English – دری : W
1180 of 64884 words
w این چهارشنبه · تئودور آدورنو · تلسکوپ کک · جورج دبلیو بوش · جورج هربرت واکر بوش · دیوید وارک گریفیث
waco حادثه واکو · ویکو
wad فشردن · لایی · لقمه جویده · پرکردن
wadded ساویس · خرقه
waddle تلو تلو خوردن
wade خوض کردن
wadi خشکرودها · وادی الحیاه
wading استخر کودکان · خوض
wafer نان فطیر
waffle مردد بودن · بی میل بودن
waft سبك رفتن · وزش نسیم
wag دم تکاندادن · دم جنبابدن · حرف مفت
wage اجرت · جہاد کردن · دستمزد · مزد · کارمزد · توافقنامههای دستمزد
wager جناغ · شرط بستن · جناغ شکستن · شرط · گرو بستن · رهن
wages اجیر کردن · دست رنج · دست مزد · روزمزد · مزد دادن · اجیری
wagging حرف مفت
waggish شنك · شنگول
waggishness خوش مزگی
waggle چرخ خوردن
waggon واگن · ارابه
waging غزا · متحارب
wagner ریچارد واگنر
wagon واگونت · اتومبیل پلیس · واگون راه آهن · گنبد دالانه · واگون · کاروان
wagoner واگونچی
wagonette واگونت
wagons واگنها · گاریها
wagtail دم جنبانك · دمجنبانک · سریچه · شقائك
wahhabi وهابی
wahhabism وهابیت
wail شیون کردن · ویله · دهاز · شیون · عزاداری کردن · ضجه
wailing ازیز · زوزه · شیون
wain بنات النعش · ماشین
wainscott تخته بندی کردن
wainscotted تخته پوس
wainscotting تخته بندی
wais میرویسخان هوتک · بالا تنه
waist بسته میان · دور کمر · شال کمر · میان تنه · کمر · بروفه
waistband کمر بند · کمربند · کرست · ارسی · پنجره
waistcloth کرست
waistcoat جیب جلیتقه · ژیله · جلیقه · جلیتقه
waistline دور کمر · میان تنه · کمر
wait ترقب · ربص · صبر کردن · گوش خواباندن · انتظار داشتن · وایسادن
waited مخدوم
waiter پیشخدمت · خدمتگذار · گارسون · سینی · دلاك
waiting انتظار مکالمه · باانتظار وصول جواب · در انتظار گودو · دیده براه · فهرست داوطلبان · معطل ماندن
waits الصبر مفتاح الفرج · تام ویتس
waive اسقاط کردن · جریمه دادن · گذشت کردن
waiver صرفنظر · چشم پوشی
wajda آندره وایدا
wakashan زبان واکاشی
wake بیدار شد ن · جزیره ویک · بیدار شدن · متنبه شدن · تیقظ · شب زنده داشتن
wakeful ساهر · شب بیداری · شب زنده داشتن · هشیار · بیدار · شب رنده دار
wakefulness بيداري · بیداری · سہاد · سہر · شب بازی
waken بیدار شدن · بیدار ماندن · بیدار کردن
wakening بیداری
waker بیدار کننده
waking ساهر · هشیار · بیدار · بیداری
walamo والامو
walcott تئو والکات
wald رابرت والد
waldo رالف والدو امرسن
wale تیر افقی · محل سوختگی · شکاف سقف · طوقه · کهیر
wales جیمی ولز · نیو ساوت ولز · ویلز
wali حاجی بکتاش والی
walk بامن قدم بزن · راه رفتن · راه رونده · ریور واک سن آنتونیو · سیران · قدم زنى
walken کریستوفر والکن
walker ماشی
walking تراکتورهای رونده · تمشی · در حال قدم زدن · دلیف · ولگردی · چوبدست
walkover اسباب بازی · بازیچه
walks کناره گرد · خیابان بندی
wall دای · ديوار · دیوار · دیوار برلین · دیوار بزرگ گرگان · دیوار حائل
wallaba اپروآ
wallabies ماكروپوس · والبيها · گانگروها
wallaby دانتونیا · علف والبي
wallachia افلاخونیه · والاشی · والاچیا · افلاق
wallacia والاسیا
wallenberg رائول والنبرگ
walleriana امپاتیانس والریانا
wallet خرجین ترکی · کيف پول · توشه دان · خلیطه · کيف اسناد · خرجین
walleye ماهی پولاک آلاسکا · ماهی سوف
wallflower خیری · گل شب بو
wallis جزایر والیس و فوتونا · والیس و فوتونا · وقت والیس و فوتونا
wallon هنری والون
walloon والونی · والوونی
wallow وجد کردن
wallpaper کاغذ دیواری · کاغذدیواری · کاغذدیواری کردن
walls حفرههاي سلولي · دیوارها · دیوارههای سلول · دیوارههای یاخته · کاغذ اطاق · کمند انداز
wallwort اذن الفار
walnut چوب گردو · گرد کان · گردو · یادبود ملی والنات کنیون · جوز · جوگلانس نیگرا
walnuts گردوها · گردو بازی
walrus شيرماهی · فیل دریایی · گراز دریایی · شیر ماهی · فیلماهی
walruses فیلهای دریایی · اودوبنوس · گرازماهيها
walt شرکت والت دیزنی · والت دیزنی
waltari میکا والتاری
walter استادیوم فریتز والتر · والتر اولبریخت · والتر بنیامین · والتر گروپیوس
walther والتر نرنست
waltz والس
wamble چرخ خوردن · تهوع
wampee کوشاب
wan رنگپریده · رنڭ پریده · کم خون
wand عصای سلطنتی · اقتدار
wander دربدر شدن · سرگردان شدن · سرگردان کردن · پیچ وخم داشتن · آوارء شدن · اواره بودن
wanderer سلندر · سرگردان · سیار · کوه گرد · مرغ مهاجر · ولگرد
wandering بیراهی · کوه گردی · قلندر · ولگردی · ویلان · ویلانی
wanderingly قلندرانه
wandoo اوکالیپتوس واندوئو
wane محاق · یائسه · کم وکاستی · جزر · فرونشینی
wangiella اگزوفیالا · وانژيلا
wangle بدجلوه دادن
wanhope امكان ناپذيرى
waning برآمدگی سوی کمرنگی · هلال سوی کمرنگی
wank استمنا · جلق · جلق زدن
wanker دستخوش امواج · خوراک سگ · زن کثیف
wanness زرد رنگی
want احتیاج · میخوام بدونم · میخواهم بدانم · بی استحقاقی · بی تدبیری · بی سلیقگی
wanted خواسته
wanting بی همه چیز · بیروزی · ضعیف النفس · دارای کمبود · ناکارا · بینیاز
wanton بازیگوش · بیعار · لش · بی قباحت · بازیچه قرار دادن · حرف نشنو
wantonly الواط بازی درآوردن · بیعاری کردن
wantonness بیعاری · بی خیالی · رهاسازی · بازیگوشی
wants حاجات · حوائج
wapiti آهوي سرخ · بزرگگوزنهاي شمالي آمريكايي · سرووس الافوس · واپيتي
war اسیر · اعلان جنك · اعلان جنك دادن · انقلاب آمریکا · بازی رایانهای اکت آف وار · بندی
waray وارایی
warble اسبمگسان · خرمگسها · مگسهاي انگلي
warbler آلو چه خورك · آلوچهخورک · سسك · لاسکوی · سسک · نغمه سرا
warbling غرد
warcraft روز اژدها · هنر نبرد · وارکرفت
ward دفع خطر کردن · دفع کردن · توجه کردن
wardak ولایت وردک
warden شکاربان · هنگ سوار · سرپرست · کلید دار · زندانبان
wardens مامورين آتشنشاني جنگل · نگهبانهاي آتشنشاني · نگهبانهاي پیشگیری از آتشسوزی · آتشنشانان · اولیاء
wardership زندانبانی
wardrobe اشکاف · جارختی · حامه خانه · رخت دار خانه · ىتخر اج · جا لباسی
wards مدنڭ · بعد
ware اجناس · متاع · حذر کردن · کالا
warehouse انبار · انبار گمرک · انباری · افستیا · انبارداری · بيد انباري گرمسيري
warehousing انبارداری
warfare جنگ اعصاب · جنگاوری · رزم آرا · رزم آرای · جنگ · رزم آزما
warfarin وارفارین
wargaming رزمایش
warhead راکت
warhol اندی وارهول
wariness خویشتن داری · زنہار
waris واریس دیری
warlike جنگی · رز مجو · رزمجوی · جنگار · مرد جنگی · مرد نبرد
warlord جنگ سالار · فرمانده ارتشی
warlpiri وارلپیری
warm تفیدن · جبهه هوای گرم · راه اندازی گرم · شروع گرم · فصل گرما · گرم
warmblooded خو ن گرم
warmheartedness با محبت · خونگرمی · علاقه
warming گرمایش زمین · مهمانی منزل مبارکی
warmness ابت · درجه حرارت · با محبت · خونگرمی
warmonger طالب جنگ
warmongering نظامیگری
warmth گرمی · تفت · هرم · گرما
warn هشدار دادن · تحدیر تمودن · متنبه کردن · دلسرد کردن
warned متنبه شدن · متنبه
warner برادران وارنر · منذر
warning خدمات اگاهیدهنده کشاورزی · خدمات هشداردهنده کشاورزی · سیستمهای هشداردهنده زودرس · عبرت · اخطار · چراغ خطر
warp تاب برداشتن · تار · تانه · چپ راست · تار و پود
warping معوج شدن · ناهنجاريهاي چوب · نقایص چوب
warplane هواپیمای جنگی
warrant استوار · حکم اعدام · حکم نامه · حکم کتبی · تعهد · گارانتی
warranted ضمانتی
warrantee گارانتی · تعهد · تضمین
warranter ضمانت کننده · کفیل
warrantor ضمانت کننده · کفیل
warrants اسناد
warranty گارانتی · ضمانت · تعهد · ضمان
warren وارن بافت · شکارگاه
warring جنگ طلب
warrior جنگاور · رزمجو · جنك ساز · کین آور · جنگار · قہرمان
warriorlike جنگی
warriors مبارز طلبیدن · گلدن استیت واریرز
wars جنگ ستارگان · جنگ های ایران و روم · جنگهای گالی · فهرست نبردهای ایران و یونان
warsaw ورشو · پیمان ورشو
warship ناو جنگی
warszewiczia وارزهویکزیا · وارزهویکزیا کوکسینئا
wart ثوء لول · زگیل · ژخ · گندمه
wartlike زگیلی
warts ثالیل · زگيلها · پاپیلوم
wartwort گلسنگ
warty زگیل دار
wary با ملاحظه · بسیار محتاط · خویشتن دار · احتیاط کار · هوشیار · باخبر
was آنموقع دستم خالی نبود · ازاو بمن فیض رسید · ازبام افتاد · بخیه برروی کارافتاد · بد کاری کردید · بدلم افتاد
wasabi واسابی
wasef واصف باختری
wash خودشویی · شستن · کارواش · از حلوا حلوا گفتن دهن شیرین نمیشود · رختشوی خانه · شست وشو کردن
washables رختشوی خانه · لباسشویی · شستشو · غسل
washcloth کیسه حمام · لیف
washed شسته · غسیل · شستگی · شستنی
washer غاسل · غسال · مرده شوی · واشر · پولك فنری · پولڭ
washerman جامه شوی · گازر
washers تجهیزات پاکیزهسازی · شستشوكنندهها · پاككنندهها · پاككنندههاي با خلا صنعتي
washerwoman جامه شوی
washes شوینده · آكريفلاوين · آنتیسپتیکها · باكتريایستانها · زدايندههاي شير · شویندههای پستان
washing روشویی · شستشو · ماشین لباسشویی · مرده شوی خانه · مرده شویی · سرشویی
washington جرج واشنگتن · حاجی واشنگتن · دانشگاه ایالتی واشنگتن · دانشگاه جرج واشنگتن · دانشگاه واشنگتن · دانشگاه واشنگتن در سنت لوییس
washingtonia جنس نخل بادبزنی · واشینگتونیا
washleather جیر
washo واشویی
washout شكست
washrag کیسه حمام
washroom حمام
washy رقیق · آبکی · بی مرق
wasit استان واسط
wasp مگس مازو · گبت · زنبور · مگس انگبین
wasps زنبورهاي دمشاخي · سیرکس · زنبوران · زنبورها · زنبورهاي درشت
wassily واسیلی کاندینسکی
wast بودی
wastage اتلاف · تضییع · ضایعات
waste بهکاربری پسمانده · خاكرندههاي چوب · خاکسترسازی پسمانده · دفع پسمانده · عجله کار شیطان است · فضولات
wastebasket سطل کاغذ باطله
wasted هرزرفتن · سیاه روز · بی نفع
wasteful بی فایده
wasteland زمین مرده · زمین بایر
waster ولخرج
wastes ضايعات آلي · ضایعات صنعتی · ضایعات غذایی · پسماندهها · پسماندههاي زيستي · پسماندههای آلی
wastewater آبیاری با پساب · تصفیه پساب · پساب · فاضل آب · پسابهای مزرعه · فاضلاب
wasting اضاعه · تفریط · ضعف بنیه · اختلالات تغذیهای · تضییع · نزاری
watch بساعت من · تماشاکردن · دیدبان حقوق بشر · دیدهبان · ساعت جیبی · ساعت دسته کوك
watchband سر دست · بازوبند
watchdog سك حارس · سگ نگهبان · نگهبان
watched نظربند
watcher مراقب · گاوران · مہيمن · دیدبان
watchful متنبه
watchfulness چالاکی · مراقبت
watching حاضر و ناظر · ترقب · ترصد · مترصد
watchlist فهرست پیگیریها
watchmaker ساعت ساز · ساعتساز
watchmaking ساعت سازی
watchman چوبڭ زن · کشیکچی · کشیك
watchstrap سر دست
watchtower برج مراقبت · برج نگهبانی · دید گاه
watchword اسم شب · شعار حزب · جیرو
water آب · آب آبیاری · آب آشامیدنی · آب آهن جوشان · آب انداختن · آب بدن
waterbird واک
waterborne بیماریهای آبزاد
watercloset بیت الخلا · مبال · ادبخانه · مبرز
watercolor آب رنگ
watercolour اورنك
watercourse آبرو · مسیر ابی · آبگذر · راه آب · قنات
watercraft رگ · شنا · شنا کردن
watercress آبتره · شاهی آبی · سیزاب · ترتیزک
watered خارا · سیراب · ریان
waterer بچه سقا
waterfall آبشار · فوران
waterfalls آبشارها · آبشيبها
waterfowl مرغ آبی · واک · پرندگان آبزي · پرندگان آبي · مرغابی
waterfront در بارانداز · اسکله
watering آبدهی · آبپاش · آبیاری · چشمه معدنی · آبگیری · اسقاء
waterless خشک · لم یزرع
waterlily نیلوفر آبی
waterlogging غرقابشدگی · تجمع آب · تحمل آب · تحمل به خاكهاي مرطوب · تحمل تجمع آب · تحمل غوطهوري
waterloo دانشگاه واترلو · واترلو
waterman قایقران
watermark ته نقش · نقشآب
watermelon تربز · خربز · هندوانه · آبخوست · بطیخ · خربزه
watermelons هندوانهها
watermill آسیای آبی · آسیاب
waterproof واترپروف · رطو بت ناپذیر
waters آبمعدنیها · آبهاي درونمرزی آسيايي · آبهاي درونمرزی آفريقايي · آبهاي درونمرزی آمريكاي جنوبي · آبهاي درونمرزی آمريكاي شمالي · آبهاي درونمرزی اروپايي
watershed آبخیزداری · نقطه تحول · مقسم · مرحله قاطع · نقطه برگشت
watersheds آبپخشانها · حوضه آب زيرزميني
waterspout گردباد دریا · گردباد دریایی · طوفان · بارندگی زیاد
waterspouts گردبادهاي دريايي · گردبادها
waterstuff هیدروژن
watertight مجرای تنگ
waterway حمل و نقل آبی · مسیر ابی · آبراه
waterways راههاي آبي درونمرزی · راههای آبی درونبوم
watery آبکی · آبناك · اوژنیا آکوئهآ · درخت جام آبدار · سيزيژيوم آكوئوم · مائی
watson اما واتسون
watt جیمز وات · وات
wattle دگلان · آكاسياي نقرهاي · آکاسیا دآلباتا · زایدۀ لخمی · لار · لاله گوش
wattled سیاج
watts وات
wau توضیح شبانه روزی ویندوز
wave موج · موج آب · موج سینوسی · موج لرزهای · موج نو · کوهۀ آب
wavefunction تابع موج
wavelength طول موج
wavelike پر تلاطم · پرچین و شکن
waver تبصره قانون · معطل ماندن · یکدل و دو دل بودن · مردد بودن · به هدف خوردن · بی میل بودن
wavering متذبذب · متردد · یکدل ودودل · دلدل کنان · دو دل · دو دله
waves امواج · امواج صوتي · موج حیز · صوت
waving اهتزاز پرچم · تکان دادن دست · پرچم در اهتزاز · پرچم مشکی در اهتزاز · حرکت موجی
wavy خط موجدار · پر تلاطم · پرچین و شکن · موجی · مواج · موجدار
waw واو
wax تشمع · لوبیا چیتی · موم · مومی · وخشیدن · کاغذ مومی
waxcloth مشمع
waxed مشمعی
waxen مومی
waxes مومها
waxing برآمدگی سوی ماه تمام · مومسازی · هلال سوی ماه تمام
waxworker مومگر
waxy ذرت مومی
way آسمان دره · اتهاما · از سر · استفهاما · استیضاحا · اسهل طرق
waybill بار نامه
wayfare مسافرت
wayfarer رهرو · رهنورد · عابر · سالك
wayne جان وین · فرودگاه متروپولیتن وین کانتی دیترویت · فوارههای وین · فورت وین · وین رونی
ways تامین معاش · راه ورسم · روشها · روشهاي پژوهش · وجوه · طرق
wayside سرنشین · ایستگاه فرعی · کنار جاده
wayward خودسر · خودرأی
wbc گلبول سفید خون
we بالای چشم ما · بودیم · جای شما در مہمانی خالی اود · جای شمارا هم خالی کردیم · خیلی وقت داریم · رأی ما بر این قرار گرفت
weak اندرکنش ضعیف · بی بنیه · بیحال شدن · حرف علة · حروف علت یا عله · سست بازو
weaken مضعف · سست کردن · ضعیف کردن · بیقوت کردن · تضعیف کردن · زبون ساختن
weakened تکیدن · ضعیف شدن · افکنده سم · شکسته بال · افتاده · عاجز شدن
weakening فتور پذیر · معجز · فتور نا پذیر · اضعاف
weakest پساب
weakfish نرمهماهی · قزلآلاي دريايي شني · قزلآلاي دريايي لكهدار · ماهي باس سفيد دريايي
weakling ضعیف
weakly عاجزانه · خسته مزاج
weakness تنگسار · خرع · ضعف پا · پر افکندن · پر انداختن · کم زوری
weal محل سوختگی · تیر افقی · سعادت · کهیر
wealth از دولت شما · ازدولت سرشما · ثروت · دولت بہم زدن · دولت خواه · منابع ثروت
wealthiness دارندگی · ثروت
wealthy صاحب مال · چیز دار · با ثروت · باچیز · ثروت مند · دولتمند
wean از شیر گرفتن · ترك عادت دادن
weaned از شیر گرفه · شیر بریده · فطیم · مفطوم
weaning از شيرگرفتن · از شیرگیری · دامخوراکهای بعد از شیرگیری · وزن از شیرگیری · فاطمه · فصال
weapon جنگافزار هستهای · حربه · سلاح · سلاح هستهای · اسلحه · جنگ افزار
weaponed مسلح · مسلحانه
weaponless بی سلاح
weaponry تهیه سلاح
weapons اسلحه · سلح · تهیه سلاح
wear تدریجا تحلیل رفتن · جوان ماندن · خسارت حد مجاز · خسارت حد معمول · در گوش کردن · دستکش دست کردن
wearable لباس زیبا
wearer پوشنده
wearied تکدر · بشار · تنك آمدن · بیزار · گرانجان · زله
weariness سیری از جان · فروماندگی · ملال · گرانجانی · ضجرت · خستگی
wearing احرام · تاجور · دستاربند · کلاهی · کلایی · جان فرسا
wearisome ملال انگیز · کسل کننده
wears قصب پوش · پلاس پوش · عباپوش · فکلی · پوشنده
weary از پا افتاده · بیزار · سرگذشته · گربه بهتزده · بیزار کردن · خانه بیزار
wearying املال
weasel راسو · قاقم · خز · دله
weasels راسوهای دمدراز
weasley جینی ویزلی · رون ویزلی
weather آب و هوا · اداره هواشناسی · جبهه هوا · دادههای وضع هوا · شرایط هوایی · مخاطرات هوایی
weathercock بادنما
weathering هوازدگی
weatherman هواشناس
weathervane بادنما
weave بافت ساده · بافتن · تنانیدن · تنودن · تنیدن · پیچ وخم داشتن
weaver بافنده · جامه باف · جولا · زرباف · زری باف · نساج
weaverbird بافنده · جولا
weaving بافندگي صنعتي · بافندگی دستی · جولاهی · زربافی · شعر بافی · صنعت الیاف
web اتصال شبکه · بافته ابرگی · تار عنکبوت · تارنما · تغذیه شبکه · تکه شبکه
webb سام وب
weber ماکس وبر
weblog وبلاگ
webology وبشناسی
webpage صفحات اینترنت
webs زنجیرههای غذایی · شبكههاي غذايي
website جدید کردن ویندوز · شبکه فریبکار · وبگاه
wed زناشويي · این چهارشنبه · عروسی کردن · چهارشنبه · شوهر دادن · ازدواج کردن
wedded مزدوج
weddell دریای ودل
wedding بیوگانی · جشن عروسی · عروسی · لباس عروس · پیوگانی · ماه عسل
wedge فانه · قاچ پنیر · چوب شکن · چوبشکاف · گاوه · صدفهای مرجانی
wedged تحت فشار · کارگذاشته شده
wedgwood جوزایا وجوود
wedlock حلال زاده · عزر · زناشوهری · زناشویی · نکاح · عروسی
wednesday عدال · چهارشنبه · چہار شنبه · چہارسنبه · این چهارشنبه
wee لحظه ای · جیش
weed تجهیزات کنترل علف هرز · رقابت علف هرز · رقابت علف هرز زراعي · زریر · علف هرز · علف هرزه
weeder بن کن
weeders تجهیزات کنترل علف هرز · كجبيلهاي وجينكردن · وجينكنها
weeding وجينكردن دستي · وجین · وجینکردن · تجهیزات کنترل علف هرز · كجبيلهاي وجينكردن · وجينكنها
weeds علفهاي هرز آبي · علفهای هرز · علفهای هرز آبزی · علفهای هرز چندساله · علفهای هرز یکساله · دسمودیوم
weedy علف زار
week از امروزیك هفته · این هفته · روز هفته · سه شنبه هفته دیگر · ناف هقته · هفت روز
weekday روز هفته
weekend آخر هفته · اخر هفته · روز شکرگزاری
weekly روزنامه هفتگی · هفته بہفته · هفته واری · هفتهنامه · هفتگی · ویکلی استاندارد
weeks دوهفته · هفته · چهارده روز
ween الیکایی
weenie داشهوند · ساندویچ سوسیس
weep از خوشی گریستن · های های گریستن · گریان شدن · گریانیدن · اشک ریختن · بگریه در آوردن
weeper باکی · گرنیده · گریه کن · مویه گر
weeping بید مجنون · گریه کنان · باکی · خونبار · سالیکس بابیلونیکا · مندب
weevers زهرماهیان · نيشماهي
weevil سوسه · سیکڭ · مولنجه · آفت انباري غلات · سرخرطومي دانه برنج · سیتوفیلوس اوریزائه
weevils سوسكچهها · شپشکان
weewee بول
weft دست بافت · پود · پارچه کتانی
wegering شرط بندی
wegner آرمین وگنر
wehbe هیفا وهبی
weigela ويژليا · ویژلا
weigelia ويژليا · ویژلا
weigh سختن · شکسته کردن · قپان کردن · لنگر کشیدن · وزن داشتن · وزن کردن
weighbridge باسکول
weighed سخته
weigher ترازو دار · قپاندار · صراف سخن
weighing سنك ترازو · قپانداری · وزنسنجی · ممقياس
weight افزایش وزن · زیانهای وزنی · سنك تمام · سنك کم · مثقال · موازن
weighted سنجیده · سنگین
weightlessness بیوزنی · ريزگراني · جاذبه صفر
weightlifter وزنهبردار · بالابر
weightlifting وزنهبرداری
weights اوزان · کم فروشی · اثقال
weighty ثقیل · لنگر دار · وزین · گران سنڭ
weihnachten عید میلاد مسیح · عید نوئل · کریسمس
weimar جمهوری وایمار · وایمار
weinberg استیون واینبرگ
weir ورغ
weird خارق العاده · مرموز · سحر آمیز
weirs سرریزها
weizmann حاییم وایزمن · موسسه عالی علوم وایزمن
welcome اهلا · خوش آمدی · خوش آمدید · خوش اومدی · خوش اومدین · خوشامد
welcomer خوشامد گو
welcoming مهمان نواز
weld جوش دادن · جوش خوردن · جوش
weldable جوش خور
welded پر خون
welder جوشکار
welding تجهیزات جوشکاری · تجهیزات نگهداری · نقطه جوش
welfare آسایش جانور · اقتصاد رفاه · اقتصاد رفاه عمومی · حزب رفاه حیوانات آلمان · رفاه · رفاه اجتماعی
welkin کره آتش · گنبد نیلگون · گرودمان
well آفرین · او بامن خوب است · بچم · تبرك · تمکن · تیمن
wellaccented خوش لہجه
wellbeing اسایش · شادکامی
wellborn نجیب زاده
welldisposed خوش نہاد
wellerism ولریسم
wellestablished متمکن
wellflavored خوش مزه
wellhead سر دیوار · سر چشمه
wellington ولینگتون · چكمه
wellingtons چكمه
wellintentioned خوش نیت
wellmade خوش ساخت
wellness سلامت · نیکی · تندرستی
wells هربرت جرج ولز · چاهها · دولابی
wellsalted خوش نمك
wellset خوش اندام · خوش هیکل
wellshaped خوش ساخت · خوش قواره
wellspring سر چشمه · سر دیوار · اصل وسرچشمه · منبع خبر · سرچشمه
wellventillated خوش هوا
welsh زبان ولزی · ولزي · ولزی · ولزیها · ویلزی · پياز
welshman ولزي
welshwoman ولزي
welt محل سوختگی · تیر افقی · مغزی · کهیر · صابون زدن
welter آغشتن · درهم ریختگی
weltering آغشتگی
welwitschii كوفئا آرابيكا استولمانياي · كوفئا اوگانده · كوفئا روبوستا · كوفئا كيلوئو · كوفئا ماكلودياي · كوفئا ولويتشياي
wen سلمۀ شحمی · جدر · سلعة · سلعه
wench دختر دهقان
wend نقطه تحول
wende نقطه تحول
wendell الیور وندل هلمز
wenders ویم وندرس
wendy وندی لارنس · تاتر
wenger آرسن ونگر
went خودش رقت · رفت
wenyonella ونیونلا
wep محدود سازی معادل سیم دار
were بودید · بودیم · وقتی یتیم بودیم · ازبام افتاد · طاسش · بقولی دو نفر و بقولی سه نفر بردند
werewolf گرگینه
werner ورنر کارل هایزنبرگ
wes وس مانتگومری
wesselsbron فلاویویروس · ويروس وسلزبرون
west آلمان غربی · استان آذربایجان غربی · باختر · باد پس پشت · بنگال غربی · حافقان
westbound عازم
westerly غربی · عازم
westermani پاراگونیموس وسترمانی
western آسیای غربی · ارقام غربی · ارمنی غربی · اروپای غربی · استانهای غربی · استرالیای غربی
westerner غربی · باختری
westernise غربی شدن · غربی کردن
westernize غربی شدن · غربی کردن
westerr غربی
westerwelle گوئیدو وسترله
westiellopsis وستیلوپسیس
westminster کلیسای وستمینستر
westward عازم
westwood گورستان وستوود
wet تر کردن · تغذیه مرطوب · خبس عرق · خیس · فصل بارندگی · نمناک کردن
wetback ساندویچ
wether قوچهای اخته
wethers قوچهای اخته
wetland برنج نمزار · خاکهای مرطوب · زمین مرطوب · کولاب · تالاب
wetlands نمزارها · بطلق · مانداب
wetness تری
wetting سورفکتانتها · شويندهها · عوامل فعال سطحي
weymouth كاج ويموس · پینوس استروبوس · کاج سفید
wfp برنامه جهاني غذا · برنامه جهانی غذا
whacking بسیار عظیم
whale روغن نهنگ · سمك یوسف · نهنگ · نهنگ آبی · نهنگ تیغباله · نهنگ در حال آبفشانی
whalebone استخوان نهنگ · باله · ماهی سیم
whales نهنگها · شيارنهنگ
whaling شکار نهنگ
whap جوراب پوشیدن
wharf بارانداز · جتی · پهلوگرفتن · بار انداز · اسکله · لنگر انداختن
wharfage حقوق بندری · بارانداز · جتی
what آنچه · از برای چه · از کی · ازچه جہت ـ چه جهت دارد · بد کاری کردید · بچه سبب
whatever هر آنچه · هر چه میل دارید بکسنید · هر
whatnot بازیچه کوچک · غیره · فلان
whatsoever هیچگونه · هر
wheal محل سوختگی · تیر افقی · کهیر
wheat آرد گندم · برغول · جاش · جمینیویروس کوتولگی گندم · مکسیپک · نان گندم
wheatberry بذر
wheaten گندمی
wheatgrass آگروپیرون کریستاتوم · تینوپیروم · علف گندمي · پسودورگنریا اسپیکاتا · چمن گندمي تاجخروسي · چمن گندمي تاجدار
wheather خواه
wheats گندمها
wheatstone سنك فسان · سنك چاقوتیز کنی
wheedle ریشخند کردن · خر کردن · زبان بازی کردن
wheedler دم باز · زبان باز
wheedling دم بازی · مداهنه · مداهن · زبان بازی
wheedlingly مداهنه کردن
wheel برۀ آسیا · برۀ چرخ · رول · فرمان اتومبیل · محور چرخ · مگس در هوا رگ زدن
wheelbarrow فورغون · گاری · فرقان
wheelbarrows چرخدستیها · فرقونها
wheelbase نتيجه مساوي
wheelchair صندلی چرخدار
wheeled تراکتورهای چرخدار
wheeler ویلیام مورتون ویلر · دوچرخه سوار
wheels چرخها · دوچرخه
wheeze خس خس · خس خس کردن
wheezing تنگ نفس · دچار تنگی نفس
wheezy تنگ نفس · دچار تنگی نفس
whelks صدفحلزونیها
whelm منکوب کردن
whelp تولۀ شیر · شبل · توله خرس · خرس بچه · شیربچه · توله
whelping برهزايي · بزغالهزايي · تولهزايي · خوكزايي · كرهزايي · گوسالهزايي
whelps توله زابیدن · توله گذاشتن
when از کی تا حالا · بخت که برمیگردد پالوده دندان می شکند · به هنگام · در زمان · زمانی که · هنگامی که
whence از کجا
whenever هر وقت · هرگاه
where القرض مقراض المحبت · بستان · تخت گاه ـ تختگاه · جای که · دامگاه · كجا
whereabouts کجا
wherefore برای چه · بچه جهت · بچه علت · بچه دلیل · چرا
wherever هر جا · هرکجا
whet آبچرا · تیز کردن · ابسار · فسان کردن
whether آیا · چه
whetstone سپاره · فسان · افسان · تیغ تیز کن · سنباده · سنبته
whetzelinia اسكلروتينيا ليبرتيانا · اسکلروتینیا اسکلروتیوروم · وتزلينيا اسكلروتيوروم
whey آبپنیر · آبپنیر خشکشده · خمير آبپنير · لور · ماعالجین · پروتئین آبپنیر
which آد م رو · باکور · خردیزه · راویز · سرشك آتش · سرغلیان
whichever هر
whicker خنده کردن · زیر لب خندیدن
whickers شرت
while بعد از چندی · بعد چندی · تاتنور کرم است بایدنان یخت · یك چندی · یکچند · روز کی
whim تلون مزاج · هوس · تمایل فکری · هردم خیالی · ویر · بوالهوسی
whimper شیون · ناله · ناله کردن
whimpering زرزر · زوزه
whimsey تلون مزاج
whimsical دهن بین · وسواس پیدا کردن · دمدمی مزاج · هردم خیال · بوالهوس · وسواسی
whimsicalness دهن بینی · تلون طبع
whimsy تلون مزاج
whin پروانه واران
whine ناله · نالیدن · نق زدن · شیون · فغان
whiney گله مند
whinny خنده کردن · زیر لب خندیدن
whiny گله مند
whip خرزن · تازیانه · ترکی دوزی کردن · دستانه · شلاق · قمچی
whiplash شلاق
whipped تازیانه خوردن · شلاق خوردن
whipping اهل بخیه · حرکت ضربهای · مکث کوتاه · یک دقیقه
whipple رصدخانه فرد لارنس ویپل
whips اسواط
whipster مرد رند
whipstitch اهل بخیه · مکث کوتاه · یک دقیقه
whipstitching اهل بخیه · مکث کوتاه · یک دقیقه
whir صدای وزوز · پروازکردن
whirl بادریس ـ بادریمه · حرکت چرخشی · مشروب خوردن · چرخ زدن · چرخش · گردبادی
whirlgig فر فره
whirligig فرفره · گرش · باد پر · یویو
whirling فر فر · چرخشی
whirlpool غرقاب · گرداب · عرقه گاه · ورطه · چرخ زدن · گردبادی
whirlwind دیوباد · زوبعه · گرد باد · عاصفه
whirlwinds گردبادها · گردبادهاي دريايي
whirlybird هلیکوپتر · بالگرد · هليکوپتر
whirr صدای وزوز · پروازکردن
whirring صدای وزوز
whisk گردگیر · جاروب کردن
whisker شارب · بروت
whiskers سبال
whiskery ریشو
whiskey ويسكي · ویسکی · ایرلندی
whisky ويسكي · ویسکی
whisper درگوشی · سرگوشی · فسفس · پچپچ · پچپچ کردن · بچ بچ
whispered سرگوشی
whispering نجوا
whisperingly بنجوی · زیرلب
whisting سوت
whistle سفلیدن · سوت · سوت زدن · سوت سوتك · شخلیدن · صفبر زدن
whistling صفیر
white آبلوج · آبلوچ · آقا بانو · ابیض · انقلاب سفید · انگورهای سفید بیدانه
whitebark كاج پوستسفيد · پینوس آلبیکولیس
whitebeams جنس بارانک · جنس تیس · سوربوس
whitefish ماهی سفید · شگماهي درياچهاي · ماهی سوف
whiteleaved آقپر
whiten سفید کردن · سفید کاری کردن
whiteners سفيدكنندههاي قهوه · جایگزینهای شیر
whiteness سفیدی · تباشیر · بیضی · سپیدی
whites سوزنك غیر مسری اناث · سیلان ابیض
whitesmith سفید گری · سفید گر
whitethorn ایکاش · بهار جوانی · ماه مه · ممکن است · ریعان شباب
whitethorns کراتگوس
whitewash دوغاب · شیر آهك · سفید کاری کردن · سفید کردن · ماست مالی کردن
whitewasher سفید کار
whitewashing سفید کاری
whitey مایل به سفید
whiting ماهی سفید · گل سفید
whitings ماهیان مرلان · ماهيان مرلان شاهي · منتیسیروس
whitish سفیدك · سفید فام · شیردار · پر از شیر
whitlow داحس · ناخن خواره · کژدمه · درد تاخن
whitney ویتنی هوستون
whitson پگی ویتسون
whiz شپاشاپ · شپشاپ · فشافاش · فشافش · غژ · پروازکردن
whizz غژ کردن · پروازکردن
who آئکه · آتش باز · آمر · افروزنده · الصبر مفتاح الفرج · اندوزنده
whodunit داستان پلیسی · رمان پلیسی · فیلم پلیسی
whoever هر آنکه · هر که
whole جزء و کل · جہان مطاع · خبکی در آوردن · داربرداری · شش دانك حواس · شوخی بد تر از جدی
wholeness بی عیبی · تمامیت · یگانگی
wholesale بار خانه فروشی · بارخانه فروش · بازاريابي فروش عمده · بازاریابی عمدهفروشی · تاجر عمده فروش · سقط فروش
wholesaler سودجو · کار چاق کن · بنکدار
wholesome سازگاربودن · خوشگوار · نوش جان · سازگار
wholesomeness گوارایی
wholly تمام آهنگی · بالکل · بالکلیه · تماما · درسته · يك قلم
whom مرسل الیه · کی · عوج
whomsoever هرکه را ـ هرکرا
whoop فریاد جنگ
whooping سیاه سرفه · سیاهسرفه
whop جوراب پوشیدن
whore جنده · راکاره · روسپی · زن قاحشه · شلف · مادر جنده
whoredom جندگی · قحبگی · فاحشگی · فحشا · تنفروش · روسپیگری
whorehouse جنده خانه
whoremonger زن باز · زناکار · زناء
whores خاطرات روسپیان غمگین من
whoring جنده بازی کردن · جندخ بازی
whorish بلایه کار · بلایه
whorishness بلایه
whorl حلقه
whorled حلقه شده
whose سیاه پستان · مکشوف العورت · پیوسته ابرو · تازه خط · دریا کف · سفته گوش
why ایمکه مایه ای ندارد · اینست که · برای چی · بچه دلیل · بیچون وچرا · ازچه جہت ـ چه جهت دارد
wibro پهنای باند بی سیم
wicca ویکا · راه
wich استرزاق کردن
wichita ویچیتا
wick افروزه · فتیله · فتیله ای · فتیله سوز · باریک شونده · چراغ
wicked بد روزگار · شرور · نابكار · پلید کار · اوارین · بدزهره
wickedly شرارت کردن
wickedness بد کرداری · طلاح · فجور · بد عملی · سیاه کاری · مفسدت
wicker سبدسازی
wickerwork بوریاپوش · سبدسازی
wicket پنجره مشبک · گیشه
wickshaped فتیله ای
wide شبكه گسترده جهاني · وب جهانگستر · پنجره بزرگ · پہن شدن · پہنی · کالار
widen فراخ کردن · وسیع کردن · پهن کردن · عریض کردن · پہن شدن · وسعت دادن
wideness فراخی · گشادی
widening تعریض
wideopen منفرج
wider وسعت دادن
widespread همه جا منتشر · گسترده
widget فلان چیز · چیز
widow ارمله · بیوه · بیوه زن · بیوه سیاه مدیترانه · بیوه شدن · سطر جا مانده
widowed بیوه
widower بیوه مرد · زن مرده · ارمل · مرد بیوه
widowers ایامی
widowhood بیوگی
widows ایامی
widsom فرزبود
width دولاعرض · دولاپہنا · پهنا · دامن دار · عرض · عریضی
wien ویلهلم وین
wiener داشهوند · ساندویچ سوسیس
wienerwurst ساندویچ سوسیس
wiesbaden ویسبادن
wife آموسنی · خدیجه · رویای زن ماهیگیر · زن دادن · زن دار · زن دوست
wig موی مصنوعی · کلاه گیس · کلاهگیس · گیس دستی · گیس عاریتی
wigging موی مصنوعی · کلاه گیس
wiggle وول خوردن · میخ زدن
wight آفریده · مخلوق
wightii نئونوتونیا وایتیای · گليسين جاوانيكا · گليسين وايتياي · گليسين پتيتيانا
wigner یوجین ویگنر
wii وی
wiki ویكی · ویکی · ویکیویکی
wikia ویکیا
wikibooks ویکینسک
wikihow ویکی هاو
wikimapia تویکیپدیا
wikimedia بنیاد ویکیمدیا · ویکیانبار
wikinews ویکیگزارش
wikipedia ویکی پدیا · ویکیپدیا · ویکیپدیای آلمانی · ویکیپدیای انگلیسی · ویکیپدیای انگلیسی ساده · ویکیپدیای فارسی
wikisource ویکینبشته
wikispecies ویکیگونه
wikstroemia ویکسترمیا
wiktionary ویكیواژه · ویکیواژه
wild اب کوهی · ازدو · اسپند · انگور جنگلی · اویشن شبرازی · ایهقان
wildcard نشانه عام
wildcat گربه دشتی · گربه وحشی · غیرمجاز
wilde اسکار وایلد · کیم وایلد
wildebeest گنو · اوريكس · بزهای کوهی
wilder بیلی وایلدر
wilderness غول بیابانی · ناحيه طبیعی حفاظتشده · نواحی طبیعی حفاظتشده · بیابان
wildfire آتشسوزی
wildfires آتشسوزی سرکش
wildfowl غاز وحشی
wildgrape پنجه کلاغ
wildlife حیات وحش · حیوانات وحشی · حفاظت حيات وحش · حفاظت طبیعت · ذخایر زيستكره · ذخایر طبیعی
wildly توحش کردن
wildness توسی · بی خیالی · رهاسازی · وحشی گری · درنده خویی
wile مغلطه
wiles اندرو وایلز
wilful قتل عمدی · خودرأی · خودسر
wilhelm فردریک ویلهلم ژوزف فون شلینگ · هگل · ویلهلم رایش · ویلهلم زایسر · ویلهلم لیبکنشت · ویلهلم وین
wiliness حیله گری · روباه صفتی
wilkie ویلکی کالینز
wilkworm کرم ابریشم · کرم پیله
will آزادکامی · آن معه را لولو برد · اراده · اراده کردن · این شام من نمیشود · اینکار زحمت شمارا کم خواهد کرد
willa ویلا فورد
willard جوسایا ویلارد گیبز · ویلارد ون اورمن کواین
willdenowii كلوسنا ويلدنووياي · کلوسنا دنتاتا
willem ویلیام دکونینگ
willful فتور و سستی
william ادوارد ویلیام لین · ویلهلم دوم · ویلهلم یکم · ویلیام · ویلیام اکام · ویلیام بلیک
williams جان ویلیامز · رابین ویلیامز · سونیتا ویلیامز
willie دگرشکلیهای فسفر
willing انشاءالله · داو طلب · رضامند · طائع · طایع · خواست
willingly بالطوع · بامیل · بخوشی خود · بطیب خاطر · راضیة · از دل وجان
willingness خدمت گذاری
williopsis هانسهنولا · ويليوپسیس
willis ویلیس کریر
willow بید · بید بید خشتی · بید مجنون · بید مشك · بیدسرخ · درخت بیدخشت
willowgrove بیدستان
willowherbs اوناگراسه · بيدعلفيها · تیره علف خر · تیره گل مغربی · سيرسئاسه · كامنريون
willpower تصمیم جدی · عزم راسخ · نیروی اراده
wills ماشاء الله
willy غيڼ · ویلی برانت
wilmington ویلمینگتن
wilson توماس وودرو ویلسون · رصدخانه کوه ویلسون
wilt ویروس پژمردگی لکهای گوجهفرنگی · پژمردگي آوندي · بیماری پژمردگی · خم شدن
wilting نقطه پژمردگی · پژمردگی
wilts بیماری پژمردگی · پژمردگي آوندي
wim ویم وندرس
wimax وایمکس
wimble سوراخ سنب · اسکنك · گرد بر · اسکنه · سوراخ کن
win بدست اوردن · فاتح شدن · فمار بردن · دستبرد کردن · فتح · گوی ربودن
wince رمیدن · مضایقه · بی اثر بودن · فنری بودن
winch هندل · چرخ چاه
winchester عمارت وینچستر
wind ادوات النفخ · ازیب · انرژي باد · باد · باد از خود سوا کردن · باد ازیب
windage باد خور
windbag کیسه باد
windbreak درختان بادشکن
windbreaks بادشکنها · كمربندهاي گياهي
windcatcher بادگیر
winded دمیده شده · ورم کرده · ثمین
winder کوک کننده
windfall باد آورده · شتل · باد آورد
windhoek ویندهوک
windiness دارای باد · وزش نسیمی
winding موشك پا يپیچ · پیچان · حجیم · کوك
windingpart دسته کوك
windingsheet کفن
windlass آهنجد · هندل · چرخ چاه
windmill آسباد · آسیاب بادی · آسیای بادی · برۀ آسیا
windmills آسیابهای بادی
window آقشقه · باد خور · بالکانه · رفرف · شیشه رنگی · قاب پنجره
windowpane جام پنجره · شیشه پنجره
windows آلان ویندوز وصل است · انتقال آسان ویندوز · به روزدرآوردن ویندوز · تصویر ویندوز · تقویم ویندوز · جانشین تصویری ویندوز
windpipe لوله هوا ی تنفسی · متعلق بقصبة الریه · قصبۀ الریه · قصبۀ ریه · لوله هوا · و تش
windrowers ردیفکنها · رديفسازها
windrowing ردیفکردن علوفه
winds بادخیز · بادها · ریاح · جهت باد · نسیمها
windscreen شيشه جلوی اتومبيل · پنجره اتومبیل
windshield برفپاککن · شیشهی جلو · شيشه جلوی اتومبيل · پنجره اتومبیل
windsor ویندزور
windstorm باد سریع
windsurf بادسواری
windward بطرف باد · جزایر بادگیر · سنت وینسنت و گرینادین · طرف باد · سنت وینسنت و گرنادین
windy باد خیز · بادخیز · شادی بخش · طوفانی · باد دار · پرباد
wine انگورهای شراب · باده · باده پرست · باده پیما · باده پیمای · باردان
wineberry روبوس فنیکولازیوس
winebibber می پرست · شر ابخوار · شرابخور · باده پیما
winebibbing باده گساری
winedrinker جرعه نوش · می آشام
winedrinking میگساری
wineglass لیوان شراب · جام شراب
winemaking تجهیزات شرابسازی · شرابسازی · شامپاينسازي · فنون شرابسازي
wineries کارخانههای شرابسازی
wines شامپانی و شرابهای گازدار · شراب پرت · شرابها · شرابهاي سيب · شرابهاي گازدار · شرابهای تقویتشده
wineskin خیک
winestrainer باده پالا
winfrey اپرا وینفری
wing بال · جرنغار · شاهپر · وینگ چون · پرۀ بینی · کنڭ
winged بالدار · مورچۀ پردار · اسب بزرگ · ذوالجناح · خلماش بالدار · دوبالیان
wingless بی بال
wings ارنبتین · اسکناس بالدار · بالزن · بالها
wingshaped بال مانند
wink چشم بر هم زدن · چشم برهم زدن · چشمک · چشمک زدن · ابرو زدن · چشمك زدن
winker چشم
winking ابرو زدن · نادیده گرفته
winkle چشمک زدن
winkles وینکلها
winks خواب کوتاه · چرت کوتاه · چرت
winner برنده · فاتح · برنده بازی · برنده مسابقه · پیروز
winning برد · فوتبال تکامل حرفهای · برد و باخت · فاتح · پیروز
winnings بدست اوردن · فتح
winnipeg وینیپگ
winnow افشان · افشون · بادافشان کردن · باد دادن
winnower باد افشان
winnowing بادافشانی · بواشه
winnowingfork انگشته
wino میخواره
winograd کمیسیون وینوگراد
wins رهرو آنست که آهسته و پیوسته رود · مهره گرنیك نشیند همه کس نراد است · درون پرور
winslet کیت وینسلت
winslow فردریک تیلور
winsome دلکش
winston وینستون · وینستون چرچیل
winter استقامت در زمستان · المپیک زمستانی · انقلاب شنوی · زمستان · زمستانی · شتاء
wintercherry عروسك پس پرده · کاکنج
wintercress ایهقان
wintering دامپروری زمستانه · دامپروری در زمستان · دامپروری طی زمستان
winterization زمستانیسازی
wintertide زمستان · زمستانی
wintertime زمستان · زمستانی
winterval نسبتا
wintry زمستانی
wipe پاک کردن · پاک کردن وسیله بیرونی · مسح کردن · ستردن · محو کردن · خشک کردن
wipeout ویرانی
wiper برف پاککن · برفپاککن · جاروب کن · پاک کن · رداینده
wiping امحاء · مسح · محو · رداینده
wire تور سیی · ساه سیم · سیم خاردار · سیم نلگراف · سیم کشی · سیم کشی کردن
wired محدود سازی معادل سیم دار
wiredrawer تارکش
wireless بی سیم · بیسیم · تلگراف بی سیم · شبکه بیسیم · شبکه محلی بی سیم · پروتکل کاربردی بیسیم
wireworms الاتریده · كرمهاي سيمي · ورجکان
wiring سیمکشی
wiry سیمی
wis بطور محرز
wisconsin ویسکانسین
wisdom بیتالحکمه · حکمت · خرد · خرد برور · خردمندی · دندان عقل
wise حسن رأی · حکمت آمیز · خردمند · خردمندان · خردپیشه · دانا
wiseana ویسئانا
wisely حکمیمانه · دانشمندانه · عاقلانه · خردمندانه · عارفانه · عالمانه
wisent ویسنت
wish آرزو بگور بردن · آرزو داشتن · ای کاش · خواهش کسیرا نجآاوردن · طمع خام · عنافیت باشدا
wishbone جناغ شکستن · استخوان جناق · جناغ
wished بکام · جای شمارا هم خالی کردیم · مستدعی ـ مستدعا · متمنی · خواسته
wishes فعال مایرید · فعال مایشاء · کام راندن · کامروا · ادعیه · از حلوا حلوا گفتن دهن شیرین نمیشود
wishful خواهان · ملتمس
wishing بدقمار · تحیت · دعا خوان · دولت خواه · استخوان جناق · خواهشمند
wislizenii کوارکوس ویسلیزانیای
wissadula ویسادولا
wistaria توروزاوتی
wisteria ویستاریا
wistful حسرتمند · حسیر
wit خزینه ای · شوخی زننده · شوخی کنایه دار · مزاح · سرعت انتقال · ظریفه
witch رابین شکارچی جادوگر · ساحره · سفرهماهی چشمچپ · عنبرهاي سايل · هاماملیس · حلواماهي خاكستري
witchcraft طلسم گری · افسونگری · سحر · کید
witchery افسونگری
witches گال طوقه · گالهای گیاهی
witching افسونگری · سحر آمیز
witchweed استریگا
with آب آوردن · آب زدن · آبتنی · آبله دار · آبله رو · آبله زار
withal از طرف ديگر
withania جنس مایهپنیر · جنس پنیرباد · ویتانیا · ویتانیا سومنیفرا
withdraw وظیفه بریدن · برداشت کردن · بی التفاتی کردن · کنار کشیدن · باز گرفتن · عقب کشیدن
withdrawal تجنب · رفع توقیف · نزع · کناره جویی
withdrawn دور افتاده
withe ترکه بید · درخت بید · بید
wither افسرده شدن · بخسانیدن · پلاسیده شدن · پژمردن · پژمرده کردن · بخسیدن
withered پژمرده · خشکیده · پژولیده · بخسان · بخس · پژمردگی
withering ذبول · ضعف بنیه · پژمردگی
withers جدوگاه · ناسور
withhold دریغ داشتن · مضایقه داشتن · نگاه داشتن · بخل کردن · دریغ کردن · مضایقه کردن
withholding دژمان · مضایقه · دریغ
withies ترکهها
within از داخل · از درون · ناهمگني ژنتيكي · ویثین تمپتیشن · گوناگوني ژنتيكي در گونه · گوناگوني ژني
withinside درون
without از بیرون · ازل · بدون هیچ قیدی · بلاتاخیر · بی · بی توقف
withstand مقاومت کردن با
withy ترکه بید · درخت بید
witless بیخرد · بی شعور · دیرفهم
witloof كاسنی فرنگی
witness استشہاد کردن از · بشہادت طلبیدن · جایگاه شهود · خدا را شاهد گرفتن · شاهد · شاهد زور
witnessed شہودی · مشہودات · مشہود
witnesses شواهد
witnessing شہود
wits ترکيب شده · دست وپای خودرا گم کردن · دست ازیا خطا کردن
witted چل
witten ادوارد ویتن
wittgenstein لودویگ ویتگنشتاین
witticism بذله گویی · لطیفه گویی · نکته دانی · نکته سنجی · نکته شناسی · دعابت
wittiness لطافت طبع · لطیفه گویی
witting قصدی
wittold کس ده زن · قلتبان · غراچه
witty لطائف و ظرائف · لطیفه گو · ظریفه · بذله گو · نکته دان · نمکین
wive زناشويي
wives دوزنه · سه زنه · ازواج
wizard برنامه خبره · برنامه خبره تنضیم بلندگو · برنامه خبره قابلیت دسترسی · برنامه خبره نصب چاپگر شبکه · جادوگ · حادوگر
wizardry جادویی
wizards واشینگتن ویزاردز
wk این هفته · هفته
wmo سازمان هواشناسي جهاني · سازمان هواشناسی جهانی
woa مساعدت درون خطی ویندوز
woad وسمه · ایزاتیس · هرهفت
wobble تاب داشتن · لمبر · لنگ بودن · اهتزاز داشتن
wobbly لرزان
woe بدا · واویلا · خاك عالم بر سرم · ویح · غصه · وای
woebegone حسرت زده
woglumi آلوروکانتوس ووگلومی
wohlfahrtia ولفارتیا
wolaytta والامو
wolf به وحشت انداختن · بچه گرگ · توبۀ کرگ مرگ استه · ذئب · صورت گرگ · گرڭ
wolffia عدسك آبي · عدسکیان · لمناسه · ولفيا
wolffish ماهي آزاد صخرهزي · گرگماهي · گربهماهي دريايي · گربهماهی دریایی
wolfgang ولفگانگ · ولفگانگ آمادئوس موتسارت · ولفگانگ بورشرت · ولفگانگ پاولی · ولفگانگ کلمنت
wolfhound سگ تازی ایرلندی · سگ گرگ
wolfish گرگسار · بسیار گرسنه · خیلی گرسنه · گرگ صفت
wolfishness گرگی
wolfram ولفرم ریسرچ · تنگستن
wolfsbane خانق الذئب · تاجالملوک
wollstonecraft مری ولستونکرافت
wolof ولوفی
wolverine ولورین
wolverines موستلیده
wolves با گرگها میرقصد · گرگها · گرگهای خاکستری · یك دسته گرك · كانيس لوپوس · كانيس مكزيكانوس
woman آرمه · استرون · اعتداد · باد سین · جر آمدن · خرام
womanhood حس زنانگی · زنی · زنیت · عالم نسوان · وظایف زنانه
womanish زن سیرت · زن صفت
womanize زنانه شدن
womanizer زنباره · دخترباز
womankind گروه زنان · زنان
womanlike صفات زنانه
womanliness صفات زنانه
womanly زنانه
womb بچه خور · بچه خوره · زهدان · عنق رحم · آبسته · ابسته
wombat وامبت
wombs بطلون
women برداشتن نقاب زنان · تفرث · حوریه · دو زن دست در دست · زن دوستی · زنان
won برد و باخت
wonder تعجیب · شکفت انگیز · شگفت انگیز · شگفتی · شگفتیدن · قیامت کردن
wonderful چه زندگی فوقالعادهای · افلاق · بوالکنجك · عجائب المخلوقات · عجاب · عجبناك
wonderfully معرکه کردن
wonderfulness طرفگی · شگرفی
wondering مربوط به اندیشه · پی جو
wonderland آلیس در سرزمین عجایب · سرزمین عجایب · سرزمین پرنعمت
wonderment تعجب
wonders عجایب سبعه · عجایب هفتگانه جهان · عجائب · عجائب المخلوقات · ععجایب · غرائب
wondrous عبرت آمیز · عبرت انگیز
wonk کارگر زحمتکش
wont معتاد به
wonted خوگرفته
woo طلب نساء کردن
wood آرد چوب · آمادهسازی چوب · آمنه · انرژی چوب · باقیماندههای چوب · بزن به تخته
woodblock باصمۀ چوبی
woodborers کرمهای چوب
woodcarrier هیزم کش
woodchucks سنجابها
woodcock ابیا · خروس جنگلی · یلوه
woodcraft صنایع چوبی · نجاری
woodcut قطعه چوب
woodcutter حطاب · خارکش · منبت کار · هیزم شکن · چوب شکن
wooded استپ جنگلی · استپ چوبي
wooden بتوك · خوانچه · سرغچ · عملیات پای چوبین · چوبی · چوبین
woodgrain بافت چوبی
woodi آکاراپیس وودی
woodiness بافت چوبی
woodland بیشه زار · خاكهاي درختستان · خاکهای جنگلی · بیشه · زمین جنگلی
woodlands بیشهزارها
woodlet کشت و زرع · درختستان
woodlike چوب مانند
woodpavement چوب فرش
woodpecker دار کوب · دارکوب · دارکوب بلوطی · دارکوب جیلا · دارکوب سبز · چوب شکن
woodpeckers دارکوبها · داركوبان · داركوبهاي پرطلايي
woodpile توده چوب
woodrow توماس وودرو ویلسون
woods محل خاص · موضع · همسایگی · مکان
woodseller خشاب
woodsiness بافت چوبی
woodsman جنگل نشین
woodsy چوبی
woodwind ساز بادی · قره ن · کلارینت
woodwork درودگری · نجاری
woodworking تجهیزات نجاری · درودگری · نجاری · كابينتسازي · چوبکاری
woodworth وودورث
woody تخشب · وودی آلن · پر درخت · گیاهان چوبی · گیاهان چوبی زینتی · جنگل دار
woodyards الوارستانها · جایگاههای ذخیره الوار
wooer خواستگار
woof پود · هاپ · تار و پود · دست بافت · پارچه کتانی
wooing اظهار عشق · معاشقه
wool بابه · تولید پشم · جانوران تولیدکننده پشم · شال نمد · صنعت پشم · صوفه
woolen کاموا · پشمی
woolf ویرجینیا وولف
woolgather رویا دیدن
woolgathering رویایی
woollen نمد زین · پشمی · پشمین · پشمینه · کاموا · برکی
woolly کرکی · پشم دار · پشمالو · پشمالود
woolrock پشم کوهی
word از قول خود ایر گشتن · بالجمله · بقول عود و فا کردن · تصدیق نامه · خبر رسید که · خط زیر کلمه ای کشیدن
wordart واژگان هنری
wordbook فرهنگ لغت · لغتنامه
wordbuilding ساخت کلمات · کلمهسازی · واژهسازی
wordiness دارای باد
wording عبارت سازی · نص · کلمه بندی · عبارت · درازگویی · طرز بیان
wordless بی حرف · بی زبان · صامت
wordlessness لالی
wordly تعلقات دنیوی · روزگاری · جہانی · دنیادار
wordplay بازی با لغات · جناس لفظی · جناس
wordpress وردپرس
wordpuzzle معمای لفظی
words از حلوا حلوا گفتن دهن شیرین نمیشود · بعبارت درآوردن · به عبارت دیگر · حرف جزو هوا است · زبان خوش · زبان شیرین
wordwrap پیچیدن خط
work اثرهنری · اعجاز کردن · امنیت در کار · بازار گرمی کردن · بجنب ازجا · برجسته کاری
workable روزهای در دسترس · روزهای کاری · قابل دوام
workaday روزمره
workbook کارنامه · کتاب کار
workday ساعات کار اداری
worked ترمزدار · ترمزی · سنگ کلنگی · پایی · ترغیب شده · تهییج شده
worker آهن ساز · زنبورهای کارگر · كارگري · کارگر · کارگر بارانداز · کارگر مزرعه
workers جبهه کارگران سوسیالیست · حزب کارگران باربادوس · حزب کارگران جامائیکا · حزب کارگران هائیتی · حزب کارگران و دهقانان نپال · حزب کارگران کردستان
workfellow هم قطار · هم کار
workflow گردش کار
workforce تعداد کارگر · مردها · نيروی کار · نیروی انسانی · نیروی کار
workgroup شبکه همراه به همراه
workhouse اردوی کار · نوانخانه · دارالمساکین · کارگاه · کارخانه
working از طبقه کارگر · استادکار · افسونگری · بازار گرمی · جانوران کاری · جمعیت در حال کار
workingman از طبقه کارگر · استادکار
workman اجیر · معتصب · کشتی کش · از طبقه کارگر · استادکار · دستکار
workmanship استادی · طرز کار
workmen فعله · عمله
workout تربيت
workpiece نجاری
workplace كارگاه · دکان
workroom اتاق کار · کارگاه هنری · كارگاه · کارگاه
works امور عام المنفعه · تاسیسات عاملمنفعه · خرده کاری · سرب کار · وزارت فوائد عامه · وزارت فوائدعامه
worksheet ورقه کار
workshop نجارخانه · پیشه گاه · کارخانۀ تعمیر · کارگاه · دکان · ماشین خانه
workshops کارگاهها
worksites جایگاههای ذخیره الوار · الوارستانها
workspace سایت محیط کار اسناد
worktable جدول کار · میز کار · میز
workweek هفت روز · هفته
world آخرالزمان · اتحادیه بینالمللی حفاظت از محیط زیست · بازارهای جهانی · بانک جهانی · بر جدید · برقدیم
worldadorning جہان آرا
worldconquering جہان ستان
worldilluminating جہانتاب · عالمتاب
worldlines دنیا داری
worldliness دنیا دوستی · جسمانیت · دنیا پرستی
worldling ساکن زمین · خاکی
worldly عالمی · ناسوتی · دنیوی · زخارف دنیا · جسمانی · دنیا پرست
worlds کونین · عوالم
worldwide جهانی
worlhless ته بساط
worm دودة · کرم · کرمك · حلمه · انگل روده · کرم امعاء
worms دیدان · اکانتوسفالا · تارآروارگان · خاربرسران · خارسران · ریشداران
wormseed تخم درمنه · تخم درمنۀ ترکی · کنوپودیوم آمبروزیوییدس · درمنه
wormwood افسنطین · انسنتین رومی · خاراگوش · قورت اودی · قیصوم · قیصوم ماده
wormy کرمو · کرمی
worn ازکار افتادن · بنداق · خرقۀ تبرك · شال کمر · شفك · مندرس
wornout خلقان · کہنه
worried پریشان · غصه دار · نگران
worriless بیغم
worriment غم زدگی
worrisome غمزده · مسبب ناراحتی
worry قہره · قیدش رابزن · خو ن دل خوردن · دلواپسی · قہره کردن · نگراني
worrying روح فرسا · خود سوز · جان فرسا · تصدیع · مسبب ناراحتی
worse بدتر · بدتری · قوز بالای قوز · وخيم تر
worsen بدتر کردن
worsened بدتری
worser بدتر
worship اعتکاف · خدا پرستی · دارالعباد · دارالعبادة · ستایش گاه · سجده گاه
worshiper با ایمان · معتقد
worshipped مسجود · پرستیده · معبودیت
worshipper حیوان پرست · عابد · مریم پرست · معتکف · حق پرست · ستایشگر
worshipping اهریمن کیش · دین پرست · آفتاب پرست · حق پرست · خدا پرست
worships سجاد
worst بدترین · خیلی شدت کند · اول پیاله و درد · اول پیاله وبدمستی
worsted فاستونی · پارچه پشمی · پشم تابیده
wort عصاره مالت · مخمر آبجو · هیپریکوم پرفوراتوم · گياه سنت جانز
worth ارزنده · ارزیدن · بلعنت خدا نمی ارزد · بوستان آبی فورت وورث · فورت وورث · قیمت حقیقی
worthful پربها · باارزش · گرانبها
worthily لایقانه · آبرومندانه
worthiness ارزندگی · سزاواری · شايستگی · ارجمندی · اهلیت
worthless لاشی · ثفل · کم قدر · بنجل · بی مصرف · خالف
worthlessness بی بهابی
worthy آوردنی · استیجاب · غیر قابل ذکر · نمود کردن · ارزنده · با مسمی
would تو گفتی · خدا میکرد · سوداگر پنیر در شیشه میخورد · گویی · کاش · مانا که
wouldst تو گفتی · گویی · گویا
wound رخم تیر · ریش کردن · زخم · زخم تیز · زخم کاری · قمه زدن
wounded جریح · زخم بردار · زخم برداشتن · زخم خوردن · زخم پذیر · زخمی
wounderful فری
wounding زخم زن · قرح · جرح · طاعن · طعن
wounds زخمها · مرهم نه · دامعه
woven زربافت · منسوج · بافتنی · زربفت · تنیده · سبدی
wow به · چیز جالب
wp دگرشکلیهای فسفر
wrack آلوا مارينا · زوسترا مارینا
wrangle سرو صدا کردن · جیغ و داد · داد و بیداد کردن · قیل و قال · داد و بیداد · قیل و قال کردن
wrangler اهل مشاجره · جادل
wrangling قال مقال · خرخشه
wrap بستهبندی کردن · جمعبندی کردن · لفاف کردن · پیختن · پیچیدن خط · چادرشب
wrapped جعبه کادو · قنداقی · ملفوف · مکفن
wrapper لفاف · رختخواب پیچ · پشت بست · چادرشب · کار پیچ · حمله كردن
wrapping پیچیدن متن · تلفیف · بستهبندي · بستهبندی · حمله كردن · کفن
wrasses ماهیان راس · ماهي تاتوگ · ماهي كونر · ماهي پوزهخوكي
wrath عملیات خشم خدا · غضب کسیرا فرونشاندن · وروت · خشم · غیظ · ارد
wrathful غضبناک
wreak انتقام گرفتن
wreath حلقۀ گل · برگ بو · کف دست انسان · بساک · مدال · تاج گل
wreathe چنبره زدن
wreck دریاکنار رک · غرق کشتی · غرق · انهدام
wrecker اوراقچی
wreckfish سوفچه سفيد · سوفچه شنزي · ماهی باس دریایی
wrecking کنجکاوی
wren بوبانه · سسک · کریستوفر رن · سسك
wrench آچار · آچار چكش · آچارچكش · چکش و آچار · چرخش
wrenching ازجاکنی · زيربرشي · هرس ریشه
wrest فشارآوردن · انتزاع کردن · کلید کوك پبانو · کش آوردن · کش دادن
wrested منتزع · منتزع شدن
wresting اختزاع · نزع
wrestle کشتی گرفتن · سرینجه نرم کردن · کشتی گیری
wrestler پنجه گیر · کشتی گیر · کشتیگیر · زور گر · مضارب · زور آزما
wrestling کشتی گیری · انتزاع · مصارعت · کشتی
wretch زنکه
wretched آشفته روز · بی پاو سر · ضعیف الحال · خاکسان · برخچ · اشقیا
wretchedness تهی دستی · شقاوت
wriggle لولیدن · وول وول کردن
wriggler مار
wriggling وول وول
wright فرانک لوید رایت
wring انتزاع کردن · چلاندن · از شکل انداختن
wrinkle آژنك · انجخ · شکن · چین خوردگی · ترنجیدن · فراهم کشیدن
wrinkled انجختن · شکن شکن · ترنجید ه · گره پیشانی · چین خوردگی · شکن دار
wrinkles چین چین · پرچین
wrist مچ · مچ دست · رسغ دست · ساعت مچی · رسغ · دستبند
wristband سر دست · سرآستین · النگو · بازوبند
wristlet بازوبند
wrists مچ · مچ دست
wristwatch ساعت مچی
writ آزاد نامه · حکم نامه · حکم کتبی · حکم توقیف
write استکتاب · استکتاب کردن · دسترسی نوشتن · سواد · قلم راندن · مرقوم داشتن
writer خامه ران · راقم · مصنف · نويسنده · نویسنده · نگارنده
writers افصح المتکلمین · اهل قلم · ادباء
writes سریع القلم · عریضه نویس · خطاط · نامه نویس
writhe دست و پازدن
writing تحریری · ترسل · تنمیق · تیز قلم · خامه رانی · خواند ن و توشتن
writingreed نال
writings تحریرات · خطوط قدیمه · محررات · منشات · مؤلفات · مصنفات
writingschool مکتب
written اخطاریه · اظهار نامه · امتحان کتبی · رخصت نامه · قولنامه · مرقوم رفتن
wrong بیوقت · خطا رفتن · شبه جرم · چپ کوك · بدی کردن · خطا گفتن
wrongdoing بدرفتاری · خلاف کاری · سوء عمل · خلاف فکاری · غلط کار · بد عملی
wrongful بدرفتاری · خلاف کاری
wrongness سيرت
wronskian رونسکین
wrote نوشت
wroten کتبی
wroth غضبناک
wrothful غضبناک
wrought پرکار · مصنوع
wrung منتزع · منتزع شدن
wry شکلك در آوردن · گربه با پوزخند · شکلك · طعنه ای · ادا در آوردن · طعنه آمیز
wryneck کجی مادرزادی گردن
wth تنمیه
wthe کہکشان
wto سازمان تجارت جهاني · سازمان تجارت جهانی
wuchereria ووشرریا · ووشرریا بانکروفتی
wuhan ووهان
wupatki یادبود ملی ووپاتکی
wurzel چقندر خر خوری · چقندر خرخوری
wushu ووشو
wusta منطقه وسطی
wwi جنگ جهانی اول
www شبكه گسترده جهاني · شبکه وسیع جهانی · وب نوشت
wye ایگرک
wyeomyia ویومیا · ویومیا اسمیتیای · ویومیا واندوزیای
wynton وینتون مارسالیس
wyoming دانشگاه وایومینگ · وایومینگ
wöhler فردریش ولر
władysław ولادیسلاو گومولکا
Dictionary data from PanLex , licensed CC0 1.0 . Persian (pes-000) expressions joined to English glosses through shared PanLex meaning ids, senses ranked by the number of corroborating meaning groups, glosses longer than 6 words dropped, and an English-to-Persian index added.