فرونیا لیمونیا · ليمونيا اسيديزيما
ferous بلوط آور
ferralsols اكسيسولها · خاکهای لاتریت · فرالسولها · لاتوسولها
ferrari فراری
ferret موش خرما · راسو
ferrets راسوهای خانگی · موستلا نيگريپس · موستلا پوتوريوس فورو
ferris چرخ و فلک
ferrisia فريزيانا · فریزیا · فریزیا ویرگاتا · پسودوكوكوس وارگاتوس
ferrisiana فريزيانا · فریزیا
ferritin فریتین
ferroconcrete بتون مسلح
ferrous خاك سرخ · زنگ آمن · سولفات آهن · خاک سرخ
ferroxidase فرواکسیداز · آيرون ردوكتاز · سرولوپلاسمين
ferruginea راش آمريكايي · فاگوس آمريكانا · فاگوس فروژينئا · فاگوس گراندیفولیا
ferrugineus رنکوفوروس فروژینئوس · سوسك زنگدار غله · کریپتولستس فروژینئوس
ferruginous حدیدی · زنگ زده
ferry فرابر · معبر · کشتی گذاره · گذرگاه · عبور · عبور دادن
ferryboat گذرگاه · معبر
ferrying گذرگاه · معبر
ferryman گذربان
ferré جانفرانکو فرره
fertigation كودآبدهي · کودآبیاری
fertile بارور · برومند · حاصل خیز · محصولدار · هلال بارور · هلال حاصلخیز
fertilis پوآ سروتينا · پوآ فرتيليس · پوآ پالوستریس · چمن باتلاقی · چمن مرغی · چمن گرهريش مرغي
fertilisation لقاح · اشباع · بارور کردن
fertilise باردار کردن · بارورکردن · کود دادن · افشاندن · بارور کردن
fertiliser غذای گیاهی · الی · کود
fertilisers کودهای شیمیایی
fertility باروری · حاصل خیزی · حاصلخیزی خاک · بهرهوري خاك · حاصلخیزی · خودباروري
fertilization بارور کردن · بارورسازی · بارورسازی در آزمایشگاه · تلقیح در آزمایشگاه · لقاح · اشباع
fertilize تلقبح کردن · حاصل خیز کردن · باردار کردن · بارورکردن · کود دادن · افشاندن
fertilized تخم بارور · رویان · مرحله بدوی · تخم
fertilizer تجهیزات کود شیمیایی · تركيبات آفتكش كود شيميايي · ترکیبات کود شیمیایی · توزیعکنندههای کود شیمیایی · توزیعکنندههای کود مایع · تکنولوژی کود شیمیایی
fertilizers تركيبات سهتايي · كودهاي دامي · كودهاي شيميايي آمونيوم · كودهاي شيميايي آميخته · كودهاي شيميايي آهستهرهايش · كودهاي شيميايي با رهايش كنترلشده
fertilizing فیض رسان · فیض بخش
fertirrigation كودآبدهي · کودآبیاری
ferula جنس آنقوره · جنس باریجه · فرولا · فرولا آسا فتیدا · فرولا کومونیس
ferule کف دستی زدن · گرز
ferulic اسید فروليك · فرولیک اسید
fervency حمیت · شوق
fervent علاقه مند · غیرت مند
fervidness شوق
fervor جوشش · التهاب · شوق و ذوق · تحریک · شوق
fervour التهاب
ferydoon فریدون زندی
fes فاس
fescue علفبره نیمانند · فستوکا آروندیناسئا · فستوکا اوینا · فستوکا روبرا · فستوکا پراتنسیس · فستوکای قرمز
fescues جنس علفبره · جنس فستوک · فستوکا · فسكوها
fessenden رجینالد ابری فسندن
fester فساد جمع کردن · سرباز کردن
festering ترشح چرک · تولید جراحت · ریم · بلوغ
festinate عجله کردن
festinus اسپیزیستیلوس فستینوس
festival بیرمون · جشنواره · جشنواره فیلم فجر · جشنواره فیلم کن · جشنی · عید
festivals اعیاد
festive عیدی
festivity جشن و سرور · شادمانی · بزم · شادی
festoon دالبر · یلن
festuca جنس علفبره · جنس فستوک · علفبره نیمانند · فستوکا · فستوکا آروندیناسئا · فستوکا اوینا
feta فتا
fetal بازجذب جنيني · مردهزایی · مومیاییشدگی جنینی · پردههای جنینی · غشاهای جنینی · مرگ جنینی
fetch حاضر آوردن · گرفتن و آوردن · اوردن · ختم کردن · جلب کردن
fetched بکف آمدن
fetching جلب
fete گاردن پارتی · جشنواره · جشنی · روز مقدس · عیدی · جشن
feteritas آندروپوگون سورگوم · ارزن سفيد هندي · ذرت خوشهاي شيرين · ذرت خوشهاي غلهاي · ذرت خوشهاي قندی · ذرت خوشهای جارويي
fetich افسونگر · جادوگری · بت
fetid اسکنج · بوگرفته · عرق بد یو یا متعفن · متعفن · گنده آروغ · بو گرفتن
fetida ایزنیا فتیدا
fetidness بوگرفتگی · گندیدگی · بوی تعفن · گندگی · تعفن
fetish افسونگر · جادوگری · بت
fetlock تپق
fetor بخار دهان · تعفن
fetotomy جنینبری
fetter غل و زنجیر · قید و بند · قید · زنجیر · بخو
fettered پا یگیر · قیدی · پا بند
fetters بند انداختن · پی بند ـ پیبند · زورانه · زولانه · شکیل · صفد
fettle علف
fetus ويبريو فتوس · کامپیلوباکتر فتوس · آمنيون · كيسه زرده · جنین
feud انتقام گیری · تیول · جنگ ونزاع · عداوت
feudal تیولی · فئودال · ملوك الطواایفی · ملوک الطوایفی · اقا · فئودالیسم
feudalism فئودالیسم · ملوک الطوایفی
feudality ملوك الطوایف · ملوك الطواایفی
feudary تیولی
feudatory هم بیعت · تبعه · تیولی · رعیت
feuerbach لودویگ فوئرباخ
fever تب · تب استخوانی · تب خنك شد · تب خوكی كلاسيك · تب خوک آفریقایی · تب خوکی
fevered تب دار
feverfew تاناستوم پارتنیوم · كريزانتموم پارتنيوم
feverheat آتش پارسی · تبخال
feverish بخار دار · تب دار · تبدار · بیقرار
feverishness بیقراری · تب
few اندك · اندک · اندکی از · انگشت شمار · بعض · تك و نوك
fewer کمتر
fewness قلت · کمی
feynman درسهای فیزیک فاینمن · ریچارد فاینمن
feytaudi ماتسوکوکوس فیتودی
fez فاس · فس · فينه · فینه
fezzan فزان
fiancé نامزد
fiasco بطری شراب · شکست مفتضحانه · ناکامی
fiat حکمی
fib حکایت
fibber دروغگو · داستان سرا · قصه گو
fiber فیبر نوری · لیف · محصولات نساجي · گياهان اليافي · محصولات گیاهی الیافی · رشته
fiberboards تخته عايقسازي · تختههای فیبر
fibers الیاف
fibonacci فیبوناتچی · لئوناردو فیبوناچی
fibre الیاف خام · بافندگي صنعتي · خمير كاغذ ليفي · خمير کاغذ چوب · صنعت الیاف · فیبر
fibreboards تخته عايقسازي · تختههای فیبر
fibres الياف جارویی · الياف درخت نمدار · الياف ساختاري · الياف سبدي · الياف سبزي · الياف سطحي
fibril رشته کوچک · رشته
fibrin فیبرین
fibrinogen فیبرینوژن
fibrinolysin فيبرينوليزين · فيسين · كالپين · كلاژنازها · پروتئينازها · پروتئازها
fibrinolysis انعقاد خون · فيبرينوليز · لختهشدگي خون
fibroblast فیبروبلاست
fibroblasts فیبروبلاستها
fibroma فیبروم · لپوریپوکسویروس · ويروس غده مخاطي · ويروس فيبروم خرگوش · ويروس مخاطآموفزوني
fibromyalgia فیبرومیالژیا
fibrous ریش ریش · لیفی · نخ نخ · ریشه دار
fibrovascular دستههاي رشتهآوندي · دستههای آوندی
fibula قصبۀ صغری · استخوان درشتني · استخوان ران · استخوان زند زبرين · استخوان كتف · استخوان كف دست
fibular قصبی
ficaria انجیرک
ficin فيبرينوليزين · فيسين · كالپين · كلاژنازها · پروتئينازها · پروتئازها
fickle بی وفا · سبك مزاج · بی ثبات · دمدمی مزاج · هردم خیال · دمدمی
fickleness سبڭ مزاجی · تلون طبع · بی ثباتی · هردم خیالی · عدم ثبات · تلون مزاج
fiction افسانه علمی · داستان عامهپسند · اختراع · چامه · افسانه · قصه
fictitious زید · مستعار · وانمود شده · عمر · نام مستعار
fictive وانمود شده
ficus انجير تيغي · انجیر برگریز · انجیر خوراکی · اپونتیا فیکوس اندیکا · جنس انجیر · درخت لول
fiddle ویولون · کوچه روشن کن و خانه تاریك کن · ویولن · شیطنت کردن · ور رفتن · کنترباس
fidel فیدل کاسترو
fidelity راستی · حسن عقیده · وفاداری · راست بازی · صداقت · وفا
fidget بی قراری · ناراحت بودن · بیقراری کردن · بی آرامی
fidgetiness بی قراری · بیقراری · بی آرامی
fidgety بیقرار · اخمو
fidlam دزد
fiduciary امانتی
fie تفو · شه · اف · اه · اخ
fied دام کنده
fief تیول · سیورغال
field آزمايشهاي ميداني · آزمایشگری میدانی · اندازه قطعه زمين چرا · اندازه کرت · اندازه کشتزار · بزرگارتشتاران
fielder صحرا نورد
fieldhand کارگر مزرعه · زارع
fieldmouse زباب
fields جایزه فیلدز · كرتها · مزارع برنج · کشتزارها · کشتزارهای برنج · پردیس
fieldsman صحرا نورد
fiend روح پلید · دیو · شیطان
fiendish اهریمن خو · دیوسان · شیطان خیال · دوزخی · شیطان صفت · دیوسار
fiendishness دیوی
fier فیر
fierce تیزدندان · حیوانات درنده · درنده · سك دندان · مفترس · ژیان
fiercely وحشیانه
fierceness سڭ دلی · وحشی گری · درنده خویی · شیبعت · درندگی · شدت
fieriness برافروختگی
fiery تند خو ـ تند خوی · آتشی · آذرگون · ناری
fiesta روز مقدس · عید
fifa جام جهانی فوتبال · ردهبندی جهانی فیفا · فیفا
fife مزمار · نای
fifer شیپور زن · نفیر زن
fifitieth پنجاهمی
fifteen پانزده
fifteenth پانزدهم · پانزدهمی · پانزدهمین
fifth اسفند · اسفندار · اسفندارمذ · جمهوری پنجم فرانسه · خامس · خرابکار
fiftieth پنجاهم · پنجاهمین · پنجاهمین جشن · یک پنجاهم
fifty بالمناصفه · خمسین · پنجاه · پنجاه جلد کتاب
fig انجیر · برگ درخت انجیر · مخفی کننده · بیدانه · انجیر هندی · درخت کائوچو
figaro لوفیگارو
fight آفندیدن · اوردیدن · بادشمن جنگیدن · باشگاه مشتزنی · جنك بازی · جنك ساز
fighter جنگنده · طغیان گر · هنگ سوار · پیش جنك · رزمنده · قولدور
fighters مامورين آتشنشاني جنگل · نگهبانهاي آتشنشاني · نگهبانهاي پیشگیری از آتشسوزی · آتشنشانان
fighting تجهیزات مهار آتش · تحارب · تقاتل · جانوران پروازی · غوچ جنگی · خروس جنگی
figs انجیرها
figural مجازي
figurate مجازي
figuration لوندی
figurative مجازي · معنی مجازی · مجازی
figuratively ششدر
figure رقم زدن · رقم کردن · ریخت · لف و نشر · بازیهای رایانه · خواص چوب
figured گلدار · صورتی · قلمدادی
figuredwork گل کاری
figurehead کلامش پشم ندارد · جلودار · کلاهش پشم ندارد
figurer محاسب · حسابگر · رایانه · کامپیوتر
figures ارقام هندی · اشباح · بدیع · عدد سه رقمی · اشکال · صنائع
figurine مجسمه کوچک
figuring ترقیم · محاسبات · محاسبه
fiji جمهوري فيجي · فیجی · فیجی هندی · هندی فیجیایی · وقت تابستانی فیجی · وقت عادی فیجی
fijian دلار فیجی · فیجیایی
fijiensis میکوسفرلا فیجیانسیس
filament ساقۀ پرچم · رشته کوچک · لیف · رشته
filamentosa كورتيسيوم سولاني · پليكولاريا فيلامنتوزا · تاناتفوروس کوکومریس
filaria دیکتیوکولوس فیلاریا
filariidae فیلاریایده
filaroides فیلاروییدس
filaroididae فیلاروییدیده
filature نخ کشی · کلاف کشی
filbert فندق درشت · فندق هندی · پژول · فندق
filberts فندقها
filch دله دزدی · کش رفتن · رشد پیدا کردن · ربودن
file آرشيو · آژینه · اسم پرونده طولانی · افتیپی · برنامه مشارکت پرونده · جابجایی پرونده
filefish سوهانماهی
fileleader سردسته
filename نام پرونده
filer سوهان کار
files صف اندر صف · صف در صف · وقت چون باد میگذرد · آرشیو
filesystem سیستم پرونده
filial حب والدین · فرزندی
filiation فرزندی · پسری · نسب
filicales اكوييستالز · سرخسگیان · فيليكالز · ليكوپوديالز · نهانزادان آوندي · پتروفیتا
filicide بچه کشی · فرزند کش · فرزند کشی
filigree ملیله · ملیله دوزی · ملیله کاری
filing دفیله · سوهان کاری · ضباطی
filings براده · ساو آهن · سوهان ریز · سہاله · ساو · سوده
filipino فیلیپینی
fill آغندن · آمودن · اوباشتن · بشوق آوردن · بلندگوی پر · تخت کردن
fille خانم کوچولو
filled آغنده · آموده · آگنده · انباشته · بابوته · بغض کردن
filler بطانه · درختان غالب · ردههای درخت
fillers سیلوپرکنها
fillet طاقیه · عصابه · فیله · پیشانی بند · گیس بند · پشت مازه
filleting تخليه ماهي · حمل و نقل ماهی · عملآوری ماهی · فيلهكردن ماهي · واگردانی ماهي · فراوری ماهی
fillets فیلهها · فیلههای ماهی
filling بستهبندي · دست بافت · پارچه کتانی · پرشدگی بذر · پمپ بنزين · بستهبندی
fillip بشکن · تلنگر · تلنگر زدن · وسیله تحریک · حق الامتیاز · جایزه
fillmore میلارد فیلمور
filly قسراق · کره مادیان · کرۀ مادیان
film آسیفا · جشنواره فیلم فجر · جشنواره فیلم کن · حلقه فیلم · رژیسور · فنون لایه نازک مغذی
filmfestival ایدفا
filming هنر فیلمبرداری
films فیلمها · لایهروکشهای خوراکی · زيستلايه · مواد بستهبندي خوراكي · پوششهاي خوراكي
filmy نازک
filter تصفیه کردن · سیگار فیلتردار · صاف کردن · صاف کن · صاف کنی · صافی
filtered پالوده · صاف کرده · مروق
filtering صافش · تصفیه · پالایش
filters صافیها · فیلترها · پالایهها
filth آزمون فیلت · باشقه · رجاست · رجس · دنس · روغن اتومبیل
filths اوساخ
filthy رذل · رذیل · سوسماری · ژیژ · کثیف · فژغند
filtrate صاف کردن · پالودن
filtration تصفیه · ریزپالایی · میکروصافش · پالایش · ریزپالایش · صافش
fimbria شرابه
fimbriata سراتوسیستیس فیمبریاتا
fin نهنگ تیغباله · بادگیر · حائل · دوره پنجساله · پنج
finable جریمه بردار
final آخر · آخرین · اخرین · انتهائی · علت غائی · غائی
finale انتها · اخر · فرجام · پایان
finally دست آخر · بالاخره · درپايان · سرآخر · عاقبت · آخر
finance ادارۀ مالیه · دارایی عمومی · ماليه عمومي · مالیه · اقتصاد · دارایی
finances مالیه
financial ابواب جمعی · اعداد مالی چینی سادهشده · اعداد مالی چینی سنتی · اعداد مالی ژاپنی · امبن مالیه · امین مالیه
financier متخصص مالی
financing تأمين مالي پژوهش · تأمین مالی · پشتیبانی پژوهش
finch اقاقیا خوار · سہره · فنچ · ونج · بافنده · جولا
fincher دیوید فینچر
finches سهرهها
fincormachus فینکورماکوس
find التفات یافتن · باز یافتن · بشوق آمدن · دوباره پیدا کردن · راه بجایی بردن · راه بردن
finder فرهنگ جامع · مجموعه اطلاعات · یابنده · واجد · کاشف · گنجینه
finding افزار · رای هیئت منصفه · یافت · تثریب · تخلخل · ناوبری
finds جوینده یابنده است · یابنده
fine از حلوا حلوا گفتن دهن شیرین نمیشود · الحاصل · باران ربز ـ نم نم باران · برنو · تولبند · جرم دادن
finedraw رفو کردن
finedrawer رفو گر
finedrawing رفو · رفو گری
fineness نرمی · شیکی · لطافت · دقت · خوبی
finer خرده کاری
finery زر و زیور · خوشگلی · زیبائی · زیبایی · جمال
finespun ریزباف · ریزبافت
finesse نکته بینی
finestem استيلوسانتس گراسيليس · استیلوسانتس گوییانانسیس · يونجه برزيلي
finger ارزن انگشتی · اشاره به ژاپنی · اصبع · انگشت · انگشت زدن · انگشت میانه
fingerbreadth انگشت
fingering انگشت گذاری · انگل کردن · لمس
fingerlings بچهماهیهای انگشتی
fingernail ناخن · ظفر
fingerprint اثر انگشت
fingers انامل · بزن قدش · بشکن زدن · پشك · انگشت زدن · باميه
fingertip سرانگشت · نوك انگشت · نوک انگشت
finial گلدسته
fining مصادرت · مصادره
finis تم · انتها
finish تمام کردن · ته چیزیرا بالا آوردن · ختم کردن · پرداخت کردن · تمام شدن · خرده کاری
finished اختتام پذیرفتن · تناهی · ته کشیدن · ساخته و پرداخته · سپری شدن · قریب الاختتام
finishes خاتم
finishing بالاتمام · ختم · پردازش · پرواربندي دام · تتمیم · پرواربندی
finite مسندی
finiteness پایان پذیری
finitude پایان پذیری
fink خبرچین
finland جمهوري فنلاند · حزب کمونیست فنلاند · خلیج فنلاند · فنلاند · فینلاند
finlandicus آمبليسيوس فنلانديكوس · اوسیوس فنلادیکوس · تيفلودروموس فنلانديكوس
finn ماجراهای هاکلبری فین
finnic فنلاندی
finnish زبان فنلاندی · فنلاندی · فنلندی · فنلاند
fins بالهها · فنلاند
fiord آبدره
fiords آبدرهها
fiorinia فیورینیا
fipple نی انبان
fir شاه درخت · صنوبر · صنوبری · نراد · آبیس آمابیلیس · آبیس بالسامئا
fire آتش · آتش افروزی · آتش باز · آتش خاموش کردن · آتش پارسی · آتش کردن
firearm اسلحه گرم · سلاح گرم · تفنگ
firearms اسلحه ناریه
fireball موتور خانه · سنك آسمانی
firebox آتشدان
firebrand آتش پاره · مفسد
firebreaks آتششکنها
fireclay خاک نسوز
firecracker ترقه
firedamp گاز متان
firedog سه پایه
firefighter ماموراتش نشانی
firefly شب تاب · کرم شب تاب
firefox موزیلا فایرفاکس
firelight رعد وبرق · نور آتش
firelock کمان گره · کمان زنبورکی
fireman آتش انداز · آتش نشان · سوخت
firemen آتشنشانان · مامورين آتشنشاني جنگل · نگهبانهاي آتشنشاني · نگهبانهاي پیشگیری از آتشسوزی
fireplace شومینه · کانون · آتشگاه · اجاق
firepower قدرت شلیک
fireproof ضد آتش · نسوز
fireroom تنوره · تون
fires آتشسوزیها · آتشسوزیهای جنگل
fireside زندگی خانگی
firetemple مغکده
firewarden صاحب منصب اطفائبه
firewood هيمه · هیزم · محصولات انرژي · محصولات هيزمي · محصولات گیاهی سوختی
firework آتشبازی · چرخ و فلك · آتش بازی
fireworks آتشبازی · نفت اندازی · آتشبازی
firing جوخه آتش · خط آتش · چوب سفید · توپ اندازی · چتایی
firkin بلبلی
firm احکام · ارساء · بالابال · تجارت خانه · جاکردن · جنبش نا پذیر
firma آبیس فیرما · نراد ژاپني
firmament دولاب مینایی · فلك دوار · چرخ دوار · چرخ کبود · گردون · فلک
firmaments افلاکی · کارخانۀ فلك · افلاك
firman یرلیغ · منشور
firmly رسوخ کردن · بالابال · بطور محکم · مستقر · سفت · محکم کردن
firmness اید · ترتب · ثابت قدمی · ثبات · جزالت · حزامت
firms بنگاههای اقتصادی خارجی · بنگاههای اقتصادی خصوصی · شرکتهاي خصوصی · شرکتهای خارجی · بنگاههای اقتصادی · شرکتها
firmware ریز برنامه
firouz دبیرستان فیروز بهرام · فیروز نادری
firouzabad فیروزآباد
firs آبیس · جنس نراد · نرادها
first ابتدا مرتبسازی حروف کوچک · اسم اول · السابقون · السابقون السابقون · امپراتوری اول فرانسه · انتفاضه اول
firstborn نخری · بکر · فرزند ارشد · مسن ترین · نخست زاده · بزرگترین
firstfruits بوبرکردن
firstly اول آنکه · اولا
firsz آبیس · جنس نراد · نرادها
firuzkuh شهرستان فیروزکوه
fisc اموال ضبط شده · خزانه کشور
fiscal سياستهاي مالياتبندي · سیاستهای مالیاتی · عایداتی · مالي
fischer بابی فیشر
fischeri ویگنا فیشری
fish استخرهای ماهی · اشپلها · بازرسي ماهي · برداشت ماهي · بیماریهای ماهی · تخليه ماهي
fishbone خار ماهی · خارو
fisher آنا لی فیشر · ماهی گیر ماهيگير · صیاد ماهی · ماهی گیر · ماهیگیر
fisheries آبزيپروريها · توسعه آبزیپروریها · توسعه شيلات · شیلات · شیلات آب شيرين · شیلات تجاري
fisherman صیاد · صیاد ماهی · ماهیگیر · ماهی گیر ماهيگير · ماهی گیر
fishermen ماهیگیران
fishery اقیانوسشناسی آبزیپروری · تولید شیلات · دادههای آبزیپروری · زيستشناسي شیلات · زیستشناسی آبزیپروری · سیاستهای آبزیپروری
fishes ماهيان بالارونده · ماهيان دريايي · ماهيان فرورونده · ماهيان مضر · ماهیان · ماهیان آب شور
fishgig سنان · نیزه
fishhook قلاب ماهیگیری · قلاب ماهی گیری
fishing اسباب ماهیگیری · تلاش صیادی · تلههاي خرچنگگيري · تلههای ماهیگیری · تور ماهیگیری · تورهای ماهیگیری
fishmonger ماهیفروش · سماك · ماهی فروش
fishnet تور ماهیگیری
fishplate بست ریل
fishpond حوض ماهی
fishskin داءالحیه
fishtail نخل تادي · نخل دمماهي · کاریوتا اورنس
fishways راهماهیها
fishwife زن ماهی فروش
fishwoman زن ماهی فروش
fishworm کرم خاکی
fishy ماهی مانند · مشكوك
fisoal دیوانی
fissidens فیزیدنس
fission شکافت هستهای · انشقاق · بمب اتمی · بمب شکافت
fissure تنوز ـ تنوزه · شکاف · شکاف دادن · شکافتگی · برین · بریدگی
fissures شاخ شاخ
fist اور · با مشت کوبیدن · سقلمه · سقلمه زدن · مشت · مشت خوردن
fistfight مسابقه سنگین
fistful تنی چند · مشتی · یک مشت پر · مشت
fisticuff مشت زدن · مشت
fisticuffs بوکس بازی · مسابقه سنگین · مشت بازی · بوکس
fistnla خیار چنبر
fistula ناسور · ناسور بزاق · ناسور بول · ناسور مقعده · ناسور چشم · کاسیا فیستولا
fistular ناسوری
fistulation ناسورگذاری
fistulosa ايپومئا فيستولوزا · ایپومئا کارنئا
fistulosum الیوم فیستولوزوم
fistulous ناسور · ناسوری
fit انتفاعی · بردنی · تشنج اطفال · حوله ای · خواندنی · خورند
fitful هوس پرست
fitment وسایل نصب · لوازم
fitness آمادگی · بنیه · سلامتی جانور · برازش گياهي · بهداشت جانور · بهداشت گياهي
fits بدر میگویم دیوار توگوش کن
fitter انسب · فیتر · لوله کش · ماشین سوارکن
fittest انسب
fitting طباق · تجہیز
fitzgerald الا فیتزجرالد
five آل عبا · بش · به پنج · تا پنج دقیقه دیگر · حواس پنجگانه · خماسی
fivefold پنج برابر
fivesome دوره پنجساله · پنج
fix تحدید کردن · تنگنا ـ تنگنای · ذهنی کردن · مهیا کردن · نرخ بستن · نرخ تعیین کردن
fixation آزمونهای تثبیت مکمل · آزمونهای تثبیت کومپلمان · تثبيت ازت · تثبيت خاك · تثبیت آمونیوم · تثبیت دینیتروژن
fixed ثابته · ثوابت · جاسازی ثابت · جایگیر · خشکه · داراييهاي ثابت
fixedness بی حرکتی · عدم تحرک · ثبوت
fixer فیکساتور
fixing باکتریهای تثبیتکننده نیتروژن · تعیین قیمت · قطع قیمت · قيمتگذاري · نرخ بندی · تحدید
fixings جز ترکیبی
fixity تغییر ناپذیری · ثبوت
fixture چیز ثابت
fizgig سنان · نیزه
fizuli فضولی
fizz فیش · فیش کردن · شامپان · گاز داشتن · شامپانی · صدا زدن
fizzing فیش
fizzle فش فش
fiães فیانس
fjord آبدره
fjords پارک ملی کنای فوردز · آبدرهها
fl اونس سیال
flabbergast تامل کردن
flabbiness سستی
flabby سست · شل
flabellifer بوراسوس فلابلیفر · نخل پالميرا · بوراسوس اتیوپوم · بوراسوس فلابليفر اتيوپيكوم · نخل برگبادبزني آفريقايي
flabelliform باد بزنی
flaccus گایوس والریوس فلاکوس
flack اسلحه ضد هوایی · توپخانه ضد هوایی · ضد حملات هوایی
flacourtiaceae فلاکورتیاسه
flag افسر دریایی · اهتزاز پرچم · باد خور یرق · بیدق · بیرق · بیرق بلند کردن
flagellate شلاق زدن
flagellates اكسيموناديدا · اوگلنيده · تاژكدارها · تاژکداران · ديوتاژكداران · ساركوماستيگوفورا
flagelliforme نوستوک فلاژلیفورم
flagellum وسیله تنبیه
flagged پرچم گزاری شده
flagging سنگفرش
flagitious شرير
flagon باردان
flagpole تیر پرچم · میله پرچم
flagrancy انگشت نمایی · برملائی
flagrant برملاء · انگشت نما · فاش · برملا · رسوا · نمایان
flags پرچمهای ضربدری · علام
flagstaff فلگستف · تیر پرچم · میله پرچم
flagstone سنگ · تخته
flail خرمن کوب · دنگ · گندم کوب
flailing خرمنکوبیکردن
flair قوه تشخیص · ستعداد
flak اسلحه ضد هوایی · توپخانه ضد هوایی · ضد حملات هوایی
flake سفیداب سیخ · شفیداب شیخ · فلس · تنکه · پوسته پوسته شدن · پوست انداختن
flakeboards تخته تراشهاي · تخته فشاري · تختههاي پولكي · تختههای خردهچوب
flaked تنکه
flaker تنکه کار
flakes کرن فلکس
flakey پوسته پوسته · برفکی · بیگانه وار · فلسی · عجیب · غریب
flaking باريكهبري · خردسازی · رندهكردن · ريزسازی · سنگشكني · پوستهپوستهسازی
flaky پوسته پوسته · برفکی · بیگانه وار · فلسی · عجیب
flambeau مشعل
flamboyant دلونیکس رژیا · شعلهنام · طلایی رنگ
flame آلاو · الاو · تلہیب · روشنایی شمع · زبانه زدن · شعله
flameleaf بنت قنسول
flamen بهرام
flamenco رقص فلامنکو
flames شعله بار
flamethrower شعلهافکن
flaming تلہب · شعله دار · آتشگرفتن · آلاو · الاو · بيشعلهسوختن
flamingo فلامینگو · مرغ آتشی
flamingoes پاخلانها
flammability اشتعالپذیری
flammable قابل اشتعال
flammea پانولیس فلامئا
flammulina فلامولینا · فلامولینا ولوتیپس · كوليبيا ولوتيپس
flamprop فلمپروپ
flamy شعله زن · شعله ور
flanders شقایق سرخ · فلاندرز · خشخاش · شقایق · آنتورپ · برايانت
flank آبگاه · از پہلو حملہ کرد ن · تہیگاه اسب · خاصره · جنب · میمنه
flanks لاغرمیان
flannel فلانل · کیسه حمام
flap بال زدن · برگه · پر زدن · حالت اضطراب · رفرف · لرزیدن
flapdoodle چرت و پرت
flapper مگس کش
flapping بالزن
flare الو گرفتن · خشگین شدن · شعله زدن
flash ادوبی فلش · انتقال دهنده سریال سریال عمومی · برق وار · بسرعت برق · تکزنگ زدن · خودنمایی کردن
flashback بازتاب اشعه · فلاشبک · وقفه زمانی
flashed خیالی مانند برق بخاطرم گذشت
flashget فلشگت
flashing بارق · چشمک زدن · جہنده
flashlight ساعغه · چراغ قوه · چراغقوه · لامپ · فانوس
flashpoint نقطه اشتعال
flashy زرق وبرقی · لوس · فکلی · جلف · درخشانی · ورزشی
flask فلاسک · قمقمه · بغلی · صراحی · قرابه
flaskful فلاسک · قمقمه
flat اشکو · اشکوب · بمل · دمر · دمرو · صاف
flatboat دوبه · قایق باری · کرجی · کبریت · گیرانه · هی
flatfish ماهی پهن
flathead بچه قورباغه
flatheads ماهیان سرتخت
flatidae فلاتیده
flatiron اوتو · ساختمان فلتآیرن · اطو · اتو
flatlet آپارتمان
flatness خنکی
flats جعبههاي كاشت · جعبههای بذر
flatten مسطح کردن · پهن کردن · پہن شدن
flattening تصفیح
flatter بخود دلخوشی دادن · تملق کردر · دل خودرا خوش کردن · پیزر لای بالان کسی گذاشتن · زبان بازی کردن · مداهنه کردن
flatterer ایشه · خوشامد گو · سخن فروش · انیش · باد خوان · خایه بردار
flattering ادهان · مداهن · رسمی · متملق
flattery تبصبص · تملق · تیتالی · خوش آمد ـ خوشامد · دلخوشی · دم لابه
flattop ناو هواپیمابر
flatulence باد دار · طمطراق · نفخ شکم · باد شکم · باد · نفخ کردن
flatulency طمطراق · نفخ شکم · باد
flatulent باد دار · نفاخ
flatworms كرمهاي پهن · پهنکرمان · کرمهای پهن
flaubert گوستاو فلوبر
flaunt جولان دادن · خودنمایی · چمیدن · خودنمایی کردن
flautist نیزن
flavescens آکاسیا فلاوسانس · تریستوم فلاوسانس · شبهیولاف طلایی
flavin دن فلاوین
flavipes آپانتلس فلاويپس · رتیکولیترمس فلاویپس · کوتزیا فلاویپس · گزیلوکوریس فلاویپس
flaviviridae فلاویویریده
flavivirus فلاویویروس · ويروس وسلزبرون
flavobacterium فلاوباکتریوم
flavomycin بامبرمایسین · فلاوفسفوليپول · فلاومايسين · منومايسين
flavones آپيژنین · ايزوفلاونها · بيوفلاونوييدها · سيليمارين · فرمونونتين · فلاونها
flavonoids فلاونوییدها · آپيژنین · ايزوفلاونها · بيوفلاونوييدها · سيليمارين · فرمونونتين
flavonols آپيژنین · ايزوفلاونها · بيوفلاونوييدها · سيليمارين · فرمونونتين · فلاونها
flavophospholipol بامبرمایسین · فلاوفسفوليپول · فلاومايسين · منومايسين
flavopicta دئوییس فلاوپیکتا
flavor رایحه تند · طعم · طعم شراب · مزه · مزه تند · مزه داشتن
flavored با نمك · زنجبیلی
flavoring رستنیهای پختنی · رسنيهاي پختني تازه · محصولات طعمدهنده
flavorless بی مزه · ملایم
flavour ترکیبات معطر · تشدیدکنندههای طعم · چاشنيافزايي · رایحه تند · طعم · مزه تند
flavoured شیر طعمدار · بامزه
flavouring محصولات طعمدهنده · چاشنیزنی · گياهان ادويهاي · محصولات زراعی ادویهای · چاشنيافزايي · رستنیهای پختنی
flavourings چاشنيهاي مصنوعي · چاشنیها
flavourless بی مزه · ملایم
flavours بدطعمها · بوي نامطبوع خوك نر بالغ اخته
flavum گلوسیوم فلاووم
flavus آسپرژیلوس فلاووس
flaw خدشه · کاستی · افترا زدن · خسارت واردکردن · تند باد · چاک
flawy مودار
flax الیاف کتان · برزك · پارچه کتان · کتان · فورمیوم تناکس · كتان نيوزیلند
flaxen کتانی · کتانی رنگ · بور · شنی
flaxseed بزرک · تخم برزك · تخم بزرگ · روغن بزرک · روغن تخم برزك · بذر کتان روغنی
flay خبکی در آوردن · سلخ کردن
flayed پوست کنده
flayer پوست کن · سلاخ
flaying سلخ · پوست کنی · سلاخی
flea بنجل بازار · شبگز · کنه · کک · کیك در تنبان داشتن · کیک
fleam نشتر · نیشتر
fleas شاخسروییان · ككهاي آبي · ككها · لولهبالان · لولهبالیان · نهانبالیان
fleawort بذر قطوتا · برغوثی · شکم پاره · اسفرزه
fleck رگه · لکه کوچک · خال
flecked منقوط
flecky لکه دار
flection خمیدگی
flectional قابل صرف
fled گریخته
fledge بال دادن
fledgeling جدید الورود · تازه وارد · مبتدی
fledgling جدید الورود · تازه وارد · مبتدی
flee گریختن · در رفتن · فراری شدن
fleece تار پشم · سروکیسه کردن · نخ پشم · پشم زرین · گوش بریدن · پشم
fleecer پوست کن · گوش بر
fleecing قيچيكردن پشم گوسفند · پشمچيدن · پشمچيني گوسفند · پشمچینی · پوست کنی · گوش بری
fleecy پر پشت
fleeing برمال · نفور
fleer استهزا · فراری
fleet باد سوار · باد پا · تند رو · تیز دو · تیزتاز · جواد
fleeting تبعیدی · زودگذر · سریع الزوال · يكروزه · زود گذر · فراری
fleetness باد پایی · جودت
fleming الکساندر فلمینگ · پگی فلمینگ
flemingia فلمینژیا · فلمینژیا ماکروفیلا
flemish فلمنگی · هلندی بلژیک · فلاندرز · فلمنك · فلمنکی
flerovium فلروویوم
flesh بثورات گوشتی · جانوران گوشتالود · رنك بدنی · شہوات نفسانی · گناهان جسم · جانوران گوشتی
fleshflies گوشتمگسان · گوشتمگسها
fleshliness شهوانيت
fleshly حیوانی
fleshy زایدۀ لخمی · گوشت دار · لحیم · کلثوم · گوشتمند · گوشت زیادی
fletcher تیرساز
flevoland فلیوولاند
flew پرواز بر فراز آشیانه فاخته
flexed عضله بازو
flexibacter فلکسیباکتر
flexible بستههای انعطافپذیر · غلیان نی پبچ · نی پیچ · پیچخور · لولا · کشدار
flexure طره · خمیدگی
flick برگ دادن · ورق زدن · تلنگر · سینما
flicker به هدف خوردن · سو سو زدن · لپیدن · تابانیدن · پرپر زدن · سوسو
flickers داركوبان · داركوبهاي پرطلايي · دارکوبها
flickery بي ثبات
flickr فلیکر
flier بخشنامه · هوانورد · خلبان
flies زمان زود می گذرد · مگس برانی · مگس ناك · آگرومیزیده · اسبمگسان · استوموکسیس کالسیترانس
flight ازمیدان در کردن · اسكادران · تیزپروازی · خط پرواز · طیران · فرار اختیار کردن
flightiness خفت مزاج · سبڭ مزاجی · تلون مزاج
flighty سبك خرد · طائش · طایش · سبك مزاج
flimflammery چرت و پرت
flimsy پوست پیاز · سست
flinch بی اثر بودن · رمیدن · فنری بودن · مضایقه · چروک شدن · طفره زدن
flinders فلیندرز آیلند · تراشه
flindersia فلیندرزیا · فلیندرزیا برایلیانا
flindersiaceae فلیندرزیاسه
fling جفتك انداختن · جفتك زدن · جفتك · لگد زدن · تقدیم · پرت کردن
flint ازآب رنك گرفتن · ذرت دانهای · سنك چقماق · سوداگر پنیر در شیشه میخورد · مگس در هوارک زدن · چخماق
flintgun تفنك چقماقی
flintlock تفنك چقماقی
flinty چقماقی
flip زیاد بالا بردن · پشتک · برگ دادن · ورق زدن · معلق · پرتاب
flippant اطواری
flirt لاس · لاس زدن · لاس زن · لاسی · لاسیدن · کرم کش
flirtation لاسزدن · لاس · ناز · طنازی · غمزه · کرشمه
flirtatious لاسی
flirtatiously چشم چرانی کردن
flirting کرم کشی · لاسزدن · ملامسه · لاس · طنازی · غمزه
flirts لاس زن · لاسی
flit سبك رفتن · حرکت تند · نقل مکان کردن
flitter به هدف خوردن · پر زدن · پرپر زدن · لرزیدن
flitting در گذر بودن · گذران
fllowers اتباع
float جسم شناور · شناورساختن · قایق نجات · عمازك · رواج یافتن · پرواز کردن
floatation راه اندازی · شناورسازی
floater اوباش
floating دنده های آزاد · دندۀ آزاد · شناور شدن · شناورسازی الوار · نوار ابزار شناور · یخ شناور
floaty شناور
floccosus آلوروتریکسوس فلوکوسوس · هیبیسکوس فلوکوسوس
flocculation آزمونهاي تجمع ذرات · آزمونهاي رسوب · آزمونهاي پرسيپيتين · کرکینگی
flock اندازه رمه · اندازه گله · بزگله · سیله · صوفه · گلۀ گوسفند
flocks اغنام · رعی · چوپانی کردن · رمهها · گلههاي گاو شيري · گلههاي گاو گوشتي
floe تخته یخ شناور · يخكوه
flog تازیانه زدن · شلاق زدن · صابون زدن · با چوب زدن · شلاق خوردن
flogged تازیانه خوردن · شلاق خوردن
flood آبراهه · آبیاری غرقابی · با سیل پوشاندن · دشت سیلابی · سبل اشك · سيلاب
flooded برنج سیلابی · زمین سیلابی · سیلاب گیر · غامر
flooder ویروس سیل نامه
floodgate آبگیره · دریچه سد · سد دریجه ای
flooding آبروبی · سیلاب · سیلها · طغیان آب · نزف الدم رحم
floodlight نورافکن
floodplain دشت سیلابی
floodplains دشتهای سیلابی · سیلابدشتها
floods ارتفاع اوجآب · آبروبی · بلنداب · سیلها · طغیان آب · سیلاب
floodtide بالا آمد ن دریا
floor دامپروری کفنردهای · رويش كف جنگل · زيراشكوب · زيرگياه · سطح زمین · صحنه رقص
flooring آجرفرش · تخته بندی · كف · کفها
floors نخته بند · کفها · کفهای نردهای
floorshow میکده · کاباره
floozie کلاهبردار
floozy کلاهبردار
flop فش فش
flophouse مهمانسرا
floppy دیسکت · فلاپی · فلاپی دیسک · لوح فشرده نرم · مسخره وار · گرداننده لوح فشرده نرم
flora الهه گل · ريززيواگان · ريزفلور · فلور باكتريايي · فلور خاک · فلور میکروبی
floral القا گل · گلانگيزي · گلدهی القایی · شكوفهدهي · گلآغازي · گلشکفتگی
floralis اريوايشيا فلوراليس · دلیا فلورالیس · فوربيا فلوراليس · هيلهميا فلوراليس
florea آپیس فلورئا
florence فلورانس · فلورانس نایتینگل
florentin فلورنتین اسمارانداچ
flores فلورس · نوزا تنگارا
floret گل کوچك · گل کوچک · گلك
florets گلچهها · گلها
floriated گلدار
florican زنگبال
floriculture پرورش گل · گلپروری · گلکاری
florid تازه رو ـ تازه روی · طلایی رنگ · خونی · قرمز رنگ
florida دانشگاه ایالتی فلوریدا · دانشگاه بینالمللی فلوریدا · دانشگاه فلوریدا · دانشگاه مرکز فلوریدا · فلوریدا · موسسه فناوری فلوریدا
floridana چوب سبک
floridensis سروپلاستس فلوریدانسیس
florin سکه طلا · فلورین آروبا
florist گلباز · گلساز · گلفروش · گلکار · گل فروش
floristic تركيب گياكانشناختي · ترکیب گیاهشناختی
floss ابریشم خام · پشمک · کج
flotation شناورسازی · راه اندازی
flother برف دانه
flotilla ناوگان کوچک
flounce دست و پازدن · تقلا کردن
flounder بال بال زدن · حلواماهي خاكستري · سفرهماهي دمزرد · ماهیان لیماند · سفرهماهی چشمچپ · سفرهماهیان
flounders سفرهماهیان · قلابماهيان · كفشكماهي دورگه · كفشكماهي كاليفرنيا
flour آرد · آرد برنج · آرد ذرت · آرد سویا · آرد يولاف · آرد چاودار
flourish آباد شدن · رونق یافتن · سر سبزی · پیشرفت کردن · کامیاب شدن · شکفتن
flourishing سر سبز · سرت سبز باذ · آبادانی · ریان · شكوفان · عامر
flours آردها · آردهای غلات · آردهای غیر غلات
flout دست انداختن · طعنه زدن · طنز گفتن
flow اساله · بند آوردن · جاری ساختن · جاری کردن · جريان · جریان آب زیرزمینی
flowage مد
flower بارگنجهاي گياهي · بنت قنسول · بهارستان · تولید گل بریدنی · حشرات زیانبار گل · خندۀ غنچه
flowered جامه وار · حریر گلدار · گلدار
floweret گلك · گل کوچك · گل کوچک
flowergarden گلشن
flowering ازهار · بوتههاي زينتي · درختان تزييني · درختان زينتي · درختچههاي تزييني · درختچههاي زينتي
flowerpot تغارك · گلدان
flowers زواهر · گل افشان کردن · گل فروش · گل چیدن · گل چینی · گلبازی
flowerwork گل کاری
flowing انسجام · جاری · ساعت شنی با شن روان · ساکب · یاقوت روان · تفجر
flows دن آرام
floyd پینک فلوید
flu آنفلوآنزای مرغی · آنفولانزا · انفلوانزا · سرما خوردگی · گریپ · آنفلوآنزا
flub اشتباه احمقانه · اشتباه لپی · شخص بالغ
fluchloralin فلوکلرالین
fluctuate بالا و پائین رفتن · تموج کردن · نوسان داشتن · نوسان کردن
fluctuating تموجی
fluctuation تغییر
fluctuations نوسانات اقتصادي · چرخههای تجاری
flue لوله بخار · لوله دودکش · انفلوانزا · دودکش · کرك · دود
fluency روانی · سلاست · طلاقت · سخنوری · سلیسی · علم بیان
fluent روان بودن · سلیس · شکربار · تندزبان · حلیف اللسان · روان
fluently بصور مسلسل
flufenoxuron فلوفنوکسورون
fluff خبط کردن · پف · کرك · کرک
fluid استخراج ابربحرانی سیال · تعادل مايع · جریان سیال · حركتشناسي سيالات · سائل · مايع اشكي
fluidity روانی بیان · سلاست بيان · سلاست بیان · سیالیت
fluidized بستر مايع · فراوری بستر مایع · فرايند بستر مايع · سوختگاهها · سوختگاههاي بستر سيال · سوختگاههاي گردبادي
fluidness روانی بیان · سلاست بیان · سیالیت
fluids سیالات · مايع برونسلولي · مايع درونسلولي · مایعات بدن · حركتشناسي سيالات · مکانیک سیالات
fluke فاسیولا · كرم كبد معمولي · لوله بخار · پیکان · خار · دودکش
flukes بادکشداران · ترماتودها · پيكانسرها · سفرهماهیان · قلابماهيان · كفشكماهي دورگه
flukey سعید
flume دره تنگ · قنات
flummox گيج كردن · لال کردن · متحیر شدن · بهت زده کردن · بیهوش کردن
flunixin فلونیکسین
flunk بمباران کردن · قصور
flunkey الت دست · دلقک · پادو · دست نشانده
flunky الت دست · دلقک · پادو · دست نشانده
fluometuron فلومتورون
fluor جویبار
fluoresce شفاف شدن
fluorescence فلوئورسانس · فلورسنس · روش شیمینورتابی · شناسايي شيمينورتابي · شناسايي فروزندگي · طيفنمایی گسیل فلوئورسانس
fluorescens پسودوموناس فلوئورسانس
fluorescent فلوئورايمنيسنجی · فن پادتن فلوئورسانت · فن پادتن فلوئورسانت غير مستقيم · ایمونوفلوئورسانس
fluorides فلوئوریدها
fluorimetry فلوئوررسانیسنجی
fluorinated كلروفلوئوروكربنها · هالوكربنها · هيدروكربنهاي فلوئوردار · هيدروكربنهاي كلردار · هيدروكربنهاي هالوژنه · هیدروکربنهای هالوژندار
fluorine فلوئور · فلور · فلورین
fluorite جویبار
fluoroimmunoassay فلوئورايمنيسنجی · فن پادتن فلوئورسانت · فن پادتن فلوئورسانت غير مستقيم · ایمونوفلوئورسانس
fluorophenylalanine فلوئورفنیلآلانین
fluorosis توكسيكوز · زهرخوني · زهرزدگي · فاويسم · فلوئورزدگي · لوپينوز
fluorouracil فلوئورواوراسیل
fluorspar جویبار
fluoxetine فلوکستین
flurecol فلوركول · هيدروكسيفلوئورين كربوكسيليك اسيد · فلورنول
flurenol فلورنول · فلوركول · هيدروكسيفلوئورين كربوكسيليك اسيد
fluridone فلوریدون
fluroxypyr فلوروکسیپیر
flurry سراسیمگی · طوفان ناگهانی · مشوش کردن · شلوغی
flush تروتازه · ریعان جوانی · چہره بر افروختن · شرمنده شدن · بمباران کردن · ریعان شباب
flushed گیج و منگ
flushing تغذیه گشنافزایی · شكفتن جوانه · جوانهزنی
flusilazole فلوسیلازول
fluster دست پاچگی
flute بریدگی در طول · زماره · فلوت · فلوت زدن · قره ن · نی زدن
flutes مزامیر
fluting بریدگی در طول · فلوت · شیار
flutriafol فلوتریافول
flutter پرپر زدن · به هدف خوردن · تپیدن · نقل مکان کردن · لرزیدن
fluttering رقص برگ در باد · پرپر · تمجمج · رفرف
fluttersome چابك
fluvalinate فلووانیلات
fluvial نہری
fluviatilis پرکا فلوویاتیلیس
fluvisols فلوویسولها
flux اسهال خونی · جریان مغناطیسی · خون حیض · شار مغناطیسی · شار نوری · جزرومد
fly باد بادك هوا کردن · باد خور یرق · بر دمیدن · بلند پروازی کردن · تنفیر · حاشیه ای
flyblown بیدخورده
flybridge پل شناور
flyer خلبان · بخشنامه · هوانورد
flyfishing ماهیگیری با طعمه · ماهیگیری با قلاب · ماهیگیری با نی
flying باز بلند پروازی · بالماهيان · تند پرواز · توفیق کامل · خانه خنجرهای پران · خلبان تکخال
flyingsquirrel موش خرمای پردار
flyout لنگر حاشیه ای
flyover پل هوایی
flyspeck کوچک
flyting انتقاد تند
flyweight مگس وزن
flywheel چرخ طیار · چرخ لنگر
fmd آفتوویروس · ويروس بيماري پا و دهان
foal خرکره · کرۀ الاغ · کرۀ خر · اسب کوچک · کره
foaling فاصله دو برهزايي · فاصله دو كرهزايي · فاصله دو گوسالهزايي · فاصله دو زایمان · برهزايي · بزغالهزايي
foals کرهاسبها · كرههاي اسب · يكساله
foam جوش وخروش · جوشيدن · خشکاندن کف لایهای · کف · کف کردن · گاز داشتن
foaming کفکردن
foams کفها
foamy کفدار · کفی
fob بند ساعت · جیب ساعتی · زنجیر ساعت · حیله زدن
focal فاصله کانونی · فاصلۀ کانونی · موضعی · کانونی · مرکزی
focalise متمرکز کردن
focalization تمر کز در کانون
focalize در کانون تمر کز دادن · متمرکز کردن
focus تمرکز ورودی · کانون مجازی یا خیالی · فوکوس · با دقتدیدن · میزان کردن · متمرکز کردن
focusing کانونیدگی ایزوالکتریک
fodder علف دادن · علوفه دادن · چغندر علوفهاي · چغندرهاي علوفهای · سورسات · علوفه
fodders دامخوراكهای خشك · علوفههای رطوبتگیریشده
foe دشمن · عدو · منافی · دشمن جانی · ضد · خصم
foeman عدو · منافی · دشمن
foeniculum جنس رازیانه · فنيكولوم افيسينال · فنیکولوم · فنیکولوم ولگار
foenum تریگونلا فنوم گرکوم · شنبليله
foetal غشاهای جنینی · مرگ جنینی · پردههای جنینی · ايمني آغوزی · ايمني جفتي · ايمني جفتگذر
foetida ایزنیا فتیدا · تيلهتيا لويس · تیلهتیا فتیدا · فرولا آسا فتیدا
foetidissima کوکوربیتا فتیدیزیما
foetor بخار دهان
foetus تريكوموناس فتوس · تریتریکوموناس فتوس · جنین · آمنيون · كيسه زرده
fog تمن · تنکمهها · خانهای از شن و مه · مه · نژم · باران اسيدي
fogey سنگواره · فسیل
fogginess مه گرفتگی
foggy مه دار · مه گرفته · مهآلود · هوامه گرفته است · گرفته
fogy کہنه پرست · سنگواره · فسیل
fogyish قدیمی مسلك · باتلاقی · خزه گرفته · کہنه پرست
foible تیغه شمشیر · خصوصیات اخلاقی · طبیعت ویژه · نقطه ضعف · ضعف
foided چین دار
foie جگر چرب
foil جرید · فلوره · فویل · ورق قلع · ورقۀ قلع · شفافیت
foiled نااميد
foils لامینتها · لايهروكش · لايهروكش سلولوزي · ورقهها · مواد بستهبندی
foist جا زدن
folacin اسید فوليك · فولاسين · فولیک اسید
fold تا زدن · تا کردن · تاه · درنوردیدن · لابرلا · لابلا
foldable تاشو
foldaway تاشو
folded دو تاه · سه تا · سه تاء · ملفوف · نوردیده · چہار تا
folder دستیار صندوق پستی پوشه اداره شده · سیاست صندوق پستی پوشه اداره شده · شاخه پوشه · پوشه · پوشه اداره شده · پوشه باز
folderol غیر عملی · غیر لازم · سیرابی · شکمبه · زباله
folders عینك تا شو · پرونده های شبکه
folding تاشو · تجیر · صندلی تاشو · پول کاغذی · تلفیف · طی
foldless بی تا
folds نرولاس · چین چین
foliaceous برگی · ورقی · برگدار
foliage برگ درختان · برگینه · سرشاخههای بریدنی · شاخ و برگ زينتي · شاخ وبرك · شاخ وبرگ
foliar اختلالات گياهي · بيماريهاي برگ · بيماريهاي برگي · تغذيه برگي · کاربرد برگی · بیماریهای گیاهی
foliate برك مانند · برگدار · ورقه شدن · ورقه ورقه · برگی · ورقه وقه کردن
foliated برگی · برگدار
foliation ورق شماری · برگ درختان · شاخ وبرگ · برگ
folic اسید فولیک · فولیک اسید · آنتاگونيستهاي فوليك اسيد · آنتاگونيستهاي ويتامين · اسید فوليك · ضد ویتامینها
folio ورق · برگ · برگی شکل · صفحه · ورق شماری کردن · ورقه
folium طبقه نازک · برگ
folk داستان ملی · قوم وخویش · نقال · اقوام · قوم و خویشان · مردم
folklore رسوم اجدادی · فولکلور · خرافات
folks قوم وخویش
folktale داستان ملی
follicle فالوتروپين · هورمون محرك فوليكلي · هورمون محرک فولیکولی · برگه
follicles فوليكلهاي گراف · فولیکلهای تخمدانی
follicular كيستهاي فوليكولي · کیستهای تخمدانی
follotropin فالوتروپين · هورمون محرك فوليكلي · هورمون محرک فولیکولی
follow از عقب گسی رفتن · اقتدا کردن · این دلیل نمیشود · بدنبال افتادن · برآورده كردن · تبعیت کردن
followed متبع · متبوع · مقتدا
follower تبع · حنبلی · رادف · شیخی · متاسی · ممتثل
followers تا بعین · حنابله · تبعه · تعقیب
following استقراء · اقتداء · امتثال · به دنبال خورشید · تعاقب · تعقیب
follows از قرار ذیل · بشرح ذیل · ذیلا · راشد · عقیب
followup عقبه دادن · عقبه
folly بیشعوری · حماقت · خشکی دماغ · در ستایش دیوانگی · بیهودگی · خشك دماغی
folpel فالپل · فالپت
folpet فالپت · فالپل
folsom نمایشهای خیابان فالسوم
foment پریشان کردن
fomentation تکمید · ضماد گرم · تحريك
fomes فومس · فومس آنوسوس · فومس لوسيدوس · هتروبازیدیون آنوسوم · گانودرما لوسیدوم
fomite ناقل
fomitopsis فومیتوپسیس
fon فونی
fond خاطر خواه · خاطر کسیرا خواستن · میال · گوشه گزین · راغب · زن دوست
fonda هنری فوندا
fondant آب نبات
fondle بغل گرفتن · در آغوش کشیدن · دلنوازی کردن · نوازش کردن · بغل کردن · نواختن
fondler نازکش · نوازنده
fondling حضانت · نوازش
fondness زن دوستی · می پر ستی · خاطر خواهی · غرض · مائلیت · با محبت
fondue فندو · فوندو
fonio دیژیتاریا اکسیلیس · فونيو
fonofos فونوفوس
fonsecaea رينوكلاديلا · فونسهسئا
font اندازه نوع خط · حوضچه تعمید · سبک نوع خط · نوع خط · پیش نمایی حروف
fontanel تشنك · ملاج · نرمه
fontanelle ملاج
fontinalis سالولینوس فونتینالیس
food آلرژیهای غذایی · آنافيلاكسي غذايي · آهار · اداره مواد غذائی و داروئی ایالات متحده آمريکا · استانداردهاي غذايي · افراه
foodborne بیماریهای غذازاد
foods خوراكهاي منجمد · خوراكيهاي مختصر · غذامانندها · غذاها · غذاهاي آماده · غذاهاي آماده پخت
foodstuff ماده غذایی · بقالی · خواربار · خوراک
foodstuffs غذاها · فراوردههاي غذايي
fool ابله · احمق · ایگنك کردن · بلید · تحمیق · خنگ
foolad فولاد اهواز
foolery جنون
foolhardy بى پروا · بی اعتنا · بی ملاحظه
foolish ابلهانه · بابوك · ببو · بهلول · بیخرد · جاهل
foolishly آب در هاون سائیدن · از روی حماقت · بخیره · بیدانشی کرد ن · جاهلانه · حماقت کردن
foolishness بیخردی · بیعقلی · جہالت · جہل · حمق · خفت عقل
foosball فوتبال دستی
foot بیماری پا و دهان · بیماریهای پا · حنف · راجلا · سبکپا · سبکپای
footage سینما
football بازی فوتبال · توپ فوتبال · راگبی · فدراسیون فوتبال فرانسه · فوتبال · فوتبال آمریکایی
footballer فوتبالیست
footbath پاشویه کردن
footboard پایه تختخواب
footboy پادو
footbridge پل
footer تبصره · پا نویس · پا نویس صفحه · نت
footfall شرفاك · شلپوی · صدای یا
foothill تپه دامنه کوه
foothills تپهها · درههاي مرتفع · كوهها · كوهپايهها · نواحي كوهستاني · نواحي مرتفع
foothold جای ثابت
footing جاکردن · قدمگاه · متمکن · پہلو زدن · کونه کردن · تمکن
footle لم دادن
footless بی پا
footman رجاله · پیاده رو · پیك · جلودار · شاطر
footmark اثر پا
footnote تبصره · پاورقی · نت
footpath پیاده رو · جاده · معبر
footprint اثریا · ایز · جاپا · جای پا · رد پا · رسیم
footprints رد پا
footrest چهار پایه
footstalk ساقۀ برك · ساقۀ گل
footstall پایه ستون · پایه مجسمه · ازاره · ته ستون
footstep تلو · فرخنده پی · قدم · گام · سراغ
footsteps شرفاك · قدم کردن · نیك پی · خطوه
footstock کلندر
footstool زیرپایی · چهار پایه
footsure بی لغزش · ثابت قدم
footwear پا افزار · پاافزار · پاپوش · کفش · صندل
footwork استفاده از پا
fop کج کلاه
foppery خود سازی
foppishness شیک پوشی
for آب که از سر گذشت چه یك نیزه چه صدنیزه · آرزو کردن · آستری · آشوب طلب · آهنگ ساختن · آژانس یهود
forage آمادهکنندههای علوفه · دروگرهای علوفه · علوفه · عملآورندههای علوفه · درختان علوفهاي · درختچههاي علوفهاي
forageseller علاف
foraging خوراکجویی · علوفه
foramen ثقبۀ گوش · سوراخ
foray تاخت و تاز · حمله · یورش · غارت کردن
forbear دست نگہداشتن · تحلمل کردن · دندان بر جگر گذاردن · حوصله کردن
forbearance بردباری · شکیب · شکیبایی · صبوری · حلم · صبر
forbearing دیرغضب · صابر · صبوری کردن · باگذشت · حلیم
forbes جان فوربز نش
forbid العیاذ بالله · برگس ـ برگست · خدا نخواسته باشد · خدا نکند · غیر مجاز کردن · قدغن کردن
forbiddance قدغن · محدوديت
forbidden شهر ممنوعه · ممنوع · ممنوع شده · ممنوعات · ممنوعه · منع شده
forbidding تهدیدکننده · نهی کننده · گمراه کننده · بدشگون · مصیبت بار · بدیمن
forbids قانون اجازه نمیدهد
force آکادمی نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا · اشتلم · اشتلم آوردن · اشتلم کردن · بزور · بزور خندیدن
forced تغذیه اجباری · حرکت اجباری · خشکاندن با جریان مصنوعی هوای گرم · خندۀ زوز کی · پوستاندازی اجباری · پوستاندازی القايي
forcedly باجبار · بزور
forceful قوی
forceless کم زور
forcemeat لودگی
forceps انبر جراحی · انبرك · انبرک · دندان کن · پنس · ماشه
forces فوای بحری · قشون چریك · قوای بری · قوای متحده · نظام · نیروهای دفاعی اسرائیل
forcible تصرف عدوانی · عدوانی · قہری · قاهر · کتك کاری کردن
forcibly انتزاع · انتزاع کردن · عنوة · غصبا · بزور · جابرانه
forcing زامپونیا · پیشرسانی · پیشرسانی محصول · ضغط · اماره · قسر
forcipomyia فورسیپومیا
forcroydes آگاو فورکرویدس
ford از گدار عبور کردن · جان فورد · جرالد فورد · فرانسیس فورد کاپولا · فورد · ممر
fordable قابل عبور · پایاب
fordii الوریتس فوردیای
fording خوض
fordless بیگدار
fore جلوی · دماغه کشتی · عرشه کشتی · پیش · برخاستن
forearm ساعد · ذراع · بازو
forebode مقدمة حاکی ازچیزی بودن · پیش گویی کردن · قول دادن · پیشگویی
foreboding تحذي · دلهره · فکر قبلی · تحذیر · پیشگویی · اخطار
forebrain جلو مغز
forecast مال اندیشی · پیشبینی · کوتاه اندیش · پیش بینی · پیش بینی کردن · حاکی بودن
forecaster هواشناس · پیشگو
forecasting مال اندیش · پيشگويي · پیشبینی بازده · پیشبینی وضع هوا · پيشبينيهاي محصول زراعی · پیشبینی
forecasts پيشبينيهاي محصول زراعی · پیشبینی بازده
foreclose سلب کردن · قدغن کردن · مسدود کردن · منع کردن · جلوگيرى کردن
foreclosure تماشا
foredate پیش بودن
foredoom تقدير
forefather جد · سلف · نیا
forefathers اجداد
forefend برگرداندن
forefinger سبابه
forefoot پای جلو
forefront صف جلو · طلایه · جلو
foregather سوار کردن · انجمن کردن
forego جریمه دادن · پیش بودن
foregoer پیشرو · نیا
foregoing ماسبق · در فوق
foregone نتیجه منطقی · امر مسلم · گذشته ها · قدیمی
foreground اطمینان دادن به · تاكيد كردن
forehead جبہة · جبہه · جبین · قشقه · پيشانی · پیشانی
foreign آلودگي فيزيكي · اتباع خارجه · اجسام خارجی · ارز خارجی · اسعار · اسعار خارجه
foreigner اجنبی · خارجی · اجنبى · بيگانه · خارجى · غریبه
foreigners اجانب · اتباع خارجه · تبۀ خارجه
foreignness عجمیت · غریبی · بیگانگی
foreknow پيش بيني كردن
foreknowledge علم غیب
foreland دماغه · راس
foreleg ساق پا · ساق
forelimb باله جلو
forelock ذوابه · کاکل
foreman خمیر گیر · سرعمله · سرکارگر · مباشر عملجات · مباشر
foremanship مباشرت
foremilk آغوز · اغوز
foremost جلوی · قدامی · پیش جنك · اول
foremother جده
forename اسم اول · نام نخست · نام گذارى
forenoon سحرگاه · صبحدم · بامداد · پیشین
forensic طب فانونی · پزشکی قانونی
foreordained قبلا تعیین شده · مقدر شده
foreordination جبر وتفویض
forepart سر ودست · قسمت جلو · سنبك · قبل
foreplay عشقبازی
forerunner جارچی · خبردهنده · منادی · پیش آهنك · مبشر · پیشرو
foresee از پیش دانستن · رویایی بودن · پیش بینی کردن · پیشگویی
foreshadow حاکی بودن · دلالت داشتن · شگون داشتن · نشانه بودن · قبلا اعلام کردن
foreshadowing سایه افکنی · تصور قبلی
foreshore موج شکن
foreshorten بهم فشردن · مختصر کردن
foreshow پیشگویی
foresight عاقبت اندیشی · پیشیابی · ابصار · بی بصر · بی بصری · مال اندیشی
foresightedness پیش بینی
foresightfulness پیش بینی
foreskin ختنه گاه · غلفه · پوست ختنه گاه
forest آتشسوزیهای جنگل · آسیبشناسی جنگل · آفات جنگل · آفت جنگل · آماربرداریهای جنگلی · استپ جنگلی
forestage حقوق جنگلی · جلو صحنه · پیش صحنه
forestal جنگلی
forestall احتکار کردن · سبقت چستن · سبقت گرفتن · سلب کردن · قدغن کردن · از پیش دانستن
forestalling احتکار · رفع
forestation جنگلکاری · جنگلزایی · پایهگذاری جنگل
forester جنگل نشین · جنگلبان
foresters جنگلبانان
forestraller محتکر
forestry تجهیزات جنگلداری · توسعه جنگلداری · تولید جنگلی · جنگلبانی · جنگلداري ناحيهاي · جنگلداری
forests تودههاي جنگلي مختلط · تودههاي جنگلي مصنوعي · جنگل تايگا · جنگل دار · جنگل درختان خاردار · جنگلها
foreswear انکار کردن · ول کردن
foretaste آزمایش قبلی
foretell پیشگویی کردن · از غیب خبردادن · غیب گفتن · کف دست بو کردن · پیش گویی کردن · قول دادن
foreteller پیشگو
foretelling فال بینی
forethought اندیشه قبلی · دور اندیشی · پس اندیش · پیش اندیش · پیش اندیشی · قصد قبلی
foretoken اعلام قبلی
foretold وقایعنگاری یک قتل از پیش اعلام شده
foretop کاکل
forever برای همیشه · تا ابد · تا انقراض عالم · فوراور اسلیو · ابدالدهر · نا ابد
forewarning فکر قبلی · تحذیر
foreword پیش گفتار · سرآغاز · مقاله مقدماتی · مقدمه
forfeit از قول خود ایر گشتن · سر باختن · قول خودرا شکستن · پا بیخت خودزدن · بد قولی کردن · جریمه دادن
forfeited فقدان
forfeiture جریمه
forfend العیاذ بالله
forficula فورفیکولا · فورفیکولا اوریکولاریا
forficulidae فورفیکولیده
forgather سوار کردن · انجمن کردن
forge جعل · سندیرا جعل کردن · کوره آهنگری · کورۀ آهنگری · آهنگری · تابدان
forged جعلی · سند جعلی · ساختگی
forger جاعل · جعل ساز · سند ساز · قلب زن · قلب ساز
forgery جعل اسناد · سند جعلی · سند سازی · بدلی · ساخته کاری · جعلی
forget بگذریم · فراموش کردن · فرطاق نسیان نہادن · جنس سنگدانه · جنس فراموشم نکن · در گوش نگهداشتن
forgetful فرامو شکار · کم حافظه · کم ذهن · بی توجه
forgetfulness ذهول · فراموش کاری · فراموشی
forgethful ذاهل
forgettable فراموش شدنی
forgetting ذهل · فراموش
forging اختراق · جعل سند · جعل
forgive بخشیدن · آمرزیدن · عفو کردن · معفو داشتن · گذشت کردن
forgiven آمرزیده · آمرزیدگی
forgiveness استغفار کردن · مستغفر · مغفرت · آمرزش · عفو · غفران
forgiver غفار · گناه بخش · آمرزگار · عفو
forgiving خطابخش · خطاپوش · غفور · صفح · غفار · پوزش پذیر
forgo جریمه دادن · پیش بودن
forgot فراموشم شد · یادم نبود
forgotten از یاد رفتن · زائل شدن · فراموش شدن · فراموش
forint فورینت مجارستان
forints فورینت مجارستان
fork بشقاب و کارد و چنگال · چنگال · کارد و چنگال · تحویل دادن · شاخه بستن · بالابرها
forked سه دندانه · پنجه دار · چنگالی · منشعب · منشق
forkedness انشعاب · انشقاق
forklift آسانسور
forks کارد و چنکال · کارو و چنگال · کارد و چنگال
forlorn بیکس · مخذول · درمانده
forlornness بیکسی · غریبی
form اسباب چینی کردن · انتساب · بهسازي عادت · تصغیر کردن · تنوره زدن · جرکه زدن
formal رسمیت پیدا کردن · زبان صوری · سیستم صوری · صوری · علت صوری · منطق ریاضی
formaldehyde فرمالدئید · فرمالدهید · فرمالين
formalin فرمالدئید · فرمالين
formalise رسمی کردن
formalities تشریفات · مناسك · آداب
formality رسمیت · رسمی کردن · تشریفات · تکلف
formalize رسمی کردن
formally رسما · رسمانه
forman میلوش فورمن
format اندازه شکل · جیف · شکل نمایش شماره بین المللی · شکل نمایش شماره درون کشوری · شکلبندی پرونده · قالب بندی
formation استخوانسازي · اووژنز · تحمل ايمني · تشكيل تخم · تشكيل خون · تشكيل ليپيد
formations انواع پوشش گياهي · تشكيلات گياهي · تشکیلات جوی · پوشش گیاهی زمین
formative سازنده
formatting اشیای فرمتدهی اکساسال · قالب بندی شرطی · قالب بندی پاراگراف · اندازه شکل · نسبت
formed خماسی · سرشته · قیاسی · متشکل · نقش بستن · حلقه حلقه
former اسبق · جمهوری یوگسلاو مقدونیه سابق · زمان پیش از این · سابق · سابقی · قبلی
formerly پیش از این · درسابق · سابق براین · سابقا · پیشتر · زابل
formic اسید فرميك · اسید فرمیک · فرمیک اسید · فرومیک اسید
formica فورمیکا · فورمیکا روفا · فورمیکا پلیکتنا
formicarius سیلاس فورمیکاریوس
formicary لانۀ مورچه · لانه مورچه
formication حس نملی
formicidae مورچهها · مورچگان · كارگرها
formidability ممتازی
formidable تہمتن · دژ آباد · سہمگین · مہیب · ژیان · سخت
formidableness نژندی
forming خیابان بندی · تشکیل · جوقه بندی · ساختار · مکون
formless بی ریخت · بی شکل
formononetin آپيژنین · ايزوفلاونها · بيوفلاونوييدها · سيليمارين · فرمونونتين · فلاونها
formosa انکارزیا فورموزا · فرموزا · تایوان · سسبانيا فورموزا · سسبانیا گراندیفلورا
formosana اوکرستا فورموزانا
formosanus کوپتوترمس فورموزانوس
formose قند ميوه · قندهاي فورموز · لوولوز · فروکتوز
formosus فورموزوس
forms اشكال نونهال در گياهان · اوراق رسمی · نونهالی گیاهان · اشکال · رسوم · صور
formula دستورالعمل · صلوات فرستادن · فرمول · فرمول اولر · فرمول یک · قاعدۀ مختصر
formularise مدون کردن
formularize مدون کردن
formulary کتاب دعا
formulas غذاهاي شیرخوار · غذاهاي پس از شيرگيري · غذاهای کودک
formulate تنظیم کردن · طرح ریزی کردن · اختراع کردن · چاپ زدن
formulation ادراک
formulations فرمولبنديهاي آفتكش · فرمولبنديهاي كود شيميايي · فرمولبندیها
fornax کوره
fornicate جنده بازی کردن · زنا کردن
fornication فحشاء · جندخ بازی · فسق · زنا · زناکاری · زناء
fornicator زنپاره · جنده باز · زانی · زناکار · مرد زناکار · زناء
fornicatress زانیه
fornicatrix زانیه · روسپی · جنده
forough فروغ فرخزاد
foroughi محمدعلی فروغی
forouhar جهانگیر فروهر · داریوش فروهر · لیلا فروهر
forouzanfar بدیعالزمان فروزانفر
forrader بسوی جلو · به جلو · به پیش
forrest فارست گامپ
forsake برشگستن · ترك کردن · ول کردن
forsaker تارك
forsaking دامن فشان · خذل · ترک خدمت · ترك
forsooth الحق · والله
forsworn عہد شکن
forsythia جنس یاس زرد · فورسیتیا · یاس زرد
fort استحکامات نظامی · بوستان آبی فورت وورث · فورت وورث · فورت وین · قلعه بابک · قلعه بند
forte پر صدا · پرجلوه · کالای ویژه · دست قوی · حرفه
fortepiano پیانو
forth اطناب كردن · الخ · تردد · تولد کردن · توله زابیدن · توله گذاشتن
forthcoming درشرف · روى دهنده · زودآينده · قريب الوقوع
forthcomingness قرابت
forthright بی محابا · رک · رک گو · صاف وساده · نیرومند · بی پرده
forthrightly بی محابا · رک
forthrightness خلوص
fortieth چهلم · چهلمین · چہلم · چہلمی · چہلمین
fortification استحكام · بارو · تحکیم · تقويتسازي مواد غذايي · تکمیلسازی مواد غذایی · حصن
fortifications شہر پناه · مستحکمات · شہربند
fortified شراب پرت · شرابهای تقویتشده · شريها · مستحکم · مشروبات تقويتشده · حصانت
fortify تحکیم نمودن · متحصن شدن · مستحکم کردن · قوت دادن · نیرومندکردن · کمربند بستن
fortifying تحصین · تحکیم · تقويت كننده · مقوی
fortis نیتریک اسید
fortissimo خیلی بلند · شلاقی
fortitude بردباری · تیو · شهامت اخلاقی · صابری · بیطاقت · بیطاقتی
fortiude بی تابی
fortnight دوهفته · چهارده روز
fortress حصن حصین · قلعه کوب · قلعۀ نظامی · استحکامات نظامی · دسکره · دژ
fortresses قلعه خراب کن · قلعه شکن
fortu طالعمند
fortuity تصادف اتومبیل · قضا وقدر · واقعه ناگوار · سانحه · پیشامد · اتفاقی
fortunate بانوا · بخت بیدار · بخت سبز · بلنداختر · بهره مند · بیدار بخت
fortunately بالخیر · خوشبختانه
fortune اقبال · اقبالمندی · بخت · خوش اقبالی · خوش بختی · دهر مخالف
fortunella سيتروس مارگاريتا · سيتروس ژاپونيكا · فورتونلا · فورتونلا مارگاریتا · فورتونلا ژاپونیکا
fortunes فال گرفتن · فالگیری کردن
fortuneteller طالع بین
forty چلساله · چلغوزه · چهل · چہل · اربعین · یک چهلم
forum تالار اینترنت · تالار گفتگو · دیوانخانه · فروم · فوروم لیبرال · مجمع جهانی اقتصاد
forward بسوی جلو · بلوک پیشرو سراسری هند · به جلو · به پیش · جلو برسریع · سلف خری
forwarding ارسال · تهیه وسایل
forwardness جانفشانی
forwards بسوی جلو · به جلو · به پیش
fosamine فوزامین
fossa حفرة الکلب · حفرۀ شوکی · حفره بینی · بغل · زیر بغل
fosse چال
fossil سنگواره · فسیل · مستحاث · اتش · مواد نفتی · نفت خام
fossilization استحاثه · استحاله مستحائه
fossilize تبدیل بمستحاث کردن
fossilized متحجر
fossilology شناسایی مستحاثات
fossils سنگوارهها · مستحاثات حیوانی · مستحاثات گیاهی · مسنحاثات حیوانی · دیرینشناسی
fossor کلیوینا فوسور
foster بچه سرراهی · جان فاستر دالس · جودی فاستر · رضاعی · نورمن فاستر · پرورش دادن
fosterage رضاعیت · پرورش
fostered پرورش یافتن · پرورده
fosterer پرورنده
fostering ترشیح · حق حضانت · خرد برور · دنی پرور · عدل پرور · معارف خواه
fosterling بچه سرراهی
fothergilla فوترژیلا
fouad فواد عجمی
foucault میشل فوکو
foudroyant سکتۀ کامل
foul فول · لارو چرکدار · کار نادرست · سرایت دادن · کج باختن · کجبازی
foulbrood لارو چركدار آمريكايي · لارو چركدار اروپايي · لارو چرکدار
fouling شوخگنشدگی
foulmouthed بدزبان · بی چاك دهن
foulness پلیدی · تقبیح
foumani کیومرث صابری فومنی
founation بنا نهادن
found بنیاد افکندن · سرراهی · شستش خبر · اطرافی · بنیاد کردن · جسته
foundation آسال · بنوره · بنیاد سوروس · بنیاد نرمافزارهای آزاد · بنیاد نہادن · بنیاد ویکیمدیا
foundations خیرات کردن · وزارت اوقاف · اوقاف · خیرات · شانهاي عسل آغازگر · شانههاي عسل
foundaton بی ماخذ
founded ریخته · مبتنی · مبنی · متکی
founder آهن ذوب کن · آهن ریز · برپا کننده · بنیانگذار · ته رفتن · بانی
founding بنيانگذاران آمریکا · بچه سر راهی · موسس · تازه کار
foundling لقیط · سرراهی
foundry آهن ریزی · ریخته گری · کارخانه ذوب آهن · کارخانه ریخته گری · کارخانه چدن ریزی · کارخانۀ ذوب فلزات
fount فواره
fountain آبنما · خانی · سقاخانه · عین الحیات · فواره · چشمۀ حیوان
fountainhead اصل وسرچشمه · سرچشمه · منبع خبر · سر چشمه
fountains فوارههای وین
fouquieriaceae فوکوییریاسه
four اخلاط چہارگانه · اربع · اعمال اربعه · اناجیل اربعه · برنامه اصل چهار · تربیع کردن
fourbery فريب
fourcornered جہار گوشه · چہار گوش · چہار گوشه
fourcroydes آگاو فورکرویدس
fourfold چہار برابر · چہار ضربه · چہاربرابر · چہارضربه · چهاربرابر
fourier ژوزف فوریه
fours دوچار · دوچہار · رباع · چہار دست و پا · چہاردست و پا · ميمون
fourscore هشتاد · هشتاد سال
foursome چہار جزئی · چہارتایی · چهار · گروه چهارتایی
foursquare چهارگوش · مربع · لوزی
fourteen چهارده · چہار ده · چہارده ساله · چہارده معصوم · چہارده گانه
fourteenth چهاردهم · چهاردهمین · چہار دهمن · چہاردهم · چہاردهمن · چہاردهمی
fourth بام مسیح · بعد زمان · بعد چهارم · ث · جمهوری چهارم فرانسه · ربع
fourthly رابعا · چهارم
fourwing آتریپلکس کانسانس · سلمکی سفید · علفشور چهارپايان
fovea حفره · گودال
foveolatus پدیوبیوس فووئولاتوس
fowl آفت مرغي · مرغ خانگي شاخدار · مرغ رشتی · مرغ شاخدار · مرغ فرعون · نه رومی روم نه زنگی زنگ
fowler شکارچی پرندگان · صیاد طبور · صیاد · مرغ باز
fowling صیادی
fowls مرغ و خروس · کابك · دجاج · کرتانه
fowlseller طیوری
fox روباه · روباه قطبی · روباه پرنده کوهستان برفی · روباه پیر · سوراخ روباه · سڭ روباه
foxes روباهها · آلوپكس · روباه شمالگان · وولپس · خفاشان · خفاشها
foxglove انگشتانه سرخ · دیژیتالیس پورپورئا
foxhole سوراخ روباه
foxiness حیله گری · روباه صفتی
foxpro ویژوال فاکسپرو
foxtail آلوپکوروس پراتنسیس · دمروباهي چمني · دمروباهی چمنزاری · ارزن آلماني · ارزن ايتاليايي · ارزن بوئري
foxx جیمی فوکس
foxy روباه صفت · شیطنت آمیز · موذی · نیرنگ آمیز · پر تزویر · پر حیله
foyer اطاق انتظار · سالن انتظار · کفش کن · دالان سرپوشیده · هشتی · دهلیز
foé مارک ویوین فو
fpc کنستانتره پروتئین ماهی
fr ج · مادام
frabjous جنبش برانگيز · شگفت انگيز
fracas مجادله · غوغا
fraction اند · بالابود · بخش قسمت · برخه · تحویل کسر · ترک خوردگی
fractional پول خرد · خرده · کسری
fractionation تقطير جزء به جزء ايزوتوپي · تقطیر جزء به جزء · استخراج ابربحراني کربن دیاکسید · استخراج ابربحرانی سیال
fractions کسور ریال
fractious ننر · متمرد
fractory صعب العلاج
fracture تثبیت شکستگی · شکستگی · شکافتگی · شکست · انکسار · جبر
fractured شکسته
fractures شکستگیها
fragaria توتفرنگی کوهی · جنس توتفرنگی · جنس چیارک · فراگاریا · فراگاریا آناناسا · فراگاریا موسکاتا
fragariae آفلانكوييدس فراگاريه · آفلانکوییدس فراگاریائه · ريزوكتونيا فراگاريه · ریزوکتونیا فراگاریائه · فيتوفتورا فراگاريه · فیتوفتورا فراگاریائه
fragi پسودوموناس فراژی
fragiferum تريفوليوم نگلكتوم · تریفولیوم فراژیفروم · شبدر توتفرنگي
fragile شکننده · نازک · شکنده · پیزری · ترد
fragilis سالیکس فراژیلیس · کلویورومیسس فراژیلیس
fragility ظریفی · تردی
fragment تیکه · کوزه شکسته · قطعه · تکه · پاره · خرده
fragmental پاره پاره · ناقص
fragmentary پاره پاره · ناقص
fragmentation ساختار زراعي · ساختار کشاورزی · قطعهبندي زمين · نظامهاي زراعي
fragments مقطعات
fragrance خاطرات گذشته · رایحه · بوی خوش عطر · دسته گل · عطر · بو
fragrancy خاطرات گذشته · دسته گل
fragrans میریستیکا فراگرانس · وانيلا فراكرانس · گل یخ · وانیلا پلانیفولیا · ويگنا اسكولنتا · ويگنا فراگرانس
fragrant عاطر · عنبر آلود · عنبر بار · عنبر بوی · عنبر سار · غالیه بار
frail فانی · فنا پذیر · بی مایه · کم زور · زودگذر · ناتمام
frailness ضعف و ناتوانی · ضعف اخلاق · نحیفی · سستی
frailty سستی · سستی جہان · ضعف اخلاق · نحیفی · فسق و فجور · نفص
fraise ولوله · چاپلوسی
fraktur لاتینی فراکتور
frame بابنیه · قاب · قاب شی غیر محدود · قاب شیء مورد نظر · قاب عکس · قاب فضایی
framer قاب ساز
frames تجهيزات پرورش کرم ابریشم · حلقه فیلم · مزارع كرم ابريشم · چارچوبهاي گياهی · چارچوبهای باغی · تجهیزات پرورش نوغان
framework آردیاف · آرماتور · نظام سیاست فرستنده · چهارچوب کاری · چهارچوبه · قماش
franc حق انتخاب · حق مخصوص · فرانك · فرانک · فرانک اقیانوسیه · فرانک بلژیک
franca ايتاليايى · ایتالیایی · زبان بین المللی · زبان میانجی
france آناتول فرانس · ایر فرانس · ایلدوفرانس · تاریخ فرانسه · تور دو فرانس · جمهوري فرانسه
francesco فرانچسکو توتی · فرانچسکو ردی
franch کاپوت
franche فرانش کونت
franchise حق رای دادن · فرانشیز · ازادسازی
francia فرانک باختری · فرانک خاوری
francis فرانسوای دوم · فرانسیس · فرانسیس بیکن · فرانسیس فورد کاپولا · فرانسیس فوکویاما · فرانسیس کریک
francisco دانشگاه ایالتی سان فرانسیسکو · دانشگاه سان فرانسیسکو · سان فرانسیسکو · سانفرانسیسکو · فرانسیسکو فرانکو
francisella فرانسیسلا · فرانسیسلا تولارنسیس · پاستورلا تولارنسيس
francium فرانسیم
franco فرانسیسکو فرانکو
francolin دراج · دراجه
francolins دراج
francophile فرانکوفیل
francophone آفریقای فرانسویزبان
francs فرانک اقیانوسیه · فرانک بلژیک · فرانک بوروندی · فرانک جیبوتی · فرانک رواندا · فرانک سوئیس
franger لاستیک · کاپوت
frangibility ظریفی
frangible شکننده
frangibleness ظریفی
frangipani نوعی کلوچه · پلومریا
frangipanni نوعی کلوچه
frank اجازه عبور دادن · برهنه گو · بی لفاف · بی کتمان · رك گو · صادق
frankenstadion استادیوم فرانکن
frankenstein فرانکشتاین
frankfurt اینتراخت فرانکفورت · فرانکفورت · فرودگاه بینالمللی فرانکفورت · مکتب فرانکفورت
frankfurter فرانکفورتر · ساندویچ سوسیس · سوسیس
frankia فرانکیا
frankincense بهروز · کندر · پس
frankl ویکتور فرانکل
franklin بنیامین فرانکلین · فرانکلین دلانو روزولت
frankliniella فرانکلینیلا · فرانکلینیلا اکسیدنتالیس · فرانکلینیلا فوسکا
frankly صادقانه · والله · برهنه گو · پوست کنده · رك گو · بی پرده
frankness رك گویی · صادقی · آزادگی
franks فرانکها
franny فرانی و زویی
frantic بی عقل · عصبانی · دیوانه شدن
frantically دیوانه وار
franz آرشیدوک فرانتس فردیناند · فرانتز شوبرت · فرانتز مهرینگ · فرانتس لیست · فرانتس مونتفرینگ · فرانتس کافکا
française فرهنگستان فرانسه
françois فرانسوا آراگو · فرانسوا بوشه · فرانسوا تروفو
frap سفت بستن · ضرب زدن
fraser جزیره فریزر · دانشگاه سایمون فریزر · آبیس فراسری · نراد فرايزر
fraseri آبیس فراسری · نراد فرايزر
frat اخوت · انجمن اخوت · برادری
fraterculus آناسترفا فراترکولوس
fraternal دوستانه · علاقۀ برادری · ائتلافی · اتحادی · اخوان صفا · برادرانه
fraternisation اخوت
fraternity اخوت · انجمن اخوت · برادری · محفل
fraternization برادر خواندگی · اخوت
fratricide برادر کش · برادر کشی · برادرکشی
frau زن
fraud آپارتی · غبن فاحش · غدر · کلاه کاغذی · کلاهبرداری · اوند
frauder دلال دارو · قاچاقچی
frauds تلبیس کردن
fraudster دلال دارو
fraudulence دغا بازی · تزویر · دغلی · حیله · دورنگی · فريب
fraudulency فريب
fraudulent شیادانه · فریبآمیز · دغا باز · فریب آمیز · کجباز · متقلبانه
fraudulently متقلبانه
fraudulous دغا باز · دغا
fraudulously قالبی
fraught آکنده · حامله
fraxinella بقلة الغزال
fraxinoides اوکالیپتوس فراگزینوییدس
fraxinus جنس زبانگنجشک · جنس ون · فراگزينوس پوبسانس · فراگزینوس · فراگزینوس اکسلزیور · فراگزینوس پنسیلوانیکا
frazer جیمز فریزر
freak بازی طبیعت · سیرک عجایب · هیولایی · وسواس · چرخ دنده ساعت · بوالهوسی
freakish برفکی · بیگانه وار · فلسی · پوسته پوسته
freaks غرائب · غرایب
freaky بوالهوس · غریب · دمدمی · دمدمی مزاج · برفکی · بیگانه وار
freck لکه
freckle لک صورت · کلف · کنجدك · کک مک · کک و مک · گندمه
freckled ککمکی
freckles ککمك
freckly ککمکی
fred رصدخانه فرد لارنس ویپل · فرد تامپسون
freddie فردی مرکوری
frederick فردریش · فردریک · فردریک تیلور · فریدریش دوم
fredric فردریک مارچ
free آزاد · آزاد ساختن · آزادسازي بازار · آزاده · آزادکامی · آسوده
freeborni آنوفلز فریبورنی
freed منطلق · وارستن · عتیقه · مرخص · پر داخته · مطلق
freedom آزادی · آزادی بیان · آزادی مطبوعات · ائتلاف آزادی خلق متحد · بیغمی · حریت
freehand بی پرگار · فریهند
freehanded خوش قیافه
freehold مالکیت مطلق · ملک مطلق · ملک موروثی · ملك مطلق
freeing باز شدن صدا · عتق
freely ایثار نمودن · بی منت · تفجر · تفجیر · راهکان · صاف صاف
freeman آزادگی · مورگان فریمن · آزاد مرد
freemartinism گوسالهنازایی
freemason فراماسون
freemasonry فراماسونری
freeness طلاقت
freer نگارخانه هنر فریر
freesia فریزیا
freethinker خداپرست
freetown فریتاون
freeway آزادراه · اتوبان · جاده وسیع · شاهراه · بزرگراه
freewheeler فاعل مختار
freezants برودتشناسى · خنککنندهها
freeze آبگيري در حالت انجماد · از سرما مردن · خشكاندن تصعيدي · خشکاندن انجمادی · غلظت انجماد · فسردن
freezer منجمد کننده · یخدان
freezers سردخانهها · منجمدكنندهها
freezing انجماد · دماي انجماد · نقطه انجماد · یخ بند · یخ بندان · انجماد تخمكسلول
frege گوتلوب فرگه
freiberg فرایبرگ
freiburg فرایبورگ
freight بار کشتی · غنی ساختن · واگن باری · پس کرایه · کرایه · جغجغه
freightage بار کشتی · کرایه
freighter کشتی باری · کشتی پاری · مرد تاجر · کشتی تجارتی · باری
fremontii پوپولوس فرمونتیای
french آقشقه · امپراتوری اول فرانسه · امپراتوری دوم فرانسه · انقلاب فرانسه · جمهوری دوم فرانسه · جمهوری سوم فرانسه
frenetic بی عقل · عصبانی
frenzied از جا دررفتن · دیو زد · دیو زده · دیوانۀ عشق · شیدا · بی عقل
frenzy شیفتگی · جنون عشق · شوریدگی · سرسام · هذیان
freons فرئونها
frequence فرکانس · بسامد
frequency بسامد · بسامد برداشت · بسامد تغذیه دام · بسامد وعده غذایی · دفعات برداشت · دفعات برش
frequent تکرار شونده · زود زود · مکرر · نبض متواتر · کثیر الوقوع · سرعت نبض
frequentation مراوده
frequently بارها · ورد زبان · سؤالات رایج · کثیر الوقوع
fresh انفاق · بتازگی · تازه · تازه جوان · تازه نفس · تخم مرغ تازه
freshen تازه كردن · تازه کردن
freshet شر شره · طغیان رود · رگبار · سيلاب · سیل
freshets ارتفاع اوجآب · بلنداب
freshly اخیرا · بتازگی · جدیدا
freshman جدید الورود · تازه وارد · مبتدی
freshness آب ورنك · حداثت · طراوت · نوچكی · بی تجربگی · بی طراوت
freshwater آب شیرین · اکولوژی آب شيرين · بومشناسی آب شیرین · سختپوستان آب شیرین · شیلات آب شيرين · لاکپشتهای آب شیرین
fresno فرزنو
fress پر خوردن
fret سابیدگی · شاه پرده · قہره کردن · ایراد گرفتن · تاس کباب · خرده گیری کردن
fretful اخمو · تنك حوصله · گله مند
fretfulness تنك حوصلگی · خشم
fretum تنگه
fretwork شبکه کاری
freud زیگموند فروید
freudenreichii پروپیونیباکتریوم فرئودنریکیای
freundii سیتروباکتر فروندیای
frg آلمان غربي · جمهوری فدرال آلمان
fri این جمعه · جمعه
friability شکنندگی · تردی
friable ریزناك · شكننده · ترد · رشت · شکننده
friar راهب صومعه · گدا
friary خانقاه · درویشی
fricassee قرمه تركی · قلیه
fricative اصطکاکی · سایشی
friction احتکاك · اصطکاك · اصطکاک · دلك · مالش · مشتمال
frictional اصطکاکی
frida فریدا کالو
friday آدینه · جمعة · جمعه · روز تہیه · استقلال · این جمعه
frideric گئورگ فریدریش هندل
fridge يخچال · سردخانه · یخچال · یخچال برقی
fridtjof فریتیوف نانسن
fried سرخ کرده · میگو سوخاری · جزغال · قلیه · جز
friedman میلتون فریدمن
friedrich جان فردریش هربارت · فردریش بسل · فردریش ولر · فردریک ویلهلم ژوزف فون شلینگ · فریدریش شیلر · فریدریش نیچه
friend ارادتمند شما · الله یار · خل · دوست · دوست جانی · دوست صمیمی
friendless بی یار · بیکس
friendlessness بی کسی
friendliness ارادتمندی
friendly ارادتمند · تجدید عہد · جزاير فرندلي · علاقۀ دوستی · مودت آمیز · هواخواهانه
friends اوداء · دوستان · دوستان شاد درختی · شکر آب · یارمند · احباء
friendship القرض مقراض المحبت · تودد · خصوصیت کردن · خلالت · دوستی · رابطۀ دوستی راگسستن
friendships خلال
fries سیبزمینی سرخکرده · سیبزمینی سرخکرده
friesland فریسلاند · اوتركت · اوريجسل · زيلند · فريزلند · ليمبرگ
frieze عبائی
frig بیرون افتادن
frigate فرقتین
frighful خوفناك
fright رمش · فزع · ترس ناگهانی · رم دادن · هراس کردن
frighten ترساندن · ترهیبی · رم دادن · متوحش کردن · وحشت دادن · لرزاندن
frightened دستپاچه · رمیده · متوحش شدن · هول خوردن · وهمناك · چشم ترسیده
frightening تخویف · ترهیب · ترساننده · افزاع · تهدید وارعاب
frightful دژآهنك · هائله · هولناك · بیرحم · موحش · وحشت انگیز
frigid خاکهای قطبی · منطقۀ منجمده · بارد · خاكهاي شمالگان · منجمد · خنك کردن
frigidaire یخچال
frigidness خنکی
frigoris دریای سرما
frijol لوبیاقرمز · حبوبات
frijole لوبیاقرمز · حبوبات
frim شكوفان
fringe برور · دور از مرکز · سرج · مزایای شغلی · حومه · پیرامون
fringed حاشیه دار · پرچم دار · یالدار · ریشه دار
fringelike پرچمی
fringing صخرههای مرجانی
fripper کہنه فروش
frippery خرت و پرت · کہنه فروشی
frisco سان فرانسیسکو · سانفرانسیسکو
frisian فریزی · فریزی شرقی · فریزی شمالی · فریزی غربی · فریسی
frisk تفتیش وجستجو · رقاصی کردن
frisking تفتیش وجستجو
frisson حس خارش · ارتعاش · لرز · لرزه · صدا · رعشه
frit اوسينيس فريت · اوسینلا فریت · مگسهاي براق
frith جنگل
frithjof فریتهیوف شوئون
fritillaria الوانلالهها · جنس لاله سرنگون · جنس لاله واژگون · فریتیلاریا · متعفنلالهها · واژگونلالهها
fritillaries الوانلالهها · جنس لاله سرنگون · جنس لاله واژگون · فریتیلاریا · متعفنلالهها · واژگونلالهها
fritillary لاله واژگون
fritter زلیبیا · بنیه · اتلاف
fritz استادیوم فریتز والتر · فریتز لانگ · فریتز کرایسلر
friuli فریولی ونیز جیولیا
friulian فریولیایی
frivol به هدر دادن
frivolity سبك رفتاری · بی معنایی · سبکسری · سبکی · فریبکاری
frivolous سبڭ مشرب · جعلقی · درغست · سبك مغز · سبکسر · جلف
frivolousness سبك مغزی · جلفی
frizz جز جز کردن · جعد · جز
frizzing جزجز
frizzle فر دادن
frizzled تابدار
frizzly چموش
frizzy چموش
fro آمدورفت کردن · بشولیدن · عقب وجلو · پس وپیش · تردد
frock ردنگت · پیراهن کار
frog دو راهی · صورت قورباغه · ضفدع · غوك · غوک · قرباغه
frogs قورباغهها · رانا
frolic جست وخیز · سرور و نشاط · جست · رقاصی کردن · رقص · تفریحات
from اازهردو طرف · اباعن جد · اتابك · اراضی مستحدثه · ارمد · از
fromm اریک فروم
frond برگ ساقه · فلاخن
frondescence برك دادن
front اتاق نشیمن · جبهه آزادیبخش ملی ساندینیستا · جبهه آزادیبخش میهنی · جبهه خلق آذربایجان · جبهه سرد · جبهه مشارکت ایران اسلامی
frontage جلو خان · جلوخان · حریم · نمای خارجی · نمای ساختمان · جبهه
frontal استخوان پیشانی · جبہوی · جبہی · نمای خارجی · نمای ساختمان · پیشانی
frontale استخوان پیشانی
frontalis دندروکتونوس فرونتالیس
frontella آگرومیزا فرونتلا
frontier استان مرزی شمال غربی · سرحدی · قراء سرحدی · مرزی · هم حدود · پاسگاه دور افتاده
frontiers ثغور · حدود
frontiersman سرحدنشین
frontispiece دیباچه کتاب · سر صفحه · سرصفحه · نمای سردر
frontlet پیشانی حیوان · پیشانی بند · پیشانی
frost تحمل يخبندان · جلید · حفاظت از یخزدگی · خسارت یخبندان · سرما زراعت را زده است · شجام
frostbite سرمازدگی · آسيب سرما · آسيب يخبندان · خسارت يخ · خسارت یخبندان · زيان يخزدن
frosted یخ زده
frostfish غلافماهي · قمهماهی · يخماهي
frostiness سفید مویی · خنکی
froth رغوه · کف بردهن آوردن · صدا زدن · جوش وخروش · کف کردن · گاز داشتن
frothiness طراوت و شادی
frothy کفدار · کفی · گازدار
frounce کام کردن
froward سرسخت
frown ابرو ترش کردن · ابرودرهم کشیدن · اخم · اخم کردن · جبین در هم کشیدن · درهم شدن
frowning آدم اخمو · بداخمی · جبین گرفته · غنچه پیشانی · نا باور · گره پیشانی
frowsty بو گرفته
frozen انجماد تخمكسلول · تخمكهاي منجمد · خوراكهاي منجمد · ذخيرهسازي منجمد عميق · ذخیرهسازی منجمد · سبزیجات منجمد
fruciferous بار آور
fructiferous مثمر · میوه دار · بردار
fructifi ابر
fructification تشكيل ميوه · ميوهدهي · میوهآوری · بارور کردن
fructify بارور ساختن · بردادن · برومند کردن · ثمر دادن · میوه دادن · بار دادن
fructifying ثمر دار
fructigena مونيليا فروكتيژنا · اسکلروتینیا
fructofuranosidase فروکتوفورانوزیداز · اینورتاز · ساكاراز
fructokinase فروکتوکیناز
fructose ايزومروز · ايزوگلوكوز · شربت ذرت فروکتوزبالا · فروکتوز · قند ميوه · قندهاي فورموز
frugal تنك گیر · حاضری · صرفه جو · کم خوراك
frugality صرفه جویی
frugilegus کلاغ زاغی · کلاغ سیاه · کلاهبردار · رخ
frugiperda اسپودوپترا فروژیپردا
frugivorous حیوانات میوه خوار
fruifulness برومندی
fruit آب میوه · آبمیوهها · اثمار · بانقش · برداشتگرهای میوه · ترکخوردگی میوه
fruitage میوه جات
fruitarian میوه خور
fruitarianism فروگنیسم
fruitbearing مثمر
fruitcake کیک میوه
fruiter رخت میوه
fruiterer میوه فروش · میوه کار
fruiteress میوه فروش
fruitful پر میوه · با نتیجه · ثمر بخش · ثمر دار · باردار · برومند
fruitfulness باروری
fruitgarden شکوفه زار
fruiting میوهآوری · اندامهای باردهي · كنيديوفورها · تشكيل ميوه · ميوهدهي · هاگبرها
fruition کامیابی · برخورداری · کامرانی · کامروایی · کامکاری · تمتع
fruitless باطل · بی بار · بی بر · بیثمر · نامثمر · بی ثمر
fruitlessly عبث
fruits افشره · باکوره · تروند · خشکه بار · خشکیده میوه · مرکبات
fruity همجنسباز
frumentacea ارزن خاكي · ارزن خاكي ژاپني · اکینوکلوآ فرومنتاسئا · پانيكوم فرومنتاسئوم · پانيكوم كروس گالي
frumentaceum ارزن خاكي · ارزن خاكي ژاپني · اکینوکلوآ فرومنتاسئا · پانيكوم فرومنتاسئوم · پانيكوم كروس گالي
frumenty تر خینه شیر
frustrana ریاسیونیا فروسترانا
frustrate سیزده بدر · ناامید کردن · بی نتیجه گذاردر · عقیم گذاردن · بی نتیجه گذاردن · زخمی کردن
frustrated آرزو بگور بردن · امیدش نا امید شد · خائب
frustration هزیمت · نا امیدی
frustum مخروط ناقص · هرم ناقص
frutescens آنتیدسما فروتسانس · بيگنايايا · كپسيكوم مينيمم · ویگنا فروتسانس · پريلا اوسيموييدس · پریلا فروتسانس
fruticans نخل نيپا · نیپا فروتیکانس
fruticetorum اوكاليپتوس پليبراكتئا · اوکالیپتوس فروتیستوروم
fruticosa آمورفا فروتیکوزا · استیلوسانتس فروتیکوزا · كورديلين ترميناليس · نيل كاذب · کوردیلین فروتیکوزا · استيلوسانتس بوجري
fruticosus روبوس فروتیکوسوس
fry بچه مچه ها · جغل پغله · سرخ کردن · ماهی ریز · نیم رو کردن · بچهماهي
frye ریچارد فرای · نورتروپ فرای
frying تابه · تاوه · سرخکردن · ماهیتابه · ماهی تابه · ماهی تاوه
frypan تاوه · ماهی تابه · تابه
frédéric فردریک بایگبدر · فردریک شوپن · فردریک ژولیو کوری
fsc شنسا ساوه
fsh فالوتروپين · هورمون محرك فوليكلي · هورمون محرک فولیکولی
ft جریب فوت
ftp پرتکل انتقال فایل
fu فو هسی · کونگ فو · شیردل · شير
fucata پینکتادا فوکاتا
fuchsia جنس گل آویز · سرخابی سیر · فوکزیا · گل آویز
fuck برو گمشو · فاک · نزدیکی پستانی · گائیدن · فوری رفتن · همبستر شدن
fucka مادر جنده
fuckable کردنی · گاییدنی
fucker بکن · سیخزن · گاینده
fuckhead بی کله · لاک پشت دریایی
fuckish شهوتی
fucktard خوراک سگ · زن کثیف
fuckup اشتباه کار · قصاب
fucosa آگروتیس فوکوزا
fucose فوکوز
fucus فوکوس · فوکوس وستیکولوسوس
fuddle درهم ریختگی · سرمست کردن · مست کردن · اختلاط
fuddled مبهوت · مسموم شده · جادو شده · هوسباز
fudge پنهان شدن · اریس · په · اه · بدجلوه دادن · جا خالی دادن
fuego تیرا دل فوئگو
fuel سوخت · سوخت دادن · محصولات گیاهی سوختی · نفت سیاه · نفت کوره · سوختنی
fueling پمپ بنزين
fuelling پمپ بنزين
fuels سوختها · سوختهاي جامد · سوختهاي مايع · زیستسوختها · سوختهاي زيستتوده · سوختهای زیستی
fuelwood هيمه · هیزم
fuentes کارلوس فوئنتس
fugacious گذرنده · یکروزه · يكروزه · یومیه · زود گذر · ناپایدار
fugaciousness بی دوامی
fugacity بی دوامی
fugitive رنك غیر ثابت · شرود · فراری · گریزنده · تبعیدی · مہاجر
fugleman سخنگو
fujairah فجیره · فیوجایرا
fuji فوجی یاما · کوه فوجی
fujian فوجیان · فوكيان
fujikuroi جیبرلا فوجیکورویی · فوزاريوم سوبگلوتینانس · فوزاريوم مونيليفورم
fukien فوجیان · فوكيان
fukuda یاسوئو فوکودا
fukui چشم
fukuoka جاپان · ژاپن
fukushima استان فوکوشیما
fukuyama فرانسیس فوکویاما
ful تپاله
fulah فولایی
fulcrum تکیهگاه · نقطه اتکا · نقطۀ اتکا · نقطۀ اتکاء · دنگ
fulfil کام دادن · برآورده كردن · خواهش کسیرا نجآاوردن · ایفا کردن · اجابت کردن
fulfill برآورده كردن
fulfilled امیدش برآمد · انجامیدن · بسر برده · مقضی · بطور محکم
fulfilling کام بخش · ایفاء · وعده گاه
fulfillment اجرا
fulfilment استیفاء · اجرا · انجامش · بسر بردگی · ایفاء
fulfils قاضی
fulgent مشتعل · خیره کننده
fulgid برق زننده
fulgoroidea زنجرههاي گياهي · فولگوروییدئا
fulguration برق بی رعد · برق کاذب
fulica آکاتینا فولیکا
fuliginea اسفروتکا فولیژینئا
full آب بردار · آگین · از نژاد اصیل · انبارده · اوچ وپس · بدر
fullbearded ریشو
fuller تمام تر · قصار · گازر
fullerene فولرن
fullmetal کیمیاگر تمام فلزی
fullness امتلاء · سر شاری · سیری · پر به ژاپنی · پری · انباشتگی
fullwidth تمامعرض
fully ته و توی چیزیرا در آوردن · تشریح کردن · تماما
fulmination سخن سخت · غرش · زخم زبان
fulness آمودگی · ملاء · کاملیت · وفور
fulva فولویا فولوا · كلادوسپوريوم فولووم
fulvia فولویا · فولویا فولوا · كلادوسپوريوم فولووم
fulvic اسیدهای فولويك · فولویک اسیدها
fulvum كلادوسپوريوم فولووم · فولویا فولوا
fulvus اسمیکرونیکس فولووس
fumage نقاشی با دود
fuman فومن
fumarate سوكسينيك دهيدروژناز · فومارات ردوكتاز · سوکسینات دهیدروژناز
fumaria جنس شاهتره · شاه تره · فوماریا · فوماریا افیسینالیس
fumariaceae تیره شاهتره · شاهترگان · فوماریاسه
fumaric اسید فوماريك · فوماریک اسید
fumbler اشتباه کار · قصاب
fume دود دادن · دود کردن · سیگارکشیدن · گاز · دود
fumeroot شاه تره
fumes دود · دودهاي كارخانه · گازهاي خروجي · اگزوز · گازهای زاید
fumewort شاه تره
fumiferana كرم جوانهخوار نراد شرقي · کوریستونورا فومیفرانا
fumigants دودآکنها
fumigate بخور دادن · دود دادن · دودی کردن
fumigation بخور · تجهیزات دودآکنی · تدخین · دود خوردن · دودآکنی · دودآکنی خاک
fumigatus آسپرژیلوس فومیگاتوس
fumihiko فومیهیکو ماکی
fumitories شاهترهها · مواد محرک
fumitory شاهتره · شاه تره
fumitremorgin آسپرژيليك اسيد · آماتوكسينها · ااوسپورئين · اسكيرين · اسپوريدسمينها · امودين
fumonisins فومونیزینها
fun تفریحی · ابراز شادی · شوخی · تفنن · سرگرمی · شوخی کردن
funafuti فونافوتی
function اختلالات فانکشنال · اختلالات فيزيولوژيكي · بدکاری · تابع · تابع گاما · تحویلداری
functional اختلالات کارکردی · غذاهاي مفيد · اختلالات فانکشنال · اختلالات فيزيولوژيكي · بدکاری · غذاهای سالم
functionality عملي بودن
functionaries امناء · مأمورین ء لی رتبه · عمال دواتی · عمال
functionary عملدار · مامور
functions توابع تقاضا · توابع تولید · توابع عرضه · توابع مصرف · توابع پساندازها · وظائف الاعضا
fund سوئیسکش · صندوق بینالمللی پول · یونیسف · صندوق بينالمللي توسعه كشاورزي · صندوق بینالمللی توسعه کشاورزی · صندوق کودکان سازمان ملل متحد
fundament ابنك · کون خر · اساس · است · ته · زیرساخت
fundamental اثر متقابل · اعمال اربعه · بندار · بنیادی · چہار عمل اصلی · ذرات بنیادی
fundamentalism بنیادگرایی · بنیادگرایی اسلامی
fundamentalist اصولگرا
fundamentals اصول
fundaments ارکان
fundazol بنومیل · فوندازول
funded ضیاع
fundi دیژیتاریا اکسیلیس · فونيو
funding تأمين مالي پژوهش · پشتیبانی پژوهش · پشتیبان
funds رجوه امانتی · وجوه اعانه · تنخواه · وجوه · مالیه
fundu باهوش
fundus قعر
funebrana سیدیا فونبرانا · لاسپيرزيا فونبرانا
funeral جنازه · خاکستردان · دفنی · مراسم تشییع جنازه · مراسم دفن · آهنگ عزا
fung قارچ
fungal بيماريهاي قارچي · بیماری قارچی · بیماریهای قارچی · ريختشناسي قارچها · ریختشناسی قارچی · سختينهها
fungi آنتاگونيستهاي باكتريايي · آنتاگونيستهاي قارچي · ارگانیسمهای خاکزی · قارچها · قارچهاي آنتاگونيستي · قارچهاي بيماريزاي حشره
fungibility قابلیت تعویض
fungible قابل تعویض · مثلی
fungicidal خواص تخمكکشی · خواص جوندهكشي · خواص حشرهكشي · خواص علفكشي · خواص قارچكشي · خواص كنهكشي
fungicide قارچ کش
fungicides قارچکشها · داروهاي ضد قارچ
fungiform قارچی
fungoid قارچی
fungosity خاصیت قارچی
fungous مرض قارچی · گیاه قارچی · قارچی
fungus زماروغ · سماروغ · قارچ · كنترل باكتريها · كنترل قارچ · گیاه قارچی
funiculosum پنیسیلیوم فونیکولوزوم
funifera آتالئا فونیفرا · نخل پياساوا باهيا
funk عبوسی · بی اثر بودن · فنری بودن · چروک شدن
funkia سوسنهاي بارهنگي · فونكيا · هوستا
funnel قیف · بتو · قمع · بادگیر
funnies کارتون
funniness کمدی
funny خندهدار · خنده آور · خنده دار · فکاهی · مست لایعقل · مضحك
funtumia فونتومیا
funès لوئی دوفونس
fur خز · خزپوش · پت · پوستین · سنجاب · موی
furans فورانها
furathiocarb فوراتیوکارب
furazolidone فورازوليدون · نيتروفورال · نيترووين · نیتروفورانها
furbearing جانوران خزدار · جانوران خزپوش
furbelow یلن
furbish صیقل زدن · صیقلی کردن · براق کردن · مرمت کردن · جلا دادن · رفو کردن
furbished صقیل · صیقلی · صیقل داده · صیقل زده · باهوش · پر داخته
furbisher پرداخت گر · پردازنده · روشنگر · صیقل گر · رداینده
furbishing دوس · زدایش · رداینده
furcate شاخه بستن · شکافته · شاخه دادن · شاخه شاخه شدن · منشعب شدن
furcifera سوگاتلا فورسیفرا
furcraea آلوئه كرئوله · آلوئه مالگاكه · شاهدانه موریتیوس · فورکرئا · فورکرئا ژیگانتئا
furens کولیکوییدس فورنس
furfur شوره
furfural فورفورال
furious آلغده · خشمناک · زخار · بدساز · طغیان کننده · غضبان
furiousness غضبناکی · وحشی گری · درنده خویی · شدت
furling فرلینگ
furlough حکم مرخصی · مرخصی دادن · مرخصی سرباز
furnacalis اوسترینیا فورناکالیس
furnace بوته آزمایش · داش · ساعور · کوره تاب · کوره ذوب آهن · آتش تاب
furnish آتش کردن · تامين كردن · تیار کردن · دندانه دار کردن · زن دادن · قفل انداختن
furnished فتیله ای · مصیقل · مفروش · آموده · فروند · مجہز
furnishing تجملات · تہیه · تتویج · تجہیز
furniture اثاث · اثاث البیت · اثاثه · اثاثيه · مبل · مبلمان
furnitures سر و سامان
furo موستلا نيگريپس · موستلا پوتوريوس فورو · راسوهای خانگی
furor اضطراب عمومی · خشم زیاد · عشق مفرط · غضب
furore اضطراب عمومی · خشم زیاد · عشق مفرط · غضب
furosemide فورزماید · فوروزماید · فوروسماید
furovirus فوروویروس بوته جارویی سیبزمینی · ويروس بوته جادويي سيبزميني · فوروويروس رگبرگ زرد نكروتيك چغندر · ویروس ریشهگنایی
furoviruses فوروویروسها
furred خز پوشیده · خزدار
furrier تاجر خز · خزفروش · پوست فروش · پوستین دوز
furriery خزفروشی · پوست فروشی
furrow آبياري نشتي · آبیاری جویچهای · شیار · شیار زدن · شیار کردن · فحل شدن
furry خز پوشیده · خزدار
furs خزها · پوستهاي خام
furtado نلی فورتادو
further مجدد · آموزش مستمر · تمشیت کردن · کمک کردن به · جلو بردن · بعدی
furtherance تهیه وسایل · ارسال · ترقي · پیشرفت
furthering تمشیت
furthermore بعلاوه · از همۀ اینہا گذشته · دیکر اینکه · دیگر آنکه
furthermost دردورترین نقطه
furthest دردورترین نقطه
furtive دزدانه · زیرجلی
furtively دزدانه راه رفتن · دزدانه
furuncle دمل جلدی · دمل · کورک
furunculosis فورونکولوز
furvus پدیوبیوس فوروس
fury خشم و هیاهو · سودء · سرسام · صولت · هذیان · وحشی گری
furze دارشیشعان · اولکس · پروانه واران · دوخ · سرو کوهی
fusarins آسپرژيليك اسيد · آماتوكسينها · ااوسپورئين · اسكيرين · اسپوريدسمينها · امودين
fusariotoxins فوزاريوتوكسينها
fusarium فوزاريوم آلبدينيس · فوزاريوم آوناسئوم · فوزاريوم اسپوروتریکیلا · فوزاريوم اكسياسپوروم فازئولي · فوزاريوم اكسياسپوروم پيسي · فوزاريوم الاييديس
fusca بوسئولا فوسکا · فرانکلینیلا فوسکا · نوتوفاگوس فوسکا
fuschia گل آویز
fuscovaginae پسودوموناس فوسکوواژینائه
fuscula کروماتومیا فوسکولا
fuse فیوز · گداختن · چاشنی · ادغام کردن
fusee فیوز · چاشنی
fusel الکلها · روغنهاي فوزل · پروپيلن گليكول · گليكولها
fuselage بدنه · بدنه هواپیما
fusible ذائب
fusicladium فوزيكلاديوم · ونتوریا
fusicoccin فوزیکوکسین
fusicoccum فوزیکوکوم
fusiform دوك مانند
fusiforme كرونارتيوم كوئركوم فوزيفورم · کرونارتیوم فوزیفورم
fusiformis اسفروفوروس نكروفوروس · سارکوسیستیس فوزیفورمیس · فوزيفورميس نكروفوروس · کلاویسپس فوزیفورمیس · باکتروییدس · فوزوباکتریوم نکروفوروم
fusillade شلیک متوالی · رگبار
fusion همجوشی هستهای · همجوشی پروتوپلاسم · همجوشی ژن · بمب هیدروژنی · ذوب · ممزوج کننده
fusobacterium فوزوباکتریوم · فوزوباکتریوم نکروفوروم · اسفروفوروس نكروفوروس · فوزيفورميس نكروفوروس
fuss ایراد گرفتن · خرده گیری کردن · قیل · شاطوشوط · شوط · قال مقال
fussilat فصلت
fussy ممزوج
fustian سخن گزاف · کتان · یاوه سرایی · بیهوده گویی · مبالغه
fustigate کتک زدن
fusty بو گرفته
fut چوی لی فوت
futile ایمه · بادرام · بادرم · بى فايده · بی اثر · بی فایده ـ بیفایده
futility بی حاصلی · بیهودگی
futuna جزایر والیس و فوتونا · والیس و فوتونا · وقت والیس و فوتونا
future آتیه · آجلا · آينده · آینده · استقبالی · بزودی زود
futures آیندهپژوهی · معامله سهام یا کالا به منظور تحویل در آینده
futurism فوتوریسم
futurity اخروی · عاقبیت بخیر باشد · نسل اینده · عقبی · عاقبت
futurology آیندهپژوهی
fuze فیوز · چاشنی
fuzee فیوز
fuzz پلیس · تیرگی · لکه
fuzzy منطق فازی
fuzûlî محمد فضولی
fylfot صلیب شکسته
fym كودهاي حیوانی · کود دامی · کودهای اصطبلی
fyodor فئودور داستایوسکی · فیودور تیوتجیف
fyrom مقدونیه
fátima فاتیما
führer پیشوا
fœtal جنینی
fœticide جنین کشی
fœtus جنین ساقط · سقط
fūjin فوجین
Dictionary data from PanLex , licensed CC0 1.0 . Persian (pes-000) expressions joined to English glosses through shared PanLex meaning ids, senses ranked by the number of corroborating meaning groups, glosses longer than 6 words dropped, and an English-to-Persian index added.