English – دری : E
2646 of 64884 words
e ئی · ادگار لورنس دکتروف · ارنست هوفمان · تامارا جرنیگان · توماس ادوارد لورنس · مافی الضمیر
ea تپانیدن · تپاندن
each با همدیگر · بهم · بہم آمد · تقابل کردن · تقامر · درسال
eacher ادب آموز
eager ترد و شکننده · تشنه جگر · تشنه کردن · مشتاق · تحریص کردن · شائق
eagerly ولوع · آرزو مندانه · مشتاقانه · هوس کردن · هوسناك
eagerners آرزومندی
eagerness جانفشانی · مائلیت · مشتاقی · شوق
eagle آله · دال · سحابی عقاب · شهباز · عقاب · عقاب سرسفید
eagles ایگلز · عقابها
eaglet جوجه عقاب
ear بلال ذرت · بناگوش · بناگوشی · بیماریهای گوش · تاریخ هجری · ثقبۀ گوش
earache درد گوش · گوش درد
eardication استئصال · استیصال
eardrop قطره گوش
eardrum بردۀ صماخ · پرده گوش · پرده صماخ
eared خوشه کرده
earias اریاس · اریاس انسولانا · اریاس ویتلا
earl غراف
earlap لالۀ گوش
earlet منگوش · گوشواره
earlier زودتر
earliness تكوين زودرس · زودی · پیشرسی
early تازه بہار · تشخیص اولیه · تشخیص زودرس · خورشید سوار · زود · زود خیز
earlywood حلقههاي درخت · حلقههاي يكساله · چوب ديررس · چوب زودرس · حلقههای رشد
earmark اختصاص دادن · علامت تجارتی · انگ · اندوختن
earn امرار معاش نمودن · دخل کردن · درآمد داشتن · مداخل کردن · کسب کردن
earned نان حلال · مکتسب
earner كارگري
earnest ابتغاء · باسوق · ربون · شوخی بد تر از جدی · عملیات اراده جدی · کشکی
earnestly از خدا خواستن · جزیدن · خواهشمند · مستدعی بودن · خالی از همه چبز · خدا خدا کردن
earnestmoney بیعانه · ربون
earning مکسب · کار کرد · کم دخل · عایدی · دخل · مکتسنب
earnings حقوق ماهیانه · دخل · دسترنج · عایدات · مداخل · کار مزد
earphone سمعک · اوا · تلفن
earphones هدفون · گوشی
earpick خلال
earpiece سمعک · اوا · تلفن
earpod آنترولوبیوم
earred بکف آمدن
earring دختری با گوشواره مروارید · قطره گوش · منگوش · گوشواره · گوشوار
earrings گل حنا
ears گوش دارد · گوشها · آدم گرسنه ایمان ندارد · حفره صماخي · لوله استاش · مجراي شنوايي
earshot صدارس
earsplitting رعد اسا · صاعقه وار
earth ارت کردن · امپراتوری زمین · با خاک پوشاندن · جو خاك · جو زمين · حرکت انقلابی زمین
earthborn خاکزاد
earthen تاپو · تغارك · سفالی · سفالین · سفالینه · تغار
earthenware سفال پوش · خزف · سفال · سفالینه
earthiness صحبت وقيح
earthing خاكدادن پاي گياه · کپهکاری
earthlight نور زمین
earthling خاکی · ساکن زمین
earthly عالم ناسوت · ارضی · ارم · خاك نہاد · زخارف دنیا · فرشی
earthman ساکن زمین · خاکی
earthmoving تجهیزات خاکبرداری · خاکبرداری · بولدوزرها
earthnut بادام کوهی · بادام زمینی
earthquake بومهن · زلزله · زلزله زده · زمین لرزه · زمینلرزه · تزلزل
earthquakes زمینلرزهها · لرزشهای زمین
earthwork خاک ریزی · خاکریزی · حفریات · خاك کش · خاکریز
earthworks كاوش · خاکریزی کردن
earthworm خراتین · شکند · پرورش كرم خاكي · کرم خاکی · کرمپروری · خزنده
earthworms كرمهاي خاكي · کمتاران
earwax ژفك · جرم گوش · پیخال · چرک گوش
earwig گوش خیزک · گوشخیزک
earwigs درماپترا · پوستبالان · پوستبالیان · گوشخيزكها
ease براحت · بطور راحت · تفرح · تن آسا · تن آسانی · تن آسای
easel سه پایۀ نقاشی · سهپایه نقاشی · سهپایه · خرک
easement ارتفاق · حق الارتفاق · منزل
easier اسهل
easiest اسهل طرق · اسهل
easily بسہولت · به آسانی · دست خوش · زود گوار · زود گوارا · زودیاب
easiness سلس · سلیسی · رخاء · سادگی · سہولت · سلاست
easing استنجاء کردن
east آلمان شرقی · استان آذربایجان شرقی · استوائیه شرقی · امایآ · باد پیش · بتو
eastbound بسوی شرق
easter ایستر · جزیره ایستر · جشن پسح پیروز · عيد پاک · عيد پاک مبارک · عید پاک
easterly شرقی · عید پاک
eastern آنسفالوميليت اسبي شرقي · آنسفالوميليت اسبي غربي · آنسفالوميليت اسبي ونزوئلا · ارمنی شرقی · اروپای شرقی · استانهای جنوب شرقی
eastertide عید پاک · عيد پاک
eastman ماکس ایستمن
eastward بسوی شرق
eastwood کلینت ایستوود
easy آسان · انتقال آسان ویندوز · باد آورده را باد · بیخیال · تیسر · حرف نشنو
easygoing باد پروا · بی دردسر
easypaced خوش قدم
eat بادست بخور · بقدر خر خوردن · بوبرکردن · خوراندن · خورانیدن · خوردن
eatable خوردنی · ماکول · خوراکی
eatage مرتع · چراگاه · علوفه
eaten قاتق · گزك · حلال گوشت · خورده · کرم خوردگی
eater آکل · مرگخواران · خورنده · کمخوار · کمخور · گیاهخوار
eaters مرغهای زنبورخوار
eath آسان
eather هوا ابر است
eating اختلالات خوردن · اکل · اکل و شرب · اکل وشرب · تناول · حشرات برگخوار
eatinghouse لقانطه
eats آکل · بچه مگس · نویسنده مزدور · جان کندن · خورنده
eau ادوکلن · ادکلن
eaves لب بام · شاد روان
eavesdrop استراق سمع کردن · شنود · فالگوش ایستادن · گوش ایستادن
eavesdropper نیوشنده · استراق سمع کردن
eavesdropping استراق سمع · نیوشه · پشتك
ebadi احمد عبادی · شیرین عبادی
ebay ایبی
ebb افول کردن · جزر · جزرومد · فرونشینی · فروکش · کم وکاستی
ebbing جزر · فرونشینی · کم وکاستی · افول · فروکش
ebenaceae ابهناسه · تیره خرمالو · تیره خرمندی · تیره کلهو · خرمالوییان
ebenales ابهنالز · ابهنالها
ebenaster دیوسپیروس ابهناستر
ebi ابی
ebisu ابیسو
ebola ابولا · ویروس ابولا
ebon آبنوسی
ebonist آبنوس کار
ebony آبنوس · خیلی سیاه · قیرگون · آبنوس سنگال · آبنوسی · دالبرژیا ملانوکسیلون
ebrahim ابراهيم ويكتوري · ابراهیم حاتمیکیا · ابراهیم میرزاپور · ابراهیم نبوی · ابراهیم پورداوود · ابراهیم گلستان
ebrahimi جنجالهای انتشار فیلمهای جنسی
ebru ابریسازی · ایبرو گوندش
ebtehaj هوشنگ ابتهاج
ebtekar معصومه ابتکار
ebullience جدیت · غیرت
ebullition فوران · بجوش آمدن · جوش آمدن · غلیان · جوشش · تظاهر
eburnation سفت و سخت · عاجی
ecbatana اکباتان · هگمتانه · همدان
eccentric عجیب · عجیب و غریب · برفکی · بیگانه وار · خارج از مرکز · فلس
eccentricity تباعد از مرکز · گریز از مرکز · افراط
ecchi سکسی
ecchymosis خون مرد ه
ecclesiastes کتاب جامعه · جامعه
ecclesiastic مربوط به کلیسا · کشیش · عضو کلیسا · اجتماعی
ecclesiastical قانون شرع · لطف · مربوط به کلیسا
ecdysiast پلیس
ecdysis پوستریزی · پوستاندازی
ecdysones اكديسترون · اكديستروييدها · اكديسونها · هورمونهای پوستاندازی
ecdysteroids اكديسترون · اكديستروييدها · اكديسونها · هورمونهای پوستاندازی
ecdysterone اكديسترون · اكديستروييدها · اكديسونها · هورمونهای پوستاندازی
ecesis نشا
ecevit بولنت اجویت
echelon ستون پله · رده
echelons رده بندی
echenoz ژان اشنوز
echidna خارپشت بیدندان
echinacea اکیناسئا · اکیناسئا پورپورئا
echinata پینوس اکیناتا
echinobothrida رایلیتینا اکینوبوتریدا
echinochloa ارزن خاكي · ارزن خاكي ژاپني · ارزن شاما · ارزن كانال · اكينوكلوآ گلابرسانس · اکینوکلوآ
echinocnemus اکینوکنموس
echinococcosis اکینوکوکوز
echinococcus اکینوکوکوس · اکینوکوکوس مولتیلوکولاریس · اکینوکوکوس گرانولوسوس · كيست هيداتيد
echinodermata اکینودرماتا · خارپوستها · خارپوستیان
echinoderms اکینودرماتا · خارپوستها · خارپوستیان
echinoidea خارسانان
echinopus ریزوگلیفوس اکینوپوس
echinostoma اکینوستوما · اکینوستوما روولوتوم
echinostomatidae اکینوستوماتیده
echinus اکینوس
echioides گل گاو زبان · گاوزبان
echium اکیوم · جنس افعیگیاه · جنس گل گاوزبان
echiuroidea افعیدمیان
echmiadzin اچمیادزین
echo اخو · انعکاس صدا · اواه ـ آواه · بجست · بخست · بنت الجبل
echography اکوگرافی · پژواکنگاری
echosounding ژرفاسنجی پژواکی
eckankar اکنکار
eckert پرسپر اکرت
eclair اکلر
eclampsia توکسمی آبستنی · زهرخونی آبستنی
eclampsy تشنج زنان حامله
eclat افرین
eclectic گلچین کننده · گلچینی
eclecticism گلچینی
eclecticist گلچین کننده
eclipse آفتاب گرفتگی · خسوف · خسوف قمر · خورشیدگرفتگی · ماه گرفت · ماه گرفتگی
eclipsed انخساف · تحت الشعاع · خسف · منخسف · منکسف · کسوف شدن
eclipsis حذف
ecliptic دایرةالبروج · دایرۀ انقلاب
eclogue شعر دشتی · شعر کوتاه
ecodevelopment توسعه پايدار اقتصادی · توسعه پایدار
ecological انواع بومشناختی خاک · توالي اوليه · توالي ثانويه · توالي طبيعي · توالي گياهي · توالی بومشناختی
ecologists اکولوژیستها · بومشناسان
ecology اکولوژی آب شيرين · اکولوژی انسانی · اکولوژی جانوري · اکولوژی جمعیت · اکولوژی جنگل · اکولوژی شیمیایی
econometric مدلهاي تجارت بينالمللي · مدلهای اقتصادسنجی
econometrics اقتصادسنجي · اقتصادسنجی
economic آستانههاي صدمه اقتصادي · آستانههای اقتصادی · اتحادیههای اقتصادی · ارزش اقتصادی · اقتصادی · اهميت اقتصادي
economical خانه دار · زن خانه دار · صرفه جو · صرفه جویی کردن · مقرون بصرفه · ممسك
economics اقتصاد خانواده · اقتصاد رفاه · اقتصاد رفاه عمومی · اقتصاد روستايي · اقتصاد زمین · اقتصاد مارکسیستی
economies اقتصاد سوسياليستی · اقتصادهاي برنامهريزيشده · اقتصادهای بازار · اقتصادهای دوگانه · اقتصادهای متمرکز برنامهریزیشده · اقتصادهای مختلط
economist متخصص اقتصاد
economists اقتصاددانان
economize صرفه نگاه داشتن · صرفه جویی کردن
economizing کدبانو
economy اقتصاد · اقتصاد ایالات متحده آمریکا · اقتصاد ایران · اقتصاد سیاسی · اقتصاد هند · اقتصاددسیاسی
ecosystem اکوسیستم · زیستگوناگونی · گوناگوني بومسازگان · گوناگوني زيستي · گوناگوني گونه
ecosystems اکوسیستمها · بومسازگانها · چرخه زيستزمينشيميايي · چرخه غذايي در بومسازگانها · چرخهداربودن
ecotone جنگلهای مختلط کناربوم
ecotones کناربومها
ecotourism طبیعتگردی
ecotypes اکوتیپها · بومانهها
ecstasied مجذوب
ecstasy بیخودی · جذبه · خلسه · وجد · سنجر · شعف
ecthyma ویروس شیرینه واگیر
ectomycorrhizae آندومیکوریزائه · اکتومیکوریزائه · میکوریزا · میکوریزائه
ectomyelois اکتومیلوییس
ectoparasite انگل خارجی
ectoparasites برونانگلها · درونانگلها · انگلها
ectoparasitoses برونانگلزدگيها · بيماريهاي انگلي · درونانگلزدگيها · انگلزدگیها
ectoplasm برون مایه
ectoprocta بریوزوآ · خزهزیان · چندزیان · چندزيان
ectozoan انگل خارجی
ectozoon انگل خارجی
ectromelia اورتوپوکسویروس · ويروس آبله موش · ويروس آبله گاوي · پوكسويروس گربهاي
ecuador اکوادر · اکوادور · جمهوري اكوادور · وقت اکوادور
ecumenical عام
eczema اگزما · سودا
ed اد هریس · اد گین · ویر
edacious بسیار گرسنه · گرگ صفت · خیلی گرسنه · پرخور · درنده خو
edacity درندگی · ولع · حرص
edalat عباس عدالت
edaphic فاكتورهاي خاك · فاکتورهای خاکی
edb اتیلن دیبرومید
eddy جریان مخالف · چرخ زدن
edema خیز · ادم
eden اسمان · بهشت برین · قدرت پروردگار · جنت · فردوس · پردیس
edentata اسلوتها · بيدندانيان · توبوليدنتاتا · جفتسمان · خرطومداران · خرگوشسانان
edentate بیدندان
edentated دندان ریخته
edgar ادگار آلن پو · ادگار اسکاتلند
edge از کنار · فصل مشترك · كناره · لبه تاریکی · تضریس · صف جلو
edged لبه دار
edgeless بی لبه · بیدم · کند
edgeworthia اجورتیا · اجورتیا پاپیریفرا
edginess ناراحتی · بی آرامی
edging لبه دوزی · مغزی · دالبر · زنجیره · سجاف
edible خوراکی · قارچهاي خوراكي · قارچهای خوردنی · لایهروکشهای خوراکی · خوردنی · زيستلايه
edibles خوراک
edict قانون هایتورهای · حکمی · قانون · بارنامه · حکم · فرمان
edification تهذیب
edifice بنا · ساختمان · عمارت · بناء · بقعه
edifices مبانی · ابینه
edify تہذیب کردن · یاد گرفتن · آموزاندن
edinburgh ادینبورگ · دانشگاه ادینبورگ
edirne ادرنه · ادیرنه · استان ادیرنه
edison توماس ادیسون
edit طبع و نشر کردن · فهرست ویرایش · نشر کردن · ویرایش · ویرایش کردن
editing ویرایش ساختار · ویرایش
edition ويرايش · ویرایش · کتاب درسی
editor تدوینگر · سرویراستار · طبع و نشر کننده · مدیر روز نامه · مدیر روزنامه · ویراستار
editorial سرمقاله · هیئت مدیره
editorialise سرمقاله نوشتن
editorialize سرمقاله نوشتن
editorials سرمقاله
editorship مقام سردبیری · مدیریت
edmonchuk کانادا
edmond ادموند هالی
edmonton ادمونتون
edmund ادموند هوسرل · ادموند هیلاری · ادموند گتیه
edo ٹوکیو
edoardo ادواردو آنیلی · ادواردو بناتو
edodes لنتينوس ادودس · لنتینولا ادودس
edovum ادووم · ادووم پوتلری
edri یاکوف ادری
edta اتيلنديآمينتترااستيك اسيد · ديمركاپرول · عوامل کیلیتکننده · نيتريلوترياستيك اسيد · پنيسيلامين
eduard ادوآرد برنشتاین · ادوآرد شواردنادزه · ادوارد کوکویتی
edubuntu ادوبونتو
educable تربیت پذیر · تعلیم بردار · تعلیم پذیر
educate تربیت کردن · فراهیختن · فرهیختن · پروراندن · پرورانیدن · بالا آوردن
educated درس خوانده · مکتب دیده · با تربیت · باسواد · صاحب کمال · پرورده
educatee دانشآموز
educating حضانت
education آموزش · آموزش ابتدایی · آموزش از راه دور · آموزش بزرگسالان · آموزش تغذیه · آموزش حرفهای
educational اصلاحات آموزشی · بورس تحصيلي · تا سیسات معارفی · سمينارها · سیاستهای آموزشی · صلاحيت تحصيلي
educator پرورنده · مربی
educe بیرون کشیدن
educt جسم فرعی
edulcorate شیرین شدن
edule انسته ادوله · سکیوم ادوله · موسا انسته · چايوت · انسته ونتریکوزوم · سيرتوسپرما ادوله
edulis اوترپه ادولیس · اوسترئا ادولیس · داکریودس ادولیس · زالاكا ادوليس · سالاکا ادولیس · ماراكويا
edutainment آموزش همراه با سرگرمی
edvard ادوارد مونک · ادوارد گریگ
edward ادوارد · ادوارد براون · ادوارد تلر · ادوارد سعید · ادوارد ویتن · ادوارد ویلیام لین
edwards جان ادواردز
edwardsiella ادواردزیلا
edwin ادوین اس پورتر · ادوین هابل · ادوین هولمز
eec بازار مشترك اروپا · جوامع اروپا · جوامع اقتصادي اروپا · حوزه اقتصادي اروپا · اتحادیه اروپا
eel مارماهی · آلوا مارينا · زوسترا مارینا · شیطانه
eelam ببرهای تامیل
eels بچهمارماهيان · مارماهيان رنگين · مارماهيان رودخانه · مارماهیان مهاجر · رنگینماهیان
eelworms تيلنكيدا · كرمهاي نخسانه · كرمهاي گرد · ماركرمها · نخسانگان · نماتودها
eero ایرو سارینن
eez مناطق بومشناختی انحصاری
ef اف
efes افس
eff همبستر شدن · کس دادن
efface انگشت کشیدن · درنوشتن · محو کردن
effaceable محو شدنی
effacement امحاء · محو
effacing امحاء · سحق · عفو
effect اثر · اثر سطحی · اثر پروانهای · اثر گلخانهای · از قوه بفعل آوردن · افکت
effected سر گرفتن · فاضل · کامل شده · انجام شده · معلول · معلل
effecter مجری
effective اثر پذیر · مؤثر · موثر · با کفایت · تحت السلاح · کارا
effectiveness اثر بخشى · راندمان
effectivity اثر بخشى
effector مجری
effectors اثرکنندهها · افکتورها · مهاركنندههاي ژن
effects اثرات باقیمانده · اثرات ثانويه · اثرات جانبی · اثرات دوزاژ · اثرات سوء دارو · اثرات غير هدف
effectual موثر
effectually به طور موثر
effectuation انجام
effeminacy قلتانی
effeminate الغ · زن سیرت · زن صفت · سابوره · مخنث · هیز
effeminise زنانه شدن
effeminize زنانه شدن
effendi افندی · شوقی افندی
effervesce گاز داشتن · جوش زدن · صدا زدن
effervescence طراوت و شادی · جوش · دمش · غلیان · جوشش · خروش
effervescent فورانی · گازدار
effete منحط
efficacious با نتیجه · خاصیت بخشیدن · سریع الاثر · قوی الاثر · نتیجه دادن · اثر پذیر
efficaciousness تاثیر · درجه تاثیر · راندمان · سودمندی · اثر بخشى · اثر
efficacity اثر بخشى
efficacy تاثیر · درجه تاثیر · اثر بخشى · راندمان · سودمندی
efficiency بازده · بازده مصرف · بهره وری · حق امتیاز کارآیی · راندمان · كارايي سرمايه
efficient با کفایت · باوجود · کار بر · کارا · با جربزه · مدبر
efficiently مدبرانه
effigy آدمک · تمثال · تندس · صورت خیالی · پیکر
effing سوگند · نفرین
effloresce شوزه بستن
efflorescence به به · شکوفه · عجب · میوه
efflorescent شكوفان
effluents پسابهای مزرعه · پساب
efflux خروجي · خروج
effort اعمال زور · تقلا · تلاش · تلاش صیادی · تلاش صید · توانایی صید
efforts مسباعی · باهتمام · تشریك مساعی · سستی کردن
effrontery بیحیایی · چیرگی · خیرگی
effulgence شكوه وجلال · پرتو · فروغ · فر
effulgent شاخدار · ساطع · پرتوافکن · نورافشان · تابناک
effusa اولموس افوسا · اولموس لویس
effusion دفق · اساله · انصباب · ریختگی · فوران · تظاهر
effusive ریزان · فوران کننده · احساساتی · ریزنده
effusus جگن · نی
efik افیکی
eft بعدا
efta اتحاديه تجارت آزاد اروپا · اتحادیه تجارت آزاد اروپا
eftekhari علیرضا افتخاری
egalitarianism فلسفه
eger اگر
egest دفع کردن
egf فاکتور رشد اپیدرمی
egg آزمونهاي تخمگذاري · آستینه · آلبومن تخم مرغ · اووژنز · بازده تخم مرغ · بازده تخمگذاري
eggbeater هلیکوپتر
eggheaded روشنفکر
eggplant باتنگان · بادمجان · بادنگان · بادنجان · بادنجانها · بادلجان
eggs بیضه بازی · تخم حشرات · تخم مرغ آب پز · تخم مرغ تازه · تخم مرغ سفت · تخم مرغ عسلی
eghbal منوچهر اقبال
eghbali داریوش
eghlid اقلید
eglanteria نسترن
eglantine نسترن · گل نسترن
ego آنمن · دیگر خود · رفیق شفیق · خویش · نفس خود · خود
egocentric خودمدار · خودپسندی · وابسته بخود · خودپرست
egocentrism خودخواهی · خودپرستی
egoism خود خواهی · خودخواهى · خودخواهی · خودپرستى · خودپرستي · خودپرستی
egoist خودپرست · خودمدار · خودپسندی
egoistic خود خواه · وابسته بخود · خودمدار
egoistical وابسته بخود · خودمدار
egoistie تیشه بر خود · تیشه روبخود
egon اگون شیله
egotism انانیت · حب ذات · حب نفس · خود پسندی · منت · خود خواهی
egotist خودپرست
egotistic خود خواه · خود پسند
egregious برملا · رسوا · فاحش · نمایان · معلوم · خیره کننده
egress دررو · محل خروج · مخرج · بروز · خروج
egression دررو
egret اگرت برفی · حواصیل · حواصیل برفی · گاوچرانک · تل
egtved رابدوویروسهای ماهی
egypt استانهای مصر · تاريخ مصر عربی · جمهوري عربي مصر · جمهوري متحده عربي · جمهوری عربی مصر · دمیاط
egyptian بید مشك · حب السودان · ذوالنون · زبانهای مصری · شبگرد مصری · عربی مصری
egyptians فهرست مشاهیر مصر
egyptology علم آثار قدیمه مصر
eh ها
ehmedê احمد خانی
ehrlichia ارلیشیا · ارلیشیا ریستیسیای · ارلیشیا فاگوسیتوفیلا · ارلیشیا کانیس
ehsan احسان جامی · احسان قائممقامی · احسان نراقی · احسان یارشاطر
ehud ایهود · ایهود اولمرت · ایهود باراک · ایهود گلدواسر
eia ارزيابي خطرپذيري زيستمحيطي · ارزيابي زيستمحيطي · ارزيابي نشانزد زيستمحيطي · ازمون بهمچسبي سرم · ايمنيسنجي آنزيمي · فنون ايمنيسنجی به واسطه آنزيم
eichhornia ایکورنیا · ایکورنیا کراسیپس · سنبل آبي
eichhorniae نئوكتينا ايكورنيه · نئوکتینا ایکورنیائه
eichornia ایکورنیا
eicosanoic آراکیدیک اسید
eicosanoids ایکوزانوییدها · لوكوترينها
eicosapentaenoic اسید ايكوزاپنتاانوييك · ایکوزاپنتاانوییک اسید
eicosatetraenoic آراشیدونیک اسید · اسید آراشيدونيك · ايكوزاتتراانوييك اسيد
eid عيد فطر · عید قربان · عید مبارک · عید
eiderdown لحاف
eiffel برج ایفل
eigenvector مقدار خاص
eight دورۀ انتخابیه هشتم · ساعت هشت · مثمن · هشت · هشت ساله · هشت گانه
eighteen هجده · هیجده
eighteenth هجدهم · هجدهمی · هجدهمین
eighth اکتاو · ثمانی · ثمن · هشت یك · هشتم · هشتمی
eightieth هشتادم · هشتادمی · هشتادمین
eighty حقب · دور دنیا در هشتاد روز · هشتاد · هشتاد ساله · هشتاد سال
eilat ایلات
eileen آیلین کالینز
eileithyia ایلیتویا
eimeria ایمریا · ایمریا آدنوییدس · ایمریا آسروولینا · ایمریا برونتی · ایمریا بویس · ایمریا تنهلا
eimerida آدلئيدا · ايمريدا · هموسپوريدا · کوکسیدیا
einherjar اینهریار
einkorn تریتیکوم مونوکوکوم · گندم تکدانهای · گندم يكدانه
einstein آلبرت اینشتین · اینشتین · فکر بکر
einsteinium اینشتینیم
eintracht اینتراخت فرانکفورت
eire جمهوری ایرلند · كشور ايرلند · ایرلند
eirene ایرنه
eisel سرکه
eisenhower دوایت آیزنهاور
eisenia ایزنیا · ایزنیا بیسیکلیس · ایزنیا فتیدا
eisenstein سرگئی آیزنشتاین
eitan رافائل ایتان
either یا زندگی زنگ باش یا رومی روم · هرکدام · یا
ejaculate آب منی آمدن · انزالكردن · پلاسماي مني · انزال · اسپرم · باضافه
ejaculation اب کیر · انزال · انزال برقي · بيرون دادن · اصوات · حرف ندا
eject دکمه خروج · ریغ زدن
ejection ترشح شير · خروج شير · شیردهی · اخراج · خلاصی
ejidos زمين مشاع · كلخوز · کشاورزی اشتراکی · مزرعه اشتراکی
ekajuk اکاجوک
ekbatan شهرک اکباتان
el ال پاسو · البلیده · التور · الجدیده · السالوادور · العیون
elaborate نازك کاری · دارای جزئیات · پر جزئیات · پرکار · گشاد کردن
elaborated دارای جزئیات · پر جزئیات
elaborately پرکار
elaborateness تودرتویی · ریزه کاری · پیچیدگی
elaboration بسط · تودرتویی · ریزه کاری · پیچیدگی
elaeagnaceae الئاگناسه · تیره سنجد · سنجدیان
elaeagnus الئاگنوس · جنس سنجد · جنس پستانک · سنجد
elaeidis سلنومنودرا الاییدیس · فوزاريوم آلبدينيس · فوزاريوم اكسياسپوروم پيسي · فوزاريوم الاييديس · فوزاريوم ديانتي · فوزاريوم رادیسیس لیکوپرسیسی
elaeidobius الیدوبیوس · الیدوبیوس کامرونیکوس
elaeis الاييس ملانوكوكا · الاییس · الاییس اولیفرا · الاییس گینانسیس · كوروزو اوليفرا · نخل روغني
elaeocarpaceae الئوکارپاسه
elah در دره الاه
elahi حسین الهی قمشهای · نورعلی الهی
elahieh الهیه
elaidic الیدیک اسید
elam ایلامیان · عیلام
elamite زبان عیلامی · عیلامی
elan زیست نیرو · نشاط حیات · قوه تشخیص · حرارت · غیرت
eland اوريكس · بزهای کوهی
elaphostrongylus الافوسترونژیلوس · الافوسترونژیلوس سروی
elaphus آهوي سرخ · بزرگگوزنهاي شمالي آمريكايي · سرووس الافوس · واپيتي · گوزن شمالی
elapidae عينكماريان
elapse دويدن · منقضی شدن · همراه رفتن · گذشتن
elapsed سپری · سپری شده · منقضی
elasmidae الاسمیده
elasmobranchii ماهيان پرهغضروفي
elasmolomus الاسمولوموس
elasmopalpus الاسموپالپوس · الاسموپالپوس لیگنوسلوس
elastic ارتجاعی · الاستیک · پولك فنری · کشدار · کشسان · گملاستیك
elastica فیکوس الاستیکا · کائوچوی هندی · کائوچوی پاناما · کائوچوی کاستیلوآ · کاستیلا الاستیکا · درخت کائوچو
elasticated الاستیک · کشسان · ارتجاعی
elasticities انعطافپذیریهای قیمت
elasticity الاستیسیته · جہندگی · خاصیت فنری · قابلیت ارتجاعی · لزج کشسانی · کشسانی
elasticus آرتوکارپوس الاستیکوس · کنیدوسکولوس الاستیکوس
elastomers الاستومرها · کشپارها
elate متعال ساختن · بالا بردن · باد کردن
elateridae الاتریده · كرمهاي سيمي · ورجکان
elatinaceae الاتیناسه
elation ترفیع · رفعت
elatior آرناتروم آوناسئوم · آرناتروم الاتيور · آرناتروم الاتیوس · آونا الاتيور · يولافك
elatius آرناتروم آوناسئوم · آرناتروم الاتيور · آرناتروم الاتیوس · آونا الاتيور · يولافك
elative مجارستانى · مجاری
elatobium الاتوبیوم
elatus هیبیسکوس الاتوس
elbasan استان الباسان · الباسان
elbe البه · رودخانه الب
elbistan البستان
elbow آرنج · بازو زدن · ارتفاق · ارج · اعمال زور · ثقل
elbowchair فوتوی
elbrus البروس
elburz البرز
elciego السیگو
eld زمان پیش · پیری
eldana الدانا · الدانا ساکارینا
eldar الدار جانگیروف
eldarica پینوس الداریکا
elder ارشد · ارشد کلیسا · اقطی · اولیاء · برادر ارشد · بزرگتر
elderberry بزرگتر
elderly سالمند · پير · پيرمرد · پیرانه · کدخدا منش · سالخورده
elders کبار · مشایخ
eldership ارشدی · شیخوخت · شیخوخیت · ارشدیت · کلانتری · کد خدایی
eldest فرزند ارشد · مسن ترین · مہين فرزند · نخست زاد · نخست زاده · ولد کبیر
eldfather نیا
eldmother نیا
eldritch خارق العاده · مرموز
eleanor النور روزولت · النور مارکس
elecampane راسن · زنجبیل شامی
elect برگزیدن · برگزیدگان · زبده · منتخب · انتخاب کردن · گلچین
elected انتخابی
electellum هومئوسوما الکتلوم
election انتخابات · انجمن نظار · راى · هیئت نظار · نخستین · انتخاب
elections انتخابات در استرالیا · نظام انتخاباتی در ایالات متحده آمریکا
elective اختياری · گزینشی · انتخابی
elector رای دهنده
electoral انجمن نظار · انتخابی
electorate حوزه انتخابیه · حوزۀ انتخابیه · هيئت انتخاب کنندگان
electra الکترا
electric الکتریکی · برق گرفتگی · برقي · تحريك · تحريك الكتريكي · تحريك فيزيولوژيكي
electrical الکتریک · انجمن مهندسان برق و الکترونیک · انرژی الکتریکی · برقرسانندگي · برقی · تاسیساتهای الکتریکی
electrician متخصص برق · متخصص علم برق · مکانیک برق · سیم بان
electricity الکتریسیته · برق · قوۀ کہر بایی · منابع تغذیه الکتریسیته · مولدهای الکتریسیته · برق آور
electrification برقرسانی
electrify درتحت تاثیر برق قرار دادن
electroacupuncture پزشكي سوزني الكتريكي · پزشكي فشاري · پزشکی سوزنی · طب سوزنی
electrocardiograms الكتروكارديوگرافي · الکتروکاردیوگرام · قلبنگارهها · نوار قلب · قلبنگاری
electrocardiography قلبنگاری · الكتروكارديوگرافي · الکتروکاردیوگرام · قلبنگارهها · نوار قلب
electrochromism الکتروکرومیک
electroconductivity برقرسانندگي · رسانايى الکتريکى · رسانندگی الکتریکی · مقاومت الکتريکی · هدایت الکتریکی
electroconvulsive درمان با ضربه الکتریکی تشنجآور
electrocute بابرق اعدام کردن
electrode الکترود · قطب الکتریکی
electrodes الکترودها
electrodialysis الکترودیالیز · تراکافت الکتریکی
electroejaculation انزال برقي · انزال
electrofishing ماهیگیری الکتریکی
electrofocusing الكتروفورز ژل · الكتروفورز ژل پلياكريلآميد · برقتمركز · الکتروفورز
electrolysis الکترولیز · برقکافت
electrolytes الکترولیتها · پليالكتروليتها
electrolytic الکترولیتی
electromagnet آهنربای الکتریکی · الکترو مغناطیس
electromagnetic الکترومغناطیس · تابش الکترومغناطيسی · تابش نوترونی · میدان الکترومغناطیسی · شترمرغ استرالیایی · تابش
electromagnetism الکترومغناطیس
electrometer برق سنج
electromotive برق آور · اختلاف سطح · ولتاژ
electromotor موثود برقی
electromyography الکترومیوگرافی · ایامجی
electron الکترون · انتقال الكترون · ريزبينى الكتروني · ريزبيني ايمونوفلوئورسانت · لامپ الکترونی · واكنشهاي رداکس
electronic الکترونی · الکترونیک آرتز · قلم نوری · کارت ویزیت الکترونیک · ترانزیستور · مهندسي الكترونيك
electronics الکترونیک · انجمن مهندسان برق و الکترونیک · سامسونگ الکترونیکس · علم الکترونیک
electrophoresis الکتروفورز · الكتروفورز ژل · الكتروفورز ژل پلياكريلآميد · برقتمركز
electroplate مفضض کردن
electroplating آب نقره
electroporation الکتروپوراسیون
electroscope برق بین · برق جو · برق نما
electroshock درمان با ضربه الکتریکی تشنجآور
electrostatic افشانش الكتروستاتيكي · پاشيدگي · پخشاندن · افشانش
electuary اطریفل · تریاق فاروق · معجون
eledone الدون
eleemosynary صدقه خور · خیریه · بشردوست · صاحب کرم
elegance براز · لطافت · برزندگی · بهاء · بهاجت · رشاقت
elegans زینیا الگانس · ژلسهمیوم الگانس · کنورابدیتیس الگانس · تیلاویوپسیس بازیکولا · كالارا الگانس
elegant باذوق · جهان زیبا · حسان · خوش اندام · خوش قلم · ذوق سلیم
elegantly تنمیق · ظریفانه · خرامان · خوش خرام · خطاط · خوش خط
eleginus الژینوس
elegist قصیده سرا · قصیده گو
elegy مرثیه · مرثیه خوان · ندبه · قصیده · مرثیه خوانی
elektra الکترا
element اسطقس · بسیطه · جزء اصلی · جسم بسیط · عنصر · عنصر ریشه
elemental عنصری
elementary ابتدایی · بار الکترون · تحصیلات ابتدائی · ذرات بنیادی · دبستان · مقدماتی
elements اخشیجان · ارکان · اسطقسات اقلیدس · عناصر · عناصر فلزی · عناصر واسطه
elemi صمغ زیتون
eleocharis الئوکاریس · الئوکاریس توبروزا · شاهبلوط آبي چيني
eleodes الئودس
elephant الفاس ماكزيمم · دندان فبل · فيل · فيل آسيايي · فیل · فیل آفریقایی
elephantdriver پیلبان
elephantiasis جذامی · داء الفیل · جذام
elephantine پیل پیکر · پیلسان · فیلی · پیلوار · قوی هیکل · پیلتن
elephantload پیلبار
elephants رویای فیلها · فیلها · پنج زنجیر قبل · کجك · پیلبان
elephantstable فیلخانه
elephas بالانينوس الفاس · کورکولیو الفاس · الفاس ماكزيمم · فيل آسيايي · فیل هندی
elettaria التاریا · التاریا کارداموموم · هل سبز · آموموم كارداموموم · هل
eleusine الئوزين آبسينيكا · الئوزين آفريكانا · الئوزین · الئوزین اندیکا · الئوزین کوراکانا · جنس چمن خرچنگی
eleuterus الئوتروس
eleutheronema الئوترونما
elevate افراختن · ترفیع نمودن · افراشتن
elevated افراخته · افراشته · بدیخ · تخت بستن · رفیع · سمیڭ
elevating اعلاء · رفع
elevation استلاء · اعتلاء · بلندی · ترفیع · علو · نیم روز
elevator بالابرنده · آسانسور · بالابر
elevators بالابرها · بالابرهای سطلي · بالابرهای چنگكي
eleven ساعت یازده · یازده · یك ساعت مانده بظہر · فوتبال تکامل حرفهای
elevensided یازده ضلعی
eleventh یازدهم · یازدهمی · یازدهمین
elf ام الصبیان · وروجک · وروجک شاد · پري · آل · جن
elfstone الهسار
elia ایلیا ابوماضی
eliade میرچا الیاده
elias الیاس هراوی · الیاس · خضر
elicit استنباط کردن · بیرون کشیدن · استخراج کردن
elicited مستنبط
elide حذف کردن
eliezer الایزر اشکدی · الیصر
elif الیف شفق
eligibility مشمولیت · شایستگی
eligible شایسته · قابل قبول
elijah الیاس · ایلیا · ایلیاء
eliminate رفع موافع کردن · رفع و دفع کردن · از مین بردن · خراب كردن · خنثی نمودن · الغاء نمودن
eliminated محو شده · از میان رفتن
elimination تخلیه · خلاصی
eliot توماس استرنز الیوت
elisa اليزاي رقابتي · اليزاي غير مستقيم · اليزاي مستقيم · الیزا · سنجش ايمني جذب مرتبط با آنزيم
elisha الیسع · الیشا
elision حذف
elista الیستا
elite الیت · نخبه · گلچین · زبده · ممتاز
elitism نخبهگرایی
elitist نخبهگرا
elixir آب حیات · اکسیر · کیمیا
eliyahu کمیسیون وینوگراد
elizabeth الیزابت برکلی · الیزابت بلکول · الیزابت بیشاپ · الیزابت تیلور · الیزابت دوم · الیزابت یکم انگلستان
eliš انوما الیش
elk گوزن شمالی · گوزن
elks بزرگگوزنهای شمالی · آلسس · آهوي سرخ · بزرگگوزنهاي شمالي آمريكايي · بزرگگوزنهاي شمالي اروپايي · سرووس الافوس
ell مقیاس طول
ella الا فیتزجرالد
ellagitannins الاژيتاننها · تانيك اسيد · گاليك اسيد · تاننها
ellice جزاير اليس · تووالو
ellington دوک الینگتون
elliottii پینوس الیوتیای
ellipse بیضی · تخم مرغی شکل · تخم مرغی · حذف
ellipsis بریده گویی · سهنقطه · قطع ناقص · بیضی
ellipsoid جسم بیضی شکل · شبیه کره · بیضی
elliptic مستتر · بادامی · تخم مرغی شکل · تخم مرغی
elliptical بیضی شکل · بیضوی · مستتر · بادامی · تخم مرغی شکل · تخم مرغی
ellipticity بیضیت · تفاضل قطرین
ellison لری الیسون · کیث الیسون
ello ارینیس الو
elm آزاد درخت · ملچ · نارون
elmleaved ساق شکی
elms اولموس · جنس نارون · نارونها
elocution حسن تقریر · سخن رانی · سخن سرایی · شیوه سخنوری
elon ایلون
elongate تطویل نمودن · دراز کردن
elongated کشیده
elongation استطاله · درازشدگی ساقه · کشیدگی · تطاول
elongatum آگروپيرون الونگاتوم · چاودار وحشی رفیع · الیموس الونگاتوس
elongatus الیموس الونگاتوس · لونژیدوروس الونگاتوس · کالیگوس الونگاتوس · آگروپيرون الونگاتوم · چاودار وحشی رفیع
elopement گریز
elops الوپس
eloquence بلاغت · حسن خطاب · درافشانی · زبان آوری · زبان رانی · سخن آرایی
eloquent ارباب سخن · افصح المتکلمین · جادوزبان · حلیف اللسان · خوش تقریر · در ریز
eloquently بابلاغت · بلیغانه · فصیحانه · در ریختن
else زیاده زحمت نمیدهد · زیاده زحمتی نیست · قبل از هر چیز · چه شخصی دیگر · کی دیگر · وگرنه
elsewhere جای دیگر
elshan الشن مرادی ابدی
elsinoe السینوئه · السینوئه باتاتاس
elsinore دنمارک · دانمارک
elton التون جان
elucidate توضیح کردن · واضح کردن · روشن کردن · درخشان ساختن · متبلور کردن · چراغانی کردن
elude تفره رفتن · اجتناب کردن · طفره زدن · گریز زدن · جا خالی دادن · دامن دوختن
elul ایلول
elusion طفره
elusive گریزان · لطیف · ماهرانه · فراری · خدعه آمیز
elute پاکیزه کردن
elutella افستیا الوتلا
elvas الواس
elvers بچهمارماهيان · مارماهيان رودخانه · مارماهیان مهاجر
elvis الویس پریسلی · ابر مرد · جوهر · نقطه
elymus آنورولپيديوم · آگروپيرون اسميتياي · آگروپيرون تراكيكولوم · آگروپيرون رپنس · اليتريژيا · الیموس
elyonurus اليونوروس هيرسوتوس · لازیوروس هیرسوتوس
elysee کاخ الیزه
elysian پردیس · فردوس · بهشت · آسمان
elysium الوسیون · جنت · فردوس · پردیس · بهشت
elysée کاخ الیزه
elytrigia آنورولپيديوم · اليتريژيا · الیموس · جنس چاودار وحشی · چاودار وحشي
elçibay ابوالفضل ایلچی بیگ
em ام · تمامخط · خط تیره کشیده
emaciate لاغر کردن
emaciated مہزول · گوشت رفته · استخوانی · رام نشده · نحیف
emaciating تہزیل
emaciation لاغري · اختلالات تغذیهای · ذبول · هزال · لاغری
emacs ایمکس
emad میرعماد حسنی
email پست الکترونیکی
emalangeni لیلانگنی سوازیلند
emam صاحب الزمان · عادل امام · مہدی · یزید · زین العابدین
emami سعید امامی
emanant رفتنی
emanate بیرون آمدن · تجلی کردن · جاری شدن · ساطع شدن · سرچشمه گرفتن
emanated صادر
emanating اصدار · صادر · صدور
emanation صدور
emancipate تخلیص کردن
emancipated معتوق
emancipating عتق
emancipation اعتاق · عتاق · رهایی · عتق · تخلیص
emancipator رهایی دهنده
emanuel کارل فیلیپ امانوئل باخ
emarginatum فاگوپیروم امارژیناتوم
emasculate خایه کشیدن · اخته کردن
emasculation نرزدایی گیاه · اختهكردن · اختهكردن جانوران · اختهکردن
embalm تحنیط کردن · حنوط کردن · مومیایی کردن
embalmed مومیایی
embalming حناطت · حنوط
embalmment تحنیط · حنوط
embank خاکریزی کردن
embankment دیوار خاکی · خاکریزی · چل · پشته · سینه کش · بست
embankments خاکریزها · خاکریزی کردن · خاکریزی
embargo ممنوعیت · تحریم
embargos تحریمها
embark سوار کشتی شدن · سوار کشتی عدن · عازم شدن · اغاز کردن · شروع کردن
embarkation پانسیون
embarked سوار کشتی
embarking رکوب
embarkment پانسیون
embarrass خجالت دادن · دست کسیرا در حنا گذاشتن · شرمسار شدن · دست پاچه کردن · شرمنده کردن · قرار گرفتن
embarrassed پادر گل · آلوده · پا بند · شرمنده · خجالت زده · شرمسار
embarrassment اشکل · ازدیاد
embassador سفیر · سفیر کبیر · ایلچی · پیک
embassy اشغال سفارت ایران در لندن · ایلچی گری · سفارت · سفارت خانه · سفارت كبری · سفارت کبری
embattle در صف آوردن
embattled صف کشیدن
embay پيچيدن
embed جادادن · جاسازی کردن · جای دادن
embedded سامانه توکار · فرا پیوند جاسازی شده
embellish افرندیدن · آراستن · قشنك کردن · نگارین کردن · پیرایه بستن · تزیین نمودن
embellished با آبورنڭ · نگارین · پیراسته
embellishment تزئین · تملیح · آفرند · تزیین · پیرایه · قلابدوزی
embellisia آمبلیزیا
ember خاكه زغال نيمسوز · خاکستر گرم · زغال سنگ · اخگر · شعله
embers سینجر · خاكه زغال نيمسوز · اخگر · شعله
embezzle اختلاس کردن · حیف و مبل کردن · دستبرد زدن به · کسر کردن
embezzlement اختلاس · بخور بخور · کاغذبری · دستبرد · يغما
embezzler مختلس
embioptera آمبیوپترا · رگبالان · زیمندبالیان
embitter تلخ کردن · زهر کردن
embitterment طلب
emblazon جلوه دادن · آراستن · اعلام کردن
emblem نیزه سهشاخه · تمثیل · شعار · نماد
emblematic مجازي · کنایه دار
emblematically بکنایه
emblic آملج · امله · برنك
embodied مجسم
embodiment تجسم · تجسیم · تضمن
embody جسم دادن · متضمن بودن · مجسم کردن
embodying تجسیم
embolden تشجیع کردن · جرأت دادن · جسور کردن · شیر کردن · شیرك کردن · دل دادن
emboldened شیرك
emboldening تشجیع
embolism آمبولی · انسداد جریان خون
embonpoint فربهی · فربه · گوشتالو
emboss برجسته کردن
embossed برجسته کاری · منبت · برجسته
embossment برجسته کاری · منبت کاری · برجستگی · برجسته
embowed مقوس
embrace آغوشیدن · بغل گرفتن · حسن تلقی کردن · در آغوش کردن · در آغوش کشدن · در آغوش گرفتن
embracement حسن تلقی · روبوسی · معانقه · بغل گیری
embracer بغل گیر · معانق
embracing اغتنام فرصت · عناق · هم آغوش · بغل گیر
embrass گفتن
embrasure سنك افگن · سنك انداز · سوراخ تیرکش · سوراخ جا · کلوخ انداز · بارو
embrocate روغن ساختن
embrocation روغن مالی
embroider برودری کردن · ترازید ن · قلابدوزی کردن · منقش کردن · نقش انداختن · آجیدن
embroidered مزرکش · تراز · مطرز · منقش
embroiderer زر دوز · قلابدوز · گلدوز · مطرز
embroiders ترازنده · زرکش
embroidery آجیده · برودری · زربافی · قلابدوزی · ملیله دوزی · چكن
embroil گرفتار کردن · آشفته کردن
embroilment مسئله غامض
embryo انتقال جنین · تراكاشتهاي رویان · جنین · حفاظت رویان · درونكاشت تخمك · درونكاشت طبيعي جنين
embryogenesis تكوين جنيني · تکامل رویانی · رويانزايي · رويانشناسي · رویانزایی پیکری · تکوین رویانی
embryologic جنینی · رویانی
embryology تكوين جنيني · تکامل رویانی · رويانزايي · رويانشناسي · تکوین رویانی
embryonal جنینی · رویانی
embryonic تکوین رویانی · جنینی · رویانی · شبکه تارعنکبوت · تكوين جنيني · تکامل رویانی
embryophagum تریکوگراما امبریوفاگوم
embryos اجنه · بلاستوسيتها · تروفوبلاستها · رويانهاي سوماتیک · رویانهای جانوری · رویانهای پیکری
embryotic جنینی · رویانی
embryotomy جنینبری
embu امبو · برزیل
emeer امیر
emendation اصلاح
emerald جواهرات کاستافیوره · زمرد · زمرد نشان · زمردنگار · زمردی · گرد زمرد
emeraldcolored زمردین · زمردی
emerge پایین آمدن
emergence پيدايي گياهچه · پیدایی · دررو
emergency امدادرسانی اورژانسی · امدادرسانی فوریتی · اورژانس · پلکان اطمینان · فوریت · آمبولانس
emergent معلول
emerging در حال پيشرفت
emericella آسپرژیلوس · امريسلا · نئوسارتوريا
emeritus بازنشسته · شاینده
emersion خروج
emerson رالف والدو امرسن · پیتر هنری امرسون
emery سنباده · سنبته · چرخ سنباده
emesis قی · استفراغ · برگشت خون · برگشت
emetic تراب القی · تریاك بر گردان · قی آرنده · قی آور · مقیی · کنگر زد
emetics تهوعآورها · صفراآورها · مسهلها · ملينها
emf اختلاف سطح · ولتاژ
emigrant مهاجر · مہاجر
emigrate جلای وطن کردن · مہاجرت کردن · هجرت کردن
emigrating منتقل
emigration ترك وطن · مہاجرت · مهاجرت · جلا · رحلت · هجرت
emigre مهاجر
emigree مهاجر
emil امیل لئون پست · امیل نولده
emilia امیلیا رومانا
emiliano امیلیانو زاپاتا
emily امیلی · امیلی دیکنسون
eminem امینم
eminence بزرگی · حجت الاسلام · خرپشته · ذروۀ لامکان · رابیه · سرآمدشدن
eminences معالی
eminent شریعت مدار · فخامت نصاب · منیف · سرافراز · سربلند · عالی جناب
eminia امینیا · امینیا پلیآدنیا
eminii مزوپسیس امینیای
emir امیر · امیر کوستوریتسا
emirate امارات
emirates استادیوم امارات · امارات عربی متحده · امارات متحده عربی · هواپیمایی امارات
emissary نماینده پاپ · فرستاده · ایلچی
emission احتلام · انتشار آلودگي · مقطعنگاری رایانهای تک فوتونی · موج رادیو · روش شیمینورتابی · شناسايي شيمينورتابي
emit دود دادن · نور دادن
emitters پخشكنندهها · تجهیزات آبیاری
emitting آتش فشان
emma اما واتسون · اما کارول · اما گلدمن · اما
emmanuel امانوئل کونده · ویکتور امانوئل دوم
emmenagogues ادویه مدرۀ طمث
emmer گندم دودانه · تریتیکوم دیکوکوم · تریتیکوم دیکوکوییدس · گندم لری
emmet مورچه · مور
emmonsia امونزیا
emmy جایزه امی
emodin آسپرژيليك اسيد · آماتوكسينها · ااوسپورئين · اسكيرين · اسپوريدسمينها · امودين
emoji ترتیب ایموجی
emollient پماد · مرهم
emolument کارمزد · اجرت · دستمزد
emoluments منافع
emomalii امامعلی رحمان
emory دانشگاه اموری
emoticon شکلک
emotion هیجانات · هیجانی · احساسات · احساس
emotional ترغیب شده · تهییج شده · احساساتی
emotionalism حساسیت
emotionality حساسیت
empale سوراخ کردن
empanel قاب گذاردن
empathy انتقال فکر · تلقین · یکدلی · دلسوزی · مهر
empedocles امپدوکل
emperor امپراتور · امپراتور دریا · امپراطور · خنکار · پنگوئن فرمانفرما · شاهماهي
empetraceae امپتراسه
empetrum امپتروم · جنس سنگروی
emphasis تاکید · تأکید · شدت
emphasise نیرو دادن به · تاكيد كردن · برجسته نمودن · اهمیت دادن
emphasised تاکید شده · موکد
emphasize نیرو دادن به · تاكيد كردن · برجسته نمودن · اهمیت دادن
emphasized تاکید شده · موکد
emphatic اکید · تأکیدی · تاکید شده · موکد · قوی
emphysema تنفخ ریه · آمفيزم ريوي · التهاب حنجره · بيماريهاي ريه · بيماريهاي ريوي · سينوزيت
empire امپراتوری آلمان · امپراتوری اول فرانسه · امپراتوری دوم فرانسه · امپراتوری روسیه · امپراتوری روم · امپراتوری روم شرقی
empires موازنۀ دولیه
empiric تجربی
empirical تجربی
empiricism تجرب · طبابت غیر علمی · شارلاتان بازی · حقه بازی
emplace مكان
emplacement تعیین جا · تعیین محل · محل نصب · تثبیت موقعیت · جا
emplane سوار هواپیما شدن
employ اجیر کردن · استخدام کردن · استعمال کردن · بکار گرفتن · بکار گماشتن · بیگار گرفتن
employable قابل استخدام
employed اشتغال ورزیدن · مشغولی · کنتراتی · مستخدم · مشتغل · مشغول
employee كارمند · مأمور · مستخدم · نوکر باب · نگرش کارمند · کارمند
employees اعضای اداره · اجزاء
employer استخدام کننده · صاحب کار · کار فرما · کارفرما · آغا · مقاطعه کار
employing کار فرمایی
employment استخدام · اشتغال · اشتغال خارج از مزرعه · استعمال · استفاده · مشغله
employs مستخدم
empoasca امپواسکا · امپواسکا فابائه · امپواسکا کرهمری
empoison منغص کردن
empoisoned منغص
emporeum بازار بزرك
emporium بازار بزرگ · فروشگاه بزرگ
empower قدرت دادن · قوت دادن · وکالت دادن · هدیه دادن · اجازه دادن
empowered صاحب اختیار
empowerment توانمندسازی · اختیار
empress امپراتریس · شاهزادهخانم
emptiness جای تهی · خلو · جای خالی
emptor خریدار
empty تهی · تہی میان · خالی · خالی به ژاپنی · خالی کردن · خلی
emptyhanded باد دست · تہیدست
emptying افراغ · مفرغ
empurpled زرشکی
empyrean عرش · فلك الافلاك · عرشی · کره آتش · گرودمان · گنبد نیلگون
empyreuma بوی سوخته
emre امره آیدین
ems اتيلمتانسولفاتات
emu شترمرغ استرالیایی
emulate هم چشمی کردن · همسری کردن · تقلید کردن · پہلو زدن · غبطه خوردن
emulation هم چشمی · پژهان · همسری · مری
emulator هم چشم · مقلد
emule ایمیول
emulsification امولسيونکردن · امولسیونهسازی
emulsifiers امولسیونکنندهها
emulsifying امولسیونهسازی · امولسيونکردن
emulsion شیرۀ بادام · شیرابه
emulsions امولسیونها · امولسیونهای گوشت · ريزامولسيونها
emus اموس
emydidae اميديده
en تو راه · در راه · سهچهارمخط · میزانسن · باج گیری · خط تیره
enable قادر ساختن · قادر کردن · توانا ساختن
enact وضع کردن
enactment تقنین · قانون گذاری · اعلام
enamel لعاب دادن · لعاب زدن · لعابی · مينا · میناکاری · مینای دندان
enameler دوات گر
enamelist دوات گر
enamelled لعابی · مینایی
enamelling مینا گری · مینا کاری
enamor عاشق کردن
enamored آلفته · دل ازدست رفته · فریفتۀ عشق · دل باخته · دل شده ـ دلشده · دلشدگی
enamour شیفتن
enamoured دل باختن · بیدل · شیفتگی · آشفتن
enanthic هپتانویک اسید
enarmonia انارمونیا
enarthrosis مفصل گنوله وگوده
enayati غلامرضا عنایتی
encamp خیمه زدن · خیمه پریا کردن · خیمه گستردن · اردوزدن · اردو زدن · خیمه برپا کردن
encampment قرار گاه · اردوگاه
encapsulation کپسولیسازی
encarsia انکارزیا · انکارزیا فورموزا · انکارزیا لاهورانسیس · انکارزیا پرگاندیلا · پروسپالتلا لاهورانسيس · آسپيديوتيفاگوس
encarta انکارتا
enceinte محوطه قلعه · درانتظار
encephalartos آنسفالارتوس · سراتوزاميا · ماكروزاميا · زامیاسه
encephalitis آنسفالوميليت · آنسفالیت · ورم جرم دماغ · ورم جرم دماغ کبیر · ويروس آنسفاليت اسبي شرقي · ویروس آنسفالیت ژاپنی
encephalitozoon آنسفالیتوزون · آنسفالیتوزون کونیکولی
encephalomalacia آنسفالومالاسي · لوكوآنسفالومالاسي · لوكوآنسفلومالاسي اسبي · پوليوآنسفالومالاسي · آنسفالوپاتی
encephalomyelitis آنسفالوميليت اسبي شرقي · آنسفالوميليت اسبي غربي · آنسفالوميليت اسبي ونزوئلا · آنسفالومیلیت اسبی · ويروس آنسفالومیلیت طیور · ویروس آنسفالومیلیت اسبی
encephalon جرم دماغ کبیر · جرم دماغ · دماغ کبیر · مغز · دماغ · مخ
encephalopathy آنسفالوپاتی · آنسفالوپاتی اسفنجیشکل · آنسفالوپاتی اسفنجیشکل گاوی · بيماري جنون گاوي · آنسفالومالاسي · لوكوآنسفالومالاسي
enchain محکم نگاه داشتن · زنجیر کردن
enchained زنجیره ای
enchant افسون کردن · مسحور شدن · سحر کردن · فساییدن
enchanted طلسم کرده · افسون کرده · سحر زده · مسحور
enchanter طلسم گر · فساینده · افسون خوان · افسون درداز · افسون ساز · افسونگر
enchanting تسحیر · سحر آمیز
enchantment سیمیا · طلسم گری · نشئه · جادو · افسون
enchantress ساحره
enchilada شخص مهم
enchiridion رساله
enchytraeidae انکیتریده
encircle حلقه زدن · مدور ساختن · کمربند بستن
encirclement راه بندان · سد راه
enclave تحت محاصره
enclose احاطه كردن · حبس کردن
enclosed ضميمه شده · ضمنأ · گودال
enclosure داربزین · دیوار بست · برج متحرک · برج کوچک · حوش · حیطه
enclosures ضمن
encoding رمزی کردن
encomiast مادح · مداح
encomiastic ستایش آمیز
encomium ثنا · مداحی · تشویق · ستایشگری · مدح · مدیحه
encompass در آغوش گرفتن
enconiast ثنا خوان
enconium ثناء
encore دوباره
encounter برخورد کردن · برخوردن · دوچارشدن · تماس · تصادف کردن · برخورد
encountering ملاقات · مواجه
encourage تشویق کردن · دلگرم کردن · میدان دادن · پروردن · تشجیع کردن · جرأت دادن
encouraged دلش گرم است · پشت گرم · دلگرم
encouragement ترغیب · تشجیع · تشیط · خاطر داری · دل آسایی · دلگرمی
encourager هنر پرور
encouraging دل آسا · استمالت · امید بخش · ترغیب
encourge استمالت کردن
encroach تجاوز کردن
encroacher حدشکن · مهاجم
encroaching متعدی · تجاوز کار
encroachingly تجاوز کارانه
encroachment حدشکنی · دست اندازی · تعدی · غصب · هجوم · تجاوز
encrustation قشر
encrypt رمز دادن
encryption رمز بندی · پنهانی کردن گرداننده قفل کننده بیت · استاندارد رمزبندی پیشرفته · استاندارد سری کردن داده ها · رمزگذاری
encumber اسباب زحمت شدن · خراب شدن
encumbered عیال دار · گرفتار قرض · پا بست · پا بند
encumbrance بازماندگی · بار · گرو
encyclopaedia دانشنامه فارسی زبان و ادب · دانشنامه · فرهنگنامه · کتب لغت · دائره المعارف · قاموس
encyclopaedism دانشوری · فضل و دانش · فضل وکمال · فراگیری · یادگیری
encyclopedia آنسیکلوپدی · جامع العلوم · دائرةالمعارف · دائرهالمعارف پزشكي اسلام و ايران · دانشنامه · دانشنامه موسیقی ایران
encyclopedic جامع
encyclopedism دانشوری · فضل و دانش · فضل وکمال · فراگیری
encyclopedist بحر العلوم · جامع العلوم
encyclopædia دانشنامه ایرانیکا · دانشنامه بریتانیکا
encyolopedist بحرالعلوم
encyrtidae انسیرتیده
encysted سلعة · سلعه
end آخر سر · آخر شدن · آخرالزمان · آفتاب لب بام · امیدش برآمد · امیدش نا امید شد
endanger به مخاطره انداختن · در حشل انداختن · در مخاطره انداختن · درخطر انداختن · درخطر بودن · تهديدكردن
endangered انقراض گونه · گونه در معرض انقراض · گونه در معرض نابودی
endangerment قمار · خطر
endear عزیز داشتن · گرامی داشتن
endearing دلپذیر · دلفریب · عاشق
endeavor جد و جهد · جدیت کردن · جہد کردن · سعی بلیغ · سعی کردن · مجاهدت کردن
endeavoring سعی دار · کوشان
endeavors مسباعی
endeavour فضاپیمای اندور · جد و جهد · سعی بلیغ · تلاش · کوشیدن · تلاش کردن
endecaphylla انديگوفرا اندكافيلا · اندیگوفرا اسپیکاتا
ended منقرض
endemic بيماريهاي بومي · بیماری بومی · زياگيرها · مرض بومی · بومگیرها · جمعيت بومي
endemics بومگیرها · بيماريهاي بومي · زياگيرها
enderbury جزایر کانتون اندربری · جزيره اندربري
endianness ضرب چندجملهای
ending بد عاقبت · خجسته فرجام · خوب فرجام · عاقبت بخیر · منتهی · نیك فرجام
endius اسپالانژیا اندیوس
endive كاسني ترد · هندباء · كاسنی فرنگی · کاسنیفرنگیها · تلخی · کاسنی
endives کاسنیفرنگیها · كاسني ترد
endivia سیکوریوم اندیویا
endless بی انجام · بی پایان · بیغایت · بیپایان · بی انتها
endoblast درون پوست
endocarditis آندوکاردیت · التهاب آندوکارد · التهاب درونشامه قلب · ورم غشاء داخلی قلب
endocardium غشاء داخلی قلب
endocarp پوسته هسته · برونبر · درونبر · سيتروس آلبدو · ميانبر · پیرابر
endocrinal درون ریز
endocrine بيماريهاي هيپوفيز · بیماریهای آندوکرین · بیماریهای درونریز · تنظيم هورموني · غدد درونریز · كمبود هورمون
endocrinology آندوکرینولوژی · درون ریزشناسی · درونریزشناسی
endocronartium آندوکرونارتیوم · پريدرميوم
endoderm قلب نطفه · درون پوست
endogamy درون همسری · درونهمسری
endogenous باطنی النماء
endogeny نمو داخلی
endogonales آندوگونالز · آندوگونالها
endogone آندوگونه
endolimax آندولیماکس
endometritis آندومتریت · التهاب رحم · التهاب زهدان · التهاب مخاط رحم · التهاب مخاط زهدان
endometrium آندومتر · ميومتر · گردن رحم · زهدان
endomitosis آندوميتوز · رشتمان · هستهجنبي · میتوز
endomorph درون دگرگون
endomycetales اندومیستالز · اندومیستالها · ساكاروميستاسه
endomycorrhizae آندومیکوریزائه · اکتومیکوریزائه · میکوریزا · میکوریزائه
endoparasite انگل داخلی
endoparasites برونانگلها · درونانگلها · انگلها
endoparasitoses برونانگلزدگيها · بيماريهاي انگلي · درونانگلزدگيها · انگلزدگیها
endophytes درونرستها
endoplasmic ارگاستوپلاسم · شبکه آندوپلاسمی
endoprocta آنتوپروکتا · آندوپروکتا · درونمورزیان · چندزيان
endorphins اندورفینها
endorse جیرو کردن · قول کشیدن · صحه گذاشتن · درجه دوم بودن · دوم شدن
endorsement صحه · ظہرنویسی · اجازه چاپ · جیرو
endoscopy آندوسکوپی · درونبینی
endosmose حلول داخلی
endosmosis حلول داخلی
endosperm آندوسپرم · قوت جنین · پیوندزنی آندوسپرم · آلبومن بذرها · آلبومينهاي بذر · آلبومينهاي دانه
endosulfan آندوسولفان
endothelium غشاء داخلی عروق
endothia اندوتیا · اندوتيا پارازيتيكا · کریفونکتریا پارازیتیکا
endotoxins آندوتوکسینها · درونزهرابه
endow وقف کردن · هدیه دادن · قدرت دادن · وکالت دادن
endowed صاحب تخت · ملقب · موقوفه · نیكو خصال · نیکوسیر · وقفی
endowment درون داشت · موقوفه کارنگی برای صلح بینالمللی · اعطا · ستعداد · موهبت
endozoan انگل داخلی
endrin اندرین
ends شاهنامه آخرش خوش است · نیم و نیم کردن · هنزر پنزر
endue هدیه دادن · قدرت دادن
endurable قابل تحمل
endurance صبوری · تحمل · صبر · طاقت · بقا
endure بند شدن · به درازا کشیدن · تاب آوردن · تحلمل کردن · دوام داشتن · دوام کردن
endured سختی کشیده
endures ستم کش
enduring رنج بردار · سختی کش · حمول · متحمل
enduringness ماندگاری · مقاومت · پایایی
endymion اندومیون
enema حشنه کردن · اماله · تنقیه
enemies جامعه باز و دشمنان آن · دشمنان طبیعی
enemy بادشمن جنگیدن · بکوری چشم دشمن · حاسد · خصم · دشمن · دشمن جانی
energetic غشمشم · مجد · سست عنصر · کوشا · فعال
energies انرژی
energise انرژی دادن
energiser جان دهنده · روح بخش · رونق دهنده
energising جنبشی
energize انرژی دادن
energizer جان دهنده · روح بخش · رونق دهنده
energizing جنبشی
energy آژانس بینالمللی انرژی · اتلافهای انرژی · ارزش انرژی · انتقال انرژي · انرژي اتمي · انرژي باد
enervate بی عصب · بیعصب · مرعوب کردن · بیرگ · برهم زدن
enervation استرخاء · قلتانی
enfant مزاحم
enfeeble از پا در آوردن · بیقوت کردن · ضعیف کردن · تضعیف کردن · ناتوان کردن
enfeebled ضعیف شدن
enforce از پیش بردن · قوت دادن · مجبورکردن · اجرا کردن · افاذ کردن
enforceable قابل اجرا
enforcement انفاذ
enforcer تروریست مزدور
enfranchisement ازادسازی
engage رهن کردن · زد و خورد کردن · نام نویسی کردن · پنجه بخون تر کردن · باد یمودن · تعشق ورزیدن
engaged اره کشیدن · عشقبازی کردن · متعہد · عہده دار · متداعی · مشغول
engagement تعہد · استخدام · دامنگیری · مشغله · کار زار · عہده
engaging سرگرم کننده · مشغول کننده · جالب
engelbert اینگلبرت هامپردینک
engelmann نوئل آنژلمان · پیسئا آنژلمانیای
engelmannii نوئل آنژلمان · پیسئا آنژلمانیای
engender بازتوليد كردن · تحويل دادن · بوجودآمدن · زادن · پس انداختن · مادری کردن
engild مطلا کردن
engine بهینه سازی موتور جستجو · درونسوز · رامجت · قطعات موتوری · ماشین آتشنشانی · موتور بخار
engineer انجنیر · شرمہندس · مهندس · مهندس پرواز · مهندسی کردن · مہندس
engineered باكتريهاي اصلاحشده ژنتيكي · باكتريهاي مهندسيشده ژنتيكي · موجودات زنده تغييريافته ژنتيكي · موجودات زنده مهندسيشده ژنتيكي · ميكروارگانيسمهاي تغييريافته ژنتيكي · ميكروارگانيسمهاي مهندسي ژنتيكي
engineering خواص مهندسي · دانشکده صنعتی · دمدجا · مدرسه مہندسی · مهندسي الكترونيك · مهندسي دريايي
engineers انجمن مهندسان برق و الکترونیک · مهندسان · یك دسته مہندس
engines ماشینهای بخار · ماشینهای توربین · موتور دیزل · موتورها · موتورهای بنزینی · موتورهای درونسوز
engirded کمر بسته
england استراتفورد · الیزابت یکم انگلستان · انگلستان · انگلیز · انگلیس · ایالتهای نیو انگلند آمریکا
english اسفناج سحرایی · انگليسى · انگليسى نمیتونم حرف بزنم · انگليسي · انگلیسى · انگلیسی
englishman انگليسى · انگلیسی
englishspeaking انگلیسی زبان
englut اشباع شدن · اقناع شدن · پر خوردن · پر کردن
engorge اشباع شدن · اقناع شدن · پر خوردن · پر کردن
engraft جاسازی کردن · جای دادن
engraulis آنگرولیس
engrave حکاکی کردن · کنده کاری کردن
engraved محکوك · منقوش · منقش · کنده
engraver حکاك · حکاک · قلمکار · مہرساز · کنده کار
engraving حکاکی · قلمکاری · کندگی · حك · قطعه چوب · قلمزنی
engrieved دلتنگ
engross درشت نوشتن · خروشان کردن
engrossment تحریر
engulf خروشان کردن · فراگرفتن · لمباندن · درشت نوشتن
enhance بلندکردن · زیاد کردن · افزودن
enhanced توسعه یافته · دسترس پذیری بهبود یافته اسناد · سرعت داده افزایش یافته برای تحول جیاسام · لوح فشرده صوتی پیشرفته · نکته صفخه پیشرفته
enhancement تقاضای سنگین · بهبود · مالیات
enhancers تشدیدکنندههای طعم
enhancive وسیله آرایش
enhydros تدوینگر · ویرایشگر
enigma انیگما · لغز · معما · کردك · چیستان · رمز
enigmatic معمائی · معمایی · سروشی · مبهم
enjambement ادامه مطلب
enjambment ادامه مطلب
enjoin بهم متصل کردن · سفارش کردن به
enjoined سپرده
enjoining نهی · قدغن · دستور
enjoinment نهی · قدغن
enjoy بر خوردن · برخوردار شدن · برخوردار کردن · بہر بردن · بہره مند شدن · حظ بردن
enjoyed دلم حال آمد
enjoying برخوردار · بهره بر · بهره دار · متلذذ · متمتع · مساوی الحقوق
enjoyment برخورداری · بهره مندی · تلذذ · عشرت · کام جو · کام جویی
enki ائا
enkidu انکیدو
enkindle برافروختن · استنباط کردن
enlarge وسیع کردن · گنده کردن · بزرك کردن · بزرگ کردن · شاخ وبرك دادن · متسع کردن
enlarged گنده شدن · متسع
enlargement انفساح · انور سما · انوریسما · ایساع · توسع · توسیع
enlargen عریض کردن · فراخ کردن
enlarging ایساع
enlighten منور کردن · درخشان کردن · یاد گرفتن · آموزاندن · درخشان ساختن · متبلور کردن
enlightened اختر ضمیر · روشن ضمیر · روشنفكر · فرمند · منور · منورالفکر
enlightener مبصر
enlightening جہان افروز · مبصر · نوربخش · منور
enlightenment تنویر · تنویر افکار · روشن فکری · عصر روشنگری · نور معرفت
enlil انلیل
enlist نام نویسی کردن · سرباز کردن
enlisting استخدام
enlistment سر باز گیری · سربازگیری · ثبت نام
enliven حیات دادن · فرح بخشیدن · جان دادن · روح بخشیدن · روح دادن · چالاک شدن
enlivened دلشکفته · دلشگفته
enlivening با صفا · باصفا · صفا بخش · جان فزا · روح افزا · فرح بخش
enmesh درشبکه نهادن
enmeshment گرفتاري · تار عنکبوت
enmity آفند · از روی دشمنی · خوز · عدوان · آفندیدن · دشمنی
ennio انیو موریکونه
ennoble نجيب گردانيدن
ennobling تشریف
ennui ملال · ملالت · یکنواختی
enoch اخنوخ · ادریس · خنوخ · انوش
enology شراب شناسی · شرابشناسی
enormity گزافی · جسامت
enormous عظیم الجثه · فروش زیاد · مسرفانه · هنگفت · تنین · فاحش
enos انوش
enough بس · بس است · بسه · بقدر کفایت · به اندازه · به اندازه کافی
enounce صریحا گفتن · مژده دادن · اعلان کردن
enplane سوار هواپیما شدن
enquire رسیدگی کردن · وارسی کردن · پرسش کردن · استفسار کردن
enquirer سوال کننده · پرسشگر
enquiring کنجکاو
enquiry بازجویی · جستار · سئوال · پرس و جو · استعلام · تجسس
enrage آتشی کردن · جزبه کردن
enraged آتش گرفتن · آتشی · شرزه · غضبناك · غضبناك شدن · عصبانی
enrapture بوجد آوردن
enraptured سنجر
enrich غنی کردن · غنیسازی کردن
enriching روشنفکر
enrichment افزايش غلظت كربن دياكسيد · تقويتسازي مواد غذايي · تکمیلسازی مواد غذایی · غنی سازی · غنیسازی مواد غذایی · غنیسازی کربن دیاکسید
enrico انریکو فرمی · انریکو کاروسو
enrique انریکه ایگلسیاس
enrol ثبت نام کردن · نامنویسی کردن
enroll سجل کردن · ثبت نام کردن · نامنویسی کردن · سرباز کردن
enrolled منسلك
enrollment ثبت · ثبت نام
enrolment اسم نویسی · ثبت · ثبت نام
ensconce گذاردن
ensemble مجموع
ensete انسته · انسته ادوله · انسته ونتریکوزوم · موسا انسته
enshrine تقدیس کردن
ensiform شمشیری · خنجری
ensiformis باقلاهاي هندي · کاناوالیا انسیفورمیس · باقلاي علوفهاي
ensign نایب سوم يا ستوان سوم · بیرقدار · بیرق · رایت · پرچم · علم
ensilage سيلوكردن · علف تازه مانده · سیلوسازی علوفه · علوفه سیلویی
ensile انبار کردن
ensiling سيلوكردن · سیلوسازی علوفه
ensis انسیس · متاپنائوس انسیس
enslave برده بردن · حلقه بگوش کسی کردن · غلام کردن
enslavement غلامی · اسارت · بردگی
ensnare به دام انداختن · تله انداختن · در کمند آوردن · در کمند انداختن · بدام انداختن · به دام افتادن
ensnarl درشبکه نهادن
ensuant من تبع · نتیجه بخش · ضمنی
ensue نتيجه
ensuing عقیب
ensuingly بعدا
ensurance بیمه
ensure حتمی کردن · مراقبت کردن در · مطمئن ساختن · تضمین کردن
entada آنتادا · آنتادا اسکاندنس · آنتادا فازئولوييدس
entail مقصود داشتن · مشمول کردن
entamoeba آنتامبا · آنتامبا کولی
entandrophragma آنتاندروفراگما
entangle درهم کردن
entangled درهم گبر کردن · پادر گل · کارم گیر خورد · گره خوردن · مبتلا شدن
entanglement ابتلاء · درهمی · خلط
entendre دوسر
entente متفقین در جنگ جهانی اول · موافقت
enter آد م رو · برج دریدن · تو رفتن · داخل مذاکره شدن · در دفتر وارد کردن · در صدد بر آمدن
entered مدخول · وارد
enteric حصبه
entering تجالف · متداخل · ولوج · مدخل · يغما · حق دخول
enteritidis سالمونلا انتریتیدیس · ميكوباكتريوم آنتريتيديس · ميكوباكتريوم جونئي · میکوباکتریوم آویوم زیرگونه پاراتوبرکولوزیس · میکوباکتریوم پاراتوبرکولوزیس
enteritis آنتریت · آنتریت ویروسی مینک · التهاب امعاء · ورم امعاء · اسهال خوني · التهاب ايلئوم
enterobacter آنتروباکتر · آنتروباکتر آئروژنس · آنتروباکتر آگلومرانس · آنتروباکتر کلوآسائه · انتروباکتر · آئروباكتر
enterobacteriaceae آنتروباکتریاسه
enterobius کرمک
enterococcus آنتروكوكوس فسيوم · آنتروكوكوس فكاليس · آنتروکوکوس · آنتروکوکوس هیرائه · استرپتوکوکوس فسیوم · استرپتوکوکوس فکالیس
enterocolitica یرسینیا انتروکولیتیکا
enterolobium آنترولوبیوم
enteropogon آنتروپوگون
enteroptosis انقلاب امعاء
enterotoxins آنتروتوکسینها
enterovirus آنتروویروس · آنتروویروس خوکی · ویروس تالفان · ویروس تسچان · پوليوويروسها
enterprise انترپرایز آمریکا · انستیتو انترپرایز آمریکا · تشکیلات اقتصادی · توکلا · فضاپیمای انترپرایز · ابتدار
enterpriser موسس شرکت · کارگشا · مقاطعه کار
enterprises بنگاههاي اقتصادي دولتي · بنگاههاي اقتصادي مقياسكوچك · بنگاههای اقتصادی · بنگاههای اقتصادی بزرگ · بنگاههای اقتصادی خارجی · بنگاههای اقتصادی خصوصی
enterprisingness تشکیلات اقتصادی · قریحه
entertain مہمان داری · مہمان كردن · پذیرایی کرد ن · قبول کردن · مشغول کردن
entertainment انایاس · تلفی · خوان یغما · رده بندی سنی بازیهای رایانهای · پرده آرائی · حساب هزینه
entertainments اسمار
entezami عزتالله انتظامی
enthalpy آنتالپی
enthrone برتخت نشاندن
enthroned کرسی نشین
enthronement جلوس
enthroning اقعاد
enthronisation جلوس
enthronization جلوس
enthusiasm حمیت · شوق و ذوق · غیرت · بشوق آوردن · حماست · جدیت
enthusiast پارتیزان
enthusiastic با حمیت · باحرارت · باسوق · صاحب حمیت · غیرت مند
enthymeme برهان موحز
entice اغوا کردن
enticement اغواء
enticing کشنده
enticmgly جاذبانه
entire اسب نر · اسبهاي نر · درسته · ششدانڭ · بی کم و کاست · تام
entirely بالتمام · بالکل · بالکلیه · برقاب دادن · بکلی · تخم چیزیرا بر انداختن
entireness تمامیت · جمع کل
entirety تمامی · تمامیت · کاملیت · جمع کل
entitle لقب دادن · نام نهادن · عنوان نوشتن · ملقب نمودن
entitled استحقاق داشتن · حصه دار · حصه مند · دیحق · لقب گرفتن · ملقب
entittled مستحق
entity نهاد · یون
entoblast درون پوست
entoderm درون پوست
entodinium آنتودينيوم · اسپیروتریشیا · اوفريوسكولكس · ديپلودينيوم
entolasia انتولازیا · انتولازیا امبریکاتا · علف بونگوما
entomb قبر کردن · مدفون ساختن · مقبره ساختن · دفن كردن
entombment آیین تدفین · تدفین · به خاکسپاری · دفن · جنازه
entomogenous باكتريهاي بيماريزاي حشره · باکتریهای حشرهزی · قارچهاي بيماريزاي حشره · قارچهاي حشرهخوار · قارچهای حشرهزی
entomologist حشره شناس · هوام شناس
entomology حشره شناسی · حشرهشناسي كاربردي · حشرهشناسی · هوام شناسی
entomopathogenic نماتودهاي بيماريزاي حشره · نماتودهاي حشره · نماتودهاي حشرهزي · نماتودهاي حشرهزی · باكتريهاي بيماريزاي حشره · باکتریهای حشرهزی
entomophaga آنتوموفاگا
entomophagous قارچهاي بيماريزاي حشره · قارچهاي حشرهخوار · قارچهای حشرهزی
entomophilic نماتودهای حشرهدوست · نماتودهاي بيماريزاي حشره · نماتودهاي حشره · نماتودهاي حشرهزي · نماتودهاي حشرهزی
entomophthora آنتوموفتورا
entomophthorales آنتوموفتورالز · آنتوموفتورالها
entomopoxvirinae انتوموپوكسويرينه · نوداويريده · ويروسهاي حشره · ویروس بیمهرگان
entoparasite انگل داخلی
entoprocta درونمورزیان · آنتوپروکتا · آندوپروکتا · چندزيان
entourage خدم وحشم · ملت زمین · همراهان · دوستان · سر و همسر · ملتزمین
entozoa حیوانات غریبه در بدن
entozoan انگل داخلی
entozoon انگل داخلی
entrails قسمتهای داخلی · اندرونه · احشا
entrain کشیدن
entralgia درد امعاء
entrance باخسه · حق الورود · حق دخول · مدخل · ورودی · ورودیه
entrant جدید الورود · تازه وارد · مبتدی
entrap به دام انداختن · تله انداختن · در کمند آوردن · در کمند انداختن · بدام انداختن · به دام افتادن
entre انتر ریوس
entreat التماس کردن · دعوي كردن · لابه کردن · نیاز آوردن · سوگند دادن · قسم دادن
entreaties توسل جستن · توسل کردن · توسل
entreatingly بالتماس
entreaty جبین سایی · لابه · التماس · ملتمس
entrenchment آلنك · سنگربندی
entrepot مرکزبازرگانی · بازخانه · تجارت گذری · مخزن مهمات · ایستگاه راه آهن
entrepreneur مقاطعه کار · موسس شرکت · کارگشا
entrepreneurial مربوط به كارآفرين
entrepreneurs كارفرماها · کارفرمایی
entrepreneurship کارآفرینی اجتماعی · کارفرمایی · كارفرماها
entreriana زولیا آنترهریانا
entries واردات
entroncamento انترونکامنتو
entropy آنتروپی
entrust محرمانه گفتن · تفویض کردن · سپردن
entrusted عہده دار
entruster سپارنده
entry بندر مقصد · درایه · دفتر داری ساده · دفتر داری مترادف · وارد کردن داده ها · ورود شاخص
entwicklung رویداد
entwine بهم پیچیدن
entyloma انتیلوما
enucleate تصميم گرفتن
enucleation کاملدرآوری
enumerable قابل شمارش
enumerate سرشماری کردن · برشمردن · حقیر شمردن · غنیمت شمردن · شمردن
enumerated قلمداد
enumeration کنت · شمار · شمارش
enunciate صریحا گفتن · مژده دادن · تلفظ کردن
enunciation مژدگانی · طرز بیان · اعلام
enunciative بیانی
envelope بتلاب · پاکت · پاکت نامه · پاکت نامه با پیکان · پاکت نامه ورودی · تجهیزات زهکشی
envelopment پوشش
envelopping اغشاء
envenom زهر آلود کردن · تلخ کردن
enver انور خوجه
enviable رشك آور · رشك انگیز · غبطه آور
envied محسود · محسود واقع شدن
envious حسادت آمیز · حسود · رشك خور · ایرمان · بدچشم · حاسد
enviously حسودانه
enviousness حسد
environment برنامه زیست محیطی سازمان ملل · حزب رفاه حیوانات آلمان · رطوبتزدايي محيط زیست · محيط زيست اقيانوس · محيط زيست ايستابي · محيط زيست روانابي
environmental آلودگي كشاورزي · آلودگي محيط زيست · اثر زیستمحیطی · ارزیابی اثر زیستمحیطی · تخريب زيستمحیطی · تخریب محیط زيست
environments دور و بر
environs اطراف · توابع · حول و حوش · حول وحوش · حومه · دوروبر
envisage در نظر داشتن · روبروشدن · مواجه شدن با · انگاشتن · پنداشتن
envision رویایی بودن · متصور ساختن · علاقه داشتن به · مجسم ساختن · تصور کردن · مجسم کردن
envoi ایلچی · فرستاده
envoy ایلچی فوق العاده · فرستاده · مبعوث · ایلچی · رسول
envy حسادت · حسادت ورزیدن · حسد · حسد بردن · حسد کردن · حسودی
enwombed آبستن · حامله
enya انیا
enzed زلاند نو
enzootics بومگیرها · بيماريهاي بومي · زياگيرها
enzymatic آبکافت آنزیمی · تجزیه آنزیمی · تکنیکهای آنزیمی · فعاليت آنزيمي · فنون آنزيمي · هیدرولیز آنزیمی
enzyme آمایشهای آنزیمی · آنزیم · آنزیم مالیک · جایگزینهاي پنیرمایه · فعالکنندههای آنزیم · فعالیت آنزیم
enzymes آنزیمها · آنزیمهای تثبیتشده · آنزیمهای محدودگر · زیمایهها · آنزيمهاي ليپيدكافتي · استرازها
enzymic قهوهایشدن آنزیمی · تجزیه آنزیمی · تکنیکهای آنزیمی · فنون آنزيمي · فعاليت آنزيمي · فعالیت آنزیم
enzymolysis آنزیمکافت
enûma انوما الیش
eon ائون · اعصار متمادی · ابدیت
eonian جاود · جاودان · همیشگی
eoraptor پگاهدزد
eoreuma اورئوما · اورئوما لوفتینی
eos ائوس
eosinophilia ائوزینوفیلی
eosinophils ائوزينوفيلها · بازوفيلها · نوتروفيلها · گرانولوسیتها · گویچههای سفید دانهدار
eotetranychus اوتترانيكوس هيكوريه · اوتترانیکوس · اوتترانیکوس هیکوریائه · اوتترانیکوس کارپینی
epacridaceae اپاکریداسه
epact خمسۀ مسترقه
epaulet سرد دوشی · پاگن ـ پاگون
epaulette سردوشی · پاگون
epee تیغ · شمشیر
epenthesis اندراج
eperua اپروآ · اپروآ فالکاتا
eperythrozoon اپریتروزوئون
ephedra افدرا · جنس ارمک
ephedraceae افدراسه · ریشبزیان
ephedrine افدرین · آلکالوییدها · اسكوپولامين · افدرين · روكهفورتين · ریش بز
ephelis بهق
ephemeraeformis تیریدوپتریکس افمریفورمیس
ephemeral زود گذر · سریع الزوال · ويروس تب سهروزه · ویروس تب بیدوام گاوی · يك روزه · يكروزه
ephemeris سالگرد
ephemeroptera بافتهباليان · يكروزهها · کوتهزیبالداران
ephesians افسسیان · نامه به افسسیان
ephestia افستیا · افستیا الوتلا · افستیا کوئنیلا · بيد انباري گرمسيري · آناگاستا كوئنيلا · افستيا كائوتلا
ephesus اصحاب کهف · افسس · فسوس · هفت تن · نیایشگاه آرتمیس
ephod قباچه
ephydridae افیدریده
epic حماسه · حماسه گیل گمش · حماسی · رزمی · شعر رزمی با حماسی
epical حماسی · رزمی
epicarp پوست میوه · برونبر · درونبر · سيتروس آلبدو · ميانبر · پیرابر
epicauta اپیکوتا
epicenter مرکز زلزله
epicentre مرکز زلزله
epichloe اپیکلوئه · آکرمونیوم سنوفیالوم · اپيكلوئه تيفينا
epichoristodes اپیکوریستودس · اپیکوریستودس آسربلا
epicoccum اپیکوکوم
epicotyls رولپهها
epictetus اپیکتت
epicure شکم پرست
epicurean ابیقوری · حکمت اببقور · فیلسوف ابیقوری
epicurus ابیقور · اپیکور
epidemic بیماری همه گیر · عالم گیر · مرض همه جاگیر · مرض وبائی · همه جاگیر · همه گیر
epidemics همهگیرها · بازپيدايي بيماريها · زياهمهگيرها · همهگیری محدود بيماري · گياهمهگيرها
epidemiological براورد بيماري · بررسيهاي همهگيريشناختي · بررسیهای بیماری · نظارت بهداشتي · نظارت بیماری · نظارت همهگيريشناختي
epidemiology اپیدمیولوژی · زياهمهگيریشناسي · همه گیرشناسی · همهگیرشناسی · همهگیریشناسی
epidendrum اپیدندروم
epidermal فاکتور رشد اپیدرمی · فوق الجلدی
epidermidis استافیلوکوکوس اپیدرمیس
epidermis اپیدرم · روپوست · روپوست جانوري · ميانپوست · پينه · فوق الجلد
epidermophyton اپیدرموفیتون
epidiaspis اپیدیاسپیس
epididymis اپيديديم · بربخ · خاگها · روخاگ · ضمیمۀ خانه · بیضهها
epididymitis اپیدیدیمیت · خاگ
epididynitis ورم ضمیمه خایه
epidinocarsis آپواناژیروس · آپواناژیروس لوپزی · اپيدينوكارسيس لوپزي · اپیدینوکارسیس
epigastric فوق المعدی
epigastrium بالای شکم · فوق المعده
epiglottis اپيگلوت · اپی گلوت · سرپوش چاك صوت · سوتك · طنابهاي صوتي · حنجره
epigoni اپیگونها
epigram سخن نیشدار · هجا · لطیفه · طنز · طعنه
epigrammatist نکته گو
epigraph سرلوح · سرلوحه · کتابه · کتیبه
epilachna اپیلاکنا · اپیلاکنا واریوستیس · اپیلاکنا ویژینتیوکتوپونکتاتا · سوسك لوبياي مكزيكي · هنوسپيلاكنا · هنوسپيلاكنا ويژينتيوكتوپونكتاتا
epilation موزدایی
epilepsia حمله بزرگ صرع
epilepsy بیماری صرع · صرع · حمله بزرگ صرع · بیهوشی · غش · حمله
epileptic تشنج اطفال · صرعی · غشی · مصروع
epilobium اپیلوبیوم · اپیلیوبیوم آنگوستیفولیوم · بید علفی غاری · جنس بید علفی · جنس علف خر · علف خر برگباریک
epilog ختم مقاله
epilogue خاتمۀ نمایش · خاتمۀ کلام · ختم مقاله
epimedium اپیمدیوم · جنس گیاه بیثمر
epimerases اينترامولكولار اكسيدوردوكتازها · اينترامولكولار ترانسفرازها · اينترامولكولار ليازها · اپيمزارها · راسمازها · فسفوگلوكوموتاز
epimetheus اپیمتئوس
epinephelus اپینفلوس · پروميكروپس ايتاجارا
epinephrine اپینفرین · آدرنالين
epinotia اپينوتيا دينيانا · اپینوتیا · اپینوتیا آپورما · زیرافرا دینیانا
epipactis اپیپاکتیس · جنس خربقان · جنس خربقی
epiphany تجلی · ظهور · خاج شوران · خاج شویان
epiphenomenon علائم ثانویه
epiphyas اپیفیاس · اپیفیاس پستویتانا
epiphyllum اپی فیلوم · گل شستی
epiphytes اپیفیتها · دارزیها · رورستها
epiphytotics بازپيدايي بيماريها · زياهمهگيرها · همهگیرها · همهگیری محدود بيماري · گياهمهگيرها
epipremnum اپیپرمنوم
epirus اپیروس شمالی
episcopate اسقفی
episode قسط
epistasis تعامل ژن · روايستايي · برهمکنشی ژن
epistaxis خون دماغ · خوندماغ · نزف الدم · خونروي · خونريزش
epistemology شناختشناسی
epistle افسسیان · اول تسالونیکیان · اول تیموتاوس · اول قرنتیان · اول پطرس · اول یوحنا
epistolary منشات · مکتوبی · نامه ای · انشائی
epitaph مزارنوشته · کتابه
epithalamium سرود عروسی
epithelial لوله اب
epithelium اپيتليوم · بافت پوششی
epithet سید سجاد · شاه ولایت · صفی الله · کلیم الله · کوهکن · صفت
epithrix اپیتریکس
epitome اصل ماده · خلاصه · شکل اولیه · نمونه اصلی · پیش گونه · کهنالگو
epitomise نمونه بودن · نمونه دادن · خلاصه کردن
epitomize نمونه بودن · نمونه دادن · خلاصه کردن
epitrimerus اپیتریمروس
epitrix اپیتریکس
epizoan انگل خارجی
epizoon انگل خارجی
epizootics بازپيدايي بيماريها · زياهمهگيرها · همهگیرها · همهگیری محدود بيماري · گياهمهگيرها
epizootiology اپیدمیولوژی · زياهمهگيریشناسي · همهگیریشناسی
eplstaxis رعاف
epoch تقویم هجری قمری جدولی مدنی · تقویم هجری قمری جدولی نجومی · دوره یخ · دوره یخبندان · مبدا تاریخ · دهر
epochs ازمنه · اعصار
eponym عنوان مشخص · تحریم
epos حماسه
epoxides اپوكسيدها · بسپارهاي اپوكسي · رزينهاي اپوكسي · ترکیبات اپوکسی
epoxy ترکیبات اپوکسی · اپوكسيدها · بسپارهاي اپوكسي · رزينهاي اپوكسي
epr طيفنمایی پرامغناطيسي الكتروني · طیفنمایی تشدید اسپین الکترون
epsilon اپسیلون
eq برابر
equability يك ريختي
equal این کار دست شمارامی بوسد · برابری کردن · تماثل · توازی · تکافو کردن · ثانی اثنین
equalise مساوی کردن
equaliser نیروی مقاوم · وزنه تعادل
equality استواء · برابری · تساوی · سواء · سویه · مساوات
equalize مساوی کردن · جبران كردن
equalizer نیروی مقاوم · وزنه تعادل
equally بالسویه · بالمویه · بتساوی · بطور مساوی · بالمناصفه · علی السویه
equalness تساوی
equals امائل · اقران · امثال · همگنان · اضعاف
equanimity تعادل فکری · خونسردی · عدالت · قضاوت منصفانه · سکوت
equatable متناظر
equate معادله ساختن · شبیه شدن · شبیه کردن · مساوی پنداشتن · مقایسه کردن · مساوی کردن
equateur اكواتور · باندودا · جمهوری دموکراتیک کونگو · زئير · شابا · كاتانگا
equation معادله · معادله خطی · معادلۀ درجه دوم · قوه چهارم · منشور قائم · تساوی
equator استوا · خط استوا · دائره استوا · ناحیه استوایی · نیمگان · استواء
equatoria استوائیه شرقی · استوائیه وسطی
equatorial اب و هوای گرمسيري · استوائی · استوایی · اقليم استوايي · اقیانوس اطلس استوایی · جنگلهاي استوايي
equerry اصطبل بزرگ · اصطبل سلطنتی · جلودار · میراخور
equestrain مربوط بسواری
equi استرپتوکوکوس اکویی · بابزیا اکویی · رودوکوکوس اکویی · كورينهباكتريوم اکویی
equiangular متساوی الزوایا
equid اسپ · اسب
equidae اسبسانان · اسپ · اسب
equigenitalis تیلورلا اکیژنیتالیس · هموفيلوس اكيژنيتاليس
equilateral متساوی الاضلاع · مثلث متساوی الاضلاع
equilibrate متعادل شدن
equilibration موازنه
equilibrise متعادل شدن
equilibrium اختلالات تعادلی · تعادل · عرضه و تقاضا · موازنه بازار · موازنه خودرا از دست دادن · موازنۀ دولیه
equilibrize متعادل شدن
equina خرمگس
equine آنسفالوميليت اسبي شرقي · آنسفالوميليت اسبي غربي · آنسفالوميليت اسبي ونزوئلا · آنسفالومیلیت اسبی · آنفلوانزاویروس اسبی · اسبی
equinoctial دایرۀ اعتدال · معدل شب و روز · معدل لیل و نهار · سال خورشيدي
equinox اعتدال · اعتدال بهاری · اعتدال خریفی · اعتدال ربیعی · اعتدال شب و روز · اعتدال پاییزی
equinoxes تقدیم اعتدالین
equip آمادن · تجهیز کردن · سازوبرگ دادن · مجهز کردن · مهیا كردن · تجہیز کردن
equiperdum تریپانوزوما اکیپردوم
equipment آزمودن تجهیزات · ابزارآلات پيوندزني · اجزاء تجهيزات · تجهيزات آمادهسازي خاك · تجهيزات ساختمانی · تجهيزات فراوري غذا
equipments اثاثیه · ملزومات · سامان جنك · مہمات · تجہیز · لوازم
equipoise توازن · لنگر
equipoised دنگا دنك
equipollent معادل
equiponderant عدیل
equipped تیار · قبراغ · مہیا · سازمند · مجہز
equipping تسلیحات · تجہیز · جنگ افزار
equisetales اكوييستالز · سرخسگیان · فيليكالز · ليكوپوديالز · نهانزادان آوندي · پتروفیتا
equiseti فوزاريوم ژيبوزوم · فوزاریوم اکوییستی
equisetifolia کازورینا اکیستیفولیا
equisetum اکوییستوم · اکوییستوم آرونس · جنس دماسب · دماسب · دماسب دشتي · دماسبی
equitable باعدالت · حق بین · مقسط · روا · عادل · منصف
equitably بعدالت · عادلانه · باعدالت · منصفانه
equitation سوارکاری · سواری · گردش و مسافرت
equity انصاف · تساوی حقوق · قاعده انصاف · معدلت · نصفت · حق بینی
equivalence هم ارزی · تعادل · معادله · تساوی · قابلیت قیاس · موازات
equivalent استیعاب · برابر · بهرهبرداری اراضی · تعادل نشاسته · مثقال · معادل
equivocal دارای ابهام · ذو وجہین · سخن آب بردار · دو پهلو · ذواحتمالین · مبہم
equivocally بطریق ایہام
equivocalness ایهام
equivocate سهل انگاشتن · مرتد شدن
equivocation حرف اندازی · توریت · دروغ · ابهام
equivocator مرتد
equorum پاراسکاریس اکوئوروم
equuleus اسب کوچک
equus اكوئوس بروشلي · اكوئوس كابالوس · اسبها · گورخرها · اكوئوس آسينوس · الاغها
er حنیف
era تاریخ مبلادی · تاریخ میلادی · سال میلادی · سنۀ میلادی · مبدأ تاریخ · دوران مشترک
eradicate از ریشه در آوردن · از ریشه کندن · بیخ کن کرد ن · ریشه کن کردن · ریشهکن کردن · قلع وقمع کردن
eradicated ریشه کن · مقلوع
eradication بیخکن · قلع وقمع · انگلزدايي موجودات زنده · ريشهكني آفت · ریشهکنی بیماری · كنترل بيماري گياه
eradicative قالع
eradicator دافع حشرات
eragrostis اراگروستيس آبسينيكا · اراگروستیس · اراگروستیس تف · اراگروستیس سوپربا · اراگروستیس لمانیانا · اراگروستیس کوروولا
eram ارم ایر
erannis ارانیس
erarily باذوق
erasable محو شدنی
erase قلم در کشیدن · برگرفتن · حك کردن · محو کردن · فرسودن · حذف کردن
erased سترده · محو شده · محکوك · تراشیده
eraser تخته پاک کن · مداد پاك کن · مداد پاک کن · مرکب پاك کن · پاك کن · پاک کن
erasing حك · عفو
erasmus دزیدریوس اراسموس
erasure تراشیدگی · محو · اثرزخم · حك
erato اراتو
erbium اربیم · اربیوم
erdoğan اردوغان
erebus اربوس
erechtheus ارختئوس
erect برپا کردن · تخت زدن · ستیخ · سر پا · سروقامت · سروقد
erecta استيلوسانتس گوينينسيس · استیلوسانتس ارکتا
erected برخاسته · راست شدن · شق شدن · منتصب · برآورده · مشید
erectile قابل نعوظ · نعوظی · عضلۀ نعوظی
erectility قابلیت نعوظ
erecting نصب
erection برخاستگی · شق کردن · نعوظ · تشیید · شق شدن · نعوظ کردن
erective نسج
erectness استواري · افراشتگی · قائمی · گياهان پيشايستا · حالت عمودی
erector سوار کنندء · عضلۀ نعوظی · ماشین سوارکن
erelong زود · بزودی
eremochloa ارموکلوآ · ارموکلوآ افیوروییدس · علف صدپا
eremophila کاسیا ارموفیلا
ereshkigal ارشکیگال
eretmocerus ارتموسروس
eretmochelys ارتموکلیس
erevan ایروان
erewan ایروان
erewhile پيشاپيش
erg ارگ
ergastoplasm ارگاستوپلاسم · شبکه آندوپلاسمی
ergative هندى · هندی
ergo ارگو پراکسی · پس از این
ergocalciferol ارگوكلسيفرول · كولهكليسفرول · ويتامين د · ویتامین دی
ergonomic فاكتورهاي كارپژوهي · کارپژوهی
ergonomics ارگونومی · کارپژوهی · فاكتورهاي كارپژوهي
ergosterol ارگوسترول
ergot آلکالوییدهای ارگوت · مرض
eria اریا
eriantha دیژیتاریا اریانتا · پسورالئا اریانتا
erianthus اریانتوس · اریانتوس آروندیناسئوس
eric اریک دلفی · اریک ریموند · اریک کلپتون
erica اریکا · جنس خلنگ · جنس ورسک
ericaceae اریکاسه · تیره خلنگ · تیره ورسک · خلنگیان
ericales اريكالها · اریکالز · راسته خلنگ · راسته ورسک
erich اریخ هونکر · اریش کستنر · اریک فروم
erichsonii پریستیفورا اریکسونیای
ericsson سونی اریکسون
eridani ظلیم
eridania اسپودوپترا اریدانیا
eridanus جوی
erie دریاچه ایری
erigeron اریژرون · جنس پیربهار
erik اریک تامسون · اریک ساتی · اریک سرخ
erimacrus اریماکروس
erin ایرلند
erinaceus پتروکارپوس اریناسئوس · جوجه تیغی · خارپشت
erinnyis ارینیس · ارینیس الو
erinyes ارینوئس · الهههای انتقام
eriobotrya اریوبوتریا · اریوبوتریا ژاپونیکا · ازگیل ژاپنی · جنس ازگیل ژاپنی
eriocarpa ایپومئا اریوکارپا
eriocaulaceae اریوکولاسه
eriochloa اریوکلوآ · جنس چمن بهاره
eriococcidae اریوکوکسیده
eriodendron اريودندرون پنتاندروم · بومباكس پنتاندروم · سئیبا پنتاندرا · كاپوك · پنبه ابريشم سفيد
eriogonum اریوگونوم
erioischia اريوايشيا · اريوايشيا فلوراليس · دلیا · دلیا فلورالیس · فوربيا فلوراليس · لپتوهيلهميا
eriophyes اریوفیس · آسریا تولیپائه · آسریا شلدونی · آسریا گوئرارونیس · اريوفيس توليپائه · اريوفيس شلدوني
eriophyidae اریوفیده · مازوسازان · هيرههاي گال
eriosoma اریوسوما · اریوسوما لانیژروم
eris اریس
eristic بحث و جدلی
erithacus سینه سرخ
eritrea اريترئا · اریتره
eritrean ناکفای اریتره
eriugena جان اریجینا
erivan ایروان
ermesinde ارمسینده
ermine قاقم · آس
ermines درشتقاقمها · قاقمها
ernest ارنست اورلاندو لارنس · ارنست بلفورت بکس · ارنست رادرفورد · ارنست رنان · ارنست همینگوی
ernst ارنست ادوارد کومر · ارنست ماخ · ورزشگاه ارنست هاپل
ernő ارنو گرو
erode ساییدن · خوردن · گاز گرفتن
eroded خاکهای فرسایشیافته · دندان موشی
erogenous مناطق شهوانی
eros اروس · بچه قشنگ · نفس اماره · لیبیدو
erosion توازن اتلاف جهانی خاک · سایش · فرسايش آبكندي · فرسايش جويباري · فرسايش خاك · فرسايش ساحلي
erosive اکال · فاسد کننده · جگرسوز · خورنده
erosus اورتوتومیکوس اروسوس · ايپس اروسوس · دوليكوس اروسوس · لوبياهاي سيبزميني · لوبياهاي يامي · پاکیریزوس
erotic اروتیکی · غزلیات · غزل
eroticism جاذبه جنسی · شهوت انگیزی
erotism جاذبه جنسی · شهوت انگیزی
erotomania جنون عشق · شیدایی
err اضلال · انسان جایزالخطاست · بضلالت انداختن · دراشتباه بودن · غلط بودن · گمراه شدن
errand فرمان بردن · پیغام
errant ویلان · یهودی سرگردان · آواره · دربدر · سرگردان
errantry دربدری
errata صحت نامه · غلط نامه
erratic خارج از قاعده · سرگردان · بی وفا · خویی · سیمابی
erratum غلط چاپی · غلط نامه
errhine مسہل مخاط
erring ضل · گمراه
erroll ارول گارنر
erroneous سقیم · غلطی · اشتباهی · غلط · نادرست
error احوالات · احکامات · ثبت خطا · خطای ساختاری · خطای همزمانی · رمز خطا
errors اغلاط · خطایا · سہویات · اغلاط چاپی
ersatz مصنوعي
ershad حسینیه ارشاد
ersoy معزز ارسوی
ertl گرهارد ارتل
eruca اروكا وزيكاريا · اروکا · اروکا ساتیوا · تاراميرا · جامبا · جنس منداب
eruciation باد گلو
erucic اروسیک اسید · اسید اروسيك
eructation گنده آروغ · آجل · زراغن · زراغنڭ · آروغ
erudite با سواد · جامع المعقول و المنقول · فرجاد · بحرالعلوم · دانشمند · متبحر
eruditeness دانشوری · فضل و دانش · فضل وکمال · فراگیری
erudition تبحر · دانشوری · فضل و دانش · فضل وکمال · فراگیری
eruginous زنگاری
erupt آتش زدن
eruption تفجر · دمیدگی · ظهور · بثورات · شیوع · فوران
eruptive انفجاری · فورانی
ervi آفیدیوس اروی
ervilia اروم ارويليا · ماشک گاودانه · ویسیا ارویلیا
ervum اروم لنس · لنس اسكولنتا · لنس کولیناریس · اروم ارويليا · ماشک گاودانه · ویسیا ارویلیا
erwin اروین رومل · اروین شرودینگر
erwinia اروينيا آتروسپتيكا · اروينيا آروييدئائه · اروینیا · اروینیا آمیلوورا · اروینیا هربیکولا · اروینیا کاروتوورا
erynia ارینیا · ارینیا رادیکانس · زئوفتورا · زئوفتورا راديكانس
erysi باد سرخ
erysimi لیپافیس اریزیمی
erysipelas سرخجه خوکی · باد سرخ
erysipelatous حمروی
erysipelothrix اریزیپلوتریکس · اریزیپلوتریکس روزیوپاتیائه
erysiphales اريزيفالها · اریزیفالز
erysiphe اریزیفه · اریزیفه بتائه · اریزیفه سیکوراسئاروم · اریزیفه پلیگونی · اریزیفه پیسی · اریزیفه گرامینیس
erythematosus بیماری اتوایمیون · بیماریهای خودایمنی · لوپوس اريتماتوسوس
erythraea قنطوریون
erythrina اریترینا · اریترینا پپیژیانا
erythroblastosis اريتروبلاستوز پرندهاي · لوكوز مرغی · لوكوز پرندگان · لوکوز طیور · ميلوبلاستوز پرندهاي · لوکوز پرندهای
erythroblasts ارتروسیتها · اريتروبلاستها · اریتروسیتها · سرخگویچهها · سلولهاي خوني قرمز · گلبولهای قرمز
erythrocephala كاليفورا اريتروسفالا · کالیفورا ویسینا
erythrocytes گویچههای سرخ · ارتروسیتها · اريتروبلاستها · اریتروسیتها · سرخگویچهها · سلولهاي خوني قرمز
erythroid سرخ · قرمزى
erythromycin اریترومایسین
erythroneura اریترونورا
erythropoiesis تشكيل خون · سرخگويچهسازي · سفیدگویچهسازی · خونسازی
erythropoietin اریتروپویتین
erythrorhizon لیتوسپرموم اریتروریزون
erythroseptica فیتوفتورا اریتروسپتیکا
erythrosine اریتروزین
erythroxylaceae اریتروگزیلاسه
erythroxylon اريتروگزيلون · اریتروگزیلوم · کاکائو
erythroxylum اريتروگزيلون · اریتروگزیلوم
erzerum ارزن الروم · ارزنة الروم · ارض روم
erzurum ارزروم
erzya ارزیایی · استونی
erçetin جاندان ارچتین
es دارالسلام
esarhaddon اسرحدون
esau عیسو
esc کلید خروج
escalade پله متحرک · نردبان
escalate بالا گرفتن · تشدید شدن · سخت کردن
escalator پله برقی · پلکان متحرک
escallop گوش ماهی · کتلت
escap آسیا و اقیانوس آرام · منطقه اقيانوس آرام
escapade ماجرا · ماجراجویی · سرگذشت · حادثه
escape انزوای سیاسی · جان مفت بدر بردن · جہاندن · جہانیدن · جہیدن · در رفتن
escaped جسته · دام کنده · قات
escapement چرخ دنگ
escapism انزوای سیاسی · فرار از واقعیات
escargot حلزون
escarole كاسنی فرنگی
escarp سینه کش
escarpment سینه کش
eschar سبوسه · وازده اجتماع · خشك ریشه · شوره سر
escheat بی تن مال · مال لاوارث
escher موریس اشر
escherichia اشریشیا · اشریشیا کولی · ای کولای · باكتري كولي
eschrichtius اشریکتیوس
escort بدرقه کسی رفتن · بدرقه · تشییع کردن · قراسوران · قراسورن · مشایعت کردن
escorting تشییع · مشایعت
escrivá خوزه ماریا اسکریوا
escudo اسکودوی تیمور · اسکودوی موزامبیک · اسکودوی پرتغال · اسکودوی کیپورد
escudos اسکودوی کیپورد
esculent سبزی · خوردنی · خوراکی
esculenta بوهينيا اسكولنتا · تاپيوكا · جاتروفا دولسيس · جاتروفا مانيوت · ديوسكورئا آكولئاتا · دیوسکورئا اسکولنتا
esculentum تیلوسما اسکولنتوم · سولانوم ليكوپرسيكوم · فاگوپيروم ساژيتاتوم · فاگوپیروم اسکولنتوم · ليكوپرسيكون ليكوپرسيكوم · لیکوپرسیکون اسکولنتوم
esculentus آبلموسکوس اسکولنتوس · بادام زميني · سعد خوراكي · سیپروس اسکولنتوس · كولئوس اسكولنتوس · كولئوس دازو
escutcheon حفاظ
esfahan اصفهان · زنده رود · کاشان
esfandiari هاله اسفندیاری
esfandiary ثریا اسفندیاری
esfarayen اسفراین
eshghi میرزاده عشقی
eshraghi زهرا اشراقی
eshtehardi اشتهاردی · جمهوری اسلامی ايران · ايران · شیرگاه · ایران
eskimo اسکیمو
eskişehir اسکیشهر
eslamieh اسلامیه
eslamshahr شهرستان اسلامشهر
esmoriz اسموریز
esocoidei اردکماهیان
esophageal بیماریهای دستگاه گوارش · فروافتادگي راسترودهاي · مروی
esophagus قصبة المری · مری · نای گلو · سرخنای · چينهدان · حلق
esoteric خواصفهم · باطنی · غامض
esox اسوکس · اسوکس لوسینوس
esp نوغان · بصیرت · برجاس · روشن بینی · کشفی
espadrille کفش دمپایی · گیوه
esparcet اسپرس
esparta نیووا اسپارتا
esparto استیپا تناسیزیما · علف اسپرتو
especial معلوم
especially بالاخص · بخصوص · بویژه · علی الخصوص · خاصه
esperanto اسپرانت · اسپرانتو
espial دادهها · دیدبانی
espinho اسپینیو
espionage جاسوسی · خبر گیری · تجسس
espirito اسپیریتو سانتو
esposende اسپوسنده
espousal عقد · معنی مصطلح · پذیرش
espouse حلیل · حلیله · زن کردن · زن گرفتن · قرین شدن · زناشويي
esprit روحیه · نشاط
espy جاسوس بودن
esquire مالک زمین
esr طيفنمایی پرامغناطيسي الكتروني · طیفنمایی تشدید اسپین الکترون
essaouira صویره
essaqwand گوردخمه اسحاقوند
essay مقاله نویسی · تالیف · سنجیدن · محک زدن · مقاله · آزمودن
essayist مقالهنویس · رساله نويس · مقاله نویس · دانشمند
essebar شافعی
essen اسن
essence اوچیز · جوهر تمر · فروهر · جان کلام · ذات · ماهیت
essential آمینو اسیدهای ضروری · اسیدهای آمینه ضروری · اسیدهای چرب ضروری · اعراض ذاتیه · امر لازم · امر ناگزیر
essentially بدگوهر · فی حد ذاته
essentials ارکان · اصول
essentuki یسنتوکی
essive فنلان
establish برقرار کردن · بنانهادن · تأسیس نہادن · تأسیس کردن · خیرات کردن · دایر کردن
established تقرر · تمکن · مستقر · مستقر شدن · مقرر · پادار
establishing توطین · اقامه · نصب · تثبیت
establishment برقراری · تاسیس · تكوين وضع سبز · جنگلزایی · مؤسسه · پاگرفتن محصول زراعی
estabtished اعتباری
estado استادو نوو
estahban استهبان · شهرستان استهبان
estate املاک · دانگ · رکن چهارم مشروطیت · ضیعه · عمارت بیلتمور · مستغل
estates املاك · رسته اجتماعی · ضیاع · علاقجات · علاقه دار · ملک
esteem آوازه داشتن · احترامات فائقه را نقدیم میدارد · ارجمند شمردن · بزرك داشتن · شهرت داشتن · عزت
esteemed عالی مقدار · منزلت داشتن · صاحب اعتبار · محترم · محبوب القلوب · مرغوب
esteghlal استقلال اهواز · استقلال تهران
ester آنزيمهاي ليپيدكافتي · فسفريك مونواستر هيدرولازها · كربوكسيليك استر هيدرولازها · ليپازها · استرازها
esterases استرازها · آنزيمهاي ليپيدكافتي · فسفريك مونواستر هيدرولازها · كربوكسيليك استر هيدرولازها · ليپازها
esterification استریشدن
estero سانتیاگو دل استیرو
esters استرها · استرهای فتاليك اسيد · فتالاتها
esther استر · کتاب استر
esthesia حساسیت
esthesis حس
esthetic ارزش زیباشناختی · مربوط به علم · هنرمندانه
esthetics زیبایی گرایی
estigmene استیگمن
estili حمید استیلی
estimable تخمین پذیر · محاسبه پذیر
estimate اندازه کردن · برآورد · برآورد ریز · برآورد کردن · براورد کردن · تخمین زدن
estimated هزینههای برآوردی
estimating تخمین
estimation تخمين · ارزیابی
estimator قیمت سنج · محاسب · حسابگر
estival تابستانی · تابسانی · صیفی
estivate تا بستا نرا بسر بردن
estivation نهاد
estonia استونی
estonian استونى · استونیائی · استونیایی · زبان استونیایی · استون · استونی
estop جلوگيرى کردن
estrade صفه
estragon ترخون
estrange غریبه بودن · انتقال دادن · منحرف کردن
estrangelo خط ثقیل · سریانی سطرنجیلی
estrangement بیگانگی · شکر آب · غربت · بی میلی · يغما
estremoz استرموز
estrogen استروژن
estrogens استراديول · استيلبسترول · استروژنها · استروژنهای گیاهی · گياهاستروژنها
estrous حرارت جنسي · فحلي · نافحلیت · چرخه استروس · چرخه فحلی
estuaries خلیج دهانهای
estuarine ماهیگیریهای مصبی · محيطزيست مصبي · محیط زیست آب لبشور
estuary خور · مدخل
esula افوربیا اسولا · فرفيون برگي
esurience درندگی · ولع · حرص
esurient بسیار گرسنه · گرگ صفت · حریص · خیلی گرسنه · پرخور · درنده خو
et الخ · وغیره
eta اتا
etat آنجوآن · جزاير كومورو · موهلي · کوموروس · گراند كومور
etc آشفته ام ـ آشفته ای ـ آشفته است الخ · بعرض برسد · جحد کردن · حضرت باری تعالی · حضرت حق · حضرت متمال
etching سیاه قلم
etemad رخشان بنیاعتماد
eteocles اتئوکلس
eternal بیزوال · تابید · جاودان · جاودانی · حادث · خالد
eternally ابدالدهر · جاودانه · جاودان
eterne جاود · جاودان
eternities ابدالا باد
eternity ابدالا باد · ابدیت · ازل · ازلی · خلد · خلود
ethalfluralin اتالفلورالین
ethanecarboxylic پروپانوئیک اسید
ethanethiol اتانتیول
ethanoate استات
ethanoic استیک اسید
ethanol اتانول · اتيل الكل
ethel اتل لیلیان وینیچ · ژولیوس و اتل روزنبرگ · میهن · وطن
ethephon اتفون · اترل · كلرواتيلفسفونيك اسيد
ether اتر · اتیل اتر · اثیر · اطر ـ اتر · عصارههاي اتري · چربی خام
etherases اترازها · هیدرولازها
ethereal نازک
ethernet اترنت · پروتکل نقطه به نقطه روی اترنت
ethers اترها · متوكسيفلوران
ethic اصول اخلاق · کتاب اخلاق
ethical اخلاقیات · اصول اخلاق · کتاب اخلاق · سیرت
ethics علم اخلاق · فلسفه اخلاق · اخلاق · سيرت · اخلاقیات · اصول اخلاق
ethion اتیون · دياتيون
ethionine اتیونین
ethiopia اتیوپی · حبشه
ethiopian بیر اتیوپی · غلام حبشی · منطقه اتیوپیایی · حبشی · زنگی
ethiopic اتیوپیایی · اعداد اتیوپیایی · تقویم اتیوپیایی · تقویم اتیوپیایی عامت عالم
ethmalosa اتمالوزا
ethmoid غربالی · غربال
ethnic اقلیت قومی · قبائل · قوميت · قومی · گروههای قومی · رفتار فرهنگی
ethnicity قومیت · قبائل · قوميت · گروههای قومی · قوم
ethnobotany نژادگیاهشناسی
ethnocentrism نژاد پرستی
ethnography تشریح علمی
ethnology علم طوایف بشر · بشر شناسی
ethofumesate اتوفومسات
ethology آواگری · بازتابهاي شرطيشده · رفتارشناسي · عادتها · فرضيه رفتار
ethoprop اتوپروپ · پروفوس · اتوپروفوس
ethoprophos اتوپروفوس · اتوپروپ · پروفوس
ethoxyquin اتوکسیکین · سانتوكين
ethrel اترل · اتفون · كلرواتيلفسفونيك اسيد
ethyl اتیل · اتیل اتر · الکل سفید · اتانتیول · اتيل الكل · كلرپيريفوس اتيل
ethylcarconate گنه گنه شیرین
ethylcellulose اتيلسلولوز · فراوردههای سلولوز · متيل سلولوز · هيدروكسيپروپيل سلولوز · هيدروكسيپروپيلمتيل سلولوز
ethylene اتیلن · اتیلن اکساید · اتیلن دیبرومید · اتیلن گلیکول · تولید اتیلن
ethylenediaminetetraacetic اتيلنديآمينتترااستيك اسيد · ديمركاپرول · عوامل کیلیتکننده · نيتريلوترياستيك اسيد · پنيسيلامين
ethylic تخمير اتيليك · تخمیر الکلی
ethylmethanesulphonate اتيلمتانسولفاتات
ethylvanillin اتيلوانيلين · وانیلین
etiella اتیلا · اتیلا زینکنلا
etiolation تاریکرستی · تاریکرویی · تاریکروییده
etiology اتیولوژی · بنشناسی · سببشناسی · علتشناسی · کیودشناسی
etiquette آداب · آداب معاشرت · اتیکت · ادبها · علم آداب · تکلف
etirement گوشه نشستن · گوشه گرفتن
etna اتنا
etnology علم طوائف بشر
etremity نہایت
etrumeus اترومئوس
etruria اتروسک
ettringite اترینگایت
etunicatum گلوموس اتونیکاتوم
eturning راجع
etymological صرفی
etymology اشتقاق · ریشه جویی · ریشهشناسی · صرف و نحو · علم اشتقاق · علم صرف
etymon ریشه کلمه
eu بازار مشترك اروپا · جوامع اروپا · جوامع اقتصادي اروپا · حوزه اقتصادي اروپا · اتحادیه اروپا
euastacus اوستاکوس
eublemma اوبلما
eubstance سازگاری
eucalypts اوکالیپتوس · گوم
eucalyptus اوكاليپتوس آبي تاسمانيايي · اوكاليپتوس سیاه · اوكاليپتوس پليبراكتئا · اوکالیپتوس · اوکالیپتوس آسترینژنس · اوکالیپتوس استایژرانا
eucarida هوميگوييان · نرمزرهیان
eucaryotic سلولهاي هوهستهای · سلولهای یوکاریوتی · یاختههاي يوكاريوتي
eucelatoria اوسلاتوریا
eucerophagum دياكما اوسروفاگوم · دیادگما سمیکلوزوم
eucharist عشاء ربانی
eucheuma اوکئوما
euchlaena اوكلنا · جنس بلال · جنس ذرت · اوكلنا مكزيكانا · تئوسينت · زئا
euchresta اوکرستا · اوکرستا فورموزانا · اوکرستا هورسفلدیای
euchromatin اوكروماتين · كروماتين جنسي · کروماتین
euclid اسطقسات اقلیدس · اقلیدس
euclidean اقلیدسی · هندسه اقليدسی
eucoilidae اوکوییلیده
eucommia یوکومیا · یوکومیا اولموییدس
eucommiaceae یوکومیاسه
eucosma اوکوسما
eucryphiaceae اوکریفیاسه
eudaemonia اسایش · شادکامی · شادمان · رفاه
eudaimonia کامرواباوری · اسایش · شادکامی · شادمان · رفاه
eudrilus اودریلوس
eudyptes پنگوئنهای کاکلدار
eugene اوژنیوس · یوجین دبس · یوجین ویگنر
eugenia اوژنيا كوليفلورا · اوژنيا ماكروفيلا · اوژنیا · اوژنیا آکوئهآ · اوژنیا جاوانیکا · اوژنیا مالاسانسیس
eugenics به نژادی · بهنژادی
eugenii آنتونوموس اوژنیای
eugenioides کوفئا اوژنیوییدس
eugenol اوژنول
euglena اوگلنا · اوگلنا گراسیلیس
euglenida اكسيموناديدا · اوگلنيده · تاژكدارها · تاژکداران · ديوتاژكداران · ساركوماستيگوفورا
eugène اوژن دولاکروا · اوژن یونسکو
eukaryotic سلولهاي هوهستهای · سلولهای یوکاریوتی · یاختههاي يوكاريوتي
eulaliopsis اولالیوپسیس
eulecanium اولکانیوم
euler لئونارد اویلر
eulogise ستودن
eulogist ستایشگر · مادح · مداح · ستاینده
eulogistic مداحانه · ستایش آمیز
eulogium مدیحه سرایی · مداحی · ستایشگری · مدح · تشویق
eulogize ستودن · تقریظ کردن · ثنا گفتن · ثناکردن
eulogy بالاخوانی · تشویق · حمد · رثاء · ستايش · ستایشگری
eulophia اولوفیا
eulophidae اولوفیده
eumaeus ائومایوس
eumetazoa هوپسزیان
eumycetes قارچهاي حقيقي · قارچهاي سوپريور · هوجلهها · هوجلگان · قارچها
eumycota قارچهاي حقيقي · قارچهاي سوپريور · هوجلهها · هوجلگان · قارچها
eunk غرق
eunuch آغاباشی · خصی · خواجه · خواجه سرا · طواشی · خادم
euonymus اوونیموس
eupatorium اوپاتوریوم · اوپاريوم اودوراتوم · کرومولنا اودوراتا
eupelmidae اوپلمیده
euphausia اوفوسيا · تيساندسا · مگانيكتيفانس · ریزمیگو
euphemism حسن تعبیر · دست کم گرفتن
euphonic هماهنگ
euphonious خوش صدا
euphony صدای دلپذیر · آهنگ
euphorbia افوربیا · افوربیا آنتیسیفیلیتیکا · افوربیا اسولا · افوربیا لاتیریس · افوربیا پولکریما · افوربیا کاراسیاس
euphorbiaceae اوفوربیاسه · تیره شیرسگ · تیره فرفریون · تیره فرفیون · فرفیونیان
euphorbiae ماكروسيفوم اوفوربيه · ماکروسیفوم اوفوربیائه
euphorbus ائوفروبوس
euphoria رضامندی · افوريا · افوريا لونگانا · دیموکارپوس · دیموکارپوس لونگان · نفليوم لونژما
euphory رضامندی · خوشحالی
euphrates رافدان · رودخانه فرات · فرات
euphratica پده · پوپولوس اوفراتیکا
euphyllura اوفیلورا
eupodidae اوپودیده
eupoecilia اوپهسیلیا · اوپهسیلیا آمبیگوئلا · كليزيا · كليزيا آمبيگوئلا
eupomatiaceae اوپوماتیاسه
euproctis اوپروکتیس · اوپروکتیس کریزورئا
euramericana پوپولوس اورآمریکانا · صنوبر آمریکایی · پوپولوس كانادنسيس
eurasia اروسیا · اوراسیا
eurasian دال سیاه · سهره سبز · مجمع اقتصادی اوراسیا · سهره سرسیاه
eurhythmics معماری
eurhythmy معماری
euripides ائوریپیدس
euro سمبل یورو · یورو
eurolepis سياهكاج دورگه · لاریکس ارولپیس
euromaidan یورومیدان
euronext بازار بورس نیویورک
europa ائوروپه · اروپا
europaea اولئا اروپئا · زیتون اروپایی · زیتون خوراکی · نیتروزوموناس اروپئا · سياهكاج اروپايي · لاريكس اروپئا
europaeus پروانه واران · جوجه تیغی · خارپشت · سرو کوهی
europe اروپا · اروپائی · اروپای جنوبی · اروپای شرقی · اروپای غربی · اروپای مرکزی
europeaeus جوجه تیغی · خارپشت
european آبهاي درونمرزی اروپايي · آبهای درونبوم اروپایی · اتحادیه اروپا · اسپانیایی اروپا · افرنك · انجمن اروپایی آموزش در زندان
europeans غربیون
europium یوروپیم
europol اوروپول
euros یورو
eurosta اوروستا
eurotiales اوروتیالز · آسپرژيلالز · اوروتیالها · پلكتاسكالز
eurotium اوروتیوم
eurovision مسابقه آواز یوروویژن
euryale ائوروئاله
eurydice ائورودیکه
eurygaster اوریگاستر · اوریگاستر انتگریسپس
eurymella آرژيروپيل · اوريملا · كريزوساروس · گزرومگاكيل · مگاکیل
eurystheus ائوروستئوس
eurythmics معماری
eurythmy معماری
eurytoma اوریتوما
eurytomidae اوریتومیده
eurytrema اوریترما
euscepes اوسپس · اوسپس پستفاسیاتوس
euschistus اوشیستوس
eusebius اوزبیوس
euseius اوسیوس · اوسیوس فنلادیکوس · اوسیوس گوسیپی · آمبليسيوس فنلانديكوس · آمبليسيوس گوسيپي · تيفلودروموس فنلانديكوس
euspongia اوسپونژیا
eustachian استاخی · شیور اوستاش · مجرای استاخی · حفره صماخي · لوله استاش · مجراي شنوايي
eustachys اوستاکیس
eustatius سنت اوستاتیوس
eustoma اوستوما · اوستوما روسليانوم · اوستوما گراندیفلوروم · ليزيانتوس روسليانوم
euteiches آفانومیسس یوتیکس
eutelsat یوتلست
euterpe ائوترپه · اوترپه · اوترپه ادولیس · اوترپه اولراسئا
eutetranychus یوتترانیکوس · یوتترانیکوس اوریانتالیس
euthanasia اتانازی · قتل ترحمی · مرگ آسان · انهدام جانوران · بهمرگي
euthynnus اوتینوس
eutreta اوترهتا
eutrichosiphum اوتریکوسیفوم
eutrigla اوتریگلا
eutrophication انباشتگي خوراكهآب · سرشارسازی آب
eutrophus آلکالیژنس اوتروفوس
eutychian اوتوکین
eutypa اوتیپا · اوتیپا لاتا · يوتيپا آرمنياسائه
eutypella اوتیپلا
euxesta اوکزستا
euxoa اوکزوا · اوکزوا اوکروگاستر · اوکزوا مزوریا
eva اوا براون · اوا پرون · حوا
evacuant مفرغ · پاکساز
evacuate تخلیه کردن · باطل کردن
evacuating رانش
evacuation تخلیه · تخلیۀ امماء · دفع
evade طفره زدن · گریز زدن · جا خالی دادن · دامن دوختن · پنهان شدن
evald اوالد ایلینکوف
evaluate تقدیر کردن · فی زدن · ارزیابی کردن · تخمین کردن · اندازه گرفتن · تخمین زدن
evaluation ارزشیابی · ارزیابی زمین · ارزیابی طرح · ارزیابی پدری · داوريكردن · فنون ارزشيابي
evaluator دادرس · قاضی · داور مسابقات
evanesce بسرعت گذشتن · گذشتن
evanescence امحا · اوانسنس · زوال تدریجی
evanescens تریکوگراما اوانسانس
evangel انگلیون · خبرخوش · انجیل
evangelism تبلیغ مسیحیت
evangelist صاحب انجیل · انجیلی · لوقا · متی · آخوند
evangolical انجیلی
evaniidae اوانیایده
evansi تریپانوزوما اوانسی
evaporate بخار شدن · تبخیر شدن · تبخير كردن · تبخیر کردن
evaporated شیر تبخیری
evaporating تبخیر
evaporation اتلاف آب · تبخیر · تبخیر سطحی · سرکوبگرهای تبخیر · ابزارآلات هواشناسي · تانكهاي تبخير
evaporative اشباع آب · بيلان آب · بیلان آبشناختی
evapotranspiration تبخیر و تعریق · منطقه تبخیر و تعرق
evaristus اواریستوس
evasion خلط مبحث · محاله · تعلل · دروغ · طفره · ابهام
evasive طفره آمیز
evasiveness دروغ
evcimik یونجا اوجیمیک
eve آدم و حوا · بیرمون · حواء · همه چیز درباره ایو · حوا · سرشب
evelyn اولین رید
even تودههای جنگلی همسال · حتی · شفع · طاق یا جفت · قاع · ولو
evenfall هنگام غروب · سرشب · شفق · شب
evening ایوار · سرچراغی · شام عمر · شامگاه · شب نشینی · شبانگاهی
evenness همواری · سویه · استواء
evensong نماز شام · نماز مغرب
event اداره کننده رویداد · افق رویداد · حدث · حمل پیشآمد · راه گذار · راه گذر
eventful کذایی
eventide شامگاه · شبانگاه · عصر · سرشب
eventless بی اتفاق
events سبل حوادث · ماجراهای بچههای بدشانس · وقوعات · اتفاقات · وقائع · وقایع
eventuality احتمال وقوع
eventuate منجر شدن
ever از آن یعد · اصلا · تا قیام قیامت · درهر صورت · همواره · کا ابدالاباد
evercoat پاردسو
everest کوه اورست
evergestis اورژستیس
evergreen بی خزان · بیخزان · جنگلهاي مختلط مديترانهاي · جنگلهای مختلط همیشهسبز · جنگلهای همیشهسبز پهنبرگ · همیشه بهار
everlasting ابدمدت · مؤبد · گل دگمه · بیزوال · جاودان · جاودانی
eversmanni موستلا اورسماني · موستلا پوتوريوس پوتوريوس · زردبرها
everta ذرت بو داده
evertsi ریپیسفالوس اورتزی
every آن بآن · از گوشه و کنار · اسفند · اسفندار · اسفندارمذ · الساعه
everybody هر کس · همه کس · همه
everyday روزمره · بذله
everyhow علي رغم · بااینوجود
everyone هر کس
everything الصبر مفتاح الفرج · نظریه همهچیز · هر چیز · همهچیز
everywhere هر جا · همهجا · پویا · همه جا
evict خلع ید کردن · فیصله دادن · مسترد داشتن
eviction خلع ید · اخراج
evidence اشهاد · سر نخ · شہادت · شہادت دادن · شہادت دروغ · مدرك
evidences شواهد · واضحات
evident آشکار · بارز · هویدا · عیان · پیدایی · گشاده
evidently از قرار معلوم · به اشكار
evie حوا
evil بدی کردن · خبیثه · خنازیر · خوب و بد · دیان · رزیدنت اویل
evildoer گناهکار · عاصی
evildoing فراروی
evilness شر
evils سیئات
evin زندان اوین
evince ابراز داشتن
evisceration خالیسازی شکم
evo اوو مورالس
evocation احاله به دادگاه بالاتر
evoke بیرون کشیدن · استنباط کردن
evolution استخراج جذر · تکامل · سرعت داده افزایش یافته برای تحول جیاسام · سیر تکاملی · فرگشت · فوتبال تکامل حرفهای
evolve استنتاج کردن
evulsion قلع وقمع
ew ایش
ewe اوهای · اوهای · شیر میش · موک · میش · پنير گوسفندي
ewer آبتابه · آبدستان · آفتابه · ابریق · لولئین · لولۀ آفتابه
ewerstand تشتڭ
ewes اغنام · غنم · میشها · قوچ · بزدل · گوسفند
ewez ابریق
ewondo اواندو
ex اعضاء · اپلسید · ایکس · روشن زاد · سه ماهه · فعلي
exacerbate خشمگین کردن · بدتر کردن
exacerbation تشدید
exact این ترازو مورا میزند · اجحاف کردن · اخذ کردن · دقیق · علوم دقیقه · عینی
exacting ایجاب
exaction اجحاف · زیاده ستانی · تحمیل · مطالبه
exactly بعینه · بی کم و زیاده · ساعت چہار تمام · انڭ · دقیقانه · با دقت
exactness عینیت · دقت · درستی
exaggerate مبالغه کردن · مبالغه کردن در · گزاف گفتن · غلو کردن
exaggerated اگزژره
exaggeration اغراق · اغراق گوبی · افراط · خالی از اغراق · صنعت اغراق · غلو
exaggerative اغراق آمیز · مبالغه آمیز
exaggerator اغراق گو · افراط کار · مبالغه گو · گزاف گو
exaggeratory مبالغه آمیز
exalt ارتقا دادن · تجلیل کردن · تعالی بخشیدن · تمجید کردن · ستایش کردن · سر افراز کردن
exaltata روتبليا اكسلتاتا · روتبلیا کوشینکینانسیس
exaltation افراختگی · اعتلاء · افراشتگی · ترفیع · سر افرازی · جذبه
exalted اوج گاه · حق تعالی · حق جل وعلا · خداورند تبارك وتعالی · خداوند تبارك وتعالی · افراخته
exaltedness سمو
exalting اعلاء
exam زنده باد · امتحان شفاهی · بازرسی کلی · شفاهی · معاینه عمومی · زبانی
examination آزمايش باليني · آزمایش پسمرگی · از امتحان در آمدن · استنطاق · امتحان · امتحان دادن
examine استنطاق کردن · معاینه کردن · ملاحظه کردن · پوییدن · پژوهیدن · ممیزی کردن
examiner آزمونگر · امتحان کننده · متفحص · مجرب · مدقق · ممتحن
examining مستنطق
example اقتداء · درس عبرت · شخص مرجع · عبرت گرفتن · قدوة · قدوه
examples شواهد · بیمثال
exanimate جامد
exanthem بثورات · قوه با · جلدی
exanthema بثورات · قوباء · قوه با · كاليسيويروس · ويروس اگزانتم تاولي · ويروس نورواك
exasperate بغضب آوردن · آتشی کردن · خشمگین کردن · بدتر کردن
exasperated آتش گرفتن · اوقات تلخ
exasperation اوقات تلخی · بد خلقی · غضب
excalibur اکس کالیبور
excavate حفر كردن · حفر کردن · کاویدن · کندن · گود کردن
excavated کنده
excavation حفاری · خاك برداری · کوه کنی · استخراج معدن · حفرة · كاوش
excavations حفریات
excavator بیل مکانیکی · حافر · کاوشگر · حفار · حفر کننده · کوه بر
exceed از حد گذشتن · افراط کردن · بالاتر بودن · برتری یافتن · بهتر انجام دادن از کسی دیگر · تجاوز کردن
exceeding استثنایی · متجاوز
exceedingly فظیع
excel دق دادن · سر آمدن · برجسته بودن
excellence براعت · تحفگی · تفوق · جناب اقای · خوبی · سبق
excellencies حضرات
excellency اعلیحضرت · بعرض برسد · جناب · جناب اجل · جناب جلالتمآب · جناب مستطاب
excellenet رایع
excellent باهر · بردی · جید · زهی · شگرف · فائق
excelsa برتولتیا اکسلسا · بلوط آفريقايي · داکریودس اکسلسا · ساج آفريقايي · کلوروفورا اکسلسا · کوفئا اکسلسا
excelsior فراگزینوس اکسلزیور · ون معمولي · پودر چوب · پوشال چوب · آرد چوب · تراشه
excentric عجیب و غریب
except اعتراض کردن · الا اینکه · باستثنای · باشتثناء · بجز · بغیر از
excepted مستثنی
exception استثنا · استثناء · استثنا کردن · استثناگذاردن · باشتثناء · بغیر از
exceptionable قابل اعتراض
exceptional استثنائی · استثنایی · شاذ
exceptionally بالا ستثنا
excerpt قطعه منتخب · اقتباس
excerption قطعه منتخب
excerpts مقتبسات
excess اضافات · اضافه · افزونی · بیشتری · تنك آمدن · حشو و زواید
excesses فاضلات · فزونیهای غذایی
excessive تندروی · حاتمی · غلو کردن · می پر ستی · پرپشت · کار آب
excessively بافراط · بتنك آوردن · تنك آوردن · حشری · ممسك · بی اندازه
excessiveness افراط کاری · بسیاری · گزافی · افراط
exchange ارز خارجی · انتشار حرارتی · بورس · بورس سهام · تبادل · تبادل اطلاعات
exchangeability قابلیت تعویض
exchanged عوضی
exchanger صراف
exchangers مبادلهگرهای گرمایی
exchanges بازارهاي فراورده · مبادلههای کالا · بازارهای کالا
exchanging ابدال
excharge اسعار
exchequer خزانه
excise تجدیه تریاك · تحدید تریاك · حذف کردن از · آبکاری · مالیات غیرمستقیم · رسومات
excision اکسیزیون · ریشه کنی · قلع و قمع · قطع · طرد
excitability قابلیت تحریک · کج خلقی
excitableness قابلیت تحریک
excitant محرک · انگیزه
excitation تحریص · تحریك · تحریک · التهاب
excite آغالیدن · اغرا کردن · انگیزاندن · انگیزانیدن · برغالیدن · تحریص کردن
excited خونش بجوش آمد · منبعث · بی عقل · ترغیب شده · تهییج شده · دست پاچه کردن
excitement تہییج · اضطراب کردن · تہیج · جوش و خروش · آشفتگی · انگیزش
exciter آشوب انگیز
excites انگیزنده · مغضب
exciting اغراء · جالب توجه · شور انگیز · شکفت انگیز · شگفت انگیز · شہوت انگیز
exclaim طریدبر آوردن · بانك برآوردن · بانگ زدن · دورواژیدن · صیحه زدن · صیحه کردن
exclaims غریونده
exclamation دو علامت تعجب · علامت تعجب · علامت تعجب سفید · علامت تعجب قرمز · علامت تعجب قلبی · علامت تعجب و سؤال
exclamatory جمله تعجبی
exclude استثنا کردن · مستثنی کردن · برهم نهادن · بسته شدن · تعطیل شدن · جوش دادن
excluded محروم
excluding صافی با انتخاب حذفی
exclusion استثناء · انحصار متقابل · حرمان · انتقاد · خلاصی · طرد
exclusive امتیاز انحصاری · امتیاز مخصوص · حق ارثی · حق ویژه · مناطق بومشناختی انحصاری · منحصربه فرد
exclusively همین · دربست · اختصاص داشتن · صرفا · فقط · اختصاص دادن
exclusiveness نا استواری
excogitate تنظیم کردن · در شگفت ماندن · طرح ریزی کردن · نشخوار کردن · اختراع کردن · چاپ زدن
excogitation ابداع
excommunicate تکفیر کردن · طرد کردن
excommunication طرد · تکفیر · انتقاد
excoriate رسوا کردن · تقبیح کردن
excoriated پوست رفته
excoriation تقشیر · پوست رفتكی · ساییدگی
excoss بیشی
excration لعنت
excrement ریخ · ریغ · عن · فضله · گہی · حدث
excrements مدفوعات
excrescence گوشت زیادی · کوهان · برآمدگی · قوز · تورم · برجستگی
excreta وازدهها · دفع پسمانده · فضولات · نجاست · فضله · پس مانده
excreting تخلیه
excretion ترشح بول · دفع · رشحه · فضولات · نجاست · تخلیه
excretive مفرغ
excretory فضولات · نجاست · فضله · پس مانده · زوائد
excruciate شکنجه کردن · زجر دادن · عذاب دادن
excruciation سکرات مرگ · شکنجه · جان کندن
excsament براز
exculpate تبرئه کردن · تقاص پس دادن · تبرئه كردن
exculpation جای دیگر · دستاویز · عذر · بهانه · تبرئه
exculpatory اعتذاری
excursion گردش بیرون شہر · گشت · گشتوگذار · تفرج · سفر تفریحی · گردش
excursive بی ارتباط · بیربط · استدلالی · برهانی
excursus بحث جزئی · مقاله ضمیمه · پرانتز · پریشان گویی
excusable معذور
excusableness معذوریت
excuse ببخشید · بهانه آوردن · دست از سرکسی برداشتن · دستاویز · عذر غر موجه · عذر میخواهم
excused مرخص بفرمایید · معذور · مرخص · مستعفی
excuses بهانه جو · بهانه جویی · بهانه سازی · تعذیر · تعلل کردن · پوزش پذیر
excusing اعتلال · اعذار · تعذر · عذر خواهی
execrable لعنتی · مکروه · رجیم · ملعون
execrate بیم داشتن از · ترس داشتن از · تنفر داشتن · منزجر بودن · مکروه داشتن · مکروه دانستن
execration نفرین · عمل شنیع · کراهت
executable قابل دوام
executant نوازنده
execute اجرا کردن · اعدام نمودن · اعدام کردن · تیر باران کردن · فرمان بردن · مجری داشتن
executing مجری
execution آدم کشی · اعدام · تیر باران · حکم اجراء · سیاست گاه · مقتل
executioner دژخيم · دژخیم · سیاست گر · میرغضب · گردن زن · جلاد
executive اجرائی · اجرایی · برنامه اجرایی · برنامه ناظر · روال اجرایی · مأمور اجرا
executor مامور اجرا · وصی · قیم · مجری
exegesis تفسیر · تأویل
exegete روشنگر
exemplar نسخه
exemplary عبرت آمیز · عبرت نما · عبرت انگیز · خسارت
exempli براى مثال · براي مثال · مثلا
exemplification تعیین نمونه
exemplify نشان دادن
exempt بخشودن · مستثنی · معاف · معاف کردن · براء · مبرا کردن
exempta اسپودوپترا اگزمپتا
exemption حد تر خص · ازادی · برائت · معافیت · معذوریت
exercise اعمال نفوذ كردن · انصاف دادن · اگزرسیز · تمرين · تمرین · زور آوری
exerciser ورزشکار
exercises فهرست شیندلر · ریاضت کش · ورزشکار · ورزشگاه
exercising تربيت · فرمان روا
exert اعمال کردن · زور زدن · ورزش دادن
exerting دأب · تکلف
exertion جدوجہد · زور ورزی · اعمال زور · ثقل · جہد · کد یمین
exfolite پوست انداختن
exhalation ناه · خاتمه · تف
exhale جاری شدن · سرچشمه گرفتن · بیرون آمدن · تجلی کردن
exhause از کار انداختن
exhaust اگزوز · خروج · دودهاي كارخانه · گازهاي خروجي · از پا در آوردن · سپری کردن
exhausted از یا افتادن · تاسیده · جدو · خسته شدن · کمری · از یا انداختن
exhausting طاقت فرسا
exhaustion فرسودگی خاک · نزف · گرمازدگی · تهیسازی خاک · خستگی · فرسودگی
exhaustive بسیار دقیق · جامع
exhibit حشنه کردن · قلم دادن · نمايش دادن · خود نمایی کردن · رژه رفتن · نمایش دادن
exhibiting خوش سلیقه
exhibition ارائه · مشہر · نظرگاه · نمایشگاه امتعه · موزه · نمایش
exhibitioner ارائه دهنده
exhibitions نمایشگاهها · نمايشهای محصولات کشاورزی · نمايشگاههای تجاری · مناظر
exhibitor ارائه دهنده
exhibits رژه
exhilarant دلگشا · دلگشای · کیف دادن · دلگشایی
exhilarate فرح بخشیدن · روح بخشیدن · روح دادن · شادمان کردن
exhilarated دلشکفته · دلشگفته
exhilarating غم گسل · غمزدا · فرح افزا · مبہج · دلگشا · دلگشای
exhilaration گشادگی · نشاط
exhort نصحیت کردن · شکیباندن · شکیبانیدن · نصیحت کردن
exhortation نصحیت · تشویق · نصیحت · وعظ · تحریک
exhortative نصیحت آمیز
exhumation نبش · نبش قبر
exhume نش کردن
exhuming نبش
exigencey داعیه
exigencies مقتضیات
exigency ضرورت · مقتضا · لزوم · اقتضاء · اورژانس · ایجاب
exigent الزام آور · گریان · مصر
exigua اسپودوپترا اگزیگوا · فوما اگزیگوآ · ملوییدوژینه اکزیگوا
exiguae هیپوسوتر اگزیگوائه
exile آخرین تبعیدی · جلای بابل · راندگی · اجلاء · اخراج شده · تبعید کردن
exilis دیژیتاریا اکسیلیس · فونيو
exist موجود به ژاپنی · موجود بودن · وجود داشتن · برقرار · بودن · بچه ناخوش
existed کان لم یکن
existence تنازع بقا · زیست · فخر کائنات · موجود کردن · موجودیت · مکون
existent موجود · فعلي · کائن
existentialism اگزیستانسیالیسم · هستیگرایی
existing ازلی · موجود · کینونت · فعلي · کائن · برقرار
exists هست
exit خارج شدن · خروجی · پديدار شدن · پلکان اطمینان · خروج · پایین آمدن
exitiosa سینانتدون اگزیتیوزا
exitiosus نازوتیترمس اگزیتیوسوس
exoascales اگزوآسكالز · تافرينالها · تافرینالز
exoascus اگزوآسكوس · تافرینا
exobasidiales اگزوبازيديالها · اگزوبازیدیالز
exobasidium اگزوبازیدیوم
exobiology اخترزیستشناسی
exocarp پوست میوه · برونبر · درونبر · سيتروس آلبدو · ميانبر · پیرابر
exochomus اگزوکوموس
exochorda اگزوکوردا
exocoetus اگزوستوس
exocrine غدد اگزوکرین · غدد برونریز
exodus تراكوچي · سفر خروج · شموت · مهاجرت دسته جمعی · خروج · مهاجرت
exogamy برونهمسری
exogen گیاهان دو لپه
exogonium اگزوگونیوم · اگزوگونیوم پورگا
exon اگزون
exonerate تبرئه کردن · مبرا کردن · تقاص پس دادن · تبرئه كردن
exoneration تبری · روسفیدی · تبرئه · اثبات بیگناهی · پاکی
exophiala اگزوفیالا · وانژيلا
exophobic بيگانه ترس
exophthalmos خروج تخم چشم · خروج عین
exophthalmus خروج تخم چشم · خروج عین
exorbitance بیش از حد · گزافی · افراط
exorbitant از حد بیرون · بیرون از حد · فاحش
exorcism تعزیم · دفع اجنه · سلب مالکیت · طرد
exorcist جن گیر · جنگیر · صاحب نفس · پریخوان · عزایم خوان
exordium تصدیر · سرآغاز · سردفتر · مقدمه · فاتحه
exorista اگزوريستا سوربيليانس · اگزوریستا · اگزوریستا بومبیسیس · اگزوریستا لارواروم
exoskeleton اسکلت خارجی · اگزواسکلتون · ناخن
exosmose حلول خارجی
exosmosis حلول خارجی
exostosis ورم استخوان
exoteric عوامفهم
exotic ارقام بیگانه · اگزوتیک · نژادهای بیگانه · واریتههای معرفيشده · ارقام واردشده · نژادهای واردشده
exotica مورايا اكزوتيكا · مورایا پانیکولاتا
exotoxins اگزوتوکسینها · برونزهرابه
expand منبسط کردن · کنترل توسعه · گسترش دادن · توسعه دادن · بسط دادن · پرورش دادن
expanded بسط یافته · مبسوط · منبسط شده · پلاستیکهای گستردهشده · انشراح · شکفته
expansa مونیزیا اکسپانسا
expanse بسط و توسعه · فضای زیاد
expansibility قابلیت انبساط
expansible قابل انبساط
expansion باز شدگی · درز ریل · یادبود توسعه ملی جفرسون · بسط · گشادگی · توسعه
expansive قابل انبساط · منبسط
expansum پنیسیلیوم اکسپانسوم
expatiate گشاد کردن
expatriation مهاجرت
expect انتظار داشتن · چشم داشتن · توقع کردن · نیاز داشتن · پيش بيني كردن · در شکم داشتن
expectancy امیدواری · سن متوسط · عمر متوسط · پیش بینی · امید · انتظار
expectant درانتظار · متوقع · محوطه قلعه · منتظر
expectation انتظار · اول پیاله و درد · اول پیاله وبدمستی · ترصد · ترقب · توقع
expectations آرزوهای بزرگ
expected مترقب · مرجو · آمدنی · منتظر · انتظار · توقع
expecting مترصد · گوش بدر · گوش بزنڭ · متوقع · آبستن · حامله
expectorant دافع بلغم · سینه نرم کن
expectorants اكسپكتورانتها · داروهای برونكوليتيك · داروهای ضد سرفه · داروهای دستگاه تنفس
expectorate سینه صاف کردن · پرداختن
expectorated اخلاط
expectoration اخلاط · خلط
expedience فرصت طلبی · اقتضاء
expediency مجمع تشخیص مصلحت نظام · ایجاب
expedient تهورآمیز · سلاح دانستن · صلاح دیدن · مقرون بمصلحت · مقتصی · مقتضی
expedite شتاباندن · شتابانیدن
expedited شتابانيده
expedition الغار · ایلجار · ایلغار · سفر ظفر اثر · فور · لشکر کشی
expeditious سه اسبه · سه اسپه · شتاب کار · شتابنده · کرمند · سریع
expeditiousness شتابکاری
expel اخراج کردن · بیرون انداختن · دك کردن · بیرون کردن · خارج کردن
expelled رانده
expelling کرم انداز
expend خرج کردن
expendable قابل خرج
expended تحليل رفته
expending خرج · هزینه
expenditure برآمد · خرج · مخارج · مخارج خانوار · مخارج عمومی · مخارج مصرفکننده
expense حساب هزینه · صورت هزینه · فدیه · نان کسیرا خوردن · یخرج ـ · خرج
expenses اخراجات · خرج دررفته · دخل و خرج · درآمد وبر آمد · سفر حرج · مخارج ثابت عمومی
expensive خیلی گران است · پرخرج · گران · گران بودن · گران کردن
expensiveness گرانی
experi کرم کاری بودن
experience آزمودگی · بتجربه ـ بالتجربه · تجربت · تجربه · خبرت · خبرویت
experienced آزموده · استخوان خرد کردن · امور دیده · با تجربه · تجربه دار · جنك آزموده
experiences تجربیات
experiencing اختبار
experient آزموده
experiment اروین · آزمایش · تجربه · آزمون · آزمودن
experimental آزمايشی · ابزار آزمايشی · جانوران پژوهشی · طرح آزمایشی · عفونت تجربی · جانوران آزمایشگاهی
experimentation آزمايشها · آزمايشهاي ميداني · آزمايشگري باليني · آزمایشگری · آزمایشگری آزمایشگاهی · آزمایشگری اینساکو
experimented آزموده
experiments آزمايشها · آزمايشهاي ميداني · آزمایشگری · آزمایشگری میدانی · تجربیات · کارآزماییها
expert خبره · سامانههای خبره · سیستمهای هوشمند · ماهر · متخصص · متخصص اقتصاد
expertness پختگی · خبرت · خبرویت · مهارت بخرج دادن · خبرگی · سبکدستی
experts مجلس خبرگان رهبری · گروه کارشناسان تصویر متحرک
expiate کفاره کردن
expiation کفارت · کفاره · جبران
expiatory کفاره آمیز · کفاره ای
expiration انقضا · تاریخ انقضا · انقضاء · خاتمه · قلمرو حساب · موت
expire جان تسلیم کردن · بسر شدن · جان سیردن · سپری شدن · منقضی شدن · تمام کردن
expired سپری · منقضی
expiring مردنی
expiry انقضا · مرگ · خاتمه
explain بیان کردن · تعبیر کردن · تفہیم کردن · توضیح دادن · فہماندن · فہمانیدن
explained حالی · مبین · مرموز
explainer گذارنده
explaining تصریح · تفہیم · توضبح واضحات · فسر · توضیح
explana توضیحات
explanation ایضاح · ایضاحا · تأول · تبیان · تبیین · تعریض
explanations توسیح خواستن
explanatory بیانی · مبین
explants ریزنمونهها
expletive اشباعی · تکمیل کننده · تکیه کلام · قسم دروغ
explicit صریح · اپرخیده · تصریح کردن · تفکیکی · صريح · منصرح
explicitly بهصراحت
explicitness صراحت
explode فوران کردن · مستعل کردن · منفجر شدن · آتش گرفتن
exploding طرح کلی گسترده کردن · گسترده کردن · منفجر
exploit استثمار کردن · استخراج کردن · فتح نمایان · بکار گرفتن · کار برجسته · خوان
exploitable قابل انتفاع
exploitation استثمار · انتفاع · انتفاعی · بهره برداري · بهره برداری · عمل انتفاعی
exploited معتاد
exploiter بهره کش · سو استفاده کننده · نابکار · استفاده کننده · معتاد
exploits هفتخوان
exploration اکتشاف آب · سیاحت · مریخنورد · معرفی گياه · استکشاف · اکتشاف
explorations کشفیات
exploratory ماهیگیری اکتشافی
explore سیاحت كردن · استکشاف نمودن · اکتشاف کردن · پژوهش کردن · جستجو کردن
explored استکشافی
explorer اینترنت اکسپلورر · جستجوگر شبکه · سیاح · کاوشگر نرم افزار ویندوز مایکروسافت · جستجوگر · مکتشف
explorers روی ماه قدم گذاشتیم
explosion انفجار جمعيت · انفجار جمعيتي · تغيير جمعيت · دینامیک جمعیت · انفجار · پویایی جمعیت
explosions انفجارها
explosive آتش بار · آتش گیر · قابل انفجار · ماده منفجره · ماهیگیری انفجاری · ناری
explosives ترينيتروتولوئن · مواد منفجره · ناری
explosivity نمایه شدت فوران آتشفشان
expo ارائه
exponent استدلال کننده · وکیل مدافع · نما
exponential تعریفی · تشریحی
export اعتبارات صادرات · بیمه صادرات · تجارت صادرات · ترویج صادرات · سرمایهگذاری مجدد صادرات · سوبسیدهای صادرات
exportation صدور · کالای صادره · صادرات
exported صادر
exporter صادرکننده
exporting اتحاديه كشورهاي صادركننده موز · اتحادیه کشورهای صادرکننده موز · صدور
exports صادرات
expose باز گذاردن · بمنصۀ ظہور آوردن · در معرض خطر گذاشتن · درخطر · ظاهر کردن · موضوع بحث قرار دادن
exposed آفتاب خوردن · آفتاب رو · آفتاب روی آن می افتد · روباز · نسار · اشکار
exposing تعریض
exposit واضح کردن · گشاد کردن
exposition مشہر · نمایشگاه امتعه · نمایش · تفسیر · نمایشگاه · بیان
expositor شارح
expostulation معاتبه · نکوهش
exposure هواخوردگی · ویژه گی اصلاح نورسنج · ویژه گی جبران اشتباه نورسنج · معرض · در معرض نور خورشيد · سپیدایی
expound تاویل کردن · واضح کردن · گشاد کردن
expounder مفتی
expounding تأویل
express ابراز کردن · بعبارت درآوردن · تقریر کردن · خوشی کردن · رأی دادن · سر سلامتی گفتن
expressed افشره · بزبان آمدن · زغیده · عصاره · شیره · پولی
expresser عصار
expressing توبیخ آمیز · سرزنش آمیز · بد نفس · دلالت
expression بیان ژن · بین الهلالین · روبہ · زبان محاوره · عبارت · عبارت باقاعده
expressionism هیجاننمایی
expressionless صورت بیحالت · بی حالت · نارسا · پوست کلفت
expressive بامعنی · شکایت آمیز · مشعر · معنی دار · پرمعنی · اثبات كننده
expressly منصوص
expressway بزرگراه شهید چمران · جاده وسیع · شاهراه · بزرگراه
expropriation سلب مالکیت · خريد اجباري زمين
expulsion اخراج · راندگی · رانش · خلاصی
expulsive دافع
expunge حذف کردن از · خراب كردن
expurgate تنقح کردن
expurgation تنقیح
exquisite خوش سلیقه · شگرف · شہی
exquisiteness شگرفی
exserohilum اکزروهیلوم · اکسروهيلوم تورسيكوم · دركسلرا تورسيكا · هلمينتوسپوريوم تورسيكوم · ستوسفریا تورسیکا
exsert برآمده بودن
ext نوبت گاه · نوبت گر
extemporaneous بدیهه گوئی · زودانداز · ارتجال
extemporaneously بالبداهه
extempore اقتراح
extemporize بالبداهه گفتن · سرهمبندی کردن
extemporized مقتضب
extemporizer مرتجل
extend برفشاندن · سیم کشی کردن · امتداد دادن · برآمده بودن · تمدید دادن · توسعه دادن
extended ارقام فارسی · امتداد یافتن · باسط · تمدید یافتن · دراز شدن · عریض شدن
extender ممدد
extending داد گستر · باسط · تمدید · عمیم · ممد
extensibility قابلیت تمدید
extensible زبان امتدادپذیر رویانداز سبک · زبان توسعه پذیر · قابل تمدید
extensification گستردهسازی
extension اطاله · برنامههای ترویج · ترویج کشاورزی · داد گستری · سیم کشی · فعالیتهای ترویجی
extensions پسوندهای ایمیل چند منظوره
extensive توليد انبوه · دامداري · دامپروری گسترده · زراعت غیر محدود · زراعت گسترده · وسیع
extensor ماهیچه بازکننده
extent تا حدی · تا حدیکه · تا یك اندازه · تاچه حد · فراخی · مدین غایت
extenuate سبک کردن
extenuated مخفف
extenuation تخفیف · بیحالی · هزال · کاهش · لاغری
exterior بیرونی · خارج · خارجی · ظاهری · قوس خارجی · ایشیك آقاسی
exteriorise ظاهری دانستن
exteriorize ظاهری دانستن
exterminate منقرض کردن · ریشهکن کردن · منهدم کردن · برکندن · رفع و دفع کردن · ریشه کن کردن
extermination براندازی · استئصال · استیصال · نابودی · کشتار دسته جمعی
exterminator دافع حشرات
extern واقع در خارج · خارجی
external بدهی خارجی · بورد نمایشی خارجی · جدول برونی · حواس خسه · حواس ظاهره · شفتین کبری
externalise ظاهری دانستن
externalize ظاهری دانستن
externally بظاهر · در ظاهر · دوای مالیدنی · ظاهر دار
externals علائم خارجی
extertion اجحاف
extinct دماوند · منقرض
extinction اطفاء · انطفاء · انقراض گونه · گونه در معرض انقراض · گونه در معرض نابودی · براندازی
extinguish آتش خاموش کردن · اطفاء کردن · اطفائیه · خاموش کردن · اطفائی · منفجر شدن
extinguished انطفاء · کشته
extinguisher خاموش کننده آتش · خفه کن
extinguishing اطفاء
extirpate از بن برکندن · از ریشه در آوردن · از ریشه کندن · بیخ کن کرد ن · ریشه کن کردن · قلع وقمع کردن
extirpated ریشه کن
extirpating قالع
extirpation ریشهکنی · قلع وقمع · ریشه کنی · قلع و قمع · قطع
extol حمد کردن · مدح کردن · ارتقا دادن · ستایش کردن · تمجید کردن · بالانیدن
extolled ممدوح
extolling مدح
extolment تجلیل · جلال · نیایش · مدح · تحسین
extort اخذ کردن · غصب کردن
extorter غاصب
extortion درازدستی · دمجا · دمه جا · زیاده ستانی · اجحاف · غصب
extortionary غصب آمیز
extortionate جابرانه · غصب آمیز
extortionately غصبا · جابرانه
extortioner اخاذ · کلاش
extortionist اخاذ · کلاش
extortions اخاذی
extra فرد اعلی · فردا کمل · اضافه کار · اضافی · زیاده · زیادی
extrabuccal تغذیه بروندهانی · تغذيه از راه بيني · تغذيه با لوله · تغذيه قطرهاي
extracellular مايع برونسلولي · مايع درونسلولي · مایعات بدن
extract رب سوس · ری سوس · عصارۀ ریوند · نژیدن · چوب عصاره · گلاب کشیدن
extracted مستخرج
extraction استخراج · استخراج ابربحراني کربن دیاکسید · استخراج ابربحرانی سیال · استخراج با حلال · استخراج با فشار · استخراج بذر
extractor مستخرج
extractors استخراجكنندهها · الكها · سیکلونها · جداسازها
extracts روغن چريش · عصاره دانه چريش · عصارهها · عصارههای بافت · عصارههای بذر · عصارههای سبزی
extradite مقصرين را پس دادن
extrados قوس خارجی
extragalactic فراكهكشانی
extranuclear توارث برونهستهاي · توارث سیتوپلاسمی · توارث غير مندلي
extraordinaire فوقالعاده
extraordinary ایلچی فوق العاده · خایۀ غول شکستن · عجاب · فوق العاده · غلو · فوقالعاده
extrapolate قیاس کردن
extrapolation برون یابی
extrasensory روشن بینی · بصیرت
extraterritorial خارج الارضی
extrauterine آبستنی برونرحمی · آبستني برونزهداني · آبستني شكمي · آبستني لولهاي · حاملگی برونرحمی
extravagance اسراف · ولخرجی · افراط کاری · خوش گذرانی · گشاد بازی · گزافی
extravagant دست ودلباز · مسرف · ولخرج · گشاد باز · مسرفانه · پرپشت
extraversion برونگرایی
extravert برونگرای
extraverted برونگرای
extravertive برونگرای
extremadura اکسترمادورا
extreme تب خفیف · تصرف هوا · دوق زده · استئصال · استیصال · افراط کردن
extremely ازپا در آمد ن · بغایت · بمنتها درجه · بمنتهی درجه · بی اندازه · بینهایت
extremes افراط و تفریط کردن · افراط و تقریط · مقاومت به فزونيهاي دما · مقاومت به دما · بی اعتدالی کردن
extremism افراط گرایی · عقیده افراطی · افراط کاری
extremist افراطی
extremities اطراف سافله · اطراف عالیه · اقصاء · بجان آمدن · بجان رسیدن · قافیه اش تنگ شد
extremity مستاصل · مستاصل کردن · انتهاء · بغایت · غایت · منتہی الیه
extremum اکسترمم
extricate رها کردن
extroversion برونگرایی
extrovert برونگرای
extroverted درشرف · برونگرای
extrovertive برونگرای
extrude بیرون آمدن
extrusion آشپزی روزنرانی · روزنرانی · شکلدهی با فشار · اخراج · کوهان · برآمدگی
exuberance جدیت · غیرت
exuberant پر پشت · تیپ · پرپشت · سرشار · فیض بخش
exuberate افاضه شدن · لبریز بودن · وجد کردن
exudate بیرون دادن · تراوش کردن · تراوش
exudates ترازهشها · تراوهها
exudation تراوش · رشحه
exudations ترشحات
exude تراوش کردن · بیرون دادن · ترشح کردن
exuding مترشح · تراوش
exult افاضه شدن · لبریز بودن · شادی کردن · وجد کردن
exultance ابتهاج
exultant حاکی از پیروزی · فاتحانه · فریاد پیروزی · منصور
exultation تہلل · پروازه · شادمانی · هلہله · تہلیل
exulting حاکی از پیروزی · فاتحانه · فریاد پیروزی · منصور · شاد
exupéry آنتوان دو سنتاگزوپری
exuviae غنيمت · غارت کردن
exuviate پوست انداختن
exxonmobil اکسان موبیل
exy قیمتی · گران
ey ای ایران · ای رقیب
eyas قوش دم طولك
eye ازیك چشم کور · باصره · بصر · بیاض العین · بیك چشم بر هم زدن · بیماریهای چشم
eyeas قوش آشیانی
eyeball تخم چشم · مقله · کره چشم · خروج تخم چشم · خروج عین · پاییدن
eyebrow ابرو · برو · طاق ابرو · حاجبی · حاجب · پیشانی
eyebrows هلال ابرو · پیوسته ابرو · کمان ابرو · گشاده ابرو · وسمه
eyed بلک آید پیز
eyedropper قطره چکان چشمی
eyeglasses مشخصات · عینک
eyehole چشم کوچک
eyelash مژه · مژگان · تازیانه · تسمه · شلاق
eyelashes سرتیز · مژه · مژگان
eyelet چشم کوچک · چشم
eyelid سقوط جفن · پلك چشم · پلک · پلک چشم · پیله · کلاهک
eyelids شبكيه · عدسيهاي چشم · قرنيه · ملتحمه · پلك سوم · پلكها
eyes ابصار · اعیان · اکتحال · بسر و چشم · بسر وچشم · بوسه خجالتی
eyesight رویت · بینایی · بینش · مشاهده
eyespot چشم اولیه
eyestrain خستگی چشم
eyetooth دندان نیش
eyewash تملق
eyewitness شاهد عینی
eynoddin عین الدین
eyre دریاچه ایر
ezafe نقشنمای اضافه
ezekiel حزقیال
ezra عزیر
ezzatolah عزتالله انتظامی
Dictionary data from PanLex , licensed CC0 1.0 . Persian (pes-000) expressions joined to English glosses through shared PanLex meaning ids, senses ranked by the number of corroborating meaning groups, glosses longer than 6 words dropped, and an English-to-Persian index added.