English – دری : O
1522 of 64884 words
o اللہم · الها · الهم · اوه برادر کجایی · ای · ای دل
oae حاجی
oaf بچه ناقص الخلقه
oafishness بلادت
oahu اوآهو
oak آزمایشگاه ملی اوک ریج · بلوط · درخت بلوط · شکیل اونیل · چوب بلوط · بلوط آبزي
oaken بلوطی
oakland اوکلند
oaks کنفرانس دامبارتن اوکس
oakum پس ماندۀ الباف شاهدانه
oar خاده · پارو · پارو زد ن · پارو ـ پاروب
oared پارودار
oarsman پاروزن
oarsmanship پاروزنی
oas سازمان كشورهاي آمريكايي · سازمان کشورهای آمریکایی · سازمان کشورهای امریکایی
oases واحهها
oasis واح · واحه · بندرگاه
oat آرد يولاف · جو دو سر · شوفان · يولافك سرخ · یولاف · تمدا تریاندرا
oatgrass آرناتروم آوناسئوم · آرناتروم الاتيور · آرناتروم الاتیوس · آونا الاتيور · يولافك
oath احلاف · بیعت شکستن · حلف · سوگند · سوگند دروغ · محالفت
oatmeal بلغور چو · پودر یولاف · آرد يولاف
oats جوبرهنه ـ جودوسر ـ جوصحرائی · یولافها · آونا بیزانتینا · شوفان · يولافهاي سرخ · یولاف بیزانسی
oau سازمان وحدت آفريقا · سازمان وحدت آفریقا
oaxaca اواکساکا
ob رود اب · علم مامایی · انفراج · مامایی
obadiah عوبدیا · عوبیدیا
obama اوباما · باراک اوباما
obduracy سخت دلی
obdurate لجوج · کله شق
obed عوبید
obedience اطاعت · انقياد · انقیاد · حکم برداری · رامی · طوع
obedient حکم بردار · خدمت گذار · طائع · طاعت پیشه · طایع · غاشیه بر دوش
obeisance تعظیم · اطاعت · کرنش · احترام · تواضع
obelisk مربع القاعده · دشنه · کارد
obelix اوبلیکس
oberhausen اوبرهاوزن
oberon ابرون
obese سمین · پیه دار
obesity چاقی · فربہی · وزن اضافي · چاقي · بیشوزنی · سمن
obey اطاعت کردن · حلقۀ فرمان کسیرا بگوش کردن · سر از اطاعت کسی بر تافتن · متابعت کردن · کار بند شدن · فرمان بردن
obeyed جہان مطاع · متبع · متبوع · مخدوم
obeyer ممتثل
obeying امتثال · کاربند
obfuscate تبره کردن ذهن
obfuscation تیرگی ذهن · گیجی · سردرگمی
obit مجلس ترحیم · وفات
obiter اظهار نظر قضایی · ضمنا
obituaries زندگینامهها · زندگینامههای خودنوشت · سوگنامهها · سرگذشت
obituary مجلس ترحیم · وفات
object اشیاء نقاشی · تعرض کردن · جانانه · جماد · رذیله · رغیبه
objectify بی شخصیت کردن · ظاهری دانستن
objection ایراد · من که حرفی ندارم · اعتراض · معترض بودن · نکوهش
objectionable قابل اعتراض
objective حالت مفعولیت · عینی · مفعو لیت · مفعولی · مفعول · توابع هدف چندگانه
objectiveness بيطرفی
objectives مدیریت بر مبنای اهداف
objector كسي كه بعلل اخلاقي يا عقايد مذهبي از دخول در ارتشخودداري كند · معاند
objectors همیستار
objects اشیاه داده ای همکاری · اشیای فرمتدهی اکساسال · رغائب · اشباح · اشیاء
objurgate تقبیح کردن · رسوا کردن
objurgatory عتاب و خطاب · سرزنش آمیز · توبیخ آمیز
oblast استان آرخانگلسک · استان آستراخان · استان آمور · استان اسمولنسک · استان امسک · استان اولیانوفسک
obligation التزام · بری الذمه · تعہد نامه · منت نهادن یا گذاشتن · برائت ذمه · مرهونیت
obligations واجبات · قیود
obligatory حج الفرض · غیر واجب · تعبد · حتم
oblige منت نهادن یا گذاشتن · ممنون کردن · ملزم کردن · مجبور کردن
obliged خرم که بگل نخوا ببده است · رهین · ممنونیت · ملتزم · مجبور · ممنون
obliging حاضر خدمات · حاضر خدمت · خوشخو · منت گذار · الزامی · خاطر نواز
obligingness حاضر خدمتی · خدمت گذاری · خوشخویی
obliqua اسپيلاركتيا اوبليكوآ · اسپیلوسوما اوبلیکوآ · اوکالیپتوس اوبلیکوآ
oblique مخروط مایل · منشور مایل · خط مایل · سطح مایل · مائل · مطح متمایل
obliquely کج رفتار · کج رو · قیقاج
obliqueness تورب · مائلیت
obliquity تورب · عوج · مائلیت
obliteral اندراس
obliterate اندرنوشتن · نقش برآب زدن · قلم در کشیدن · درنوشتن · محو کردن · پرده زدن
obliterated زائل شدن · فرسودن · قلم خوردن · فرسوده · محو شده · محکوك
obliteration سابیدگی · محو · فرسودگی
oblivion فراموشی · فرطاق نسیان نہادن · نسیان · ذهول · برزخ
oblivious بی توجه
obliviousness نسیان · فراموشی
oblong مستطیل · نگاه ممتد · دراز نا · کشکولی · پادرازی · دراز
oblonga به جنگلی · سيدونيا ولگاريس · سیدونیا اوبلونگا · پيروس سيدونيا · درخت به · به
oblongata بصل النخاع · ضمیمۀ چتری · مخچه · هيپوتالاموس · چليپاي بينايي · مخ
oblongifolia ویگنا ابلونژیفولیا · دوليكوس ديلونياي
oblongness مستطیلی
obloquy ناسزاگویی · ناسزایی · بدنامی و رسوایی
obnoxious زیان آور · زیان داشتن · شرير · قابل اعتراض · گزند رسان
obnubilate ابری کردن · تخدیر شدن · تار کردن · مه گرفتن
oboe ابوا · سرنا زدن · قرهنی · سرنا · قره ن · سورنای
oboist سرنازن
obolus حبة · حبه
obovata پیسئا اوبوواتا
obscene زشت گویی · فعل شنیع · بذی · فحشاء · فظیع · قبیح
obscenities فحشیات
obscenity شناعت · وقاحت · قباحت · فحاشی · ناسازی · پلیدی
obscura تاریک خانه
obscurantism تاریک اندیشی · کهنه پرستی
obscuration تکسیف
obscure اشعۀ تحت قرمز · اشعۀ غیر مرئی آفتاب · دثور · میل مبهم هوس · ابری کردن · تاریك
obscureness گمنامی · تیرگی · فرومایگی
obscurities ظلمات
obscurity خمول · مجہولیت · دموس · ظلام · ظلمت · گمنامی
obscurus پسودوكوكوس اوبسكوروس · پسودوکوکوس آفینیس
obsequious سبزی پاک کن · فرمانبردار · چاپلوس · مزاج گوی · تملق آمیز · رسمی
obsequiousness مزاج گویی · تملق
observable پدید · اشكار
observance رعایت · تشریفاتی · مراعات · مربوط به جشن · اتباع · مراسم
observances شعائر
observant مراعات کننده · مراقب
observation اردوی رصاد · ارصاد · اظہار عقیده · دیده کار · محافظه · ترصد
observations مشاهدات هواسنجي · مشاهدات هواشناختی · دادههاي اقليمشناختي · دادههاي هواشناختي · دادههاي اقليمي · دادههای وضع هوا
observatory تلسکوپ امامتی · تلسکوپ جمینای · تلسکوپ کک · رصد خانه · رصد گاه · رصدخانه
observe مرعی داشتن · ترصد کردن · رعایت کردن · معمول داشتن · ناظر بودن · روزه داشتن
observed مرعی · منظور · منظور نظر
observer آبزرور · راصد · راقب · مستبصر · مشاهده کننده · ظاهر بین
observing استبصار · مراعات کننده · باریك بین · مترصد · دادهها
obsess تصدیع دادن
obsessed جنی
obsession عقده روحی · وسواس · تصدیع · ایذاء
obsessional عقده ای
obsessive عقده ای
obsolesce از رواج افتادن · کهنه شدن
obsolescence کهنگی
obsolescent کهنه
obsolete منسوخ · مهجور · کنار افتاده · غير مستعمل · متروکه
obsoleteness منسوخیت
obstacle مانع · محظور · پاگیر · دام انفجاری · محذور · عائق
obstacles رفع موافع کردن
obstetrical مربوط بقابلگی
obstetrician دکتر زایمان · متخصص علم قابلگی · پزشک زایمان
obstetrics علم قابلگی · مامایی · علم مامایی
obstinacy اعناد · خردماغی · خود رائی · خود رایی · خود سری · خیره سری
obstinance لجاجت · سرسختی
obstinate از خر · بولهب · خردماغ · خودرأی · خیره سر · ستیزنده
obstinately لجوجانه
obstreperous غوغایی · پرهیاهو
obstruct مسدود کردن · سد کردن · قرار گرفتن · خجالت دادن · شرمسار شدن · ممانعت کردن
obstructed مسدود
obstructer اشکال تراش · مسدود کننده · باطل کننده · توشه سفر · موانع قانونی
obstructing مسدد · حاجز
obstruction انسداد · انسداد روده · کلوخ در راه · مانع · پاگیر · التهاب لگنچه
obstructionist اشکال تراش · مسدود کننده · باطل کننده
obstructive متعرض
obstructor اشکال تراش · مسدود کننده · باطل کننده · توشه سفر · موانع قانونی
obtain بہم رساندن · تنگیاب · دیریاب · صعب الحصول · کام جستن · احراز کردن
obtainable قابل حصول · بہم رسیدن · حصول پذیر
obtained بدست آمدن · دست خوش · زودیاب · کامیاب · سہل الحصول · مقضی المرام
obtaining احراز · استکساب · ارتزاق · استحصال · حصول مرام · اکتساب
obtainment خريد
obtectus آکانتوسلیدس اوبتکتوس
obtest خواهش کردن
obtrude جسارت کردن · تصدیع دادن
obtrusion تصدیع
obtrusive مزاحم بودن · مصدع
obturate ممانعت کردن
obturation انسداد
obturator پردۀ مسدد · پردۀ مسدده · مسدد
obtusa اسفروپسیس مالوروم · بوتریوسفریا اوبتوسا · سرو ژاپني · كامهسيپاريس تايوانانسيس · کامهسیپاریس ابتوزا
obtuse زاویۀ منفرجه · کند ذهن
obtuseangled مثلث منفرج الزاویه
obtusifolia سنا اوبتوزيفوليا · سکروپیا اوبتوسیفولیا · کاسیا اوبتوزیفولیا
obtusifolius ترشک برگکند · رومکس اوبتوسیفولیوس
obtusum رودودندرون ابتوزوم
obvelata سیفاسیا اوبولاتا
obverse طرف مقابل
obvi به اشكار
obviate جلو گیری کردن · مرتفع کردن
obviation رفع
obvious اظہر من الشمس · مشہود · آشکار · نمو دار · نمودار شدن · فاش
obviously به اشكار
obviousness هویدایی
obzocky تحريف شده
oca اگزالیس توبروزا
ocam سازمان مشترک آفریقایی و موریتانی
occasion اکازیون · در اولین فرصت · معرض · مناسبت داشتن · تشریفاتی · در موقع لزوم
occasional دوره ای · گاهگاهی · متناوب
occasionally وقت بوقت · گاه گاه ـ گاهگاه · وقت وبیوقت · گاه و بیگاه · گاهگاهی · گاهی
occasioned مسبب
occasioning مورث
occasions چندین دفعه
occident حاور · مغرب زمین · نیمکره غربی · غرب · باختری · مغرب
occidental خوروران · غربی · مغربی · غرب
occidentale آناکاردیوم اکسیدنتال
occidentalis توجا اکسیدنتالیس · تيفلودروموس اكسيدنتاليس · روبوس اکسیدنتالیس · سرو سفيد · سناي قهوه · سياهكاج غربي
occidentalise غربی شدن · غربی کردن
occidentalist مستغرب
occidentalize غربی شدن · غربی کردن
occidentals غربیون
occipital قفوی · قمحدوئی
occiput قمحدوه
occitan اوکیتایی
occlude ممانعت کردن
occult رازآميز · مخفي · نهانشناسی · غیب · نهان · نہان
occultation کسوف یا خسوف · گرفتگی
occultness پنہانی
occupancy تصرف توسط مالک · سکنی · سکونت · مدت اجاره · تصرف
occupant متصرف
occupation قشون اشغالی · نوکری · پيشه · پیشه · کار و بار · مشغله
occupational امنيت شغلي · تحرک شغلي · تحرک پیشه · تغییر شغل · مخاطرات شغلی · کاردرمانی
occupations حرفهها · شغلها · پيشهها
occupied اشغالی · اشتغال · اشتغال ورزیدن · مشغولی · مشغولیت · سرگرم
occupier متصرف
occupy اشغال کردن · تصرف کردن · جایگر کردن · ذهن کسیرا اشغال کردن · متصرف شدن · مستولی شدن
occupying بالانشین · مستولی · شاغل · متصرف · مسندنشین
occur آن معه را لولو برد · خطور کردن · غير منتظره رخ دادن · بدل کسی افتادن · رخ دادن · محتمل الوقوع
occurence حدوث
occuring سنوح · هرساله · مصادف
occurred بخاطرم رسید · بدلم افتاد
occurrence بروز بيماري · رخداد بيماري · رویداد · شيوع بيماري · ماجرا ـ ماجری · پیشامد ـ پیش آمد
occurrent فعلي
occurring خطور · غب · هواجس · واقع · حدوث · وقوع
ocean اقيانوس جنوبي · اقیانوس · اقیانوس آتلانتیک · اقیانوس آرام · اقیانوس آرکتیک · اقیانوس اطلس
oceanea اقیانوسیه
oceania اقیانوسیه · اقیانوسیه گرمسیری · هنر اقیانوس آرام · استرالازيا · پلینزی
oceanian آبهاي درونمرزی اقيانوسيهاي · آبهای درونبوم اقیانوسیهای
oceanic آب و هوای اقيانوسيهای · اقلیم اقیانوسیهای · اقیانوسی · خندق
oceanica اقیانوسیه
oceanid اوکئانیدها · حوری دریایی · پری دریای
oceanographers اقیانوسشناسان
oceanography اقیانوسسنجی · اقیانوسشناسی · اقیانوسشناسی آبزیپروری · اقیانوسشناسی شیمیایی · اقیانوسشناسی فیزیکی
oceanology اقيانوسشناسي زيستي · اکولوژی دریایی · زيستشناسي دريايي · اقیانوسشناسی · بوم شناسی دریایی
oceans اقيانوسها · درياها · فضاهاي اقيانوسي · ناحيه دريايي · نواحی دریایی
oceanus اقیانوس توفانها · اوکئانوس
ocellate چشم مانند
ocellus چشم حشره · چشم اولیه
ocelot کربۀ پلنگی
ocher خاک سرخ · خاك سرخ
ochlocracy غوغا سالاری
ochnaceae اوکناسه · لوفيراسه
ochraceus آسپرژیلوس اوکراسئوس
ochratoxins اوکراتوکسینها
ochre اخری · گل اخری · گل برش ـ گل زرد · خاک سرخ · خاك سرخ
ochrogaster اوکزوا اوکروگاستر
ochroma اوكروما لاگوپوس · اوکروما · اوکروما پیرامیدال · درخت بالسا
ochrus خلماش بالدار · لاتیروس اکروس · ماشك اخرا · ماشك قبرسي
ocimum اوسيموم آمريكانوم · اوسیموم · اوسیموم بازیلیکوم · تخم شربتی · جنس ریحان
ockham ویلیام اکام
ocotea اوکوتئا
oct اکتبر
octachord هشت تار · هشت سیمه
octacosanoic مونتانیک اسید
octadecanoic اسید استاریک
octagon تثمین · هشت ضلعی · هشت گوش · هشت گوشه · هشت گونه · هشتضلعی
octagonal هشت ضلعی · هشت گوش · هشت گوشه
octahedral هشت سطحی
octahedron هشتوجهی · هشت سطحی
octamerous هشت جزئی
octan هشت روزیکبار
octangular تثمین · هشت گوش · هشت گوشه
octanoic اکتانوییک اسید · اسید اكتانوييك · كاپريليك اسيد · کاپریلیک اسید
octans هشتک
octant هشتک
octastyle هشت ستونه · هشت ستونی
octave اوکتاو · اکتاو میربو · هشت بیتی · هشت پرده
octavio اکتاویو پاز
octavo هشت قطعی
october اکتبر · تشرین اول
octolateral هشت پہلو · هشت ضلعی
octonal هشت تایی
octonarian هشت و تدی
octonary هشت بیتی · هشت تایی
octopi هشتپاها · هشتپایان
octopus اختاپوس · اختاپوس ولگاریس · اختپوت ـ اخطپوت · روده پای · هشت پا · هشتپا
octopuses هشتپایان · هشتپاها
octospinosus آکرومیرمکس اوکتوسپینوسوس
octosyllabic هشت هجائی
octroi نواقل
octuple مثمن · هشت برابر
octyl اكتيل گالات · دئودسيل گالات · پروپيل گالات · گالاتها
ocular شہادت حضوری · عينی · بصری · شیسۀ دوربین · چشمی
ocularly بالمعاینه
oculist کحال · چشم پزشک
oculus شیشه عینک · چشمی
ocymoides پريلا اوسيموييدس · پریلا فروتسانس
ocyurus اوسیوروس
odalisque پردگی
odd عدد طاق · پول خرد زیاد آمده · یك لنگه گعش · طاق یا جفت · غرابت داشتن · مستغرب
oddball فلس
oddity حس کنجکاوی · چیز باقیمانده · تحفه · غرابت
oddment چیز باقیمانده · اثار · بقیه · حس کنجکاوی · تحفه · مانده
oddness طاقی · غرابت
odds احتمالات · هنزر پنزر · شانس · عدم توافق
ode سرقصیده · قصیده · لامیه · چکامه · غزل
odeca سازمان آمريكاي مركزي · سازمان آمریکای مرکزی
oden اودن
oder رودخانه اودر
odes غزل سرا · غزلیات · غسل سرایی · قصیده سرا · قصیده گو
odessa اودسا · عدسه
odia اوریه
odin اودین
odious مکروه · ملعون
odiousness شناعت
odium عمل شنیع · کراهت
odivelas اودیولاس
odobenus اودوبنوس · گرازماهيها · فیلهای دریایی
odocoileus آهوي سپيددم · استرآهو · اودوکویلئوس · اودوکویلئوس همیونوس · اودوکویلئوس ویرژینیانوس
odograph قدم پیما
odometer راه سنج · مسافت سنج · مسافت پیما
odonata آسيابكها · سنجاقكها · سنجاقکیان · ناجوربالیان
odontalgia درد دندان · دندان درد
odontaspis اودونتاسپیس
odontoglossum اودونتوگلوسوم
odontologist دندانپزشک · دندانساز
odontology دندان پزشکی · دندانپزشکی · دندانسازی
odontotermes اودونتوترمس
odor بوی نفرت · رنك و بو · شمیم · شمیمه · عطر و بوی · عطر پاشیدن
odorata اوپاريوم اودوراتوم · ايلنگ · دیپتریکس اودوراتا · سدرلا اودوراتا · كومارونا اودوراتا · لوبياهاي تانكا
odoratissimus آرتابوتريس اودوراتيسيموس · آرتابوتريس اونسيناتوس · آرتابوتریس هگزاپتالوس
odoratum اليوم اودوراتوم · الیوم توبروزوم · اوپاريوم اودوراتوم · پيازهاي كوهي چيني · کرومولنا اودوراتا
odoriferous بویا · عنبر بار · عطر ناك · عنبر سار
odorous بودار
odors ریاح · روائح · روایح
odour انبوی · بو · بودار · بوی افزا · بدبو · بوی تعفن
odum بلوط آفريقايي · ساج آفريقايي · کلوروفورا اکسلسا
odysseus ادیسیوس · اودیسئوس · اولیس
odyssey ادیسه
oebalus ابالوس · ابالوس انسولاریس · ابالوس پوگناکس
oecanthus اکانتوس
oecd سازمان همكاري و توسعه اقتصادي · سازمان همکاری اقتصادی و توسعه · سازمان همکاری و توسعه اقتصادی · کشورهای سازمان همکاری و توسعه اقتصادی
oecophoridae اکوفوریده
oecophylla اکوفیلا
oecumenical عام
oedaleus ادالئوس · ادالئوس سنگالنسیس
oedema خیز · بيماريهاي نوك پستان · بیماریهای غده پستان · خيز پستان
oedemagena ادماژنا · هیپودرما
oedipus ادیپ · اودیپ
oenanthe انانته · جنس آبچکان
oenanthic هپتانویک اسید
oeneus اوینئوس
oeni انوکوکوس انی · لوكونوستوك انوس
oenocarpus انوکارپوس
oenococcus انوکوکوس · انوکوکوس انی · لوكونوستوك انوس
oenology شرابشناسی · شراب شناسی
oenomaus اوینومائوس
oenos لوكونوستوك انوس · انوکوکوس انی
oenothera انوترا · انوترا بیانیس
oenotheraceae اوناگراسه · بيدعلفيها · تیره علف خر · تیره گل مغربی · سيرسئاسه · كامنريون
oesophagostomum ازوفاگوستوموم · ازوفاگوستوموم دنتاتوم · ازوفاگوستوموم رادیاتوم · ازوفاگوستوموم کلمبیانوم
oesophagus مری · سرخنای · چينهدان · گلو
oestradiol استراديول · استيلبسترول · استروژنها
oestridae اسبمگسان · خرمگسها · مگسهاي انگلي
oestrogen استروژن
oestrogens استروژنها · استراديول · استيلبسترول · استروژنهای گیاهی · گياهاستروژنها
oestrous چرخه فحلی · حرارت جنسي · فحلي · نافحلیت · چرخه استروس
oestrus استروس · استروس اویس · تشخیص فحلی · مادههاي همزمانشده · همزمانسازی فحلی · تشخیص حرارت فحلی
oeuvre کار حیاتی · کار عمده
of آب بردار · آب بندی · آب بینی · آب حیات · آب غوره ـ آبغوره · آب قند
ofeq اوفک
off آبکاهی · ارزان فروختن · از سر خود باز کردن · از سیستم خارج کردن · از مرحله پرت بودن · اشتغال خارج از مزرعه
offal احشا · مواد زائد · فضلة · جگر به عنوان غذا · ريه به عنوان غذا · زبان به عنوان غذا
offence جرم قانونی · اهانة · برخوردگی · بزه · جرم · ذلة
offend دل کسیرا آزردن · مکدر کردن · تقصیر کردن · رنجانیدن · دلتنگ کردن · رنجاندن
offended تغیر کردن · مکدر · دل آزرده · رمیده · زود رنج · رنجیدن
offender دل آزار · خاطی · خلاف کار · غاصب
offending اسائه · دل آزار
offense جرم کردن · خلافا · خلافی · گذشت کردن · تقصیر کردن · جرم قانونی
offenses محکمۀ خلاف · خلافی
offensive اتفاق تجلوزی · اتفاق تعرضی · اتفاق تہاجی · بوی عفونت دادن · حمله عید تت · دفر
offensiveness مضرت
offer تعارف کردن · تقدیم · تقدیم داشتن · داو طلب شدن · داوطلب شدن · عرضه
offere مقرب
offered تقدیمی · قربانی
offering ذکاة · نثار · هدیه آوردن · تقدیم · عذر خواهانه · عرضه
offhand بی تهیه · بی مطالعه · بی فکر
office اداره مرکزی · اداره پست · اداره پست ژاپنی · به هم پیوستگی آفیس مایکرو سافت · تحصیلداری · تحویلخانه
officer استوار · افسر · افسر دریایی · افسر ستاد · تیمسار · خیمگی
officers هیئت رئیسه · کارمندان مشورتی
offices مسباعی · توجہات
official مامور اداری · مامور دولتی · ورقه رسمی · ابلاغیه · اوراق رسمی · داوري كردن
officialdom سیستم اداری
officialism قرطاس بازی
officialize رسمی کردن
officially رسما · رسمانه
officialness رسمیت
officials سیستم اداری
officiant پیش نماز
officier همافر · افسر
officinale تاراگزاکوم افیسینال · زينژيبر افيسيناليس · زینژیبر افیسینال · فنيكولوم افيسينال · ناستورتيوم افيسينال · روریپا ناستورتیوم آکوآتیکوم
officinalis آسپاراگوس افیسینالیس · آلتئا افیسینالیس · اکلیلالملک · بوراگو افیسینالیس · ختمي · روزمارینوس افیسینالیس
officinarum آلپینیا افیسیناروم · ساکاروم افیسیناروم · مردم گیاه · مهر گیاه · فلفل بلند ژاپني · پيپر افيسيناروم
officiousness فضولی
offing اب ساحلی · در اینده نزدیک
offish سرد
offline برون خطی · تولید کتابچه آدرس آفلاین · حالت خارج از خط · نقطه پخش کتابچه آدرس آفلاین · پخش کتابچه آدرس آفلاین · کتابچه آدرس آفلاین
offloading بار اندازی
offprint جداچاپ · چاپ تازه · متارکه
offset شاخه نورسته · برابری کردن با · جشن فارغ التحصیلی
offshoot شاخه نورسته
offshoots تنهجوشها
offshore دور از ساحل
offside آفساید
offspring اشكال نتاج · اولاد · حب ولد · دودمان بهنژادي · ذریة · ذریه
offstage در پس پرده · درزندگی خصوصی
oft بارها
often ادات · اغلب · چه اوقات · بارها · دیردیر · رستم
oftenness بسامد · فرکانس
oftensive تہاجمی
oftentime بارها
oftentimes بارها
oggy اوگی و سوسکها
ogham اوگامی
oghuz اغوز
ogive طاق رومی
ogle زل · غمزه آمدن · غمزه کردن · چشم چرانی کردن · کرشمه کردن · کرشمه
ogler نظر باز
ogling نظر بازی · غمزه زن · عشوه گری · غمزه
ogre غولك · غول بیابانی · غول
ogrish غول مانند · غولی
oh اه · اوه · ای خدا · وای خدای من · ویح · چه بسا
ohio اوهایو · دانشگاه اوهایو · دانشگاه ایالتی اوهایو · رودخانه اوهایو
ohm اهم · گئورگ زیمون اهم
ohmic قابلیت مقاومت · مقاومت ظاهری · مقاومت ویژه
ohmmeter اهمسنج
ohms اهم
ohrid اوهرید
oic سازمان کنفرانس اسلامی
oidiopsis ایدیوپسیس
oidium ايديوم توكري · ایدیوم · اونسینولا نکاتور
oiketicus ایکهتیکوس
oil باشانه · بشکه نفت · تانکر نفت · تفالههاي روغني · جانوران تولیدکننده روغن · دبۀ روغن
oilcloth مشمع · مشمعی
oiler روغن کار · تانکر نفت · کشتی نفت کش · تانک
oiliness دهنیت
oiling روانسازی · روغنكاري · گريسكاري · دهن
oilmaker عصار
oilman عصار
oilmanufactory عصار خانه
oilmeal تفاله بادامزمینی · تفاله روغني بادامزميني · كنجاله بادامزميني
oilpaint رنك روغنی
oilpresser عصار
oilpressing عصاری
oils روغن معدنی · روغنها · روغنهاي آروماتيك · روغنهاي جانوری · روغنهاي سبزي · روغنهاي فرار
oilseed پروتئين دانهروغني · پروتئين سبزي · کنجالههای دانه روغنی · پروتئین گیاهی · تفالههاي روغني · كنجالههاي روغني
oilseeds دانههای روغنی
oilseller روغن فروش
oilskin کت بارانی
oily دهنی · دهنیات · روغن دار · روغنی · نفتی ـ نفطی
oinology شرابشناسی
ointment مرهم · مرهم خاکستری · مرهم گذاشتن · پماد · ضماد · لخلخه
ointments مرهم کاری
ojibwa اوجیبوایی
ok باشه · علامت اوکی · خوب
okapi کاپی
okapia کاپی
okavango دلتای اوکاوانگو
okay خوب · رواداشتن · تصویب کردن · بسیار خوب
okhotsk دریای اختسک · دریای اوختسک
okinawa استان اوکیناوا
oklahoma اوکلاهوما · اکلاهوما · اکلاهوما سیتی · دانشگاه اوکلاهوما · دانشگاه ایالتی اوکلاهوما
okondo اوکوندو
okra بامیه
okras بامیهها · باميه · گلهاي انگشتانه
oktoberfest جشن اکتبر
okwa تركوليا آفريقایی · درخت نان آفريقايي · ترکولیا آفریکانا
ol وزارت دربار · آی
olacaceae اولاکاسه
olap مکعب
olaquindox اولاكينداكس · تنظيمكنندههاي رشد جانوري · زيستتنظيمگرها · كارباداكس · موادمحرك رشد جانوري · پیشبرندههای رشد جانوری
old آلمانی علیای باستان · از مد افتاده · اسفارعهدعتیق · اندمه · انزلی · انگلیسی باستان
olden از قدیم · از قدیم الایام
older بزرگتر · جمعيت سالخورده · سالمند · شهروندان سالخورده · فرد مسن · مسن
oldest تنفروش · روسپیگری
oldman گری الدمن
oldness کہنگی · قدمت · سن · فرسودگی · کبر
oldtimer گرگ باران دیده
olea اولئا · اولئا اروپئا · جنس زیتون · زیتون اروپایی · زیتون خوراکی
oleaceae اولئاسه · تیره زیتون · زیتونیان
oleae باکتروسرا اولئائه · داكوس اولئائه · سایستیا اولئائه · پرايس اوليلوس · پرایس اولئائه
oleaginous روغن دار · چرب
oleander نریوم اولئاندر · گل خر زهره · خر زهره
oleaster پستنك · الئاگنوس · جنس سنجد · جنس پستانک · پستانك
oleellus پرايس اوليلوس · پرایس اولئائه
oleic اسید اولئيك · اولئیک اسید
oleifera الاييس ملانوكوكا · الاییس اولیفرا · كوروزو اوليفرا · مورينگا پتريگوسپرما · مورینگا اولئیفرا · نخل روغني آمريكايي
olein اولئین
oleivora فیلوکوپتروتا اولیوورا
oleo مارگارین · کره نباتی
oleomargarine الئومارگارين · مارگارین · هالوارين · کره نباتی
oleomyristic میریستولئیک اسید
oleoresins اولئورزینها · بنزويين
oleosa شليكرا تريجوگا · شلیکرا اولئوزا
oleracea اسپيناسئا اولراسئا · اسپيناكيا اولراسئا · اسپیناسیا اولراسئا · اوترپه اولراسئا · براسیکا اولراسئا · براسیکا اولراسئا آسفالا
olestra اولسترا · جانشينهاي ليپيد · جانشینهاي چربي · جایگزینهای چربی · پلياستر سوكروز
olfaction بویایی · حس بویایی · حس شامه
olfactometer آلت سنجش شامه
olfactory اندامهای بویایی · دستگاه بویایی · عصب شامه · متملق بشامه · حس بویایی · حس شامه
olibanum کندر · پس
oligandrum پیتیوم اولیگاندروم
oligarchy اولیگارشی · جرگهسالاران · جرگهسالاری · حکومت اشراف · حکومت خواص
oligochaeta کمتاران · كرمهاي خاكي
oligonychus الیگونیکوس · الیگونیکوس اونونگوییس · الیگونیکوس پراتنسیس
oligopeptides اليگوپپتيدها · ديپپتيدها · موكوپپتيدها · نوروپپتيدها · پليپپتيدها · پپتيدهاي ساختگي
oligosaccharides الیگوساکاریدها · ديساكاريدها
oligosporus ریزوپوس الیگوسپوروس
olimpico ورزشگاه المپیک رم
olinguito اولینگیتو
oliphaunt فیل · پیل
olitoria والريانلا اوليتوريا · والریانلا لوکوستا
olitorius کورکوروس اولیتوریوس
olivaceous زیتونی
olivaceus پارالیکتیس اولیواسئوس
olivary زیتونی
olive رنگ زیتونی · روغن زیتون · زیتون · زیتونی · زیر درختان زیتون · پیشنهاد صلح
oliveira آنتونیو ده الیویرا سالازار
oliver اليور جوزف لوج · الیور · الیور وندل هلمز · الیور کان · الیور کرامول · چكش مبخ سازی
oliveri دالبرژیا اولیوری
olives زیتونها
olivetta زیتوندان
oliveyard زیتونستان
oliviae هميلوكا اوليويه · همیلوکا اولیویائه
olivine زبرجد
ollulanus اولولانوس · اولولانوس تریکوسپیس
olmert ایهود اولمرت
olof اولوف پالمه
olonets اولونتس
olpidium اولپیدیوم · اولپیدیوم براسیسه
olson چارلز اولسون
olt اوالت
olympia المپیا · تندیس زئوس
olympiad المپیاد جهانی فیزیک · المپیاد کامپیوتر در ایران
olympian استثنایی
olympians دوازده خدای المپنشین
olympic آکادمی ملی المپیک و پارالمپیک ایران · استادیوم المپیک · المپیک زمستانی · بازیهای المپیک · مشعل المپیک · پارک ملی المپیک
olympics المپیک · بازیهای المپیک
olympus المپ · اولیمپوس · کوه المپوس
omaha اوماها
oman اميرنشين عمان · بحر عمان · دریای عمان · عمان · عمانی · قابوس بن سعید
omani ریال عمان
omar رباعیات خیام · عمر خیام · عمر مختار · مسجد سلطان عمر علی سیف الدین · ملا محمد عمر · شیخین
omasum هزارلا · کتاب
ombudsman دادآور
omega امگا · اول و آخر · سرتاسر
omegat اومگاتی
omelet خاگینه · کو کو · املت
omelette املت · خاگینه
omen تطیر · خبر بد · فال · فال بد · مرغوا · مروا
omentum ثرب · حفره صفاقي · رودهبند · پریتوان · چادرينه · شبکه تارعنکبوت
omid امید جلیلی · امید کردستانی
omidiyeh امیدیه
omidyar پیر امیدیار
ominous بدشگون · بدیمن · نحس · نامیمون · تهدیدکننده · نهی کننده
omissible قابل حذف
omission حذف · قلم افتادگی · قلم انداز · قلم اندازی · فرو گذاری · فروگذار
omissions سہویات
omit از قلم انداختن · مسکوت عنه گذاردن · حذف کردن · فرو گذاشتن · فروگذار کردن · باستثنای
omitted از قلم ا افتادن · فائت · مسکوت · افتاده
omitting قلم اندازی
ommastrephes اوماسترفس
ommatissus اوماتیسوس
ommiad امیه · معاویه · یزید
ommiads بنی امیه
omnibus اتوبوس
omnifarious جوربجور
omnific خالق همه چیز
omnipotence قدرت تام · قدرت پرورگار · قدرت الہی · قدرت مطلق · قہاری · قادر مطلق
omnipotent قادر مطلق · پروردگار · قادر علی الاطلاق · قادرعلی الاطلاق · قدیر · قہار
omnipresence حضوردر همه جادر آن واحد
omnipresent حاضر و ناظر · در همه جاحاضر · حاضر
omniscience غیب دانی · علم غیب
omniscient آگاه از همه چیز · حکیم علی الاطلاق · حکیم مطلق · ویسپ آگاه · عالم الغیب · غیب دان
omnivores جانوران همهچيزخوار · همهچیزخوارها
omnivorous حیوانات همه چیز خوار · جانوران همهچيزخوار · همهچیزخوارها
omorika نوئل سيبريهاي · پیسئا اوموریکا
omphalos ناف
omphalus ناف
omsk استان امسک · امسک · وقت اومسک · وقت تابستانی اومسک · وقت عادی اومسک
on ادامه دادن · از این ببعد · از این بیعد · از این پس · از طرف ديگر · از قصد
onager خردشتی
onagraceae اوناگراسه · بيدعلفيها · تیره علف خر · تیره گل مغربی · سيرسئاسه · كامنريون
onanism استمنا کردن · استمناء · جلق · مستمنی · استمنا · جلق زدن
onanist جلق زن
onassis ژاکلین کندی
once بك تیردونشان · بیك بار · در حال · در ساعت · دراول وهله · دروهله اول
onceness ویژگی
onchocerca اونکوسرکا · اونکوسرکا سرویکالیس · اونکوسرکا لیانالیس · اونکوسرکا ولوولوس · اونکوسرکا گوتوروزا
onchocerciasis اونکوسرسیاز
onchocercidae اونکوسرسیده
oncideres اونسیدرس
oncidium اونسیدیوم
oncobasidium اونكوبازيديوم تئوبرومه · اونکوبازیدیوم · اونکوبازیدیوم تئوبرومائه
oncogenic سرطانزاها · مواد انکوژنیک · مواد ژنوتوکسیک · کارسیوژنها
oncogenicity تومورزایی
oncology تومورهاي جانوري · غدهشناسي · كانسر · نئوپلاسمها · نوروبلاستوم
oncoming اتوبوس روبهجلو · اتومبیل روبهجلو · با مشت کوبیدن · تاکسی روبهجلو · جلو رونده · ماشین پلیس روبهجلو
oncopeltus اونکوپلتوس · اونکوپلتوس فاسیاتوس
oncophora کوپریا اونکوفورا
oncorhynchus اونکورنکوس · اونکورنکوس تشاویتشا · اونکورنکوس ماسوئو · اونکورنکوس میکیس · اونکورنکوس کتا · اونکورنکوس کیسوچ
oncovirinae اونكوويروس نوع سي · اونكوويرينه · اونکوویرینائه
oncovirus اونکوویروس پرندهای · اونکوویروس گربهای · اونكوويروس نوع سي · اونكوويرينه · اونکوویرینائه · اونكوويروس طیور
ondatra اونداترا · موشهای آبی
one آتش باز · آمر · آن یك · آن یکی · اخوان صفا · ارادت غایبانه
oneirism افکار پوچ · خیال خام
oneirocritic خواب تعبیر کن
oneirocritics علم تعبیر خواب · مبحث خواب
oneirology علم تعبیر خواب · مبحث خواب
oneness يكتایی · وحدت · یکی · واحد · یگانگی · برابری
onerous کمر شکن · شاق · پرخرج · طاقت فرسا
ones آل عبا · ستر عورت کردن · صغار · افراد · جانان
oneself استخلاص کردن · استسناد کردن · اکتساء · اکتفا کردن · باخود · بخود دلخوشی دادن
onetti خوان کارلوس اونتی
ongoing در حال پیشرفت · مداوم
onion د آنیون · سوخ · پياز · پیاز · پیاز چه · بصلی
onions طاس کباب · پيازهاي بهاره · پيازهاي ويلزي · پیازها · پیازهای خوشهای ژاپنی · قلیه
onionskin پوست پیاز
online درون خطی · روی خط · پردازش تحلیلی درون خطی · کتاب راهنمای درون خطی · مساعدت درون خطی ویندوز
only از کوزه پرون همان تراود که در اوست · اگر و فقط اگر · تکفرزند · دلم خوش است که · فقط · مرتبسازی فقط حروف پایه
onobrychis اونوبريكيس ساتيوا · اونوبريكيس ويسيهفوليا · اونوبریکیس · اونوبریکیس ویسیایفولیا · جنس اسپرس · اسپرس
onomastics دانش نام
onomatopoeia نامآوا
onomatopoeical تقلیدی
onomatopœia اسم صوت · تسمیه تقلیدی
onset شروع · مہاجمه · دراول وهله · دروهله اول · اینده
onshore واقع در ساحل
onslaught حمله · سدبندی
ontario انتاریو · دانشگاه وسترن انتاریو · دریاچه انتاریو
onthophagus اونتوفاگوس · اونتوفاگوس گازلا
ontogenesis اونتوژنز · اونتوژني · تکامل زیستی · تکوین زیستی · فيزيولوژي تكويني
ontogeny اونتوژنز · اونتوژني · تکامل زیستی · تکوین زیستی · فيزيولوژي تكويني
ontology زبان هستیشناسی وب · هستیشناسی
onward بسوی جلو · به جلو · به پیش · فرا · پیشروی · تصاعد
onwards بسوی جلو · به جلو · به پیش
onychiurus اونیکیوروس
onychophora ناخنداران
onyx بابا قوری · حجرباباقوری · سنك جزع · سنك سلیمانی · عقیق سلیمانی · مہره سنڭ
oocarpa پینوس ااوکارپا
oocysts اووسيستها · زیگوتها · سلولهای تخم
oocyte حفاظت تخمکسلول · انجماد تخمكسلول · تخمكهاي منجمد · نگهداری ااوسیت
oocytes اووسيتها · تخمريزيكردن · تخمك جانوری · منطقه شفاف · تخمکها · تخمكها
ooencyrtus اوئنسیرتوس
oogenesis تخمکزایی · اووژنز · تشكيل تخم · ويتلوژنز
oomph شرایط مطلوب
oomycetes اواميستها · كيتريديوميستها · ماستیگومیکوتینا · هيفوكيتريوميستها
oomyzus اوومیزوس
oophorectomy ااوافورکتومی · تخمدانبرداری
oort ابر اورت
oospora ااوسپورا · ااوسپورا لاكتيس · ژئوتریکوم · ژئوتریکوم کاندیدوم
oospores آسكوسپورها · اسيوسپورها · اسپورهای قارچی · اووسپورها · بازيدوسپورها · زياهاگها
ooton تسپزیا · جنس لاله هندی
ooze بیرون دادن · لجنزار · تراوش کردن · رخنه پیدا کردن · غلیزن · غلیژن
oozes سرشك آتش
oozing زهاب · مترشح · رشح · رسوخ · لجنزار
oozy لجن آلود · لجن زار
opacity کدری
opah ماهی اوپا
opal اوپال · عین الشمس
opalescence درخشش اپالی · شیری رنگی · ضريب شکست · فرانمايي · فسفورسانس · قابليت عبور نور
opalescent عین الہر · قوس قزحی
opaleye ماهي چشمتار · ژیرلا
opalinata آلانتوسوما · اوپاليناتا · سوكتوريا · سیلیوفورا · مژكدارها · مژکداران
opaline قوس قزحی
opanak بوسنی · بوسنیا و هرزهگوینا · بوسنی هرزگووین · بوسنی و هرزگوین
opaque حاجب ماوراء · غیر شفاف · مات · کدر
opaqueness کدری
opec اوپک
opel شرکت خودروسازی اپل
open اوپن · باز نگہداشتن در خانه · باز کردن · باز کننده مرکز همزمان · بغل باز کردن · بنیاد جامعه باز
opencourseware درسافزار باز امآیتی
opened انفراج · باز شدنی · آچمز · باز نشذنی · گشاد · مفتوح
opener قوطی بازکن · مفتاح · گشاینده
opengl اپنجیال
openhanded راد دست · گشاده کف
openhandedness علو طبع · بزرگواری · بخشندگی · کرامت
openid اپنآیدی
opening تفتیح · زیر آب · شب گشا · علامت نقل قول باز · غمزۀ گل · پرانتز باز
openly ابراز کردن · کس ده
openmouthed دهان باز
openness قدرت پذیرش · برملائی · رك گویی · گشادگی
opens فتاح
opera آهنگ اپرا · اپرا · اپرا هاوس سیدنی · تالار اپرای متروپولیتن نیویورک · عملیات اپرا · مرورگر اپرا
operaglass دوربین دوچشمه
operandi روش کار · طرز عمل
operate بكار انداختن · عمل کردن · کار کردن
operated ریگی · زنجیرخور · ضربی
operating جراح · سیستم اجرای · سیستم عامل · هزینههای عملیاتی · کار به ژاپنی · داس مایکروسافت
operation عمل دستی · عملکرد موازی · عملیات · عملیات آخوندک · عملیات اراده جدی · عملیات اپرا
operational تراريختسازي · فرايندهاي عملياتي · فروري · فراورش · فراوری · عملآوري
operationalism مکتب عملی
operations اعمال اربعه · تحقیق در عملیات · عملهاي جراحي روي جانوران · عملهای جراحی · عملیات جنگلداری · عملیات ماهیگیری
operative عمل جراحی
operativity عملي بودن
operator اپراتور · تلفنچی · راحتی کاربر · عملگر · عکاس · تفریق
operculella اوپركوللا · فتوریمئا اوپرکوللا · گنوريموشما اوپركوللا · فاسیدیوپیکنیس
operophtera اوپروفترا · اوپروفترا بروماتا · كيماتوبيا
operophthera اوپروفترا · كيماتوبيا
operose رنجش آور
ophelia اوفلیا بنسون
ophidia افعيان · بوييده · كبراها · كولوبريده · مارها
ophidian صورت فلکی حیه · ماری
ophiobolus اوفیوبولوس
ophiocephaliformes اوفیوسفالیفورمس
ophiocephalus اوفیوسفالوس · اوفيوسفالوس استرياتوس · کانا استریاتوس
ophiolobus اوفيوسفالوس گرامينيس · قارچ پاسوزه · ژئومانومیسس گرامینیس
ophiomyia اوفیومیا · اوفیومیا فازئولی
ophiostoma اوفیوستوما · اوفیوستوما پولونیکوم · اوفيوستوما اولمي · سراتوسیستیس اولمی · گرافيوم اولمي
ophiostomatales اوفيوستوماتالها · اوفیوستوماتالز
ophite مرمر مصری
ophiuchus برج حوا · مارافسای
ophiuroides ارموکلوآ افیوروییدس · علف صدپا
ophryoscolex آنتودينيوم · اسپیروتریشیا · اوفريوسكولكس · ديپلودينيوم
ophrys اوفریس · جنس ابرویی
ophtalmologist چشم پزشک
ophthalmia ارمد · ورم ظ هرمقله · ورم غائرمقله · چشم درد · رمد
ophthalmic التهاب انگوره · بيماريهاي شبكيهاي · بيماريهاي قرنيه · بيماريهاي چشمي · بیماریهای چشم
ophthalmitis ورم چشم · ورم چشم یا مقله
ophthalmologist چشمپزشک · چشم پزشک
ophthalmology علم امراض چشم · محبت چشم · چشم پزشکی · چشمپزشکی
opiate مخدر
opiliaceae اوپیلیاسه
opilio دروگر
opiliones چوپانیان
opinative فرضی
opine اظهار نظر کردن · خرده گرفتن
opinion استمزاج کردن · بعقیدۀ من · حسن ظن · درك عمومي · رأی · رأی دادن
opinionated خود رای · خود سر · خودرأی · مستبد · خودسر
opinionatedness خود رائی · خود رایی · خود سری
opinionative خود رای · خود سر · مستبد
opinions آراء · وهمیات · عقائد · عقاید
opisina اوپیسینا · نفانتيس
opisthorchiidae اوپیستورکیایده
opisthorchis اوپیستورکیس
opium افیون · تجدیه تریاك · تحدید تریاك · تریاک · تریاکی · تیاری تریاك
opiumsmoking بافور · وافور
opius اوپیوس · اوپیوس کونکولور
opogona اوپوگونا · اوپوگونا ساکاری
opomyza اوپومیزا
opomyzidae اوپومیزیده
opoponax جاوشیر · گاور
opoponox گاوشیر
opossum صاریغ
opossums اپوسومها · ديدلفيس · ديدلفيس مارسوپياليس · پوسومها
oppenheimer روبرت اوپنهایمر
opperssive باغی
opponent حریف · معارض · طرف مقابل · مخالف · مقاوم · جاحد
opportune یا مناسبت · بہنگام · مناسبت داشتن · بجا · بموقع
opportunism موقع طلبی · فرصت طلبی
opportunist اپورتونیست · فرصت طلب · موقع طلب · وقت شناس
opportunity دست یافت · فرصت · فرصت حو · فرصت را عنیمت شمردن · فرصت را غنیمت شمردن · فرصت شمردن
opporune باجا
opposable قابل تقابل
oppose معارضه کردن · واکنش کردن · تعرض کردن · درافتادن · گرفت و گیر کردن · گرفتگیری کردن
opposed وفق ناپذير · مغایر · خشکی · متضاد · منافی
opposer رقیب · مخالف
opposing معارض · متقابل · مقاوم · متعرض
opposita ديوسكورئا باتاتاس · دیوسکورئا اوپوزیتا · یام چینی
opposite تقابل کردن · جنس مخالف · درمقابل · مقابل · برخلاف · توازی
oppositeness تقابل · تضاد
opposites اخشیجان
opposition اپوزیسیون · ضدیت کردن · تدافع · تعارض · مضادت · معاندت
oppositive ناقض
oppress جفا کردن · اشتلم آوردن · اشتلم کردن · تعدی کردن · بیداد کرد ن · حیف کردن
oppressed جفا دیدن · جفا کسیدن · ظلم دیده · ظلم رسیده · بارکش · ستم دیدن
oppressible عدوانی
oppressing خلق آزار · مردم گزار · جابر
oppression بیداد گری · رفع ظلم · مردم آزاری · مظلومیت · اشتلم · اعتساف
oppressive آهنین پنجه · ستم آمیز · ستم پیشه · ستمگر · عنفی · بیداد گر
oppressively جبارانه · غصبا
oppressor معتسف · مردم آزار · بیداد گر · جفاکار · ستم پرور · ستم کار ـ ستمکار
opprobrious فضاحت آمیز · خفت آمیز · خفت آور
opprobrium ناسزایی · سابقه بد · فضاحت · ناسزاگویی
oppugn به مبارزه طلبیدن · مبارزه کردن با · دعوا کردن
oprah اپرا وینفری
opt برگزیدن · ترجیح دادن · گزیدن
optative تمنایی
opthalmology چشمپزشکی
optic عصب باصره · چشمی · نقطه کور · شیشه عینک · بصل النخاع · مخچه
optical خواص نوری · رصدخانه اپتیکی ملی آمریکا · سیدی · فیبر نوری · اشعه لیزر · تراگسیلندگی
optician عینك ساز · عینك فر وش
optics علم نور و بصر · نورشناسی
optimal بهینه
optimation بهينه سازى
optimise خوش بین بودن
optimism خوش بینی · نیک بینی
optimist خوش بین
optimistic خوش بين · خوش بينانه · خوش بین
optimization بهینه سازی موتور جستجو · روشهای بهینهسازی · برنامهريزى بازگشتي · برنامهريزى درجهدوم · برنامهريزى عدد صحيح · برنامهريزي رياضياتي
optimize بهینه سازی کردن · خوش بین بودن
optimizer بهینه ساز براقی
optimum بهینه
option اختیار · تخییر · دکمه گزینه · گروه گزینه ها · اختیار کردن · مخیر
optional اختیاری · خط تیره اختیاری · غیر واجب · دل بخواه
options انتخاب ها · انتخابهای انرژی
optometrist چشم پزشک
optometry دانشگاه اوپتومتری جنوبی
opulence مالداری · تمول · عیش · یسار · خوش گذرانی
opulent مالدار · متمول
opuntia انجير تيغي · اوپونتیا · اپونتیا فیکوس اندیکا · اپونتیا پلیآکانتا
opuntiales اوپونتيالها · اوپونتیالز
opus اپوس دئی
or ترکمانی · جاکت · جایزه نوبل فیزیولوژی و پزشکی · زبان نامشخص یا نامعتبر · سیاوش · علامت بزرگتر یا مساوی
orache آتریپلکس هورتانسیس · اسفناج باغي · اسفناج رومی · اسفناج كوهي · اسفناج وحشي · سلمکی باغی
oracle جواب غیبی · شرکت اوراکل · غیبگو · وحی
oracles ملوك الکلام
oracular معمایی · سروشی · مبهم · غیبی
oraft صناعت
oral استعمال خوراکی · امتحان شفاهی · تجويز خوراكي · زبانی · سکس دهنی · شفاهی
orana آدوکسوفیس اورانا
orange آب پرتقال · آبست · بهارنارنج · درخت نارنج · لوزی نارنجی بزرگ · لوزی نارنجی کوچک
orangeade شربت نارنج
orangequats اورانجکواتها
orangery نارنجستان
oranges نارنجها · پرتقالهای شیرین · مرکبات
orangoutang دیو مردم
oration فصاحت و بلاغت · نطق · خطابت · درودی · خداحافظی · خطابه
orator سخن ران · سخن سنج · میر کلام · خطیب · سخن سرا · نطاق
oratorius لپتوکوریزا اوراتوریوس
orators ارباب سخن
oratory خطیبی · شیوه سخنرانی · نطاقی · سخن رانی · سخن سرایی · گویندگی
oraz محمد اوراز
orb کروی شدن · کره چشم · تخم چشم · گوی · گو
orbicular مداری · پشکل · حلقه وار · کروی
orbicularis مدیکاگو اوربیکولاریس
orbicularly حلقه وار
orbiculate کروی
orbignya اوربیگنیا · نخلهاي باباسو · نخلهاي باباكو
orbit فلك قمر · مدار قمر · کاسۀ چشم · کروی شدن · محوطه · نوسان نما
orbital اوربیتال · مداری
orbits افلاك
orbitual دایره وار · مدور · چرخنده
orbivirus اوربیویروس · آربوويروس
orbonalis لوسینودس اوربونالیس
orc درخت بلوط · بلوط
orca ارکا · گاو ماهی
orchanet شنگار
orchard انارستان · باغ میوه · خاکهای باغ میوه · شکوفه زار · محصولات باغي · محصولات میوهای
orchardist میوه کار
orchards باغهاي بذري · باغهای میوه · تودههای جنگلی بذرده
orchestra اركست · ارکست · ارکستر · انجمن سازی · دسته نوازندگان · گروه نوازندگان
orchestral تنبك · تنبك زدن · دنبك · سنتور
orchestras دنبك · تنبك
orchestrate مهندسی کردن · اداره کردن
orchid ثعلب
orchidaceae اورکیداسه · تیره ارکیده · تیره ثعلب · ثعلبیان
orchidaceous ثعلب
orchids آراکنیس · ثعلبهاي عقربي
orchis اورکیس · جنس ارکیده · جنس ثعلب · خانۀ ثحلب · خایه · بیضه
orchitis ارکیت · التهاب بیضه
orcinus گاو ماهی
orconectes ارکونکتس
orcs هنر نبرد
orcus دوزخ
ordained موظف
ordeal کار شاق · ور
order اردر · اهرم نوع اول · بترتیب · بترتیب حروف تہجی · به منظور · تا آنکه
ordered فرمایشی · مرتب · فرموده · مامور شدن · موظف
ordering ایصاء · فرماینده · انتصاب · مشتری
orderly صاحب منصب کشبك · مصدری · منظم · با انضباط · بااتنظام · آراستگی
orders اوامر · درجات · رجوعات · صادرکننده · مامور کردن · نظامنامه
ordinal اعداد وصفی · عدد تریبی · عدد وصفی · ترتیبی
ordinance فر يضه · مشیت · شرع · انتصاب
ordinances شرائع · شرایع
ordinary شعاع اصلی · عادی · متعارفی · معمولی · سهام عادی · متداول
ordination انتصاب · یاساء
ordnance مهمات
ordubad اردوباد
ordure قاذورات · سرافکندگی · مدفوع
ore سنك آهن · سنگ معدن · معدن سرب · معدن
orectic اشتہا آور
oregano پونه کوهی · مرزنجوش · مرزنگوش
oregon اورگن · اورگون · دانشگاه اورگن · دانشگاه ایالتی اورگن
orellana آناتو · بیکسا اورلانا
orenburg ارنبورگ
oreochromis اورئوکرومیس · اورئوکرومیس اسپیلوروس · اورئوکرومیس اورئوس · اورئوکرومیس شیرانوس · اورئوکرومیس موزامبیکوس · اورئوکرومیس نیلوتیکوس
orestes اورستس
orestias اورستیاس
orff کارل ارف
orfs توالي هستهاي · توالي ژن · توالی نوکلئوتید · جعبه تاتا · رمزهها · منشا همانندسازي
org نمودار سازمانی
orga تنظیمات
organ آلت تناسل · آلت رجولیت · ارغنون · ارك · ارگ · اندام
organelles اندامكها · اندامکهای سیتوپلاسمی · ميكروزومها · پلاسمودسماتا
organic اسیدهای آلی · الی · امراض عضوی · باغبانی آلی · بهسازیهای آلی · بيماريهاي ارگانیک
organically زیستفراوردهها · فراوردههاي رشد زيستشناختي · فراوردههای رشد آلي · فراوردههای رشد زیستی · فراوردههای زیستی
organik ارگانیک
organisation سازمان · سازمان همکاری شانگهای · تشکیلات · خبر گزاری · سازمان همكاري و توسعه اقتصادي · سازمان همکاری اقتصادی و توسعه
organisational سازمانی
organise مهندسی کردن
organism انگلزدايي موجودات زنده · ترکیب موجود زنده · ريشهكني آفت · سازواره · مديريت آفت · کنترل آفت
organisms آسيبهاي تروماتيك · ارگانیسمهای آبزی · ارگانیسمهای خاک · ارگانیسمهای مفید · ضربه · لیژنها
organist ارغنون زن
organization اکو · برنامهريزی کار · تشکیلات · دستگاه فلك · سازمان آزادیبخش فلسطین · سازمان انرژی اتمی ایران
organizational سازمانی
organizations تشکیلاتی · سازمانهاي خصوصی · سازمانهاي كشاورزان · سازمانهاي چنددولتي · سازمانهای بینالمللی · سازمانهای غیر دولتی
organize تنسیق کردن · سامان دادن · تشکیل دادن
organized ارگانیزه · دنیای جنایتکاران · آیین · دین
organizer سازمان دهنده بلوک های سازنده
organizing تنظیم
organoarsenical ترکیبات آلی آرسنیکدار
organobromine ترکیبات آلی برم
organochlorine ترکیبات آلی کلر
organocopper ترکیبات آلی مس
organofluorine ترکیبات آلی فلوئور
organogenesis ارگانوژنز · اندامزایی
organoiodine ترکیبات آلی ید · یدوفرم
organoleptic آزمودن ارگانولپتيكي · آزمودن حسي · ارزيابى حسي · تجزیه ارگانولپتیکی · خواص ارگانولپتیکی · كيفيت ارگانولپتيكي
organomercurial ترکیبات آلی جیوه
organon سبک علمی · عضو بدن · منطق ارسطو · وسیله کسب معرفت
organophosphorus ترکیبات آلی فسفر
organosulphur ترکیبات آلی گوگرد · تركيبات سولفيدريل
organotin ترکیبات آلی قلع
organs اندامهاي توليد مثلي جانوري · اندامهاي جنسي جانوري · اندامهاي جنسي گياه · اندامهاي زيرزميني · اندامهاي هوايي · اندامهاي هوايي گياه
orgasm ارگاسم · اوج لذت جنسی · شور و هیجان
orgetorix اورگتوریکس
orginally گیلکی
orgulous خطرناک
orgy عیاشی · ریخت و پاش · شراب خواری
orgyia اورژیا · اورژیا پسودوتسوگاتا
orhan اورخان اول · اورهان پاموک
oriana اوریانا فالاچی
oribatei اوريباتئي · اوريباتيدا · کریپتوستیگماتا
oribatida اوريباتئي · اوريباتيدا · کریپتوستیگماتا
orichalcea تیسانوپلوزیا اوریکالسئا · دياكريزيا اوريكالسئا · پلوزيا اوريكالسئا
orient جهت یابی کردن · شرقستان · شرق · مشرق زمین · نیمکره شرقی · خاور
oriental ارژن · خاوری · دانشکده مطالعات مشرقزمین و آفریقا · راش شرقی · مؤسسه خاورشناسی دانشگاه شیکاگو · مشرقی
orientale اكواتور · باندودا · جمهوری دموکراتیک کونگو · زئير · سزاموم اندیکوم · سزاموم اوریانتاله
orientalis بلاتا اوریانتالیس · ترما اوریانتالیس · فاگوس اوریانتالیس · وسپا اوریانتالیس · گالگا اوریانتالیس · یوتترانیکوس اوریانتالیس
orientalism خاورشناسی
orientalist مستشرق
orientate جهت یابی کردن
orientation تمایل عمودی · جهتیابی · گرایش جنسی · ایدئولوژی · دگرجنسگرایی · طرزتفکر
oriente اوریانته
orifice صماخ · فم معده · روزنه · دهان · دهن
oriflamme قوت قلب
orig حجاز
origami اریگامی · پاپیون
origan اویشن · سعتر · گلپر
origanum اوریگانوم · اوریگانوم ماژورانا · اوریگانوم ولگار · مارجورام · ماژورانا هورتنسيس · اویشن
origany اوشه · مرزه
origin اصل انواع · تعيين خاستگاه ثبتشده · تعيين خاستگاه حفاظتشده · تعيين خاستگاه كنترلشده · تعیین خاستگاه · دامخوراکهای با منشاء جانوری
original اریژینال · اصلی · فکربکر · نسخه اصلی · نمونه اولیه · کهنالگو
originality اصالت · ابتکار · اصلیت
originally ازاصل · لاری · مستغل
originate اپتکار کردن · مضمون ساختن · ابداع کردن · ابداء کردن · پدید آوردن · پیشامد کردن
originated متفرع
origination اکتساب · ابداع · شروع
originative قوۀ ابتکار · قوۀ اپتکار · جرثومه ای · انشائی · قوۀ انشاء · خالق
originator صادر كننده پيام صوتي · کاشف · مبتکر · مبدع · مخترع
origins عروق
oriole پری شاهرخ · کاشی بدوبیا
orion بازوی شکارچی · سحابی جبار · شکارچی · جبار
orionis رجل الجبار
orisha اریشا
orison عریضه · نماز · تظلم · نیایش
orissa اوریسا
orius اوریوس · اوریوس انسیدیوسوس · اوریوس تریستیکولور · اوریوس لویگاتوس
oriya ارقام اوریهای · اوریهای · اوریهای · اوریه
orizicola سوگاتودس اوريزيكولا · تاگوسودس اوریزیکولوس
orizicolus تاگوسودس اوریزیکولوس · سوگاتودس اوريزيكولا
orjurisdiction امارت
orkhon اورخونی
orkney اورکنی · جزاير اركني · جزاير شتلند · اسکاتلند
orkut جیمیل
orlando اورلاندو بلوم · اورلندو · اورلندو مجیک
orleans نیو اورلئانز هورنتز · نیواورلئان
ormament تنزیب ـ تن زیب
orman ویلارد ون اورمن کواین
ormers دریاگوشها · گوشدریاها
ornament زیب · زیور · علامت تعجب قلبی · آئین · آذین · حلی
ornamental آرایشی · ارزش زینتی · بالاروندههای زینتی · تزئینی · تکبارههای زینتی · درختان زينتي آبي
ornamentals گیاهان زینتی علفی
ornamentation تزئین · زیور
ornamented تزین · قبه دار · مطرز · منبت
ornamenting تحلیت · تحلیه · زینت افزا · زینت فزا · حلی
ornaments زور زبور · طلا آلات · نقش و نگار · حلی · غانیه
ornate با آبورنڭ
ornateness بزرگ نمایی · بلند پروازی · پر طمطراقی
ornithine اورنیتین
ornithischia پرندهورکیان
ornithobacterium اورنیتوباکتریوم · اورنیتوباکتریوم رینوتراکئال
ornithodoros اورنیتودوروس · اورنیتودوروس موباتا · اورنیتودوروس کوریاسئوس
ornithologist طیور شناش · مرغ شناس · پرنده شناس · پرندهشناس
ornithology طیور شناسی · مرغ شناسی · پرندهشناسی
ornithomancy تفال با طیور · تطیر
ornithonyssus اورنیتونیسوس · اورنیتونیسوس سیلویاروم
ornithophilous مرغ دوست
ornithopus اورنیتوپوس · جنس ماشک بندبند · جنس پاکفتری
ornithorhynchus اورنیتورنکوس · پلاتيپوس
ornithosis اورنیتوز · تب طوطي · عفونتهاي كلاميديايي طوطي · كلاميديوز
oro آفريقاي غربي اسپانيايي · ريو دو اورو · صحراي اسپانيايي · صحرای غربی
orobanchaceae اوروبانکاسه · تیره گل جالیز · گلجالیزیان
orobanche اوروبانش · اوروبانش راموزا · اوروبانش کرناتا · جنس گل جالیز · جنس گلک · گل جالیز تماشایی
orodes ارد دوم
orogeny ایجاد کوه · تشکیل کوه
orologist کوه شناس
orology کوه شناسی
oromo اورومویی
orontes اروند · عاصی
oroomiyyeh رضائیه
orotic اسید اوروتيك · اوروتیک اسید
orphan دارالایتام · پدرمرده · یتیم · یتیم شدن · یتیم کردن · یتیمه
orphanage پرورشگاه یتیمان · یتیم خانه · یتیمخانه · یتیمی · دارالایتام
orphanhood پرورشگاه یتیمان · یتیمی · یتیم خانه
orphans ایتام · وقتی یتیم بودیم
orpheus اورفئوس
orphic دلربا · دلکش
orphrey زر دوزی
orpiment استرخا · زرنیخ زرد · زرنیخ
orpin عود الصلیب · عود صلیب
orrery افلاک نما
orseolia اورسئولیا · اورسئولیا اوریزائه · پاكيديپلوسيس اوريزائه
ortaç سردار ارتاچ
ortaçgil بولنت اورتاچگیل
orthene آسفات · اورتن
ortho حنیف
orthodontia ارتودنسی
orthodontics ارتودنسی
orthodox ارتدکس · ارتدکس قبطی · راشد · صلیب ارتدوکسی · فربود کیش · فربود
orthodoxy ارتدکسی · ایمان صحیح · راست دینی · فریوری · ارشاد · رشاد
orthoepy ادای سخن · تلفظ · سخن
orthogonal قائم الزاویه
orthogonally بطور عمودي
orthographic املائی
orthographical تصحیف
orthography املاء · درست نويسی · درست نویسی · رسم مسطح · رسمالخط · رسمالخط تجدیدنظرشده
orthomyxoviridae اورتومیکسوویریده
orthonectida راستشناوران
orthopaedics شکستهبندی
orthopedist استخوانپزشك
orthophosphate فسفات
orthophosphoric اسید فسفریک
orthopoxvirus اورتوپوکسویروس · ويروس آبله موش · ويروس آبله گاوي · پوكسويروس گربهاي
orthopristis اورتوپریستیس
orthoptera ارتوپترا · راستبالیان · سالتاتوريا
orthosia اورتوزیا
orthotomicus اورتوتومیکوس · اورتوتومیکوس اروسوس · ايپس اروسوس
ortolan پر گیری · توکا
orts پسخورده · نیمخورده
orwell جورج اورول
orwellian اورولی
oryctes اوریکتس · اوریکتس رینوسروس · سوسك شاخدار
oryctolagus اوريكتولاگوس · خرگوشها
oryx اوریکس و کریک · تیزشاخ · غزال افریقا · اوريكس · بزهای کوهی
oryza اوريزا انديكا · اوريزا فاتوآ · اوريزا ژاپونيكا · اوریزا · اوریزا روفیپوگون · اوریزا ساتیوا
oryzae آسپرژیلوس اوریزائه · اسکلروتیوم اوریزائه ساتیوائه · اورسئولیا اوریزائه · اولما اوریزائه · ریزوپوس اوریزائه · سرخرطومي دانه برنج
oryzaephilus اوریزهفیلوس · اوریزهفیلوس سورینامنسیس · اوریزهفیلوس مرکاتور · شپشه دندانهدار برنج
oryzalin اریزالین
oryzicola سوگاتودس اوريزيكولا · تاگوسودس اوریزیکولوس
oryzophilus لیزوروپتروس اوریزوفیلوس
oryzopsis اوریزوپسیس · جنس برنج علفی · جنس برنج کوهی · جنس برنجی · جنس شبهبرنج
orūzgān اروزگان
os سیمبیان · مک اواس · مک اواس ده · سیستم عامل · کنجدی · استخوان پیشانی
osage اوسیجی
osaka اوساکا
osama اسامه
osamine استيلگلوكوزآمين · اوسامين · قندهای آمینه · قندهای آمینو · هگزوزآمينها · گالاكتوزآمين
osasuna اوساسونا
oscar اسکار · اسکار نیمایر · اسکار وایلد · اسکار پترسون · ماهی اسکار
osceola لوبياهاي مخملي اوسئولا · لوبياهاي مخملي فلوريدا · موكونا پروريانس يوتيليس · موکونا دیرینژیانا
oscillate تاب خوردن · نوسان کردن · جنبیدن · اهتزاز داشتن · نوسان داشتن
oscillating جنبنده
oscillation نوسان · حرکت نوسانی · رقص
oscillator نوسان کننده
oscillatory حرکت نوسانی
oscilloscope اسیلوسکوپ · نوسان نما
oscinella اوسينيس فريت · اوسینلا · اوسینلا فریت · مگسهاي براق
oscinis اوسينيس فريت · اوسینلا فریت · مگسهاي براق
oscitance دهن دره
oscitancy دهن دره
oscitation دهان دره
osculate بوسیدن · ماچ کردن
osculation بوسه
osh استان اوش · شهر اوش
oshnavieh اشنویه
oshrusana اشروسنه
osier صفصاف · ترکۀ بید · بید
osip اسیپ ماندلستام
osiris اوزیریس
oslo اسلو
osman آستین اوزمن اسپیر · عثمان اول · عثمان دوم · چاریار · سیبویه
osmaniye استان عثمانیه
osmanli عثمانلو · ترکی عثمانی
osment هالی جوئل آزمنت
osmerus اوسمروس
osmia اوسمیا · اوسیما لیگناریا
osmium اسمیم · اسمیوم · اوسمیم
osmoconditioning آمادهسازی بذر · تيمار بذر · پیشتیمار اسمزی بذر · بذرتیماری
osmolality اسمولاريته · اسمولالیته
osmolarity اسمولاريته · اسمولالیته
osmopriming آمادهسازی بذر · تيمار بذر · پیشتیمار اسمزی بذر · بذرتیماری
osmoregulation تنظیم اسمزی
osmosis اسمز · اسمز معکوس · اسموز · جريان اسمزي · حلول خارجی · حلول داخلی
osmotic آبزدايي اسمزي · استرس اسمزی · تنش اسمزی · تنش سديم كلريد · تنش نمك · خشکاندن اسمزی
osphronemus اوسفرونموس
osprey استخوان خوار · استخوان ربا · همای · عقاب دریایی · هما
ossa عظام
osseous استخوانی · عظامی
ossete آسی
ossetia اوستیا · اوستیای جنوبی
ossetian اوستی · اوستیایی · آسی
ossetians آسیها
ossetic آسی
ossicle استخوان چه
ossiculum استخوان چه
ossification تعظم · استخوانسازي · تشکیل استخوان · معدنيسازی استخوان · آهكيشدن
ossify استخوانی شدن · سفت شدن
ossuary استودان سدلک
osteichthyes استخوانماهيان
osteitis ورم استخوان · استخوانآسيبي · التهاب استخوان · التهاب پيرااستخوان · بيماريهاي اسكلتي · بيماريهاي نخاعي
ostensibly به ظاهر
ostentate خودنمایی کردن · بخود بالیدن · جولان دادن
ostentation اوش و بوش · خود فروشی · خود نمایی · دش · بادو دم · بوش
ostentatious شاه اندازی کردن · خود فڔوش · خودنما · سان
ostentatiousness جلوه وشکوه · دبدبه
osteoarthritis آرتروز · بورسيت · بیماریهای مفصل · مفصلبيماري
osteochondritis استئوكندروز · استئوکندریت · التهاب استخوان و غضروف
osteochondrosis استئوكندروز · استئوکندریت · التهاب استخوان و غضروف
osteodystrophy دشپروردگی استخوان · دیستروفی استخوان · نرماستخواني · پروز
osteofibrosis استخوانآسيبي · التهاب استخوان · التهاب پيرااستخوان · بيماريهاي اسكلتي · بيماريهاي نخاعي · بیماریهای استخوان
osteoglossidei استئوگلوسیدهای
osteography شرح عظام
osteology مبحث عظام
osteoma ورم استخوان
osteomalacia دشپروردگی استخوان · دیستروفی استخوان · نرماستخواني · پروز
osteomyelitis استئومیلیت · التهاب مغز استخوان
osteopathy استخواندرمانی · استخوانآسيبي · التهاب استخوان · التهاب پيرااستخوان · بيماريهاي اسكلتي · بيماريهاي نخاعي
ostertagi اوسترتاژیا اوسترتاژی
ostertagia اوسترتاژيا سيركومسينكتا · اوسترتاژیا · اوسترتاژیا اوسترتاژی · تلادورساژیا سیرکومسینکتا
ostiarius دربازکن · دربان · دهانه رودخانه
ostiary دهانه رودخانه · دربازکن · دربان · دروازه بان
ostitis ورم گوش
ostoyae آرمیلاریا اوستویائه
ostracism تبعید
ostracoda زرهداران
ostrava استراوا
ostrea اوسترئا · اوسترئا ادولیس
ostreae بونامیا اوسترئائه
ostreatus قارچ خوراكي صدفي · پلوروتوس استرئاتوس
ostrich شتر مرغ · شترمرغ · سنك خوار · سنك خور
ostriches شترمرغها · استروتيو كاملوس
ostrinia اوسترینیا · اوسترینیا فورناکالیس · اوسترینیا نوبیلالیس · پيروستا نوبيلاليس
ostrowskianum الیوم اوستروسکیانوم
osular چشمی
osun پتروکارپوس اوسون · پدواك آفريقايي
ot زمزمه کردن
otaku اتاکو
otalgia درد گوش · گوش درد
othello اتلو
other آن دونفر دیگر · آن دگر · از طرف ديگر · ازطرف دیگر · با همدیگر · بالای سیاهی رنگی نیست
otherness تغایر
others از آن جمله · اغیار · بحقوق دیگران تجاوز کردن · بقولی دو نفر و بقولی سه نفر بردند · خشك نہاد · خواری کشیدن
otherwise در غیر این صورت · والا · طور دیگر · وگرنه
otherworld دنیای دیگر · عالم باقی
otherworldliness روحیه مذهبی · عالم روحانی · روحانیت · معنویت
otherworldly آخرتی · عقبایی
othniel عتنئیل
otholitus اوتولیتوس
otiorrhynchus اوتیورنکوس · اوتیورنکوس سولکاتوس
otiose بی سود · بی نفع
otitidae اوتیتیده
otitis التهاب گوش · اوتیت
otodectes اوتودکتس · اوتودکتس سینوتیس
otolith سنك گوش
otoliths استاتولیتها · سنگيزههاي گوش · ایستاسنگها
otolithus اوتولیتوس
otomian زبان اتومیایی
ottawa اتاوا
otter سمور آبی · سمور دریایی · شنگ دریایی · گربه آبی · ماهی گیر
otters شنگها
ottmar اتمار لیبرت
otto اتو اشترن · اتو روهله · اتو سوهر
ottoman امپراتوری عثمانی · ترکی عثمانی · زبان ترکی عثمانی · عثمانی · عثمانلو · چهار پایه
ouagadougou اوآگادوگو
ouarzazate ورزازات
ouch آخ و اوخ کردن · اوخ ـ اخ · اوخ کردن · آی · واخ · آخ
oud عود
ought کماهوحقه · بر وجه مطلوب · باید
ouguiya اوگوئیای موریتانی
ouguiyas اوگوئیای موریتانی
oujda وجده
oula کلنا للوطن للعلی للعلم
oulema اولما · اولما اوریزائه · اولما ملانوپوس
oum امالبواقی
ounce اوقیه · اونس · یوزپلنڭ · فہد
ounces اونس تروا · اونس سیال · اونس
oupire خونآشام
our احترامات فائقه را نقدیم میدارد · بالای چشم ما · باکره تسبیح · باکره فاطیما · حق الناس · دانشگاه آور لیدی آو دلیک
ourangoutang نسناس
ourense اورنس
ours او از اقوام ما است
ourself خودمان
ourselves خودمان · خودهامان ـ خودهانان ـ خودهاشان
ous پارسا
ousel توکا
ousia ذات
oust خلع ید کردن · بیرون کردن
ouster خلع ید
out آواز دادن · ائذان · اجاره دادن · اخراج شدن · اذان گفتن · از تازه کردن
outage قطع برق · خرابی برق · قطع قدرت · قطع
outback جای دور افتاده
outbalance پیشی جستن · مهمتربودن از
outbound مامور بازنویسی آدرس خارج شونده
outbox جعبه خروجی · صندوق خروجی
outbreak بازپيدايي بيماريها · زياهمهگيرها · شیوع · همهگیری محدود بيماري · گياهمهگيرها · همهگیرها
outbreeding برونزادگیری · برونچليپايي
outburst سورت · انفجار
outcast رانده · کشتی شکسته
outclass بهتر انجام دادن از کسی دیگر
outcome برآمد · برامد · اخرین شماره · نتیجه · پی امد
outcrossing برونچليپايي · برونزادگیری · تكزامهاي · جفتگیري جور · دستگاههای جفتگیری
outcry دادو بیداد · فغان · حراج · بانگ زدن · فریاد
outdated منسوخ · غير مستعمل
outdialing شماره گیری بیرونی
outdistance پیشی جستن از · عقب گذاشتن
outdo تفوق جستن · جلو زدن · شکست دادن · پیش افتادن از · بهتر انجام دادن از کسی دیگر · پیشی جستن از
outdoes دشت شمر را از یشت بسته است · شمر جلو دارش نمیشود
outdoor دم پایی · زراعت در محیط باز · سرپایی
outdoors خارج از منزل
outer دنبال چشم · فضای بیرونی · بیرونی · زحل · فضا · بالاپوش
outfall خروجي · دهانه
outfield بیرون از محیط
outfielder باغبان
outfit خرجی راه · اسباب سفر · تجهیز · تجهیز کردن · سازوبرگ دادن · مجهز کردن
outfitter تامين كننده
outflow نشت · بیرون ریزی
outgo تفوق جستن · جلو زدن · پیش افتادن از · مخارج · پیشی جستن از · خرج
outgoer مهاجر
outgoing درشرف · صادر
outgrow تجاوزكردن از
outgrowth دستگاه فرعی · گوشت زیادی · شاخه نورسته
outharbour شهرک
outing تفرج · حال کردن · پیک نیک · گردش دسته جمعی · سفر تفریحی
outlander اجنبی
outlaw اشقیا · حرام زاده · ممنوع ساختن · بدکار · بزهکار
outlawed حرام زاده
outlay مخارج · پرداخت · خرج
outlet خروجى · در رو · خروجي · مخرج
outline برون نما · طرح کلی داده ها · طرح کلی گسترده کردن · مشاهده طرح کلی · ترسیم خط · طرح کلی
outlined طرح ريزي شده
outlook مورد آوت لوک · کتاب نشانی آوتلوک · چشم انداز · طرز فکر · قوه ذهنی
outlying جزایر کوچک حاشیهای ایالات متحده · گوآم · اطرافی · پرت
outmatch تفوق جستن · جلو زدن · پیش افتادن از · پیشی جستن از · عقب گذاشتن
outmode منسوخ شدن
outmoded غير مستعمل
outperform تفوق جستن · جلو زدن · پیش افتادن از · پیشی جستن از
outport شهرک
outpost پاسگاه دور افتاده · پاسدار
outpouring شار · سدبندی · بیرون ریزی
output تحليل بخشی · توابع هدف چندگانه · فرآوردن · توابع تولید · کار کرد · محصول
outrage سخت عصبانی شدن · بیحرمت کردن · دست درازی · اهانة · بی عدالتی کردن · ذلة
outraged رنجیده خاطر
outrageous شرزه
outrageously بیشرمانه
outrageousness بیش از حد · گزافی
outrank برتر بودن · درجه دادن
outreach پیشد ستی کردن · توسعه · در رسیدن
outreaching پیشدستی
outrun پیش افتادن
outset در بادی امر · در وهله اول · اول کار · اول · جشن فارغ التحصیلی
outshine پیشی گرفتن از
outside برون · بصورت ظاهر · بیرون · بیرون سرد است · سطح خارجی · ظہاره
outsider بیگانه · خارجی · اطرافی · اجنبی
outsiders قوروق کردن
outskirt دور از مرکز · حاشیه نشین · حومه
outskirts حوالی
outsole زیره
outsourcing برونسپاری
outspoken رک و راست · سرراست · پرحرف · رک · پوست کنده · رك
outstanding مطالبات · موثر
outstay زیاد ماندن
outstrip عقب گذاشتن · پیشی جستن از · تفوق جستن · جلو زدن · پیش افتادن از
outward چشم ظاهر · بظاهر · در ظاهر · پشت رو · حلول خارجی · صورت ظاهر
outwardly بصورت ظاهر · خوش ظاهر · بظاهر · در ظاهر
outwards بطرف خارج
outwear سخت کار کردن · فرسوده شدن
outweigh مهمتربودن از · پیشی جستن
ouverture پیشنوا · فال
ouvrière نیروی کارگران
ouzel ترقه
ouzou تیزی وزو
ova انجماد تخمكسلول · تخمكهاي منجمد · تخمکها · نگهداری ااوسیت · اووسيتها · تخمريزيكردن
oval بادامی · بادامی شکل · تخم مرغی · تخم مرغی شکل · بیضی · بیضوی
ovalbumin آلبومن · آلبومینها · اوآلبومين · سفیده تخم مرغ · لاكتالبومين · ميوژنها
ovalifolium دسمودیوم اوالیفولیوم
ovarian بیماریهای تخمدانی · فولیکلهای تخمدانی · کیستهای تخمدانی · فوليكلهاي گراف · كيستهاي فوليكولي
ovariectomy تخمدانبرداری · ااوافورکتومی
ovaries تخمدانها · لولههای تخم · اندام ماده گل · برچهها · تخمدانهاي گياهي · كلاله
ovarioles تخمدانها · لولههای تخم
ovariotomy ااوافورکتومی · تخمدانبرداری
ovaritis ورم تخمدان یا میض
ovary تخمدان · خصیة النساء
ovata اسفرزه · اوکالیپتوس اواتا · بارهنگ تخم مرغی · پلانتاگو اواتا · لیستر
ovate تخم مرغی شکل · مستتر · بادامی · تخم مرغی
ovation تحسین حضار · ستايش
ovatum پيلي · کاناریوم اواتوم
oven اجاق · تاون · تندپز · تنور · فر · ریز موج
ovens اجاقهای ریزموجی · اجاقهای میکروویو · تندپزها · کورهها
over آن سوی پرچین · از سرباز کردن · التزام گرفتن · باقی ماندن · بالایی · بسرعت گذشتن
overabundant مملو
overactive فوق العاده فعال
overage زیاد کهنه
overaged زیاد کهنه
overall همه جا · بالاپوش · سرتاسر
overalls جهاز · كشتی
overarm دست به بالا · رویهم · یکطرفه
overbalance مهمتربودن از · پیشی جستن
overbearing تشخص فروختن · قاطع · مغرور
overboard بدریا انداختن · جریمه دادن
overbridge رودخانه · رود · نهر · دریا
overburden گرانباری · اضافه بار · اجحاف کردن
overburdening تثقیل · اجحاف
overcast ترکی دوزی کردن · اغمام · بی نور · ابری
overcasting ترکی دوزی
overcharge قیمت اضافی · گران فروختن · سرباری · زیاده ستانی · سربار · دستبرد زدن
overcoat سرتو · پالتو · روپوش · کت
overcoating پالتو
overcome زیر گذاشتن · منکوب کردن · غلبه کردن · مغلوب ساختن · غلبه یافتن · مغلوب
overcoming انتصار · منتصر · نجد · غالب
overconfident غره
overcrowd انبوه شدن · بسیار شلوغ کردن
overdo مبالغه کردن در
overdose بيشدوز · تعیین مقدار مصرف · دوز كشنده · دوز موثر میانه · دوزاژ · چندهگذاری
overdraft حولۀ زیادتراز موجودی · چک بی محل
overdraw زیادتر از موجودی حواله د دن
overdressed فکلی
overdue سر رسیده
overeating پرخوری · شکم پرستی
overestimate دست بالا گرفتن
overexploitation تهیسازی منابع
overfatigue کوفتگی
overfeeding تغذیه بیرویه · بيشبود تغذیه · پرخوراكي
overfilled سرشار
overfishing فزونماهیگیری
overflow لبریز شدن · لبریز کردن · زیر گرفتن · طغیان
overflowing طافح · شار · فیضان · لبریز
overfull طافح
overfurnished درهم ريخته
overgenerous بی دریغ
overgrazing فزونچرایی
overhand دست به بالا · رویهم · یکطرفه
overhanded دست به بالا · رویهم · یکطرفه
overhasty شتابزده · بسیار عجول · خیلی سریع · باعجله
overhaul رد شدن از · پیاده کردن · نوین کردن · نوسازی
overhead آبیاری از بالا · مخارج ثابت عمومی · پردازش سربار · بالاسر · شبهقيمتهاي · هزينههاي بالاسری
overhear استراق سمع کردن · گوش ایستادن
overhearing استراق سمع
overheated دو آتشه · کلافه
overheating عرق گز
overkill اغراق · مبالغه
overlaid زراندود · زراندوده · زرنگار
overlap اشتراک داشتن · روی هم قرار گرفتن
overlapped مازاد بر احتياج
overlapping دارای اشتراک
overlay اندود · زر اندود کردن · آب دادن
overlayer اندود
overleap جستن از · جست زدن · پریدن
overlie روی بچه خوابیدن واورا خفه کردن
overload اضافه بار
overlook چشم پوشیدن · ازحق گدشتن · غفلت کردن · پاروی حق گداشتن · گذشت کردن · حقیر داشتن
overlooking قطع نظر
overmuch به مقدار زیاد · زیاده از حد
overnice موشکافی · موشکافی کردن
overnutrition بيشبود تغذیه · تغذیه بیرویه · پرخوراكي
overpass پل هوایی
overplanting بيشبذركاري · بيشبذركاري زمستانه · ميانبذرافشاني · ميانبذركاري · بیشبذرافشانی
overplus ازدیاد
overpopulation زیادی جمعیت
overpower منکوب کردن
overpowering غالب
overproduction بیشتولید
overprotect ایراد گرفتن · خرده گیری کردن
overrate دست بالا گرفتن
overriding برترین · دارای مزیت · فائق · برتر · غالب
overrun تجاوزكردن از · زیر گرفتن
overseas تلگراف
oversee مباشرت کردن · نظارت کردن
overseeding بيشبذركاري · بيشبذركاري زمستانه · ميانبذرافشاني · ميانبذركاري · بیشبذرافشانی
overseeing مباشرت
overseer کاروژول · بقاول · سرکار · مباشر · مشرف · گماشته
oversell گران فروختن
oversensitive زود رنج
overset ترجمه كردن · برانداختن · مضمحل کردن · سرنگون کردن · سرنگون
oversewn دست به بالا · رویهم · یکطرفه
overshadow سایه انداختن · سایه گستردن
overshadowing سایه گستر
overshadowy سایه افکن
overshoot بالاتر زدن
oversight سهو · مرور · سہو · نظارت · سرپرستی
oversleep خواب ماندن
oversowing بیشبذرافشانی · بيشبذركاري · بيشبذركاري زمستانه · ميانبذرافشاني · ميانبذركاري
overspread پهن شدن
overstatement اغراق · غلو
overstay زیاد ماندن
overstep بالاتر بودن · برتری یافتن
overstuffed صندلی راحت
overt علنی
overtake رد شدن از · در رسیدن · منکوب کردن · پیاده کردن · گرفتار کردن
overtaken باران رسیده · اجل رسیده · مبتلا
overtaking فائز
overthrow انقراض · برافکندن · برانداختن · زمین زدن · سرنگون کردن · کن فیکون کردن
overthrowing دلیرافکن · پلنك افکن · پیل افکن · شیرافگن · مرد فگن
overthrown مضمحل · منقرض · منہدم · سرنگون
overtime اضافه کار · اضافه کاری
overtone مفهوم فرعی
overtopping منیف
overture اوورتور · پیشنو · مقدمات · پیش درآمد · پیشدرآمد · پیشنوا
overturn واژگون کردن · منقرض کردن · نگون کردن · باطل ساختن · تعطیل کردن · مضمحل کردن
overturned واژ گون · واژگونه · منقرض
overtype حالت رونویسی
overvalue دست بالا گرفتن
overview نمای کلی · نظر اجمالی
overweening از خود راضی · تفاخر · خودبین · پرپشت · فیض بخش
overweight اضافهوزن · بیشوزنی · وزن زیادی · چاق · چاقی · وزن اضافي
overwhelm منکوب کردن
overwhelmed آلوده · استغراق · مستغرق شدن
overwinter قشلاق کردن
overwintering دامپروری در زمستان · دامپروری طی زمستان · زمستانخوابی · زمستانگذرانی طبیعی · دامپروری زمستانه
overwork استخراج کردن
overworn پوسیده
overwrite دومرتبه نوشتن · زیاد نوشتن
overwrought پر کار · کار برده · ناراحت
ovibos اويبوس موسكاتوس · گاوهای مشک
ovicidal خواص تخمكکشی · خواص جوندهكشي · خواص حشرهكشي · خواص علفكشي · خواص قارچكشي · خواص كنهكشي
oviduct لوله رحمی · لوله فالوپ
oviducts تخمراهها · لولههاي فالوپ
oviedo ابیدو
oviferous تخمدار
oviform تخم مرغی شکل · مستتر
ovina فستوکا اوینا · فسكوي گوسفندي
ovine بيماريهاي ميكوپلاسمايي · عفونتهاي ميكوپلاسما · فيتوپلاسموزها · پلوروپنوموني گوسفندي واگير · میکوپلاسموزها · قوچ
ovinus كنه گوسفند · ملوفاگوس اوینوس
oviparous حیوانات تخم گذار · حیوانات غیر ولود · غیر ولود
ovipneumoniae ميكوپلاسما اويپنومونيه · میکوپلاسما اویپنومونیائه
oviposition تخمگذاری · تخم گلذاری · تخمریزی · تخمگذاري القايي
ovipositor تخم ریز
ovis استروس اویس · اويس موسیمون · بابزیا اویس · بروسلا اویس · تنیا اویس · سيستيسرکوس اويس
ovoglobulin اوموسين · اوگلوبولين · فازئولين · كانگليسينين · لگومين · ويسيلين
ovoid تخم مرغی
ovology تخم شناسی
ovomucin اوموسين · اوگلوبولين · فازئولين · كانگليسينين · لگومين · ويسيلين
ovotestis لولههاي مالپيكي
ovulate تخمک گذاردن
ovulation القا فحلي · تخمريزي القايي · تخمکگذاری · تخمکگذاری القایی · پسدوشي تخمهاي ماهي
ovule تخمک · کشت تخمک · تخم چه ـ تخمچه · درونكاشت تخمك · درونكاشت طبيعي جنين · لانهگزینی
ovules تخمكها · اووسيتها · تخمريزيكردن · تخمك جانوری · تخمکها · منطقه شفاف
ovulinia اوولینیا
ovum تخم بارور · تخمک · اووسيتها · تخمريزيكردن · تخمك جانوری · تخمکها
owe بدهکار بودن · مدیون بودن
owelty تساوی
owens باقلاهاي هندي · کاناوالیا انسیفورمیس
owes من از او دو ریال میخواهم
owing باقی دار · درسایۀ · دین دار · قرض دار · مقروص · مدیون
owl بوف · بوف کور · بوم · جغد · جغد انبار · شاهبوف
owlet بچه جغد ـ جغد کوچك
owls بوفها · جغدها · زیره به کرمان بردن
own از پیش خود · بذاته · بمسئولیت خودم · بچشم خودم · تقاص دادن · سر خود گرفتن
owned مملوك
owner تصرف توسط مالک · حقدار · خراس بان · ذوالحوت · شریك الملك · صاحب
ownership ایتگینی · حق مالکیت · دارندگی · شرايط مالكيت · مالكيت دستهجمعی · مالكيت دولتي
owning علاقه دار · ملك داری
ox برزگاو · ورزا · گاو نر · نره گاو · گاو نر اخته · گاوهاي اخته
oxacillin آمپيسيلين · اگزاسيلين · بنزيلپنيسيلين · كلوگزاسيلين · پنیسیلینها
oxadiazon اکسادیازون
oxalates اگزالاتها
oxalic اسید اگزاليك · اگزالیک اسید · جوهر ترشك · حماضی
oxalicum پنیسیلیوم اوگزالیکوم
oxalidaceae ترشکیان · آوروآسه · اگزالیداسه · تیره شبدر ترشک
oxalis اگزالیس · اگزالیس توبروزا · جنس شبدر ترشک · حماض
oxaloacetate آسپارتات آمینوترانسفراز · گلوتامات اگزالواستات ترانسآميناز
oxamyl اکسامیل
oxana اوکسانا فدوروا
oxen پاده · گاوهای مشک · گوباره · اويبوس موسكاتوس · گلۀ گو · گاو نر اخته
oxeyed گاو چشم
oxford ایرسپید آکسفورد · دانشگاه آکسفورد
oxid زنڭ
oxidants اکسندهها · اکسیدانتها · آلودهكنندهها · اكسيدانهاي نورشيميايي · آلایندهها
oxidase آمین اکسیداز · سيتوكروم اكسيداز · سیتوکروم سی اکسیداز · فنولاز · مونوآمين اكسيداز · پليفنول اكسيداز
oxidases آسكوربات اكسيداز · آسكورباز · اكسيدازها · الكل اكسيدوردوكتاز · تيروزينازها · دهيدروژنازها
oxidation اکسایش · ترکیب با اکسیژن · انتقال الكترون · اکسیداسیون · خوداكسايش · واكنشهاي رداکس
oxidative تنش اكسيداتيو · فسفريلدارشدن اکسايشى · فسفريلدارشدن نوري · فسفریلدارشدن
oxide اتیلن اکساید · اکسید · اکسید سرب · توتیای حمراء · توتیای قرمز · خاك سرخ
oxides اکسیدها · نیتروژن اکسیدها · ناكس · دياكسيدها · مونوكسيدها
oxidizable قابل احتراق
oxidoreductases آسكوربات اكسيداز · آسكورباز · اكسيدازها · الكل اكسيدوردوكتاز · اکسیدوردوکتازها · تيروزينازها
oxidoreductions انتقال الكترون · واكنشهاي رداکس
oximes اکسیمها
oxisols اكسيسولها · خاکهای لاتریت · فرالسولها · لاتوسولها
oxocarbinic فرومیک اسید
oxomethanol فرومیک اسید
oxtongue گل گاو زبان · گاوزبان
oxus آمو · آمودریا
oxya اکسیا
oxyartes وخشارد
oxycantha ایکاش · بهار جوانی · ریعان شباب · ماه مه · ممکن است · شاید
oxycarboxin اکسیکربوکسین
oxycarenus اکسیکارنوس · اکسیکارنوس هیالینیپنیس
oxychloride مس اکسیکلرید
oxycoccus واکسینیوم اکسیکوکوس
oxydemeton اکسیدمتون متیل
oxyfluorfen اکسیفلوروفن
oxygen اكسيژن · اکسیژن · اکسیژن محلول · ترشمایه · خواست اکسیژن زیستشیمیایی · مصرف اکسیژن
oxygenase روبیسکو
oxygenated زنگ زده
oxygene اکسیژن
oxyhaloidae اکسیهالوییده
oxymel سر کنجبین · سر کنگکبین · سکنجبین · سکنحبینی
oxymonadida اكسيموناديدا · اوگلنيده · تاژكدارها · تاژکداران · ديوتاژكداران · ساركوماستيگوفورا
oxymoron واژگونه
oxyneurine اكسينورين · بتائین · بتانين · ليسين · گليسينبتائين
oxyopes اکسیوپس
oxyopidae اکسیوپیده
oxysaccharum سرکه شیره
oxysporum فوزاريوم اكسياسپوروم فازئولي
oxystoma کولیکوییدس اکسیستوما
oxytenanthera اکسیتنانترا · اکسیتنانترا آبیسینیکا
oxytetracycline اکسیتتراسیکلین · ترامايسين
oxytocic دردتند کن
oxytocin اکسیتوسین
oxytropis اکسیتروپیس · جنس ناومنقاری · جنس گونآسا
oxyuridae اوکسیوریده
oxyuris اکسیوریس
oyebola جیمز اویبولا
oyster اویستر · شسن · صدف خوراکی · پرورش صدف خوراکی · گوشماهی · تلفایریا
oystercatchers مرغهای صدفخوار
oysters اویسترها
oyu چو ایو
oz اونس تروا · اونس سیال · اونس
ozan قزل اوزن
ozena قرحۀ بینی
ozonation ازنسازی
ozone ازن · حفره ازن · فرسايش ازن · فرسايش لايه ازن · لایه ازون · لایه اوزون
ozonium ازونیوم
ozonization ازنسازی
Dictionary data from PanLex , licensed CC0 1.0 . Persian (pes-000) expressions joined to English glosses through shared PanLex meaning ids, senses ranked by the number of corroborating meaning groups, glosses longer than 6 words dropped, and an English-to-Persian index added.