English – دری : Q
331 of 64884 words
q تب کیو · عبدالقدیر خان
qabala قبله
qabbani نزار قبانی
qaboos قابوس بن سعید
qabus گنبد کاووس
qaderi کمال اسفرم
qaemshahr شهرستان قائمشهر
qaen قائن
qaf ق
qaiwain امالقیوان
qajar آقامحمدخان قاجار · احمدشاه · فتحعلی شاه قاجار · قاجار · محمد شاه · محمدعلی شاه
qakh قاخ
qalandar دده
qalat قلات
qale کاک قادر
qamishli قامشلی
qana قانا
qandahar قندهار
qanuni یونس قانونی
qapu عالیقاپو
qarqar نبرد کرکر
qarshi نخشب
qaruh قاروه
qashqadaryo استان قشقهدریا
qashqai قشقائی · نیسان قشقایی
qasida قصیده
qasim لیلا قاسم
qat قات
qataban دولت قتبان
qatar قطر · كشور قطر · عربستان
qatari ریال قطر
qaumi قومی ترانه
qavam احمد قوام
qazakh قازاخ
qazvin قزوین · مسجد جامع قزوین
qazvini عارف قزوینی
qazvīn استان قزوین
qc گواهینامه وکیل دعاوی
qctavo هشت تا یك ورق
qdadrumana حیوانات چہاردست
qena استان قنا
qeshm جزیره قشم · شهرستان قشم
qezel قزل اوزن
qibla قبله
qin چین شی هوانگ
qina استان قنا
qing جیانگ چینگ
qingdao چینگدائو
qinghai تسينگهاي · کینگا · کینگهای
qizilbash قزلباش
qnadrinomial چہار جمله ای
qobustan قبوستان
qom استان قم · قم
qomolangma کوه اورست
qtr سهماهه
qts کوارت
qua امر لازم · امر ناگزیر
quack شارلاتان · صدای اردك · طبیب شارلاتان یاخرریك کن
quackery شارلاتان بازی · حقه بازی
quad قطعه سربی · چهار گوشه · مربع
quadrangle چهار گوشه · چهار ضلعی · مربع · چهار گوش
quadrangular جہار گوشه · چہار گوش · چہار گوشه
quadrangularis پاسیفلورا کوآدرانگولاریس · گراناديلای غولپيكر
quadrant ربع دایره
quadraspidiotus کوادراسپیدیوتوس · کوادراسپیدیوتوس پرنیسیوسوس
quadrat گوادرات
quadratic معادلۀ درجه دوم · منشور قائم · برنامهريزى بازگشتي · برنامهريزى درجهدوم · برنامهريزى عدد صحيح · برنامهريزي رياضياتي
quadratics درجه دوم جبر ومقابله
quadratrix خط تربیع
quadrature تربیع
quadrennium دوره چهارساله · مدت چهار ساله · چهارسال
quadric ربعی
quadrilateral قطر چهار گوش · چهار ضلعی · چهار گوش · چهارضلعی · چهارور · چهار گوشه
quadrilineatus ماکروستلس کوادریلینئاتوس · ماكروستلس فاسيفرونس
quadrille رقص گروهی
quadrillion کوادریلیون
quadrimaculatus آنوفلز کوآدریماکولاتوس
quadripartite چهارجانبه · چہار جزئی
quadrumana حیوانات چہار دست
quadrumane حیوان چہار دست
quadrumanous حیوانات چہار دست · چہار دست · چہاردست
quadruped ستور · چهار پا · چہارپا · بهیمه
quadrupeds حیوانات چہارپا · بهائم · مواشی
quadruple چہار برابر · چہار ضربه · چہاربرابر · چہارضربه · چهاربرابر
quadruplet گروه چهارتایی · چهار
quadruplets برادرها · خواهرها · دوقلوها · سهقلوها · همپدمارها · چهارقلوها
quadruplex چهاربرابر
quadruplicate چهاربرابر
quaff سر کشیدن · قورت دادن
quaffer پیاله پیما · پیاله کش
quag بطلق · مانداب
quagmire خلاب · باتلاق · سیاه آب · بطلق · مانداب
quahaug کواهوگ · کواهوگ اقیانوسی
quahog کواهوگ
quail بدبده · بلدرچین · ورتیج · وشم · کرڭ · سلوی
quailcatcher وشمگیر
quails بلدرچینها · من وسلوی · كوتورنيكس كوتورنيكس · كولينوس
quake سری بازی های لرزش · لرزش داشتن · بومهن · زلزله · زمین لرزه · زمینلرزه
quaking دجل · زلزال · لرزه
qualification شرایط · شرط لارم · صلاحيت · صلاحيت تحصيلي · وصف · صلاحیت
qualifications شرایمل عضویت · معلومات
qualificative صفتی
qualified در مضیقه · اتصاف · موصوف · قابل
qualify ترشیح · توصیف نمودن
qualifying محدود
qualitative تجزیه کیفی · فنون تجزيه كيفي · کیفی · کیفیتی
qualities اعراض روحانیه · نیكو خصال · پسندیده خصال · خوب سیرت · شمائل · شمایل
quality آمرزندگی · برچسبهای کیفیت · بیمه کیفیت · دوره حيات پسبرداشت · ذخيرهپذيري · زایشگاه
qualm حالت تهوع · عدم اطمینان · غثیان · بیم · تردید
qualmish غثیانی
qualms وجدان
quandary تحیر · وضع دشوار · وضع خطرناک · مسئله غامض · مخمصه
quangos سازمانهای نیمهخصوصی
quantification تعریف
quantisation تدریج
quantise تدریجی کردن
quantitative تجزیه کمی · فنون تجزيه كمي · مقداری · ژنتیک کمی · بر آورد مقادیر · کمی
quantities بطور یکجا · اضعاف · جمله خریدن · مقادیر
quantity کمیت · کمیتهای فیزیکی · اندکی · حسب · مقدار · تصوری
quantization تدریج
quantize تدریجی کردن
quantum عدد کوانتومی · مکانیک کوانتوم · مکانیک کوانتومی · کوانتم · کمیت · مبلغ
quarantine قرنطینه · قرنطینه کردن · قرنطینهکردن · محل قرنطینه
quarg کوارگ
quark کوارک
quarkxpress کوارک اکسپرس
quarrel استهیدن · بہم انداختن · جنك زرگری · دعوی · ستیزیدن · مشاجرة
quarrels حرف گیر · ستیزنده
quarrelsome جنگار · ستیزجو · ستیزجوی · ستیزرو · ستیزروی · عربده جو
quarrelsomeness ستیزندگی · فتنه جویی · کافر ما جرایی · جنگجویی · سترگی · بربر
quarry معدن سنك · معدن سنگ · توده انباشته · طعمه · قربانی · کان
quart کوارت
quartan تب ربع · نوبه ربع · چهار روز یکبار
quarter الامان · به پنج · بیست و پنج سنتی · ربع اول قمر · ربع ساعت · ربع قصر
quartering زاویه نود درجه · تردد
quarterly سه ماهه
quartern یک چهارم پوند
quarters ارباع قمر · دست بگریبان شدن · دست بیخه · دست بیخه شدن · قزاقخانه · نیمشقهها
quarterstaff چماق
quartet گروه چهارتایی · چهار
quartile جمعيت
quarto ورق ربعی · چهارتا یك ورق · چہار تایك ورق · ربعی
quarts کوارت
quartz کوارتز
quasidirect مفعول صریح مجازی
quasiindirect مفعول غیر صریح مجازی
quassia کوآسیا
quatern گروه چهارتایی
quaternary ترکیبات آمونیوم چهارتایی · چہار جزئی
quatorze چہار آس · چہارسر
quatrain رباعی · تربیع · تربیع کردن
quattrocento قرن چهاردهم
quay دیوار ساحلی · اسکله · رصیف · بندرگاه
quayage حقوق بندری
quba مسجد قباء
qubadli قبادلی
quchan قوچان
quds نیروی قدس
queasiness عدم اطمینان · حالت تهوع · تهوع
queasy دلواپس
quebec استان كبك · کبک
quechua که چوا · کچوایی
queen باملكهگي · بيملكهگي · بیبی · زنبورهای ملکه · سلطانه · سنۀ جرت مئه
queenlessness باملكهگي · بيملكهگي · زنبورهای ملکه
queenlike همایون
queenly همایون
queenrightness باملكهگي · بيملكهگي · زنبورهای ملکه
queens کوینز · چہارسر
queensland دانشگاه کوئینزلند · دانشگاه کوئینزلند مرکزی · کوئینزلند · کوینزلند · سیدا · كنف كوينزلند
queer گرفتار شدن · من درآوردی · مستغرب · غرابت داشتن · مست لایعقل · بی نتیجه گذاردن
queerly ادا در آوردن
queerness غرابت
quelch هری کوئلش
quelea کیولئا
quell فرونشاندن · خفه کردن
quelled فتنه فرو نشست · فرونشستن
quench رفع عطش کردن · سیراب کردن · عطش خودر افرو نشاندن · اطفاء کردن · معتدل شدن · فرونشاندن
quenched خوشنود · راضی · قانع · ریان · فرونشستن
quenching اطفاء
queneau ریمون کنو
quenselia کوئنسلیا
quentin کوئنتین تارانتینو
quercetin کوئرستین
quercina ددالئا کوئرسینا
quercitron بلوط سیاه
quercus بلندمازو · بلوط آبزي · بلوط آبي · بلوط بيپايه · بلوط جنگلي · بلوط سبز
quercuum کرونارتیوم کوئرکوم · كرونارتيوم كوئركوم فوزيفورم · کرونارتیوم فوزیفورم
queretaro کوارتارو
querier سوال کننده · پرسشگر
quern آسیاب دستی · دست آس ـ دستاس
querulous گله مند
query جستجو اتحاد · جستجو ضمیمه · جستجو محاسب · جستجوجدید کردن · جستجوی اجرایی · جستجوی انتخاب
quest جویش · طلب · جستجو · تلاش · دنبال
quester جستجو کننده · جویا
question به مبارزه طلبیدن · سؤال · سوئال · علامت تعجب و سؤال · علامت سؤال سفید · علامت سؤال قرمز
questionable مشکوک · قابل تردید · قابل بحث
questioner پرسنده · سوال کننده · پرسشگر
questioning شکاک · مربوط به اندیشه · پی جو · مستفسر · کم باور · استفسار
questionnaire پرسشنامه
questionnaires پرسشنامهها
questions سؤالات رایج · مسلمات · معضلات · قضائیات · اقتصادیات · مواد
quetch شکایت کردن
quetelet آدولف کوتله
quetta کویته
quetzal کتزال گواتمالا
quetzals کتزال گواتمالا
queue صف · صف ارسال · صف تحویل · صف تحویل صندوق پستی · صف غیر قابل دسترسی · صف پیغام های سمی
quezon فیلیپین
qui گلن کیم
quibble محاجه کردن · خرده گیری · محاجه · ایهام · چیستی · پرخاش کردن
quick بندهای چابک · تور سریع · تیز فہم · جستجوی سریع · روش های سریع · زعاف
quicken تند کرد ن · تیز کردن · از سر گرفتن · تند شدن · تند کردن · تندتر شدن
quickening احیاکننده
quicker اسرع
quickest اسرع
quicklime آهك آب ندیده · آهك زنده · گچ
quickly بسرعتی هرچه تمامتر · بهتندی · بهسرعت · سرعة · سریعا · باسرعت
quickness تندی · سرعت انتقال · سبك خیزی · فرزی · زودی · سرعت
quickpaced تیز رو · تیزرفتار
quicksand دزدریك · ریگ روان · ماسه بادی
quickset خفجه
quicksilver آبك · زیبق · سیماب · جیوه · بی وفا · سیمابی
quickstep رقص تند
quickthorns کراتگوس
quickwitted تند فہم
quid عوض · لقمه جویده · یک لیره
quiddany مربای به
quidditch کوییدیچ
quiddity ماهیت · چیستی · خرده گیری · محاجه
quiesce حرف نزدن
quiescence کمون · رکود · سکون
quiescency کمون · رکود · سکون
quiescent غیر متحرك · ساکن کردن
quiet آرام · آرام شدن · آرام کرفتن · دن آرام · ساکت باش · سکون
quieten خاموش شدن · حرف نزدن
quieting راحت افزا · راحت بخش · ترویح
quietly راحت نشستن
quietness آسودگی · آرامی · ملایمت · آرامش · سکون
quietude آسایش · آسودگی
quietus رهایی
quill تیغ جوجه تیغی · قلم پر · شاهپر · قلم
quillou كوفئا آرابيكا استولمانياي · كوفئا اوگانده · كوفئا روبوستا · كوفئا كيلوئو · كوفئا ماكلودياي · كوفئا ولويتشياي
quills قلمپرها
quilt لحاف · لحاف چهل تکه · بستر آهنك · دواج · ژدن · بالاپوش
quilted کلجه
quiltedwith کجاغند · کجاکند
quilter لحافدوز
quilting لحافدوزی · آجیده
quiltmaker لحافدوز
quin پنج قلو
quinacrine كيناكرين · كينين · کینولین آلکالوییدها
quinalphos کینالفوس
quinapyramine آميكارباليد · داروهاي ضد تريپانوزومي · داروهای ضد پیشزیانی · ديمتريدازول · ديمينازين · سورامين
quinary پنج تایی
quinata بومباکوپسیس کیناتا
quince به · بهدانه · بهی · درخت به · سفرجل · شغال به
quinces بهها
quincy جان کوئینسی آدامز
quine ویلارد ون اورمن کواین
quinine جوهر گنه گنه · گنه گنه · گنه گنه شیرین · كيناكرين · كينين · کینولین آلکالوییدها
quinn آنتونی کوئین
quinoa غازپاي · غازپای · کنوه · کنوپودیوم کینوآ
quinoline کینولین آلکالوییدها · كيناكرين · كينين
quinolines کینولینها
quinones کینونها
quinquagenarian شخص پنجاه ساله
quinquagenary پنجاه ساله · پنجاهمین جشن
quinquefasciatus کولکس کینکوفاسیاتوس
quinquefolia گل حسرت
quinquefolius پاناکس کینکوافولیوس · خون
quinquennial پنجساله
quinquennium دوره پنج ساله · دورۀ پنج ساله
quinquilateral پنج ضلعی · پنج پہلو
quinquina پوست گنه گنه
quinquipartite پنج جزئی
quinquogenarian پنجاه ساله
quinsy زهرباد · خناق
quint پنج قلو
quintal قنطار
quintana کینتانارو
quintessence لب لباب
quintessential حداکثر
quintet پنجگانه
quintette پنجگانه
quintozene کینتوزین · پنتاكلرونيتروبنزن
quintuple پنج برابر · مخمس · پنجگانه
quintuplet پنج قلو · پنجگانه
quinua غازپاي · غازپای
quinuronium آميكارباليد · داروهاي ضد تريپانوزومي · داروهای ضد پیشزیانی · ديمتريدازول · ديمينازين · سورامين
quip طنز · سخن نیشدار · هجا · طعنه · لطیفه
quire یك دسته کاغذ
quislingism دست نشاندگی · همدستی
quisqualis آمپلومیسس کوییسکوالیس
quit بازار برچیدن · بری الذمه · جلای وطن کردن · استعفا دادن · رها · فارغ
quitclaim ترك دعوی
quite آرمیدن
quito کوئیتو · کیتو
quitoense سولانوم کیتنس
quits سروتن
quittance ابراء ذمه · رسید · ابراء · قبض
quitter شقاق جلدی
quittor سقاق غضروفی
quiver ترکش · تیردان · تیرکش · شغا · غیبه · لرزاندن
quixote دن کیشوت
quiz پرسش و آزمون · چیز عجیب · کوئیز · آزمایش کردن · مسخره کردن
quizz دست اندازی
quizzer امتحان کننده · آزمونگر · ممتحن
qumis قومس
quo حالت طبیعی · وضع فعلی · وضع موجود · وضع کنونی · حال حاضر · عوض
quodlibet نکته عالی · نکته قابل
quoin سنگ زاویه
quoits لیس بازی
quorum حد نصاب · عده برای مذاکرات کافی نیست
quota سهمیه · سهمیهبندی تولید · بنیچه · سهم
quotas سهمیههای وارداتی · قسطی
quotation ارسال مثل · علامت نقل قول باز · علامت نقل قول بسته · نقل قول مستقیم · نقل قول · گیومه
quotations مقتبسات
quote مظنه دادن · نقل قول کردن · جاي خالي را تبليغ كردن
quoted مورود
quotidian تب مواظب · تب یومی · نوبه مواظبه · نوبۀ مواظبه · هرروزی · روزمره
quotient بهر · خارج قسمت · ضریب تنفسی · ضریب هوشی
quoting تمثل
quotinoctian شبی
quran قرآن
quraysh قریش
qurayza بنیقریظه
qus قوص
qusar قوسار
qutb سید قطب
québec کبک
qyzylorda وقت تابستانی قیزیلاوردا · وقت عادی قیزیلاوردا · وقت قیزیلاوردا
Dictionary data from PanLex , licensed CC0 1.0 . Persian (pes-000) expressions joined to English glosses through shared PanLex meaning ids, senses ranked by the number of corroborating meaning groups, glosses longer than 6 words dropped, and an English-to-Persian index added.